پاسخ به سؤالات
1- در مورد اجابت حاجت برای شفای چشمان بیماری پرسیده شده و التماس دعا داشتهاند. حاجیهخانم در پاسخ توضیح دادند: کسی که چشمانش مشکل دارد دو چشم نقره نذر حضرت ابوالفضل کند و شبی توسل به ایشان گرفته و چشمها را زیر سر بگذارد و بعد یا خودش به حرم حضرت ابوالفضل برود یا کسی چشمها را ببرد و هدیه کند به حرم، ان شاالله حاجتروا میشود.
2- در مورد حد صلهرحم پرسیده شده و اینکه با هرکسی از اقوام که اعتقادش مثل ما نیست رفتوآمد کنیم؟ حاجیهخانم در پاسخ توضیح دادند: فرموده شده رحم وصل به عرش خداست کسی که آن را قطع کند ارتباطش را با عرش خدا قطع کرده است. پس اگر در اقوام کسی بود که ازلحاظ حجاب و اعتقادات با ما فرق داشت این دلیل قطع ارتباط نیست، بلکه با رعایت حرمت عقیده هم رفتوآمد کنید. امام علی علیهالسلام فرمودند: به مقدسات دیگران اهانت نکنید تا به مقدسات شما اهانت نکنند. (البته لعن با اهانت فرق دارد.) اینکه امسال اینهمه دستههای عزای امام حسین در محلههای سنی نشین برپا شد و همچنین امام حسین زائران سنی بسیاری دارد، لازمه اینها حفظ حرمتها است.
3- سؤال پرسیده شده که چرا باید نماز را عربی بخوانیم؟ حاجیهخانم در پاسخ توضیح دادند: املا اینکه این سؤالها دیگر سؤالات روز نیست و باید مردم در این مسائل اولیه توجیه شده باشند. چون ما یابنده هستیم یا نیستیم، اگر بنده خدا هستیم باید اهل عمل باشیم نه اینکه در مورد هر مسئلهای بپرسیم چرا! خدا دستور داده نماز را عربی بخوانیم و این کار را هم انجام میدهیم، هرچند که این کار دهها دلیل هم دارد که مختصراً اشارهای میکنیم: باید توجه داشته باشیم که هر چیزی در این دنیا قوانین مخصوص به خود را دارد، مثلاً اگر قرار است با هواپیما سفری داشته باشیم در هر جای دنیا خلبان به زبان انگلیسی صحبت میکند، چون زبان بینالمللی پرواز انگلیسی است. زبان بینالمللی اسلام هم عربی است. نکته بسیار مهم این است که حتی مثلاً اگر بخواهیم نماز را ترجمه کنیم و ترجمهاش را بخوانیم مشکل بزرگی که وجود دارد این است که کلمات و جملات عربی معانی مختلفی دارند؛ مثلاً الحمدالله ربالعالمین معانی مختلفی دارد و اگر ما بخواهیم ترجمهاش را بخوانیم نمیدانیم که منظور خدا کدام معنی بوده که دقیقاً همان را بخوانیم. ضمناً خود لحن عربی هم تأثیرگذاری خاصی دارد. بهتر است در این زمینهها مطالعات خود را بیشتر کنیم و در ضمن به مسائل مهمتری که دنیای امروز اسلام با آن سروکار دارد توجه بیشتری داشته باشیم.
در آداب زیارت حرم امام حسین علیهالسلام
وقتی به حرم امام حسین علیهالسلام میخواهی برای اولین بار داخل شوی، تنها باش. اگر احساس کردی که خیلی حس خوبی داری بهگونهای دستهایت را بالا بیاور که گویا حضرت علیاصغر را روی دست داری و علیاصغر گویان داخل شو که زیارت بابرکتی خواهد شد. جایی که الآن حرم است دقیقاً همان محل گودال قتلگاه است. آنجا خیلی حرمت دارد. بزرگی میگفت اینجا استخوانهای بدن شهیدان کشیده شده است و حرمت بالایی دارد. در زیارت بار اول زیاد طولانی در حرم نمان. زیرا بعد از یکساعتی احساس خوابآلودگی به تو دست میدهد و این علامت این است که امام حسین به سرت دست کشیده و در عالم معنا به تو میفرماید اکنون خسته از راه هستی، برو و استراحت کن و دوباره بیا.
روضه
از امروز خاندان پیامبر پشت دروازه شام هستند. عصر روز عاشورا 84 زن و بچه در خیمهگاه بودند و به اسارت رفتند. روز اول صفر وقتی وارد شام میشوند تقریباً 40 نفر بودند. عدهای توسط اقوامشان درراه آزادشده بودند وعدهای هم درراه جان سپرده بودند. تا شام همه اسیران با طناب و دستهای بسته به همبسته شده بودند. اما در شام طناب را بر گردنها بستند. جلو امام زینالعابدین بعد حضرت زینب و بعد بقیه. راوی میگوید در قصر بنیامیه دختربچهای را دیدم که قدش کوتاه بود، به همین دلیل طناب در گردنش سفت پیچیده شده بود و صورتش کبود و در حال اشک ریختن بود. فریاد زدم کسی به داد این کودک برسد تا خفه نشده است. در این هنگام حضرت زینب برگشت و دید او رقیه است، به سینه زد و فرمود: رقیه جان کاش مرده بودم و تو را در این حال نمیدیدم.
جایگاه مجلس امام حسین علیهالسلام
در مجلس امام حسین علیهالسلام همینکه فقط نشستیم مدنظر اهلبیت هستیم، حتی اگر بد هم باشیم. حضرت زهرا فرمودند در مجلس که نشستی اگر لحظهای پوستت لرزید چشمت اشک آمد و حالت منقلب شد بدان آن لحظه من سینی به پذیرایی از تو جلویت گرفتهام.
در فیِ مافیه مولوی آمده که شخصی نزد بزرگی آمد و گفت حاجت بسیار سختی دارم. بزرگ به او گفت سقایی کن. روز جمعه غسل کن به نماز جماعت برو و در صفها آب به مردم بده. وقتی کسی را دیدی و حالت منقلب شد دست به دامان او شو. مرد این کار را انجام داد و وقتی به مردم آب میداد شخصی دست دراز کرد که آب بگیرد و مرد با دیدنش منقلب شد و غش کرد. وقتی به هوش آمد او راندید و نمیدانست او چه کسی بوده اما با نگاه گرم او مشکلش حل شد. نشستن در مجلس امام حسین علیهالسلام یعنی مدنظر حضرت زهرا قرار گرفتن. پس در جایگاه بسیار بزرگی نشستیم.
یکی از علما گفت به کربلا رفتم و دختر دوسالهام آنجا تبنوبه گرفت. دکتر ما را ناامید کرد و گفت زیاد امیدی به این بچه نیست. همسرم گفت برویم به حرم حضرت ابوالفضل و اگر خدا میخواهد جان بچهام را بگیرد جلوی چشم ابوالفضل بگیرد. رفتیم به رحم و در حال توسل و گریه بودیم که ناگهان چیزی از حرم کنار بچهام پرتاب شد و او بلند شد و آن را خورد. ما هراسان شدیم و میپرسیدیم این چه بود که بچهام به حرف آمد و گفت نترسید آقا ابوالفضل گفت بخور. و بعد که پیش دکتر رفتیم او گفت این معجزه فقط کار ابوالفضل است.
شبی دو جوان لات برای مسخرهبازی به هیئت رفتند. یکی از آنها میگوید وقت سینهزنی دیدم استکانهایی که در آنها چای خورده بودیم روی زمین است. دوستم میخواست با پا آنها را هل دهد به سمتی دیگر، اما من خم شدم و آنها را برداشتم که خرد نشود. شب در منزل خواب دیدم در مجلس امام حسین نام خدمتگزاران مجلس را مینویسند و امام فرمودند که نام من را هم بنویسند. من گفتم نه من که بار اول بود آمده بودم. امام فرمودند مگر استکانها را برنداشتی؟ بعدازآن اتفاق دست از دامان حسین نکشیدم و مسیر زندگیام بسیار تغییر کرد.
ادامه بحث روزهای گذشته درباره دلایل گریه بر امام حسین علیهالسلام و اثرات ظاهری آن
در مجالس مسائل مختلف دینی بیان میشود اما حتماً باید روضهای هم در آن باشد وگرنه زیاد فایده ندارد.
این روزها کسانی که مخالف گریه بر امام حسین علیهالسلام هستند شهید مطهری را بهانه خودکردهاند و میگویند شهید مطهری گفته امام حسین گریه ندارد، او به لقای خدا رسیده است. درحالیکه وقتی از شهید مطهری سؤال پرسیده شد که ما اهداف و مکتب امام حسین را بیان میکنیم اما آیا لازم است که حتماً مصیبتها هم بیان شود؟ ایشان در جواب گفتند: بله لازم است به چند دلیل:
1- گریه بر امام حسین سفارش ائمه اطهار است. امام رضا فرمودند: یا جداه برایت آنقدر گریه میکنم که پلکهایم زخم میشود. امام زمان فرمودند: یا جداه برایت آنقدر گریه میکنم که اشکم تمام شود و خون گریه کنم. (امروزه علم پزشکی ثابت کرده که ممکن است اشک انسان تمام شود و انسان بهجای اشک خون گریه کند.) پیامبر هم بر حسین علیهالسلام گریستند. روزی ایشان در مسجد در حال سخنرانی بودند که امام حسن و امام حسین وارد مسجد شدند، ایشان خطبهشان را قطع کرده و شروع به بوسیدن این بزرگواران کردند. مردم پرسیدند ای رسول خدا چرا خطبه را قطع کردید؟ پیامبر از حسین و کربلا و شهادت مظلومانهاش سخن گفتند و گریستند، مردم نیز گریستند. وقتی این خبر به حضرت زهرا رسید ایشان هم گریست و تب کرد.
2- گریه بر امام حسین فلسفه دارد؛ هر مکتبی که چاشنیای از عاطفه نداشته باشد بقا ندارد. صرفاً با فلسفه و بیان دلیل و هدف نمیتوان به قلوب مردم نفوذ کرد و راه پیدا کرد. باید عواطف مردم تحت تأثیر قرار بگیرد و حرارت عواطف مردم آن مکتب را حفظ کند. در جلسات هم حتماً باید چاشنی روضه حسین اضافه شود. در روز غدیر بر اساس گواهی تمام کتب حداقل 12 هزار شاهد حضور داشتند که علی علیهالسلام به جانشینی پیامبر معرفی شد، اما عدهای آن را انکار کردند چون آن مطلب روضهخوان و سینهزن و مجلس نشین نداشت.
این حرفی را که عدهای باب کردهاند که چرا بر حسین گریه میکنید؟
حسین به عشقش که لقا خداست در روز عاشورا رسید، پس گریه ندارد … این حرف را اولین بار عبدالقادر گیلانی که از علمای سنی بود زد. عدهای از سنیها به او اعتراض کردند که ما چرا روز عاشورا را جشن میگیریم، این روز را بنیامیه روزه گرفتند و جشن برپا کردند، چرا ما در این روز عزاداری نمیکنیم؟ او برای توجیه معترضان این شُبه را باب کرد. استاد مطهری میگوید: البته اسلام برای گریه بر میت زیاد روی خوشی نشان نمیدهد (گریه بکن اما آه و واویلا راه نی انداز)، اما برای گریه بر شهید تأکید دارد. همانطور که وقتی خبر شهید شدن جعفر طیار را در جنگ موته آوردند، پیامبر به حضرت زهرا فرمودند سه روز غذا درست کن و به خانه جعفر بفرست. زنان بنیهاشم، انصار و مهاجر از صبح تا شب برای جعفر عزاداری کنند زیرا او شهید است و صدای گریه بر شهید باید بلند شود. همچنین در شهادت حمزه سیدالشهدا پیامبر همه زنهای مدینه را به خانه عمویش دعوت کرد و فرمود برای حمزه با صدای بلند گریه کنید زیرا عموی من حمزه، شهید است.
بر شهید باید گریست زیرا شهید حماسه میآفریند. گریه بر شهید نیز حماسه میآفریند. گریه بر شهید تائید حماسه او و همراه شدن با موج حماسی اوست. گریه بر حسین یعنی قرار گرفتن در مسیر حماسه حسین. حسین سیدالشهداست و حماسهاش بزرگترین حماسه است، پس همانطور که بر هر شهید باید گریست بر حسین بیش از همه باید گریه کرد. پس این جواب شهید مطهری است و اینها مطالب بیپایه و اساس است که میگویند شهید مطهری گفته گریه نکنید. همچنین گریه از مهمترین مسائلی است گره عاطفی با مکتب امام حسین برقرار کرده و باعث ماندگاری آن میشود.
حسین علیهالسلام و کربلا از دیدگاه بزرگان دنیا
جورج جرداق نویسنده مسیحی در مورد کربلا مینویسد: بین یاران حسین ویاران یزید تفاوت زیادی بود. وقتی یزید مردم را به کشتن پسر علی تشویق میکرد، تمام سربازانش میگفتند چقدر برای این کار پول میدهی ؟ اما یاران حسین میگفتند اگر 70 بار بمیریم وزنده شویم دوباره درراه تو جان میدهیم و دست از مکتب تو برنمیداریم.
آنتوان بارا نویسنده مسیحی میگوید: اگر حسین مال ما بود در هر سرزمینی برایش علمی بالا میبردیم. در هر روستایی به نام حسین منبری میگذاشتیم و در مجلس حسین تبلیغ مسیحیت میکردیم و مسیح را به نام حسین جهانی میکردیم. (زیرا مردم به نام حسین جمع میشوند اما به نام مسیح جمع نمیشوند.)
بنتالشاطی زن روزنامهنگار و محقق مصری درباره حضرت زینب مینویسد: زینب خواهر حسین بن علی لذت پیروزی را در کام ابن زیاد و یزید تلخ کرد. قطرهقطره در کام بنیامیه زهر ریخت. در همه حوادث بعد از عاشورا مثل قیام مختار، قیام عبداللهبنزبیر، سقوط حکومت اموی، برپایی حکومت عباسی و ریشه دواندن مذهب شیعه خط زینب دختر علی را میبینیم. بااینکه اسیر و دستبسته بود.
ادامه بحث روزهای گذشته درباره دلایل گریه بر امام حسین علیهالسلام و اثرات باطنی آن
مردم در ارتباط با امام حسین علیهالسلام سه دستهاند:
1- دستهای که به دل امام را دوست دارند و به زبان هم فریاد یا حسین میزنند. هیچ کار دیگری هم نمیکنند و امام در زندگی سالانهشان سهمی ندارند. متأسفانه اکثریت مردم در این دستهاند.
2- کسانی که سعی میکنند در طول زندگی متصف به صفات حسینی شوند و اخلاقاً به اخلاق حسینی شبیه شوند. خدا همه کائنات را خلق کرد و همه پیامبران و همه خلقت مقدمه خلقت پیامبر آخرالزمان بودند. حال پیامبر میفرماید هیچ نبی و مرسلی بهاندازه من اذیت نشد. هدف خدا از فرستادن پیامبر که عصاره عالم است این بوده که اخلاقیات را کامل کند. اخلاقیات یعنی متصف شدن به صفات خدا و پیامبر آمده که دانهدانه صفات خدا رابین بندگان پیاده کند و رنگ خدا را به مردم بزند. فرق بین یاران امام حسین و یزید هم این بود که یاران یزید متصف به صفات الهی نبودند (در حال که هر دودسته نماز میخواندند و …). حال چگونه خود را به صفات الهی متصف کنم؟ بزرگان میفرمایند: هرکدام شما یک کربلا هستید. وجود شما کربلاست. رذایل اخلاقی شمر و خوبیهای اخلاقی امام حسین هستند. هر شب محاسبه کن که آن روز در کربلای وجود تو شمر حاکم بوده یا امام حسین؟ آخر شب اگر ببینم در طول روز رذایل اخلاقیام بر من حاکم بوده، آن روز در کربلای وجودم سر امام حسین بریدهشده است. حتماً هر شب این کار را انجام بده.
حدیثی در مورد گذشت: از پیامبر پرسیدند ای رسول خدا چقدر گذشت کنیم؟ فرمودند: روزی 70 بار هم گذشت کنید بازهم جا دارد که بیشتر گذشت کنید.
یکی از صفات امام حسین علیهالسلام این بود که انسانها را بهخوبی تشویق میکرد و خوبی را نشر میداد. شخصی از پیامبر پرسید من نمیدانم بهشتی هستم یا جهنمی. پیامبر فرمودند اگر کارهای خوب و آدمهای خوب را دوست داری بهشتی هستی و اگر کارهای بد و انسانهای بد را دوست داری حتی اگر خودت بدی نکنی، جهنمی هستی.
کنیزی گل سرخ صحراییای برای امام حسین چید و در سینی آورد. امام او را آزاد کرد. دیگران گفتند چرا این کار را کردید؟ امام فرمودند باید نیکی را نشر داد.
روزی امام حسین علیهالسلام غلامی را دیدند که به سگ غریبی غذا میداد. از او پرسیدند چه میکنی؟ مرد گفت من غریبم و این سگ هم غریب است به او غذا میدهم بلکه خدا هم به حال من رحمی کند. امام حسین غلام را خرید و درراه خدا آزاد کرد و همچنین باغی را که در آن کار میکرد، خرید و به غلام داد. مرد پرسید چرا؟ امام فرمودند دوست دارم نیکی نشر پیدا کند.
مرحوم آیتالله شفتی شبی از گرسنگی در حال تلف شدن بود. رفت و کتابش را فروخت و غذا خرید. درراه برگشت سگی را دید که با تولههایش از گرسنگی در حال نالیدن بودند. غذا را برای سگها گذاشت و گرسنه به حجرهاش برگشت. همان شب خدا به او ثروتی هنگفت داد که هنوز آثار دکانهایش در شفت رشت باقی است و فقط 300 نفر را با درآمد آنها کمک میکرد.
3- دسته سوم کسانی هستند که در حسین ذوب شدند. خودشان یک حسین هستند. خودشان یک زینب هستند. حسین وجودشان را پرکرده است. اولین کسی که در حسین ذوب شد ابوالفضل بود. کربلایی احمد تهرانی گفت چهار ماه بود که در کربلا بودم و به امام حسین التماس میکردم کربلا رانشانم دهد. شبی در حالت مکاشفه پردهها کنار رفت و دیدم شب عاشورا است ویاران حسین هرکدام به کاری مشغول و در حال شوخی و خنده هستند و از اینکه فردا میخواهند به لقا خدا برسند شادند. اما ابوالفضل گوشهای نشسته، درحالیکه رگ پیشانی برآمده، حالت علی در او جلوه کرده، صورتش گلانداخته، بدن میلرزد و هرازگاهی نفس میکشد و میگوید حسین! با خودم گفتم چرا حضرت ابوالفضل امشب در این هیبت است. امام حسین پرده را بالا زد و پیش من آمد و فرمود: میدانی چرا ابوالفضل اینگونه است؟ زیرا من بار تمام اصحاب و محبانم را روی دوش برادرم ابوالفضل گذاشتم و او با صبر و تحمل باید این بار را به منزل برساند.
حال راه این ذوب شدن چیست؟ راهش کسب آگاهی و معرفت است. جهل بسیار بیماری بدی است و اگر این جهل در لباس دین باشد بسیار بدتر است. عیسی پیامبر که مرده را زنده میکرد از جاهل فرار میکرد و میگفت از جاهل میترسم. این معرفت و آگاهی باید با عشق هم همراه باشد. پس معرفت و عشق لازم است که انسان در این مجالس حسین قدم بگذارد و با مدد از آنها در حسین ذوب شود.
ذکر
ذکر “لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم” را بدون عدد و فراوان بگویید.