بسم الله الرحمن الرحيم

يا فاطمه الزهرا سلام‌الله عليها اغيثيني

 

در گفتن مرثيه اهل‌بیت علیهم‌السلام آن مرثیه‌ای که از زبان خود معصوم گفته‌شده است داغ‌ترین مرثيه است و هیچ‌کس نمی‌تواند مرثيه اهل‌بیت علیهم‌السلام را آن‌طور که خود اهل‌بیت درباره‌ی خودشان گفته‌اند بسرايد. خصوصاً مرثيه حضرت زهرا سلام‌الله عليها.

 حضرت زهرا(س) ماجراي خود را به‌تفصیل بيان فرموده است. ازجمله فرمود:

«… سپس قنفذ را با عمر بن خطاب و خالد بن وليد به خانه ما فرستادند تا پسرعمويم علي را براي بيعت زیان‌بار خود به سقيفه بني‏ساعده بيرون برند. علي كه مشغول انجام وصیت رسول خدا(ص)، درباره همسران او، تأليف قرآن و پرداخت هشتاد هزار درهم به سفارش آن حضرت بود، با آنان بيرون نرفت.

پس هيزم زيادي در مقابل در خانه ما جمع كردند و آتش آوردند تا خانه، و ما را به آتش كشند. من پشت در ايستادم و آنان را به خدا و پدرم قسم دادم كه دست از ما بردارند و ما را ياري كنند.

عمر، تازيانه را از دست قنفذ – غلام ابوبكر – گرفت و با آن به بازويم زد، چنان‌که تازيانه همچون بازوبند به دور بازويم حلقه زد. عمر لگدي به در كوبيد و آن را به‌طرف من فشار داد و من كه آبستن بودم، به‌صورت روي زمين افتادم. آتش شعله مي‏كشيد و صورتم را مي‏گداخت. عمر چنان به صورتم سيلي زد كه گوشواره‏ايم بر زمين افتاد و درد زايمان به سراغم آمد. پس محسن را كشته بي‏گناه سقط كردم. اين است امّتي كه مي‏خواهد بر من نماز بخواند؟! درحالی‌که خدا و رسول از آنان بيزاري جسته‏اند. من نيز از آنان برائت مي‏جويم».[1][1]

آنچه خود خانم از اتفاق پشت درب گفته‌اند هیچ‌کس نمی‌تواند آن را بگويد جز خود خانم سلام‌الله عليها.

در شناخت اهل‌بیت و حضرت زهرا سام الله عليها اولين لقمه‌ای که بايد برداريم لقمه‌ی توسل است و دل که شکست دهان نبايد بسته باشد و هر کس در آن لحظه دعا نکند ضرر کرده است.

خداوند در همه‌جا هست و هر جا که رو کني خدا آنجا هست و همين خداوند فرموده است که در بعضي از مکان‌ها احوالي دارد که دعا بهتر مستجاب می‌شود.

در آیه‌ای از قرآن آمده است که: من اجازه داده‌ام در خانه‌های  که صبح و شب نام و ياد من در آن برده می‌شود آن مکان‌ها داراي معنويت ویژه‌ای براي دعا هستند.

مکان‌های که دعا کردند اثر ویژه‌ای دارد:

  1. مسجدالحرام
  2. مسجدالنبی
  3. حرم ابی‌عبدالله در احاديث آمده است که زير گنبد امام حسين عليه اسلام چهار هزار ملک از صبح تا شام ذکر و مناجات خدا می‌کنند اين ذکر و ياد ملائک بر دعا کردن ما در کربلا اثر دارد.
  4. حرم امیرالمؤمنین علیه‌السلام
  5. مساجد محل
  6. در مکان‌های که روضه و نام اهل‌بیت مکرر برده می‌شود.

ابوهاشم می‌گوید: زماني که امام هادي علیه‌السلام  بيمار بود، نزدش رفتم. فرمود: ابوهاشم! فردي از دوستان ما را به حائر حسيني بفرست تا براي شفاي من دعا کند. گفتم آقاجان خودم می‌روم و آمدم بيرون تا وسايل سفر را آماده کنم که به علي بن بلال برخوردم. از من علت عجله‌ام را پرسيد و من موضوع را با او در ميان گذاشتم.

علي شگفت‌زده شد و گفت: به اعتقاد من امام هادي علیه‌السلام برتر از حائر حسيني است؛ زيرا او در شمار صاحب حرم است و دعاي آن حضرت براي خود بهتر از دعاي من براي اوست.

بازگشتم و آنچه علي بن بلال گفته بود، به اطلاع امام رساندم، امام فرمود: رسول خدا برتر از کعبه و حجرالأسود بود. بااین‌حال، گرد خانه خدا طواف می‌کرد و حجرالأسود را استعلام می‌نمود. براي خدا درروی زمين بقعه‌هایی است که لازم است خداوند در آن بقعه‌ها خوانده شود و دعاي افراد در این‌گونه جاها مستجاب است، و «حائر حسين» ازجمله اين بقعه‌هاست.

بنابراين بعضي از مکان‌ها مکان خاص دعا کردن است.

در هر مشکلي شمارا حواله دادند به حديث کسا آن مشکل حل می‌شود، گاهي کنار قبر ائمه بزرگوار حواله داده می‌شوید به حديث کساء.

ما اسم اعظم خداوند راداریم که کسي از آن خبر ندارد اما يک آدرس‌های داده‌اند و به ما گفتند که اگر دنبال اسم اعظم هستيد در آياتي بگرديد که هو در آن است. مانند قل هو الله احد ، هو الحي القيوم و…

در دعاها و توسلات و اذکاري که می‌گوییم فرمودند: اگر به دنبال اسم اعظم هستيد به دنبال توسلاتي بگرديد که اسم زهرا و فاطمه در آن هست. اين توسلات کار آن آياتي را می‌کند که اسم اعظم در آن هست.

هر وقت احساس کردي دلت خيلي شکسته و هر چه در زدي درباز نشد. اين دعا را بخوان.

اللهُمَّ صَلِّ عَلی سَیِّدنا مُحَمَّدٍ و آلِهِ وَ سَلَّمَ  اللهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ بِاسمِکَ العَظیمِ الاَعظَمِ  و بِجاهِ حَبیبِکَ اَلاَکرَمِ مُحَمَّدٍ رَسولِ اَللهِ عَلَیهِ الصَّلوةُ وَ السَّلامُ و بِاَولادِهِ اَلفَاطِمَةِ   وَ الحَسَنِ و الحُسَینِ علیه السلام  وَ بِحُرمَةِ مِاَةٍ وَ اَربَعَةٍ وَ عِشرینَ اَلفِ نَبیٍّ اَن تَقضِیَ حاجَتی.

اين توسلات مانند روزي که تقسيم می‌شود صبح به صبح تقسيم می‌شود.

از وظايف مهم ما اهميت دادن به مسئله فاطمه زهرا سلام‌الله عليها است و هیچ‌کدام از ما نبايد به اين مسئله بی‌تفاوت باشيم.

روز سقيفه ريشه کربلا است.

به سه دليل بايد ما فاطميه را بزرگ بشماريم.

  1. اسلام همان جور که قانون نظري دارد تربیت‌شده‌اش را هم ارائه می‌دهد براي مردان علي علیه‌السلام و براي مردان فاطمه سلام اله عليها.
  2. زهراي مرضيه از نعمت‌های الهي بشر است و خداوند در قيامت از آن سؤال می‌کند.

امام سجاد علیه‌السلام فرمودند: پاک و منزه است آن خداي که به هیچ‌کس توان شناخت نعمت‌هایش را نداده است و مگر همين اندازه بداند که از شناخت نعمت‌های خداوند  ناتوان است و همچنان که به هیچ‌کس قدرت شناخت خودش را نداده است مگر همین‌قدر بداند که از کُنه شناخت خداوند ناتوان است او خداشناس است. پس خداوند عزوجل آگاهي عارفان را از اين نکته که از شناخت او قاصر هستند را به‌عنوان شکرانه کامل براي عارفان حساب می‌کند. خداي که بی‌نهایت است چگونه می‌توانی براي نعمت‌هایش اندازه قرار دهي. و خداي که بی‌انتها است چگونه انسان محدود می‌تواند شکر او را به‌جا آورد. و همین‌قدر که بداني از شناخت و شکر او برنمی‌آیی تو را عارف و مؤمن حسابت می‌کند.

أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً وَمِنَ النَّاسِ مَن يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا كِتَابٍ مُّنِيرٍ.[2][2]

آيا ندانسته‌اید كه خدا آنچه را كه در آسمان‌ها و آنچه را كه در زمين است مسخر شما ساخته و نعمت‌های ظاهر و باطن خود را بر شما تمام كرده است و برخى از مردم درباره خدا بی‌آنکه دانش و رهنمود و كتابى روشن [داشته باشند] به مجادله برمی‌خیزند.

در اين آيه خداوند می‌فرماید آسمان و آنچه در آن است را مسخر شما کردم و نعمت‌های نهان و آشکار را براي شما عطا کردم.

نعمت آشکار اسلام است و این‌که خداوند به شما آفرينش نيکو و هماهنگ عطا کرده است و روزي سرشار به شما بخشيده است اما نعمت پنهان پوشاندن اعمال بد شماست.

در كتاب کمال‌الدین به سندى كه به حماد بن ابى زياد دارد روايت كرده، كه وى گفت : من از آقاى خودم موسى بن جعفر علیه‌السلام از آيه (و اسبغ عليكم نعمه ظاهره و باطنه) پرسيدم، فرمود نعمت ظاهرى، امام ظاهر، و نعمت باطنى، امام غائب است.

و در تفسير قمى به سند خود از جابر روايت كرده كه گفت : مردى نزد امام ابى جعفر علیه‌السلام به‌عنوان سؤال آيه (و اسبغ عليكم نعمه ظاهره و باطنه ) را تلاوت كرد، امام علیه‌السلام فرمود: اما نعمت ظاهرى، رسول خدا صلی‌الله عليه و آله و سلم و معرفت و توحيدى است كه آن جناب درباره خداى عزوجل آورده، و اما نعمت باطنى ولايت ما اهل‌بیت و عقد مودت ما است….

 و در مجمع‌البیان در ذيل جمله (و اسبغ عليكم…) گفته : و در روايت ضحاك از ابن عباس آمده كه گفت : من از رسول خدا صلی‌الله عليه و آله و سلم پرسيدم معناى اين آيه چيست؟ حضرتش فرمود: اى ابن عباس اما آنچه ظاهر است اسلام است و آنچه خدا آفريده، از خلقت و رزقى كه به تو افاضه كرده، و اما آنچه باطن است اين است كه اعمال زشتت را پوشانده و رسوايت نكرده، اى ابن عباس خداى تعالى می‌فرماید: من سه چيز را به مؤمن داده‌ام، كه از خود او نيست، اول دعایی كه مؤمنين بعد از او بر او می‌خوانند بااینکه او ديگر عملى ندارد، و دوم اينكه ثلث مالش را براى خودش قراردادم، تا با آن گناهانش را ببخشم، سوم اينكه كارهاى زشتش را پوشاندم، و به هیچ‌یک از آن‌ها رسوايش نكردم، بااینکه اگر يكى از آن‌ها را برملا و فاش می‌ساختم، حتى خاندانش ‍ او را طرد می‌کردند، تا چه رسد به غریبه‌ها.

از امام ابى جعفر علیه‌السلام روايت كرده كه در حديثى فرمود: رسول خدا صلی‌الله عليه و آله و سلم فرموده : هر مولودى با فطرت يعنى معرفت اينكه خدا آفريدگار اوست متولد می‌شود، و اين همان است كه خداى تعالى می‌فرماید: (وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ) و اگر از ايشان بپرسى چه كسى آسمان‌ها و زمين را آفريده هرآینه حتماً خواهند گفت الله.

امام رضا علیه‌السلام فرمودند: در دنيا حقيقت نعمت الهي آشکار نمی‌شود و این‌ها که ما می‌خوریم و می‌پوشیم فضل خداوند است و اين نعمت دوستي و موالات با ما اهل‌بیت است که خداوند از آن سؤال می‌کند که هر که جواب داد به روضه‌ی رضوان راه پيدا می‌کند.

اولين سؤالی که خداوند از بنده در قيامت می‌کند راجب توحيد و پيامبر و دوست داشتن ولايت علي علیه‌السلام است.

  1. حرکت به سمت فاطمه الزهرا سلام‌الله عليها و شناخت و خدمت به ايشان.

از قرآن و احاديث اين جور برمی‌آید که يکي از دلايل فرداي قيامت نشان دادن شخصيت خانم است. در قیامت ارزش واقعي و راستين برگزيدگان و دوستان الهي و کساني که در دنيا مجهول مانده‌اند نشان داده می‌شود.

از القاب خانم ساجده ، عفيفه، شهيده است که صحبت کردن درباره آن ماه‌ها طول می‌کشد.

 حضرت زهرا(س) عاشق بندگي خدا بود؛ چنانکه روزي رسول خدا به او فرمود: «دخترم، از خدا چيزي بخواه که جبرئيل از جانب خدا، وعده اجابت داده است.فاطمه سلام‌الله عليها عرض کرد: حاجتي جز توفيق در بندگي خدا ندارم. آرزويم اين است که به وجه الله نظاره کنم و ناظر جمال اوباشم.» [3][3]

چرا این‌گونه نباشد او دردامن کسي تربيت و بزرگ گرديد که برترين عبادتگر است ؛ يعنى آن پيامبرى كه براى عبادت ساعات طولانى بر سر پا مى‌ايستد تا این‌که خدايش به وى فرمود: «طه ما انزلنا عليك القرآن لتشفى» و نيز فاطمه زهرا دقیقاً معنى و قدر و قيمت عبادت را به خاطر معرفت عظيمش نسبت به پروردگار مى‌دانست، پس جاىت عجب و شگفت نيست كه اين بزرگوار تا اين حد از عبادت لذت ببرد و خود، را با ايستادن در برابر خداى تعالى به رنج افكند و اظهار  خشوع نمايد، گويى كه هیچ‌گاه از قیام و ركوع و سجود ناراحت نمى‌گردد.

عبادت آن حضرت با همه تلاش‌های شبانه‌روزی و کارهاي طاقت‌فرسا، آن‌گونه بود که در روايات بسياري به آن اشاره‌شده است.چنانکه نقل‌شده وقتي به عبادت می‌ایستاد، همچون ستاره­اي درخشان براي اهالي آسمان‌ها نورافشاني مي­کرد.[4][4]

از عزت و سربلندی حضرت فاطمه علیه‌السلام را باید در مقام عرفانی و عبادی او جست‌وجو کرد، او باوجوداینکه سنش کم و جوان بود ؛ ولی در عرفان و عبادت پیری بود که جز لقای ربوبی چیزی او را راضی نمی‌ساخت، و از همین روست که در دعاهایش می‏گفت: اللهم انی اسئلک لذة النظر الی وجهک ؛ ‏

خداوندا! از تو می‏خواهم که همواره لذت نظر به وجه خود را نصیب من فرمایی.

[5][1] بحارالانوار، ج 30، ص 348 – 350، به نقل از ارشاد القلوب ديلمي.

[6][2] آيه 20 سوره‌ی لقمان

[7][3] کافي، ح 536

[8][4] علل الشرايع، ج 1، ص 215