در این روزهایی که حضرت زهرا علیها السلام در بستر بودند، امیرالمؤمنین علیهالسلام طبیبی را برای مداوای حضرت آوردند. طبیب پشت پرده نشست و از امیرالمؤمنین خواست تا حال حضرت را برایش بازگو کنند. امیرالمؤمنین فرمودند: ایشان سقطجنین کرده، چشمش سرخ و صورتش کبود شده، بازویش ورمکرده و کبود شده، پهلویش شکسته و دنده شکسته نمیگذارد درست نفس بکشد، سینه او بین درودیوار مانده و میخ در سینه او را مجروح کرده و زخم را توصیف کردند. حال طبیب مرهمی داری؟ طبیب گفت: اینطور که شما میگویی کار از کار زهرا گذشته، اما تنها چیزی که میتوانم بگویم این است که این زخمی که توصیف کردی آب برایش ضرر دارد، اگر بسیار تشنه شد تنها دستمالیتر را روی لبهایش بکشید…
سلام ما بر آن آقایی که با لبهای تشنه دستمال تری هم نداشت که روی لبهای خشک شیرخوار ششماههاش بکشد.
حکایتی درباره دیدار امام زمان عجل الله فرجه
حاج محمد که مردی ساده و عامی بود میگوید: به حج رفته بودم و بعد از انجام حج خودم، تصمیم گرفتم یک حج به نیت یکی معصومین یا بزرگان بهجا آورم. تصمیم گرفتم به نیت مادر امام زمان حج انجام دهم تا چشمم به جمال ایشان روشن شود، زیرا اگر مادر بگوید فرزند عنایت خواهد کرد. حج را به نیت حضرت نرگس خاتون انجام دادم و بعد از خستگی گوشهای نشستم. ناگهان دیدم پشت مقام ابراهیم شش آقا حلقه زدند و صحبت میکنند. یکی از آنها مانند خورشید میدرخشید. وسطشان ظرفی از رطب بود. یکی از آنها فرمود: برای حاج محمد رطب ببرید، برای مادرم طواف کرده و خسته شده است. رطب را آوردند و من شش تا برداشتم و خوردم. دوباره آقا فرمود دست حاج محمد درد نکند برای مارم حج بهجا آورد. ناگهان من به خودم آمدم و فهمیدم که ایشان امام زمان عجل الله فرجه هستند، در همان لحظه محو شدند.
افضل شدن اجر اعمال، در شب جمعه و در برخی موقعیتهای دیگر
شب جمعه از ایامی است که تمام اعمال اعم از خوب و بد ضریب پیداکرده و چند برابر میشوند. خداوند امشب جوری دیگری به بندگان نظر رحمت میکند و جور دیگری هم از ایشان توقع دارد.
بحث چند برابر شدن اعمال در قرآن:
در قرآن مثال سنبله راداریم؛ بعضی از اعمال خوبی که انجام میدهیم مثل دانه گندم هستند. یکدانه میکاریم، دانه رشد میکند و تبدیل به سنبله میشود که هرکدام، از 70 تا 700 دانه میدهد.
بعضی از اعمال بینهایت برابر میشوند. در قرآن معمولاً عبادتهای مالی که ما بهصورت خالص و دور از ریا انجام میدهیم، ضریب به بینهایت میشوند. در باب قرضالحسنه میفرماید: “و من یقرض الله قرضا حسنا فیضاعفه” یعنی هرکسی به خدا قرضالحسنه بدهد، خدا برایش زیاد میکند (مقدار زیادشدنش را نفرموده و تا بینهایت میتواند باشد).
در مورد بعضی ثوابها خدا پایه اولیه را هزار برابر قرار داده و فرموده ممکن است بیشتر هم بشود. در این مورد میتوان به مثالهای زیر توجه کرد:
امام صادق علیهالسلام فرمودند: هرکسی بلافاصله بعد از نماز تسبیحات مادر ما حضرت زهرا را بگوید، آن افضلتر از هزار نماز مستحبی است.
امام رضا علیهالسلام فرمودند: هرکسی نمازش را در وقتش بخواند بیشتر از دو هزار نماز، ثواب میبرد.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: هرکسی یکدرهم خرج کند که با خرج آن به امام زمانش صله دهد (یعنی دل او را به طریقی شاد کند)، افضل از هزار هزار درهم است که درراه خیر دیگری خرج کند.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: اگر یکدرهم خرج کنی و به مکه بروی افضل از هزار درهم است که درراه دیگری خرج کنی و اگر یکدرهم درراه امام زمانت خرج کنی افضل از یکمیلیون حج رفتن است.
برتری حضرت زهرا علیها السلام از هزار امام معصوم
یک افضل دیگر هم در سوره قدر داریم: إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: لیلة القدر، مادر ما فاطمه است.
حال باید به این توجه کنیم که شهر در عربی هممعنای ماه را میدهد هممعنای “مشهور”، مشهور یعنی انسانهای مشهور و برجسته. اینجا اگر منظور برتر بودن از هزار ماه باشد باید بگوید “اشهر”. درحالیکه در جای دیگری قرآن میفرماید: ماهها دوازده شهور هستند. شهور یعنی انسانهای مشهور. وقتی کلمه شهور به کار میرود منظور دیگر ماه نیست، بلکه منظور انسانهای مشهور است که همان دوازده امام معصوم هستند. پس ” لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ ” یعنی فاطمه بهتنهایی از هزار امام معصوم برتر است. همچنین پیامبران همه، مردان مشهور هستند و فاطمه برتر از همهی آنان است. این برتر بودن به روح زهرا برمیگردد (چون در شب قدر این روح است که نازل میشود).
در ادامه سوره قدر میفرماید: ” تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ…” این تنزل روح، یعنی پایین آمدن و نازل شدن روح. میدانیم پایین آمدن برای چیزی است که در بالا قرار دارد.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: مادر ماقبل از خلقت کائنات، مادون خدا، مافوق عرش خدا بوده است. حال ضابطه این نزول چیست؟ بر اساس چه چیزی فاطمه پایین میآید در میان مردم؟ بر اساس محبت است. آمده که محبانش را جذب کند و بالا ببرد. و این محبتی است که فاطمه به محبانش دارد. روح فاطمه مثل خورشید است. همانطور که خورشید بالاست و نور آن به زمین میرسد، روح فاطمه نازل میشود به کسانی که روی زمین هستند و در آنها جاذبه به وجود میآورد و بهسوی خود جذب میکند.
پاسخ به برخی شُبهات امروزی در رابطه با حضرت زهراعلیها السلام
این روزها دشمنان و برخی هم از روی ناآگاهی سه شُبهه را در رابطه با حضرت زهرا علیهالسلام بسیار مطرح میکنند، که در این قسمت آنها را مطرح کرده و جواب کاملی میدهیم. اولاً اینکه میگویند آن روزها اصلاً خانههای مدینه دَر نداشت که دری بسوزد و ماجرای بین درودیوار مطرح باشد! دوماً اینکه میگویند: وقتی علی در خانه بود چرا زهرا در خانه را به روی دشمنان باز کرد؟ و سوما اینکه علی که به داد هر شخصی میرسید و زنی که در حال کتک خوردن از شوهرش بود را نجات میداد چطور ایستاد و زهرا کتک خورد؟
در جواب اینکه چرا حضرت علی نرفت در را باز کند، باید بگوییم که تمام کتب شیعه و سنی مینویسند آن روز قطعاً برای بردن علی نیامده بودند، بلکه برای کشتن علی آمده بودند! چراکه برای بردن یک نفر به مسجد، چند هزار نفر سواره و پیادهنظام، با شمشیرهای آخته و با هیزم به درب خانه کسی که خانهاش به مسجد چسبیده نمیروند. این جمعیت آمده بودند که اگر علی در را باز کرد در شعله آتش در بسوزد، و اگر در را باز نکرد با هجوم بردن جمعیت به خانه، علی را در آن بین شلوغی بکشند و معلوم نشود که قاتل علی چه کسی بوده است. آنها بارها قبل و بعدازاین هم، نقشه قتل حضرت علی را کشیده بودند. یکبار ابابکر به خالد بن ولید دستور داده بود که موقع نماز وقتی من به سجده آخر رفتم همان لحظه بلند شو و علی را به ضربت شمشیر بکش. اما قبل از سجده آخر ابابکر دلشوره میگیرد و پشیمان میشود و وسط نماز به خالد میگوید آن کار را نکن و نماز را ادامه میدهد. دانشمند سنی عبدالفتاح عبدالمقصود در کتاب “السقیفه و الخلافة” مینویسد: ” آن روز بهقصد کشتن علی آمده بودند که سیاست فاطمی نگذاشت علی برود، و خودش برای باز کردن دررفت و مانع قتل علی شد.” اگر فاطمه نمیرفت صد در صد علی کشته میشد و مرگ علی آن روزبه معنی پایان اسلام بود. حضرت زهرا وقتی به دم درب رفت عبا نپوشید و فقط سربند پوشید، بلکه حیا کنند و داخل نیایند!!!
در جواب اینکه چرا حضرت علی علیهالسلام در آن روز از حضرت زهرا دفاع نکرد، باید بگوییم به همان دلیل که پیامبر سیزده سال در مدینه دید که مسلمانان چه آزارها کشیدند و سکوت کرد؛ سمیه را با شکنجه دوتکه کردند، عمار را آزار دادند، یاسر را کشتند، بوی کباب تن بلال حبشی در شهر پیچید و پیامبر دفاع نمیکرد. زیرا لشکری نداشت که با آن دفاع کند. قرار نیست کارها با معجزه انجام شود، بلکه کار باید از راه درستش جلو برود. دفاع، نیرو و یار میخواهد. اگر حضرت علی علیهالسلام آن روز میخواست از حضرت زهرا علیها السلام دفاع کند باید یار میداشت، درحالیکه جز حدود 7 الی 8 نفر یاری نداشت که آنها هم در میان جمعیت آن روز، خیلی زود کشته میشدند. حضرت علی علیهالسلام در نهجالبلاغه در خطبه 26 و 217 میفرماید: آن روز دیدم که جز اهلبیتم کسی از من دفاع نمیکند و اگر آنها را در مقابل شمشیر مخالفان قرار میدادم، نسل پیامبر برچیده میشد. همچنین اگر ایشان شمشیر به دفاع میکشید، حضرت زهرا سلامالله علیها زیردست و پای اسبان و در آن شلوغی کشته میشد. بعد هم دشمنان میگفتند باعث مرگ زهرا، علی است که زهرا را از خانه بیرون آورده است. همانطور که قبلاً هم شبیه این اتفاق افتاده بود؛ پیامبر قبلاً فرموده بودند هرکسی عمار را بکشد ستمکار است.
در جنگ صفین عمار داد میزد: مردم! از معاویه دست بکشید و به سمت علی که سمت بهشت است بیایید. وقتی عمار در این جنگ کشته شد، معاویه سوار بر اسب شد و داد میزد ای مردم! قاتل عمار، علی است، زیرا عمار را از خانه بیرون آورده و به جنگ کشانده است. که در اینجا حضرت علی علیهالسلام فرمودند: پس بگویید قاتل حمزه هم پیامبر است که او را به جنگ آورده است. پس علی در آن روز از همسر و فرزندش دفاع نکرد زیرا منظور بزرگتری داشت. در آن زمان اسلام نونهال بود و منافقین منتظر فرصت بودند، یهودیان مدینه که از اسلام سیلی خوردهاند، مسیحیان فرصتطلب و قبائل عربی که فقط ظاهراً مسلمان شده بودند و قدرتهای خارجی مثل رومیان منتظر فرصت بودند که حمله کنند و اسلام را از پایه برکنند. یک حرکت آشوب ناک این فرصت را به همه آنها میداد و حضرت علی علیهالسلام با سکوت خود این فرصت را از ایشان گرفت.
در جواب اینکه واقعاً خانههای مدینه در آن زمان در نداشت و مثلاً پردهای بهجای درآویزان بوده، میگوییم چرا داشته و با روایات مستند از کتب سنی جواب را با آوردن نمونههای مختلف اثبات میکنیم. از دانشمندان مسیحی محمد بن هلال نقل میکند: کسی نزد من آمد و پرسید خانه عایشه چگونه است؟ او در مورد خانه توضیح میدهد و در انتها میگوید درش به سمت شام بود. و در یک لنگه بود (پس خانه در داشته است). در روایت دیگری ابوموسی اشعری میگوید به همراه پیامبر میرفتیم. رسیدیم به مکانی رسیدیم. پیامبر فرمود تو بمان همینجا، من کنار دری نشستم که جنسش از چوب نخل خرما بود. در روایت دیگری اباذر از قول پیامبر نقل میکند: اگر کسی از کنار خانهای عبور کند و در خانه باز باشد، اگرچه پرده هم انداخته باشد، عابر چیزی داخل خانه ببیند مقصر صاحبخانه است که در را باز گذاشته است. در روایت دیگری از مسند حنبل دانشمند سنی آمده که: شب عروسی حضرت زهرا و حضرت علی پیامبر ایشان را به داخل خانه برد، دستشان را به هم داده و کاسهای شیر به ایشان داد. سپس بیرون رفت و درب را با دستانش بست. در روایت دیگری آمده هرکسی متصدی اموری از مردم شود، اگر در خانهاش را بهسوی فقیر یا صاحب حاجتی ببندد خداوند بهوقت حاجت در خود را به روی او میبندد. پس درب خانه من را باز بگذارید.
در روایت دیگری آمده که راوی نقل میکند: به همراه عدهای نزد پیامبر رفتم و گفتم گرسنهایم. پیامبر به عمر فرمود برو در فلان خانه که انبار بیتالمال است در را بازکن و به اینها غذا بده. عمر رفت در خانهای و کلید انداخت و قفل در را باز کرد و به ما غذا داد (یعنی در خانه قفل هم داشته است). در روایت دیگری از عایشه نقلشده است که وقتی خبر شهادت جعفر طیار و عبدالله بن رواحه را برای پیامبر آوردند. پیامبر ایشان را بسیار دوست داشتند و به داخل خانه رفتناند و در را بستند. من از درز در درون خانه را دیدم که پیامبر نشسته و برای آنها میگرید. در روایت دیگری که در کتب سنی هم هست آمده پیامبر وقتی پشت در خانه حضرت زهرا میآمد میفرمود ” السلام علی اهل بیت النبوت” و اگر جوابی نمیآمد برمیگشت، یعنی کسی در منزل نبوده است. همچنین در قرآن میخوانیم که در همه خانهها را به مسجد ببندید جز در خانه علی و زهرا. با توجه به تمام این مثالها میبینیم که خانههای مدینه در آن زمان در داشتهاند، پس خانه حضرت زهرا علیها السلام هم قطعاً مثل تمام خانهها در داشته است.
حکایتی در رابطه با روضه حضرت زهرا علیها السلام
در خانه آیتالله خوانساری در ایام فاطمیه مراسم بزرگی بر پا میشد. مرحوم تاج لنگرودی نقل میکند که در منزل آیتالله روضه بود و روضهخوان مرحوم آقای سراج بود. ایشان روضهای عربی خواند و ترجمه کرد: “آیا میدانید چرا در خانه فاطمه را آتش زدند؟ برای اینکه اراده کردند نور فاطمه را خاموش کنند. آیا میدانید با سینه فاطمه چه کردند، و آیا از میخ در خانه او خبردارید؟ آیا از بازوی شکسته زهرا خبردارید؟ آیا میدانید جنین حضرت زهرا را سقط کردند؟ آیا از سرخی چشمان فاطمه خبردارید؟ آیا میدانید به خاطر سیلی محکمی که بهصورت فاطمه زدند گوشوارهاش دوتکه شد؟ آیا خبردارید که خون میچکد از سینه مجروح فاطمه و روز قیامت میخ در به گواهی میآید که خدایا من با سینه فاطمه چه کردم؟” در همین حال کسی دواندوان آمد و گفت دیگر نخوانید، آیتالله غش کردند. مرحوم سراج گفت: آیتالله غش کرده؟ آیتالله باید بمیرد! مگر میشود مادری را کتک بزنند و فرزندش نفس راحت بکشد!!!
ذکر توسل به حضرت زهرا برای حاجت
132 مرتبه بخوانید “اللهم صل علی فاطمة بعَددِ ما اَحاطَ بهِ علمک” و بعد 132 مرتبه بخوانید “اللهم العَنِ جِبتَ و الطاغوت بعَددِ ما اَحاطَ بهِ علمک”
همچنین به جهت نذر برای ادای حاجت 1400 مرتبه بخوانید “اللهم صل علی محمد و آل محمد بعَددِ ما اَحاطَ بهِ علمک” و بعد 1400 مرتبه بخوانید ” اللهم العَنِ جِبتَ و الطاغوت بعَددِ ما اَحاطَ بهِ علمک”