در این مجالس اولین وظیفهی مابعد از توسل و ذکر مصیبت، دعا کردن به درگاه خداوند و طلب کردن از خداوند است.
دعا و ذکر، یکی از بالاترین نعمتها:
در این مجالس سفرهای را گستردهاند و ما باید فقط دست دراز کنیم و لقمههای مادی و معنوی را برداریم.
اما با این احوال، عدهای از آدمها میگویند که ما در این مجالس شرکت کردیم و دعا کردیم اما حاجت نگرفتیم، ولیکن بنده این مطلب را اصلاً قبول ندارم زیرا معتقد هستم که ماقبل از دعا کردن حاجت خود را گرفتهایم یعنی هنوز دعا نکرده، حاجت خود را گرفتهایم. برای آنهم سندداریم و آن، سخن امام سجاد (ع) در دعای “مناجات ذاکرین ” است که میفرمایند: «وَ مِنْ أَعْظَمِ النِّعَمِ عَلَيْنَا جَرَيَانُ ذِكْرِكَ عَلَى أَلْسِنَتِنَا»؛ خدایا از عظیمترین نعمتهایی که تو به ما دادهای جاری شدن ذکر تو بر زبانهای ماست.
بنابراین ما هنوز دهان را باز نکرده که حاجت خود را طلب کنیم همینکه خداوند اجازه داده که نامش را صدا بزنیم، او نعمت را بر ما تمام کرده است. او میتوانست دهان ما را ببندد و یا توفیق را از ما بگیرد و یا اذن به ما ندهد که اسم او را بخوانیم. نعمت، فقط سلامت بدن یا رونق زندگی یا نداشتن مشکلات زندگی نیست زیرا که این نوع زندگی که خداوند مرا لایق به هیچ امتحانی نداند زندگی ایمانی نیست وزندگی فرعونی است.
این روایت را بارها شنیدهایم که مردی حضرت رسول (ص) را به خانهاش دعوت کرد، حضرت (ص) تا داخل خانهی او رفت، ایشان دیدند که مرغی روی دیوار خانهی او تخم گذاشت و این تخم غلتید و روی جسم تیزی افتاد اما نشکست. حضرت تعجب کردند، مرد گفت: یا رسولالله! تعجبی ندارد؛ به من هیچگاه ضرری نمیرسد. پیغمبر خدا (ص) برگشتند و فرمودند: من در خانهی تو چیزی نمیخورم زیرا خدا تو را قابل به امتحان نمیبیند.
اگر ما به دنبال نعمتهای خداوند هستیم، از عظیمترین نعمتهای خداوند این است که خداوند اجازه داده من با زبان گنهکارم او را صدا کنم.
ادامهی دعا: «وَ إِذْنُكَ لَنَا بِدُعَائِكَ وَ تَنْزِيهِكَ وَ تَسْبِيحِكَ»؛ و اینکه خداوند اجازه داده به ما تا دعا کنیم و او را منزه شماریم و او را تسبیحگوییم.
تا وقتیکه میتوانم ذکر خداوند را بگویم نعمت به من تمام است و این بالاترین نعمت است زیرا که این نعمت دائمی است و مابقی نعمتها فانی است. دنیا مانند درخت است و برگ و سایهاش به ما میرسد و ریشهاش به ما نمیرسد. از دنیا نمیتوان ریشهاش را گرفت و با خود برد بلکه فقط اجازه داریم که از میوه و سایهی درخت استفاده کنیم بنابراین نعمتهای دیگرِ دنیا، فانی هستند و نعمت ذکر باقی است.
علی (ع) به امام حسن (ع) نامه نوشتند و به ایشان وصیت کردند:
پسرم! بدان آنکس که خزائن زمین و آسمان به دست اوست به تو اجازه داده تا او را بخوانی و متکفل شده به اینکه تو را اجابت کند؛ اُدْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ؛ پسرم این سخن را کسی گفته که خزائن آسمانها و زمینها در دست اوست و تو سؤال کردی از او، چیزهایی را که دیگران قادر به بخششِ آنها نیستند؛ تو از خدا طول عمر، سلامتی و صحت جسم، صحت جان و آرامش قلب، توسعه و گشایش رزق و روزی را خواستی که همه، فقط به دست اوست.
پسرم! خداوند به تو اذن دعا داده و کلید خزائن و برکاتش را با دعا در دستتو نهاده، هر چه طلب میکنی از خدا بکن؛ و هر جا گرفتار شدی رفع گرفتاری را از او بخواه؛ از تضرع به درگاه خدا غافل مشو؛ و از حمد و سپاس او غافل مشو؛ و از طلب حاجتت به درگاه او غافل مشو.
دعا، سبب ازدیاد رزق و روزی:
بیست چیز روزی را زیاد میکند:
1) ذکر خدا همراه با صلوات بر پیامبر اکرم (ص).
2) تعقیبات نمازها. یکی از عالیترین دعاهایی که بعد از نماز صبح میتوان خواند دعای “توسل دیگر” است. علمای ما فرمودهاند که مداومت بر خواندن این دعا بعد از نماز صبح، بیستوچهار ساعتِ پیش روی انسان را بیمهی چهارده معصوم (ع) میکند.
3) تلاوت قرآن. هرچقدر میتوانید بخوانید.
4) اخلاق خوش. خوشاخلاقی با همهی مردم. پیامبر (ص) فرمودند: در خانهای که زن و شوهر مدام باهم بحث میکنند خداوند برکت را از آن خانهبرمی دارد.
5) نماز شب. کسانی که دستشان تنگ است مدتی نماز شب بخوانند.
6) صلهرحم.
7) احسان به والدین.
8) احسان به سادات.
9) تصدق به فقرا. صدقه از صِدق است و قرآن میفرماید بهترینها را صدقه بده. جناب مرشد چلویی که در بازار رستوران داشت هر وعده که در رستورانش غذا پخته میشد درِ دیگ را که باز میکرد ابتدا چهارده ظرف از بهترین قسمتِ غذا، جدا میکرد و به نیت چهارده معصوم برای سادات یتیم میفرستاد و بعد غذا برای دیگران میکشید. ایشان همیشه ظرفی از کباب روی میز خود داشتند که وقتی شاگردهای مغازهها میآمدند تا برای اربابان خود غذا ببرند، لقمهلقمه میکردند و دردهان آنها میگذاشتند و میفرمودند شاید این شاگرد، غذا را که به ارباب خود رساند ارباب به او از این غذا ندهد و بوی کباب به او خورده باشد و من مدیون او شوم.
10) بیداری بین الطلوعین.
11) روبهقبله نشستن و خوابیدن. تا جایی که مقدور است به این کار عادت کنیم.
12) طاهر و با وضو بودن. بهمحض واجب شدنِ غسل، آن را انجام دادن و دائم الوضو بودن.
13) نماز اول وقت.
14) دعا دربارهی دیگران. تا میتوانید مردم را دعا کنید خصوصاً دعا برای کسانی که از آنها دلخور هستید.
15) حاجت دیگران را برآورده کردن. تا جایی که میتوانید حاجات دیگران را رفع کنیم اگر خودمان نمیتوانیم از کسانی که میتوانند درخواست کنیم حتی آبروی خود را گرو گذاریم.
16) ازدواج. هر چه بیشتر عزب ماندن دستتنگ تر میشود.
17) زیارت ائمه اطهار (ع). هر چه در زیارت ائمه (ع) خرج کنی تا هفتصد برابر برای ما جبران میکنند. مثلاً مهمان کردن همسفران، برای همه سوغات خریدن و … امام صادق (ع) فرمودند: در زیارت ما اهلبیت، خسیس نباشید و قناعت نکنید.
18) ترک گناه.
19) دعا به درگاه خدا و تقاضا کردن.
20) توسل به اهلبیت (ع).
امام صادق (ع) فرمودند: خداوند راه اجابت دعا را پنهان کرده تا شما زیاد دعا کنید.
یکی از عالیترین و جامعترین دعاها که در حرم ائمه (ع) خوانده میشود این دعا است: « اَللهُمَّ تَفَضَّل عَلَینا وَ ارزُقنا مَعرِفَتَهُم وَ مُحَبَّتَهُم وَ وَفِّقنا لِطاعَتِهِم وَ لا تُفَرِّق بَینَنا وَ بَینَهُم فِی الدُنیا وَ الاخِرَة»؛ خدایا از تو میخواهم که عنایت کنی بر ما و روزی کنی بر ما معرفت این بزرگوار را و محبت او را؛ و موفق کنی مرا به اطاعت از او؛ و هرگز جدایی نینداز بین ما و اینها در دنیا و آخرت.
قسمت دوم بحث در باب معرفت به اهلبیت (ع) و فاطمه (س)
از راههای تقرب به خداوند معرفت به وجود فاطمه (س) است. در جلسات گذشته گفتیم که علی (ع) فرمودند: شیعیان ما شش علامت را حتماً دارند سه علامت در رابطه با یکدیگر دارند و سه علامت در رابطه با ما دارند؛ سه علامت که در رابطه با یکدیگر دارند: 1- آن چیزی که برای عزیزترین کسِ خود میخواهند برای دیگران هم بخواهند 2- آنچه برای عزیزترین کس خود نمیخواهند برای هیچکس نمیخواهند 3- صمیمیت و یکرنگی بین شیعیان ما حاکم است. این حقِ شیعیان بر گردن یکدیگر است.
و شیعیان سه وظیفه نسبت به اهلبیت (ع) دارند: 1- شناخت فضایل اهلبیت (ع).
رسول اکرم (ص) فرمودند: معرفت به خانوادهی پیغمبر، برائت از آتش جهنم است؛ و محبت آل پیغمبر جوازی است برای عبور از صراط؛ و ولایت فرزندان پیغمبر امان از عذاب است.
حال که ایام فاطمیه است و فاطمه (س) از شناخت ما به دور است بااینحال، ما وظیفهداریم که از فضایل ایشان مطلب بشنویم و بخوانیم و معرفت خود را اضافه کنیم تا بتوانیم از مظلومیت ایشان دفاع کنیم که امروزه هم ایشان مظلوم هستند و وظیفهی ماست که از مظلومیت ایشان دفاع کنیم و دفاع از ایشان بامعرفت به ایشان حاصل میشود.
فاطمه (س) حامل عرش خداوند:
پیامبر (ص) فرمودند: خداوند مَلَکی را آفرید در زیر عرش؛ و به او فرمان داد سی هزار سال پرواز کند دوباره فرمان داد و او سی هزار سال دیگر پرواز کرد و بار سوم هم فرمان داد و او سی هزار سال دیگر پرواز کرد که شد نود هزار سال؛ سپس خداوند فرمود کافی است اگر تو تا روز قیامت پرواز کنی عرضِ عرش را نمیتوانی طی کنی.
از حضرت رسول (ص) سؤال کردند که این عرش چیست؟ ایشان پاسخ دادند: عرش، علم خداوند است. بعد فرمود از سنگینیِ این علم، کسی نمیتواند عرش را حمل کند مگر هشت نفر: چهار پیامبرِ اولوالعزم، امیرالمؤمنین علی (ع)، دخترم فاطمه (س) و حسن و حسین (ع).
وجود فاطمه (س) آنقدر قدرت دارد که عرش خداوند را به شانه حمل میکند و عرش خدا، علم خداوند است؛ و سینهی فاطمه (س) آنقدر وسعت دارد که عرش خداوند و علم خداوند را در خود جای میدهد.
اما در باب حضرت محسن (ع):
ما این روزها که بر فاطمه (س) و محسن (ع) گریه میکنیم باید قدری از فضائل حضرت محسن (ع) را بدانیم که اگر ندانیم چه گریهای؟!!!
ایشان فقط یک جنین ششماهه نبودهاند بلکه آنان کسی را با لگد سقط کردهاند که:
1) نامش در تورات حضرت موسی (ع) آمده است.
در قرآن آیهای داریم«وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ…»؛ ما به موسی کتاب عطا کردیم…
مفسران، این آیه را تفسیر کردهاند و در آن حدیثی از رسولالله (ص) آوردهاند که ایشان فرمودند: خداوند در تورات، موسی (ع) را مخاطب قرار داده که: ای موسی! من تو را پیغمبر قراردادم و هارون، برادرِ پدری و مادرت را، وزیرت قراردادم همانطور که پیامبر آخرالزمان را انتخاب کردم و اسمش محمد است و ایلیا(علی) را برادر و وزیر و وصی و خلیفه او قراردادم؛ خوشا به حال شما دو برادر و خوشا به حال آن دو برادر؛ ایلیا پدرِ دو فرزند اوست که حسن و حسین نام دارند و محسن سومی آنهاست همانطور که برادرت هارون سه پسر دارد شبر، شبیر و مشبر؛ او هم سه پسر دارد حسن و حسین و محسن؛ که نامشان را از نام خودم گرفتهام.
2) نامش در قرآن مجید آمده است. همهی ما این آیه را که در قرآن آمده است میدانیم « وَإِذَا الْمَوْءُودَةُ سُئِلَتْ* بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ»؛ روزی که مقتول را میآورند و میپرسند به کدامین گناه تو را گشتند.
مفسران سنی میگویند منظور از مقتول، تمام جنینهایی است که بهناحق سقط یا کشتهشده باشند، است. اما مُفَضَّل نقل می کند که خدمت امام صادق (ع) رفتم و پرسیدم که نظر شما دربارهی این آیه چیست؟ امام (ع) فرمودند نظر تو چیست؟ گفتم من نمیدانم اما همه میگویند منظور، همهی بچهها هستند که بهناحق کشتهشده باشند؛ امام (ع) فرمودند: وای بر آنها! از کجا می گویند که این آیه برای همه است! این آیه مخصوصِ ما اهل بیت است و منظور، محسنِ فاطمه (س) است.
خداوند به پیامبرش امر کرد که برو در میان مردم و به آنها بگو: ای مردم من از شما اجر و مزد رسالت نمیخواهم. پیامبر (ص) روز اول آمدند در میان مردم و فرمودند: ای مردم! من از شما مزد رسالت میخواهم! اما نفرمودند چه میخواهند. مردم در گوش یکدیگر گفتند او باغ و گله میخواهد با یکدیگر برای او فراهم کنیم.حضرت رفتند و روز دوم آمدند و فرمودند: ای مردم! مزد رسالت مرا چه میدهید؟ آنها به هم نگاه کردند و هر کس چیزی گفت. پیامبر (ص) رفتند. مردم باهم وعده گذاشتند که هر کس، چیزی بدهد از گوسفند و زمین و باغ و …پیامبر (ص) روز سوم آمدند و فرمودند: ای مردم! مزد رسالت مرا چه میدهید؟ عمر خطاب بلند شد و گفت چه میخواهید؟ بگویید و خیال ما را راحت کنید. پیامبر (ص) این آیه را خواندند «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى» و فرمودند: من از شما مزد رسالت نمیخواهم مگر اینکه نزدیکانم را دوست بدارید.
و امام صادق (ع) فرمودند: این «مَوْءُودَةُ» که خداوند در قرآن فرموده که از او سؤال میکنند که چرا تو را کشتند، از اسامی «مَوَدَّةَ» است که در آیه بالاآمده است؛ پس هر جنینی نیست؛ و همان مزدِ رسالت است.
یعنی ای پیامبر! به آنها بگو من چیزی از شما نمیخواهم و اجر و مزد رسالت من این است که جنین ششماههی دخترم را نکشید!!!
مُفضل! قسم به خداوند که منظور از آن جنین، محسن (ع) است چون از ماست و هرکس غیرازاین گفت او را تکذیب کنید.
حضرت محسن (ع) را به قیامت میآورند و خداوند از او سؤال میکند به چه گناهی تو را کشتند؟!
پیامبر (ص) فرمودند: در شب معراج مرا به بهشت بردند و درختانی را دیدم که سینههایی مانند گاو پر از شیر داشتند و ساره و ابراهیم (ع) در زیر آنها بودند. از آنها سؤال کردم که اینجا چگونه جایی است؟ آنها جواب دادند که هر بچهای از شیعیان علی (ع) که در کودکی بمیرد و یا سقط شود او را به اینجا میآورند و ما از خداوند خواستیم که سرپرستی آنها را به ما بدهد و سپس دخترت فاطمه (س) وقتی از دنیا میرود به اینجا میآید و نظارت بر کار ما میکند و ما این بچهها را با این شیر تغذیه میکنیم(در عالم برزخ تغذیهای نیست و منظور از این تغذیه، تغذیه به عقل و رشد و ولایت علی (ع) است) وقتی پدر و مادر آنها از دنیا میروند بچهها را تحویل آنها میدهیم درحالیکه جوانانی رشید و عاشقِ علی و عاشق فاطمه و معرفت گرفته از فاطمه زهرا (س) هستند.
بهجز محسن (ع) که وقتی از دنیا میرود او را به آنجا نمیبرند زیرا که علی (ع) فرمودند: وقتی او را در خاک دفن کردم، او ملحق شد به جدش رسولالله (ص) و شروع کرد به شکایت کردن نزد پیامبر (ص) که چه کردند با ما و مادر ما.
علی جان! تو گنجی داری:
پیامبر (ص) به علی (ع) فرمود: علی جان! تو در روز قیامت گنجی داری و آن را استخراج میکنی و شیعیانت را با آن شفاعت میکنی و آن محسن (ع) است.
فاطمه جان! تو یک “سِّرِّ المُستودع” داری:
ما دعای زیبایی داریم: «أللّهُمَّ إنِّى أَسْئَلُكَ بِحَقِّ فاطِمَة وَ أَبيْها وَ بَعْلِها وَ بَنِيْها وَ السِّرِ الْمُسْتِوْدِعِ فِيْها أنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أنْ تَفْعَلَ بِى ما أنْتَ أهْلُهُ وَ لا تَفْعَلَ بِى ما أنَا أهْلُهُ بِرَحْمَتِكَ يا أَرْحَمَ الرّاحِمِين»
در این دعا خداوند را به فاطمه (س)، پدر، شوهر، فرزندان و سِرّ درون سینهاش قسم میدهیم و از خداوند میخواهیم که با ما کاری را کند که او لایقش است نه آن کاری را که ما لایق آن هستیم؛ زیرا که خدایا! من لایق بدبختی هستم و تو لایق بخشش هستی!
مفسران گفتهاند که “سِرّ” آن چیزی است که دیده نمیشود و فاطمه (س) دو “سِرّ” دارد که دیده نشد یکی محسن (ع) است و دیگری مهدی (عج) است که هست اما ما او را نمیبینیم. اما روزی همه آشکار میشود هم محسن (ع) که روی دست پیامبر (ص) آشکار میشود و هم امام زمان (عج) که ظهور میکنند.