بسم الله الرحمن الرحيم

يافاطمه الزهرا سلام‌الله عليها اغيثيني

همه‌چیز برای اجابت دعا فراهم است، حدیث کسا خواند شده است، روضه خوانده‌ایم، آخرین روز جلسه است و … . پس هم برای خود دعا کنیم و هم برای دیگران و هم برای فرج.

چگونه حرمت اولاد پیامبر را نگه داشتند؟!!!

وقتی تاریخ اسلام را می‌خوانیم، درمی‌یابیم که یک‌چیزهایی دارای حرمت است که باعث می‌شود این احترام تا به نسل آن‌ها هم برسد و باعث شود نسل آن‌ها هم محترم شوند. به‌طور مثال علما، که نسل آن‌ها هم محترم‌اند، حتی اگر کافر باشند. انسان سخاوتمند، هم خودش محترم است و هم‌خانواده‌اش. همه می‌دانیم که درجه عالی انسانیت، نبوت است. وقتی یک انسانِ مفید، نسل او هم احترام دارد، نسل پیامبر چقدر محترم باید باشد؟! جنگ بود، کنیز گرفته بودند. پیامبر می‌دیدند که جلو زنی جلیل و بزرگوار می‌آید. به پیامبر سلام نکرد، چراکه مسلمان نبود و هنوز کافر بود. پیامبر سؤال کردند که او چه کسی است؟ در پاسخ پیامبر گفتند که او دختر حاتم طاعی است. پیامبر دستور دادند که دست او را باز کنند و دست همراهانش را نیز باز کنند و غنائمی را که گرفته‌اند به او ببخشند و فرشی بیندازند، به حرمت آنکه پدر او فردی سخاوتمند بوده است. همه آن‌هایی که درِ خانه حضرت زهرا را سوزاندند، از این جریان باخبر بودند و جریان را زبان به زبان تعریف کرده بودند که پیامبر با دختر حاتم طاعی چه برخوردی داشته است و چگونه عزت کرده است؟! اما همین‌ها با دختر پیامبر اکرم چه کردند؟!

بعضی وقت‌ها می‌گوییم که‌ای کاش فقط زدن بود، کاش فقط میخ و درب بود و … .

لعنت خدا بر ابوسفیان

وقتی‌که به درب خانه هجوم آوردند، بسیاری از این مردم بغل‌به‌بغل هیزم می‌آوردند. وقتی کسی از داخل داد زد اینجا فاطمه و بچه‌های او هستند، عمر گفت: ما می‌سوزانیم. مشعلی که آورند بسیار بزرگ بود که امام صادق علیه‌السلام فرمودند جدمان علی بن ابی‌طالب این مشعل را نگه‌داشته‌اند و به دست امام زمان می‌رسانند و به شیعیان نشان می‌دهند.

در میان این آدم‌ها، پیرمردی نابینا بود که غلامش او را آورده بود. او ابوسفیان بود که به‌ظاهر مسلمان شده بود. شنید که مردم در حال حمله به درب خانه امیرالمؤمنین هستند، غلام خود را صدا زد و به همراه او آمده بود. غلام برایش گزارش می‌داد. غلام گفت: علی را آوردند، عبا ندارد، دست او بسته است. ابوسفیان دست زد و شروع به رقصیدن کرد و گفت همه عمر منتظر بودم چنین لحظه‌ای را ببینم حال اگر ندیدم، اما شنیدم. الآن جگرم خنک شد.

امیرالمؤمنین در عزای فاطمه سلام‌الله علیها

وقتی عضو بدن کسی زخم می‌شود، همه می‌بینند، اما وقتی‌که پایش می‌شکند، کسی نمی‌بیند، باید عکس بیندازد تا در عکس مشخص شود. شکستگی زیرپوست است، دیدنی نیست، با دست کشیدن هم معلوم نمی‌شود. تا هفت روز بعد از شهادت حضرت زهرا سلام‌الله علیها امیرالمؤمنین درب را بسته بودند و هیچ‌کس را برای دیدن قبول نمی‌کردند. اسما می‌گوید غذا درست می‌کردم اما کسی نمی‌خورد. تا اینکه دوستان امیرالمؤمنین جمع شدند و به عمار گفتند: امیرالمؤمنین تو را جور دیگری قبول دارد، به درب خانه حضرت برو و او را همراه خود به مسجد بیاور. عمار به خانه حضرت رفت. کمی با حضرت گریه کرد، سپس گفت یا علی دوستان سلام رساندند و دل‌تنگ شما هستند، در کوچه منتظر شما هستند. بیا به مسجد برویم، دشمنان نباید مدینه را بدون شما ببینند. امیرالمؤمنین برخاستند به درب که رسیدند نشستند و دوباره شروع به گریه کردند و فرمودند عمار تو که نمی‌دانی من چه کسی را ازدست‌داده‌ام، آن روز هنگامی‌که زهرا را غسل می‌دادم، دستم به استخوان پهلوی او خورد، پهلویش شکسته بود و دیدم که خون می‌آمد.

روضه چهارده معصوم علیهم‌السلام

ما فکر می‌کنیم روضه‌های چهارده معصوم متفاوت‌اند، اما یک وجه اشتراک دارند. رسول اکرم فرمودند: ما معصومین یا به سم کشته می‌شویم یا به شمشیر، به مرگ طبیعی نمی‌میریم. آن دو امامی هم که به ضرب شمشیر کشته می‌شوند هم مضروب‌اند و هم مسموم. ملعون ابن ملجم شمشیر را مسموم کرده بود که اگر ضربه کاری نشد، سم اثر کند. امام سجاد علیه‌السلام به شام که رسیدند به یزید ملعون گفتند در کشتن پدرم عجله کردی، آن تیر سه شعبه مسموم پدرم را می‌کشت، سر مبارک پدرم را چرا جدا کردی؟! تیر سه شعبه کار خودش را می‌کرد.

پیامبر مسموم شدند. اکثر کتب سنی نوشته‌اند که عایشه وقتی تب پیامبر شروع شد به ترفندی پیامبر را به خانه خود برد و غذای پیامبر را حفضه و عایشه لعنت الله علیها به دست گرفتند و خودشان گفتند هرروز کمی در غذا سم می‌ریختیم که داروی دکتر عمل نکند.

امام علی علیه‌السلام هم با شمشیر زهرآلود ضربت خوردند و به شهادت رسیدند.

امام حسن علیه‌السلام با زهر هلاهل مسموم شدند. زهر هلاهل آنی نمی‌کشد. کم‌کم بدن تب‌دار می‌شود و عطش بالا می‌رود.

امام حسین علیه‌السلام، هم شمشیر و هم زهر.

امام سجاد علیه‌السلام به سم. صدای العطش امام در خانه می‌پیچید.

امام باقر علیه‌السلام به سم هلاهل.

امام صادق علیه‌السلام به سم.

امام موسی بن جعفر علیه‌السلام به سم شوکران. سم شوکران آنی از بین می‌برد. تمام ریه پاره می‌شود و در کبد اثر می‌گذارد و بدن تاول می‌زند.

امام رضا علیه‌السلام به سم شوکران.

امام جواد علیه‌السلام به سم شوکران.

امام هادی علیه‌السلام به سم شوکران.

امام حسن عسکری علیه‌السلام به سم شوکران.

سم چه هلاهل و چه شوکران باشد یک اثر دارد و آن عطش است. طبیب می‌گوید آب ندهید. برای پیامبر طبیب آوردند، طبیب گفت آب ندهید. لب را تر می‌کردند.

برای امام علی علیه‌السلام طبیب آوردند، طبیب گفت آب ندهید. شیردهید.

امام حسن علیه‌السلام، فریاد العطش امام شنیده می‌شد و امام حسین علیه‌السلام آب می‌آورد.

امام حسین علیه‌السلام، به امام آب ندادند درحالی‌که هوا گرم بود و در جنگ بودند و تلاش امام زیاد بود و سم هم عطش را چندین برابر کرده بود و امام هم زخمی بودند.

… به امام جواد علیه‌السلام هم آب ندادند. همسرش درب را بسته بود و اجازه نداد کسی به امام آب برساند.

اما حضرت زهرا سلام‌الله علیها؛ حال حضرت وخیم شد. بچه‌ها محزون به پدر و مادر نگاه می‌کردند. امیرالمؤمنین قنبر را به سراغ طبیب فرستاد. طبیب که نامحرم است، نمی‌تواند معاینه کند. پرده‌ای کشیدند. طبیب پشت پرده نشست. علی جان بگو فاطمه حالش چگونه است؟ حضرت فرمودند: اولاً فاطمه سیلی خورده است. دوماً بازوی او را با شمشیر بریده‌اند. سوماً دنده‌اش و سینه‌اش  شکسته است. چهارماً فاطمه بچه سقط کرده است. پنجماً میخ درب سینه زهرا را پاره کرده است. طبیب گفت: خون‌ریزی هم دارد؟ امام فرمودند: بله دارد. طبیب گفت: تب دارد. امام فرمودند: بله دارد. طبیب سؤال کرد: غذا می‌خورد؟ امام فرمودند: نه غذا نمی‌خورد. طبیب پرسید: خواب دارد؟ امام فرمودند: نه نمی‌تواند بخوابد. طبیب سری تکان داد و بلند شد و گفت: علی جان آب برای زهرا بد است.

اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِكَ، اَللّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَيْنَ، وَ شايَعَتْ وَ بايَعَتْ وَ تابَعَتْ عَلى قَتْلِهِ، اَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَميعاً.

ادامه بحث روزهای گذشته

داشتن برنامه در زندگی

باید با برنامه‌ریزی زندگی خود را پیش ببریم که قدم‌به‌قدم عشق حضرت زهرا سلام‌الله علیها در دلمان زیاد شود.

1ـ دعا کردن

سه برنامه را حتماً در برنامه زندگی خود باید جای دهیم:

1ـ دعا کردن: دعا خاصیت زیاد دارد، معرفت را افزایش می‌دهد، نور است، واسطه فیض بین بنده و خدا است، توکل را بالا می‌برد، اعتمادبه‌نفس می‌دهد، در سخت‌ترین لحظات باعث می‌شود انسان ناامید نشود. دخترک جوان‌سال آخر دبیرستان در دهات خوی زندگی می‌کرد که ذات‌الریه گرفت. برای معالجه به تهران آمدند اما فایده‌ای نداشت، برگشتند. هر دو پای او فلج شد و زمین‌گیر شد. شبی بلند شد بسیار ناامید بود و به پدرش گفت مرا به قم ببر. پدر گفت: ماشین نداریم خیلی سخت است. این‌همه هزینه کردیم چه شد که حالا به تهران برویم؟! پدر قبول نکرد. دخترک به دایی‌اش گفت. دایی پرسید: مگر چه شده که این‌همه اصرار به قم رفتن داری؟! گفت خواب دیدم بانویی سفیدپوش به من گفت چرا از اول مریضی‌ات به درگاه من نیامدی که شفای تو را از خداوند بگیرم. گفتم: شما چه کسی هستید؟ فرمودند: من خواهرم امام رضا علیه‌السلام هستم. من معصومه‌ام. به‌سختی تا قم آمدند. وقتی رسیدند که اذان مغرب و عشا را گفته بودند. همه مشغول نمازخواندن شدند. دخترک هم سرپا شد و نماز مغرب و عشا را ایستاده خواند.

مخصوصاً در آخرالزمان باید برنامه دعا داشته باشیم. چراکه گذر زندگی سخت‌تر است و اگر توکل نداشته باشیم در زندگی کم می‌آوریم. اما چند مسئله در دعا شرط است: 1ـ دعای جمعی؛ در حدیث کسا قیدشده «جمع من شیعتنا». در عم یجیب ذکرشده جمع شوید و 16هزارتا بگویید. هنگام به دنیا آمدن نوه امام خمینی به مرحوم امام خمینی زنگ زدند و گفتند یا مادر زنده می‌ماند و یا بچه. امام طلب‌ها را جمع کردند و گفتند گوسفندی بکشید و 16هزار عم یجیب بخوانید. خبر دادند بچه به دنیا آمده و مادر و بچه هر دو سالم هستند. برای توسل قیدشده جمع شوید و دعای توسل بخوانید. برای حاجت گفته‌اند ختم زیارت عاشورا بردارید و جمع تشکیل دهید، مخصوصاً اگر در بین شما بچه‌ها نیز باشند که به یاد کودکان امام حسین، شما دعا کنید و بچه‌ها آمین بگویند. و زیارت را در زیر آسمان بخوانید بهتر است و به اجابت کمک می‌کند. فردی نزد شیخ رجبعلی آمد و گفت پسرم تصادف کرده و همه می‌گویند رفتنی است. شیخ گفت 40 کارگر را جمع کن و آبگوشتی بده و دعای توسل بخوان، خدا بچه‌ات را برمی‌گرداند. پسر برگشت. 2ـ دعای پنهانی؛ مخصوصاً در نیمه‌شب و آن‌هم برای غیر. در دل شب استراحت خود را کوتاه کنی و در قنوت نماز برای 40 مؤمن دعا کن. 3ـ مداومت در دعا کردن؛ امام باقر علیه‌السلام می‌‏فرمایند: شخصی به نام شیبه هذلی نزد پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله و سلم آمد و گفت: ای رسول خدا من پیر شده‌ام، سن من بالا رفته است و مرا توانایی به عمل نماز، روزه، حج و جهاد که خود را بدان‌ها عادت داده‌ام نمانده است. پس ای رسول‌الله دستوری سبک یادم ده تا خدای مرا از آن بهره رساند. پیغمبر اعظم صلی‌الله علیه و آله و سلم فرمودند: گفتارت را دوباره بازگو کن. شیبه سه بار سخنش را بازگو کرد. رسول خدا گفت: در گرداگرد تو درخت و کلوخی نیست مگر اینکه از رحمت تو به گریه افتاد. چون نماز صبح را گزاردی ده بار بگو «سُبْحَانَ اللَّهِ الْعَظِیمِ وَ بِحَمْدِهِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ» که البته خدای عز و جل تو را به گفتن آن از کوری، دیوانگی، بیماری خوره، تنگدستی، نداری و رنج پیری نگاه می‌دارد. شیبه گفت ای رسول خدا این از برای دنیای من است. از برای آخرت چه باید کرد؟ رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله و سلم فرمودند: بعد از نماز مغرب می‌گویی «اللَّهُمَ‏ اهْدِنِی‏ مِنْ‏ عِنْدِکَ‏ وَ أَفِضْ عَلَیَّ مِنْ فَضْلِکَ وَ انْشُرْ عَلَیَّ مِنْ رَحْمَتِکَ وَ أَنْزِلْ عَلَیَّ مِنْ بَرَکَاتِکَ». شیبه این کلمات را ـ با دقت فراگرفت و رفت. پس رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله و سلم فرمودند: اگر بدین دستور عمل کند و به‌عمد آن را ترک نگوید، درهای هشت‌گانه بهشت به رویش گشوده شود. از هرکدام که خواهد داخل بهشت شود.[1][1]

با این عمل جبران می‌کنیم اعمالی را که دوست داریم انجام دهیم اما توانایی آن را نداریم. اما چرا دعاهایمان مستجاب نمی‌شود؛ امام صادق علیه‌السلام فرمودند: چون در شما ده خصلت باشد مانع استجابت دعا می‌شود: 1- خدا را مي‌شناسيد (مي‌دانيد بايد اطاعت اوامر او را بنمایید لكن اطاعتش نمی‌نمایید) و ادا نمي‌كنيد حق او را. 2- مي‌خوانيد قرآن را ولیکن به فرمان‌ها و نواهى آن عمل نمي‌كنيد. 3- می‌گویید ما دوست مي‌داريم رسول خدا صلی اللَّه عليه و آله را و ترك مي‌كنيد سنّت‌ها و دستورات او را. 4- شيطان را دشمن خود مي‌دانيد و بااین‌حال اطاعت او را مي‌كنيد 5- بهشت را دوست مي‌داريد ولیکن عملى را كه به سبب آن داخل بهشت شويد بجا نمى‏آوريد. 6- از آتش جهنم مي‌ترسيد و از آن فرار نمي‌كنيد (به ترك گناه) 7- آن‌قدر به عیب‌جویی از مردم مشغول می‌شوید که عیب‌های خودتان یادتان رفت. روزی بی‌بندوبارترین جوان مدینه رد می‌شد. پیامبر فرمودند می‌خواهید جوان بهشتی را ببینید، این جوان است. همه تعجب کردند. چند وقت بعد آن جوان درست شد. سؤال کردند چرا یا رسول‌الله؟ پیامبر فرمودند: روزی از مسیری رد می‌شد، دید مردی خوابیده است و لباسش بالا رفته است. آرام لباسش را پایین کشید که عیب‌هایش آشکار نشود. 8- همه شما می‌گویید دنیا را دوست ندارید اما صبح تا شب مشغول به دنیا هستید. امام علی علیه‌السلام فرمودند: عاشق دنیا بداند هر چه به دنبال دنیا بدود، دنیا از او فرار می‌کند اما اگر به دنیا پشت کنی او خود به تو روی می‌آورد. 9 – مرگ را بر حق مي‌دانيد ولیکن آماده آن نمي‌شويد. 10- مردگان خود را دفن مي‌كنيد و از (مردن) آن‌ها عبرت نمي‌گيريد.[2][2]

با این شرایط دعا مستجاب نمی‌شود پس چه کنیم؟ ابتدا سعی کنیم این شرایط را عوض کنیم اما بدانیم که در بعضی ساعات دعا بدون شرط مقبول است و آن زمان‌ها عبارت‌اند از: الف) به الله‌اکبر اذان ظهر، ب) وقت سرخی مغرب، هنگامی‌که نصف آفتاب رفته است و نصفش مانده است، ج) ساعت آخر غروب روز جمعه، د) ثلث آخر شب، و) وقت سحر. و بدانیم دعای چند نفر است که بلاشرط مستجاب است: الف) دعای مظلوم، دست او را بگیر تا برایت دعا کند، ب) دعای گرسنۀ درمانده، شکم او را سیر کن، ج) دعای پدر و مادر حتی اگر کافر باشند و یا در جهنم برزخ هستند، د) دعای معلم برای شاگرد.

2ـ انس با قرآن

دومین برنامه‌ای که باید روزانه داشته باشیم، انس با قرآن است.

دستورات اقتصادی قرآن

قرآن دستورات فراوانی برای زندگی دارد. ازجمله این دستورات در مباحث اقتصادی است. اساس قرآن در مبحث اقتصادی بر قناعت است. در اقتصاد قرآن دستوراتش به این صورت است که به اندک اکتفا کن، نه نگاه کن چقدر داری، همان مقدار خرج کن. خانم مالک می‌گفتند: یک‌جوری زندگی کن که وقتی‌که داری مردم نفهمند که چقدر داری و وقتی هم که نداری نفهمند که چقدر نداری. اگر اساس زندگی قناعت باشد دیگر رشوه، ربا، اسراف و … در جامعه از بین می‌رود. رشد اقتصادی یک جامعه به درآمد آن جامعه نیست، بلکه به قناعت است. از امام صادق علیه‌السلام پرسیدند: اسراف یعنی چه؟ اگر من یک پیراهن گران‌قیمت بخرم این اسراف است؟ امام فرمودند: خیر این اسراف نیست، اسراف آن است که آن پیراهن گران‌قیمت را آنجا که نباید بپوشی، بپوشی و آن را از بین ببری.

دستورات خانوادگی قرآن

بحث دیگر، در بحث خانواده است که باید به قرآن مراجعه کنیم و از دستورات قرآن بهره‌مند شویم. در این بحث، مبنا به احترام به پدر و مادر و بعدازآن بحث صله‌رحم است. امام رضا (ع) فرمودند: خدا عز و جل به سه چيز همراه سه ديگر فرمان داده: امر كرده به نماز و زكات، پس هر كه نماز كند و زكات ندهد نمازش پذيرفته نشود، و امر كرده به شكر خودش به همراه شكر والدين (در سوره لقمان آيه 14)، پس هر كه شكر والدين نكند شكر خدانکرده و امر كرده به تقوى خدا و صله‌رحم. در (آيه 1- سوره النساء) و هر كه صله‌رحم نكند تقواى خدا عز و جل را ندارد.[3][3]

پیامبر اسلام (ص) فرمودند: سفارش كنم حاضر امتم را و غائبشان را و آنان كه در پشت پدرانند و رحم مادران تا به‌روز قيامت بر اينكه صله‌رحم كنند و اگرچه يك سال راه از او دور باشند، زيرا كه آن از دین‌داری است.[4][4] اما سؤال اینکه چقدر صله‌رحم انجام دهیم؟ به‌اندازه‌ی یک لیوان آبی که بخورید و بروید. یعنی اگر بد هم هستند، این مقدار را انجام بده. در تمام اعیاد یکی از ثواب‌ها دیدن پدر و مادر است. و فرمودند: اگر کسی صبح عیدی به دیدن پدر و مادرش برود یا صبح جمعه مقید به دیدن پدر و مادرش باشد، خدا اسم او را در زمرۀ محسنین می‌نویسد. خداوند هم اجر محسنین را از بین نمی‌برد.

احترام به پدر و مادر:

 1ـ موجب جلب رضایت خداوند است. خداوند فرموده در لوح محفوظ نوشته‌ام هر کس پدرش و مادرش را راضی کند (البته نه به خلاف شرع) من از او راضی می‌شوم.

2ـ موجب نزول رحمت خداوند است. رسول اکرم فرمودند: درب‌های الهی در چند هنگام باز می‌شود: بارش باران، نگاه فرزند به‌صورت پدر و مادر، هنگام گشودن درب کعبه و هنگام خواندن عقد بین دو نامحرم.

3ـ موجب می‌شود در بالاترین غرفه‌های بهشتی جا داده شوی. یکسری در بالاترین جای بهشت قرار می‌گیرند، سؤال می‌شود خدایا این‌ها چه کسانی هستند؟ کسانی که به پدر و مادر خود انفاق کردند، با پدر و مادر خود مدارا کرده‌اند، نیکی به پدر و مادر خودکرده‌اند و یا غصه‌ای از پدر و مادر خود را برطرف کرده‌اند. والدین حق زیادی بر گردن فرزندان دارند، 15 دعای مخصوص والدین داریم که در ذیل به یکی از آن‌ها اشاره می‌شود که می‌توانید در نماز شب خود آن را بخوانید:

امام سجاد (ع): «اللهم صل علي محمد و آله و ذُريَّتِهِ وَ اخصُص اَبَوَيَّ بِاَفضَلِ ما خَصَصتَ بِه آباءَ عبادِكَ المؤمِنين وَ اُمَهاتِهم يا اَرحَمَ الراحِمين»[5][5]؛

بار خدايا بر محمد و آل و فرزندان او درود فرست، و پدر و مادر من را به بهترين چيزي (پاداشي) كه اختصاص داده‌اي به آن پدران و مادران بندگان باایمانت را امتياز ده، اي بخشنده‌ترين بخشندگان.

دستورات اجتماعی قرآن

در بحث اجتماعی، چگونه باید باشیم؟ نیکوکارترین فرد در جامعه باشیم. بالاترین درجه‌ای که در جامعه می‌توان گرفت برای محسنین است، یعنی نیکوکاران. سعی کن در جامعه اسم خود را در زمره نیکوکاران بنویسی. هر کار خیری که از تو برمی‌آید، انجام بده. نیکوکاری با سه چیز کامل می‌شود: 1ـ با شتاب و عجله در کار خیر. برای هر کار خیری اعلام کردند تو اولین نفر باش، اول کسی که بلند می‌شود در ثواب تمام دیگرکسان شریک می‌شود. 2ـ کم شمردن کار خیر. 3ـ منت ننهادن. این‌ها را نتوانستی انجام بدهی آزار نرسان، نیکوکار می‌شوی. حضرت موسی گفت: خدایا به محسنین در روز قیامت چه می‌دهی؟ آتش داد می‌زند از هر راهی می‌خواهم او را بگیرم، او با نیکو کاریش تمام راه‌های عذاب را به روی خود بسته است. یکی از جنبه‌های نیکوکاری امربه‌معروف و نهی از منکر است و یکی از مصادیق بارز امربه‌معروف و نهی از منکر هدایت نسل جوان جامعه است. امام علی در نامه‌ای که برای امام حسن نوشتند: همانا قلب جوان مثل زمین خالی است، هر چه بکاری همان می‌دهد و هر کس بکارد همان مالک می‌شود، من قلب تو را آباد کردم تا دیگری مالک قلب تو نشود. پیامبر اکرم فرمودند: تا وقتی‌که در میان شما نیکوکاری، امربه‌معروف و نهی از منکر و یاری‌رساندن در مسیر تقوا وجود دارد، خدا خیروبرکت را از جامعه دریغ نمی‌کند و اگر در میان شما نیکوکاری، امربه‌معروف و نهی از منکر و یاری‌رساندن در مسیر تقوا از میان رفت، خدا خیروبرکت را از جامعه برمی‌دارد.

قرآن و اهل‌بیت

در رابطه با اهل‌بیت در قرآن کریم، خداوند به ما دستور می‌دهد: اول به بیزاری جستن از دشمنان اهل‌بیت؛ در هر مقام و با هر بیانی لعن کنیم. به ما گفتند که یک کاری نکنیم که به اختلافات دامن بزند اما دیگر نگفته‌اند که لعن نکنید، این دو مطلب جدا از هم است، لعن به‌جای خود است. باید حرف را سنجید، خوب سنی‌ها هم همین را می‌گویند: ملعون زد و بعد توبه کرد. ابو حامد غزالی می‌گوید یزید امام را کشت اما بعد ممکن است توبه کرده باشد، پس لعن نکنید. من هم می‌گویم همان خدایی که توبه یزید را می‌بخشد، نگران نباش کسی را هم که لعن می‌کند، می‌بخشد، چراکه نمی‌دانی او توبه کرده یا نه!!! امام علی علیه‌السلام وارد مسجد شدند به یک افراد سلام کردند، به یک نفر سلام نکرد. از امام پرسیدند چرا به این فرد فقط سلام نکردید؟ امام فرمودند: او مشغول ذکر بود، نخواستم به‌اندازه یک جواب سلام ذکرش قطع شود. به امام گفتند: ما هم مشغول ذکر بودیم، مگر او چه ذکری می‌گفت؟ امام فرمودند: او قاتل فاطمه را لعن می‌کرد.

صل الله علیک یا مولایتَنا یا فاطمه الزهرا صَلَ الله علیک و علی اهل بیتک الطاهرین علی لعنت الله علی القوم الظالمین.

به امام صادق علیه‌السلام گفت: من نمی‌توانم به جهاد بروم، مال ندارم و … (در زمان تقیه بود)، امام فرمودند: برو در خانه درب را هم ببند کسی نباشد، دشمنان ما را لعن کن.

دومین دستور در رابطه با اهل‌بیت؛ بهره‌وری از اهل‌بیت است. در كتاب صفوة الاخبار از ابراهيم بن محمد نوفلى از پدرش كه خادم حضرت رضا علیه‌السلام بود نقل مي‌كند كه حضرت موسى بن جعفر از آبا گرام خود از اميرالمؤمنين على بن ابی‌طالب صلوات اللَّه عليه نقل كرد كه فرمود: برادر و دوستم پيامبر اكرم فرمودند: هر كس مايل است خدا را ملاقات نمايد درحالی‌که به او توجه داشته باشد و از او روى نگرداند بايد تو را دوست داشته باشد يا على و هر كه دوست دارد خدا را ملاقات كند درحالی‌که از او راضى باشد بايد دوست‏ بدارد فرزندت حسن را هر كه مي‌خواهد خدا را ملاقات نمايد درحالی‌که ترسى نداشته باشد بايد دوست داشته باشد فرزندت حسين را و هر كه بخواهد خدا را ملاقات نمايد درحالی‌که گناهانش از بين رفته باشد بايد على بن الحسين را دوست بدارد زيرا او از كسانى است كه خداوند درباره آن‌ها فرموده «سِيماهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ»[6][6]

و هر كه دوست دارد خدا را ملاقات كند با چشم روشن بايد دوست داشته باشد محمد بن علي حضرت باقر را و هر كه مايل است خدا را ملاقات نمايد درحالی‌که نامه عملش را به دست راستش بدهند دوست بدارد جعفر بن محمد علیه‌السلام را و هر كه دوست دارد خدا را ملاقات نمايد پاك و پاكيزه بايد دوست بدارد موسى بن جعفر علیه‌السلام را و هر كه مايل است خدا را شاد و خندان دوست بدارد على بن موسی‌الرضا علیه‌السلام را و هر كه دوست دارد خدا را ملاقات كند با درجات بلند و گناهانش تبديل به حسنه شده باشد بايد دوست بدارد محمد بن علي حضرت جواد علیه‌السلام را و هر كه مايل است خدا را ملاقات نمايد و از او به‌سادگی حساب بكشند و داخل بهشت عدنى شود كه عرض آن به‌اندازه آسمان‌ها و زمين است كه آماده پذيرائى براى پرهيزگاران است بايد دوست بدارد على بن محمد حضرت هادى علیه‌السلام را و هر كه مي‌خواهد خدا را ملاقات كند درحالی‌که از رستگاران باشد بايد دوست بدارد حسن بن على حضرت عسكرى علیه‌السلام را و هر كه مايل است خدا را ملاقات كند باایمان كامل و اسلام نيكو بايد دوست بدارد حجة بن حسن امام منتظر صلوات اللَّه عليه را، این‌هایند پيشوايان هدايت و راهنماى تقوى هر كه آن‌ها را دوست بدارد من بهشت را ضامن مي‌شوم براى او از جانب خدا.[7][7]

دو صلوات:

اللهم صَلِ علی مُحَمَدٍ وَ آلِ مُحمد اللهم تَفَضَّل عَلَینا وَ ارزُقنا مَعرِفَتِهم وَ مُحَبَتهُم وَ وَفِقنا لِطاعَتهم و لاتُفَرِق بینَنا و بینهم فی الدُنیا و الاخرت.

اللهم صَلِ علی مُحَمَدٍ وَ آلِ مُحمد اللهم عَجِّل لِوَلیک الفَرجَ وَ اَظهِر بِه دینک وَ اَحیِ بِه سُنَتَ نَبیّکَ وَ اجعَلنا المُنتَظِرین لِظُهورِهِ اللهم اجعَل خاتمَتَ اَمرِنا خَیراً وَ صَل علی مُحمَدٍ و آله الطاهِرین.

[8][1] . ثواب الا عمال شیخ صدوق صفحۀ ۱۵۹ و خصال شیخ صدوق ج: ۱؛ ص: ۲۲۰.

[9][2] . ارشاد القلوب-ترجمه مسترحمى، ج‏2، ص: 278

[10][3] . آداب معاشرت-ترجمه جلد شانزدهم بحارالانوار، ج‏1، ص: 43.

[11][4] . آداب معاشرت-ترجمه جلد شانزدهم بحارالانوار، ج‏1، ص: 68.

[12][5] . صحيفه سجاديه.

[13][6] . فتح/29.

[14][7] . بخش امامت-ترجمه جلد هفتم بحارالانوار، ج‏5، ص: 87.