بسم الله الرحمن الرحیم
یا فاطمه الزهرا سلامالله علیها اغیثینی
امروز که روز شهادت حضرت فاطمه (س) است ، همه روضهها برمیگردد به حضرت زینب (س) زیرا که از امروز مصائب ایشان آغاز میشود بعد از امروز او باید ، فرق شکافته ، جگر پارهپاره ، برادر در مقتل ، سر بر بالای نیزه و تازیانه اسارت ببیند . بنابراین امروز ، تمام خُطبا و مداحان از آبروی ایشان در مجالسشان بهره میگیرند .
آنچه از همه کتابها برمیآید این است که یکی از اسماء حضرت فاطمه (س) حنانه است به معنای زن بسیار مهربان . ایشان بسیار مهربان خصوصاً نسبت به فرزندانشان بودهاند . امام حسن و امام حسین (ع) باهم شش ماه فاصله داشتهاند (زیرا بارداری ایشان مانند زنان دیگر نبود ) و حضرت زینب (س) هم با امام حسین (ع) دو سال فاصله سنی داشتند و حضرت امکلثوم هم بعد از ایشان است پس حضرت فاطمه (س) در طی نه سال که در خانه حضرت علی (ع) زندگی کردهاند چهار فرزند آوردهاند که بزرگترین آنها هشتساله است ؛ روایت از قول علی (ع) نقل میکند که بعضیاوقات که به خانه میآمدم میدیدم که حضرت فاطمه (س) از کارخانه خسته شده و به پشت خوابیدهاند و چهارتا بچه روی سینه و بازوهای مادر خوابیدهاند و ایشان در عین خستگی چهارتا بچه را به سینه و بغل گرفتهاند . اما کنیزان خانه گفتهاند که از بعد از قضیه درودیوار، ایشان فرزندانش را بهندرت در بغل میگرفتهاند ؛ یا توان نداشتهاند و یا میخواستند که بچهها را به بیمادری عادت دهند . اما روزی مثل امروز تمام مقاتل مینویسند که چهارتا بچه را به بیرون از خانه فرستادند دو تا پسرشان را به سراغ پدر فرستادند و دو تا دخترشان را در برخی از مقاتل مینویسند به خانه خواهرزاده خود و برخیها مینویسند به خانه دخترعمویشان فرستادند ؛ منظور حضرت فاطمه (س) از این کار این بود که چون در خانه ایشان فقط یک اتاق وجود داشت هنگام جان به جان تسلیم کردنشان ، فرزندانش در خانه نباشند و این لحظات را نبینند و رعایت حال بچهها را کند . اما در کربلا زینب (س) دید کسی آرام صدا میزند اُخَیَّ ، اُخَیَّ ! زینب (س) دویدند پشت خیمهها و دیدند پیشانی امام حسین (ع) سنگ خورده و صورت ایشان غرق در خون است فرمود برادرم چرا از پشت خیمه آمدید ؟ فرمود خواهر آرام باش دستمالی بیاور تا پیشانیام را ببندم ، من از پشت خیمهها آمدم تا بچهها این صورت غرق در خون مرا نبینند ، خواهرم ! وقتی به مقتل رفتم مراقب باش تا بچهای از خیمه بیرون نیاید و به سمت میدان نبرد نیاید .زیرا که این صحنهها در دل بچهها باقی میماند و به همین جهت بود که پیامبر (ص) هنگام جان دادنشان به علی (ع) فرمودند حسن و حسین (ع) را به بیرون از اتاق ببرید و فاطمه (س) هم فرزندان را به بیرون فرستادند و علی (ع) هم هنگام جان دادنشان دخترانشان را به بیرون از اتاق فرستادند وامام حسن (ع) هنگام شهادتشان به امام حسین (ع) فرمودند برادرم ! بچهها را به بیرون بفرست و خواهرم زینب را هم بیرون از اتاق بفرست و خودت هم نگاه نکن ؛ من دستم را که فشار دادم متوجه شو که جان به جانآفرین تسلیم کردهام . اما هنگام شهادت امام حسین (ع) ؛ عالم بزرگوار آقای انصاری گفت در تلّ زینبه روضه میخواندم دیدم جوانی مدام میآید و نگاه میکند و میرود بعد از تمام شدن روضه و رفتن مردم ، جوان آمد و گفت حاجآقا اینجا که روضه میخوانی اسمش چیست ؟ گفتم تابلو دارد بخوان ، نوشته ” تلّ زینبیه ” . گفت حاجآقا تلّ زینبیه یعنی چه ؟ گفتم یعنی بلندی بوده که در لحظه شهادت امام حسین (ع) ، حضرت زینب (س) آنجا ایستاده بودهاند . یکدفعه جوان شروع به فریاد کرد وبر سروصورت خود میزد و فریاد میکرد حاجآقا نگو اینجا حضرت زینب (س) ایستاده بودهاند ، گفتم جوان آرام بگیر. گفت من مهندس هستم و ایرانی ساکن آلمان هستم و سروکارم با حسابوکتاب است ده روز است که به کربلا آمدهام و روزی چند بار میآیم اینجا و میروم به مقتل ،هرچه حسابوکتاب میکنم میبینم که اگر اینجا تلّ زینبیه باشد پس هر چه در گودال قتلگاه و مقتل اتفاق افتاده را حضرت زینب (س) باید دیده باشد ، هر شمشیری را که به بالا رفته وبر بدن امام حسین (ع) پایین آمده را ،همه را زینب (س) دیده است حاجآقا کدام خواهری طاقت دیدن این صحنهها را دارد !!!
ادامه بحث روزهای گذشته :
این روزها که سال جدید آغاز میشود باید از سرمایه حضرت فاطمه (س) در سه مطلب بهره ببریم زیرا که تمام سرمایه خداوند حضرت فاطمه (س) است .
بهره اول : درزمینهٔ کسب محبت بیشتر نسبت به حضرت فاطمه (س) ؛ که هر چه ایشان را بیشتر دوست داشته باشیم به سلیقه خداوند نزدیکتر میشویم زیرا خداوند از بین تمام زنانی که خلق کرده است یک ” حبیبه ” انتخاب کرده است و پیامبر (ص) هم که با خداوند هم سلیقه است میفرماید فاطمه (س) حبیبه من است ؛ از القاب حضرت فاطمه (س) ” حبیبة الله ” و ” حبیبة الرسول ” است .
پیامبر (ص) آنقدر سفارش کردند که حضرت فاطمه (س) را دوست بدارید که برخیها به متلک میگفتند همین روزها پیامبر به بلال میگوید در اذان ات بگو : ای مردم فاطمه را دوست بدارید .
نشسته بودند علی (ع) و اُسامة بن زید و جعفر طیار و زید بن حارثه، هر چهار نفر جوان بودند و پیامبر (ص) آنها را عاشقانه دوست میداشت ؛ آنها باهم مفاخره میکردند که پیامبر (ص) کدام را از همه بیشتر دوست میدارد ، جعفر طیار گفت من را از همه بیشتر دوست میدارد مگر نمیبینید من هر وقت که میآیم ایشان لبخند میزند و خوشحال میشود ، علی (ع) فرمود جعفر ؛ ایشان مرا از همه بیشتر دوست دارد یک روز که مرا نبیند بیتاب میشود و سراغ مرا میگیرد ، زیدبن حارثه گفت مرا بیشتر دوست میدارد ایشان مرا که میبیند بغل میگیرد و میبوسد ، اسامه بن زید گفت مرا بیشتر از همه دوست میدارد من پسرخوانده ایشان هستم و پدر و مادر خود را رها کردهام و من ،هدیه حضرت خدیجه (س) به ایشان هستم ، همگی گفتند میرویم نزد پیامبر (ص) و از ایشان میپرسیم که چه کسی را از همه بیشتر دوست میدارد ؟ آمدند نزد ایشان و سؤال کردند ؟ یا رسولالله کدامیک از ما چهار نفر را بیشتر از همه دوست میدارید ؟ پیامبر (ص) لبخندی زدند و فرمودند : فاطمه ! من کسی را بیشتر از او دوست ندارم .
پیامبر (ص) بر منبر فرمودند : ای مردم ، فاطمه (س) را دوست داشته باشید محبت او درصد نقطه به درد شما میخورد در طول زندگیتان تا هنگام مرگتان ، در برزخ تا قیامت و حسابکتابتان و تا شفاعت و عبورتان از محشر ؛ آسانترین اش آن لحظهای است که جان به حلقومتان میرسد و هیچکس نمیتواند به فریادتان برسد .
برای شناخت قیامت باید به سراغ آیات قرآن برویم در سوره واقعه آمده ” إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ ” و همین یک آیه ما را بس است برای شناخت قیامت . عربها هنگامیکه خسارت شدید ببینند و شکست واقعی بخورند به آن شکست و خسارت ، ” واقعه ” میگویند . خداوند در این آیه میفرماید ” آی مردم ! روزی تمام مردم احساس شکست خواهند کرد .” همه به شکست خود اعتراف میکنند .
این احساس چیز کمی نیست ، از پیامبر (ص) پرسیدند یا رسولالله چرا پیر شدید ؟ فرمود : پیرم کردند آیات قیامت قرآن .
سپس پیامبر (ص) فرمودند: قیامت روزی است که همه عریان وارد میشوند مانند روزی که از مادر متولدشدهاند . شخصی سؤال کرد یعنی همه لخت هستند ؟ فرمود : بلی . سؤال کرد آیا عیب نیست که همه لخت هستند ؟ ایشان جواب دادند : اگر شیر درنده گرسنهای تو را دنبال کند و تو بدانی که قصد او پاره کردنِ تواست ، چه میکنی ؟ گفت : فرار میکنم . فرمود : آیا در حال فرار توجهی بهجایی داری ؟ گفت : توجه به هیچکس و هیچ جایی ندارم و تمام همّ من این است که فرار کنم ، ایشان فرمودند : روز قیامت هر نفسی ، حال اش ، حال همان کسی است که شیر درنده دنبال او کرده است . سپس فرمودند اما یک نفر پوشیده میآید درحالیکه هفتاد پیراهن بهشتی بر تن دارد و آن دخترم ، فاطمه است ؛ سوار بر ناقه درحالیکه آسیه و هاجر و مریم و صفورا و ساره و یوکابد دور او را گرفتهاند و افسار ناقه به دست مادرش خدیجه (س) است ، او را به دروازه بهشت میبرند و ندا میآید بفرما ، میفرماید نه خدایا ! مرا در محشر کاری است ، ندا میآید چهکاری ؟ میفرماید : میخواهم بایستم و ببینم که امروز با دشمنان حسین ام و با محبان حسین ام چه می کنی .
ما نمیتوانیم مقام شفاعت حضرت فاطمه (س) را بفهمیم ،کسی میتواند این مقام را بفهمد که ” مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَ الله ” و آیهالکرسی را بفهمد .
همه ما امید به شفاعت داریم اما در قرآن یک آیه داریم که میفرماید روز قیامت هیچکس حق شفاعت ندارد مگر کسی که عهدی از خدا در دست دارد .
حال ،این عهد در دست کیست ؟
روزی پیامبر (ص) دخترش را نشاند و فرمود : فاطمه جان ، علی (ع) از تو خواستگاری کرده است ؟ حضرت فاطمه (س) فرموند : چه کسی را به خواستاری فرستاده است ؟ پیامبر (ص) فرمودند : خدا تو را برای علی (ع) خواستگاری کرده است ( واسطه خداوند است ) ، دخترم ! علی (ع) از مال دنیا چیزی ندارد مهریه را کم بگذار ، حضرت فاطمه (س) فرمود : پدر جان اگر خداوند مرا خواستگاری کرده ، مهریه را خداوند قرار دهد ، جبرئیل آمد و فرمود : همه زمینهای عالم و همه آبهای عالم و همه معادن ، همه مهر فاطمه (س) است . پیامبر (ص) فرمود : زمین مهریه فاطمه (س) است و هر کس در زمین راه رود و مهر فاطمه (س) را در دل نداشته باشد ، زمین را غصب کرده و آبها مهریه فاطمه (س) است و هر کس آب بخورد و او را دوست نداشته باشد آبها را غصب کرده است ، و معادن مهریه فاطمه (س) است و هر کس جواهری داشته باشد و فاطمه (س) را دوست نداشته باشد ، اموال او را غصب کرده است .
اما حضرت فاطمه (س) فرمود به این مهریه راضی نیستم ، جبرئیل به آسمان رفت و بازگشت و فرمود خداوند فرموده بهشت را مهریهات کردم ، حضرت فاطمه (س) فرمود به بهشت هم راضی نیستم ، جبرئیل رفتوآمد و فرمود : خداوند فرموده هر چه که تو بخواهی ، حضرت فاطمه (س) نگاهی به پیامبر (ص) کردند و فرمودند به جبرئیل بگو سلام مرا بهحق برساند و بگوید فاطمه میگوید من اذن شفاعت برای محبّانم و محبّانِ محبّان ام می خواهم ، جبرئیل بالا رفتوآمد و لوحی آورد که خداوند نوشته است و ملائکه امضا کردهاند که فاطمه جان ، همانکه خواستی مهریه تو شد .و آن ، عهدِ شفاعت بود .
حضرت فاطمه (س) هنگام شهادتش به علی (ع) وصیت کرد که این عهد را درروی سینه زخمی من قرار بده که روز قیامت که وارد میشوم و خداوند ندا میدهد که هیچکس اجازه شفاعت ندارد مگر آنکسی که عهدنامه دارد ، من عهدنامه را نشان دهم.
روز قیامت هیچکس اجازه سخن گفتن ندارد و پیامبر (ص) فقط یک کلمه میگوید که علی جان برو و به فاطمه (س) بگو عهدنامهاش را بیاورد .
اینیکی از معانی جمله پیامبر (ص) است که فرمودند مردم ، فاطمه (س) را دوست بدارید که دوستی حضرت فاطمه (س) در صد منزل به درد شما میخورد .
این جمله معنای عرفانی هم دارد که تمام عرفای شیعه میگویند : تا خدا رسیدن ، صد منزل است . منزل اول ، یقظه است به معنای نوری که یکلحظه خداوند بر دل میتاباند ، که این قدم اول است و نودونه قدم دیگر باید بروی تا فانی فی الله شوی و جز خدا نبینی و جز خدا نپرستی و جز خدا عشق نورزی .
استنباط این است که پیامبر (ص) میفرماید : آی مردم ! از بیداریتان تا فنا فی الله تان در هر منزل ، زهرا (س) باید دست شمارا بگیرد وگرنه قدم از قدم نمیتوانی برداری .
صدوبیست و چهار هزار پیامبر آمدهاند از میان آنها فقط پنج نفر اولی العزم بودهاند ، چرا ؟ به سه دلیل :
یک : اینکه دین و شریعت مستقل دارند مثل یهود و نصارا ودینِ توحید ابراهیم و …
دو : اینکه کتاب مستقل دارند مثل صحف و تورات و انجیل و …
سوم : اینکه حضرت فاطمه (س) را بیشتر از آن دیگر انبیاء دوست داشتند که شدند پیامبران اولوالعزم و برگزیده خدا .
پس مؤمن برگزیده نزد خداوند ، آنکسی است که حضرت فاطمه (س) را بیشتر دوست بدارد .
بهره دوم : معرفت به حضرت فاطمه (س) .
اولین راه شناخت و معرفت به هر کس ، اسم اوست و خداوند هم به انسان میفرماید که من نیاز به اسم نداشتم اما اگر هزار اسم برای خودم نمیگذاشتم تو مرا نمیشناختی . خداوند برای حضرت فاطمه (س) هم نُه اسم مستقیم گذاشته است از این نه اسم دو تا را قبل از خلقت ایشان گذاشته است در زمان خلقت نوری ایشان ، یکی از آنها فاطمه است . که مرحوم علامه مجلسی فرمودند فاطمه (س) ممتاز است پس همهچیز او ممتاز و برگزیده است اخلاق و کلام و رفتار وزندگی و … و کسی میتواند او را بشناسد و به حضرت فاطمه (س) معرفت پیدا کند و به وجود ایشان شناخت پیدا کند که مؤمن کامل باشد و خداوند قلب او را به ایمان امتحان کرده باشد . سپس میفرماید در فهم القاب ایشان ، کسی میتواند ” فاطمه ” را بشناسد که تا حدی از غیر خدا بریده باشد انسانِ وابسته به دنیا و غرائزو نفس ، نمیتواند فاطمه را که به معنای بریده است ؛ بشناسد .
او از غیر خدا بریده است و وابسته به غیر خدا چگونه میتواند او را بشناسد .
وایشان ادامه میدهد که کسی میتواند ” محدثه ” را بشناسد که اهل حدیث باشد و حدیثشناس باشد و به عمق احادیث که به گوشش میخورد دقت کند . امروزه فراوان به گوش ما حدیث رسیده است . مثلاً این روزها یکی از حدیثها و روضههای داغ ، پنهان بودن قبر حضرت فاطمه (س) است .
چرا قبر ایشان پنهان است و چه موقع آشکار میشود ؟
تعداد کمی از احادیث میگویند که در زمان ظهور امام زمان (عج) قبر ایشان آشکار خواهد شد . اما مرحوم علامه مجلسی میفرمایند که قبر حضرت فاطمه (س) تا روز قیامت پنهان است و امام (ع) آنها آشکار نمیکند . چرا ؟
امام صادق (ع) برای مفضل بن عمر ، جریان حضرت فاطمه (س) را تشریع کرد در حدیثی طولانی ؛ مفضل میگوید من از مصائب حضرت فاطمه (س) داشتم میسوختم که امام (ع) برای مرهم گذاشتن بر دل من ، در ادامه حدیث فرمودند : مهدی ما میآید ، به خدا قسم که میآید ، آتش گرفتن در را نشان میدهد و دست قنفذ را که به داخل خانه مادرم رفت که در را باز کند نشان میدهد ، زدن عمر را با تازیانه به بازوهای مادرم نشان میدهد که بازویش مانند بازوبند سیاه شد ، لگدزدن اش را به شکم مادرم که باعث سقط فرزندش شد نشان میدهد ، هجوم عمر و قنفذ و خالدبن ولید به خانه و سیلی زدن بهصورت مادرم را که پوشش اش کنار رفت و گوشوارههایش شکست و به زمین پرتاب شد نشان میدهد ، و گریه کردن مادرم را که بلندبلند گریه میکرد و پدرش را صدا میزد نشان خواهد داد، بیرون آمدن علی (ع) را از خانه با سر برهنه و چشمها سرخ از غضب را نشان میدهد که چگونه رِدا بر فاطمه (س) میاندازد و صدا میزند که فضّه بیا خانم ات را دریاب که کار زنانه دارد . سپس امام زمان (عج) انتقام دنیوی مادرم را خواهد گرفت .
اما ، امام (ع) در هیچ جا نفرموده که با قبر مادرشان چه میکند نه در این حدیث و احادیث دیگر . در احادیث بهندرت ما پیدا میکنیم که قبر مادرشان را آشکار میکنند .
حال چرا قبر ایشان پنهان است ؟
زیرا خود حضرت فاطمه (س) خواستند که پنهان باشد . در طول تاریخ علما چله ها و ذکرها و ریاضتها کشیدند تا آدرسی از قبر ایشان را به آنها نشان دهند اما نشان ندادند . وهابیها هم سرمایهگذاریها کردند که قبر ایشان را پیدا کنند و به بهانه ترمیم قبر پیامبر (ص) تا عمق زمین را هم شکافتند اما اثری پیدا نکردند .
عالمی گفت سه چهارسال ریاضت کشیدم تا قبر حضرت فاطمه (س) را به من نشان دهند اما حضرت فاطمه (س) را به خواب دیدم از ایشان سؤال کردم خانمجان چرا قبر شما پنهان است ؟ فرمودند زیرا دلم شکسته بود و غمگین بودم خواستم مظلومیت ام را نشان دهم ، گفتم خانمجان ما از شیعیان و عُشّاق شما هستیم ، پس محبان شما چگونه شمارا زیارت کنند ؟ فرمود : بادلهایشان مرا زیارت کنند . آدرس قبرم را به احدی نمیدهم .
کسی در طول تاریخ نتوانسته اینگونه مبارزه کند .
گفتیم که پیامبر (ص) فرمودند حضرت فاطمه (س) امانت خداوند در بین شما مردم است و حضرت علی (ع) هم هنگام دفن حضرت فاطمه (س) فرمودند یا رسولالله ! امانت را تحویل بگیر، من او را اینگونه نکردم ، از او سؤال کن که چه کسانی او را به این شکل درآوردهاند که دست پیامبر (ص) از قبر بیرون آمد و بدن ایشان را گرفت .
اهل سرّ میگویند که حضرت فاطمه (س) نباید قبری داشته باشد همچنان که نطفه ایشان در کمری قرار نگرفته است . خداوند در معراج ، پیامبر (ص) را تا قاب قوسین او ادنی بالا برد که نطفه ایشان را منتقل کند ؛ پیامبر (ص) هم فرمودند خداوند بهوسیله جبرئیل نگفت که از این میوه بخورم که بهوسیله وحی خودش فرمود که این میوه را بخور و نطفه فاطمه را به من ملحق کرد و خداوند فرمود بهسرعت برو زمین و نطفه او را به رحم مادرش منتقل کن ، نطفه فاطمه در پشت من هم نماند .
پس همچنان که ایشان در کمری قرار نگرفته در قبری هم قرار نمیگیرد ، امانتی که مستقیم خداوند به پیامبر (ص) دادند ، پیامبر (ص) هم مستقیم به خداوند تحویل دادند این امانت هنگام دفنِ حضرت فاطمه (س) ، درروی دست رسول (ص) قرار گرفت و به آنجایی رفت که از آن آمده بود .
باید روزها و چله ها فکر کرد تا این فاطمه را فهمید .
بهره سوم : عمل کردن به فرامین حضرت فاطمه (س) .
امام باقر (ع) فرمودند : حضرت فاطمه (س) وجودی است که خداوند اطاعت او را برهمه کائنات و جن و انس و فرشتگان و انبیا ء و مخلوقات و پرندگان و چرندگان و وحوش و … واجب کرده است .
اطاعت حضرت فاطمه (س) یعنی چه ؟
یعنی سخنان ایشان را باور و عمل کنیم . حضرت فاطمه (س) فرمودند : بهترین حالتِ زن این است که تَبَرُج و خودنمایی نداشته باشد .
پیامبر (ص) سه مرتبه فرمودند” خداوند رحمت کند ” زنی را که هنگام بیرون آمدن از خانه شلوار بر تن کند . خداوند رحمت کند زنی را که گردن خود را بپوشاند .
علی (ع) فرمودند : خداوند رحمت کند آن زنی را که حیا داشته باشد .
علی (ع) فرمودند : خداوند رحمت کند آن زنی را که به خودش غیرت دارد و خداوند رحمت کند آن مردی را که به ناموس اش غیرت دارد .
علی (ع) فرمودند : زنی که به خودش غیرت ندارد و لباس نازک بر تن میکند یقین بدانید که ایمان اش نازک است .
پس باید به این فاطمه (س) ذرهای تأسی کرد به محبت و به معرفت و به عمل .
در روز شهادت فاطمه (س) باید مقتل ایشان را خواند یک خطبه حضرت علی (ع) دارند که در آن فرموده که چرا به حضرت زهرا (س) ، شهیده میگویند ؟ این خطبه را هنگامیکه ایشان را با دستبسته به مسجد آوردهاند ، خواندهاند .
علی (ع) را تا داخل مسجد با دستبسته آوردهاند مردم همگی جمع شدند عدهای متحیر شدند که این چه اوضاعی است ! پیامبر (ص) تازه از دنیا رفتهاند ! عدهای هم بسیار خوشحال بودند از این ماجرا که علی (ع) را اسیر و دستبسته میبینند ! طناب را از گردن ایشان باز کردند و دستهای ایشان را باز کردند ؛ منبر پیامبر (ص) چند پله داشت ؛ علی (ع) را پله اول نشاندند و ابابکر بر پله آخر نشسته بود ، سمت راست خالدبن ولید با شمشیر بلند و کشیدهاش که بر سر علی (ع) قرار داده بود ،ایستاده بود و در سمت چپ هم عمر خطاب ، شمشیر از نیام کشیده و بر سر علی (ع) قرار داده ، ایستاده بود و یک شعار میداد که علی ! با خلیفه رسول بیعت کن وگرنه زنده خارج نمیشوی !
دو پسر علی (ع) هم با ایشان تا پای منبر آمده بودند و به هم نگاه میکردند درحالیکه اشک میریختند که الآن سر از تن پدرمان جدا میکنند . ناگهان علی (ع) که از ماجرای خانهاش تا مسجد ، سکوت کرده و فقط دو بار در کوچه فریاد زده که ” وا ،حَمزَتا ! وا ، جعفرا ” ناگهان این علی ، لب یه سخن گشود و فرمود : ای فریبکارهای مکار ! ای مکارهای فاجر ! ای نطفههای آلوده ! ای حیوانات کر ! مثل خرسی روی دو پا ایستادهاید ، خیال کردید شمشیرهای شما برقی دارد؟ خیال کردید نفوس شما ظرفیتی دارد ؟ بدکاری کردید ! بدعاقبتی برای خود تدارک دیدید ! مراقب نبودید و ترسان از عظمت خدا نبودید ، به خدا قسم کینههای پنهان در دل را آشکار کردید و بوی تعفن نفاق باطنیتان را به بیرون ریختید ، ما صبور خواهیم بود تا وعده خدا برسد . رویتان سیاه ، رویتان سیاه ! آیا به دنیا تمایل کردید و از روزی که پیغمبرتان شمارا ترساند نترسیدید ؟ قطع رحمِ پیغمبر کردید ؟ بدون اینکه فکر کنید چه میکنید ، قطعاً آخرت خود را تباه کردید ! ما رغبت به آخرت داریم ، و قرارگاه ما و شما نزدیک است ، آمادهباشید برای مسائلی که بر اهلبیت وارد کردید جواب مهیا کنید ! آیا باید فاطمه را کتک بزنید ؟ آیا باید فاطمه را کتک بزنید ! حق ما را به قهر و غصب گرفتید ، سخن من با شما مردم است که صدای فاطمه را شنیدید و هیچکدام به او پناه ندادید ، هیچکس او را یاری نکرد ، آن مظلومه را هنگامیکه فریاد میکشید یک منجی نبود ! سپس فرمود : کاش علی قبل از امروز مرده بود ! و نمیدید اینطور کَفَره فَجَره هجوم بیاورند و وجودِ طاهره طیبه را زیر کتک بگیرند ! ازدحام کردید برزدن زهرا ! بریده باد دستتان ، بریده باد دستتان ! کار فاطمه فقط باخدا و رسول است و خیلی سخت است بر پسر ابوطالب که بدن فاطمه براثر کتک خوردن سیاه شود ، درحالیکه میشناسم او فاطمه است ، کار زهرا را بهجایی رساندید که خجالت کشید شوهرش را صدا بزند ، صدا زد فضّه به کمک ام برس . ناگهان علی (ع) ساکت شد ، همه چشمها برگشتند و دیدند فاطمه (ع) بر در مسجد ایستاده و دستهایش را بر سر گذاشته که نفرین کند ، علی (ع) سخن اش را قطع کرد و فرمود سلمان برو و به دختر پیامبر (ص ) بگو که شوهرت میگوید برگرد خانه ، تو دختر رحمة للعالمین هستی ، نفرین نکن .
مهدی جان !
آقا تو بیا روضه بخوان روضه مادر دل ،طاقت این داغِ شرربار ندارد
برخیز و بخوان مرثیه و ناله برآور بانویِ جوان ، طاقت آزار ندارد
در،سوخته و کوچه پراز دشمنِ دلسنگ تنهاست علی ، یارو طرفدار ندارد
برخیزو بگو مادرِ مظلومه خود را این سینه تو ، طاقت مسمار ندارد