بسم الله الرحمن الرحیم

یا فاطمة الزهرا اغیثینی

محل تلاوت حدیث کساء محلش محل اجابت دعا است خدا و هم پیغمبر و هم امیرالمؤمنین ضمانت کردند که اگر در هنگام تلاوت آن دلی شکست از آن مجلس خارج نمی‌شود مگر اینکه حاجت‌روا شود. تلاوت حدیث کساء بهتر است که باهم و با دقت باشد.سخن؛ سخن نورانی است دهن و زبان و گوش را نورانی می‌کند.

 شاید امروز عاشورا بخوانیم دیر جواب بگیریم شاید امروز ختم صلوات برداریم دیر جواب بگیریم اما در خود حدیث کساء آمده که خدا به عزت و جلالش سوگند خورده جمعی که می‌نشینند و آن را می‌خوانند این جمع بلند نمی‌شود مگر اینکه حاجتشان روا شود.در همان مجلس حاجت‌روا می‌شوند.

روایت از پیغمبر اکرم(ص) داریم که ایشان می‌فرمایند من سه دسته از آدم‌ها را از کنارشان رد نمی‌شوم مگر اینکه آن‌ها را شفاعت کنم به آن خدایی که جان محمد در قبضه‌ی اوست در صحرای محشر،قدم از قدم برنمی‌دارم مگر اینکه این سه دسته را شفاعت کنم به بهشت واردشان کنم، خیالم راحت شود آن‌وقت بپردازم به بقیه. یکی از این سه دسته کسانی هستند که در دنیا به یکی از اولاد من محبتی کرده باشند.به یکی از سادات.آن روزی که هیچ‌کس را نمی‌شناسد برادر از برادر می‌گریزد اولاد از پدر و مادر و پدر و مادر از اولاد فرار می‌کند من می‌گردم در محشر، این‌ها را پیدا می‌کنم چون در دنیا به ذرّیه ی من محبتی کردند .

حالا اگر این ذرّیه  فاطمه سلام‌الله علیها باشد منِ ناقابل محبتی به فاطمه سلام‌الله علیها کرده باشم.همین نشستن در روضه‌ی فاطمه‌ی زهرا سلام‌الله علیها محبت به فاطمه سلام‌الله علیها است.هیچ‌چیز برات نداشته باشد شفاعت پیغمبر را در قیامت برایت دارد.همین گریه برای مظلومیت ایشان نشانه‌ی محبت تو به فاطمه‌ی زهرا سلام‌الله علیها است.هر چیزی از روی محبت برای ایشان باشد یکی با انفاق یکی با ارشاد یکی با زیارت رفتن و…… .هرکسی به هر نوعی سعی کند احیاگر نام فاطمه باشد به ایشان محبت کرده است.

فاطمه سلام‌الله علیها هم دختر پیغمبر است هم حجت خدا بر ماست هم مظلوم‌ترین بانوی عالم است. در این روزها فاطمه‌ی زهرا سلام‌الله علیها نمی‌توانستند بخوابند ایشان به دلیل جراحت, نیمه نشسته می‌خوابیدند.

آن عارف بزرگوار گفت من ختم گرفتم فاطمه سلام‌الله علیها را به خواب دیدم پرسیدم بی‌بی جان مظلوم‌ترین آدم عالم کیست؟

فرمود: در زمان من؛ من. از من مظلوم‌تر نبود. در زمان شما پسرم مهدی(ع).

یکی از راه‌های محبت به ایشان همین مجلس عزای ایشان است.

حدیث : مفضل نقل می‌کند خدمت امام صادق علیه‌السلام  رسید و از ایشان پرسید گریه کردن چه صورتی دارد؟و ثواب گریه کردن چه قدر است؟

امام صادق علیه‌السلام  فرمودند تا گریه بر چه کسی باشد و بر چه چیزی باشد.اگر گریه بر مظلومی باشد که حقش را غصب کرده‌اند ثوابی دارد که من هم نمی‌توانم بشمارم.

پس مفضل می‌گوید من بسیار گریه کردم ساعت‌ها گریه کردم سپس گفتم یا بن رسول اللّه روز انتقام‌گیری شما ،روزی که مهدی(عج) می‌آید انتقام جدّه‌ات فاطمه سلام‌الله علیها را بگیرد این مظلومه ای که حقش غصب شده است انتقام علی علیه‌السلام  را بگیرد که حقش غصب شده است چه قدر سخت است آن روز.از اندوهتان بزرگ‌تر و از غصّه‌هایتان بزرگ‌تر است.

امام فرمودند : مفضل هیچ روزی  ازنظر سختی و اندوه و عزایش از روز عاشورا سخت‌تر نیست.امّا روز سقیفه,روزی که علی علیه‌السلام  را خانه‌نشین کردند و تنها دلیلی که آوردند این بود که ابابکر بزرگ‌تر از علی علیه‌السلام  بود.و روز سوزاندن درِ خانه‌ی علی علیه‌السلام و رنجی که بر حسین علیهم‌السلام  وارد کردند و بر فاطمه سلام‌الله علیها وارد کردند و بر زینبین(س)و رنجی که بر فضه وارد کردند ( کنیزی در خانه‌ی فاطمه با آدم کاری می‌کند که رنجش با رنج اهل‌بیت یکی می‌شود. فاطمه سلام‌الله علیها نمی‌توان شد امّا فضّه می‌توان شد.) و کشتن محسن (ع) با ضرب و لگد,این روزها و این کارها وحشتناک‌تر از روز عاشورا بود.

زیرا اصل و ریشه‌ی همه رنج‌ها بود.اگر کربلا شد اصلش آن روز بود ،اگر علی علیه‌السلام  را کشتند اصلش آن روز بود اگر امام حسن علیه‌السلام را کشتند اصلش آن روز بود.

امّا چون قیامت می‌شود خدیجه‌ی کبری (س) و فاطمه‌ی بنت اسد (س) قنداق غرق به خون محسن(ع) را می‌آورند درحالی‌که عمّه‌های محسن(ع) گریه می‌کنند و مویه می‌کنند طوری که ملائکه با بال‌هایشان آن‌ها را می‌پوشانند مادرش فاطمه سلام‌الله علیها می‌آید و فریاد می‌کند:خدایا امروز روزی است که وعده‌اش را به من دادی انتقام دشمنانم را بگیری و جواب محبت‌های محبانم را بدهی.جبرئیل از جانب محسن(ع) ندا می‌دهد من مظلوم واقع شدم ستم دیده واقع شدم.رسول اللّه می‌آید و بچه را می‌گیرد و رو به آسمان می‌کند و می‌گوید خدایا به خاطر تو صبر کردیم و او قربانی شد و تو گفتی هرکه نیکی کند جواب نیکی را می‌بیند و هر که بدی کند جواب بدی را می‌بیند.

علمای ما می‌گویند عاشورا و فاطمیّه مثل هم‌اند.

فاطمه سلام‌الله علیها را شبانه  دفن کردند صبح مقداد از خانه‌ی حضرت بیرون می‌آمد که دید ابابکر و عمر با بیل و کلنگ دم در ایستاده‌اند.مقداد گفت دیر آمدید فاطمه سلام‌الله علیها دیشب دفن شد.عمر سیلی به مقداد زد و مقداد افتاد و عمر شروع کرد  به کتک زدن مقداد.مقداد او را نگاه کرد سپس گفت من کجا و علی علیه‌السلام  کجا ! من کجا و فاطمه سلام‌الله علیها کجا ! تو می‌توانی بزنی چون فاطمه سلام‌الله علیها را زدی.عمر تو چنان فاطمه سلام‌الله علیها را زدی که دیشب هنگام دفن از پشت کمر فاطمه سلام‌الله علیها خون می‌آمد بعدازاین همه روز.علی علیه‌السلام  آمد جلو به عمر فرمود عجب قوم بدی هستید تمام حسادتی را که از من به دل داشتی سر دختر رسول خدا خالی کردی.چنان فاطمه سلام‌الله علیها را زدی که او را دیشب با پشت خونی دفن کردیم.

آن ملعون دوّمی ، آن روز حادثه ، تازیانه‌اش را تاب می‌داد و داد می‌زد و به سمت خانه‌ی علی علیه‌السلام  می‌رفت.آن‌هایی که عمر را می‌شناختند می‌گفتند عمر مانند آن روزی شده بود که هنوز مسلمان نشده بود و شراب خورده بود و مست شده بود تازیانه‌اش را تاب می‌داد و می‌گفت کجاست پیغمبر تا من او را بسوزانم.

 حکایتی است که راننده‌ای  بود گفت بار زدم بروم  کشوری خارجی از مشهد . زمستان بود کولاک شدید آمد ماشین خراب شد ماندم.گفتم خدایا چه‌کار کنم تا صبح یخ می‌زنم وزنده نمی مونم یادم اومد واعظ محله‌مان شب‌های جمعه دعای توسل می‌خواند می‌گفت هر جا موندی بگو یا صاحب الزمان.منم گفتم یا صاحب الزمان آقا تو راه موندم, آقا گیر کردم ،آقا به دادم برس همان طور که داشتم داد می زدم شیطان آمد گفت : چه کسی  رو صدا میزنی نه میدانی مرده نه میدانی زنده است نه میدانی حق است نه میدانی باطل است.توبه کردم استغفار کردم گفتم یا امام زمان ! اگر من رو ازاینجا نجات بدی من قول می‌دم نمازم را اوّل وقت بخوانم من قول می‌دم گناه کبیره حتی‌المقدور نکنم.همان طور که حرف می‌زدم دیدم یه آقایی با جعبه‌ابزار داره میاد جلو آمد و گفت چرا سر گردون مانده ای گفتم ماشینم خراب‌شده موندم تو برفا گفت کاپوتو بزن بالا بشین پشت فرمون جعبه‌ابزارشوباز نکرد یه نگاه کرد گفت روشن کن روشن کردم ماشین روشن شد کاپوتو خوابوند گفت حرکت کن.گفتم آقا اگه دوباره خراب شد چه کنم گفت دیگه خراب نمیشه گفتم آقا میگن راها بسته هست ، گفت : راه تو بازه برو . تو دیگه در راه نمی مانی دست کردم یه مشت پول بدم گفت من پول لازم ندارم گفتم سوار شید شما رو تا ماشینتون برسونم فرمود اونم لازم ندارم گفتم این طور که نمیشه من وجدانم ناراحته فرمود می خوای وجدانت راحت بشه عهدی که بستی وفا کن.کدوم عهد ؟ فرمود نمازات رو اوّل وقت بخوان پریدم پایین فهمیدم امام زمان (عج) است.دیدم آقایی نبود رد پایی نبود.من تا مقصد رفتم بدون اینکه ماشینم خراب بشه.

باورمان بشود که دیر کردیم یکی در حبّ ذات یکی در غرایز یکی در دنیا طلبی یکی در جهل و نادانی ، خودمان دیگرنمی‌توانیم  برویم یکی باید بیاید و کمک کند.

آمد نزد امام جعفر صادق علیه‌السلام گفت:آقا من خیلی گرفتارم آقا فرمود راه چاره دارد استغاثه کن . گفت : چگونه ؟ فرمود : وقتی خیلی گرفتار شدی دو رکعت نماز بخوان مانند نماز صبح بعد برو در سجده بگو:

 ” یا محمد  یا رسول اللّه َو یا علیُّ یا سیّدالمؤمنینَ والمؤمنات بِکُما اَستَغیثُ اِلی اللّهِ تعالی یا محمد یا علی اَستَغیثُ بِکُما یا غَفّارُ بِاللّه وَ بِمُحمّدٍ وعلیٍ و فاطمه و الحسن والحسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر وعلی بن موسی ومحمّد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی والحجة اللّهِ عَلی خَلقه بِکُما اَتَوَسَلُ اِلی اللّه آمین آمین آمین یا رب العالمین ” .

پرسید : آقا چند دفعه باید بگویم ؟ فرمود :  یک دفعه امّا آن چیزی که باید بیاوری  را بیاور.چه چیز  باید بیاورم فرمود: باور و ایمان قلبی و دل شکسته.

بزرگان فرمودند شش مانع نمی‌گذارد استغاثه ی ما جواب دهد:

1.سوءنیت.نیت بد

.خدا به دلت نگاه می‌کند. آن‌کسی که باور ندارد و شک دارد و حتی بدخواه دیگران است.ما حق نداریم بد برای کسی بخواهیم.تا زمانی که در دل‌های ما به‌اندازه‌ی خردلی بدخواهی باشد دعای ما به اجابت نمی‌رسد.

پیغمبر فرمود مهمان آمد خانه‌ات احترام کن اگرچه مهمانت کافر باشد.

نمازهای واجب روزه‌های واجب و دستوراتی که برای ما واجب است ما را به اهل‌بیت نزدیک نمی‌کند آن چیزی که ما را به اهل‌بیت نزدیک می‌کند خلق‌وخوی درست ماست.اخلاق‌ها و رفتارهای درست ماست فقط گریه بر آن‌ها نیست.

2.نفاق و دورو بودن.

بسیاری از مردم صدتا خدا دارند خدای مسجدشان باخدای خانه‌هایشان فرق دارد خدای خلوتشان باخدای جمعشان فرق دارد.خدای ظاهرشان باخدای باطنشان فرق دارد.در مسجد در حرم در بیرون آن‌چنان خدایی‌اند که به آن‌ها می‌گوییم التماس دعا امّا در خلوت آن کار دیگر می‌کنند.اگر خدا یکی است پس همیشه باید  یک نوع رفتار داشته باشیم.مردان بزرگ چگونه بزرگ شدند؟چه قدر زُوّار دارد امام رضا علیه‌السلام ؟ درصد بالایی از آن‌ها سر قبر مرحوم آقای تُربَتی می‌روند به دلیل اینکه ایشان اخلاص داشت، دورو نبود.

بارها پسرشان مرحوم آقای راشد می‌گویند که زمستان برف زیادی آمده بود به کاریز مشهد رفتیم تا از خانه‌ی عمّه‌ام هیزم بیاوریم.شب شد همه‌جا یخ زد ایشان من را لای پتو پیچیدند روی هیزم‌ها گذاشتند و به من گفتند: سحر برویم چون شب است الاغ نمی‌تواند راه برود سُر می خورد.وقت نماز شب شد بالاپوششان را هم درآوردند و روی من انداختند و در این سرما و سوز نماز شبی خواندند که هر شب در مسجد محل می‌خواندند.وقتی  نمازشان تمام شدآمدند سراغ من طوری که اشک‌هایش به ریششان یخ‌زده بود.گفتم: پدر جان عین همیشه که در مسجد نماز می‌خواندید در این برف زیر این آسمان نماز خواندید…. .گفتند: پسرم میدانی چرا چون خدای مسجد و خدای اینجا یکی است.وقتی کسی دارد برای این خدا کار می‌کند چه فرق بین مسجد و برِّ بیابان است.

بَعدِ پیغمبر نفاق آشکار شد اوّل کسی که آمد جلو به علی علیه‌السلام  تبریک گفت عمر بن خطاب بود و گفت :چه کسی می‌خواهد عنان اسلام را در دست بگیرد که بهتر از تو باشد یا علی.صبر کرد تا بعد از پیغمبر دوروییش را آشکار شد.سنّی‌ها می‌نویسند که هنوز گریه‌ها سر قبر پیغمبر خشک نشده بود که دخترش کتک خورد.نفاق نمی‌گذارد که آدم عاقبت‌به‌خیر شود.

3.تأخیر انداختن در نماز اول وقت بدون دلیل.

کسانی که بدون دلیل به‌وقت اذان به خدا جواب نمی‌دهند خدا هم می‌فرماید منم به‌وقت دعا به دعاهایشان جواب نمی‌دهم.

ملامحسن فیض کاشانی مثلی میزند.می‌گوید تصوّر کن که در حیاط خانه‌ات تخت گذاشته‌ای رویش پشه‌بند گذاشته‌ای و آن را محکم کردی که پشه دیگر نیاید نصف شب بچه‌ات داد بزند مادر، مار در پشه‌بند است. بااینکه میدانی مار در پشه‌بند نمی‌آید به صدای دروغ کودکی چقدر وحشت می‌کنی؟ به همان اندازه به‌وقت نماز به اللّه اکبر موقع اذان جواب بده .لااقل بگو: حق است لااللّه الآّاللّه محمّداٌ رسول اللّه علیّاً ولیُّ اللّه اولاد هِ المَعصومینَ الحُجَّةِ اللّه.

4.بدزبانی.

 بدزبانی ،فحش،غیبت،خبرچینی،تهمت،و….. نیست.بدزبانی سخن گفتن حتی گاهی سخن درست با جملات ناخوشایند است.

کسانی که ایمان آوردید با مردم حرف بزنید امّا با کلام قشنگ و سخن زیبا. بدترین دل‌ها را سخن زیبا متحوّل می‌کند.پیغمبر قلوب را متحوّل می‌کردند چون کلمات بد به کار نمی‌بردند.

5.حرام‌خواری.

پیغمبر(ص)فرمودند که در آخرالزمان گردوغبار حرام‌خواری در سفره‌ی همه‌ی مردم می‌نشیند.حداقل اثرِ لقمه‌ی حرام این است که تا چهل روز عبادت قبول نیست.

6.ندادن صدقات.

حکایتی است که می‌گوید قاضی به کسی حکم داده بود که او را  صد ضربه‌ی شلاق بزنند . با تازیانه‌های چرمی  او را زدند بعدازآن بلند شد به او گفتند دردت نیامد گفت نه چون مادرم عادتم داده تا روزی یک‌دانه قرص نان صدقه بدهم شما بر قرص نان‌ها می‌زدید که پشت من جمع شده بود نه بر کمر من.نان‌هایی که به صدقه داده بودم شلاق را دفع کرد.

صدقه دادن ، سنّت فاطمه‌ی زهرا سلام‌الله‌علیه‌هاست.

پیغمبر فرمودند که شبی که مرا به معراج بردند خداوند سفارشِ دو چیز به من کردند یکی صدقه یکی قرض.فرمود: یا رسول اللّه صدقه ثوابش ده تاست قرض ثوابش هجده‌تاست. سؤال شد برای من آن چیزی را که می‌دهم  ونمی گیرم ده تا ثواب و آن چیزی را می‌دهم و می‌خواهم بگیرم هجده‌تا ثواب دارد. ندا آمد: آری ، صدقه را گاهی کسی که نیازمندش نیست نیز می‌گیرد امّا کسی که احتیاج ندارد گردنش را جلوی کسی کج نمی‌کند به همین دلیل قرض به نیازمند واقعی میرسد.

آن‌کسی که قرض می‌گیرد می‌داند که فردا باید بدهد.