امام صادق (ع) فرمودند : هرکسی سرسوزنی محبت حضرت فاطمه (س) در دلش باشد او را فرزند فاطمه زهرا (س) میدانند پس در عزای مادر ما ، مانند زنانی که مادر جوان خود را جلوی چشمشان ازدستدادهاند گریه کنید.
مجلس ما از سه جهت آماده اجابت دعا است یکی اینکه حدیث کسا خوانده میشود که این دعا فضائل بسیار زیاد دارد . از عالیترین فضائل این دعا که در اول همین دعا هم آمده ، این است که حضرت فاطمه (س) میفرماید پدرم رسولالله ، بدنش عارضه پیداکرده بود و ضعفی داشت و آمد به خانه من پناه آورد تا درد و مشکل ایشان را ( که خاتمالانبیاء بودند و حبیب خداوند بودند ) برطرف کنم . حضرت فاطمه (س) میگوید من ضعف و مشکل ایشان را برطرف کردم . در حقیقت ایشان راه را برای ما بازکردهاند که هرگاه دردمند بودیم به ایشان پناه آوریم . و این عالیترین فضیلت حدیث کسا است که البته هنگام قرائت آن باید ادب را نگاه داشت .
جهت دیگر که مجلس آماده استجابت دعاست این است که روضه حضرت فاطمه (س) خواندهشده است .
و جهت سوم اینکه ما دست توسل به حضرت عبا س (ع) زدیم که همه بزرگان ما میگویند در همه مجالس بزرگداشت ائمه (ع) مزد به دست حضرت فاطمه (س) داده میشود اما در مجلس عزای حضرت فاطمه (س) مزد به دست حضرت عباس (ع) داده میشود .
در جلسات گذشته گفتیم که مسئله شهادت حضرت فاطمه (س) یک مسئله شگفتانگیز است ، واقعه ایشان سه جنبه دارد : یکی برای عموم مردم است که عقل و سواد معمولی دارند و یک مسلمان عادی هستند و معرفت کافی ندارند و تنها بخشی از این واقعه برای این دسته است . برای این دسته که ما هم هستیم قصه درودیوار و گریههای ایشان واقعه بقیع و یتیمی فرزندان ایشان و… و چند حدیث از حضرت فاطمه (س) رسیده است و بیشتر نمیدانیم چون درک آن را نداریم .
قسمت دیگر از مصائب حضرت فاطمه (س) برای خواص است که قابلدرک و فهم برای امثال سلمان فارسی و اسماء بنت عمیس و فضّه و عمار یاسر و … است زیرا معرفت آنها به حضرت فاطمه (س) کاملتر و بینش آنها به ایشان کاملتر است و درک عظمت حضرت فاطمه (س) برای آنها آسانتر از ماست .آن مصیبت عظیمی که اینها میدانند از واقعه حضرت فاطمه (س) را ما نمیدانیم .
قسمت دیگر را فقط اهلبیت (ع) میدانند و حتی سلمان و عمار و… هم نمیدانند زیرا اینها وجودشان به وسعت ائمه (ع) نیست . تمام اسرار تولد ، زندگی ، حرکت ، ضرب و شتم و مصائب و شهادت حضرت فاطمه (س) نزد علی (ع) و ائمه (س) است و کس دیگری ظرفیت آنها را ندارد .
در روایات داریم که وقتی حضرت فاطمه (س) به شهادت رسیدند بدن مطهر ایشان را تا آخر شب نگه داشتند و سپس دفن کردند ؛ حضرت علی (ع) از هنگام اذان مغرب به قبرستان بقیع رفتند و برای رد گم کردن چهل قبر کنار هم کندند که تمام تاریخ شیعه و سنی این تعداد را نوشته است ایشآنهمه را پر کردند و مانند قبر تازه درست کردند .
حال چرا به تعداد چهلتا قبر کندند ایشان برای رد گم کردن میتوانستند کمتر هم بکنند ؟ اینجا خانم مالک (ره) میفرمودند که علی (ع) با این کار یک اشاره به شیعیان گرفتار و مضطر داده است که هر جا در زندگیات ماندی چهل مرتبه زیارتنامه حضرت فاطمه (س) را در یک مجلس بخوان و حاجت بگیر . میتوانی در خانهات و یا در حرم ائمه (ع) فیالمجلس بخوانی ، که همانجا بخوان و حاجت ات را بردار و برو .
البته یک شرط دارد و آن اینکه اخلاق دشمنان حضرت فاطمه (س) در تو نباشد و اخلاق آنها ظلم و زورگویی و نفاق و دروغ و حسادت و بخل و… بود .
برای حوائج سخت هم گفتهاند که در جای خلوت مستطیلی در زمین بکش به نیت قبر پیامبر (ص) و کنار این قبر مثالی بنشین و دوازده هزار صلوات بر ایشان بفرست و حاجت ات را بخواه که بسیار مجرب است .
وجود حضرت فاطمه (س) کوثر است توسلات و روضهها و نمازها و تسبیحات ایشان نهرهایی هستند از آن کوثر ، به خانه ما شیعیان .
در باب تسبیحات حضرت فاطمه (س) ، امام صادق (ع) فرمودند : خداوند به هیچ ذکری بهاندازه تسبیحات حضرت فاطمه (س) ، تسبیح و تحمید نشده است و ثواب هیچ ذکری به این نمیرسد که اگر از این بالاتر بود پیامبر (ص) به دخترش یاد میدادند . سپس فرمودند : تسبیحات حضرت فاطمه (س) بعد از هر نماز بهتر از هزار رکعت نماز مستحبی است ؛ و هر کس به این تسبیح عادت کند و بعد از نمازهایش بگوید هرگز در زندگیاش شقی و بدبخت نمیشود ؛ همانطور که فرزندانتان را به نماز واجب عادت میدهید به تسبیحات حضرت فاطمه (س) هم عادت دهید خصوصاً پس از نماز صبح ، که پس از نماز، تسبیحات حضرت فاطمه (س) را بگویید و یک ” لا اله الا الله ” هم گفته و سپس بگویید ” استغفرالله ربی و اتوب الیه ” که اگر اینچنین بگویید شیطان از شما دور میشود و خشنودی خدا را به همراه میآورد و گوشهای سنگین را شنوا میکند ( برخی از گناهان باعث میشود که گوش انسان به معنویات سنگین شود ) سپس فرمودند وقتی پس از نماز این تسبیحات را میگویی هنوز جابجا نشدهای خداوند بهشت را برتواجب میگرداند و گناهانت را بخشیده و آمرزیده است .
خداوند در قرآن میفرماید ” اُذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا” خدا را ذکر کنید آنهم ذکر فراوان . که از امام صادق (ع) پرسیدند ذکر فراوان چیست ؟ ایشان فرمودند تسبیحات مادرم حضرت فاطمه (س) و کسی که به این تسبیحات عادت کند خداوند هم این آیه را شامل حالش میگرداند ” فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ “ ذکر مرا بگویید که من هم ذکر شمارا بگویم . نتیجه تسبیحات مادر ما ، یاد کردن خداوند شماراست .
یک نهر دیگر از کوثر حضرت فاطمه (س) نمازهای ایشان است که امام صادق (ع) فرمودند : هر کس میخواهد رو به خدا کند و از ” اَوّابین ” باشد ، وضوی شاداب بگیرد و نماز مادر ما حضرت فاطمه (س) را بخواند اینگونه که دو تا دو رکعت نماز بخواند درهر رکعت پنجاه مرتبه توحید ، که هنوز از نماز فارغ نشده خداوند گناهان نابخشودنی او را میبخشد و چون از نماز فارغ شود خداوند نام او را در دفتر اَوّبین می نویسد .
البته همه اینها شرط اش این است که رفتار دشمن حضرت فاطمه (س) را نداشته باشیم ؛ بدترین رفتار دشمن ایشان بالاتر از کتک زدن و کشتن فرزند ایشان و نفاق و … است و آن این بود که حضرت فاطمه (س) را نمیشناختند که تمام بدیهای آنها از این نشئتگرفته بود و نسبت به مقام ایشان جاهل بودند ؛ نکند که این خلقوخو در ما باشد !
علامه سید کاظم قزوینی در کتاب ” فاطمه الزهرا مِن المَهد اِلی اللَحد ” می نویسد : هرگاه آگاهی و فهم بشر نسبت به آفرینش کائنات بالاتر و بیشتر شود ، همان مقدار فهم مردم به حضرت فاطمه (س) بیشتر میشود . ( اول باید کائنات را بشناسی تا حضرت فاطمه (س) که دلیل خلقت کائنات است برای تو معلوم شود ؛ و هرگاه دلیل خلقت جهان و معنای آن را مردم بفهمد آنوقت حضرت فاطمه (س) را میفهمند )
برای فهمیدن بهقدر فهم خودمان میتوان رجوع کرد به سخنان پدر و همسر و خودش درباره خودش .
که حضرت رسول (ص) فرمودند : اگر بخواهید تمام نیکوهای عالم را نقاشی کنید و به شکل یک شخص درآورید آن شخص به شکل دخترم فاطمه است سپس فرمود خیر فاطمه بالاتر و برتر است و فاطمه بهترین کرامت و بخشش خداست که روی زمین پایین آمده است.
فرمودند که علی جان فاطمه را توصیف کن ؟ فرمود : فاطمه برای من بهترین یاور در اطاعت خداست . ( ایشان برای ما هم بهترین یاور در اطاعت خدا هستند و هر زنی که میخواهد بنده ویژه خدا باشد باید از عمل و منطق و رفتار ایشان مدد بگیرد . )
خود حضرت فاطمه (س) در مورد خودشان فرمودند : علی بنشین تا من خودم را برای تو ، توصیف کنم . علی جان بدان که خدا نور مرا آفرید ، نورمن آنجا تسبیح خدای بزرگ میگفت آنگاه آن را بر درختی قرارداد که برای اهل بهشت درخشید پدرم را به آسمانها برد و شگفتیها را نشاناش داد و او را آماده کرد و داخل بهشت کرد و از کنار این درخت عبورش داد و اجازه داد تا میوه این درخت را بچیند ، پدرم که میوه را چید به او فرمودند آن را دردهان بگذار و دردهانت بچرخان و عصارهاش را بِمَک ؛ سپس او را روانه زمین کرد تا این نور به رحم مادرم منتقل شد و ازآنجا مرا به زمین گذاشت ؛ یا علی ! من میدانم آنچه را که بوده و آنچه را که هست و آنچه را که نیست و نخواهد بود تا روز قیامت ؛ یا علی مؤمن مینگرد ، میبیند و میفهمد به نورالله ( مؤمن تا خدا میرود با نور خدا و اولِ حدیث ، خودِ حضرت فاطمه (س) فرمودند که خدا مرا از نور خودش آفرید ؛ و اینجا حضرت فاطمه (س) میخواهد بگوید که یا علی من هستم چراغ راه مؤمن برای تا خدا رسیدن ) .
و قرآن میگوید علمی که خدا به انبیاء داده است ، نور است و اگر پیامبران علم نداشتند پیامبر نمیشدند و علم همان نور خداست که انسان را تا خدا میبرد و نبی وصی و عالم آن رادارند و حضرت فاطمه (س) میفرماید آن نور و آن علم ، من هستم ؛ و در حدیث داریم که خدا یکیک انبیاء را برای نبوت که میخواست بفرستد در مقابل نور حضرت فاطمه (س) نگه داشت اگر به آن کرنش و تکریم کردند خداوند علم اش را در سینه آنها قرارداد و آنها را برای نبوت به زمین فرستاد ؛ پس ما هم هرچه قدر در تاریکی و جهل هستیم همانقدر از حضرت فاطمه (س) دور هستیم . خداوند وقتی خلقت را آفرید بنا گذاشت که همه را امتحان کند و امتحان ملائکه به این بود که پرده ظلمانی را بر وجود ملائکه کشید و آسمان و زمین ، تاریکی مطلق شد همه آنها ترسیدند که خدایا این ظلمت مطلق چیست ؟ آیا از ما برنمیداری ؟ ندا آمد برمیدارم پس خدا اراده کرد و نور حضرت فاطمه (س) را آفرید و آن را در قندیلی در گوشه عرش آویزان کرد و فرمان داد به نور حضرت فاطمه (س) که تجلی کن ! و این نور حرکتی کرد و اشعه نور حضرت فاطمه (س) به زمینها و آسمانهای هفتگانه درخشید ملائکه از این نور سجده کردند و پرسیدند خدایا این چه نوری است؟ فرمود : نور فاطمهام است که او را زهرا نامیدهام .
و منشأ نور حضرت فاطمه (س) از عظمت خداوند است ؛ و اِشراق نور حضرت فاطمه (س) آسمانهای هفتگانه و زمینهای هفتگانه را روشن کرد .
سپس وقتی ملائکه با صورت به زمین افتادند و گفتند نور چیست ؟ خداوند فرمود : این نور را آفریدهام از عظمت ام .
اما با این فاطمه کاری کردند که آنقدر دلگیر شد که فرمود علی جان ، به تشییع پیکر من و سر خاک من هم نیایند و قبرم را مخفی کن .