این روزها حال فاطمه سلامالله خیلی وخیم است!
حرف اول در ایام فاطمیه را روضههای حضرت زهرا سلامالله میزند مانند ماه محرم و صفر که توقع ما در جلسات روضهخوانی است، حالا اگر حدیث و روایت هم خوانده شود باز توقع ما روضهخوانی است.
اگر گفتهاند و ما میخوانیم و مینویسیم که حضرت زهرا سلامالله در سن هجدهسالگی از دنیا رفتهاند خوب باید ببینیم که چرا از دنیا رفته. میگویند کشتهشده ، باید ببینیم که چگونه کشته شدند روی اینها باید صحبت کرده شود و زمانی که این مسائل گفته شود میشود ذکر مصیبت خانم فاطمه سلامالله علیها؛ این میشود روضه ایشان، در این مجالس اینها باید بررسی شود وگرنه روضه نخواهد بود حالا بعضی آن را در قالب شعر مطرح میکنند وعدهای در قالب مرثیه وعدهای در قالب نقلقول تاریخی میکنند مثل ما، منباب ذکر مصیبت.
اگر کسی مطمئن باشد که همین روزها از دنیا میرود آیا وصیت میکند یا نه؟! دکتر جوانی را جواب میکند اگر این جوان ذرهای اعتقاد داشته باشد وصیت میکند.
خدا در قرآن میفرماید: مؤمن متقی، معتقد وصیتش مکتوب و همیشه آماده گذاشته است. و این در اسلام باب بوده است
پیامبر صلوات الله دارند از دنیا میروند علی علیهالسلام را طلبیده وصیت کرده به ایشان. از زمانی که جبرئیل آمده که رسولالله آماده شو که در 28 صفر شما از دنیا میروی بارها روی منبر مدینه وصیت کردهاند: مردم مُردن من نزدیک شده است، مردم! دخترم در بین شماست ، مردم دختر من باردار است و فرزندش پسر است و من اسم او را محسن گذاشتهام مراقب فاطمه باشید( اگر شما حامله باشید آیا پدر شما میرود در محله اعلام کند؟! حتماً خبری است و ماجرایی پشت آن است) چرا پیامبر زمانی که فاطمه به حسن حامله بود اعلام نکرد چرا به حسین باردار بود گفت زهرا جان به کسی نگو که تو را چشم میکنند، چرا زمانی که به زینب و امکلثوم حامله بودند همچین اعلامی را نکردند، در نماز جمعه مدینه اعلام کردند که فاطمهِ من حامله است … مردم مراقب فاطمه باشید، مدام خصوصی و عمومی اعلام میکردند و وصیت میکردند ، در مدینه نشستهاند حضرت فرمودند من بهزودی میروم بعد از من بچههایم در مدینه غریب و تنها و بیکسی میشوند وعدهای فاطمه را میزنند که بستری میشود، شماها از آنها نباشید، یک نفر دهان وانکرد که پیامبر مگر همچین چیزی میشود؟! ولی زمانی که پیامبر اعلام کرد که در آخرالزمان زنان بیحجاب میشوند مردم گفتند مگر میشود یا رسولالله ؟ و زمانی که گفتند مردم در آخرالزمان حرامخوار میشوند گفتند مگر میشود یا رسولالله و تعجب میکردند و زمانی که فرمودند در آخرالزمان بچه سالاری میشود هم دهان به تعجب واکردند و میگفتند مگر میشود یا رسولالله! ولی زمانی که فرمودند فاطمه را میزنند تا جایی که بستری و کشته میشود هیچکس نگفت چرا؟! یا رسولالله مگر میشود ؟!
امیرالمؤمنین دارند از دنیا میروند وصیت میکنند، مگر یک وصیت دارند، نه بلکه چندین وصیت داشتهاند، بچههایش را صدا کرد، همه را نگاه کرد و به پسرها گفت تو مواظب این خواهرت باش، تو مواظب این برادرت باش، تو حواست به این خواهرت باشد نگذار که خواهرتان بیپدری را احساس کنند لنگی داشته باشند در زندگیشان.حضرت یک نگاهی به زینب و ابوالفضل انداختند، نگاهی به حسین و ابوالفضل کردند به زینب فرمودند تو را به کی بسپارم، حسین یا ابوالفضل؟ زینب یک نگاهی کردند و فرمودند: به ابوالفضل ، سفارش مرا به عباس بکنید که حسین خیلی گرفتار است، ابوالفضل را وسط گذاشتند و یکدست حسین را در دستان او گذاشت و در یکدست، دست زینب سلامالله را گذاشت و فرمود من این دو تا بچههای فاطمه را به تو میسپارم مثل چشمانت مواظب آنها باش، و واقعاً هم کرد؛ جفت چشمانش را درراه حسین داد.
امام حسن علیهالسلام میخواهد وصیت کند برادرش حسین را صدا زد، این قاسم این عبدالله بن حسن این حسن مثنی، هر جا رفتی آنها را با خودت ببر.
حالا حسین میخواهد وصیت کند، زینب را صدا زد ، خواهر جان تو و بیمار کربلا سالم برسان او را به مدینه ، ما هستیم و همین یکدانه ها! و بعد صدا زد رقیه را و دست او را در دست زینب گذاشت که او یتیم است ، بقیه مادر دارند او مادر ندارد! هر جا رفتی او را با خود ببر، روی تل زینبیه هم زینب او را با خودش برد!
حالا فاطمه میخواهد وصیت کند
فاطمه یک شخصیت است که از دنیا رفته است یک خانم خانهدار که نیست بلکه یک شخصیت جهانی است که از دنیا میخواهد برود و حالا باید وصیت کند.
حضرت زهرا سلامالله علیها قریب به ده وصیت داشتهاند، به خانواده، به یتیمان ،مخصوص زنان مسلمان، به شیعیان، به فرزندانش یک وصیت برای سادات و یک وصیت خصوصی به علی دارد یک وصیت برای اعتقادات خودش دارد.
وصیت ایشان به خانوادهاش : علی جان نگذار بچههایم بیمادر بمانند، با دخترخواهرم ازدواج کن، خیلی زود ازدواج کن که بچههایم با او احساس غریبی نمیکنند بچههایم او را میشناسند و او هم بچههای مرا میشناسد و او را دوست دارند و او هم بچههای مرا دوست دارد ، اما ارباب مقاتل مینویسند که فرمود: علی جان بیا میخواهم یک وصیت خاص بکنم، علی نزدیکتر آمد و بچهها را بیرون کردند، علی جان چند جا مرا تنها نگذار 1- آن لحظه گریه و زاری شدید تو هم بیا، کجا ؟ وداع حسین با اهلبیت، هنگام غریبی آنها تو هم بیا، 2- زمانی که من بهسوی گودال قتلگاه میدَوَم تو هم بیا تنهایی کاری از من برنمیآید 3-علی جان! در شب شام غریب حسین در آن تنور کوفه که حسین جلالتی از نور دارد تو هم بیا، نگذار تنها تنها برای حسینم گریه کنم…. حالا گره به کجای کارت است این تو و دامن فاطمه و دست و تو و این گریهزاریها و چادر ایشان که باید ما را متنعم کند وگرنه فایدهای نخواهد داشت.
اگر میخواهیم قدم بهدرستی بهسوی فاطمه الزهرا سلامالله برداریم نیازمند برنامه منسجمی هستیم. وگرنه نمیتوانیم استفاده کنم و اگر بخواهم درب خانه ایشان بمانیم نیازمند برنامه هستیم اگر بخواهم زهرا گونه زندگی کنم باید برنامه داشته باشیم:
1- زمانی برای دعا کردن- وقتی را خالی کنم برای دعا کردن برای اینکه از زبان دعا و منطق دعا و جملات دعا راه به درگاه خدا پیدا کنم و راه به درگاه او بیابم ، گرچه که حاجت نداشته باشیم نیازمند این هستیم که زمانی را به دعا کردن بگذرانیم، روز یکشنبه است خانم فاطمه الزهرا سلامالله علیها هرروز دعای مخصوص داشتهاند.
اَللّهُمَّ اجْعَلْ اَوَّلَ یَوْمِی هذا فَلاحاً وَ آخِرَهُ نَجاحاً وَ اَوْسَطُهُ صَلاحاً. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آل مُحَمَّد وَ اجْعَلْنا مِمَّنْ اَنابَ اِلَیْکَ فَقَبِلْتَهُ وَ تَوَکَّلَ عَلَیْکَ فَکَفَیْتَهُ وَ تَضَرَّعَ اِلَیْکَ فَرَحِمْتَهُ.
خدایا در همین ابتدای روز، همین ابتدای صبحم را مبنایش را به رستگاری بگذار، در اول روز مانند کشاورزی نباشم که محصولم را آفت بزند ، با برنامهای آغاز نکنم که سرمایه امروزم سوخت شود بلکه در آخر روز باب نجاتی برای من باشد، باب رهایی باشد و وسط روزم را صلاح و نیکی و خیر قرار بده و در آخر شب باب نجات و جز آدمهای قرار بده که زمانی که بهسوی تو برمیگردند وَ اجْعَلْنا مِمَّنْ اَنابَ اِلَیْکَ فَقَبِلْتَهُ تو آنها را قبول میکنی و ردشان نمیکنی ، نمیگویی که دیر آمدهای،
همین خدا فرمود هفتاد حجاب برایت میکشم که با هر گناهی یکی را پاره میکنی اگر هفتادمی را پاره کنی خدا میگوید نه تو بنده منی و نه من خدای تو و دیگر برایم اهمیت ندارد که کجا زندگی میکنی و کجا بمیری، خدایا من را مانند آدمهای مانند فضیل عیاض قرار بده که زمانی که گفتند خدا گفتی بیا و مانند بُشر حافی که گفت خدایا و تو گفتی بیا، مثل زنانی که توبه کردند و به رستگاری رسیدند و وَ تَوَکَّلَ عَلَیْکَ فَکَفَیْتَهُ من را از آنها قرار بده که زمانی که تو را وکیل خود گرفتند همه جوره کفایتشان کردی و هم جوره هوایشان را داشتی. وَ تَضَرَّعَ اِلَیْکَ فَرَحِمْتَهُ من را از کسانی قرار بده که زمانی به درگاه تو گریه و زاری کردند و دلت برای آنها سوخت.
در تمام دعاها از ختمها از ذکرها از امن یجب و نذرها و از آیات قران و از دعاهایی که از اهلبیت که به ما رسیده برو بچسب به دعاهای که با یا رَبِّ شروع میشود آنها را پیدا کن.
رب: آقای من سرپرست من ، مربی من-
در این عالم در این جهان هستی نظامی حاکم است که بر اساس آن نظام هدایت میشود و بنا ندارد که آنها را تغییر دهد یکی از آنها این است که هر که مرا با اسم رب بخواند حتی اگر شیطان باشد بدون جواب او را نمیگذارم؛ این جز قانون خداست که هر کس او را با اسم رب بخواند او را ناامید نمیکند.
حضرت آدم توبهاش را با نام رب خدا شروع کرده است: قالا ربنا ظلمنا انفسنا وان لم تغفر لنا وترحمنا لنكونن من الخاسرين [1][1] توبهاش را با ربنا شوره کرده است
حضرت نوح : فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانتَصِرْ[2]
حضرت ابراهیم : رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ[3]
موسی: قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ[4]
حضرت سلیمان: رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكًا لَّا يَنبَغِي لِأَحَدٍ مِّنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ[5]
حضرت زکریا : رَبِّ لا تَذَرْنی فَرْداً وَ أَنْتَ خَیْرُ الْوارِثینَ[2][6]
رسولالله: رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ أَنْتَ خَيْرُ الرّاحِمينَ.[7]
صالحان و نیکان: رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ[3][8]
همه با ربنا شروع کردند همه هم جواب گرفتند حالا ممکن است بگوید آنها انبیاء و صالحین هستند من که گنهکار هستم و به من جواب نمیدهد! چرا؛ زیرا به شیطان هم جواب داد: قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْني إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ[4][9]
با این اسم از خدا طلب بقا کرد و خدا درخواست او را پذیرفت
خدایا تا روز قیامت به من مهلت بده! شیطان بلد بود که کدام اسم را بگوید که خدا نه نگوید، خدا گفت: بمان، خدا نه نمیگوید، اسمی را گفت که خدا نه نمیگوید. آنوقت به من و تو نه میگوید؟! مگر دعای شما دعا نباشد، خدایا اصلاً به من مریضی نده، من اصلاً مریض نشوم و…
گریه کن فاطمه زهرا و مجلس نشین حسین نمیتواند بگوید که من از شیطان کمتر هستم که خدا جوابم را ندهد
فرزند امام صادق علیهالسلام مریض بودند، کنار بستر او آمدند و فرمودند خدا را با اسم رب او صدا بزن که به هر رب خدا لبیک میگوید.
رسول اکرم صلوات الله فرمودند: هر گرفتاری هفتاد مرتبه بگوید یا اللهُ یا رب تا خدا جوابش را بدهد.
همچنین فرمودند: اگر کسی بگوید سه مرتبه یا رب یا رب یا رب ابتدا خدا دستش را پر از رحمت میکند و سپس میگوید حالا حاجتت را بخواه تا اجابت کنم.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: بنیان مشکلات را بِکَنید با گفتن ربِّ أغثنی ، آن را ورد کنید در طی 15 روز مدام خدا را با این اسم بخوانید.
عدد کبیر این اسم 204 مرتبه و عدد صغیرش 24 مرتبه است .
2- برنامه دوم – ساعتی را برای انس با قرآن بگذار؛
امام سجاد علیهالسلام فرمودند: اگر من تنها بمانم و هیچکس را نداشته باشم غمی نخواهم داشت، احساس بیکسی نمیکنم زمانی که قرآن با من است .انس با قرآن یعنی چه ؟! آنقدر بخوان که ذرهای از آن را بفهمی، قرآن قریب 7000 آیه دارد که این آیات اخلاقند، احکامند، معادند، توحیدند، سیاست، اقتصاد، مبدأ، و ضربالمثل، حکایات ، همه همه در آن است اما عرفا میگویند ختم همه آیات به یکچیز است و خوشا به حال کسی که به آن برسد، با تتبع در قرآن به آن برسد گفت عالم ربانی بیش از 100 بار قرآن را خواندم اما آخر همه آیات به یکچیز رسیدم آنکه خدا میگوید: ای بشر دنبال هر چیزی در دیگران میگردی در من هست دنبال دیگران نباش آنها هر چه دارند نهایت آن در من است منتها اگر آنها بدهند با منت به تو میدهند و من اگر بدهم بدون منت به تو خواهم داد پس پیش خودم بیا، من هستم ارحمالراحمین اگر دنبال محبت مردم میگردی منم ارحمالراحمین که بیمنت دوستت دارم و عاشقتم هستم، دنبال ثروت مردم میروی ؟ منم رزاق و روزیرسان بیمنت من هستم اگر مردم به تو بدهند با منت به تو میدهند
دنبال علم کسی هستی؟ من علیم و حکیم هستم بیا پیش خودم.
همهچیز من با تو بدون منت است حتی گناهت را هم بدون منت میبخشم ، به ملک میگویم نامهات را پاره کند تا رو نشود حتی به حافظه خودت هم میگویم فراموش کند تا غصه نخوری!
یک رفیق بیمنت داری اگر با قرآن انس بگیری این را میفهمی
شروع قرآن با بسمالله و ختم آن با ناس است، با (ب) شروع و با (س) تمام میشود اگر به هم بچسبانی میشود (بس) ؛ برای هر چیزی و برای هر کاری بس است! علم و تقوا و نورش و شفا دهندگیاش تو را بس است رجائش بس است فهمش بس است
علامه جعفری را خدا بیامرزد چیزی کم داشت ؟ امام خمینی چی کم داشتند؟ آیتالله بهجت چه کم داشتند؟ هیچی از مال دنیا چی داشتند؟ هیچی، تنها قرآن را داشتند که برایشان بس بود .
مرحوم محمدتقی جعفری میرفتند و بند کفش او پاره شد ( خانمها توجه کنند! که ما بیشتر چیزهایی را که میخریم اصلاً لازم نداریم و برای پز دادن در سالنها آنها را میخریم) یکی دید و گفت بند کفش شما پاره شده(کندهشده بود و دیگر نمیتوانست بپوشد) بنشینید تا من یک کفش برای شما بخرم گفت نه من کفش نمیخواهم؛ همینجوری مگر چه عیبی دارد که بروم؟ گفت: آقا شما با راسل مصاحبه کردهای ، پشت فلسفه شرق و غرب عالم را به هم زدی زشت است که اینگونه بروید. آقا گفت: مگر هر چه ازنظر تو بد است واقعاً بد است؟!
همین حرف را نگاه کن مگر هر چه مردم بگویند بد است بد است؟!
بعد او را نصیحت کرد که خدا در قرآن میفرماید: شما خوب و بد خودتان را نمیتوانی تشخیص بدهی چگونه خوب و بد دیگران را تشخیص میدهی؟! چه طور میفهمی برای من که یک کفش پاره برای من بد است.
چه چادری داشتند فاطمه زهرا ( چادری که 11 وصله داشتند) یک روز رفت در خانهیهودی نورش هفتاد یهودی را مسلمان کرد یک روز در خانهیهودی بود به اینگونه و یک روزی در علقمه روی بدن ابوالفضل علیهالسلام و یک روز در محشر
این حدیث را بشنو: در روز قیامت فاطمه تا جایی که جا دارد شفاعت میکند خدا میگوید فاطمه جان دیگه داخل شو، محسن ایستاده ، حسن و حسین ایستاده و میگویند تا مادرمان داخل نشود ما داخل نمیشویم ، علی علیهالسلام ایستاده و میگوید تا همسرم وارد نشود وارد نمیشوم، فاطمه داخل میشود درحالیکه گوشه چادرش را دست گرفته و چادرش را روی پل صراط جا میگذارد تا جاماندهها نخ چادرش را بگیرند و بروند.
آنقدر بدان که قرآن بسمان است اگر برسیم بهجایی که بدانیم جز خدا کسی نیست.
3- توسل به اهلبیت علیهالسلام – اصل توسل گفتگو در باب مناقب اهلبیت علیهالسلام است و نه خواندن دعای توسل و..
حدیث کساء خواندن توسل است و بهترین توسل است زیرا اصل توسل گفتگو در باب مناقب اهلبیت علیهالسلام است. نه مناقب خودشان بلکه مناقب شیعیان ایشان را گفتن، مجلسی میشود که ملک نازل میشود.از فاطمیه از سیره زهرا بگو
اسلام است و قرآن ، قرآن است و اهلبیت ، اهلبیت هستند و ولایت و زهرا سلامالله علیها اولین مدافع ولایت !
بنشینیم و حرف بزنیم که چگونه زهرا از ولایت دفاع کرد ، و حالا این دفاع کردن به عهده ما است
حضرت زهرا سلامالله علیها به 4 وسیله دفاع کردند از ولایت و حقانیت دین:
1- گریه
ایشان 95 روز گریه کردند یکبار علی به او نگفتند که گریه نکن – مردم مدینه گفتند گریه نکن اما علی نگفت گریه نکن بلکه گفت میبرمت بیرون مدینه و گریه کن، بعضیهای گویند که بیت الاحزان در اُحد بوده است و انشا الله که این روایت درست نباشد زیرا مسیر بسیار طولانی بوده که بخواهند پیاده بروند و با 4 تا بچه برگردد در آن آفتاب! حضرت نفرمود گریه نکن زیرا وسیله دفاعی حضرت بود.
گاهی اوقات چیزی جز اشک برای انسان نمیماند دعا کن خدا این را ازت نگیرد .
پیامبر در دعای میگوید که خدایا پناه میبرم از چشمی که اشک ندارد
2- دفاع فیزیکی
شیخ صدوق از قول رسول خدا روایت میکند: میگوید : این آسمان اول را که با این وسعت و این زمین را باهمه عظمتی که دارد در مقابل آسمان اول مثل حلقه انگشتر در وسط بیابان است و آسمان اول در مقابل دوم اینگونه و آسمان دوم در مقابل آسمان سوم مثل همین انگشتر است در یک بیابان و همینطور تا جایی که عرش در قابل لوح مانند انگشتری است در بیابان و لوح در مقابل کرسی مانند انگشتری است در بیابان ، تمام آن بالا همین است تا آن پایینی در مقابلش مثل انگشتری در بیابان هستند بااینحال که هیچکدام از اینها خالی نیستند و پر ازملک و مخلوقات خداوند هستند، پس خداوند چهلچراغ را آفرید؛ تمام این آسمانها و زمین عرش و فرش لوح و کرسی را و هر چه آنچه در آنها است را دریکی از چراغهای این چهلچراغ قرارداد درحالیکه هیچکس از 39 تای آن خبر ندارد اما بر تمامی این چهلچراغها و هر آنچه در آنها قرار دارد امر کرد که امر فاطمه را ببرید.
یک اعلام کرد که دختر پیامبر امیر بر همه شماست. برای خودت بمیر که فاطمه خانم تو است و تو او را دوست داری!
حالا این فاطمه که حورا انیسه است آمده برای دفاع فیزیکی
اینکه میگویند فاطمه از علی رو میگرفته است درست نیست نهتنها رو نگرفت بلکه زمانی که از کوچه آمد گفت بشین علی تا برایت بگویم که چگونه مرا زدند؟! علی جان عمر تازیانه را از قنفذ گرفت و به بازوی من زد تازیانه به بازوی من پیچید تا بِکَند بازویم مثل تازیانه او سیاه شد، خودش این را برای علی خوانده است.
علی جان ببین صورتم کبود و دستم ورمکرده است!
این بدن اگر نخواهد درراه اهلبیت علیهالسلام فرسوده شود پس کجا میخواهد فرسوده شود. برای کی کار میکنی برای کِی اینور و آن ور میدوی؟ چی کارمان میخواهند بکند؟!
فاطمه اهل نفرین نبود پدرش رحمت العالمین است تا گفت موهایم را برهنه میکنم علی علیهالسلام گفت سلمان برو به داد برس برو به او بگو تو دختر رحمت العالمین هستی برو خانه ،ببین چه با او کردهاند که نفرین کرد عمر در یکجا، حضرت علی نشسته بودند خبر آوردند که ابو لولو عمر را کشت و شکمش را پاره کرده حضرت علی علیهالسلام گفت کاش فاطمه بود و میدید زیرا فاطمه او را نفرین کرد و گفت خدا شکمت را پاره کند کاش بود و میدید که به اجابت رسید نفرینش .
3- دفاع با مال
با فدک، فدک را ما میگویم ارث پیامبر برای او بوده است ، آنهای که میگویند پیامبر ارث نمیگذارد چرا ارث نگذارد ؟! پیامبران گذشته گذاشتهاند ، پیامبر نگذارد؟!
امام صادق علیهالسلام فرمودند: فدک ارث پدری نبوده است ، پیامبر فاطمه را صدا زد که فدک باغی است که یهودیان به من بخشیدهاند جنگی نشده، مسلمانی زحمت نکشیده، تیری نینداختند و اسبی رانده نشده خدا گفته پس هبه به تو، فاطمه جان من مهریه مادرت را به او بدهکارم این بابت مهر مادرت خدیجه مال تو که من مهر زنم را داده باشم، آنوقت ثروتی بود که اگر خرج اسلام میشد گدایی در اسلام یافت نمیشد، میدانستند که خرج تبلیغ ولایت علی علیهالسلام خواهد شد.
4- دفاع بابیان
خطبه فدکیه – باید بگویم خطبه علویه نصف این خطبه معرفی حضرت علی علیهالسلام است. ما مسئول هستیم، باید بتوانیم دفاع کنیم از اسلام و ولایت علی علیهالسلام – امروزه زمان شبهه افکنی است- در مکانهای عمومی وارد میشوند و شبههای مطرح میکنند که مردم عادی نمیتوانند جواب دهند، تنها ذهن مردم را خراب میکنند و میروند، چرا در تاکسی چرا در مطب دکتر شبهه را مطرح میکنند ؟ زیراکسی نباشد که جوابش را بدهد- باید بتوانی در کوچه و بازار دفاع کنی.
حکایتی است که گفت داشتیم میرفتیم مکه که در کشتی ما آ شیخی هم بود، تنهایی غذا میخورد و آدم گوشهگیری بود، و ما گاهی او را به غذا مهمان میکردیم رسیدم مکه یکشب ما داشتیم نماز میخواندیم یک عالم کور سنی آمد متوجه شد که ما شیعه هستیم و شروع کرد به اهانت کردن؛ شیعیان ملحدند، شیعیان کافرند مشرکند…. و ما که آدمهای بازاری و عادی بودیم و نمیتوانستیم جواب بدهیم دیدم که این شیخ هم که با ما در کشتی بود چیزی نمیگوید و ساکت نشسته است و عالم سنی هی میگوید و این جوابی نمیدهد پس حرصم گرفت و گفتم آشیخ آن لقمه نانی که باهم در کشتی هم خوردیم حلالت نباشد، ما عامی هستیم حداقل تو حرفی بزن، سنی گفت: شیعیان کافرند به این دلیل که تفسیر قرآن نمیکنند بلکه تأویل قرآن میکنند، قرآن میگوید خورشید میگویند خورشید علی است، قرآن میگوید ماه آنها میگویند ماه فاطمه است و قرآن میگوید ستارگان آنها میگویند ستارگان حسن و حسین هستند و هی مَثَل میآورد شیخ گفت حرفهایت تمام شد گفت: بله گفت: ولی من خیلی دلم برایت میسوزد زیرا که تو کوری زیرا تو روز قیامت هم کوری و چهره پیامبر را نخواهی دید گفت برای چی نمی بینم گفت زیرا که تو کوری و آیه قرآن گفته است که هر که در دنیا کور است در قیامت هم کور است گفت: نه خیر آن کوری که قرآن گفته است در آخرت کوری دل است گفت: اینکه گفتی تفسیر است یا تأویل؟ گفت تأویل گفت: تأویل گفت پس کسی که تأویل قرآن کند کافر است و اینک تو کافر شدی، مفتی سنی عبا را زیر بغل زد و مثل گلوله دَر رفت تا حرف دیگری زده نشود. با قرآن درب دهن طرف را بست.
پهلوی شکسته فاطمه رسالت پیامبر را به اتمام رساند، سینه زخمخورده فاطمه ولایت شوهرش را تبلیغ کرد و با بازوی ورمکردهاش امامت یازده پسرش را تحکیم بخشید تا قیامت.
قبر پنهان فاطمه تشت رسوای خلفا را به زمین زد.
پهلوی شکسته فاطمه تا قیامت کمر عمر و ابوبکر را شکست.و کمر پیامبر و علی را مستقیم نگه داشت . باهمان 4 مرحله دفاعش.
هر کس این 4 تا را در میدان دفاع از امامش به میدان نیاورد فاطمی نیست.
شنیده میشود از آسمان صدایی که…
کشیده شعر مرا باز هم بهجایی که …
نبود هیچکسی جز خدا، خدایی که…
نوشت نام تو را، نام آشنایی که ـ
پس از نوشتن آن آسمان تبسم کرد
و از شنیدنش افلاک دستوپا گم کرد
نوشت فاطمه، شاعر زبانش الکن شد
نوشت فاطمه هفتآسمان مزین شد
نوشت فاطمه تکلیف نور روشن شد
دلیل خلق زمین و زمان معین شد
نوشت فاطمه یعنی خدا غزل گفته است
غزل قصیدهی نابی که در ازل گفته است
نوشت فاطمه تعریف دیگری دارد
ز درک خاک مقام فراتری دارد
خوشا به حال پیمبر چه مادری دارد
درون خانه بهشت معطری دارد
کتاب زندگیات را مرور باید کرد
مرور کوثر و تطهیر و نور باید کرد
در آن زمان که دل از روزگار دلخور بود
و وصف مردمش الهاکم التکاثر بود
درون خانهی تو نان فقر آجر بود
شبیه شعب ابیطالب از خدا پر بود
بهشت عالم بالا برایت آماده است
حصیر خانهی مولا به پایت افتاده است
اگرچه ما همه در حسرت مزار توایم
کنار حضرت معصومه در کنار توایم
فضای سینه پر از عشق بیکرانهی توست
کرم نما و فرود آ که خانه خانهی توست
شعر سید برقعی
[5][1] – الأعراف-23
[6][2] – سوره قمر 10
[7][3] -شعرا 83
[8][4] -سوره قصص 16
[9][5] -سوره ص آیه 35
[10][6] – آیه 89 سوره مبارکه انبیاء
[11][7] – سوره مؤمنون، آيه 118
[12][8] -سوره آلعمران آیه 191
[13][9] -سوره حجر آیه 36