بسم الله الرحمن الرحیم

یا فاطمه الزهرا اغیثینی

هرگاه در مجالس حضرت فاطمه‌ی زهرا(س) قدم گذاشتید، جهت نورانیت و توسل به وجود مقدس حضرت فاطمه (س) یک دور تسبیح بگویید: یا امیرالمؤمنین بِحَقِّ فاطمه الزهرا و بعد یک دور تسبیح بگویید: یا فاطمه الزهرا بِحَقِّ امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام) . و جناب مرحوم نخودکی نیز می‌فرمودند که بعد از نماز صبح پنج بار هرکدام از این اذکار را بگویید که نورانیت بسیار زیاد دارد.

ایام فاطمیه یعنی گسترده شده سفره‌ی پربرکت حضرت فاطمه سلام‌الله علیها و شرکت ما یعنی نشستن در گوشه‌ی سفره و ما سالمان را با نشستن در سر سفره‌ی ایشان به پایان رسانده و آغاز کردیم. و این برکت طول سال ما خواهد بود.

چهار مسئله باعث می‌شود که ما ایام فاطمیه را گرامی بداریم علماء ما در روز شهادت حضرت فاطمه سلام‌الله علیها  پابرهنه بدون عمامه، جلوی دسته‌های عزاداری حرکت کنند و دنبال تابوت خالی نمادین ایشان پابرهنه راه بروند و بگویند اگر سه روز را از اسلام بگیرید اسلام نمی‌ماند، روز غدیر و عاشورا و فاطمیه:

1) مجروح شدن و به شهادت رسیدن حضرت فاطمه سلام‌الله علیها  اندکی بعد از پدر بزرگوارشان.

عبدالرزاق مقرم می‌گوید: امام صادق (ع) فرمودند: ما اگر هر چیزی را فراموش کنیم یعنی تمام مصائبی که بر سایر اهل‌بیت (ع) رفته است را فراموش کنیم آن دُمَلی که بر بازوی مادرم حضرت فاطمه سلام‌الله علیها براثر تازیانه ایجاد شد هرگز فراموش نمی‌کنیم.

وقتی ما از آزرده شدن ایشان سخن می‌گوییم باید در نظر داشته باشیم که ایشان یک انسان معمولی نیستند بلکه ایشان حوراء انسیه و محدثه هستند. وقتی خداوند هستی را خلق کرد همه‌جا ظلمت و تاریکی بود زیرا هنوز خورشید را نیافریده بودند، ملائکه از این ظلمت به وحشت افتاده بودند که ندا آمد به نور حضرت فاطمه سلام‌الله علیها که تجلی کن. با این تجلی ملائکه در نور و روشنایی قرار گرفتند و گفتند: سُبوحٌ قُدوس خداوندا این چه نوری بود. ندا آمد که آن تکه‌ای از نور خودم بود؛ وقتی این مطالب را کنار هم قرار می‌دهی آنگاه می‌فهمی که بین درودیوار ماندن ایشان یعنی چه و چرا این ناله در طول قرن‌ها فراموش نشده است.

لازم است که در این مدت روی سه حدیث بحث و دقت شود. ابتدا آن حدیثی که می‌گوید ایشان از صدوبیست و چهار هزار پیامبر افضل‌تر است به‌جز وجود مقدس حضرت محمد (ص)  از موسی و عیسی و نوح و ابراهیم و یعقوب و یونس )ع …….( افضل‌تر است و اگر این شناخت را جوامع بشری از حضرت فاطمه (ع) داشته باشند روند حرکتشان متفاوت خواهد شد.

روایت دیگری که لازم است روی آن بحث شود از رسول اکرم(ص) است که می‌فرماید: فاطمه بِضعَتُ مِنّی که فهم این نکته که حضرت فاطمه (س) تکه‌ای از وجود من است بسیار سخت است. این سخن یعنی حضرت فاطمه(س) عین خود رسول اکرم (ص) است. هیچ‌کس تاکنون نتوانسته این جمله را بگوید جز وجود مقدس رسول اکرم (ص) . و اگر این جمله بر روی منبرها باز شود و برای مردم تفهیم شود باب بسیار وسیعی از شناخت ایشان برای ما بازخواهد شد.

و روایت سوم که باید روی آن دقت شود این است که پیامبر (ص) فرمودند: ” فاطمهُ بَهجَتُ قَلبی “. اگر قلوب تمام انسان‌ها را اندازه بگیریم قلب مؤمنین از بقیه‌ی انسان‌ها وسیع‌تر و قلب مؤمنین عارف از سایر مؤمنین وسیع‌ترو قلب اولوالباب از قلب مؤمنین عارف افضل‌تر و وسیع‌تر و قلب علمای ربّانی از قلب بقیه وسیع‌ترو قلب نمایندگان ائمه از بقیه افضل‌تر و قلب امامان (ع) از بقیه وسیع‌تر و قلب پیامبران از قلب اینان وسیع‌تر و از همه‌ی قلب‌ها وسیع‌تر قلب رسول اکرم (ص) است چون محل نزول یک‌باره‌ی  قرآن است. حال نکته اینجاست که شأن قرآن از انجیل و تورات و صُحُف بالاتر است پس قلب پیامبر (ص) از قلب حضرت عیسی و موسی و ابراهیم) ع ( وسیع‌تر است.و حال پیامبر (ص) می‌فرماید که بهجت و سرور این قلب وسیع من، وجود مبارک حضرت فاطمه سلام‌الله علیها  است و اگر حضرت فاطمه (س) نبود قلب من طعم شادی را نمی‌چشید.وقتی فاطمه هست این قلب وسیع من شاد است.

اگر کسی فکر کند که در این ایام فقط زنی را پشت درودیوار مجروح کرده و آزرده کرده‌اند، فکر عُمری دارد زیرا عُمر گفت: حال یک زنی هم از دست ما ناراحت باشد به‌جایی که حساب نمی‌شود و وقتی حضرت فاطمه (س) در مسجد خطبه خواند، عمر خطاب گفت: که دیشب شوهرش علی‌این کلمات را یاد او داده است و از خودش این حرف‌ها برنمی‌آید. او شناختش از حضرت فاطمه (س) همین‌قدر بود اما ما حضرت فاطمه (س) را حوراء انسیه و بهجت قلب و تکه‌ی وجود حضرت رسول اکرم (ص) و افضل‌تر از وجود تمامی پیامبران مرسل و غیر مرسل می‌دانیم.

2) شهادت حضرت محسن) ع: (

تمام خوبی‌های عالم محسن است و با آن عملی که پشت در خانه‌ی حضرت فاطمه (س) انجام دادند در تمام خوبی‌ها را بستند و خوبی‌ها جامع و کامل نشد و ناقص ماند و هرکس خوبی می‌کند ناقص است و جامع نشد. در قرآن فراوان داریم که «اِنَّ اللهَ قَریبٌ مِنَ المُحسِنین» و محسنین که فراوان در قرآن آمده همان آدم‌های خوش عمل و نیک‌رفتار  هست و این محسن را در بطن مادر به شهادت رساندند که این در اسلام سابقه نداشته است. زینب که یکی از دختران پیامبر (ص) از مکه مهاجرت می‌کرد و باردار سوار شتر بود یکی از کفار او را ترساند که براثر آن بچه‌اش سقط شد و حضرت رسول(ص)او را محدور الدم اعلام کرد و فرمودند هرکس او را در هرکجا دید بکشد زیرا زن حامله‌ای را ترسانده است. روایت کتاب‌های اهل سنت است که می‌گوید: عمر بن خطاب سر زنی داد و آن زن بچه‌اش را سقط کرد و این مرد که با داد زدنش این اتفاق افتاد چگونه لگد به پهلوی حضرت فاطمه (س) زد. نسل سادات از امام حسن (ع) و امام حسین(ع) مانده است و تمام نسل امام حسن (ع) را کشتند به‌جز حسن مثنی نسل سادات حسنی از اوست و پسران امام حسین(ع) را به‌جز امام سجاد(ع) کشتند که سادات حسینی نیز از ایشان ادامه پیدا کرد. و با کشتن حضرت محسن ثلث سادات را از میان بردند. در هیچ کجا نیامده است که امام علی (ع) حضرت محسن(ع) را کفن‌کرده باشد، با همان پارچه‌ای که خادمه آن را برداشته بود، دفن کردند زیرا ایشان شهید بودند و غسل نیاز نداشته است و این پیام را رساندند که کودک من در شکم مادرش شهید شده است.

3) مظلومیت امام علی (ع) :

جناب سلمان فارسی می‌گوید که در آن حادثه من نگاه کردم به دیوار خانه‌ی امام علی(ع) که ذوالفقار ایشان نصب بود دیدم که ذوالفقار گریه می‌کند که یا علی من به دیوارم و همسر تو را می‌زنند و تو را به اسیری می‌برند. و شاید سلمان حسش را این‌گونه بیان می‌کند. این علی (ع) که معجزه‌ی رَدُّ الشمس برایش اتفاق افتاده است که روزی سر امام علی(ع) در دامان پیامبر)ص( بودند و خورشید غروب کرد و نماز امام علی )ع( قضا شد، اما در برخی از روایات حادثه بسیار عمیق‌تر بیان‌شده است که اینجا جنگی اتفاق افتاده بود و جنگ مغلوبه شده بود و مسلمانان دیدند که خورشید در حال غروب است و گفتند یا علی خورشید غروب کرد امام علی (ع) اشاره کردند به خورشید که برگردد و همه نمازخواندند. نوه‌ی علامه‌ی حلی در صحن امام علی (ص)  در افطار ماه رمضان مشغول مدح امام علی (ع) بود و دید که مردم به آفتاب اشاره می‌کنند که نزدیک افطار است و می‌خواهند بروند و او هم مدحش نیمه‌کاره بود، یک داد زد به سمت حرم امام علی (ع) که یا علی‌ای کسی که به انگشت اشاره‌ات رَدُّ الشمس شد و ای خورشیدی که به اشاره‌ی علی (ع) برمی‌گردی، برگرد من مدح علی(ع) می‌گویم تا تمام شود و خورشید برگشت تا او مدحش را تمام کند و بعد غروب کرد و این مدح آن‌قدر گران‌قدر است که هر گوشی بشنود و هر چشمی ببیند و هر زبانی که بگوید و هر پایی که به سمت مجلسی برود که مدح علی (ع) را در آن می‌گویند کفاره‌ی تمام گناهانش است و این چه اقیانوس عمیقی است که هر نجاستی که به آن بخورد پاک و طاهر می‌شود. تمام دوران بعد از پیامبر (ص) را که خانه‌نشین بود و دوران خلافت ظاهری‌اش هر منبری که رفتند یک جمله را گفتند: که بعد از پیامبر (ص) مظلوم بودم و تا ابد مظلوم خواهم بود و کسی من را نشناخت. و فرمودند : مظلومم و مظلومیتم به‌اندازه‌ی کرک‌های بدن گوسفندان داخل صحراها است.

4) بستن دست‌های امام علی (ع) و بردن ایشان به سمت مسجد مثل یک اسیر.

این‌ها دلایل نشستن ما در مجالس ایام فاطمیه است و نمی‌توان ثواب و اثرات این نشستن‌ها را بیان کرد زیرا دست‌کم مشمول دعای حضرت فاطمه (س) شده‌ایم.

تاجری بلخی که هم خودش و هم زنش سید بودند، ورشکسته شد و به همسرش گفت که با بچه‌ها به‌جای دیگری بروید. او به مرو آمد و به مسجد رفت وقتی می‌خواستند بعد از نماز درها را ببندند آمد پیش امام جماعت که آقا من گرفتار و آواره هستم و سید هستم و جایی را برای ماندن ندارم، پیش‌نماز گفت: شاهد بیاور که یکی بگوید تو سید هستی. مرد گفت: شاهد ندارم. پیش‌نماز گفت: پس قبول نمی‌کنم و خلاصه در شهر آواره شد تا رسید به در خانه‌ی داروغه، دید نگهبان دم در است و پرسید: اینجا خانه‌ی کیست؟ گفت: خانه‌ی داروغه. زن گفت: به او بگویید که زنی با او کار دارد. داروغه که آمد و داستان را شنید، گفت: به آن‌ها رسیدگی کنید تا فردا. وقتی در اتاق غذا ر ا آوردند زن به بچه گفت: اول دعا کنید که خدایا به جده‌ام فاطمه همین‌طور که ما را به امنیت رساند تو نیز او را به امن‌وامان برسان. وقتی شام خوردند و خوابیدند. پیش‌نماز خواب دید که قیامت است و او تشنه به لب حوض کوثر رسیده و رسول اکرم (ص) را دید و گفت: یا رسول‌الله (ص) من امام جماعت فلان مسجد هستم و به من آب بده. ایشان فرمودند: شاهد بیاور. مرد گفت: من شاهدی ندارم. رسول‌الله (ص) فرمودند: دختر من نیز دیشب شاهدی نداشت چطور از او قبول نکردی. نگاه کن آن قصر را ببین او برای تو بود اما به آن داروغه دادند. او سراسیمه از خواب بیدار شد و به نزد خانه‌ی داروغه آمد. داروغه به او گفت : دنبال قصرت آمدی؟ آن را نیز به من نشان دادند اما عنایتی پیامبر(ص) را که پس نمی‌دهند وقتی او به من گفت که جده‌ام حضرت فاطمه (س) است من دیگر از او سؤال نکردم و از آن‌ها مراقبت کردم.

حال که دعای چند کودک که از ذریه ی ایشان است چنین می‌کند پس دعای خود حضرت فاطمه (س) چه می‌کند.

باید دانست که ما نمی‌توانیم به عمق مصائب ایشان پی ببریم، ایشان خود جمله‌ای دارند که عایشه دختر طلحه که از دوستان حضرت فاطمه(س) به عیادت حضرت فاطمه (س) آمد و گفت: خانم‌جان نبینم که چشم شما گریان است ایشان خوابیده بودند و در همان حال فرمودند: چگونه گریه نکنم بر مصیبتی که پر پرندگان را از پرواز بازمی‌دارد و پاهای روندگان را از رفتن بازمی‌دارد.

یکی از علماء جمله‌ای دارد و می‌گفت: خدایا اگر روز قیامت امر کنی مرا به جهنم ببرند حقم است اما من آن روز اگر جرئت صحبت کردن به تو را پیدا کنم می‌گویم خدایا ثواب سه چیز من را بده و بعد من را به جهنم ببر. یک ثواب سجده‌هایی که در خلوت برای تو کردم و دوم ثواب تصدیقی که از آیات قرآن تو کردم و هر آیه‌ای که خواندم گفتم صدق الله العلی العظیم و سوم ثواب آن نسیم و لرزشی که از اسم تو در دلم ایجاد می‌شد هر وقت اسم تو را صدا می‌کردم دلم در سینه می‌لرزید.

ما که مثل آن عالم نیستیم اما می‌توانیم بگوییم که خدایا اول ثواب گریه بر حضرت فاطمه (س) و اولاد گرامیش را به من بده و بعد من را به جهنم ببر. زیرا تمام ثروت ما همین است.

حال با این فرصت مجددی که خداوند به ما در این سال جدید داده است چه بکنیم؟ در این رابطه می‌توانیم به چند حدیث دقت کنم.

حضرت رسول اکرم(ص)فرمودند: «ایاکُم باتسویف» من شمارا می‌ترسانم از امروز و فردا کردن در کارها. هرکاری موقعیت و زمانی دارد که باید در جای خود انجام شود. تمام کسانی که سال گذشته از دنیا رفتند بسیار کار نیمه‌کاره داشتند.

آقای خوزستانی که انگور عسگری نیز بسیار دوست داشت، روزی انگور عسگری خرید و به کارگرش داد و گفت که این را به همسرم بده تا بشورد و خنک شود تا من ظهر که شد آن را بخورم. کارش را باذوق و شوق تمام کرد خانه آمد و همسرش سفره‌ی غذا را انداخت. مرد گفت: پس انگور چه شد؟ همسرش گفت: انگور برای تو نماند و بچه‌ها خوردند. مرد از سر سفره بلند شد و کارگر و روحانی مسجد را آورد  سرِ زمین کنار خانه‌اش و به روحانی گفت که زمین را عقد مسجد کند و به کارگر گفت که تا کلنگ ساخت مسجد را نزنی ناهار نمی‌خورم. وقتی دلیل را پرسیدند گفت: زن و بچه‌هایم می‌دانستند  که من عاشق انگور هستم و انگور هم خریده‌ام و سر ظهر هم می‌آیم و چشم در چشم من می‌گویند که حتی یک حبه هم برای تو نگذاشته‌ایم حال این بچه‌ها بعد از مرگم برای من کاری کنند، بگذار تازنده هستم کاری برای خود بکنم.

امام علی) ع:( بندگان خدا من شمارا سفارش می‌کنم به تقوا و نظم در امورتان.

اگر علماء موفق هستند به خاطر همین نظم در زندگی‌شان بوده است. در اوایل انقلاب 500 خبرنگار برای مصاحبه با امام رفتند و امام در نیمه‌ی مصاحبه ایشان بلند می‌شوند و می‌گویند امروز روز جمعه است و غسل جمعه و اصلاح صورت و چیدن ناخنم مانده. گفتند: این تعداد خبرنگار مانده او می‌خواهد ناخنش را بچیند این می‌خواهد انقلاب ایران را رهبری کند؟ و این چه نظم دقیق در زندگی امام است.

امام زین‌العابدین) ع:( خدایا پناه می‌برم به تو از بی‌حالی و کسالت.

امسال را روی این سه حدیث برنامه‌ریزی کنیم که کار هرروز را همان روز انجام دهیم و بی‌نظمی و بی‌تقوایی در زندگی‌ام نداشته باشم و به ثواب و گناه بی‌توجه نباشم و نشاط داشت باشم و خودم را از کسالت بیرون بیاورم.

در معنویت نیز امسال را سال شناخت اهل‌بیت (ع) بگذاریم و به کجا رسیدند آنانی که اهل‌بیت را شناختند و به چه مهلکه‌ای افتادند کسانی که اهل‌بیت را نشناختند.

در دعای امام زمان (عج)می‌خوانیم: «اللهم عرفني نفسک فانک ان لم تعرفني نفسک لم اعرف نبيک.

اللّهم عرفني نبيک فانک ان لم تعرفني نبيک لم اعرف حجتک اللهم عرفني حجتک فانک ان لم تعرّفني حجتک ضللت عن ديني؛

« پروردگارا! خود را به من بشناسان که اگر خود را به من نشناساني، نمی‌توانم پيغمبرت را بشناسم.

پروردگارا! پيغمبرت را به من بشناسان که اگر پيغمبرت را به من نشناساني، نمی‌توانم حجت تو را بشناسم.پروردگارا! حجت خود را به من بشناسان، که اگر حجت خود را به من نشناساني، دين خود را از دست می‌دهم، و گمراه خواهم شد.»

یعنی اگر من اهل‌بیت و حضرت فاطمه (س) را نشناسم در دینم دچار گمراهی هستم اگرچه که نمازخوان و روزه‌گیر و اهل عبادت و اطاعت باشم.