چشمبهراهتر از همه مادر توست ……. مولا به خاطر دل مادر طلوع کن
به امید ظهورش…….
الحمد لله رب العالمین به درگاه خداوند هزاران بار تکبیر و تهلیل و تسبیح و تقدیس عرضه میداریم که امسال را گوشه سفره بابرکت دخت گرامی پیامبر صلیالله علیه و اله صدیقه طاهره فاطمه الزهرا سلاماللهعلیه آغاز کردیم باشد که تا پایان سال از دعای خیر فاطمه سلاماللهعلیه برخوردار و بهرهمند شویم و از عنایات ایشان در جایجای زندگی دنیوی و برزخی و اخروی بهره ببریم و استفاده بکنیم .
در این مجلس، حدیث کساء در شأن و مقام زهرا سلاماللهعلیه خوانده شد که برای درک آن فقط باید به خانم زهرا سلاماللهعلیه متوسل شویم ، که بندی از بندهای حدیث کساء را به ما بفهماند ، که وقتی ما میخوانیم با لذت همراه باشد ، این لذت نشانه و علامت درک جملاتی باشد که در حدیث کساء قرائت میشود .
اگر حدیث کساء را برای شفا، معرفت و دنیا و آخرت بخوانید بهسرعت به اجابت میرسد و خود حدیث کساء ضامنت است .
طبق آنچه در حدیث و روایات میخوانیم و علما به ما فرمودهاند : شما اگر ذکر أمن یُجیِبُ بردارید ، خدا میگوید : من اجابت میکنم ، اما کی ؟!!! زمانش دست خودش است .
فرموده : مرا بخوان اجابت میکنم ، به شما جواب میدهم ، اما نگفته امروز یا فردا ، یا هفته دیگر جواب میدهم ، اصلاً شاید اجابت دعای منبعد از مرگم باشد . برای همین گفتهاند دعا کردن باید همراه صبر باشد ، اگر همراه صبر نباشد ، باعث کفر میشود و شک میآورد .
فقط یک دعاست که در همان مجلس به اجابت میرسد ، و آن حدیث کساء است . جمعی از شیعیان جمع شوند و بخوانند ، همانجا در همان مجلس عنایت خدا نازل میشود و این اجابت فقط به خاطر اسم فاطمه است ، خاصیت فاطمه گشودن درها است .
همه دعاها اجابت میشود اما زمان آن نامعلوم است ، هر کس شتاب در اجابت دارد . به سراغ حدیث کساء میرود ، به محوریت نام حضرت زهرا سلاماللهعلیه
فاطمیه، فوت کردن به آتش ِ زیر خاکستر است ، آتش شعلهور میشود ، تمام قلب و روح شیعیان زهرای مرضیه و اهلبیت علیهالسلام را به درد میآورد ، تمام مصائب یکییکی رو میشود.
فرمودند امام جعفر صادق علیهالسلام به مفضّل (شیخ بهایی در کتابش نقل میکند . ) … گویا ایستادم ، دارم میبینم موقعی را که جدم رسولالله صلیالله علیه واله ایستاده و ما ائمه (علیهالسلام) تماماً در خدمت پیامبر اکرم صلیالله علیه و اله ایستادهایم ، هرکدام تکتک شکایت میکنیم ، ازآنچه بعد از پیامبر صلیالله علیه و اله سر ما آوردند پیامبر صلیالله علیه و اله گریه میکنند و میفرمایند : آنچه به سر شما آمده تماماً به سر من نیز آمده است ، زیرا من شاهد و ناظر بودهام ، …. در غربت علی بن موسیالرضا بودهام ، چون شاهد و ناظر این غربت بودهام ………….) سپس پیامبر صلیالله علیه و اله اشاره میکند به اول کس فاطمه ( سلامالله ) و میفرماید که گزارش بده ، آنچه بر سر تو آمد ؟؟!! فاطمه سلاماللهعلیه بلند میشود و عرض میکند : پدر جان !! ارثم را گرفتند ، درب خانهام را سوزاندند ، پهلویم را شکستند ، محسنم را سقط کردند ، براثر صدماتی که به من وارد کردند من شهیده شدم .. گزارش که تمام میشود ،وقت انتقام است … سپس میآورد آن اولی و آن دومی را که ستم کردند به حضرت زهرا سلامالله و به دست حضرت مهدی عج الله تعالی انتقام گرفته میشود .
…. آقا این اتفاق کی میافتد ؟؟؟ فرمودند : وقتیکه مهدی ما ظهور کند ، در رجعت ما، برمیگردیم ،عشاق و دلسوختگان به اهلبیت علیهالسلام برمیکردند ، در محضر اینها ما دانهدانه را گزارش میدهیم ، آنچه بر سر ما آمده است و دانهدانه کسانی که به ما ظلم کردند باید آن روز انتقام پس دهند .
چیزی که به ما آرامش میدهد و تحمل ما را بالا میبرد همین انتظاری است که بشود روزی ، انتقام از ظالمان گرفته شود .
روز اول گفته شد سال نو شده است ، ما باید برنامه جدیدی داشته باشیم و گفته شد که 3 حدیث را باید سرلوحه زندگی خودمان قرار دهیم ، و سپس گفته شد که یک برنامه معنوی هم باید داشته باشیم و آن اینکه مبنای امسال را به معرفت ائمه اطهار علیهالسلام بگذاریم.
مگر قرار نیست سال فرهنگ باشد ؟؟!!! مگر ما مسلمان نیستیم ؟؟؟ فرهنگ ما مگر اسلام نیست ؟؟؟ مگر الگوی فرهنگی اسلام علی علیهالسلام و فرزندان و اولاد ایشان نیستند ؟؟؟ پس اگر شناخت و معرفت ایشان نباشد ، چگونه انسان میتواند به آن فرهنگ متعالی و قرآنی اسلامی دست پیدا کند ؟؟؟
دیروز گفته شد که یکی از کارهای سخت ، شناخت است ، شناخت اشیاء ، شناخت هنری ، شناخت استاد ، … شناخت هرکدام از اینها تخصص میخواهد .
یکی از سختترین شناختها شناخت حضرت زهرا سلاماللهعلیه است.
و یکی دیگر از سختترین شناختها، شناخت دشمن است .
امروزه همه ما وهابی را لعنت میکنیم ، اما نمیدانیم وهابی برای صدمه زدن به اسلام و تشییع چه برنامههایی دارد .
میدانیم !!؟؟؟
و اگر کسی برنامههای دشمن را ندانست ، مرتب از دشمن ضربه میخورد . آیا کسانی که فرهنگسازان جامعه هستند ، با جوانان و دانشگاهیان و …. در جامعه و جلسات برخورد میکنند .
واقعاً بلد هستند؟؟!!!
میدانند که دشمن امروز تحت چه برنامههایی میخواهد تشییع را تضعیف کند؟؟!!
وهابیت سه برنامه عظیم برای تضعیف ما دارد : دوتای آن را تمام کرده و یکی را شروع کرده است .
1- نابودی فرهنگ شیعه : با از بین بردن کتابها و کتابخانهها
دانشگاه در فرهنگ شیعه قدمت 1200 ساله دارد ، 1200 سال پیش در آندلُس (اسپانیای امروز) یکی از اولاد فاطمه زهرا سلاماللهعلیه ،بهعنوان فاطمهام البنین ، اولین دانشگاه بزرگ به نام دانشگاه الزهراء را تأسیس کرد . آیا اثری از این دانشگاه هست ؟؟؟!!!
علما، اساتید ، ، دانشمندان را در رشتههای مختلف تربیت کرد .
دومین دانشگاه ، دانشگاه الازهر مصر است . که شیعیان آن را تأسیس کردند که امروز به دست سنیها و وهابی اداره میشود . وقتی وهابیها به این دانشگاه حمله کردند ، به کتابخانهها رسیدند ، کتابهای عجیبی دیدند که ندانستند چه کنند ، دیوارها را میخواباندند و کتابها را دفن میکردند که در دسترس شیعه نباشد ، وقتی وهابیها در زمان صدام به کتابخانههای کاظمین و نجف و کربلا و سامرا هجوم بردند ، کتابها را جمع کردند ، از میان آنها دو هزار کتاب خطی بیرون آوردند ، گفتند اگر اینها در دسترس شیعه قرار بگیرد ، عالم بر شیعه نمیتواند غالب شود ، 2000 هزار کتاب را طی مراسمی با جشن و سرور و پایکوبی در دریای سرخ ریختند که فرهنگ شیعه را رو به نابودی ببرند که ما امروز صدماتش را میبینیم ،
امروز میبینیم معلم اخلاق ، روانشناسی ، دینی ، و امور تربیتی ، یک حدیث میگوید و آن را ادغام میکند با حرف فلان روانشناس آمریکایی ؛ بعد میگویم چرا این حرف اثر ندارد !!!!
کلام امام باقر علیهالسلام و امام صادق علیهالسلام اثر میکند امام بدون ادغام ، کجا میرویم ؟!! به دنبال چه میگردیم ؟!!
بنیان فرهنگی ما را نشانه گرفتند ، غارت کردند ، کتابخانهها و مراکز فرهنگی و دانشگاهها را غارت کردن و شیعه بودن را تضعیف !!
2- از بین بردن ثروت شیعه بود : به کربلا و نجف حمله کردند و خروار خروار طلا را به غارت بردند ، این طلاها پشتوانه فرهنگی شیعه است !!
وقتی عمر پیش ابابکر آمد و گفت : سند فدک را به فاطمه دادی ؟ گفت : آره . گفت : ای بدبخت ! با این ثروت که در دست فاطمه گذاشتی ،آیا کسی دور تو میگردد ؟!!
آمد بین راه گرفت آنقدر آب دهان ریخت و مالید که تمام نوشتههایش را محو کرد ..
جایی که طلا نبود نفت را غارت کردند ، با پول و نذورات و مال خودمان به جان خودمان افتادند ، تمام زیرزمین سرداب امام حسین علیهالسلام مملو از نذورات مردمی بود ، تمام آن را بار کردند و به انگلستان بردند که بنیه اقتصادی شیعه را ضعیف کنند ، و یک پله بالاتر بروند .
3- جان شیعه را نشانه گرفتند ، بهر طریقی شیعه را میکشند ، اجتماعات مذهبی ، ……. بمب انتحاری و ……. فتوای مفتی آنها این است که : شیعه را صبح بکش ، ظهر ناهار را در کنار پیامبر صلیالله در بهشت بخور .
همین در زمان صدام 4000 شیعه را در عید قربان سر بریدند !!. برو عراق ، کی ها را میکشند ؟! شیعیان رو ،
برو پاکستان ، کی ها رو میکشند ؟ شیعیان رو !
برو بحرین ، کی ها را رو میکشند ؟ ! شیعیان رو ، و اولاد علی را
از فرهنگ شروع کردند که به جان تمام کنند . مقابله با اینها باید به همین طریق باشد ( رشد فرهنگی، پشتوانه مالی عظیم و دفاع از جان باید باشد ) امروز که نمیشود دستخالی میدان بیایی !! اگر ما دشمن را نشناسیم و فقط لعنت کنیم وندانیم که چه چیز ما را نشانه گرفتهاند ، ندانم که کجای جان ، مال، وزندگی مرا نشانه گرفتهاند !! و سهلانگاری کنیم، صدمه میخوریم . بیشتر کسانی که میروند و در کربلا کشته میشوند به خاطر سهلانگاری است ، کسانی که ربوده میشوند ، به خاطر سهلانگاریها است . وقتیکه میگویند نروید سامرا ، خوب مردم را نبرید !! که جان آنها در امان بماند ، قضیه جان است ، حفظ کنید .
وقتی میگویند خطرناک است ، نروید ، و من نمیروم ، زیرا میدانم که امامم راضی نیست .
شجاعت برای زن عیب است ، زن ناموس است ، باید از ناموسش بترسد . حتی اگر از کشته شدن نترسد ، از ناموسش باید بترسد .
اما گفته شد که در شناختها ، شناخت حضرت زهرا سلاماللهعلیه سختتر است . حتی از شناخت امام زمان هم سختتر است !!!
خداوند تبارکوتعالی اصولاً چند چیز را پنهان کرده است :
1- رضای خودش را بین عبادتها پنهان کرده است ، چرا ؟!! به این دلیل که ما هر عبادتی را انجام میدهیم ، کوچک نشماریم . شاید این عبادت نماز شب ، جهاد ، ….. ، همه عبادتها را انجام دهیم . شاید در انفاق است پس آن را از دست ندهم ، شاید در قرآن خواندن است ، پس من آن را انجام بدهم .و………
2- خداوند غضبش رابین گناهان پنهان کرده است .
زیرا مردم تمامی گناهان را ترک کنند.
پیامبر فرمودند درحالیکه رنگ از ترس روی صورتشان نبود : خداوند فرمود است: یک گناه است که وقتی بنده انجام میدهد ، خداوند به او میگوید همینجا بمان ، به عزت و جلالم قسم که هرگز به بالا راهت نمیدهم ، (و انسان را زمینگیر میکنند ، مثل واکسن فلج که اگر نزنی بچهات زمینگیر میشود . ( اگر استغفار کند ، کفاره دهد ، توبه کند ، رد مظالم دهد ، خدا او را میآمرزد ، اما همانجا زمینگیر میشود . ) به خدا اگر بفهمیم از ترس نمیتوانیم بخوابیم ، نکند ما آن گناه کردهایم و خبر ندارم که هر چه میزنم نمیتوانم یک خورده بالاتر بروم .
آن گناه چیست ؟ دل شکستن است ؟ شاید ؟ سبک گرفتن دین است ؟ شاید آزار کسی است ؟ شاید .
اگر توبه کنم مرا میبخشد ، اما ارتقاء معنوی ندارم و دیگر پیشرفت معنوی نمیکنم ، پس اجتناب کنم از همه معاصی .
3- خداوند دوستانش رابین مردم پنهان کرده است ، کسی او را نمیشناسد . چرا ؟ شاید برای اینکه مردم به همه حرمت کنند ، و هیچکس جرئت نکند به دیگری بیحرمتی کند ، شاید طرف مقابل من از اولیاء خدا باشد .و ما خبر نداریم . عدهای در قالب فقیر وعدهای در قالب بیسواد ، وعدهای در قالب کنیز ،
و سبزی فروشی باشد .
ملا هادی سبزواری که فیلسوف بودن بعد از نوشتن کتابهای زیاد ، و گفتنهای زیاد ، گفتند دیگر به خودم بپردازم ، جایی که مرا نشناسند و به تذهیب نفس بپردازم و به کرمان رفتند و میخواستند در آنجا حجره بگیرند گفتند : حجرهها وقف طلاب است. و به تو نمیتوانیم بدهیم . او گفت : آیا خدمتکار نمیخواهید ؟ گفتند چرا .گفت : خوب یک حجره بدهید که خدمتکار باشم . به مدت 10 سال خدمتکاری طلاب را کردند ، آفتابه آب کردند ، توالتها را شستند. ،آب حوض میکشید . بعد از ده سال ، ( میخواستند خودشان را بشکنند)روزی دید که طلبهها کتاب او را میخواندند و استاد بلد نیست که توضیح دهد. دلش نیامد ، کتاب را دست گرفته و تفسیر و توضیح دادند و همه ماتشان برده بود ، همه همینطور ماندند . شب استاد آمد و گفت : تو خودت استاد ملا هادی سبزواری نیستی ؟ تو خود این دانشمند فیلسوف نیستی ؟ گفت : تو را به مهدی تو خودت نیستی ؟ آخر کی میتوانی به این خوبی شرح و تفسیر کند .!! گفت : خودمم . فردا که استاد میخواستند ایشان را معرفی کنند دیدند بار کردهاند و رفتهاند .
4- خداوند اجابت را در میان دعاها پنهان کرده است چرا ؟ مردم به همه دعاها توسل جویند ، به یکتکه دعا و یک کتاب نچسبند . که ما دنیا ، و دریایی از دعاها داریم . فقط به زاد المعاد و مفاتیح، نباشد بلکه صحیفه را هم بخوانند . و…..
5– اسم اعظمش را در میان اسماء پنهان کرده است . چرا ؟ تا مردم هزار اسم خدا را بخوانند ، و اسم اعظم از زبان من تلاوت شود .
6- خداوند مردن آدمها را پنهان کرده است. چرا ؟ برای اینکه آدمها همیشه آماده باشند و از مرگ غفلت نکنند . من که نمیدانم کی میمیرم ، شاید موقع ثواب ، شاید موقع گناه ، خدایی نکرده ! شاید سر میز شراب ، یا موقع دعای ندبه ، هنگام خواندن زیارت عاشورا ، یا در کربلا ، یا هنگام رقصیدن باشد ، یا سر میز قمار باشد که بسیار پیشآمده است . در جوانی است یا پیری ؟ آیا در روز 13 بدر است ؟ در حال باایمانی ؟ یا بیایمانی ؟!
در زمان پیامبر زنی سوار بر اسب بودند سکندری خوردند و زمین خوردن و افتاد ، عبا و لباس ایشان کنار رفت ، او لباسی پوشیده داشتند و شلوار داشتند ، پیامبر فرمودند : خدایا زنان امت مرا مانند این زن قرار بده . گفتند : یعنی چه مانند او قرار دهد . فرمود : مانند این زن پوشیده ، و این زنی است که از یاد مرگ غافل نیست . هنگامیکه بیرون میآید شاید درراه مردم ، پس پوشیده باشم . مانند این زن را در امت من زیاد کن.
7- شب قدر را پنهان کرده است میان تمام شبهی ماه رمضان که مردم همهشبهای رمضان را به بیداری سپری کنند .
8- نماز وسطی را که در قرآن به آن سفارش کرده است ، ولی در بین نمازهای 5 گانه مخفی کرده است ( در سوره بقره میفرماید : مواظب نماز وسطی باشید . عدهای از مفسرین میگویند : نماز ظهر است وعدهای میگویند : نماز مغرب وعدهای میگویند : نماز صبح است ، مخفی کرده است تا همه نمازها در اول وقت خوانده شوند .
9- ساعات دعا را در ساعات روز جمعه پنهان کرده ، طول هفته یک ساعت است که دعای شما مستجاب میشود ، برای اینکه ما همه روز جمعه را خواست باشد به دعا کردن و سربالا کردن و یک دعا کردن و ساعات را بهغفلت نگذاریم .
حالا یک سؤال :
آیا یک آدرس کوچک هم برای ما نگذاشته است ؟ چرا گفتهاند :
گفتهاند شب قدر در شبهی ماه رمضان است ، اما زهرای مرضیه شب 23 را بیشتر قدر میشناخت . و اینیک آدرس کوچک است . گفتن خداوند اسم اعظم را در بین اسماء پنهان کرده است . اما بعد فرمودند : در میان دعاها یا اسمهای که به اسم اعظم نزدیک است یکی آن لا اله الا الله است ، به آن بیشتر بچسبید . حدیث است : ( کادو من به شما ) هزار مرتبه ذکر لا اله الا الله و بعدش میگویی یا رب ِّاَصلحنی .
خدا خانم مالک را بیامرزد ، هر شب قدر ماه رمضان و نیمه شعبان و ایام البیض رجب این ذکر را اینگونه میگفت : میگفت : لا اله الا الله یا ربِ اَصلحنی تا هزار مرتبه . آن وقت خیلی جالب است که میگویند اگر می خواهی پسرت اصلاح شه ، اگر می خواهی همسرت اصلاح شود ، اگه می خواهی کار مرده ات اصلاح شود به نیت او این ذکر را بگو …..
عارفی بود گفت 70000 مرتبه گفتم فقط به جهت ثوابش ، رفتم مسافرت سر سفره غذا ، جوانی یکباره لقمه را زمین گذاشت و بهشدت میلرزید ( جوان ریاضت کشیدهای بوده است ) پرسیدند چه شد . گفت : یکلحظه برزخ مادرم را دیدم که عذاب میکشد و او را میزنند و جوان از شدت گریه در حال مرگ است دردل خودم گفتم ثواب آن ذکر را هدیه به مادر این جوان میکنم ، یکباره دیدم جوان حالش بهتر و خوشحال شد و رنگ به صورتش برگشت . گفتند چه شده ؟ گفت : به خدا مادرم را نشان دادن که دیگر او را نمیزنند ، نمیدانم چه اتفاقی افتاد . ( هرازگاهی این ذکر را بگوییم چه خوب است شب جمعهای این ذکر ا برای خودمان بگوییم چه خوب است در بهار این ذکر را بگوییم ) در زبان ما باب شده است که میگویم عید نوروز درحالیکه نوروز جشن است و ما آن را عید میدانیم ، ما 4 عید بیشتر نداریم که قربان ، فطر ، غدیر ،…نوروز جشن است ، ماها عیدش کردهایم ، مثل جشن عروسی و تولد ، اگر عزیزی از دنیا برود جشن نمیگیرند ، اما اگر عزیزی از دنیا برود میشود عید را تعطیل کرد ؟ نه زیرا آن جشن است ، و این عید ، در این نوروز ما عزادار زهرا هستیم و نمیتوانیم جشن بگیریم .
فرمود : من دعایی میخواهم که به خیر دنیا و آخرت برسم : فرمودند در رکوع و سجده آخر نمازت این ذکر را بگو :
اللهم صل علی محمد و ال محمد و تَرَحَم علی عَجزِنا و أغثنا بِحَقهِم یا کریم
خیر دنیا و آخرت در این دعا نهفته است . یک آدرسهای کوچولویی دادهاند . ساعات اجابت دعا کی است ؟پیامبر صلیالله علیه واله به خانم حضرت زهرا سلامالله فرمودند : وقتی خورشید برود پایین و نصفش بالا باشد در روز جمعه .
ساعت دیگر وقتیکه عالم امامجمعه برای خطبه خواندن برود تا آغاز نماز زمان اجابت دعا است . هر کس دعا کند دعایش مستجاب است .
گاهی وقتها یک آدرس کوچولو کوچک مثل اینها به ما میدهند و اما لیلهالقدر ….
چرا لیلهالقدر را پنهان کردند ؟ چرا هیچکس جز اهلبیت و پیامبر و اولیای الهی از این شب خبر ندارند . به جهت اینکه در این شب اسراری وجود دارد .شب سر است ، این شب مقدرات است ، کی ها آمرزیده میشوند و کی ها نمیشوند ؟ از اسرار است . کی ها چه درجهای میگیرند ؟ اسرار است . تا فجر آن اسرار نهفته است
ظرف وجودی هر کس طاقت درک آن سر را ندارد .
چرا فاطمه الزهرا سلاماللهعلیه لیلهالقدراست ؟ زیرا در وجود فاطمه سلاماللهعلیه اسراری نهفته است.خلقت فاطمه سر است .
چه رابطهای بین سیب و نطفه حضرت زهرا سلامالله است و چگونه این سیب در کربلا میآید و امام حسین علیهالسلام او را بو میکنند و در گودال میروند . ؟؟؟؟!!!! در روز تولد ایشان میگویم .
در بهشت آنهمه میوه بوده است . همه گونه میوه داشت چرا گفتند : این سیب را بخور حضرت فرمودند : سیب به این زیبایی را نمیشود نخورم و ببرم حیف است . گفتند نه بخور. گاز هم نزن ، بشکاف و بخور ،. هنگامیکه سیب را شکافت ناگهان نوری جهید که ایشان ترسیدند و گفتند : نترس این نور دخترت فاطمه است .
در خلقت فاطمه سر است به همین جهت به لیلهالقدر وصل است .. کی میتواند ایشان را بشناسد ؟؟
عبدالله مسعود گفت : نزد پیامبر صلیالله رفتم و گفتم : حق را به من نشان بده ، حق کی ست ؟ ایشان فرمودند : حق در آن اتاق است برو تا حق را ببینی . رفتم دیدم علی بن ابیطالب سر به سجده گذاشته و گریه میکند و میگوید : خدایا به جلالی که محمد مصطفی نزد دارد گناهان شیعیان مرا بیامرز ( آن وقت هنوز شیعه مطرح نبود )
ابن مسعود میگوید : تعجب کردم و نزد پیامبر آمدم تا قضیهای را بگویم ، بگوییم که حق علی است ، باشه اما ایشان همچین جملهای را میگوید . این چه معنای دارد ؟ آمدم دیدم پیامبر صلیالله هم در سجده هستند و میگویند : خدایا به مقام و آبرویی که علی نزد تو دارد گناهان امت مرا ببخش میگوید : تعجب کردم و به دلم گذشت که علی برتر است یا پیامبر، پیامبر : فرمودند : ابن مسعود کافر شدی گفت » نعوذ باالله من فقط در دلم گذشت و شک کردم که کدامیک برترید .،!!!!
پیامبر فرمودند : من و علی از نور واحدیم ، خدا نور مرا آفرید سپس از جهش نورمن، نور ،علی ابن ابیطالب را آفرید ، آنگاه آسمان و زمین را در تاریکی مطلق آفرید، هیچچیز دیده نمیشد و فرشتگان و ملائکه را آفرید ، پس ملائکه و فرشتگان از این تاریکی ترسیدند و فریاد کردند خدایا در این ظلمات چه کنیم ؟ ، خداوند با آنها تکلم کرد. نوری جهید ، بار دیگر نالیدند ، خدا با آنها تکلم کرد ، نوری جهید . پس این دو نور را باهم ادغام کرد و روشنایی در زمین و آسمان به وجود آمد . همهجا روشن شد و آن نور دخترم زهرای مرضیه است ،
روشنایی آسمانها و زمین از فاطمه است .
شما به من بگو ، آیا در تاریکی چیزی رشد میکند یا نه ؟ جلبکهای دریایی هم برای رشد خودشان به این نور نیاز دارند.
اینجا که میگویند فاطمه بنیان خلقت است، بفهم !!!
در اینجا کمیت من لنگ است و نمیفهمم که نور فاطمه با تکلم خداوند به وجود آمده است یعنی چه ؟؟؟!!!!
نور فاطمه به تکلم خدا ایجاد شد ، نورعلی با جهش نور پیامبر ایجاد شد و نور فاطمه با تکلم خدا ایجاد شد .
پس این نور قبل زمین و آسمان وجود داشته که با تکلم خداوند جهش کردند .
تا پیامبر این را گفت : کسی بلند شد و گفت : پس آیا دختر شما قبل از خلقت آسمان و زمین خلقشده است . ؟ پیامبر فرمودند : آری ! گفت : پس آیا فاطمه بشر نیست ؟!! پیامبر فرمودند : بشر است اما با جلوههای حوری ، به خاطر او انسیه حوراء است . و جلوات ایشان جلوات حوری است .
به خاطر همان سیب و نوری که در وسط سیب بوده است .
یا رسولالله پس زمانی که خدا فاطمه را آفریده بوده است (جلوات نوری او را ) فاطمه در کجا بوده است ؟ فاطمه در قبهای در زیر عرش خدا بوده است ( جایی از این بالاتر است ؟؟ !!)
در اینجا نفسم تنگ میشود و کم میآوردم که چرا من نمیفهمم که کی را دارم صدا میزنم ، به کی دارم متوسل میشوم !!! چرا نمیفهمم که ایام متعلق به کی است ؟؟؟ !!! )
چرا ؟ خدا او را پایین آورد ؟ زیرا دست من و تو به عرش خداوند نمیرسد ، او را آورد پایین تا دست من و تو به عرش خداوند برسد و خدا دید که دست او را شکستند ، قبر ایشان را مخفی کرد تا دست کسی به ایشان نرسد . حالا که بین درب و دیوار تو را خرد میکنند منهم ، خردشان میکنم.
گمان میکنم اصلاً جبرئیل بوده است که این سؤالات را میپرسیده است زیرا بشر معمولی نمیتوانسته است بیشتر از این بپرسد ، جبرئیل بوده است و پیامبر میخواسته است که فاطمه را بیشتر معرفی کند
سؤال کرد : فاطمه تخت قبه عرش چه میخورده است ؟
پیامبر فرمود: به سه ذکر سراب میشده است : الحمدالله ، سبحانالله ، قدوس ٌقدوس
زهرای مرضیه پنهان است زیرا در وجود ایشان اسرار است . در نامهایش در جنینش . و…..
یکچیزی بهت میگویم ، نمیدانم مرا چه حساب میکنی خواهر جلسهای ، استاد ، معلم ، ولی این را از من بگیر و داشته باش ،
تا زمانی که بر حسین اش گریه میکنی و جوری خدمت گذاری ایشان را میکنی ، ایشان به شما عنایت دارند و این عنایت پابرجا است .
هنگامیکه زلزله رودبار آمد عالمی گفت که از علمای تهران بود گفت : نگران بودم که نکند اینچنین زلزلهی در تهران بیاید . در شاه عبدالعظیم رفته به دعا و گریه و ذکر پرداختم که نکند همچنین زلزلهای در تهران بیاید خواب دیدند که : پیامبر در کنار عبدالعظیم آمده و چیزی را میخوانند : مردم تهران بسیار گناهکار شده و معصیت خدا میکنند و قرار است زلزلهای در تهران بیاید به شرطی که شما آن را امضا کنید . و هنگامیکه حضرت رسول میخواستند آن را امضا کنند . فاطمه از درب وارد شد و فرمود » پدر جان آنها برای پسرم بسیار گریه میکنند و پیامبر به آبروی فاطمه آن را امضا نکردند .