” دست مرا بگیر که آب ازسرم گذشت
بی تو تمام زندگیام در عدم گذشت
امام صادق علیهالسلام : نحن حجه الله ، و جدتُنا فاطمه حجه علینا
ما حجت خداییم بر خلق، و جده ما فاطمه سلامالله حجت خداست بر ما .
نشستن در مجالس اهلبیت علیهالسلام از بالاترین عبادتهاست ، و نشستن در مجالسشان بهمنزله نشستن در حرمشان است . و ثواب زیارت این بزرگواران در نامه عمل ما ثبت میشود .
گریه بر حضرت زهرا سلامالله علیها، با گریه بر امام حسین علیهالسلام و حضرت زینب سلامالله و امام رضا علیهالسلام فرق میکند . زیرا امام صادق علیهالسلام فرمودند : گریه برای مادرم فاطمه الزهرا سلامالله علیها ، به اذن مادرم حضرت زهرا سلامالله علیها است .تا مادرم خودش اجازه ندهد هیچکس نمیتواند در مصیبت مادرم گریه کند .مادرم باید نگاه کند دلی را ، صورت و چشمی را بپسندد تا لیاقت گریه پیدا کند.
امام صادق علیهالسلام میفرماید : وقتی برای مادرم فاطمه سلامالله گفتند ، و گریه کردید و سوختید به شما اجازه میدهند . که به ایشان مادر بگوید .
بهعنوان مادر، میتواند حضرت زهرا سلامالله علیها را صدا بزند ، زیرا وقتی سوختید و اشک ریختید ، ایشان میگوید : میتوانی بهمنزله فرزند من باشی .
وقتی امام میفرماید : میتوانی به ایشان مادر بگویی ایشان هم به ما فرزند بگویند .
خدا کند ما با برایشان اولاد ناخلف نباشیم .!!
تا رضایت قلب مادر ، همراه ما باشد .
چه چیزی عظیمی برای فاطمه الزهرا سلامالله علیها غیرقابلتحمل بود که ، دوست داشت نباشد و نبیند ؟!
آن چیز غربت حضرت علی علیهالسلام بود . !
الآن غربت علی علیهالسلام در ذهن شما چگونه جلوه پیدا میکند ؟
این ایام که آمدیم به ایشان گریه کنیم ، خودش نگاه کرده و ما را دعوت به اینجا کرده است .
آمدهایم چه کنیم ؟!
توسل بگیریم ! با این توسل چه کنیم ؟!
برکت بگیریم !
زیرا این خانم مبارکه است ، برکت بگیرم برای جوانی ، عمر ، آخرت، برکتی که هیچ جا پیدا نمیشود . جز در مجلس حضرت زهرا سلامالله .
فکر میکنید این برکت چگونه است ؟ !
ایشان چگونه به عمر و جوانی و … ما برکت میدهد .
صبح زود درب خانه حضرت زهرا سلامالله را زدند . حضرت رفتند . مردی آمده بود . سلام کردند و حضرت فرمودند . چه چیز باعث شده آفتابنزده به خانه من بیایی ؟ آن مرد گفت : شما مبارکه هستید. آمدهام از شما برکت بگیرم ، به من چیزی مرحمت بفرماید که به همه ابعاد زندگی من برکت دهد . حضرت زهرا سلامالله فرمودند: به تو میگویم که پدرم به من گفت : هر کس به من و پدرم سه روز سلام بدهد خدا بهشت بر او واجب میکند .
خداوند چنان ولایت ما را در دلش به تثبیت میرساند که از این طریق بهشت خدا میگیرد .
سلام کردن یک جنبه است ، جوابی که دریافت میکنید ساخت زندگی تو را زیرورو میکند . و روند زندگی تو را به سمت خدا میبرد .
مرد زرنگ بود گفت : خانم فقط در حیات شما ؟ حضرت فرمود : نه هم در ممات و هم در حیات ما .
جواب سلام ایشان برای ما راهگشا است . یک برکت جلسات حضرت زهرا سلامالله علیها شفاعت است.
در برزخ یک نفر فقط اذن شفاعت دارد و آنهم حضرت زهرا سلامالله علیها است .
برای برزخ ات کاری کن! یعنی بچسب به درب خانه فاطمه سلامالله علیها .
برو سمت اخلاق و فرهنگ و اخلاق و علم و مودت فاطمه سلامالله علیها برو به ایشان متوسل شو !
جلسات قبل بحث را به اینجا آوردیم که ما باید برای زندگی معنوی برنامهریزی کنیم و بعد گفتیم که مبنا بر شناخت بگذاریم.
را ه شناخت هر چیزی معلوم است ، حتی راه شناخت دشمن .
یکی از وظایف ما شناخت دشمن است . گفتیم وهابیها برای از بین بردن تشیع سه برنامه عظیم دارند که دوتای آنها را تمام و یکی را شروع کرده
1- نابودی فرهنگ شیعه
2- از بین بردن ثروت شیعه
3- جان شیعه را نشانه گرفته است
حدود 50 سال قبل صهیونیست در روسیه نشستند و پروتکلهای صهیونیست را عرضه کردند 30 مسئله شیعهای را زیر سؤال بردند و کتاب کردند ؛ به تمام زبانها دنیا ، در تمام دنیا آن را پخش کردند :
1- زیر سؤال بردن وجود امام زمان عج الله
اینها میگفتند امام زمان عج الله نعوذبالله جز خرافه ، و وهم و خیال ، چیزی نیست ، آخوندهای ایرانی درآوردهاند تا زکات و خمس مردم را بگیرند .
2- زیر سؤال بردن توسل
صدازدن ائمه حرام است و بوسیدن حرم آنها حرام و فقط خدا، خدای بیواسطه ،
در تمام دانشگاههای عربستان تمامی دانشجویان باید بالاجبار این کتابها را بخوانند . همه اینان قران هم میخوانند ، خداوند در سوره اسرا آیه 57 میفرماید :
” اولئِكَ الَّذينَ يَدْعُونَ يَبتَغُونَ إِلى رَبِّهِمُ الوَسيلَةَ اَيُُّهُم أَقرَبُ وَ يَرْجُونَ رَحمَتَهُ وَ يَخافُونَ عَذابَهُ إِنَّ عَذابَ ربّكَ كانَ مَحذورا ً “
آنکسانی که مردم را بهسوی خداوند دعوت میکنند ( انبیاء ) یتبعون الی ربهم وسیله
این پیامبر خودش هم دنبال وسیله میگردد . که با آن وسیله خودشان را به خدا نزدیک کنند . خود انبیاء دنبال وسیله تا به خداوند تبارک نزدیک شوند به رحمت خداوند برسند و از عذاب خدا فاصله بگیرند .
پیامبر صل الله علیه و اله در برخی دعاها و مناجاتش ، مقربین را واسطه قرار میدهد . و آنوقت برخی از جوانان ما مخ یخزده دربارهی دیندارند ، همهچیز را میفهمند جز دین ! رهبر اینها چه کسانی هستند ؟! یکی از آنها عثمان است .
نشسته بود مردی آمد و گفت : خلیفه سوم من گرفتارم ، دستم به دامنت ، او بلافاصله برگشت و گفت : قبر پیامبر صلیالله علیه و اله آنجا !، آنوقت تو به من متوسل شدهای !!؟؟؟ وضو بگیر برو کنار قبر پیامبر دو رکعت نماز بخوان و بگو : خدایا من بهوسیله پیامبر محمد صلیالله علیه و اله به تو رو آوردهام . یا رسول خدا از آبرویت در خانه خدا به من کمک کن . این حرف عثمان در کتاب سنیها است و نه حرف امام باقر علیهالسلام که بگوییم شیعهها درآوردهاند !!
در مدینه قحطی آمده بود و باران نمیبارید . ( این سخن تمام سنیها و وهابی به آن تعظیم میکنند) نزد عایشه رفتند تو زن پیامبر هستی ، ما گرفتار قحطی شدهایم و باران نمیبارد او گفت : برود سقف قبر پیامبر صلیالله را بشکافید . تا آسمان پیدا شود . واسطه بین قبر و آسمان نباشد ، سپس کنار قبر ایشان بهوسیله پیامبر خدا را بخوانید ، تا شمارا اجابت کند .
خواندند ، باران سرازیر شده ، این سخن عایشه است که تمام سنیها وهابیها دستبهسینه او هستند .
مالک بن انس رهبر فرقه مالکی ، منصور دوانیقی نزد او آمد و گفت : میخواهم در مسجدالنبی کنم ، رو به قبر پیامبر بیاستم و یا قبله ؟ مالک بزرگ سنیها گفت : چرا از قبر او رو برمیگردانی و بهسوی قبله . درحالیکه او وسیله تو، و ، وسیله پدرت آدم ، در روز قیامت برای نجات از عذاب است .
عمر خطاب که او را سجده میکنند . در خشکسالی مدینه مردم را جمع کرده و گفت بروید درب خانه ابن عباس پسرعموی پیامبر . پیرمرد و مفسر قرآن است . رفتند در خانهاش . گفت آنجا دعا کنید که خدایا ! پیامبر را به دعایش باران میفرستادی ؟ حالا پیامبر صلیالله علیه و اله نیست تو را به آبروی این پسرعمویش که در بین ما نفس میکشد . قحطی را از ما بردار . عمر بن خطاب مردم را به توسل به پسرعموی پیامبر دعوت میکرد . آنوقت ما میگویم چرا به ابوالفضل متوسل میشویم ؟؟!!
پیامبر صل الله و نوح و ابراهیم و تمام کسانی که مردم را بهسوی خدا میخواندند ، همه و همه دنبال وسیله بودند که اینها را به خداوند نزدیک کند .
ابن عباس میتواند وسیله باشد ؛ آنوقت ابوالفضل علیهالسلام نمیتواند وسیله باشد ؟!
کدام بیشتر به اسلام خدمت کرده است ؟!
اگر کسی نزد خانم مالک میآمد با سختترین مشکلات ایشان به او میگفت : 40مرتبه بعد از هر نماز 192 مرتبه بگوید : السلام علیک یا ابا صالح المهدی ، السلام علیک یا ابا صالح المهدی یا ابا صالح بحق محمدٍ و علیٍ و فاطمه و الحسن و الحسین ادرکنی
و بعد میگفتند : آره یا نه آن را خود امام زمان به شما میگوید که چه باید بکنی .
در خطبه 110 نهجالبلاغه امام علی علیهالسلام بهترین وسایلی که ما را به خدا نزدیک میکند را نام میبرد :
1- ایمان به خدا لا اله الا الله
2- برپاداشتن نماز
3- ادای زکات
4- روزه رمضان
5- حج عمره
6- صلهرحم
7- انفاق و بخشش آشکار و پنهان درراه خدا
8- و تمام اعمالی نیکی که انسان را از سقوط نجات دهد و مثل راست گفتن و ترَحُم به دیگران و هر عملی زیبایی که انسان را نجات دهد .
یکراه توسل به حضرت زهرا سلامالله علیها صدا کردن اسماء ایشان است .
یکی از آن بزرگوارانی که مسیر شناخت حضرت زهرا سلامالله علیها را برای ما خیلی هموار کرده علامه مجلسی است . ایشان جملهای دارد که میگوید : حضرت زهرا سلامالله علیها ممتاز است .
سپس میفرماید : کسی که ممتاز است تمام رفتارهایش سرآمد است ! فاطمه سرآمد است ، چادرش هم سرآمد است .
چادر گرو رفته حضرت زهرا سلامالله علیها 70 یهودی را مسلمان میکند . هر چیز که منصوب به ایشان است ممتاز است .بعد خیلی زیبا میفرماید یکی از آن چیزهایی که خیلی ممتاز است القاب و اسماء خانم زهرا (س)است.
ایشان میفرماید: عجیب است کسی نمیتواند به معنای القاب خانم برسد مگر مؤمنی که خداوند قلبش را به ایمان امتحان کرده باشد و او ثابت در ایمانش شده باشد.
بعد میفرماید: القاب ایشان به بیان نیست .که من صدا بزنم !این القاب فهمیدنی و درک کردنی است . سپس میگوید هیچکس نمیتواند بگوید فاطمه (س)یعنی چه؟ فاطمه یعنی بریده از بدی. مگر کسی که از دنیا و بدیها بریده باشد .
بعد میگوید کسی نمیتواند بفهمد محدثه یعنی چه؟ کسی که حدیث میگوید و مینویسد و میفهمد میتواند بفهمد که محدثه یعنی چه؟
نه !!محدثه است چون جبرییل برایش کلام میآورد و در مصحف او جمع شده نه! اما علامه میفرماید اینطور نیست .
میفرماید : محدثه بانویی است که ارتباط با آسمان دارد.
چه کسی میتواند این را بفهمد جز آن دسته از زنان و مردانی که رابطه با اسمان دارند.
امام رضا(ع) در این رابطه میفرماید: فاطمه (س)را محدثه نامیدهاند زیرا فرشتگان آسمان بر او فرود میآمدند با او گفتوگو میکردند هم چنانکه با مریم گفتوگو میکردند.
پیامبر(ص) فرمودند: فاطمه (س) سرآمد زنان عالم است زیرا وقتیکه در محراب عبادت قرار میگیرد 70 هزار ملک از ملائک مقرب به او سلام میکردند و با او سخن میگفتند آنگونه که با مریم سخن میگفتند.به فاطمه چه میگفتند؟
به او میگفتند خداوند تو را برگزیده و تو را بر تمام زنان عالم برتری بخشیده .
نماز :ارتباط با آسمان گرفتن
عبادت یعنی مربوط شدن به آسمان حالا هرچقدر که است یک ساعت،پنج دقیقه.و…
انسان در حال عبادت به آسمان مربوط میشود فاطمه(س) در ارتباط با عالم ملکوت وقتی نماز میخواند،چه نماز شب،چه واجب و چه مستحب سر به آسمان میکرد و از روزیهای غیبی آسمانی برخوردار میشد.
طبقهای روزی آسمانی کنار محل عبادت فاطمه (س) به زمین میآمد.
این خیلی عجیب است چند دفعه طبق آمده ،تمام دفعات در محل عبادت ایشان بوده.این کنایه است که شما در حال عبادت وصل به اسمان به چه درجهای میتوانید برسید این منحصر به حضرت زهرا (س) نیست،
جگر اینجا میسوزد.
این راه مسدود نیست .
.آیه داریم چرا در زمین فرورفتهایم مثل کسی که میخواهند سنگسارش کنند؟او را تا سینه فروبردهاند.
امیرالمؤمنین(ع) وارد خانه شدهاند پیامبر آنجا بودند و حضرت زهرا (س)مشغول نماز بودند گویا پیامبر (ص) برای شام آمده بودند علی (ع) رفت که بپرسد که شام چه دارند؟ دید طبقی کنار سجادهی فاطمه (س) است .حضرت از نماز فارغ شد در طبق را برداشت نان است و رطب و مشربهای آب و گوشت بریان.حضرت علی علیهالسلام پرسید اینها از کجا آمده؟جواب حضرت زهرا را ببین نگفت خدا به من داده او یک جواب داد
هو من عندالله ..از جانب خداست.
ان الله یرزق من یشاء بغیر حساب..و خداوند به هر کس که بخواهد از این روزیهای بیحساب میدهد .
نگفت تو خانه من آمده در خانهی کس دیگری نمیرود.
خداوند به چه ملاکی آدمی را انتخاب میکند،از این روزیها به او میدهد؟؟؟؟؟؟؟؟
نکتهها در آن است که:راه را نمیبندد
کنار عبادتگاه فاطمه، چگونه میشود این ارتباط را با آسمان برقرار کرد؟
در محراب عبادت، خانم چه میکرد؟
عبادت به چند دلیل انجام میشود:
1.ترس از عذاب که باعث میشود آدم جهنم نرود
2.طمع بهشت که واجب میشود آدم بهشت برود
3.شکر نعمتهای خدا و گاهی فقط به جهت بندگی است به خداوند نه برای بهشت و جهنم است بلکه برای این است که خدا بندگیه من را ببیند،چون غیر او کسی را ندارم .
عبادت فاطمه برای این است که بندگیاش را به خدا نشان بدهد ،خدا میگوید:منم به این بنده خداییام را نشان میدهم چون دارد به من بندگی نشان میدهد.
عبد 3 حرف دارد:
ع:کنایه از علم و یقین بنده به خداست. باورت دارم خدایا ..عالم بگوید تو نیستی من میگویم تو هستی،من در ارتباط با تو خدا به علمالیقین رسیدم .
ب: اشاره به جدایی و دوری از غیر خدا .وقتی بنده تو هستم بندهی هیچکس دیگری نیستم نه بندهی نفس هستم و نه کس دیگری.
امام صادق (ع) میفرماید: عزت و بزرگواری از جانب خداوند همواره درحرکت است ازاینجا به آنجا گردش میکند اما همینکه بهجایی وارد شوند و ببینند ساکنان آن خانه یا آن آدم چشمش را از همهکس و همهچیز دور داشته ،امیدش فقط به خداست در آنجا ساکن میشوند ..عزت و بزرگواری برای آن آدم میشود.آن آدمی که دلش را از غیر خدا مأیوس کرده .
و حرف آخرش د است یعنی اشاره به دنوّ و نزدیکی و تقرب بنده به خدا بیحجاب .تقرب قلبی.آره وقتی عبد بندگیاش را بکند خدا هم خداییش را میکند .
حدیث قدسی : خدا میگوید بندهی من،من را عبادت میکند فقط برای خودم تا جایی که من آن را مثل خودم میکنم قدرت خدایی به او میدهم تا جایی که من زندهای هستم که مرگ ندارم به او زندگی بدون مرگ میدهم(حالا چه کسی جرئت میکند بگوید فاطمه (س)مرده است! آیا واقعاً مرده؟ پیامبر مرده؟ شهدا میمیرند؟ بندگان صالح خدا میمیرند؟)
من هر چه را بخواهم موجود شود میگویم کنفیکون .موجود میشود بندهام تو را چنانت میکنم تو هم هر چه بخواهی بگویی کنفیکون پس موجود شود .این نیست مگر به بندگی .این باب برای همه باز است میخواهی بفهمی محدثه یعنی چه؟ باید با آسمان مرتبط بشوی.به عبادت به اطاعت!
الآن باید بنشینی و گریه کنی!
پیامبر (ص) فرمود:اگر شیطان گرد دلاتون نمیگشت و وسوسهتان نمیکرد ،زمزمه نمیکرد شما با وسواس شیطان به شک و تردید نمیافتادید گوش به وسواسش نمیکردید آنچه من میشنیدم تو هم میشنیدی ..آنچه من پیامبر میدیدم تو هم میدیدی و آنچه میدانم تو هم میدانستی یعنی این راه برای تو هم باز است .
طبق غذا برای زهرا (س) نیست برای فضهی خادمه هم هست.
این راه را خانم برای همه بازکرده است و خودش هم بهسختی رفته .