ما از صمیم قلبمان معتقد هستیم که هیچکداممان سرخود به مجلس حضرت فاطمه(س) راه نداریم وقتی امسال شب قدر سهمیهبندی روضههای حضرت فاطمه (س) میشده، سهمی را برای ما در نظر گرفته است برای عدهای گریه کردن، برای عدهای خرج کردن و….حضور در مجالس ایشان را مقدر کرده است. و اگر روزی را نتوانستی بیایی سهمیه برای امروزت نگذاشته بودند. اینیک علامت است که هرچه قدر بتوانی مودت و علاقه و عشق و سوزت را به اهلبیت نشان بدهی همانقدر از غضب خداوند دور هستی و به رحمت او نزدیک شدهای.
پیامبر اکرم (ص) فرمودند: خداوند وقتی بخواهد امت من را غضب کند، سیل و بلا و قحطی و با و اینگونه بلایا نمیدهد بلکه هرگاه خدا بخواهد امت من و یا فردی از امت من را عذاب کند، محبت دخترم فاطمه(س) و دامادم علی(ع) را از دل آنان بیرون میبرد و احساسات قلبی را خدا از او میگیرد و هرگاه خدا بخواهد کسی را رحمت کند و ببخشد و به مغفرت وارد کند، خداوند دلی پر از محبت به علی و زهرا و اولاد مطهرشان به او میدهد و چشمی پر از اشک و آهی سوزان به او میدهد.
که الحمدالله شروع سال ما با گریه و ندبه برای حضرت فاطمه (س) آغازشده است.
و سعی کنید که شروع مجلس با حدیث کساء باشد که فیالمجلس شمارا حاجتروا میکند. بزرگواری گفت: ماه رمضانی به منزل یکی از علمای اصفهان رفتم و دیدم تمام اعضاء خانواده پریشان و مضطرب هستند، پرسیدم چرا اینگونه هستید؟ گفتند: که نوهی کوچک خانواده مریض است و دکترها هم جوابش کردهاند و شیر هم نمیخورد. رفتم به داخل اتاق دیدم که بچه چشمانش با طاق است و نفسهای آخر است و مادرش گریه میکند، همه را بیرون کردم و نشستم بالای سر کودک و شروع کردم به حدیث کساء خواندن، مادرش که طاقت نداشت پشت من نشست و بچه را بغل کرد و من روبهقبله ادامه دادم وسط حدیث کساء دیدم که مادرش جیغ میکشد و ابتدا تصور کردم که کودک تمام کرده است اما وقتی برگشتم دیدم که کودک از سینهی مادر شیر میخورد و حدیث کساء تمام نشده که کودک شفا گرفت.
در این مجالس که چشمها گریان حضرت فاطمه (س) است، سعی کنید که با تربت امام حسین(ع) زبانتان دمبهدم ذاکر باشد و صلوات بر این بزرگواران بفرستید که اینقدر برای شیعه زحمتکشیدهاند، اللهم صل علی محمد و آل محمد واحشرنا معهم و العن اعدائهم، زیرا صلوات هم ذکر هست وهم توحید و هم یادآوری اصول دین است، «اللهم» ذکر توحیدی است یعنی خداوندا از تو میخواهم و از هیچ فرشته و بشر دیگری نمیخواهم،«صل علی محمد» نبوت است، «آل محمد» امامت است و کسی که توحید را قبول دارد صدالبته معاد را هم قبول دارد و کسی که توحید و معاد و نبوت و امامت را قبول دارد سعی میکند که حقشان را ادا کند وقتی سعی در ادای حق آنان کرد، این عین عدالت است، یک صلوات که به نظر ما یک ذکر است نهایت درس توحیدی است.
وظایف ما در قبال حضرت فاطمه (س)
هرگاه این روضهها که شما در این مجالس میشنوید و دلتان میشکند را به یاد آوردید، از خودتان بپرسید که این حضرت فاطمه (س) که اینگونه برایش میسوزم، از من چه خواسته است؟این فاطمه که شنیدن و گفتن مصائبش اینگونه جهان را به غم نشانده از من چه خواسته است؟ و سعی کنم برای پیدا کردن جواب به سراغ آیات و روایات و سخنان پیامبر و سخنان خود ایشان و سراغ عقل و منطقم بروم.
1) ایشان در درجهی اول از ما اطاعت و پیروی را خواسته است.
خداوند و پیامبر(ص) و ائمه این اطاعت را از ما خواستهاند. مرحوم کلینی در اصول کافی میگوید: امام محمدباقر(ع) فرمودند: وقتی خدای تبارکوتعالی نور پیامبر و علی و فاطمه و سپس کائنات را خلق کرد، زمین و آسمان و ملائک را شاهد گرفت که من این سه نور را آفریدم، این نور خاتمالانبیاء و این نور وصی او این نور دختر او حضرت فاطمه (س) است و شمارا بر آفرینش آنان گواه میگیرم و از شما پیمان میگیرم که اطاعت این سه بزرگوار را بکنید، خداوند از آسمانها و زمینها و ملائکه و فرشتگان و نباتات و جمادات و انس و جن و بهایم پیمان گرفته که فرمانبردار آنان باشند.
زمان صدام پیاده رفتن در اربعین به کربلا ممنوع بود، از ایران عدهای پنهانی درحالیکه روزها پنهان میشدند و شبها راه میرفتند بهسوی کربلا، شبی در بیابان که راه میرفتیم، دیدیم که چراغهایی از دور روشن و خاموش میشود و احساس کردیم پلیسها هستند و خودمان را روی زمین پنهان کردیم اینان نزدیک شدند و اگر ما را میگرفتند در گورهای دستهجمعی زنده چال میکردند، نزدیک که شدند دیدیم که گلهی گرگ هستند و دور ما حلقه زدند و ما وسط اینان ماندیم، ناگهان یکی از ما بلند شد و داد زد ما زوار حسین(ع) هستیم اگر جواب حسین(ع) را میتوانید بدهید ما را بخورید، به خود حسین(ع) قسم ناگهان دیدیم گرگها برگشتند.
اطاعت از این سه بزرگوار بر همه واجب است اما اطاعت از حضرت فاطمه (س) حتی به علی بن ابیطالب (ع) واجب است. در تفسیر روح المعانی جلد ششم صفحهی صد و پنجاهوچهار از قول رسول خدا(ص) نقلشده است که: یا علی(ع) کمرت را برای اجرای امر فاطمه(س) محکم کن.
حال چقدر برای این علی(ع) سخت است که در چند شب آخر قبل از شهادت حضرت فاطمه (س)، ایشان امام را طلبیدند و فرمودند: علی جان بیا که میخواهم وصیت کنم اما تو را به جان خودم قسم میدهم که اگر سختت است و نمیتوانی وصیت من را عملی کنی بروم و به پسر زبیر وصیت کنم، حضرت گریه کردند و فرمودند: فاطمه جان آنقدر من را دستوپابسته دیدهای که نتوانم وصیت همسر جوانم را عملی کنم.
حال اطاعت از حضرت فاطمه (س)، شفاعت ایشان را به همراه میآورد. اینکه فرمودند هر کس فاطمه را اذیت کند پیامبر(ص) را اذیت کرده و هرکس پیامبر(ص) را اذیت کند خدا را اذیت کرده و هر کس خدا را اذیت کند به جهنم میرود و هرکس به حضرت فاطمه (س) محبت کند به پیامبر(ص) محبت کرده و هر کس به پیامبر(ص) محبت کند به خداوند محبت کرده و هر کس به خداوند محبت کند به بهشت میرود، معنایش اینجا معلوم میشود که هیچ آدمی برزخ راحتی ندارد مگر به رضایت حضرت فاطمه (س) زیرا شفاعت برزخ دست ایشان است و شفاعت کبرا روز قیامت نیز دست ایشان است.پیامبر (ص) فرمودند: چون قیامت شود آتش امت من را احاطه میکند و امتم وسط شعلههای آتش میمانند و فریاد یا رسولالله سر میدهند و میگویند کجاست رسولالله؟ و من خودم را به قلب آتش میزنم و آتش خودش را کنار میزند و ندا میآید که رسول من گنهکارند باید بسوزند و بیا بیرون تا تنبیه شوند و من که بیرون میآیم آتش محاصرهشان میکند و تا سه بار این کار را تکرار میکنم بار سوم من مستأصل میشوم و نه میتوانم امر خدا را نبرم و دل دارم که نگاه کنم که امتم در محاصرهی آتش است که صدا میزنم جبرئیل وسیلهی شفاعت من را بیاور که جبرئیل دست حضرت فاطمه (س) را میگیرد و به محشر وارد میشود.
شفاعت حضرت فاطمه (س)
رسول اکرم(ص) فرمودند: زنانی که به دنبال این هستند که حضرت فاطمه (س) روز قیامت و در دنیا و عالم برزخ آنان را شفاعت کرده و آنان را مددرسانی کند، پنج کار را انجام دهند وگرنه از چشم حضرت فاطمه (س) میافتند.
الف) نمازهای پنجگانهی خود را بخوانند و در آنها تعلل نداشته باشند.
امام زمان (عج) فرمودند: اگر صبح تمام ستارهها رفته باشند و کس عمداً نماز صبحش را نخوانده باشد ملعون است به درگاه خداوند وقتی غروب آسمان پر از ستاره شود و کسی عمداً نماز مغربش را نخوانده باشد لعنت خدا بر اوست لعنت خدا بر اوست لعنت خدا بر اوست
ب) روزهی ماه رمضانتان را بگیرید و روزهی قرضی نداشته باشید.
پ) در صورت واجب شدن، حج بیتالله را انجام دهید.
ت) زکات مالتان را پرداخت کنید و آن را حلال کنید.
ث) اطاعت از شوهرانتان داشته باشند.
ج) علی بن ابیطالب(ع) را امام بعد از من بداند.
که چنین آدمی روز قیامت به شفاعت دخترم فاطمه(س) داخل در بهشت خواهد شد.
بعد از گریهی بر ایشان وظیفهی ما اطاعت از ایشان بود بهویژه اینکه این اطاعت در عبادت باشد. کنار سجادهی حضرت فاطمه (س) رزق آسمانی پایین میآمد و تمام احادیث و روایات ما میگویند که
از محراب عبادات کمالاتی نصیب حضرت فاطمه (س) شد که به شمارش نمیآید و اگر فاطمه فاطمه است اگر شفیعه ی محشر است اگر سید النساء العالمین است از محراب عبادت اوست و محراب و سجاده و نمازها و ذکرها و شبزندهداریهای ایشان را باید به مردم بگویید تا مردم ایشان را در عبادت الگوی خود قرار دهند.
تقریباً هزار و پانصد سال از اسلام گذشته و میلیونها زن مسلمان از آن زمان تاکنون زندگی کردهاند و رفتهاند اما امام صادق(ع) میفرماید: از اول اسلام و تا آخر اسلام و تا روز قیامت هیچ زنی در اسلام بهاندازهی مادرم حضرت فاطمه (س) عبادت نخواهد داشت و آنقدر شبها به عبادت میایستاد تا پاهایش ورم میکرد و ایستادن ایشان به محراب عبادت با تمام جوارح توأم با قلب و در تمام این ایستان لحظهای قلب ایشان غافل نبود.
که ایشان مصداق بارز آیهی « قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ » « بهراستیکه مؤمنان رستگار شدند همانان كه در نمازشان فروتناند » هستند.
امام حسن(ع) فرمودند: پدرم علی(ع) از جدم رسول خدا(ص) از جبرئیل نقل میکنند که مادرم حضرت فاطمه (س) وقتی به محراب عبادت میایستد خدا وقتی این صحنه را میبیند چنان لذتی میبرد که خدا به همهی ملائکه میگوید که بیایید و فاطمه ر ا تماشا کنید که چگونه به محراب عبادت ایستاده و رنگش از خوف من به زردی و خشیّت از من سراسر وجودش را گرفته و ارکان بدنش از خوف من لرزان و چگونه دستهایش را خالی به گدایی در خانهی من دراز کرده و چگونه قلبش به ذکر من در سینهاش میتپد و چگونه نوری که از دهان و کلماتش درمیآید آسمان را نورباران میکند همانند ستارگان که زمین را نورباران میکند و این ملائکهی من نگاه کنید به کنیز من فاطمه، سیدهی کنیزان من و چگونه با قلبش متوجه عبادت من شده است.
2) بعد از اطاعت از ایشان، وظیفهی بعدی ما، تبلیغ مظلومیت ایشان است.
یکی از چیزهایی به انسان بصیرت میدهد معرفت به مظلومیت ایشان است. هرکسی در حجاب غلیظ جهالت به سر میبرد به سراغ شناخت ایشان برود. خود حضرت فاطمه (س) از ما میخواهد که ما ایشان و مظلومیتش را تبلیغ کنیم. امروزه وهابیت جهانی علیه شیعه تبلیغ میکند و سه هزار ماهواره شب و روز علیه شیعه برنامه دارند. این شبها یکی از بحثهای آنان بر سر مسئلهی وصیت ایشان مبنی بر دفن شبانهی و پنهان بودن قبر ایشان است. و توجیه میکنند که چون حضرت فاطمه (س) بسیار عابده و عارفه و زاهده و محجبه بوده است نمیخواسته که جنازهاش را نامحرمی ببیند، وصیت کرده که من ر ا شبانه دفن کنید. قطعاً اینان میدانند که حضرت فاطمه (س) دستور داده بودند که تابوت دربسته برایش بسازند و قطعاً میدانند که خود حضرت فاطمه (س) به امام علی(ع) فرمودند که در تشییعجنازهی من سلمان و مقداد و عمار و هذیفه و زبیر را خبر کن که اینان هیچکدام به حضرت فاطمه (س) محرم نبودند نُه مرد در تشییعجنازهی ایشان شرکت داشتند که فقط امام علی(ع) به ایشان محرم بودند و بقیهی نامحرم بودند حال چرا ایشان فرموده که قبرم را پنهان کنید؟
برای ما وظیفه واجب عینی است که مظلومیت ایشان را از هر طریق که میتوانیم تبلیغ کنیم.
علامهی امینی صاحب کتاب الغدیر سوار قطار بودند تا به نجف بروند که در ایستگاه مردی سوار شد و او را در کوپهی ایشان نشاندند و بعد از احوالپرسی آن مرد گفت که من عالم و دانشمند و از مفتیهای سنی و نویسنده هستم و خدا به من توفیق داده که در باب فضیلت ابابکر و عمر و عثمان هرکدام جداگانه کتابهایی بنویسم و اکنون هم میخواهم نجف بروم و بررسی کنم و در باب فضیلت علی(ع) نیز کتابی بنویسم، علامه گفت: دربارهی علی(ع) کتابی ننویس زیرا او بیدین بود مسلمان و حتی کافر هم نبوده پس قلمت را آلوده نکن. عالم سنی گفت: این حرف را نگو زیرا علی(ع) خلیفهی چهارم بوده است. علامه آدرس خانهاش را به او داد و گفت فردا شب بیا تا باهم صحبت کنیم. عالم سنی فردا آمد و علامه میگوید باهم صحبت کردیم و من بحث را به اینجا رساندم که یک مسلمان که در دیار مسلمانان زندگی میکند چه حقوقی دارد؟ عالم سنی گفت: مالش و جانش و ناموسش و بچهاش و آبرویش در امان است. علامه میپرسد که اگر یک کافری بیاید و در دیار مسلمانان زندگی کند و بگوید که من قانون اساسی شمارا قبول دارم و میخواهم در میان شما زندگی کنم، این کافر چه حقی در جامعهی مسلمانان دارد؟ عالم سنی جواب داد: مال و جان و آبرو ناموس و بچهاش در امان است. علامه میگوید : حالا به من جواب بده که پس علی (ع) چگونه دینی داشت و یا چه بیدینی بود که نه مالش در امان بود که فدکش را گرفتید و نه جانش در امان بود که دستانش را بستند و بردند و نه ناموسش در امان بود که بین درودیوار قرارش دادند و نه بچهاش در امان بود که در شکم مادرش او را کشتند.اگر علی (ع) مسلمان بود اینقدر حق در زندگی بین مسلمانان نداشت؟ و اگر علی (ع) نعوذبالله اگر کافر هم بود که تا اینقدر حق در زندگی در میان مسلمانان داشت. دیدم که این عالم سنی گریه میکند و به اتاق رفت و دیدم داد میزند که مظلوم علی (ع).
مظلومیت حضرت فاطمه (س) را بیان کردن بینش و بصیرت میآورد که هر کس به مقدار و اندازهای که میتواند باید در این زمینه قدم بردارد.
هم اطاعت از حضرت فاطمه (س) و هم دفاع از ایشان، شناخت ایشان را لازم دارد، حال ایشان لیله القدر هستند و شناختشان بسیار سخت است اما آدرسهایی به ما دادهاند که چگونه میشود ایشان را شناخت. قرآن ثقل اکبر و حضرت فاطمه (س) ثقل اصغر هستند که آغاز قرآن با فاتحهالکتاب است و پیامبر(ص) فرمودند: سوره حمد را خداوند به امت من هدیه داده و هیچ قومی سورهای مثل سورهی حمد نداشتهاند . تمام کتابهای آسمانی فشرده در قرآن است و تمام قرآن فشرده در سورهی حمد است. در این قرآن بسیار سورههای دیگر نیز وجود دارد. و کتاب وجود حضرت فاطمه (س) نیز یک فاتحهالکتاب دارد که سرآغاز کتاب ایشان است و آن جمله اینکه پیامبر(ص) فرمودند: فاطمه پارهی تن من است. پس برای شناخت ایشان باید پیامبر(ص) را بشناسی و بعد به سراغ شناخت حضرت فاطمه (س) بروی.