بسم‌الله الرحمن الرحیم
یا فاطمه الزهرا اغیثینی

نشستن در مجلس اهل‌بیت جزء عمر شما حساب نمی‌شود .
من معتقد هستم که در تمام مجالس خانم فاطمه زهرا سلام‌الله علیها صاحب‌الزمان (عج) دم در ایستاده‌اند و تو ادب کن و بگو فقط برای عرض تسلیت آمده‌ام .و آقا می‌گویند جبران می‌کنم در خوشی‌ها و ناراحتی‌هایتان جبران می‌کنم .
ما بی دعوت به مجلس اهل‌بیت نمی‌رویم و هر دعوتی پذیرایی هم دارد ، می‌شود حضرت زهرا سلام‌الله علیها شمارا به روضه‌شان دعوت کند و وسایل پذیرایی شمارا فراهم نکرده باشد ؟ فاطمه (س) که می‌داند شما احتیاج به چه دارید . ما کجا داریم درب بزنیم به جزء درب خانه‌ی اهل‌بیت علیه‌السلام !!
مردی رفت مسجد نماز خواند و الاغش را بیرون مسجد بست و وقتی از مسجد برگشت الاغش نبود و هر چه گشت الاغ را پیدا نکرد تا شب شد . در آخر مرد از مردم شهر پرسید مؤمن‌ترین شخص شهر شما کیست ؟ گفتند عارفی است که در فلان محل زندگی می‌کند ، مرد رفت دم درب خانه‌ی مرد عارف و به عارف گفت الاغ مرا بده الاغ مرا تو بردی و مرد شروع به سروصدا کرد و از عارف الاغش را می‌خواست و مردم جمع شدند و هر چه به مرد گفتند که او مرد عارفی است ولی مرد اصرار داشت که عارف الاغ او را برداشته و تا این‌که مرد عارف دست‌ها را بلند کرد و گفت خدایا مرکبش را برسان .و ناگهان مردی صدا زد که الاغت در فلآنجاست و مرد گفت وقتی از پیدا کردن الاغم ناامید شدم و با خود گفتم ببینم مرد خدا کجاست تا او سر به آسمان کند و دعا کند و من به مراد دلم برسم.
حالا تو بگو خانم تمام گرفتاری‌هایم تقصیر شما است .
یکی گفت من علی علیه‌السلام را دوست دارم و ندا آمد منتظر بلا باش .
بگو تمام گرفتاری‌هایم تقصیر حسین علیه‌السلام تو است من اگر او را دوست نداشتم آن‌قدر امتحان نمی‌شدم . آن‌قدر بگو یا فاطمه علیه ما سلام تقصیر تو است که خانم دست بلند کند و برایت دعا کند .
بیا همه برویم مدینه ملاقات .
معمولاً وقتی‌که می‌روی به ملاقات بیماری که دوستش داری گریه‌هایت را پاک می‌کنی ولی بیا به ملاقات فاطمه سلام‌الله علیها با گریه برویم ، وقتی درب می‌زنی به گمانت چه کسی درب را باز می‌کند ؟ وقتی رفتی داخل و پرسیدی چگونه است حال شما فاطمه جان ؟
بیمارم و دردمندم تاب‌وتوان ندارم
چون ناله‌ای ضعیفم نایی به جان ندارم
ای‌کاش من حسن را با خود نبرده بودم
تا پیش چشم او من سیلی نخورده بودم
در خبرها می‌شنوید فلآن‌کس را کشتند قاتل چند نفر است یک نفر نهایت دو نفر و یا سه نفر و آن‌کس ضربه آخر را زده معلوم است .
حال برو کربلا از هر که بپرسی علی‌اصغر را چه کسی شهید کرده است ؟می‌گوید حرمله . امام حسین علیه‌السلام را چه کسی شهید کرده ؟ می‌گوید شمر امام علی علیه‌السلام را چه کسی شهید کرده ؟ می‌گویند ابن ملجم و… اما به من بگو محسن فاطمه سلام‌الله علیها را چه کسی شهید کرده است ؟
می‌گویند 1 . عمر تنها 2 . عمر و ابابکر 3. قنفذ 4. خالد 5 . ابوعبیده جراح 6. غلام عمر 7. مغیره

این چند نفر آن‌قدر فاطمه سلام‌الله را زدند تا ایشان شهید شدند .
ما یک دعا داریم به نام دعای صنمی قریش که دعای قنوت نماز علی علیه‌السلام است که در این دعا یک قسمت آن لعن بر قاتلان حضرت زهرا سلام‌الله علیها است و در یک‌قسمتی از این دعا امام می‌گوید ابا بکر و عمر فرزندان رسول خدا را کشتند و منبر پیامبر را از وارث اش خالی کردند و با امامت و پیشوایی او مبارزه کردند و پهلوی دختر او را شکافتند چه شکافتنی!! و فرزند او را کشتند چه کشتنی !! و استخوان سینه‌اش را شکستند چه شکستنی !! و نامه‌ی فدک او را پاره کردند و در این دعای صنمی قریش امیرالمونین علیه‌السلام قاتلان را معرفی می‌کند .
نام فاطمه سلام‌الله علیها و مصیبتش را گفتند و شنیدند استبصار می‌آورد و تجلی قلب می‌آورد حتی اگر وهابی و یهودی بشنود .
در افغانستان یک شهر دارد به نام مزار شریف که مردم برای زیارت به آنجا می‌روند و متوسل می‌شوند و قبری در این شهر است که بر روی سنگ آن نوشته است هذا قبر علی بن ابیطالب که مردم آنجا متوسل می‌شوند و زیارت می‌کنند که قبر یکی از علمای شیعه اسلام است که اسمش علی فرزند ابی‌طالب است .که وقتی می‌میرد مردم و حکومت افغانستان برایش تشییع‌جنازه‌ی باشکوه ای انجام می‌دهند .
این عالم شیعه در دیار افغانستان که همه‌سنی بودند تبلیغ تشیع می‌کرد حاکم افغانستان مریض شد و مریضی بدی گرفت که همه‌ی اطبا از درمان آن عاجز شدند حاکم روبه‌مرگ و یک‌شب حضرت علی علیه‌السلام را خواب دید و آقا به او گفت تو اگر روغن لا و لا استفاده کنی حتماً خوب‌خواهی شد و حاکم تمام اطبا و حکما را آورد و از آن‌ها پرسید درباره‌ی روغن لا و لا ولی هیچ‌کدام نمی‌شناختند تا عالم شیعه را آورند و از او پرسیدند و او گفت روغن لا و لا همان روغن‌زیتون است مگر خدا در قران سوره نور نمی‌فرماید لا شرقیه و لا غربیه که همان لا و لا است و حاکم از روغن‌زیتون استفاده کرد و حالش خوب شد و این عالم شد عزیز حاکم و تا این‌که علمای سنی حسادت کردند و به حاکم گفتند تو این عالم شیعه را که خلفای سه‌گانه را قبول ندارد و لعن می‌کند آن‌قدر عزیز می‌داری ، حاکم گفت اگر این‌طور است او را خواهم

کشت و عالم را آوردند و از او پرسید آیا تو خلفای سه‌گانه را قبول نداری ؟ گفت نکند قبول ندارم بلکه لعن هم می‌کنم .گفت: یا دلیل بیاور وگرنه اعدامت می‌کنم .
گفت دلیل می‌آورم ، گفت همه‌تان خواندید که حاتم طایی فرزندانی داشت که یکی از دخترانش اسیر مسلمان‌ها شد آوردند خدمت پیامبر (ص) و رسول‌الله پرسیدند این کیه ؟
گفتند دختر حاتم و رسول‌الله دستور داد دست‌هایش را باز کنند و فرمودند این بزرگ‌زاده بوده و یک گله گوسفند به او داد و گفتند بنشین جایی نبود که رسول‌الله عبایشان را پهن کردند تا او بنشیند ، و کنیزها و اطرافیانش را آزاد کرد و فرمودند به خاطر بابات که آدم نیکوکاری بود ، و آن دختر کافر بود و مسلمان هم نشد و همه اموال را گرفت و از مدینه رفت .
عالم شیعه گفت : آیا تائید می‌کنید ؟ گفتند چنین بوده .
حالا به من بگویید پیامبر ما یک دختر بیشتر نداشت چطور دلتان آمد مالش را گرفتید و کتکش زدید و بین درودیوار گذاشتید و اهانتش کردید مگر فاطمه اولاد پیامبر نبود ؟ فاطمه آن‌قدر حرمت نداشت که به او اهانت نمی‌کردید که در آن مجلس بسیاری از علمای سنی شیعه شدند .
مظلومیت خانم وقتی تبین می‌شود بیداری دل می‌آورد .
پیامبر صلی‌الله علیه و آله آمد و گفت : فاطمه جان جبرئیل آمده و از آسمان برای من تحفه‌ای آورده است من این تحفه را می‌خواهم بدهم به تو و تو فاطمه جان این تحفه را حفظ کن و بسپار به دست محبانت تا من و تو و محبانت در جای‌جای زندگی‌مان از آن استفاده کنیم جبرییل آمد و گفت هرگاه نیازی و حاجتی داشتید دو رکعت نماز بخوان حمد را بخوان و سه مرتبه آیه‌الکرسی را بخوان و سه مرتبه قل هو الله احد و سه مرتبه سه آیه آخر سوره‌ی حشر را از آیه‌ی (لو انزلنا هذا القرءان علي جبل ) بخوان و در دو رکعت نماز چنین کن و بعد تشهد و سلام بده و هرچقدر دلت می‌خواهد برای مؤمنین دعا کن و دست‌ها بیاور بالا و بگو :
اَللُّهُم اِنِّي اَسئلُكَ بِحَقِّ كُلِّ اسم هُوَ لَكَ يَحِقُّ عَليكَ فيه اِجابَهُ الدعاء اِذا دُعيتُ بِه، وَ اَسئَلُكَ بِحَقِّ كُلِّ ذي حَقِّ عَليكَ، و اسئَلُكَ بِحَقِّكَ عَلي جَميعِ ما هُوَ دُونَكَ اَن تَفعَل بِي كذا و كذا.
خدايا، به‌حق هراسمی كه تعلق به تو دارد و آنگاه‌که بدان اسم خوانده شوي اجابت دعا بر تو زيبنده و شايسته می‌گردد، و به‌حق هرکسی كه حقي بر تو دارد،و نيز به تمام حقي كه تو بر بندگان خويش داري تمنا دارم كه حاجت‌ها و نيازهاي مرا برآورده سازي.
راوی می‌نویسد که فاطمه سلام‌الله علیها فرمودند از وقتی این نماز را گرفتم نشد روزی من این نماز را ترک کنم و از این نماز دوستان فاطمه و محبانش بهره‌های زیادی بردند.
یکی از مهم‌ترین کارهای ما فاطمه شناسی است فاطمه زهرا سلام‌الله علیها وجودشان کتابی است که فاتحه‌الکتاب وجود خانم، سخن پیامبر اکرم (ص) است که فرمودند فاطمه بَضعه منی فاطمه زهرا یک‌بخشی از وجود من است .
تا پیامبر (ص) را نشناسیم نمی‌توانیم معنای این سخن را بفهیم ، پیامبر شناسی سخت است ولی می‌شود رجوع کرد به دو آیه از سوره‌ی قرآن .
1 . سوره‌ی نون و القلم که در این سوره خداوند در شان رسول‌الله می فرمایند : وَإِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ این عظیم را چه کسی می‌گوید ؟ خدا
آیا از خدا عظیم‌تر کسی هست ؟ خلق هنوز نه علم پیامبر است نه بیان پیامبر است و نه قلب پیامبر است روحیه‌ی پیامبر (ص) است .خدا دنیا به این بزرگی را می‌گوید کوچک است و به آن دل نبند هستی را می‌گوید کوچک است و دل نبند و هیجده چیز را که خداوند در قرآن به عظمت یادکرده است یکی خدا است و یکی اخلاق پیامبر (ص) است .خلق یعنی روحییه پیامبر (ص) که می‌شود عظیم عفو طاقتش و تحملش می شه عظیم مدارایش می شه عظیم .
آیه دیگر برای معرفی پیامبر (ص) سوره‌ی نجم است :
وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى ﴿۳﴾ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى (4)
و از سر هوس سخن نمى‏گويد (۳)اين سخن به‌جز وحی‌ای كه وحى مى‏شود نيست (۴)
تو در تمام طول عمر حرفی را از روی هوی نفس نمی‌گویی .
پیامبر (ص) چون جزء وحی نمی‌گوید تعارف و بزرگنمایی نمی‌کند و آنچه می‌گوید حقیقت محض است و رسول‌الله (ص) در بیان عصمت دارد و ایشان هرگز حرفی به خلاف نمی‌گویند و وقتی می‌گویند فاطمه بضعه منی یعنی فاطمه در قطب دایره‌ی نطق معصوم است و خلافی بر زبان فاطمه سلام‌الله علیها نمی‌آید و به این فاطمه (س) وقتی می‌رود دنبال فدک می‌گویند شاهد بیاور !!!
امیرالمؤمنین علیه‌السلام به عمر گفت اگر چهار نفر از مردم مدینه بگویند سرقت کرده تو چه می‌کنی ؟ عمر گفت دستش را می‌برم !!! امیرالمؤمنین علیه‌السلام گفت خاک‌برسر تو خداوند در قرآن به عصمت فاطمه سلام‌الله علیها قسم‌خورده است و تو به حرف چهار نفر رجاله مدینه گوش می‌کنی .
مصیبت کجای داستان است ؟
این است که نمی‌خواهند فاطمه سلام‌الله علیها را بشناسند و این است که نمی‌خواهند بفهمند معنای کلام پیامبر (ص) فاطمه بضعه منی.
این کلام فاطمه بضعه منی را چه زمانی پیامبر (ص) فرمودند ؟
شایعه کردند عمر و ابابکر و ابو عبیده جراح که علی علیه‌السلام رفته خواستگاری دختر ابوجهل و این خبر را به گوش حضرت زهرا سلام‌الله علیها رساندند .
علی علیه‌السلام خانه نیامد و حضرت زهرا سلام‌الله علیها دست فرزندانش را گرفتند و رفتند خانه‌ی پیامبر (ص) و حضرت می‌گویند می‌دیدیدم چشمان زهرا سلام‌الله علیها پر از اشک می‌شود و اما جلوی اشکشان را می‌گیرند .
علی علیه‌السلام در مسجد نمازشان را خواندند و فهمیدند که زهرا سلام‌الله علیها دلگیر شدند و با پا خاک‌های کف مسجد را کنار زدند و گوشه‌ای جمع کردند و بالش کردند و روی آن خوابیدند .پیامبر نیمه‌شب دست فاطمه سلام‌الله علیها و حسن و حسین (ع) را گرفت و به مسجد آمدند و با پا اشاره کردن ابو تراب بلند شو و این لقب را اینجا رسول‌الله به ایشان دادند و گفت برو ابابکر و عمر و ابوعبیده جراح را بیدار کن و بیاور و نصف شب آن‌ها را بیدار کرد و خواب‌آلود به مسجد آورد و نشستند در صحن مسجد .
پیامبر (ص) نگاه کرد به آن‌ها و یک نگاه کرد به علی علیه‌السلام و یک نگاه کرد به زهرا سلام‌الله علیها و با گریه گفتند فاطمه بضعه منی و هر کس اذیتش کند خدا را اذیت کرده است و هر کس خدا را اذیت کند می‌رود به جهنم و هر کس او را رعایت کند مرا رعایت کرده است و هر کس مرا رعایت کند خدا را رعایت کرده است و به بهشت می‌رود.سه نفر به همدیگر نگاه کردند و گفتند یا رسول‌الله نصفه‌شب ما را بلند کردی که بگویی فاطمه بضعه منی !!
در دایره نطق و بیان فاطمه دارای مقام عصمت است همان‌طور که رسول‌الله (ص) دارای مقام عصمت است و در دایره اخلاق و منش و روحیه فاطمه مانند پدرش دارای خلق عظیم است .
آیا فاطمه سلام‌الله علیها نمی‌توانست پشت درودیوار نفرین کند ؟
ناقه‌ی صالح را که کشتند یک نفر کشت و خداوند قوم صالح را نفرین کرد .
و از این به بعد است که امام حسن علیه‌السلام می‌گویند مادرم می‌ایستاد در محراب نماز و مانند بادبزن به چپ و راست متمایل می‌شد و تا صبح برای مردم دعا می‌کرد که خدایا هدایتشان کن .
زهرا سلام‌الله علیها دارای خلق عظیم است این‌یک معنا است و معنای دیگر دارد یعنی هر کی در هر جامعه و در هر زمان و هر وقت بخواهد زهرا سلام‌الله علیها را بشناسد بیاید بنشیند که من پیامبر (ص) او را بشناسانم زیرا تکه‌ی وجود من است .
وظیفه ما در مقابل زهرا سلام‌الله علیها چه است ؟
تمام مدت رسول اکرم (ص) مردم را در آن زمان و آینده و تا قرن آخر مردم را به فاطمه الزهرا به دو چیز سفارش کرده‌اند :
1 . محبت فاطمه سلام‌الله علیها
2 . مودت فاطمه سلام‌الله علیها
این دو چه فرقی باهم دارند ؟
محبت جذبه و کشش باطنی است نسبت به محبوب و موجب می‌شود که آن محبوب به این محب کشش پیدا کند .
چرا تمام هستی خداوند را دوست دارند ؟
چرا تمام هستی به سمت خدا حرکت می‌کنند الی الله تصیر الله ؟
بدانیم وندانیم و بفهمیم و نفهمیم سیر تمام هستی و امور به سمت خداوند است .
چرا قرآن می‌گوید : و ان من شی‏ء الا یسبح بحمده، هیچ‌چیز نیست مگر آنکه خدا را با حمدش تسبیح می‏گوید.
زیرا خداوند با جمال زیبایش به او تجلی می‌کند و او را به سمت خودش جذب می‌کند و تجلی زیبایی خدا را می‌بیند و سپس خدای تبارک‌وتعالی را حمد می‌کنند برگ برگ درختان و قطره قطره باران چون تجلی زیبای خدا را می‌بینند مشغول حمد خداوند هستند .این اثر محبت است که محب به محبوب تجلی می‌کند و زیبایی و قشنگی‌اش را نشان می‌دهد .
چرا انسان این تجلی را نمی‌کند ؟
زیرا انسان در وجود خود یک اژدهای هفت‌سر دارد . در بین دو پهلوی من و تو یک اژدهای هفت‌سر وجود دارد .
می‌خواهی خدا بر تو تجلی کند باید سر هفتاش را بزنی .
1. شکم پارگی
علی علیه‌السلام فرمودند : برخی از مردم تمام عمرشان در آشپزخانه و خلاء طی می‌شود .
2 . شهوت‌رانی و زیاده‌طلبی .
3 . تکاثر حتی زرتم المقابر و زیاده خواهی و پُز دادند حتی تا روی قبر ها .
4 . تن‌پروری .
5 . غرور
6 . تکبر .
7 . خشم
این محبتی که پیامبر صلی‌الله علیه و آله و قرآن این‌همه به ما سفارش کرده‌اند و دعوت کردند به چه دلیل است ؟
برای این‌که مبنای هر اطاعتی محبت است .
چرا فلانی اطاعت شیطان می‌کند ؟ چون شیطان را دوست دارد .
چرا فلانی حرص به دنیا می‌ورزد ؟ چون دنیا را دوست دارد .
اگر محبت نباشد اطاعت به وجود نمی‌آید .
چرا اطاعت خدا می‌کنند ؟ چون خدا را دوست دارند .
آیه‌ی قرآن است در سوره‌ی آل‌عمران قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُوني‏ يُحْبِبْکُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ (31)
بگو: اگر خدا را دوست می‌دارید پس پیروی از من کنید تا خدا نیز شمارا دوست بدارد و گناهانتان را ببخشاید ، و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
چرا نمی‌گوید از خود خدا اطاعت کنید ؟
زیرا خداوند فرموده است هر کس از رسول من اطاعت کند از خدا اطاعت کرده است .
چون من با این جسم او را حس نمی‌کنم و نمی‌بینم و نمی‌شنوم ولی پیامبر (ص) را حس می‌کنم و می فهم و می‌توانم از ایشان الگو بگیرم .
و چون پیامبر (ص) خدا را دوست دارد اطاعت من از پیامبر (ص) می‌شود اطاعت از خداوند .
آن‌قدر مهم است که فرمودند : آیا دین به جزء محبت است .
نکته مهم
1 . قران اصرار عجیبی دارد که به محبت آدم‌ها شکل دهد ، تو که قرار است دوست داشته باشی پس این دوستیت و محبتت پاک باشد و الهی باشد و این محبتت جهت‌دار باشد .
تمم 124 هزار پیامبر (ص) و پیامبر (ص) و ائمه پیک‌های خداوند هستند برای هشیاران که چه چیز را دوست داشته باشند و چه چیز را دوست نداشته باشیم .و به کی محبت بورزی و به کی محبت نورزی .
هرکسی ، هر کس را دوست داشته باشد مظاهرش را هم دوست دارد . خدا را دوست داری ؟ مظاهر خدا اسماء خداوند است در کلام‌الله در کلام رزاق در کلام غفار در کلام غفور در کلام ستار و در معنا علی علیه‌السلام در معنا فاطمه سلام‌الله علیها و در معنا صادق علیه‌السلام و…
پیامبر (ص) هم آن‌قدر که برای نجات شما مردم به کلمه‌ی لا اله الا الله امیدوارم که خداوند فرمودند : هر کس بگوید لا اله الا الله به جهنمش نمی‌برم هم آن‌قدر برای نجات شما به حب علی بن ابیطالب امیدوارم .
محبان علی علیه‌السلام به جهنم نمی‌روند چون علی علیه‌السلام حق محور است و محبانش هم حق محورند .مؤمن محب علی و محب فاطمه گل‌های باغ طبیعت هستند ، هیزم است که آتش می‌گیرد در سوره‌ی جن می‌خوانیم
وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَكَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَبًا ﴿۱۵﴾
ولى منحرفان هيزم جهنم خواهند بود .
کسانی که به دامن فاطمه سلام‌الله علیها وصل هستند آن‌ها که بدی نمی‌کنند که بروند جهنم .
و آیه‌ی دیگر در سوره انفعال وَ يَجْعَلَ الْخَبيثَ بَعْضَهُ عَلى‏ بَعْضٍ فَيَرْکُمَهُ جَميعاً فَيَجْعَلَهُ في‏ جَهَنَّمَ أُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ (37 ) [1]
خدا ، ناپاک را از پاک جدا کند ، و ناپاک‌ها را روی یکدیگر نهد و همه را متراکم کند آنگاه در جهنم قرار دهد. اینان همان زیانکارانید.
آدم‌های که خصال بد را روی‌هم می‌گذارد و این‌ها باختند و بدی‌ها روی‌هم پشته کردند این افراد مسلماً شیطان را دوست دارند .
پیامبر (ص) خداوند فاطمه را فاطمه نهاد که او و دوستانش را از آتش جهنم به دور هستند .
این محبت را چه جوری به دست آورم ؟
از سم‌ترین کارها محبت پیامبر (ص) و خداوند است .
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ (4) [2]
در حقيقت، خدادوست دارد كسانى را كه درراه او صف در صف، چنان‌که گويى بنايى ريخته شده از سُرب‏اند، جهاد مى‏كنند .
یعنی جنگ با آن اژدهای هفت‌سر باطن جهاد درراه تقوی و امتحان و صبر و …
میثم از عشاق علی علیه‌السلام بود و وقتی مولا به میثم نحو ه ی شهادتش را گفت میثم پای آن درخت خرما عبادت‌ها کرد و وقتی میثم را به درخت آویزان کردند اول پاهایش را بریدند و بعد دست‌هایش را بیدند و بعد شکمش را پاره کردند هنوز زبان داشت و چه نمی‌گذاشت میثم تمام کند آن عشق که از علی علیه‌السلام داشت می‌گفت این بلا برایت کم است علی .
دخترش آمد پای دار و گفت دعا می‌کنم زودتر خلاص شوی میثم گفت این دعا را نکنی من هنوز چیزی در مسیر محبت علی علیه‌السلام ندیدم .
گفت : پدر جان این‌همه درد و این‌همه رنج چه می‌کشی ؟ گفت خوبم بابا و دردی می‌کشم به‌اندازه‌ی کسی که می‌خواهد از لای جمعیتی عبور کند من این‌قدر درد می‌کشم .
پدر جان چگونه ؟
میثم گفت : من استحاله‌ی در علی‌ام که استحاله در خداوند است من در این بالا علی را می‌بینم که علی علیه‌السلام خدا را می‌بیند .
روز قیامت علی علیه اسلام می‌ایستد ،در همه‌ی جهنم یک‌پا این‌ور و یک‌پا آن ور قسیم النار و الجنه یکی را می‌گیرد و به سمت بهشت و می‌گوید :هذا لی و یکی را می‌گیرد و پرت می‌کند به جهنم و می‌گوید :هذا لک .
این آدم توی حقیقت وجود من ذوب‌شده و آب‌شده و یک‌تکه از وجود من است.
چه چیز آدم را ذوب می‌کند جز محبت .
در یکدل نمی‌شود دو تا محبت باشد هم محبت علی علیه‌السلام و هم محبت شیطان .
اگر محبت فاطمه سلام‌الله علیها است باید رفتار و اخلاق او هم فاطمی باشد .
وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ أُوْلَئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ ‏(7) [3]
ليكن خدا ايمان را براى شما دوست‏داشتنى گردانيد و آن را در دل‌های شما بياراست و كفر و پليدكارى و سركشى را در نظرتان ناخوشايند ساخت آنان [كه چنين‏اند] ره‌یافتگانید .
محب خدا بدش می‌آید از کفر و فسق و عصیان .
چرا پیامبر (ص) مردم را سوق می‌داد به محبت فاطمه سلام‌الله علیها ؟ برای این‌که جذبه‌های فاطمی جذبمان کند .
[1] سوره انفعال آیه‌ی 37
[2] سوره‌ی صف آیه‌ی 4
[3] سوره‌ی حجرات آیه‌ی 7