بسم الله الرحمن الرحیم

یا فاطمه الزهرا اغیثینی

ولادت باسعادت حضرت زینب کبری سلام‌الله علیها و پذیرایی از ما در مجالس

خدا را شاکریم که امسال هم ما را در مولودیه حضرت زینب سلام‌الله علیها دعوت کردند، که صد البته پذیرایی هم خواهیم شد. اگر شما به عروسی یا یک مجلس رسمی دعوت شوید اما صاحب جلسه برای شما شیرینی نیاورد یا از شما پذیرایی لازم را نکند، به شوخی هم که شده می‌گویید مگر من بی دعوت آمده بودم؟! ما هم امروز بی دعوت نیامده‌ایم. امام رضا علیه‌السلام می‌فرمایند: مجالسی که به نام ما اهل‌بیت برگزار می‌شود تا ما خودمان دعوت نکنیم، شما قادر به شرکت در آن مجالس نیستید. ما خودمان نیامده‌ایم، ما را صدا زده‌اند، می‌خواهند از ما پذیرایی کنند. به دلایل مختلف ما را دعوت کردند و ما هم به دلایل مختلف آمده‌ایم. بعضی ایام چنان درب‌های رحمت الهی باز است که خدا بدش می‌آید به دیگران التماس دعا بگویی. یکی از آن روزها، روز عرفه است، امام وقتی در این روز فقیری را دیدند که از دیگران درخواست کمک دارد، امام ناراحت شدند و فرمودند امروز تمام درب‌های الهی باز است. یکی دیگر از آن ایام، ایامی است که متعلق به حضرت زینب سلام‌الله علیها است، یا روز شهادت ایشان، یا روز ولادت ایشان و یا مجالسی که به نام ایشان برگزار می‌شود. هنگام بیرون رفتن به نام هر بزرگواری که به دلت افتاد، او را به حقی که حضرت زینب به گردن آن بزرگوار دارد قسم بده، مثلاً بگو «یا علی بن موسی‌الرضا به حقی که حضرت زینب سلام‌الله علیها به گردن شما دارند»، نمی‌دانید اسم خانم که می‌آید در عالم چه خبر می‌شود؟!

اثر توسل به حضرت زینب سلام‌الله علیها

به تربت امام حسین علیه‌السلام چقدر عقیده دارید؟ امام صادق می‌فرمایند: اگر کسی بمیرد و هنگام دفن او، به‌یقین به صورتش تربت بریزید، آن میت بلند شد و به زندگی‌اش پرداخت تعجب نکنید. ما معتقدیم تربت امام حسین علیه‌السلام وسواس دل را از بین می‌برد، تربت را اگر به آب بریزید و به مریض دهید، درد را شفا می‌دهد، اگر با دعا به کفن میت بنویسید، آتش جهنم را دور می‌کند، دعا با تربت 70 برابر ثواب دارد، تسبیح تربت را فقط اگر در دست بچرخانیم ثواب ذکر را دارد، کام بچه را اگر با تربت برداریم عاقبت‌به‌خیر می‌شود، تربت در خانه باشد به آن خانه دزد نمی‌آید، در کیفت باشد پولت تمام نمی‌شود، همراه مسافر در سفر باشد به امان برمی‌گردد و … . اما این تربت چیست؟ گودال را که بسته‌اند، کسی که به گودال نمی‌رود که ازآنجا خاک آورد، آنچه می‌آوردند غبار زیر پای زائر امام حسین علیه‌السلام است. سؤال اینکه، خاک‌پای زیر زائر امام این مقدار باارزش است، اسم خواهرش چقدر اثر دارد؟!  آیت‌الله مجاهدی از علمای قم سخت بیمار بودند و شکم ایشان ورم‌کرده بود. روزی دوبار دکتر می‌آمد. آقازاده ایشان می‌گویند یک‌شب، آخر شب، شکم پدرم ورم کرد و بالا آمد و پدر در حال جان دادن بودند که من، برادرم و مادرم به سمت منزل دکتر رفتیم و فقط خواهرم پیش ایشان بودند. وقتی با دکتر برگشتیم و در را زدیم، خود پدرم در را باز کردند که ما بسیار تعجب کردیم، اشک از دید پدرم جاری شد و خواهرم گفت وقتی پدر را در این حال دیدم کشو را باز کردم و تربت در آن بود، آن را به آب زدم و به پدرم دادم، دیدم آرام‌آرام ورم شکم از بین رفت و شکم پایین آمد و پدر بلند شدند و گفتند السلام علیک یا اباعبدالله الحسین. در ادامه پدرم گفتند: ابی‌عبدالله آمدند و به شکم دست می‌کشیدند و با هر بار که دست می‌کشیدند شکم پایین می‌آمد و فرمودند خداوند به برکت تربت، تو را شفا داد، برخیز وزندگی کن.

وقتی تربت امام حسین علیه‌السلام، امام را به خانه ما می‌آورد، نام خواهرش با ما چه می‌کند؟!

اگر تردید داشته باشی، نه امام را شناخته‌ای و نه حضرت زینب را. مگر اینکه خواسته ما مخالف مصلحت باشد، که خود اهل‌بیت هم تابع مصلحت بودند و با مصلحت مخالفت نمی‌کردند.

عالم بزرگواری می‌گوید: علامه امینی به مشهد آمدند. خبر پیچید و دسته‌دسته به دیدار آقا می‌آمدند، من هم رفتنم. هر کس حاجتش را می‌گفت و می‌گفت آقا شفاعت ما را پیش امام بکنید. من فکر کردم که من چه بخواهم از این بزرگوار که چنین آبرویی دارند؟! هر بار که نوبتم می‌شد خودم را عقب می‌‌کشیدم تا اینکه همه رفتند و من جلو رفتم. چند سال پیش که به مشهد می‌رفتم، عالمی تبریزی مرا بقل کرد و گفت سلام من را به امام برسان و بگو آقا برای من صاحبی کن و دستم را بگیر و مرا یک‌لحظه به حال خودم وامگذار. من هم به علامه گفتم: برای من دعا کنید و شفاعت مرا کنید و به امام بفرمایید برای من صاحبی کنند و دست مرا بگیرند و مرا به حال خودم واگذار نکنند. مرحوم علامه خیر به من نگاه کردند و فرمودند این حرف تو نیست از چه کسی این حرف را آموخته‌ای؟! گفتم: آری این حرف من نیست از فلان عالم. علامه فرمودند: آن بزرگوار که غرق در ولایت اهل‌بیت بود و می‌دانستند از اهل‌بیت چه باید بخواهد و این دعای یک انسان کامل، عاقل و جامع است.

آری دعا کردن و تقاضا کردن هم یک هنر است که بدانیم حال که زمین و آسمان صدا می‌زنند ای مهمان حضرت زینب بخواه که خداوند به تو عطا می‌کند، ما بدانیم چه بخواهیم و چه تقاضایی داشته باشیم. صاحب یعنی ارباب و ما کنیز هستیم و ارباب صبح به صبح به کنیز برنامه می‌دهد و نظارت می‌کند که کنیز درست انجام دهد و آخر هم به او مزد می‌دهد و او را تأمین می‌کند.

کاروان از یزد به مشهد می‌رفت و دو برادر یزدی بودند که یکی از آن‌ها فاسق بود و دیگری باتقوا. برادر فاسق گفت من هم می‌آیم. برادر دیگر گفت نمی‌شود مردم‌دوست ندارند تو بیایی. با اصرار همراه کاروان شد. در میان راه بعد از چند منزل تب و لرز کرد و مرد. بعد از غسل و کفن می‌خواستند او را همان‌جا دفن کنند که برادرش مانع شد و گفت برادرم هر چه بوده اما حال زائر بوده و به مشهد می‌بریم و در آنجا دفن می‌کنیم. سه بار او را دور حرم طواف دادند و بعد او را دفن کردند. شب‌هنگام دیگر برادر گنج حرم گریه می‌کرد که امشب برادرم چه شب سختی دارد، در خواب دید برادرش در باغی می‌گردد و گفت غصه نخور امام رضا در برزخ دستم را گرفتند. وقتی مُردَم عذاب بود، مرا غسل دادید برایم آتش بود، کفن کردید، آتش بود و سگی روی سینه‌ام نشست، داد می‌زدم نمی‌شنیدید، تا اینکه مرا به صحن آوردید آن سگ داخل صحن نشد، طواف اول صدایی آمد آقا را صدا بزن از حرم که بیرون‌روی دوباره همان عذاب است و همان سگ برمی‌گردد. امام را صدا زدم امام نگاه نکردند. طواف دوم، نگاه نکردند. دور سوم، گفتم صدا می‌زنم اما جواب نمی‌دهند. صدا آمد قسم به مادرشان بده. امام را به مادرشان قسم دادم و گفتم یا علی بن موسی‌الرضا شمارا به مادرتان زهرای اطهر قسم. امام فرمودند جایی برای شفاعت من نگذاشته‌ای اما چه کنم که مادرم را صدا زدی، برزخ اینجایی، قیامت می‌ماند که خدا با تو چه کند؟!    

برای چه ما را به مجالس دعوت می‌کنند؟

چرا ما را دعوت می‌کنند و برای چه ما آمده‌ایم؟

1ـ تولد حضرت زینب سلام‌الله علیها است و ما آمده‌ایم تا محبت خود را به حضرت نشان دهیم. اگر ما یک‌چیز از حضرت را عاشقانه دوست داشته باشیم، نه همۀ وجود حضرت را (کسی نمی‌تواند همه وجود این بزرگواران را دوست بدارد)، حضرت نمی‌گذارند ما به جهنم رویم.

در زمان امام باقر علیه‌السلام جلسات بزرگ علمی برگزار می‌شد و امام شاگردان بزرگی درزمینهٔ‌های مختلف تربیت کردند. دراین‌بین فردی بود که به این جلسات می‌آمد اما نه می‌نوشت و نه می‌خواند، اما زودتر از همه می‌آمد و دیرتر از همه می‌رفت و چشم از دهان مبارک امام برنمی‌داشت. روزی به امام گفت گمان نکنید من خیلی عاشق شما هستم، من فقط از صدای شما خوش می‌آید، شما صدای دل‌نشینی دارید. چند روزی نیامد امام سراغ او را گرفتند، گفتند بیمار شده است. بعد از چند روز غلام آن فرد نزد امام آمد و گفت: اربابم از دنیا رفته و وصیت کرده شما نماز بخوانید. امام فرمودند: او نمرده است. غلام گفت: نه او مرده است و او را غسل و کفن‌کرده‌اند. امام فرمودند: بروید تا من بیایم. امام رفتند، فرمودند: قم بإذن الله؛ شخص بلند شد. امام فرمودند: غذا آورید، امام با دست مبارکشان به او غذا دادند و خداحافظی کردند و رفتند. دو، سه روز بعد به کلاس درس امام آمد. امام فرمودند: چه گونه هستی؟ گفت: شمارا دوست دارم، پدرتان را دوست می‌دارم، جد بزرگوارتان را دوست دارم، مادرتان را دوست دارم، آقا من همه‌جانبه شمارا دوست دارم. امام فرمودند: چطور شد؟ گفت: روحم را ملک مرگ گرفته بود، شما دعا کردید و من زنده شدم، چطور شمارا نشناسم؟! امام فرمودند: به جان خودم قسم اگر کسی یک‌تکه از ما را دوست داشته باشد، ما نمی‌گذاریم شقی از دنیا برود، سعادتمندش می‌کنیم و نمی‌گذاریم در آتش بسوزد. حضرت الیاس پیامبر زمان مرگش فرارسیده بود و جناب عزرائیل برای قبض روح ایشان آمدند. حضرت الیاس خیلی گریه کرد، ندا آمد به عزرائیل که از او بپرسد چرا گریه می‌کند، خداوند که شمارا جهنم نمی‌برد؟ حضرت الیاس فرمودند: می‌دانم اما گریه من برای این است که با مرگم دیگر زنده نیستم که به مجالسی روم که در آن‌ها ذکر خداوند به میان می‌آید، چراکه من عاشق این جلسات هستم و از شنیدن آن لذت می‌برم. ندا آمد رهایش کنید حال که او عاشق مجالس ما است بگذارید به آن مجالس رود و در آن مجالس شرکت کند.

2ـ دلیل دیگری که ما را به این جلسات دعوت کرده‌اند؛ تا مقداری ادای حق کنیم. در ابتدای صحبت گفتیم که امام رضا علیه‌السلام را به حقی که حضرت زینب به گردنشان دارند، قسم بدهید، سؤال اینکه مگر حضرت زینب سلام‌الله علیها چه حقی به گردن امام رضا دارند؟ حق حضرت زینب آن‌قدر وسیع است که ایشان به گردن زمین، آسمان، دریاها، هستی، من و شما و … حق‌دارند. در قرآن داریم که «و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون» برای عبادت انس و جن، زمین باید باشد و برای بودن زمین، امام باید باشد، چراکه امام قدرت جاذبه هستی است. در روایات داریم که اگر زمین یک‌لحظه از وجود امام خالی شود، زمین از بین می‌رود. حال حضرت زینب در واقعه عاشورا سه مرتبه از امام زین‌العابدین دفاع کردند و سه بار برای امام سینه سپر کردند، که با شهادت امام زمین از بین می‌رفت.

3ـ دلیل دیگری که دعوت‌شده‌ایم؛ تا از معلمی حضرت زینب سلام‌الله علیها بهره ببریم بالأخص درزمینهٔ معنویت و نورانیت دل. این روزها به سراغ خانه‌تکانی می‌رویم اما اول در مجالس حضرت زهرای اطهر به دل تکانی بپردازیم که استاد این کار حضرت زینب هستند.

 (این روایت عیدی امروز من به شما عزیزان) امام علی علیه‌السلام فرمودند: سه چیز قلب را نورانی می‌کند؛

1ـ انس با قرآن؛ راه‌یابی به تمام علوم قرآن از قرآن خواندن است. فرمودند: قرآن بزرگ‌ترین نعمت، ریسمان محکم الهی، بهار دل‌ها، چشمه‌های دل است و امام علی می‌فرمایند برای جلای دل از قرآن بالاتر من سراغ ندارم. البته باید به این صورت قرآن خواند؛ پیامبر اکرم فرمودند: علیکم بالقرآن فتخذه اماماً و قاعداً. قرآن را امام و قاعد خود قرار دهید. در نماز جماعت مامومین تمام حواسشان به امام جماعت است، از او جلو نیفتند و از او فاصله هم نگیرند، هر کاری امام جماعت انجام می‌دهد آن‌ها نیز انجام دهند. در زندگی قرآن را جلو بگذارید و بررسی کنید چقدر با قرآن تطابق دارید، قرآن برای تمام جنبه‌های زندگی ما برنامه داده است.

2ـ انجام کار نیک؛ در دایره محسنین قرآن قرار بگیرید. فقط هم به داشتن پول و با پول خرج کردن نیست، گاهی یک احوالپرسی شما خیر است به دنبال انجام خیر باشید. در روایت است که اگر با مرکب هستید و بنده‌ای را جابه‌جا کنید، خداوند تو را با براق بهشتی وارد می‌کند و به ملائک فخر می‌فروشد. امام علی علیه‌السلام می‌فرمایند: خداوند خلق را خلق کرده و بین مردم بعضی‌ها را انتخاب کرده است برای انجام کار خیر، این افراد از مردم دستگیری می‌کنند و روز قیامت با روی سفید و آسودگی خاطر خداوند را ملاقات می‌کنند. در قیافه این افراد چیزی است که هر جا می‌روند گرفتارها به سراغ این افراد می‌آیند و آن‌ها نیز از مردم دستگیری می‌کنند.

3ـ صلاه اللیل؛ هیچ‌گاه معصوم به غیر معصوم التماس دعا نمی‌گوید. معصوم عصمت مطلق دارد و حضرت زینب عصمت مقید. ابی‌عبدالله به نماز شب حضرت زینب التماس دعا دارد، چراکه پیامبر اکرم فرمودند: اشراف امت من کسی است که در دل شب نماز و قرآن می‌خواند. امام می‌خواهند به گوش ما برسانند که خواهر بزرگوارشان اشراف امت هستند، نماز شب و قرآن می‌خوانند.

توسل

40 روز، روزی یک‌مرتبه سوره یس را به این صورت بخوانید و به حضرت زینب سلام‌الله علیها هدیه کنید: بسم الله الرحمن الرحیم (یس) را سه مرتبه تکرار کنید و ادامه سوره را بخوانید تا آیه 58 و (سلام قولاً من رب رحیم) را سه مرتبه تکرار کنید و ادامه دهید تا آخر سوره. بعد 100 مرتبه صلوات هدیه به حضرت زینب کبری بفرستید.

این توسل از مجربات است و کسی که به دنبال معرفت است، دل‌تنگ امام خود است، کربلا می‌خواهد، مریض دارد و … با این توسل به دامن حضرت چنگ بزند.