هیچ امامی مثل امام حسین (ع) “داعی الله ” نبوده است و در طول مسیر، با صدای بلند مردم را بهسوی خدا دعوت نکرده است. وقتی قرار شد ایشان سفرشان را آغاز کنند، مرتباً مجلس برقرار میکردند و علل اقدامشان را تبیین میکردند. ایشان در طول حرکت از مدینه به مکه و در خود مکه بارها جلسات پنهان و آشکار برقرار میکردند و از همهی مردم، زائران خانهی خدا، رؤسای قبائل، اهل سیاست، اهل اقتصاد و اهلقلم دعوت میکردند. ایشان در مسیر تا عراق نیز همچنان به دعوتشان ادامه دادند .
در روز عاشورا ایشان 7 دفعه با صدایی رسا دعوت کردند. در طول این دعوتها عده زیادی به دعوت ایشان لبیک گفتند اما از روز 5 محرم به بعد تا شب عاشورا دستهدسته از لشکر امام(ع) جدا شدند و حتی یک نفر تا شب عاشورا همراه امام (ع) ماند و جایگاه خود را در بهشت دید و تا ظهر نیز با امام نماز خواند و به ایشان کمک کرد ، اما عصر عاشورا وقتی کمکم غربت و تنهایی امام را مشاهده کرد از امام اجازه برگشت خواست. به امام عرض کرد: من برای کمک به شما آمده بودم و میخواستم که برای شما مفید باشم، اما اکنونکه میبینم ریختن خون من سودی به حال شما نخواهد داشت و فقط کشته میشوم، اجازه میخواهم که بروم. امام به او اجازهی رفتن داد اما فرمودند: تا آنجا که میتوانی بهسرعت ازاینجا دور شو، زیرا تا ساعتی دیگر برادرم عباس(ع) نیز به شهادت خواهد رسید و من غریب و تنها میشوم و اگر کسی صدای غربت و تنهایی من را بشنود و آن را اجابت نکند کافر خواهد شد و مورد لعن و نفرین ابدی قرار خواهد گرفت.
حال باید دانست که وقتی در مجلس روضهی سید الشهداء وارد میشوید، گویا زیر قبهی مبارک ایشان نشستهاید. پس همانگونه که برای رفتن به کربلا لوازم و ابزاری لازم است ، برای آمدن به مجلس روضهی امام حسین(ع) نیز لوازم و ابزاری لازم داریم.
1– آهی از سینه
2- سوزی از دل
3- سیاهی برتن
4- دستی بر سینه
5- اشکی بر گونه
6- در مجلس ایشان نیز به دو قدم نیاز است :
الف- سادگی و بیریایی و اخلاص
ب- آگاهی
آیتالله آقا سید هادی جناتی، فرمودند: در اصفهان شیخ روضهخوانی بود که بسیار ساده بود، ایشان در هر مجلسی میآمد دم در مینشست و حتی در روستا هم که ایشان را دعوت میکردند بدون هیچ مخالفتی میرفت. ایشان گاهی حتی نام صاحبخانه را هم نمیدانست، هر چه در پاکت میگذاشتند میپذیرفت و اگر هم پاکتی نمیدادند بدون هیچ حرفی میرفت.ایشان شعاری داشتند که : ارباب من حسین(ع) است و معاملهی من با حسین(ع) است. وقتی ایشان از دنیا رفت، آقای جناتی ایشان را در خواب میبینند که گویی جایی هستم که به بزرگی دنیا است وعدهی زیادی نیز آنجا نشستهاند و در آنجا منبری بزرگ گذاشتهاند و خود امام حسین (ع) نیز در حال خواندن روضهی خودشان هستند، وقتی روضهی حضرت عباس (ع) را میخوانند دستشان را بلند میکنند و جمعیت علقمه را به چشم میبینند، وقتی روضهی حضرت علیاصغر (ع) را میخوانند همه گلوی غرق به خون ایشان را میبینند. همهی منبریها و شعرا و منبریها نشستهاند و این آقا شیخ روضهخوان در پلهی پایین منبر، پایین پای امام حسین (ع) نشستهاند. من بسیار تعجب کردم و گفتم شما اینجا چهکار میکنید؟ آقا شیخ روضهخوان، نگاهی به امام کردند که آقا جواب ایشان را بدهم؟ امام فرمودند: جوابش را بده. آقا شیخ روضهخوان گفت: آدمها به دو عمل در رکاب امام حسین(ع) مینشینند، یکی به استغفار فراوان، و دیگری به بیریایی و خلوص نیت .
یکی از مسائل مهم این است که در این مدت سعی کنیم حتی روزی یک حدیث از امام حسین (ع) یاد گرفته و بکار ببندیم.
امام حسین(ع) میفرمایند: اگر کسی در گوش چپ من آنقدر از من بد بگوید و از حد بگذرد و بعد برگردد و در گوش راست من بگوید که حسین(ع) من را ببخش، من او را میبخشم، زیرا پدرم از رسول اکرم (ص) نقل کرده است : سر حوض کوثر به من ملحق نمیشوند آنکسانی که مردم از آنها عفو و بخشش بطلبند و عذر بخواهند و او آنها را عفو نکند و نبخشد و عذر او را قبول نکند چه بر حق باشند و چه ناحق.