بسم الله الرحمن الرحیم
یا فاطمه الزهرا اغیثینی
أعوذ باللهِ من الشَّیطانِ الرَّجیم بسم اللهِ الرَّحمن الرَّحیم. الحَمدُ للهِ رَبِّ العالمین وَ لا حَولَ وَ لا قوَة إلا بالله العَلیِّ العَظیم وَ الصَّلاة وَ السَّلام عَلی سَیِّدِنا وَ نبیِّنا خاتم الأنبیاء وَ المُرسَلین أبِی القاسِم مُحمَّد وَ عَلی آلِهِ الطیِبینَ الطاهِرینَ المَعصومین سِیَّما بَقیة اللهِ فِی الأرَضین أرواحُنا وَ أرواحُ العالمینَ لِترابِ مَقدَمِهِ الفِداء وَ لعنة الله عَلی أعدائِهم أجمَعین إلی یَوم الدّین.
در عاصیان چو نیست ثوابی به غیر اشک در خدمت بتول جوابی به غیر اشک
حاصل به تشنهها نشد آبی به غیر اشک نگرفته دست دهر گلابی به غیر اشک
” ثاقب”
بر طبق رسمی که مداحان و روضهخوانان اهلبیت(ع) دارند، امروز را به بزرگداشت دو فرزند برومند حضرت زینب کبری (س) اختصاص میدهند.
جوانانی که خانم زینب کبری (س) برای چنین روزی آنان را به دنیا آوردند و پرورش دادهاند.
عبدالله بن جعفر ، همسر زینب کبری (س)، در وقت خروج کاروان امام حسین (ع) از مکه، به دو پسرخودفرمان داده بود تا همراه آن حضرت بوده و درراه ایشان جنگ کنند.
وقتیکه نوبت به هاشمیان رسید، عون بن عبدالله بن جعفر و محمد بن عبدالله بن جعفر، هرکدام که به میدان جنگ رفتند، چنین رجز میخواندند:
” اگر من را نمیشناسید، من فرزند جعفر طیار هستم، شهید راستینی که در بهشت میخزد.”
” همانکه در بهشت با بالهای سبزی پرواز میکند و همین افتخار در روز محشر ما را کفایت خواهد کرد.”
بعد از به شهادت رسیدن دو فرزند حضرت زینب کبری (س)، ایشان چه در روز عاشورا و چه بعدازآن، برای آن دو گریه و ناله و شیون نکرده است.
شکی نیست که داغ از دست دادن فرزند بسیار سنگین است، اما ایشان اندوه این داغ را پنهان میکردند چون تمام عواطف و حواس ایشان متوجه امام حسین (ع) بود. و دیگر اینکه ایشان گریه کردن برای فرزندان خود را باعث خجالت و ناراحتی برادر بزرگوار خود میدانست و ایشان با سکوت خود به برادرش چنین میفرمود: ” برادرم ، فرزندانم فدای تو باد، مبادا کشته شدن آنها درراه تو، تو را نگران و ناراحت کند.”[1][1]
شیوهی وداع امام حسین (ع) با یارانش در میدان رزم
امام حسین (ع) در کنار نعش مبارک تمامی شهدای کربلا در میدان حاضر میشدند و به سه شیوه با آنان برخورد میکردند:
1- برای عدهای، وقتی وداع کرده و به میدان میرفتند و به زمین میافتادند امام بر سر بالین آنان حاضر میشدند و سر را روی دامن میگرفتند و آنقدر بهصورت او نگاه میکردند و کلامی حرف نمیزدند تا مراحل جان دادن طی شود و روح از بدن مفارقت کند.
2- برای عدهای، دست را زیر کمر و سینهی او میبردند و او را بلند کرده و به سینهی خود میچسباندند تا جان به جانآفرین تسلیم کند.
3- اما امام حسین (ع) برای سه نفر کار متفاوتی کردهاند، یعنی کنار بدن مطهر آنان خوابیدهاند بهطوریکه دشمن تصور میکردند که امام نیز به شهادت رسیده و بدن شهید را به سینه میگرفتند تا شربت شهادت بنوشند.
” جون غلام ابوذر غفاری ” یکی از این سه نفر بود. او خدمت امام رسید و اجازهی میدان رفتن گرفت. امام به او اجازه نداد و فرمود: تو به امیدی سالها در کنار ما بودی و به ما خدمت کردی، خودت را مبتلابه بلای مانکن. جون در جواب امام گفت: من سالهای جوانیام را در کنار شما سپری کردم، من از هاشمیان نیستم و از اصحاب شما هم نیستم که قبیله و حَسَبی داشته باشم، من یک غلام سیاهی هستم که تنم بوی بدی میدهد و حَسَب من پایین است، حسین جان مگر دریغ داری که من به بهشت بروم تا بوی من نیکو و حَسَب من شریف و روی من سفید گردد. هرگز از شما جدا نخواهم شد تا خون سیاه خود را با خون شما درآمیزم. امام حسین (ع) گریه کردند و به او اجازهی نبرد دادند. وقتی او به زمین افتاد امام خود را به کنار او رساند و دستهای خود را بهسوی آسمان بلند کردند و فرمودند: خدایا صورتش را سفید گردان، خدایا بویش را معطر بگردان، خدایا حَسَب و نَسَب او را حسینی قرار بده.
در حقیقت اهداف یاران امام حسین (ع)، بهگونهای بود که حَسَب و نَسَبشان حسینی شود. و هدف ما نیز از نشستن در مجالس امام حسین (ع) نیز تغییر هویت و شخصیت و در حقیقت همین تغییر در حَسَب و نَسَبمان است که اگر اینگونه نشود ما فقط ثواب معمولی از نشستن در مجالس ایشان بردهایم.
سایر اصحاب امام حسین (ع) وقتی این برخورد امام را با سایر شهدا میدیدند بهسوی امام میرفتند و دررفتن بهسوی میدان جنگ به امام التماس میکردند.
” سیف بن مالک و مالک بن دودمان وقتی اجازه را گرفتند، در میدان جنگ اینگونه رجز میخواندند:
من کیستم؟ عاشق دیدار باخدا، من دیدار باخدا را در سُلکِ حسین (ع) و فاطمه (س) یافتم. ما
به دنبال ملاقات باخداییم که ملاقات باخدا را در همراهی با این دو بزرگوار یافتم”.
در حقیقت اینان ملاقات وجه جمال و جلال خدا را در این میبینند که فاطمه (س) چگونه سلوک کردهاند، چگونه خداترس بوده و چگونه عابده، زاهده، عالمه، عقیله، محدثه و……. بوده اند.
عجین بودن وجود مقدس حضرت فاطمه (س)
پیامبر(ص) زمانی که ماجرای کربلا را برای حضرت فاطمه (س) تعریف کردند، ایشان از پدر گرامیشان پرسیدند: پدر جان در آن زمان آیا من هستم؟ آیا علی (ع) هست؟ آیا فرزندم حسن(ع) هست؟
پیامبر(ص) فرمودند: هیچکس همراه فرزندم حسین (ع) نیست.
حضرت فاطمه (س) به پدر عرضه داشتند: پس چه کسی برای او عزاداری میکند؟
پیامبر (ص) فرمودند: خداوند مردانی به نیابت من وزنانی را به نیابت تو خلق میکند که هرساله برای حسینم عزاداری میکنند.
حضرت فاطمه (س) فرمودند: پدر جان پس من هم برای آنان جبران میکنم، در دنیا هر جا ماندند به دادشان میرسم، در هنگام مرگ دستشان را میگیرم و در قیامت حتی اگر یکی از آنها در وحشت باشد من وارد به بهشت نمیشوم.
ماجرای شهادت نافع بن هلال و دیدار حضرت فاطمه (س)
بعد از شهادت عدهای از یاران امام، هلال بن نافع علاقهاش به این عالم فانی قطع شد و میل به شهادت در کنار امام حسین (ع) طاقت او را از کف ربود. خدمت امام رسید و اذن جهاد گرفت، آنقدر در تیراندازی بیرقیب بود که هرگز تیرش به خطا نمیرفت.
در میدان جنگ، بعد از جنگ شجاعانهای که کرد دودستش از پوست آویزان شد و او را اسیر کردند و به نزد عمر سعد بردند، عمر به او گفت: نافع بین چه بلایی بر سرخود آوردی؟ در حسین (ع) چه دیدی؟ تو چه کم داشتی که دنبال او به راه افتادی؟
نافع به او گفت: من تاکنون عدهی زیادی از یارانت را کشتم، به آن خدا و آن حسین (ع) غریب، سرسوزنی پشیمان نیستم، اگر دست من را بازکنی با دست راست، دست چپم را بلند میکنم و چنان بر سرت میزنم که تو را بکشد.
عمر سعد دستور داد سر او را از بدنش جدا کنند. نافع بسیار خوشحال شد و گفت: خدایا حمد تو را است که برآورده کردن آرزوی من را به دست بدترین خلق قراردادی .
وقتی میخواستند سر او را جدا کنند به یک نقطه آنقدر خیره شد تا سرش از بدنش جدا شد. حال نافع به کجا نگاه میکرد؟!
در شب عاشورا امام به یارانش فرمودند: هرکدام از شما در لحظهی شهادت به هر شکلی که به شهادت برسید، مادرم فاطمه (س) با کاسهای از آب بهشتی منتظر شماست.
خصوصیات خاص امام حسین (ع)
امام حسین دو خصوصیت خاص دارند که احدی در عالم ندارد:
1- خدا ایشان را اسوهی صبر و شکیبایی و تحمل برای تمام عالم قرار داده است.
امام علی (ع): حسین جان! تو الگوی شایسته برای پیشینیان و آیندگان هستی.
2- تمام گرفتاران عالم بدانند که پایان هر ختم و دربسته، نام مقدس امام حسین (ع) است.
[2][1]زینب کبری از ولادت تا شهادت ، علامه سید محمدکاظم قزوینی