خداوند شهادت را برای حسین (ع) ویارانش نگاشت و آنها بهجانب خوابگاه خویش شتافتند و بسی برنگذرد که ایزد متعال، شما و ایشان را در مقام پرسش بازدارد و در پیشگاه عدل خود، داوری کند و آن روز بدانی که غلبه و پیروزی از آن کیست. (بخشی از گفتگوی حضرت زینب (س) با ابن زیاد در مسجد کوفه)
بزرگان و علماء توصیه میکنند که تا ایام اربعین حسینی همواره در مجالس روضه، به چند مسئله توجه داشته باشید:
*حضرت علیاکبر(ع)؛ در تمام ایام تا اربعین حسینی، متوسل به ایشان باشید، گاهی از ادب ایشان بگویید، گاهی از سخاوت، گاهی از مردمداری، گاهی از عبادت، گاهی از صوت قرآن ایشان، گاهی از نوع شهادت، گاهی از خدمتی که ایشان به امام حسین (ع) و اسلام کردند، گاهی از توسلاتش و … بگویید.
در حقیقت شما به وجودی توسل پیداکردهاید که امام زمان (عج) در زیارت ناحیهی مقدسه میفرمایند: “ای علیاکبر(ع) کاش خداوند در بهشت من را رفیق تو گرداند”.
مرحوم علامه مجلسی در کتاب خود جلاء العیون مینویسد:
علیاکبر(ع) در حُسن جمال و فضل و کمال، نظیر و مانند نداشته است. و بهصورت شبیهترین فرد به رسول اکرم (ص) بودناند و هرگاه اهل مدینه مشتاق لقای آن حضرت می شدند به نزد آن آقازاده میآمدند و به جمال باکمالش نظر میکردند.
*حضرت عباس (ع)؛ یکی از وجود مقدسی که تا اربعین بلکه هر زمان که حاجتمند شدیم، باید به آن متوسل باشیم ، وجود حضرت ابوالفضل بابالحوائج (ع) است.
مرحوم قاضی که یکی از علمای ربانّی است و نمونهای از شاگردان ایشان، علامهی طباطبایی صاحب تفسیر المیزان و مرحوم آیتالله بهجت از عرفای بزرگ بودند، میفرمودند: کانون رحمت واسعهی خداوند؛ رحمت آسمانی، زمینی، مادی، معنوی، بهشتی وتوام انواع رحمت خداوند، وجود مقدس حضرت سید الشهداء است و دروازهی ورود به این رحمت، وجود حضرت ابوالفضل بابالحوائج (ع) است.
ایشان میفرمودند: سالها ریاضت کشیدم، روزها دائم الصوم و شبها، به شبزندهداری و تهجد مشغول بودم، دائماً ذکر و اورادی داشتم که خداوند در دلم را باز کند تا در توحید الهی به مقام شهود برسم، اما نشد که نشد، چه شبها در حرم امیرالمؤمنین بیتوته میکردم تا فرجی برایم حاصل شود، تا اینکه در ایام زیارتی امام حسین (ع)، پابرهنه به حرم حضرت عباس(ع) مشرف شدم و بعد میخواستم که به حرم امام حسین (ع) بروم. در دالان پیرمردی جلوی من را گرفت و گفت: سید، تمام رحمت الهی در وجود امام حسین (ع) است و آن را مثل یک سماوری بدان که حضرت عباس (ع) در مَثَل بهمانند شیر این سماور است، هر چه میخواهی باید از مجرای این آقا (حضرت عباس) بخواهی. من هم بادلی شکسته بهطرف ضریح مطهر حضرت عباس(ع) حرکت کردم و سینهام را به ضریح چسباندم و ساعتی به همین منوال بودم و هر آنچه میخواستم در علم معنا کسب کنم در این مدت ایشان به من دادند، من به خود آمدم و دیدم که سه ساعت است که به همین منوال هستم، عقب آمده و به زیارت امام حسین (ع) رفتم و ایشان این علوم را برایم کاملتر کردند.
توسل ویژه به وجود مقدس حضرت عباس(ع)؛ از عالیترین توسلات به ایشان، خواندن حدیث کساء و بعد خواندن روضهی پنجتن به نیابت از ایشان، و همهی ثواب را به وجود ایشان هدیه کنید.
*روضهی وداع امام حسین (ع) با حضرت زینب (س)؛ یکی دیگر از نکاتی که تأکید بر آن شده است، خواندن روضهی وداع است که از روضههای بسیار داغ و اثرگذار است.
تمام ارباب مقاتل نقل میکنند که در لحظهی آخر، امام حسین (ع)، حضرت زینب(س) را صدا زدند؛ که عقیله ی بنیهاشم بیا که با توکار دارم. مدتی گذشت صدایی از خیمه شنیده نشد. خود حضرت زینب(س) چندجملهای را از آن گفتگو اینچنین بیان کردند:
برادرم به من فرمود: خواهرم در مصیبت من جامه چاک نکن تا مکشوف نگردی و موی سرت را پریشان نکن که باعث ذلت و خواری است. تو خواهر حسین (ع) هستی و دشمن نباید تو را خوار و ذلیل ببیند.
اما خواهر مهربان زمانی که بر زمین افتادم و سرم را بدنم جدا کردند و بدنم را زیر سم اسبان ماند و بدنم را روی زمین پراکندند، مانند کبوتری که بر شاخهی درخت نشسته و ناله میکند تو هم ناله بزن و همچون ابری آشکار در آسمان، پیاپی بر من اشک بریز اما صدا به گریه بلند نکن.
زینب جان، خواهرم، اطفال یتیمم چون در بیابان پراکنده شدند تو یتیمان من را مراقبت کن زیرا یتیمنوازی در روز قیامت اجر فراوان دارد.
ای خواهرم، اگر در وقت اسیری، طفلانم را بهتندی و ناهمواری برشترها سوار کردند و برانند، به محمل داران بگو و از آنان بخواه که به اطفال من ترحم کنند اگرچه اینان رحم به دل ندارند.
ای خواهرم اگر طفلانم بهانهی پدر را گرفتند، زینالعابدین پدر ایشان است و اگر بهانهی برادر گرفتند به آنها بگو که تمام مردان مؤمن که در طول تاریخ بر آنان گریه میکنند برادران ایشان هستند و اگر کودکانم بهانهی خانه و کاشانه را گرفتند به آنان بگو تمام آن دلهایی که در طول تاریخ برای آنان میسوزد، خانههای اطفال من هستند.
امام صادق (ع) بعدازاینکه مدت بسیار زیاد برای گریه کنندگان امام حسین (ع) دعا کردند، ادامه دادند: خدایا، جان و تن گریه کنندگان حسین (ع) را نزد تو امانت میگذارم تا آن روزی که همه در عطش فَزَع اکبر هستند آنها در کنار حوض کوثر از آن بیاشامند و در آن روز بزرگ تو حسابشان را آسان بگیر و داخل در بهشتشان کن که تو خدای بخشنده و مهربان هستی.
پاسخ به یک شُبهه
یکی از شبهاتی که در واقعهی کربلا مطرح میشود این است که چرا امام حسین (ع) کودکان را با و خود به کربلا آوردند، از امام محمدباقر(ع) که 5 ساله بودند تا حضرت رقیه که 3 یا 7 ساله بودند و تا کودکان دیگر؟
اطفال در کربلا، دوربینهای فیلمبرداری و عکسبرداری واقعه بودند. میدانیم که وقایع در کودکی بر دل نقش میبندد و دیگر فراموش نمیشود.
حضرت زینب (س) بعد از واقعهی عاشورا حدود 5/1الی 3 سال زنده بودند و در این مدت به نقل واقعه پرداختند اما امام محمدباقر (ع) حدود 52 سال بعد از واقعهی عاشورا زنده بودند و ایشان که با دقت اتفاقات را دیده بودند و برای حدود دو نسل وقایع را بیان کردهاند.
ودایع امامت
جبرئیل خدمت رسول اکرم (ص) آمد و صندوقچهای را از جانب خداوند، خدمت ایشان آورد و عرض کرد: یا رسولالله، در این صندوقچه 12 پرونده است، در لحظهی آخر عمرت پروندهی علی(ع) را به او بده و صندوق را هم امانت در نزد او بگذار تا علی(ع) هم در هنگام وفات همین کار را انجام داده و هر امامی طبق پروندهاش عمل کند.
در زمان وداع امام حسین (ع)، امام سجاد(ع) بسیار بیمار بودند و حضرت زینب (س) نیز گرفتار 85 زن و کودک است، و در ضمن در کربلا قرار است همهچیز غارت شود، امام حسین (ع) دختر بزرگ خود فاطمه را صدا زد که بارها دربارهی ایشان فرموده بودند که بسیار شبیه مادرم فاطمه (س) است، این دختر بسیار بصیر و آگاه و مرتبط با آسمان است، امام این صندوقچه را که حاوی ودایع امامت است به این دختر بزرگوار سپرد.
این ماجرا را امام محمدباقر(ع) نقل کرده است و ایشان تمام وقایع را به همین ترتیب به امام صادق(ع) انتقال داده است.
پس ماجرای کربلا به این دلیل امروز صحیح و سالم به دست ما رسیده است که ناقلین آن 2 امام بزرگوار؛ امام سجاد و امام محمدباقر (ع) هستند.
امام سجاد (ع) مبلغ عاشورا
خداوند شهادت امام سجاد (ع) را حدود 35 سال بعد از واقعهی عاشورا در روز 12 محرم قرارداد که تا شور حسینی در وجود مردم است با مسئلهی شهادت امام سجاد (ع) برخورد کنند و یکدفعه مباحث از امام حسین (ع) به سمت حضرت سجاد(ع) بیاید، زیرا امام وظیفه بسیار بزرگی بعد از عاشورا داشتند و آن تبلیغ حادثهی عاشورا بود.
یکی از روشهای تبلیغی امام، گریه بود. امام با هر بهانهای گریه میکردند. حال چرا؟
دین برای بقایش به دو چیز نیاز دارد: خون و اشک.
هر زمان خون با اشک قاتى شود مایعی درست میشود به نام آب حیات که آب زندگانی حقیقی است. حسین (ع) برای بقای اسلام خون خود را داد و امام سجاد (ع) اشک.