کربلا رفتی صاف حرم نرو از حرم حضرت عباس علیهالسلام اذن دخول بگیر، هفت مرتبه از حرم عباس علیهالسلام و حرم امام حسین علیهالسلام هروله کن، سپس برو حرم امام حسین علیهالسلام و عرض ادب کن.
این روضه نشستنها و آمدنها و عرض ادب کردنها، خدا میداند که چه رحمتهای برای ما دارد. در این زمینه امام صادق علیهالسلام میفرمایند: اگر گریه کن و مجلس نشین امام حسین علیهالسلام میدانست که در مجلس امام حسین علیهالسلام مورد چه عنایات و رحمتهایی قرار میگیرد دل نداشت تا قیام قیامت بلند شود، او میگفت: خدایا همه زندگی مرا ازاینجا به عالم قیامت وصل کن.
چه شده، که ما مجلس نشین امام حسین علیهالسلام هستیم؟
آیتالله خوانساری، عارف، زاهد، عالم بودند و ناراحتی در ناحیه معده داشتند و باید عمل میکردند پزشکان میگفتند که باید آقا را بیهوش کنیم؛ ولی ایشان اجازه نمیدادند و میگفتند: من مجتهد هستم؛ وقتی مجتهد بیهوش بشود برای یکی دو ساعت تکلیف مقلدین او نامعلوم است. دکترها گفتند: پس عمل نمیکنیم. آقا فرمودند: شما کار خودتان را انجام دهید، ولی پزشکان میگفتند: مگر میشود که شمارا بیهوش نکرده گوشت و پوستتان را پاره کنیم. آقا فرمودند: من تعهد بدهم برای شما کافی است؟ هیچ دکتری شروع نکرد ولی یکی از آنها گفت: شروع میکنیم آخ که گفت او را بیهوش میکنیم. آقا فرمودند: زمانی که شروع کردید به من بگویید، گفتند: میخواهیم شروع کنیم، آقا شروع به خواندن قرآن کردن
بسمالله الرحمن الرحیم قد افلح المومنون … پوست و گوشت را پاره کردند به معده رسیدند. کارشان را تمام شد. بخیه کردن و گفتند آقا تمام شد، ایشان سوره را تمام کردند: صدق الله العلی العظیم و صدق رسول الله …
ایشان سه مرتبه تمام نمازهایشان را از اول خوانده بود، میگفتند: نکند حضور قلب در نمازم نبوده باشد. با تمام احوالاتی که داشت وقتی از دنیا میرفت، روبهقبله کرد و گفت: خدایا دارم میآیم و دستم خالی است و فقیرم، محتاجم …. به خودت قسم جز نشستن در روضه امام حسین علیهالسلام و گریه بر ایشان چیزی ندارم،…
چه چیز است که انسانهای فهمیده با این احوالات اینجا را میشناسند، طول سال چقدر اشک ریختی، کسی بهت حرف زد، غم دیدی هرقدر اشک ریختی همه رفتهاند؛ امروز که گریه میکنی امام صادق علیهالسلام میفرماید: این اشکها را مَلَک در شیشهای جمع میکنند و تا به آسمان هفتم که ملائکه ایستادهاند میبرند و این شیشه را تا ملکوت و بهشت خلد میبرند و از آن آب حَیَوان میسازند.
چه شده که شما گریه کن امام حسین علیهالسلام شدهاید؟
امام صادق علیهالسلام: در دستگاه امام حسین علیهالسلام مردم شما هیچکارهاید و همهچیز دست مادرم حضرت زهرا سلامالله علیها است شب اول محرم مادرم کارها را تقسیم میکند که هرکسی چهکاری باید انجام دهد کی باید پول خرج کند؟ کی باید روایت بگوید و …
چرا خانم حضرت زینب سلامالله علیها فرمودند:
ما رایتُ الا جمیلا؛ (چیزی جز زیبایی ندیدم) اهانت به امام حسین علیهالسلام چه زیبایی دارد؟
حضرت زینب سلامالله به ابن زیاد لعنت الله فرمود: ابن زیاد این بلایی که شما بر ما نازل کردید بلای حُسن است؛ یعنی عالم هستی با خون حسین علیهالسلام زندگی یافت. در عالم دردمندان امام حسین علیهالسلام را صدا میزنند تا دردشان دوا شود. درراه ماندگان صدا میزنند و راهشان را پیدا میکنند و رستگار میشوند. حضرت زینب سلامالله علیها بصیر است ایشان میفرمایند: نتیجه عمل شما به سود ماست، پس این بلا حُسن است وقتی بلا میشود که نتیجه و ثمری نداشته باشد. ما در جامعه میخوانیم: سلام و دو رود من به بلای زیبایی که شما کشیدید.
پس ما چرا گریه میکنیم ؟
ما برای این گریه میکنیم که فرصتهای با ائمه بودن را از مردم دریغ کردند. چرا به مردم فرصت ندادند که کار خدایی را نهادینه کنند. قسمتی از گریه ما گریه تأسف است. خانم زینب سلامالله به ابن زیاد لعنت الله فرمودند: ای ابن زیاد تو بلا میبینی و من نتیجه آن را میبینم، ما به مقصودمان رسیدیم این سرهای عزیزان ما هست، خداوند شهادت را روزی و نصیب اینها فرموده است خداوند روز تو را و آنها را در مقابل هم قرار میدهد وان زمان خواهی دانست که حق با کیست؟ وای بر توای پسر مرجانه!!
مرد سخنور و خطیب به حرم خداوند وارد شد، امام صادق علیهالسلام را دید و گفت: جعفر بن محمد علیهالسلام شما دیگه چرا؟ شما که عالم و دانشمند و فقیه هستید شما آمدید و دور این کعبه را میزنید! از شما بعید است، امام فرمود: تو چرا آمدهای؟ گفت: من آمدم تماشا کنم و بخندم. امام فرمودند: من یک جمله به تو میگویم، من نمیگویم بهیقین قیامتی است، اما فکر کن اگر دنیا به همینجا محدود شد ما ضرر نکردیم، خوردیم، خوابیدم و خندیدیم و … اگر آنجا بودیم بُرد کردهایم و اگر نبود ضرر نکردهایم، تو به من بگو اگر قیامت باشد تو چه میکنی؟ تو که حیات را محدود به دنیا میدانی. بیان امام او را به فکر فروبرد و به منزل رفت و چند بار گفت: اگر باشد چه کنم؟! سکته کرد و مُرد.
حضرت زینب سلامالله علیها با این احوال خبرنگار کربلا بودند و در این احوال، تبلیغ برادرش را برعهدهگرفته و باید امر امام را احیا کند.
امام باقر علیهالسلام به زیارت پیامبر صلیالله علیه و آله رفتند. گروهی نشسته و گفتگو میکردند امام بر آنها وارد شد و گفت: جلسه تشکیل دادهاید. گفتند: بله، فرمودند: چه میکنید؟ گفتند: ما اینجا نشسته و از مناقب اهلبیت علیهمالسلام صحبت میکنیم، داریم از فضایل جد شما صحبت میکنیم، امام فرمودند: آخ که من جمع شمارا و کلامتان و بوی بدنتان و گفتگوی شمارا چقدر دوست دارم و بعد فرمودند: در آخر زمان زنان و مردانی میآیند که تمام لذاتشان در این مجالس است، کاش من در میان آنها بودم و با آنها نشسته و برخاست میکردم.
1 . امروز خط امام تبلیغ میخواهد در این تبلیغ باید زنان عاشورایی و اروپایی را معرفی کنیم.
2 . در تبلیغ چهره نفاق باید معلوم شود.
3 . در تبلیغی که حضرت زینب سلامالله کرده و در تبلیغی که امروز در مجالس امام حسین علیهالسلام بشود، معرفی مردم کوفه است و مقایسه با دنیای امروز.
مردم کوفه چه مشکلی داشتند؟ دو مسئله؛ مسئله مردم کوفه بود که باعث شد سر از بدن امام حسین علیهالسلام جدا کنند:
1-نداشتن گوش شنوا (پند و نصیحت نمیشنوید) مصداق بارز آیه؛ لهم قلوب لا یفقهون و لهم أعین لا یبصرون بها و لهم ء آذانٌ لا یسمعون بها اولئک کاانعام بل هم اضل اولئک هم الغافلون.
دل داشتد ولی کدام دل؟ دلی که برای بچه ششماهه نسوزد. اندیشه و خرد ندارند، نمیفهمند.
از خطبههای روز عاشورای امام حسین علیهالسلام: امام حسین علیهالسلام درحالیکه احوالشان را میدید رو به آنها کرد و گفت: دنیادار امتحان است و اهلش را برای مردن آفریده است. همهچیز به هلاک میرسد الا وجه الله و محمد صلیالله و آلش.
مردم! تمام تازههای دنیا به کهنگی میگراید و نعمتهایش از بین رفتی است یا دنیا را از ما زودتر میگیرند و یا ما را زودتر از دنیا میگیرند، شادیهایش به غم تبدیل میشود. دنیا خانهای ناپایدار است پس توشه بیندازید و فکر سفر باشید و بهترین توشه تقوا (ترس از خدا) است. از نافرمانی خداوند بپرهیزید شاید رستگار شوید. نتیجهای که میگیریم دنیا برای هیچکس باقی نمیماند دنیا وسیله است برای رشد مثبت و یا منفی – تا خدا میتوانید بروید تا قعر زمین هم میتوانید، تا دیدگاه شما چه باشد دید قارونی یا دید سلیمانی!!
جاذبههای زمین مدام در حال کمرنگ شدن است، تنها راه نجات از گرفتاریهای دنیا ترک گناهان است و در سایه تقوا باید از خطرات دنیوی بگریزیم.
وقتی امام اینها را میفرمودند؛ ملعونی گفت: سخن کوتاه کن، هوا گرم است، ما حوصله گوش کردن نداریم.