بسم الله الرحمن الرحیم

یا فاطمه الزهرا اغیثینی

ای مردم کوفه! نفس شما چه توشه‌ی زشتی برای شما در آن سرا ذخیره نهاد، و شمارا جاودانه در دوزخ جای داد. بعدازآنکه ما را کشتید بر ما می‌گریید؟ سوگند به خدا که به گریه‌ی بسیار سزاوار هستید. همانا ساحت خود را به عیب زشتی آلایش دادید که تا قیامت به هیچ آبی نتوان شست. چگونه قتل پسر پیغمبر و سید جوانان اهل بهشت شسته می‌شود. کسی را کشتید که پایمرد حرب شما و دستیار عقل شما و پشتوان صلح شما و طبیب جراحات شما و پناهگاه بلیّات شما بود. (خطبه‌ی حضرت زینب (س) در جمع مردم کوفه)

حدیث از امام رضا (ع)

امام رضا (ع) فرمودند: “هرگاه در مکانی که به نام امام حسین (ع) تشکیل می‌شود و در آن روضه‌خوان از مناقب جد ما حسین (ع) سخن می‌گوید و شما اشکی از چشمانت جاری می‌شود، به‌محض اینکه روضه‌خوان می‌گوید: “السلام علیکم و رحمت‌الله و برکاته” ، هرکدام از شما با بغل‌دستی خود مصافحه کند و بگوید زیارت قبول زیرا در آن لحظه برای شما ثواب زیارت کربلا نوشته‌شده است”.

روایتی از امام محمدباقر (ع):

 شخصی روز 23ماه رمضان خدمت امام محمدباقر (ع) رسید و بسیار ناراحت بود، امام علت را جویا شدند، او جواب داد: یک مسلمان یک سال آرزو می‌کند که ماه رمضان بیاید و در ماه رمضان آرزو می‌کند که شب‌های قدر به یاد و در بین این شب‌ها نیز آرزو می‌کند شب 23 که به‌احتمال بیشتر، شب قدر است، بیاید تا او احیا بدارد و نماز و دعا و قرآنی بخواند و از خداوند طلب استغفار کند تا بتواند روزی یک سالش را بگیرد، امام من دیشب خوابم برد و وقتی بیدار شدم دیدم اذان صبح است و نتوانستم احیا بگیرم و توبه کنم و آیا بدبخت‌تر از من کسی هست؟

امام در چهره او نگاه کردند و فرمودند: من در چهره‌ی تو چیزی بزرگ می‌بینم. تو دیشب کاری کردی که ثوابش بیش از احیاء شب‌زنده‌داران بوده است.

شخص عرض کرد: آقا من دیشب کاری نکردم، نه صدقه دادم، نه انفاقی کردم، نه نماز و توبه‌ای انجام دادم، من فقط خوابم.

امام عرض کردند: مگر نه اینکه دیشب کوزه‌ی آب سردی را بالای سرت گذاشتی و نیمه‌شب درخواستی و از آن آب نوشیدی و به یاد لبه‌ای عطشان حسین (ع) افتادی و گفتی: صل الله علیک یا اباعبدالله. تو گمان می‌کنی ضرر کردی بلکه با این سلامت، آنچه ثواب را که شب‌زنده‌داران بردند تو یکجا بردی.

3 نکته‌ی مهم

1) سلام به امام حسین (ع)، در طول زندگی سلام روزانه به امام حسین (ع) را فراموش نکنیم ، هر زمان که یادمان آمد سلام را عرض کنیم.

2) عرض صلوات روزانه به ائمه اطهار (ع)، هرروز هفته متعلق به هر امامی که هست، 100 صلوات هدیه به ایشان کنیم، شنبه‌ها 100صلوات هدیه به رسول اکرم(ص)، یک‌شنبه‌ها 100صلوات هدیه به امیرالمؤمنین و 100صلوات هدیه به صدیقه‌ی طاهره(س) و به همین ترتیب تا جمعه.

3) نشستن در مجالس روضه‌ی امام حسین(ع)، که این کار را جزء برنامه‌هایمان قرار دهیم.

شیخ عبدالکریم حائری که مؤسس حوزه‌ی علمیه قم بودند، زمانی که رضاخان روضه‌ها را ممنوع کرده بود، بسیار ناراحت بودند، شخصی به ایشان گفت: آقا روضه‌ی امام حسین (ع) یک مستحب است و تعطیل شدنش آن‌قدرها هم ناراحتی ندارد. آقا فرمودند: روضه‌ی امام حسین(ع) مستحبی است که هزاران واجب از دل آن بیرون می‌آید، واجباتی مثل نماز، روزه، امربه‌معروف و نهی از منکر، خمس، زکات، ظلم‌ستیزی، مردم‌داری…….

علامه‌ی طباطبائی صاحب تفسیر بزرگ المیزان فرمودند: انسان به کمال مطلق و بصیرت و بینش نمی‌رسد مگر در کربلا، در حرم امام حسین(ع) و یا در مجالس روضه‌ی ایشان.

حال چرا برای رسیدن به تکامل و ادب و بصیرت باید در روضه‌ها شرکت کرد؟

این امر به سخن‌ران و روضه‌خوان و گریه کردن ما نیست بلکه به نگاه و حضور و پذیرایی حضرت صدیقه‌ی طاهره (س) است، هم‌نشینی ما با ایشان در این روضه‌ها است که انسان را به کمال مطلق می‌رساند.

خطبه‌های اُسرای کربلا

جریان اسارت اهل‌بیت عصمت و طهارت بدین گونه بوده است که اُسرا را به کوفه و بعد شام بردند و در شام اُسرا آزاد شدند و به کربلا برای زیارت برگشته و مجدداً به کوفه آمده‌اند. در کوفه‌ی اول فقط حضرت زینب (س) خطبه خوانده و بقیه نساء طاهرت در برگشت به کوفه یعنی کوفه‌ی دوم، خطبه‌ایراد کرده‌اند. به چند دلیل:

1) در تمام ارباب مقاتل آمده است که امام سجاد(ع)در بین مردم ایستاده‌اند و خطبه خوانده‌اند درحالی‌که در کوفه‌ی اول امام دست‌وپایشان در غلو زنجیر بوده و پاها نیز به ناقه بسته‌شده بود.

2) در باب خطبه‌ی حضرت ام‌کلثوم (س) دختر کوچک‌تر امیرالمؤمنین، آمده است که ایشان از پشت پرده‌ی داخل محمل خطبه‌ایراد کرده‌اند و در اسارت در کوفه‌ی اول که اصلاً محملی در کار نبوده و همه‌چیز ازجمله عباهای نساء طاهرت به غارت رفته بود و فقط روسری سربند داشته‌اند.

3) در باب خطبه‌ی نورانی فاطمه بنت الحسین(ع) آمده است که بعد از خطبه‌ی ایشان زنان کوفه صورت می‌خراشیدند، اما در اسارت اول در کوفه دامن‌های زنان کوفه پُر از سنگ بود.

پس این خطبه‌ها به‌جز خطبه‌ی بی‌بی زینب کبری(س)، تماماً در کوفه‌ی دوم بعد از آزادی اُسرا ایرادشده است.

خطبه‌ی حضرت زینب (س)

خطبه‌ی ایشان شامل دو بخش است:

1) معرفی مردم کوفه

ایشان در بخشی از خطبه‌ای که در کوفه ایراد کردند، می‌فرمایند:

“شما مردم کوفه مثل سبزی‌هایی هستید که در منجلاب روئیده است “. 

در حقیقت ایشان معتقد هستند که شما مردمی آلت دست هستید که ریشه و اراده ندارید و روی عهد و پیمان خود نیستید و در حقیقت ظاهر زیبا دارید ولی مثل یک بچه، بازیچه‌ی دست دیگران هستید و اساس و بنیانتان خراب است.

” شما مثل نقره‌ای هستید که قبر را با آن تزئین کرده‌اند “.

یعنی جلای ظاهری دارید اما ترسناک هستید.

“شما مثل پیرزنی هستید که پشم را ریسیده و دوباره بعد از ریسیدن آن را پنبه کرده است”.

بیعت کردید و 18هزار نامه به‌سوی حسین (ع) فرستادید و او را به‌سوی خود فراخواندید اما سفیرش را کشتید و او را تنها و بی‌یاور گذاشتید.

“شما مثل عروسی هستید که در طول تاریخ توجه مردم را به خود جلب کرده‌اید اما عروسی که کچل و گردن‌دراز، بداخلاق، بدسیما و بدنما است”.

آوازه‌تان می‌پیچد اما به زشتی و بدی.

2) معرفی امام حسین و اهل‌بیت (ع)

با این بخش از خطبه حضرت می‌خواهد اشاره کند که بدترین کاری که شما مردم کوفه انجام دادید این بود: “شما میدانید که کدام پرده‌نشینان عصمت را از پشت پرده بیرون افکندید”.

ما را سوار ناقه کردید گویی نمی‌دانید که مردم نمی‌دانستند که دختر علی (ع) چگونه است و نساء طاهرت اهل‌بیت پیامبر (ص) را بدون عبا در چشمه‌ای همگان بیرون کشاندید.

مشکل مردم کوفه

یکی از مهم‌ترین مشکل مردم کوفه این بود که گوش شنوا برای پند و اندرز نداشتند.

دست‌کم 50 بار سر مطهر امام حسین(ع) درجاهای مختلف قرآن خوانده است. حال باید دید که چه چشم و گوش نابینا و ناشنوایی داشته‌اند که نمی‌فهمیدند.

حال باید دید که چه چیزی گوش آن‌ها را کر کرده بود؟

باید دانست که هر گناه اثرات مختلف دارد اما یک اثر خاص و ویژه دارد. به‌طور مثال در حدیثی از پیامبر(ص) آمده است که دروغ گفتن، عمر انسان را کم می‌کند.

رسول اکرم (ص): یک‌درهم ربا گناهش مانند هفتاد مرتبه زنا با محارم است.

 قطع رحم موجب جوان‌مرگی و حبس شدن دعا می‌شود.        

گوش کردن به سخن حرام (غیبت، تهمت، لهو و لعب شنیدن) عذاب برزخی را زیاد می‌کند.

شخصی خدمت امام صادق (ع) آمد و عرض کرد: همسایه‌ای دارم که هم ساز میزند و هم‌آواز می‌خواند و من وقتی به دستشویی می‌روم و صدای او را می‌شنوم و دوست دارم کمی بیشتر بنشینم گوش دهم .

امام این آیه‌ی قرآن را خواندند: إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولـئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً

گوش و چشم و دل (که وسیله علم‌اند) از همه این‌ها پرسش خواهد شد.

شخص گفت: گویا اصلاً این آیه‌ی قرآن را نشنیده بودم، می‌روم و میگویم استغفرالله ربی و اتوب الیه.

امام فرمودند: فکر می‌کنی به همین سادگی است، اول برو غسل کن، بعد دو رکعت نماز بخوان و به درگاه خداوند گریه و التماس کن و گردن‌کج کن و بخواه که تو را بیامرزد و اگر با این علاقه که به شنیدن صدای حرام داشتی، می‌مردی عذاب برزخی بسیار سختی داشتی.

حال این چه گناهی است که گوش را کر می‌کند؟

امام حسین(ع): خوردن لقمه‌های حرام گوش را در مقابل شنیدن سخن حق کر می‌کند.

ریزش پول‌های معاویه و لقمه‌های حرام که سر سفره‌ها آورده شد، شمشیر شد بر گلوی پسر فاطمه(س).