بسم الله الرحمن الرحیم

یا فاطمه الزهرا اغیثینی

خواهم که  بوسه‌ات زنم  اما  نمی‌شود         جایی برای بوسه  که  پیدا  نمی‌شود
لب را به هم بِزَن و نفس زَن که هیچ‌چیز            شیرین‌تر از  شنیدن  بابا  نمی‌شود

این پیرمرد بی تو  زمین‌گیر   می‌شود            بی‌شانه‌ی تو  مانده  اگر  پا نمی‌شود
هر عضو را که دیده‌ام  گشوده است           جز چشم تو که  بر رخ من وا نمی‌شود
خشکم زده   کنار تو  و  خنده‌هایشان           خواهم  بلند  گردم  ازاینجا نمی‌شود
ای  پاره‌پاره  تن  ز  دل  پاره‌پاره‌ام                گفتم   بغل  کنم    بدنت  را    نمی‌شود
باید کفن به  وسعت  یک  دشت   آورم              در  یک کفن که  پیکر تو جا  نمی‌شود
حجله  گرفته  پای   تنت  مادرم   ببین               اشکم  حریف  گریه‌ی  زهرا  نمی‌شود

خداوند در قرآن مجید یا در لسان پیامبر(ص) ثواب هر عملی اعم از واجب و یا مستحب را مشخص و معلوم کرده است، به‌جز دو عمل که علم میزان ثواب آن‌ها عندالله است فقط خداوند متعال می‌داند:

1) ثواب روزه‌ی ماه رمضان که خداوند می‌فرماید: روزه‌ی ماه رمضان برای من است و اجرش را خودم می‌دانم.

2) ثواب گریه بر امام حسین(ع) که هیچ‌کس آن را مشخص نکرده است.

در روایات داریم که “در قیامت به دست عده‌ای گوهری می‌دهند و به او می‌گویند که بهشت تو بستگی به ارزش این گوهر دارد، او این گوهر را یکی‌یکی خدمت انبیاء بزرگ از آدم تا نوح و بقیه می‌برد و آنان این گوهر را نمی‌شناسند تا خدمت رسول اکرم(ص) می‌آورد، ایشان می‌فرماید: این گوهر برای امت من است اما متعلق به فرزندم حسین (ع) است، خدمت او برو تا قیمتش را تعیین کند. وقتی حسین (ع) را می‌یابد، امام می‌فرماید: خدایا این گوهر، گریه و اشکی است که به خاطر من از چشمش ریخته است. خدا می‌فرماید: ارزش و قیمت آن را تعیین کن تا به او بپردازم. امام می‌فرماید: شما تعیین کن. خدا می‌فرماید: او را ببخشم کافی است، بهشت بدهم کافی است، سفره‌ای برای او در بهشت بیندازم کافی است، تاج کرامت به او بدهم کافی است، اجازه‌ی شفاعت به او بدهم کافی است، امام در هر مورد می‌فرمایند: خدایا بیشتر می‌خواهم. خدا می‌فرماید: حسین جان خودت بگو.

حسین (ع) می‌فرماید: خدایا امروز جز به همسایگی خودم رضایت نخواهم داد زیرا در دنیا در همه حال دنبال پرچم من گشت تا من را پیدا کند”.

روزی شخصی خدمت امام جعفر صادق(ع) رفت، امام به ایشان فرمودند: ای داوود سلام ما را به تمام دوستان ما برسان و بگو خدا رحمت کند آن بنده‌ای را که با دیگری جمع شوند و امر ما و ذکر نام ما و مصائب ما را زنده کنند و سومی‌شان مَلَکی خواهد بود که با آن‌ها می‌نشیند و برای  آنان استغفار می‌کند، وقتی آن دو نفر می‌روند مَلَک همچنان استغفار می‌کند تا جلسه‌ی بعدی شود و اینان برگردند. ای داوود جمعی بافضیلت تر و نورانی‌تر و عالی‌تر و خوشگل‌تر از جمع ما ائمه نیست، و رتبه‌ی پایین‌تر از آن، جمع شیعیان ماست که می‌نشینند و از ما سخن می‌گویند.

در روایت است که: آنانی که عادت کرده‌اند محرم به محرم در مجالس روضه‌ی امام حسین(ع) شرکت کنند، وقتی از دنیا می‌روند خدا به شکلشان مَلَکی می‌آفریند تا به نیابت از او در مجالس شرکت کند.

شخصی خدمت امام جعفر صادق(ع) رسید و عرض کرد: آقاجان من یک کنیزی دارم که مثل ما، شمارا دوست ندارد و میانه‌ی خوبی با شما ندارد و اهل‌بیت را خوب نمی‌شناسد، گاهی که خطا می‌کند و من می‌خواهم او را تنبیه کنم او به من می‌گوید: تو را به آن آقایی که اسمش را در خانه می‌آورید و گریه می‌کنید، من را ببخش. امام دستانش را آن‌قدر بالا آورد که سفیدی بازو مشخص شد و فرمود: خدا رحمت کند چنین خانواده‌ای را که اسم جدم حسین(ع) آن‌قدر در آن احترام دارد.

3 نکته‌ی مهم

به‌منظور اینکه این گریه‌های ما موجب پیوند معنوی با امام حسین (ع) شود، در زمان غیبت در مسیر طاعت و عبادت خدا، بعد از انجام واجبات چند موضوع را سرلوحه‌ی زندگی خود قرار دهیم:

1) دائماً ذکر خدا را داشته باشیم، با هر چه که می‌توانیم. گاهی با زبان، گاهی بادل و گاهی با عمل.

2) هرگز صلوات بر پیامبر(ص) و اهل‌بیت را فراموش نکنیم زیرا تمام اعمال ما مثل: نماز،روزه، حجاب، ذکر، دعا……به‌شرط ایمان موردقبول است اما صلوات عملی است که شرط ایمان ندارد.

3) انس با قرآن مجید، بالأخص با سوره‌ی حمد. این سوره اولین سوره‌ای است که ترجمه شد آن‌هم توسط سلمان فارسی، و بزرگان می‌گویند که نمی‌توان حسین(ع) را شناخت مگر با شناخت سوره‌ی حمد.

دسته‌بندی شیعیان و محبان حسینی

مردم در رابطه با ایشان سه دسته هستند:

1) کسانی که امام را دوست دارند و با زبانشان هم ایشان را صدا می‌زنند و خسته هم نمی‌شوند و تمام عمر این محبت رادارند اما صرفاً با زبان.

2) کسانی که با زبان این را صدا می‌زنند و در دل نیز محبت ایشان رادارند و در ضمن مُتَصِف به صفات حسینی نیز هستند و از هزار صفت ایشان حداقل چند صفت ایشان را دارا هستند. امام اهل احسان، بخشش، اطعام، راست‌گویی، خداترسی، یتیم‌نوازی، دردمند جامعه، دردمند دین، صدق، باادب و … بودند.

برای اینکه بفهمی چقدر مُتَصِف به این صفات حسینی هستی، باور کن که وجودت کربلاست و تمام بدی‌هایت شمر و خوبی‌های اخلاقت، حسین(ع) است، هر شب، آخر شب حساب کن که امروز در کربلای وجودت، شمر پیروز شده یا امام حسین(ع).

3) کسانی که برای حسین(ع) سوختند، سوخته‌های ایشان کسانی هستند که طعم دنیا را نچشیده‌اند. اول کسی که برای ایشان سوخت حضرت عباس(ع) بود و هیچ‌کس به‌اندازه‌ی ایشان برای حسین(ع) نسوخت.

مُتَصِف شدن به صفات حسینی

برای رشد دادن صفات حسینی، باید سوره‌ی حمد را فهمید. باید از خود پرسید که چرا از میان آیات قرآن، فقط این 7 آیه‌ی قرآن واجب است که روزی چند بار در نماز خوانده شود.

– حمد پایه و اساس قرآن و ام‌الکتاب است. امام حسین(ع) نیز پآیه‌ی امامت نه‌گانه است.

– اول حمد ستایش و میانه‌اش اخلاص و پایانش، نیایش خدا است. امام حسین(ع) نیز وقتی به دنیا آمد به حال سجده و در حال ستایش خداوند و با اخلاص زندگی کردند و به حال نیایش خداوند شهید شدند.

بیش از 6000آیه‌ی قرآن در این 7آیه‌ی سوره‌ی حمد جمع شده است:

1)بخشی از قرآن شامل حمد، تمجید، تسبیح، تقدیس، تهلیل، شکر، ثنا و تکبیر خداوند است که همه‌ی آن‌ها در کلمه‌ی حمد  جمع شده است.

2) بخش عظیمی از قرآن درباره‌ی روزی‌ها، اِنعام، احسان و اِکرام بندگان خداست که همه در کلمه‌ی رحمان جمع شده است.

3) بخش دیگری از قرآن درباره‌ی رحمت، عفو، نزول رحمت، ببخش خدا، آمرزش خداست که همه در کلمه‌ی رحیم جمع شده است.

4) بخش دیگری از قرآن درباره‌ی اثبات قدرت خدا، بقا و سرمدیت خدا، سلطنت، حاکمیت خداست که همه در کلمه‌ی مالک جمع شده است.

5) بخش دیگری از قرآن درباره‌ی مواقف قیامت، مقام‌های قیامت، نعمت‌های و کرامات آخرت، احوال بهشت و بهشتیان از خوراک‌ها تا خنده‌ها، احوال دوزخیان، خوراک جهنمیان، رنگ آتش، زفیرجهنم، حساب، میزان و صراط که همه در کلمه‌ی یوم‌الدین جمع شده است.

6) بخشی از آیات قرآن درباره‌ی عبادات و کیفیت آنان مثل نماز، روزه، زکات، حج، حجاب، جهاد که همه در کلمه‌ی ایاک نعبد جمع شده است.

7) بخشی از آیات قرآن درباره‌ی استمداد طلبیدن است مثل توکل، فتح، و پیروزی، توفیقات الهی و تفویض است که همه در کلمه‌ی ایاک نستعین جمع شده است.

8) قسمتی از آیات قرآن درباره‌ی هدایت است، هدایت یابی، ارشاد شدن، دعا کردن، سؤال از خداوند، التجاء و ابتهال به خداوند و تقاضا از خداوند است که همه در کلمه‌ی اِهدِنا جمع شده است.

9) قسمتی از قرآن در باب حلال‌ها و حرام‌هاست، خوراک حلال، سخن حلال، و حرام‌ها و شرایع و احکام آن است مثل احکام مردن، ازدواج، طلاق، بچه‌دار شدن، شیر دادن که همه در کلمه‌ی صراط المستقیم گنجانده‌شده است.

10) قسمتی از آیات قرآن درباره‌ی انسان‌های خوشبخت است مثل انبیاء و صلحاء و درجات آنان که همه در کلمه‌ی انعمت علیهم گنجانده‌شده است.

11) بخشی از قرآن در باب افراد لجوج و خودپرست مثل ابوجهل‌ها، ابولهب ها، قارون‌ها و اخبارشان، کفران نعمتشان، افراد تکذیب کننده‌ی انبیاء، اصرارکنندگان بر گناه است که همه در کلمه‌ی غیرالمغضوب علیهم گنجانده‌شده است.

12) بخشی از قرآن درباره‌ی فرعون‌ها، یهود و نصاری لجوج، مشرکین، گمراهان است که همه در کلمه‌ی الضالین گنجانده‌شده است.

حال اگر کسی سوره‌ی حمد را بخواند و تا همین حد از ظاهر آن بفهمند، به عدد هر حرف آن، خدا پاداشی برتر از دنیا و آخرت به او می‌دهد.

حال باید پرسید که چه کسی حسین(ع) را می‌شناسد. باید بدانی که کربلای حسین(ع) عرش است و ما انسان‌ها وجودمان فرشی و خاکی است. تو وقتی با پا و زبان و دست و وجود فرشی‌ات به کربلا می‌روی نمی‌توانی وجود حسین(ع)و کربلای عرشی او را بفهمی و باید با ابزار عرشی وجودت به‌سوی حسین(ع) بروی.

عقل، هوش، روح، قلب، ابزار عرشی است که باید با آن‌ها حسین(ع) را بشناسی.

حال اگر با این شرایط یک قطره اشک برای حسین (ع) بریزی، ثوابی هم پای فهم سوره‌ی حمد را به تو می‌دهند.