بسم الله الرحمن الرحیم

یا فاطمه الزهرا اغیثینی

ای سر که به نِی چون دم عیسی داری                                       گاهی به تَکَلُم لب موسی داری

انگشت‌نما، هلال  آسا داری                                                  گردیده تَجَلیَّت جلاء دل من

یک‌دم نظری نمای سوی محمل من

در حیرتم امشب به کجا مهمانی                                                          در خاک تنور گویا پنهانی

فردا تو به شاخ نخل آویزانی                                                   هر جا که روی هست دلت مایل من

با رأس تو یک آه بود حائل من

ای ماه من ،ای هلالم ، ای نخل امید                                         موی سیه از داغ تو هم گشته سفید

زینب به کجا شام کجا ، بزم یزید                                                        هرگز نشود علاج این مشکل من  

دائم به خرابه‌ها بود منزل من

یکی از عرفا می‌گفت: روزی درراه‌ی می‌رفتم و با سید بزرگواری هم‌سفر بودم و معنای این جمله را از او پرسیدم که: خداوند بلندمرتبه، غیر از خدایی خودش یعنی قدرت آفرینش خود، همه‌چیزش را در اختیار امام حسین(ع) قرار داده است. آن سید بزرگوار فرمود: این‌گونه تصور کن که روزی پادشاهی به خانه‌ی پیرزنی فقیر می‌رود و پیرزن که نمی‌داند که آن شخص گرسنه که به خانه‌ی او آمده است، پادشاه است، شیر تنها گوسفندی را که دارد می‌دوشد و به او می‌دهد و گوسفند را هم قربانی می‌کند تا شکم مهمان خود را سیر کند. روزی پیرزن به شهر می‌آید و متوجه می‌شود که آن شخص پادشاه است، حال سؤال من این است که پادشاه چه بکند که جبران کاری که پیرزن انجام داده، بشود؟

عارف می‌گوید: من گفتم که مقدار زیادي گوسفند به او بدهد، اموال زيادي به او بدهد، صدارت و وزارت به او بدهد، هر چه كه گفتم آن سيد گفت: جبران نمی‌شود، زيرا آن پيرزن هر چه كه داشت در طبق اخلاص گذاشت و به پادشاه داد پس آن پادشاه نيز هرچه كه دارد را بايد به پيرزن بدهد تا جبران شود. امام حسين (ع) نيز آنچه داشت درراه خدا و براي خداداد، پس خدا نيز غير از مقام آفرينندگي خود هر چه دارد به او داده است.

امام صادق(ع) می‌فرماید: هر كس در مصائب ما؛ اهل‌بیت،‌ يك قطره اشك از چشمش جاري شود، هر كس بشنود خون‌هایی كه از ما ريخته شده و براي آن خون‌ها يك قطره اشك بريزد، هر كس بشنود حقوقي كه از ما غصب شده است و بر آن گريه كند، هر كس بشنود چه حرمت‌هایی از ما هتك شده است و بر آن گريه كند، و هر كس دلش بسوزد به حال شیعه‌ی گرفتار ما، خدا او را در بهشت می‌برد و در آنجا مُخَلَّد می‌کند.

امام محمدباقر(ع) می‌فرمایند: آن‌کسانی كه در مجالس حسيني، دورهم می‌نشینند و حديث و روايت و تفسير قرآن می‌کنند و از مناقب ما می‌گویند، و دلشان می‌شکند و قطره اشكي می‌ریزند، دست‌کم از در كه بيرون می‌روند مَلَكي به شانه‌ی او می‌زند كه تا امروزت را خدا بخشيد، تو باش و از امشب نامه‌ی سفيد عمل.

يكي از دلايل اين بخشش برمی‌گردد به نيّتي كه به خاطر آن به اين مجالس می‌آییم، ما به اين مجالس قدم می‌گذاریم تا با شنيدن احاديث و روايات و معارف قرآني به بينش و معرفتمان افزوده شود و اين مهم‌ترین كاري بود كه امام حسين (ع) در كربلا كردند، كه بينش مردم را بالا ببرند. امام حسين(ع) كارش اين بود كه كمك كند كه ما خدا را به زيبايي و نورانيت و آشكارايي ماه شب چهاردهم بشناسيم و بعدازاین شناخت به سراغ برقراري ارتباط صحيح با اين خدا باشيم.

امام صادق(ع) فرمودند: شمارا به دو كار سفارش می‌کنم، يك اينكه نسبت به خدا كثير الرجوع باشيد، يعني در هر كاري كه می‌خواهی انجام دهي اول به ياد خدا باش، به همين دليل است كه در اسلام براي هر كاري كه قصد انجام آن راداری آداب و دعا وجود دارد. تمام ائمه نسبت به خداوند بسيار كثيرالرجوع بودند و در اين ميان امام حسين(ع) ضرب‌المثل بودند. زماني كه ايشان خواستند مكه را به‌قصد عراق ترك كنند، پشت مقام ابراهيم رفتند و دو ركعت نماز بجا آوردند و بعد به سجده رفته و اين دعا را خواندند:” عُبِيْدُكَ بِبابِك، خُوَيْدُكَ بِبابِك، وَ سائِلُكَ بِبابِك؛ خدايا كمترين بنده ي تو آمده است و تو را صدا می‌زند، خدايا غلام درگاهت به در خانه‌ات آمده است. حتماً بعد از يكي از نمازهايت به سجده برو و اين دعا را بخوان. كمترين چيزي كه براثر مداومت بر اين دعا به تو می‌دهند اين است كه حجاب‌ها و کدورت‌های قلبت از دلت بيرون می‌رود.

امام صادق(ع) در ادامه‌ی حديث می‌فرمایند: دوم اينكه عزت خواهي ات فقط از خداوند باشد. اگر عزت و سربلندي می‌خواهی بدان كه تمام عزت‌ها در دست خداست. «مَن كان یُریدُ العِزَةِ فَلِلهِ العِزَة جمیعاً»؛ (بقره/273).

براي آبرو و عزت و بی‌نیاز بودن، عادت كن صبح به صبح بگو: اَلْعَزيزُبِغَيْرِ اللهِ الذَليل، كسي كه به دنبال عزت از غير خدا باشد، آخر ذليل می‌شود. آن‌قدر اين ذكر را بگو تا ملکه‌ی ذهنت شود.

حال بايد دانست كه عزت واقعي در اطاعت و بندگي خداوند و معرفت به عظمت و سلطنت اوست به‌شرط اينكه رابطه‌ام را با خداوند متعال درست كنم.

امام صادق(ع) می‌فرمایند: چنان شو كه رابطه‌ات با خداوند و رابطه‌ی جميع عبادات و اطاعاتت، به صافي و زلالي و پاكي باراني باشد كه هنوز به زمين نرسيده است.

باران تا زماني كه به زمين نرسيده بسيار پاك و تميز است اما به‌محض اينكه بر روي زمين آمد و روي زمين جاري شد آلوده به تمام کثیفی‌هایی می‌شود كه درروی زمين است. امام می‌فرمایند كه مگذار عباداتت و اطاعاتت آلوده به رذایل و صفات بد شود.

امام صادق(ع) می‌فرمایند: “وقتي خودت و عملت را از غير خداوند پاك كردي، در خدا مُضْمَحِل می‌شوی و چيزي غير از خدا از تو ديده و شنيده نمی‌شود”.

نکته‌ی مهم

چهار چيز را با چهار چيز بشوريد:

ظاهرت را وقتی‌که به گناه و معصيت آلوده شد با اشكي كه از خوف خدا از چشمت جاري می‌شود بشور. زبانت را با ذكر خداوند بشور؛ بالاترين ذكر نزد خداوند متعال،‌ تلاوت قرآن است. جهت اينكه دلت زنگار نگيرد و به جهت كسب روزي فراوان حلال، بی‌عدد روزانه سوره قدر را بخوانيد. گناهان خود را با توبه و استغفار بشوريد. پيامبر اكرم(ص) هرکجا می‌نشستند حتي يك مدت كوتاهي و بعد قصد رفتن می‌کردند،‌ هفتاد مرتبه استغفار می‌کردند از ايشان سؤال شد شما كه گناه نكردي، پس چرا استغفار می‌کنید؟ ايشان فرمودند: چون مردم به نزد من می‌آیند و از گناهانشان می‌گویند تا من به آنان راهكار دهم، شنيدن اين گناهان براي من سنگيني می‌آورد و به همين دليل استغفار می‌کنم. روح و دلتان را بشوريد با درك عظمت و بزرگي خداوند متعال.

حديث مهم از امام سجاد(ع)

از امام سجاد(ع) سؤال كردند كه چه شد عده‌ای در كربلا اين كارها و جنايات را انجام دادند؟

امام در جواب فرمودند: اينان خدا را فراموش كردند و كارشان به آنجا رسيد؛ وقتي خدا را فراموش كردند، خودشان را هم فراموش كردند و يادشان رفت كه آدم هستند و از گرگ درنده بدتر رفتار كردند؛  وقتي انسان خودش را فراموش می‌کند، تمام  همتش به اين است كه بيرون خودش را غني و تطميع و آرايش دهد،‌ و اين نتیجه‌ی كسي است كه از درون خالي شود و درواقع اين شخص معنا و معرفت و كمالاتي ندارد، اما ياران حسين(ع) مراقب بودند كه درون خود را پُر كنند و پُر كردند و خود را نجات دادند.