دلش دریا صدها کهکشان صبر غمش طوفان صدها آسمان ابر
دو چشم از گریه همچون ابر، خسته ز دست صبر ِزینب، صبر خسته
صدایش رنگ و بویی آشنا داشت طنین ِموجِ آیات خدا داشت
زبانش ذوالفقاری صیقلی بود صدا، آیینهی صوت علی بود
چه گوشی میکند باور شنیدن؟ خروشی اینچنین مردانه از زن
به این پرسش نخواهد داد پاسخ مگر اندیشهی اهل تناسخ :
حلول روح او، در جسم زینب علیِ دیگری با اسم زینب
زنی عاشق، زنی اینگونه عاشق زنی، پیغمبرِ قرآن ناطق
زنی، خون خدایی را پیامبر زن و پیغمبری ؟ اللهاکبر!
مرحوم قیصر امین پور
این روزها، روزهای سختی و اسارت حضرت زینب کبری(س) است. بعد از واقعهی عاشورا، مسئولیت عظیم آن بر دوش ایشان گذاشته شد. از کربلا تا کوفه قریب به 85زن و کودک جزء اُسراء بودند و در کوفه تمام اُسرا غیر بنیهاشم از کاروان جدا شدند و از کوفه تا شام که نزدیک به چهل منزل بوده است کاروان فقط شامل بنیهاشمیان است. در طول مسیر امام سجاد(ع) با اَحدی سخن نگفته است. در جلوی کاروان ناقهی امام سجاد(ع) حرکت میکرده و بعد بافاصله ناقهی حضرت زینب کبری(س) و بعد بافاصله ناقهی باقی زنان و در انتها ناقههای کودکان حرکت میکرده است. بیبی میفرمایند که در تماممسیر نگرانی از بچهها همراه من بود و حتی اجازهی برگشتن به پشت و احوالپرسی را هم نداشتیم. تا اینکه در طول مسیر نیزهای که حامل رأس مطهر امام حسین(ع) بود به زمین فرورفت و حرکت نکرد. علت را از امام سجاد(ع) جویا شدند، ایشان فرمودند: ببینید شاید یکی از کودکان به زمین افتاده باشد.
شاید به همین دلیل باشد که نام ایشان را ” زینب” نهادند، زینب دو معنا دارد: یکی به معنای زینت پدر است و دیگری به معنای درخت پرشاخ و برگ و سایهگستر است تا خستگان و درراه ماندگان عالم، در زیر سایهی آن بنشینند.
یکی از روضههای داغ امام حسین(ع)، روضهی رأس مطهر ایشان است. بر طبق سند معتبر، رأس مطهر در حدود 50 نقطه قرآنخوانده است؛ باوجوداینکه سر از بدن جدا بوده است اما از رگهای بریدهی امام، خون تازه میآمده و بر روی دستهی نیزه قطرات خوندیده میشد؛ هر چه سر امام را در نقاط مختلف با آب و گلاب شستشو میدادند اما همچنان لبهای امام خشکیده بوده است و اثر خشکی لبها از بین نمیرفته است؛ از لحظهای که رأس مطهر بر روی نیزه رفت تا زمانی که اُسرا وارد قصر یزید ملعون شدند، چشمان امام حسین(ع) باز بوده و تمام وقایع را با چشمهای خود مشاهده میکرده است.
(1) نشستن در مجالس روضهی ایشان همنشینی با ملائک مقرب الهی است.
“جعفر بن عفان نقل کرده است که روزی خدمت امام صادق(ع) رسیدم. امام فرمود: آیا مرثیهای از جدم حسین(ع) داری که بخوانی. من هم شروع کردم به خواندن، امام شروع کردند به گریه کردن و اهل مجلس نیز گریه کردند. و بعد امام صادق(ع) فرمودند: ای جعفر، به خدا قسم ملائک مقرب حاضر در مجلس از ما بیشتر گریه کردند و تعدادشان از ما هم بیشتر است، اینان میگویند: خدایا گناهانشان را ببخش و آنها را داخل در بهشت کن. ای جعفر، هر کس مرثیهای برای حسین(ع) بگوید و هر کس پای مرثیه، گریه کند، ملائکی بیشتر از جمعیت، در مجلس حاضر میشوند و باهم گریه میکنند و بعد دعا میکنند که خدایا گناهان او را بیامرز و او را در بهشت ساکن کن و سایر ملائک به دعای آنها آمین میگویند”.
(2) اجر گریه بر امام حسین(ع) بر عهدهی رسول اکرم(ص) است.
رسول اکرم(ص) فرمودند: بهحق خداوندی که جان من در دست قدرت اوست، خودم عزاداران حسینم را شفاعت میکنم و در بهشت نزد خودم جا میدهم.
(3) محل شفاعت حضرت زهرا(س) است.
حضرت زهرا(س) فرمودند: به عزت پروردگارم و بهحق پدرم و شوهرم و فرزندانم و بهحق خودم قسم میخورم که در قیامت بر در بهشت میایستم و سرم را برهنه و چشمم را گریان میکنم و از خدا میخواهم که گریه کنندگان بر حسینم را نجات دهد و داخل بهشت کند، و آنها را داخل بهشت میکنم و سپس خودم داخل میشوم.
(4) باعث نجات انسان در روز قیامت است.
روز قیامت تمام انبیاء از آدم و ابراهیم تا موسی و عیسی، همهی پیامبران میگویند: “رب نفسی” و در این واویل نیز عدهای میگویند: اَینَ الحسین(ع)، اینَ الفاطمه(س)، اَین المحمد المصطفی (ص)، و هر کس شعاری می دهد و کسی را صدا می زند.
امام صادق(ع) میفرمایند: کسانی که عاشقانه و عارفانه و خالصانه بر حسین(ع) گریه میکنند، در روز قیامت با خیال راحت وارد بهشت میشوند درحالیکه زیر لب میگویند: صل الله علیک یا اباعبدالله، و بقیه کمک میطلبند.
(5) گریه کنندگان بر حسین(ع)، تا وقتیکه مشغول گریه بر ایشان هستند، امام حسین(ع) در گوش جان آنها با آنها سخن میگوید.
امام در گوش آنان یک جمله میگوید: گریه کن من اگر میدانستی که خدا عوض این گریههایت و نالههایت چه چیزی قرار است به تو بدهد، هزار برابر گریههایت، شادی میکردی.
(6) گریستن بر امام حسین(ع)، باعث رضایت والدین از انسان میشود.
یکی از چیزهایی که باعث میشود بوی بهشت به کسی نرسد، عاق والدین است. امام صادق(ع): یکی از راههایی که والدینت را راضی میکند که از حقشان بگذرند، گریه بر حسین(ع) است.
قطعاً وقتیکه والدین ظاهری ما از ما ناراضی باشند، والدین حقیقی ما که پیامبر(ص) و حضرت زهرا(س) و حضرت علی(ع) هستند، نیز از ما ناراضی خواهند بود، و رفتن به مجلس امام حسین(ع) و گریه بر ایشان، و هدیه کردن ثواب آن به والدین ظاهری و حقیقی، باعث رضایت آنان از ما میشود.
در روایتی آمده است که روزی پیامبر اکرم(ص) بر روی منبر نشسته بودند و ناگهان امام حسین(ع) از در مسجد وارد شد درحالیکه پیامبر(ص) نگران زمین خوردن ایشان بودند، بلند شدند و حسین(ع) را روی زانوی خودروی منبر نشاندند و مرتب دستبهسر امام میکشیدند و بعد فرمودند: همانا این پسر من را بدجوری میکشند، خدایا قتل او را مبارک گردان (در خونش برکت بده) و او را سیدالشهدا قرار بده و خدایا ملعون کن قاتل و خاذل حسین(ع) را، امام حسین(ع) خود میفرماید: مردم در مسجد فریاد میزدند و گریه میکردند و صدای نهیب و فریاد و ضجهی جدم رسول خدا(ص) از همه بلندتر بود.
باید تلاش کرد تا از اعمالی که موجب دلمردگی میشود پرهیز کرد زیرا در غیر این صورت هیچیک از طاعات انسان قبول نمیشود.
رسول اکرم(ص) فرمودند: 10 چیز عامل دلمردگی است.
1) خدا را شناختید اما بهدرستی اطاعتش نکردید و در اطاعت خدا تعلل کردید.
2) قرآنخواندید اما به قرآن عمل نکردید.
امام علی(ع): آنکسانی که در دنیا قرآنخوان هستند، این آدمها وقتی مردند اگر به جهنم بروند، در جهنم آنها را به هم نشان میدهند و میگویند اینان در دنیا قرآن را مسخره میکردند.
3) ادعای دوستی با پیامبر(ص) را میکنید اما با فرزندانش دشمنی میکنید.
4) ادعای دشمنی با شیطان را کردید اما در عمل با او همراهی کردید.
5) ادعای علاقهمندی به بهشت را کردید اما عملی که شمارا به بهشت برساند را انجام ندادید.
6) ادعای ترس از جهنم را کردید اما با عملتان، خود را جهنمی میکنید.
امام حسین(ع): نان و خورشت سگهای جهنم، گوشت تن غیبت کنندگان است.
7) به خاطر اشتغال به عیبهای مردم، از عیبهای خودتان غفلت کردید و خودتان را اصلاح نکردید.
8) مرگ را قبول دارید اما برای این سفر آمادگی ندارید و برایش تدارک نمیبینید.
9) ادعای دشمنی با زرقوبرق دنیا کردید اما تمام همتتان برای همین دنیاست.
10) مردگانتان را دفن کردید اما از مرگ آنان عبرت نگرفتید.