گفت عباس ! سِرِّ این دستور چیست چشمه بر آب روان مأمور نیست
گفت سقا از پی آب آمدی من به قربانت چه بیتاب آمدی
من خودم مست شراب ساقیم از یم کوی ولایت باقیم
کل شی ءٍ حی ازآنرو گشتهام رستم از خود ، محو در او گشتهام
جوشدارم دمبهدم از جوش او تشنه باشم تشنهی یک نوش او
این طراوتها که بینی در من است جملگی از حاصل آن خرمن است
گر به مولایم رسانی جان من تا ابد سیراب گردد کام من
چون تو هم رودی از آن دریا شدی اینچنین آشفته سوی ما شدی
مشک را پر کن زمن مست توام دستتر کن ، عاشق دستتو ام
در گرفتاریهای دنیوی و مالی حضرت ابوالفضل علیهالسلام زودتر از ائمه دیگر جواب میدهند .
پسازاینکه کاروان اسیران وارد شام شدند، روز دوم صفر آنها را روانه مسجد جامع شهرکردند تا اجازه ورود به مجلس یزید صادر شود. در این خلال اتفاقات متعددی افتاده است که آنچه مربوط به حضرت زینالعابدین علیهالسلام است، برخورد یک پیرمرد شامی با ایشان است.
جناب سید ابن طاووس در کتاب مقتل خود به نام « اللهوف» آورده است:
هنگامیکه کاروان اسیران را به درب مسجد شام آوردند، یک پیرمرد شامی به نزدیک زنان و اهلبیت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام آمد و گفت:
خدا را سپاس میگویم که شمارا کشت و نابود کرد!! و یزید را بر شما مسلط ساخت! و شهرها را از مردان شما رهایی بخشید!! (در همین قسمت در امالی شیخ صدوق آمده است که پیرمردی از شیوخ اهل شام جلو آمد و گفت:
حمد خدای را که شمارا کشت و هلاک کرد و شاخ فتنه را قطع نمود و بعد هر چه توانست ناسزا گفت پس چون کلامش تمام شد علی بن الحسین علیهالسلام به او گفت: )
حضرت علی بن الحسین علیهالسلام به او فرمود:
ای پیرمرد! آیا قرآن خواندهای؟ گفت: آری.
فرمود: آیا این آیه را خواندهای «قل لااسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی » (آیه 33 از سوره شوری )
پیرمرد گفت: آری تلاوت کردهام.
امام سجاد علیهالسلام فرمود: ای پیرمرد! آیا این آیه را قرائت کردهای «واعلمو انما غنمتم من شی فان لله خُمسه و للرسول ولذی القربی (سوره انفال، آیه 41 )
گفت: آری علی بن الحسین علیهالسلام فرمود: قربی ما هستیم.
ای پیرمرد! آیا این آیه را قرائت کردهای؟ « انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهر کم تطهیرا »
آن پیرمرد گفت: آری علی بن الحسین علیهالسلام فرمود:
ای پیرمرد! ما اهلبیتی هستیم که به آیه طهارت اختصاص داده شدیم!
آن پیرمرد ساکت ماند و از آن سخن که گفته بود پشیمان شد، آنگاه روی به علی بن الحسین علیهالسلام کرد و گفت:
تو را به خدا سوگند، شما همان خاندان هستید؟
علی بن الحسین علیهالسلام فرمود:
به خدا سوگند، بدون شک ما اهلبیت عصمت و طهارت هستیم و بهحق جدمان رسول خدا صلیالله علیه و آله وسلم ما همان خاندانیم، در این هنگام آن پیرمرد گریست و عمامهاش را از سر گرفته و به زمین زد و سر بهسوی آسمان برداشت و گفت: خدایا! من از دشمنان آل محمد ( ص) خواه (اِنسیان باشند و یا از جنیان) به درگاه تو بیزاری میجویم.
سپس به حضرت عرض کرد: آیا برای من توبهای هست؟ علی بن الحسین علیهالسلام فرمود: آری، اگر توبه کنی خدا بر تو میبخشاید و تو با ما خواهی بود.
آن پیرمرد گفت:
من ازآنچه گفتم توبه میکنم. بعد که خبر این برخورد پیرمرد به یزید رسید دستور داد تا او را بکشند و کشته شد.[1]
در روایات در کامل الزیارات آمده است که روز عاشورا ملائکه فوج فوج می آمدند که از سیدالشهدا(علیهالسلام) برای نصرت حضرت اجازه بگیرند. حضرت نمیپذیرفت. چهار هزار ملک از ناحیه خدای متعال اذن گرفتند و برای نصرت حضرت آمدند، منتها دیر رسیدند. وقتی رسیدند که کار تمامشده بود. زمانی رسیدند که سیدالشهدا(علیهالسلام) به شهادت رسیده بود. نقل است که این چهار هزار ملک در کربلا ماندند و تا ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) آنجا هستند تا در کنار حضرت باشند. عجیب این است که این چهار هزار ملک، صبح و شب مشغول گریه هستند
آنقدر اینها بر امام حسین(علیهالسلام) گریه میکنند که وقتی ملائکۀ روز و شب پستشان عوض میشود و جایشان را تغییر میدهند، میخواهند با اینها بیایند و صحبت کنند؛ اینها طوری مشغول عزاداری هستند که مجال گفتوگو با این ملائکه نیست.و هر کس به زیارت قبر امام حسین علیهالسلام ، چون نزدیک کربلا برسد جند صنف از ملائکه به استقبال او آیند، که از آن جمله چهار هزار ملکاند که به یاری آن حضرت آمدند در روز عاشورا، و مأمور شدند که در همان زمین بمانند .[2]
چون زیارت کند حضرت به او نگاه میکند ، و در حقش دعا میکند ، از پدر و جدش میخواهد که از برای او طلب مغفرت نمایند .[3] و ملائکه برایش دعا میکنند و چون بخواهد مراجعت کند به وطنش بدرقه میکنند او را چند صف از ملائکه و همان چهار هزار ملک . [4]
زیارت امام حسین علیهالسلام یک شرط دارد و اینکه باید با قلبش به زیارت برود ، حتی اگر قلبش تاریک است باید با این دل برود و آن را نورانی کند و کربلا را نباید با پارفت .
هر کس بخواهد تعقییر کند به کربلا برود.
بیان معناى اصوات حيوانات توسط امام حسین (ع)
در ايام كودكى از امام حسين عليه السّلام ابن عباس از ایشان پرسید حسین جان این خروس چه میگوید. امام عليه السّلام در پاسخ ابن عباس گفت چرا از خروس میپرسی از جمیع پرندگان بپرس تا بگویم كه حيوانات هنگامى كه صدا میكنند چه میگويند. فرمود:
– كركس مى گويد: اى فرزند آدم! هر گونه كه میخواهی زندگى كن، ولى بدان كه عاقبت مرگ است.
– بازمیگوید: اى عالم به خفيّات و اى رفع كننده بلاها!
– طاووس میگوید: خدايا! به خود ظلم كردم و به زينتم مغرور شدم، پس مرا ببخش.
– خروس میگوید: هر كس خدا را شناخت او را فراموش نمیکند.
– مرغ میگوید: اى خدايى كه برحقی، تو برحقی و سخن تو حق است. يا اللَّه! يا حق!
– قرقى میگوید: به خدا و روز قيامت، ایماندارم.
– لاشخور میگوید: به خدا توكل كن كه او روزى میدهد.
– عقاب میگوید: هر كس از خدا اطاعت كند، سختى نمیبیند.
– شاهين میگوید: خداوند، پاك، منزه و حقّ است چه حقّى!
– جغد میگوید: انس در دورى نمودن از مردم است.
– كلاغ میگوید: اى روزى دهنده! روزى حلال برسان.
– دُرنا میگوید: خدايا! مرا از شرّ دشمنانم حفظ كن.
– لکلک میگوید: هر كس از مردم فاصله بگيرد، راحتتر است.
– اردك میگوید: آمرزش تو را خواهانم اى خدا!
– هدهد میگوید: چقدر شقى و بدبخت است كسى كه گناه میکند.
– قمرى میگوید: اى داناى به اسرار و پنهانها، اى خدا!
– كبوتر میگوید: تويى خدا و غير از تو خدايى نيست.
– زاغ میگوید: منزّه است كسى كه بر او چيزى مخفى نيست.
– طوطى میگوید: ياد خدا باعث مغفرت گناهان است.
– گنجشك میگوید: طلب آمرزش میکنم از گناهانى كه خدا را به خشم آورد.
– بلبل میگوید: «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ حقّا حقّا».
– كبك میگوید: قيامت نزديك است.
– بلدرچين میگوید: اى فرزند آدم! چه چيز تو را از مرگ غافل كرده است.
– مرغ شكارى میگوید: «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ و آله خيرة اللَّه».
– قمرى میگوید: «يا واحد يا احد يا فرد يا صمد».
– داركوب میگوید: خداى من! مرا از آتش نجات بده.
– چكاوك میگوید: خدايا! گناهان مؤمنين را ببخش.
– كبوتر صحرايى میگوید: خدايا! اگر مرا نبخشى، بدبخت میشوم.
– مرغ عشق میگوید: «لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ [العلىّ] العظيم».
– شترمرغ میگوید: معبودى بهغیراز خدا نيست.
– پرستو هنگام صدا كردن، سوره حمد را میخواند و میگوید: اى قبول كننده توبهکنندگان! اى خدا! حمد و ثنا براى توست.
امام صادق علیهالسلام فرمودند : كه كعبه را ازآنجهت كعبه نام نهادهاند، كه چهارگوش است. علّت چهارگوش بودنش نيز آن است كه در مقابل«بیتالمعمور» است كه آنهم چهارگوش است. بیتالمعمور چهارگوش شده، چون در برابر عرش است كه چهارگوش است. عرش چهارگوش شده، چون كلماتى كه اسلام بر آنها استواراست، چهار است: سبحانالله، الحمدالله، لا اله الّا الله والله اكبر. و تسبیحات حضرت زهرا سلامالله علیها هم این 4 ذکر است .
از اذکار مهم شب جمعه صلوات است .
شب جمعهشب رحمت است و حال که شب رحمت شد چه میشود ؟
1 . خداوند تمام دعاها را به خاطر رحمتش به اجابت میرساند .
2 . تمام توبهها را به خاطر نزول رحمتش میآمرزد .
امام صادق علیهالسلام : مردم دعای که روی زمین میکنید در زمین به اجابت نمیرسد یا در آسمان چهار و یا به عرش خدا باید برود که امضا شود و بیاید پائین و گاهی بین دعای شما تا آسمان موانع و حجابهای است که دعایت را برمیگردانند و شما با ذکر صلوات این موانع را برمیدارید .
رسول خدا (ص) هرکس حاجت مهمی دارد بعد از نماز صبح تا قبل از طلوع آفتاب روز جمعه 10 بار سورهی قل یا ایها الکافرون را بخواند و بعدازآن 100 بار بگوید اللهم صل علی النبی الاُمِی محمد و آله و سَلَّم و هر حاجت دارد بیان کند ضمانت آن با من .
امام سجاد علیهالسلام : هرگاه یکی از شیعیان ما حاجت بزرگی داشته باشد و در کار خود مانده باشد و بههیچوجه راه چاره ندارد و نمیداند عاقبت این کار به کجا میرسد . بعد از نماز عشاء و بعد از تسبیحات حضرت زهرا سلامالله علیها 1000 بار یا کریم بگوید و بلافاصله 1000 بار صلوات بفرستد .
ذکر یعنی اتصال از ذکرهای عجیب خود قرآن است . از این شب جمعه سورهی ص را بخوانید ، این سوره یک چشمهاش از زیر عرش خدا است . مداومت به این سوره مخصوصاً در نماز نافلهی شب بسیار اثرگذار است و سبب قلب نورانی و سفره پر از روزی حلال میشود .
[1] •بحارالانوار، ج 45، ص 129 و 155
[2] . (بحارالانوار، جلد 98، صفحههای 61 ـ 62)
[3] (بحارالانوار، جلد 98، صفحه 64)
[4] (بحارالانوار، جلد 98، صفحه 24)