ثواب گريه بر امام حسين(ع)
ثواب گريه بر امام حسين(ع) آنقدر عجيب است كه در صورت نداشتن باور قلبي ،نمیتوان آن را پذيرفت.
گريه بر ايشان در چند نقطه در زندگي ما مؤثر است:
– در امورات عادي زندگي، با اين اشکها به همراه توسل به ائمه میتوان حوائج دنيايي خود را برطرف كنيم و آبرو و عزت و آرامش بيابيم.
از علامهی كه كتاب الغدير را نوشته است و اين كتاب در ۱۱ جلد به زبان عربی نوشتهشده است و موضوع عمدهٔ کتاب واقعه غدیر خم به روایت اهل تسنن است و ايشان در تأليف اين كتاب میگوید:من برای نوشتن الغدیر، ۱۰٬۰۰۰ کتاب را از بای بسمالله تا تای تمت خواندهام و به ۱۰۰٬۰۰۰ کتاب مراجعه مکرر داشتم.
اين کتاب و روايات نقلشده در آن به حدي دندانشکن و زياد بود که تا مدتها در کشورهاي سُنّي نشين ازجمله عربستان سعودي جزای کسی که آن را در اختيار داشت، اعدام بود! حکم اعدام براي کتابي که منابع احاديث و مطالبش کتابها و منابع خود اهل سنت بود. از چنين شخصي با این خدمات در اواخر عمر سؤال شد كه شما آرزو داريد خدا عمر دوباره به شما بدهد؟
ايشان جواب دادند: دلم میخواهد حالم خوب شود و خدا عمر دوباره به من بدهد و بروم كربلا و پنج سال در كربلا مقيم شوم فقط بر حسين(ع) گريه كنم زيرا من در طول عمرم كه بيشتر به تحقيق گذشت یکدل سير بر حسين(ع) گريه نكردم.
– عالم قبر
ما در زمان مرگ، از منزل حيات كه دنيا است به منزل دوم كه عالم قبر است منتقل میشویم كه هيچ پيشينه و اطلاع و اُنس و اُلفتي با آن نداريم و آنجا محل ترس و وحشت و ظلمت است و اين علم قبر آنقدر اهوال و ترس دارد كه امام سجاد(ع) در دعاي ابوحمزه میفرماید:
اَبْكی لِخروجِ نفسی (گریه میکنم برای جان دادنم) اَبْكی لِظُلْمَةِ قَبری(گریه میکنم برای تاریكی قبرم) اَبْكی لِضَیْقِ لَحَدی(گریه میکنم برای تنگی لحدم) اَبْكی لِسؤالِ مُنْكَر ونَكیر اِیای (گریه میکنم برای سؤال نكیر و منكر از من)
رسول اكرم(ص): براي رفتن ظلمت و وحشت و تنهايي قبر، نشاطي در دل مؤمنی وارد كن كه اين شادي را خدا به شكل جواني خلق میکند كه از لحظهی مرگ در كنار توست و به تو میگوید نترس من در تمام مراحل از عالم قبر و برزخ و صراط و ميزان با توست تا زمانی که وارد بهشت شوي، از او سؤال میکنی: تو كه هستي؟ او جواب میدهد كه من آن شادي بودم كه تو در دل بندهی مؤمن خدا وارد كردي.
بندهی مؤمن خدا كسي است كه واجباتش را انجام میدهد و از محرمات دوري میکند.
شيخ جعفر شوشتري میگوید: حال اگر اين بندهی مؤمن خدا كه دلش را شاد كني رسول اكرم(ص) و يا امير المومنين(ع) و يا فاطمهی زهرا(س) باشد،ببين اين جوان داخل قبرت چقدر زيبا میشود.
تمام ائمه سفارش کردهاند كه گريه بر حسين(ع) باعث شاد كردن دل ما ائمه میشود.
حال نكته اينجاست كه تمام اين ثوابها و اجرهايي كه براي گريه بر امام حسين(ع) گفتهشده، را به گریهی ما نمیدهند بلكه اینها مزد خون حسين(ع) است. اشك ما با خون ايشان مخلوط شده و جامعهی ديني را اصلاح میکند. بنیامیه پدر معنوي ما يعني وجود مبارك سیدالشهدا را به ظلم كشت و ما در تمام اين سالها خونبهای ايشان را طلب میکنیم، وقتي ما بر ايشان گريه میکنیم،سهم ما را از خون حسين(ع) میدهند، حال اين سهم باعث اینهمه اجر و ثواب میشود.
خون ايشان عظمت دارد و با اين خون خدا عالم را پاك میکند.
وقتي پيامبري از دنيا میرود، چهل سال، آسمان و زمين و عالم بر او گريه میکنند، وقتي امامي از دنيا میرود چهل ماه، آسمان و زمين و عالم بر او گريه میکنند، وقتي عالِمي از دنيا برود چهل روز آسمان و زمینبر او گريه میکنند ولی وقتي امام حسين(ع) كشته شد، آسمان و زمين تا قيامت، از عظمت خوني كه ريخته شد، گريه میکنند.
پس هر چه بيشتر بر حسين(ع) گريه كني، سهم بيشتري از خون حسين(ع) داري و تو عشق و ارادت و تقربت نزد ايشان بيشتر است.
دو نکتهی مهم
در زندگي دنبال دو مسئله برويم:
1)قرآن كه تمام ائمه حتي حضرت عباس(ع) به آن سفارش کردهاند.
وقتي ايشان متوجه شدند كه كوفيان قصد كشتن امام حسين(ع) رادارند در كنار كعبه سخنراني کردهاند قريب به اين مضمون: من را بگيريد و دستها و پاهايم را قطع كنيد و سرم را از بدنم جدا كنيد اما به حسين(ع) برادرم نزديك نشويد.
ايشان ادامه دادند: آي مردم! به كدام سمت میروید، اين قدمها يا به سمت منزل قرآن است و يا به سمت منزل شيطان.
امام سجاد(ع) فرمودند: مردم فقر و فاقه و جهل و ناداني و كم خِرَدي و گمراهي و ماديات و معنويات خود را باقران حلوفصل كنيد، زيرا شما دردي نداريد مگر اينكه دوايش در قرآن است.
2) شناخت دغدغههای اهلبیت(س)
بايد ديد اسيران كه بيشتر شامل زنان و كودكان بودند و همه نيز از اهلبیت پيامبر(ص) بودند در آن حالت چه دغدغهای داشتند.
وقتي اُسرا را وارد مجلس يزيد كردند، حضرت سجاد(ع) میفرمایند: یکسر ريسمان به گردن من بود و سر ديگر به بازوي عمهام زينب(س)، و هر وقت ما كوتاهي دررفتن میکردیم،كعب نيزه و تازيانه میخوردیم زيرا كه در ميان خيل اسيران هم دختران كوچك بودند و هم زنان قدبلند، زنان قدمها را بلند و اطفال كوچك برمیداشتند وزنها كه میایستادند كعب نيزه و تازيانه میخوردند و حركت كه میکردند اطفال به رویهم میریختند و زمين میافتادند و آن لعينان كودكان را میزدند.[1]
وقتي اُسرا در مقابل يزيد ملعون قرار گرفتند، او به تکتک اُسرا نگاه میکرد و نام آنها را میپرسید، بهمحض اينكه به فاطمه بنت الحسين(س) رسيد، به او گفت: تو دختر حسين(ع) هستي؟ ايشان بهشدت گريه كردند. يزيد ملعون پرسيد: چرا گريه میکنی؟ فاطمه بنت الحسين(س) فرمودند: اي يزيد آيا رواست دختران رسول خدا(ص) را اسير کردهای و به قصر آوردهای و در معرض تماشاي مردم قرار دادهای درحالیکه عبا به سر ندارند.
بعد ملعون اشاره كرد به سمت سکینه و گفت: اين زن كيست كه صورت خود را به بند دست خود گرفته است؟ گفتند: اين سكينه دختر نازپروردهی حسين(ع) است. سكينه شروع كرد به گريه كردن و آن ملعون علت گريه را سؤال كرد. سكينه(س) فرمود: چگونه گريه نگريد دختري كه بدون پوشش در ميان نامحرمان باشد و ساتر نداشته باشد تا روي خود را از تو و افراد محضر تو بپوشاند.
يزيد زنان خود را در پشت پرده قرار داده بود. وقتي نوبت به امکلثوم(س) دختر امام علي(ع) رسيد، به يزيد گفت: اي يزيد آيا رواست اینگونه شماتت ما اهلبیت پيامبر(ص) را میکنی و دختران پيامبر(ص) را بر بلندي شتر بگذاري و فاسق و فاجر به آنان نگاه میکنند و يهود و نصارا بر آنان دل بسوزانند و صدقه بدهند و آنان روپوشي كه بر سرشان بگذارند، ندارند و تو زنان خود را در پشت پرده قرار دادهای.
امام سجاد(ع) نيز خطاب به يزيد فرمود: عجبا ! زنت پس پرده باشد و دختران پيامبر(ص) با صورت باز و بي سِتْرباشند و خوب و بد به چهرهشان نگاه كنند.
وقتي حضرت زينب كبري(س) جسارت يزيد را به سر مطهر سيد الشهداء ديد شروع كردند به خطبه خواندن: الحمد لله رب العالمین، و صلیالله علیمحمد و آله اجمعین. صدق الله کذلک یقول: «ثم کان عاقبة الذین اساءا السوی ان کذبوا بآیات الله و کانوا بها یستهزؤون» (سورة روم، آیة 10)
“سپاس خدای را که پروردگار جهانیان است و درود خدا بر پیغمبر ـ صلیالله علیه و آله ـ و همه خاندان او باد. راست گفت خدای سبحانِ که فرمود: «سزای کسانی که مرتکب کار زشت شدند زشتی است، آنان که آیات خدا را تکذیب کردند و به آنها استهزاء نمودند.”
در اينجا حضرت زينب(س) با انتخاب اين آيه از ميان حدود6600 آيه قران، به سه ویژگی يزيد اشاره میکند كه به گفتهی روانشناسان عامل تمام بدبختیها و بیماریهای روحي و رواني، در اين سه ويژگي است:
1)بداخلاقی(اساءا السوی) يعني رفتار متعادل نداري.
امام صادق(ع): کاملترین مؤمن از جهت ايمان كسي است كه خُلقش نيكوتر و تسلط بر رفتار و خشم و غضب و شادي خود دارد. و در قلبش رقت بيشتري نسبت به ما اهلبیت بيشتر و دوستیاش براي ما اهلبیت بيشتر و سوز دلش براي ما از همه عمیقتر باشد.
يعني براي همنشینی با اهلبیت(س) بايد اول تعادل رفتاري داشته باشي.
2)تكذيب آيات خدا، كه يزيد در شروع حكومتش علناً وجود قرآن و رسول اكرم(ص) بهعنوان رسول وحي را منكر شد.
3) استهزاء و گستاخي و مسخره كردن آيات قرآن
كه يزيد ملعون سمبل اين سه خصوصيت بود.