بسم الله الرحمان الرحیم

 یا فاطمه الزهرا أغیثینی

 

هر که از عشق دیوانه نشد عاقل نیست

 در کتاب بنت الحسین آقای فلسفی 30 دلیل عقلایی و متقن آورده‌اند برای اینکه پاسخ بدهند به اینکه چرا رقیه اسلام‌الله علیها در خرابه شام رحلت کرده است و همان‌جا دفن شده‌اند .

در روضه‌ها خوانده می‌شود که بابا به ما حرف بدزدند ، این حرف بد که روضه‌خوان‌ها به‌صورت شعر از مقتل درآورده‌اند ، یک جمله بود که سربازان بنی‌امیه مدام تکرار می‌کردند و جگر زینب سلام‌الله علیها و امام سجاد علیه‌السلام را می‌سوزاندند و آن جمله این بود ، وقتی خواستند به حضرت زینب سلام‌الله علیها توهین کنند  می‌گفتند : خواهر خارجی و به امام سجاد علیه‌السلام می‌گفتند : پسر خارجی و وقتی می‌خواستند به رقیه سلام‌الله علیها توهین کنند می‌گفتند : دختر خارجی ، خارجی در فرهنگ عرب یعنی کافر ، ازدین‌برگشته و برای این بزرگواران سنگین بود که امام را خارجی خطاب کنند .

 امام حسین علیه‌السلام در روز عاشورا 13 مرتبه از خانواده خداحافظی کرده است و آخرین وداع ایشان از حضرت رقیه سلام‌الله علیها بوده است .

وقتی امام حسین علیه‌السلام ایشان را بغل کردند و لب روی لبشان گذاشتند و بوسیدند این بچه برای اینکه بابا  را نگه دارد یک جمله گفت : العطش ، جگرم می‌سوزد می‌شود آبی برایم فراهم کنی امام علیه‌السلام فرمودند نه آب مقدور نیست شمارا به خدا می‌سپارم . وقتی رقیه علیه‌السلام را زمین گذاشتند به‌شدت گریه کردند حضرت زینب سلام‌الله علیها آمدند و فرمودند : برادرم گریه برای چیست ؟ امام فرمودند وقتی لب‌های خشکم را روی لب‌های خشک رقیه گذاشتم جگرم آتش گرفت لب‌هایش مانند دوتکه چوب بود .

خانم رقیه علیه‌السلام در رابطه با امام حسین علیه‌السلام دو گوی سبقت را ربوده بود:

1- اولین زائر گودال قتلگاه امام حسین علیه‌السلام بودند.

2- مرحوم شیخ شوشتری می‌فرمایند : هر چیزی کمالی دارد ایمان ، شهادت؛ نماز و ذکر ، روضه و گریه ؛ و کمال گریه بر حسین علیه‌السلام آن است که آن‌قدر برایش گریه کنی تا بمیری و در عالم فقط این کار را رقیه سلام‌الله علیها انجام داده‌اند .

حضرت رقیه سلام‌الله علیها تالی تلو حضرت زهرا سلام‌الله علیها است یعنی در مَثَل بخواهند مثلش بزنند می‌گویند خانم رقیه سلام‌الله علیها شبیه حضرت زهرا سلام‌الله علیها است .( پهلو و سینه آزرده ، صورت کبود شده )

 حضرت علی اکبر علیه‌السلام را می‌گویند : شبیه حضرت رسول خدا صلی‌الله علیه واله ، حضرت عباس علیه‌السلام را می‌گویند به نیابت از علی علیه‌السلام ظهور کرده ، حضرت قاسم علیه‌السلام به نیابت از پدرش امام حسن مجتبی علیه‌السلام . امام حسین علیه‌السلام جای خودش است . اما ما یک نفر در کربلا داریم که تنهایی جای 5 تن است :

اگر حضرت علیه‌السلام و حضرت زهرا سلام‌الله علیها  و امام حسن علیه‌السلام در کربلا بودند چه می‌کردند ؟ هر چه می‌کردند حضرت زینب سلام‌الله علیها همه این‌ها را یک‌تنه انجام داده‌اند

ز   ی   ن   اَب    زینت دامن پدر 5 حرف است :

 بزرگان فرموده‌اند : ز  زینب نیابت از زهراست.

ی زینب ، نیابت از یای اسم حسین علیه‌السلام است .

ن به نیابت از حسن علیه‌السلام است .

 الف زینب نائبه از احمد رسول‌الله علیها است .

 ب آن بابایش حضرت علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام است.

 ایشان نماینده 5 تن آل عبا هستند و اوج این نمایندگی در روز عاشورا ظهور کرد . زینب یک درخت تنومند پرشاخ و برگ است که گل‌های قشنگ دارد عرب به این درخت زینب می‌گویند که بیماران و خسته‌ها زیر آن می‌نشینند

 حضرت زینب سلام‌الله علیها تو را صدا می‌زند ، می‌گوید : غم داری ، دلت گرفته ، مریض داری بیا زیر چتر من .

حالا هرچه می‌خواهی نذرش کن هر جا ماندی گریه کن و بگو می‌روم کربلا و یکدل سیر برای برادرت گریه می‌کنم . این سفر را به نیابت از حضرت زینب سام الله علیها برو .

وقتی کاروان اُسرا وارد شهر شام شد همان‌جا و همان روز قریب دویست و خورده‌ای خودشان را فدای اهل‌بیت علیه‌السلام کردند . عده‌ای شمشیر کشیدند  تا سرها را بگیرند آما آن‌ها را کشتند و عده‌ای از شیعیان خودشان را زیردست و پای شتران انداختند /.

آیا در قرآن مجید کسانی هستند که خداوند آن‌ها را لعنت کرده باشد ؟؟

 و آیا ما اجازه قرآنی برای لعنت کردن داریم یا نه ؟

 در اسلام لعنت کردن  معنای ویژه‌ای دارد آنجا که در قرآن و یا دعاها به لسان خداوند می‌گوید : اللهم العن ….. و لعنهم الله … وقتی خداوند در قرآن می‌گوید : این گروه را لعنت می‌کنم معنایش این است که خداوند این‌ها را از رحمت خودش دور کرده ، این‌ها جز مغضوب علیهم هستند .

سؤال : اگر کسی را خداوند لعنتش کند و از رحمت خودش دور بدارد آیا باب هدایت برایش باز است ؟ خیر

 ممکن است خداوند به آدم دروغ‌گو ، زناکار ، بی‌حجاب ، و…. وعده عذاب جهنم بدهد ولی درب توبه را برایشان نمی‌بندد حتی وقتی جان به سینه برسد .

 اما وقتی خداوند  در قرآن گروهی را لعنت کرد یعنی آن‌ها از همان لحظه تا الی‌الابد از رحمت خداوند دور شده است .

 اما اگر بشر لعنت کند معنای نفرین می‌دهد ما در زیارت عاشورا می‌خوانیم اللهم العن اول الظالم ظلم حق …. این لعن ما چه معنای می دهد ؟ خدایا تو لعنت بفرست بر اول ظالم که در حق محمد وال پاکش ظلم و ستم کرد و آخرین ظالمی که از آن ظلم نخستین در ظلم تبعیت کرد . خدایا تو بر جماعتی که علیه امام حسین علیه‌السلام به جنگ بر خواستند لعنت فرست و بر شیعیانش و هر که با آن‌ها بیعت کرد  و از آن‌ها پیروی کرد .

 پروردگارا بر آن‌ها لعنت فرست این یعنی نفرین و دعای بد بر شما باد به‌عنوان جنایت‌کاران بشری بر آن‌ها لعنت می‌فرستیم.

 اسلام ازآنجاکه دین رحمت است به شما می‌گوید مرکبت   و حیوانات  و زمین و زمان را حق ندارید لعنت کنید ، گناه دارد.

چطور می‌شود این انسان  اشرف مخلوقات به‌جایی می‌رسد که خداوند در قرآن می‌فرماید : لعنت خداوند و فرشتگان و لعنت رسول خدا و لعنت تمام لعنت کنندها برتو باد.

 این انسان چه قدر سقوط می‌کند که مستوجب این لعن  عجیب‌وغریب و جامع می‌شود

 سؤال : چه طور می‌شود که انسان موجبات لعن خودش را فراهم  می‌آورد ؟

جواب : وقتی انسان بالاترین نعمتی را که خداوند در اختیارش گذاشته از آن استفاده نکرد و آن را ضایع کرد مستوجب لعن خداوند قرار می‌گیرد

 این نعمت چیست ؟ این نعمت  عقل است

 عقل وسیله‌ای است که با آن خیر و شر خوب و بد و راه را از چاه و زشت را از زیبا جدا کنیم . عقل وسیله‌ای است که با آن می‌توانم صراط مستقیم را پیدا کنم و آن را طی کنم . و به قله بلند انسانی برسم

پیامبر خدا صلی‌الله علیه و اله فرمودند :خداوند برتر از عقل میان بندگانش تقسیم نکرده است.

 امام حسین علیه‌السلام وقتی هم‌عصر انسان‌ها کم‌خرد و بی‌عقل شد بدنش زیر سم اسبان قرار گرفت .

 بنابراین عقل بالاترین نعمتی است که خداوند میان بندگانش تقسیم کرده است.

 امیرالمؤمنین علیه‌السلام : شریف‌ترین امتیاز بشری  عقل اوست .

امیرالمؤمنین علیه‌السلام: ایستایی ، مقاومت، عزم و جزم ، اراده ، و حرکت انسان در مسیر درستی که انتخاب کرده بسته به عقل او  دارد

 امیرالمؤمنین علیه‌السلام : جبرئیل بر حضرت آدم علیه‌السلام آمد و گفت : خدا تو را مخیر کرده از بین این سه چیز یکی را انتخاب کن 1- دین 2- عقل 3- حیا- آدم ابو البشرگفت :من عقل را انتخاب می کنم . جبرئیل گفت : دین و حیا بر گردید . آدم به شما کاری ندارد او عقل را انتخاب کرده است ، هر دو گفتند : خداوند به ما  گفته آنجا باشیم که عقل است . دین کسی کامل نمی‌شود مگر عقلش کامل شود .

 نزد امام آقا موسی بن جعفر آمدند و عنوان کردند مردی  را می‌شناسیم که یک نماز او یک ساعت  طول می‌کشد؛ در قنوت و سجده‌ها چه می‌کند !، دائم صوم است ؛ امام پرسیدند: عقلش چه قدر است گفتند : عقل خیلی بالایی ندارد . امام فرمودند : ثواب‌ها به‌اندازه عقل اوست . برداشت او از نماز چیست ؟ بهشت هر کس به‌اندازه عقل اوست  .

جبرئیل ، خدا به ما گفته هر کس دین را انتخاب کرد ، همان است و هر کس حیا را انتخاب کرد همان است و هر کس عقل را انتخاب کرد هم دین و هم حیا و هم عقل را یکجا قرار داده است و این‌ها از هم فاصله نمی‌گیرند.

عقل چیست ؟

قدرت بیان است ؟ فطرت بشری ماست ؟ روح ماست ؟ آیا حرکت دل و پای ماست ؟ نه -پس بفرماید : یا رسول‌الله عقل چیست ؟

ایشان فرمودند : عقل آن پای بندی است که انسان به‌پای هوس بازی و شهوت‌پرستی و نفس‌پرستی خود  می‌زند تا با تاخت‌وتاز و هوس بازی و نفس‌پرستی به قهر جهنم سقوط نکند .

 عقل چیست ؟ می‌گویند از عقال می‌آید . عرب وقتی شتر را می‌خواباند ، افسارش را با میخ به زمین می‌کوبد ، اما باز اعتبار نمی‌کند زانوی شتر را می‌خواباند  و با زانوبند می‌بندد نکند این شتر در برود ؛ به این عقال می‌گویند . عقل زانوبندی است که شما با آن زانوی نفس‌پرستی  هوس بازی و هواپرستی و شهوات را می‌بندی تا از  مسیر اعتدال خارج نشوی زیرا نفس وجود پستی  است که انسان از آن خشنود نمی‌شود تا وقتی در وادی شهوات سرگردانش کند . نفس من کی از من راضی می‌شود ؟ ! تا وقتی ببیند که من در وادی شهوات سرگردان شده‌ام ، من گرفتار شهوات شکم ، غضب ، مقام و … هستم و از مسیر اعتدال خارج شوم . در یک جمله عقل وسیله‌ای است که انسان را از جهالت ، نادانی ، سفاهت دورش می‌کند و به مسیر اعتدال می‌آورد .

 از قرآن و احادیث استفاده می‌کنیم که عقل دو نوع است : 1

– یک نوع عقل که انسان و حیوان به‌طور مشترک دارند و آن قوه تشخیص مسیر مادی زندگی است .

 امام صادق علیه‌السلام مفضل را نشاند و گفت : می‌خواهم درس توحید را یادت بدهم گفت . گفت…. تا رسید به زندگی حیوانات آقا فرمود : مفضل گوزن‌ها در بیابان علاقه شدید به خوردن مارهای سمی دارند ، وقتی مار را می‌بلعد سم مار در بدنش منتشر می‌شود و  وقتی منتشر شد به‌شدت عطش می‌کند ، آب می‌طلبد اما اگر بخورد  می‌میرد پی نمی‌خورد ، خودش را به خاک می‌زند و ناله می‌کند ، آب نمی‌خورد ؛ دم رودخانه می‌آید و به آب نگاه می‌کند ، از گوشه چشمش اشک می‌ریزد ، فریاد می‌زند اما آب نمی‌خورد ، اگر بخورد می‌میرد ، آن‌قدر زمان به خودش می‌دهد که اثر سم برود .سپس آب می‌خورد . این‌قدر تشخیص را خدا به او داده ست . بعد امام سرشان را تکان دادند و فرمودند : مفضل ، اما می‌بینی برخی انسان‌ها با یقین بر ضرر به سمت ضررشان می‌روند .

بعد مثل دیگر زدند و فرمودند : ای مفضل روباه وقتی پیر می‌شود دیگر نمی‌توان شکار بکند بیرون لانه می‌آید خودش را به مردن می‌زند ، شکمش را باد می‌کند آن‌قدر که پرندگان فکر می‌کنند مرده است می‌آیند روی او می‌نشینند که او را بخورند ، روباه دهانش را باز می‌کند و این پرنده‌ها را شکار می‌کند ؛ این عقل معاش را خداوند به او داده است .

 2- نوع دوم عقل – عقل بشر است که مختص انسان‌هاست و حیوانات از آن بهره‌ای ندارند .

چه جور عقلی است ؟؟ از امام صادق علیه‌السلام پرسیدند عقل چیست ؟ امام فرمودند : آن وسیله‌ای است که راه بندگی خدا را پیدا کند و با طی راه بندگی خدا به بهشت را کاسبی کند.

نتیجه بحث این می‌شود که : کسانی که راهشان ، راه بندگی خدا نیست عقل درستی ندارد . چرا نماز نمی‌خوانند ؟ زیرا شهوات  پرده بر عقلشان کشیده است. شهوات بر عقل غلبه دارد .

فرمودند : کسی که تارک صلوه کافر است ، گفت : آقا شما به کسی که زنا می‌کند نمی‌گوید کافر ! ولی که نماز نمی‌خواند به او کافر می‌گوید ؟! یعنی تارک صلوه بودن از زنا کردن بدتر است ؟!! آقا فرمود: کسی که زنا می‌کند زیر فشار غرایز و شهوات است ولی آن‌کسی که نماز نمی‌خواند  از روی سبک شمردن حکم خدا نمی‌خواند ؛ خداوند را به مسخره گرفته است و کسی که چنین کند یعنی حکم خدا را  زیر پا بگذارد به درجه کفر رسیده و کافر است .

چرا حضرت زینب سلام‌الله علیها در تمام‌مسیرها نماز شبش ترک نمی‌شود ؟

زیرا ایشان عقیله بنی‌هاشم است / چرا معصوم به‌سوی گناه نمی‌رود ؟ چون ایشان عقل کامل‌اند .

 گفت : یا بن رسول‌الله اگر عقل این است که آدم با آن خدا را عبادت می‌کند . بهشت را به دست می‌آورد ؟ پس آن چیزی که معاویه داشت چه بود ؟ ! که با امام علی علیه‌السلام درافتاد ؟ امام فرمود : آنچه در کله معاویه بود مکاری و حیله‌گری و شیطنت بود ، عقل نبود .  معاویه داشت از دنیا می‌رفت گفت : هر کس هر چه کِشت همان را درو می‌کند و بعد گفت : من فرمانداری برای شما بودم که دارم می‌روم ؛ آن‌کس که بعد از من بر شما حاکم شود هزار هزار برابر از من بدتر است ، بعد حقه‌باز گریه کرد و گفت : کاش کشاورزی در روستاها بودم اما حکومت نمی‌کردم ، مردم اطرافش هم گریه می‌کردند هیچ‌کس به او نگفت : حقه‌باز اگر پشیمان هستی ، چرا حکومت را به پسرت سپردی ؛ ! تا لحظه آخر می‌خواهد مردم را فریب بدهد ؛ این کارا ابوبکر و عمر هم انجام دادند .

 سؤال : قرآن چه جور کتابی است ؟ آیا کتاب علم و دانش است ؟ کتاب شریعت یا کتاب احکام ؟

 جواب : قرآن کتابی است که عقل مردم را رشد می‌دهد( وسیله‌ای برای رشد عقلی مردم به همین خاطر عقلا از آن استفاده می‌کنند .

  تلک الامثال نضربها للناس – خداوند این‌چنین در قرآن مثل می‌زند . بخش عظیمی از قرآن مثل است 0 عفت یوسف – پاک‌دامنی مریم – مًثَل ساره مثل اسماعیل ،ابراهیم ، ایوب ، زن ایوب ، ) زیرا مردم مثل‌ها را بهتر می‌فهمند و در ذهنشان نگه می‌دارند . خداوند می‌فرماید : ما حرف‌های علمی و بزرگی را برای شما مثل می‌زنیم از این مثل‌ها بهره نمی‌برند مگر عاقل .

 آن‌کسی که خداوند این عقل را به او داد ولی آن را کنار گذاشت می‌شود : اولئک  کا لانعام بل هم أضل اولئک  هم  الغافلون – حیوان و از حیوان هم بدتر می‌شوند – زیرا حیوان این وسیله را ندارد ولی انسان این وسیله را دارد و آن را کنار می‌گذارد و از آن غفلت دارد ، آن‌وقت می‌شود فاسد ، جاهل و سفیه ؛ کم‌خرد و کج‌فهم هوس‌باز و شهوات ران و مورد لعن خداوند قرار می‌گیرد .

چطور در زمان ظهور امام زمان عج الله تعالی و فرجه الشریف دنیا یک‌شبه گلستان می‌شود ؟ . هیچ‌کس هیچ گناهی نمی‌کند ؟ زیرا ایشان دستی به سرها کشیده و عقل‌های مردم چهل برابر می‌شود و مردم خودشان صراط مستقیم را طی می‌کنند .

پس چه کسانی مورد لعن قرار می‌گیرند ؟ کسانی که خرد انسانی را نادیده می‌گیرند و ضایع می‌کنند و این‌ها فاسدان در زمین هستند .

سیعلم الذین ظلموا أی منقلب ینقلبون