من از فراق تو غم غربت گرفتهام افسرده و شکسته و محنت گرفتهام
اذن دخول دیدن تو گریه کردن است با گریه بر تو اذن عیادت گرفتهام
امشب برای اینکه بهسوی تو بپرم از جانب خدای تو رخصت گرفتهام
این هفته حالوروز دلم دیدنی شده این هفته رنگ و بوی شهادت گرفتهام
این تکه روسری که سرم هست عاریه است از شامیان سهروزه امانتگرفتهام
این بازوی شکسته و این چهرهی کبود سوغاتی است که من زاسارت گرفتهام
مانند مادرت کمرم درد میکند این درد را ز پای جسارت گرفتهام
شهزادهام ولی دوسه روزاست بدون تو در این خرابه شکل رعیت گرفتهام
دیگر زبان دخترکت وا نمیشود بابا باب ببین مر مرا که لک لکنت گرفتهام
ای کعبه الحرام رقیه ببین مرا از خون دوباره غسل زیارت گرفتهام
علیرضا خاکساری
آقای دولابی : ما آدم ها و گریه کنندگان امام حسین علیهالسلام و شیعیان و محبان ایشان بهمنزلهی درخت خشکی هستیم که ریشههایمان در زمین است ولی برگ و جوانه نداریم و آنگاه حضرت رسول صلیالله علیه و آله و امام علی علیهالسلام و خانم فاطمه الزهرا سلامالله علیها از وجود امام حسین علیهالسلام یکبرگی را برداشتند و آن را به ما پیوند زدند و ما را به امام حسین علیهالسلام پیوند زدند .
غم مخور بهمرورزمان این شاخه برگ میدهد و جوانه میزند ، باطن خودتان هستید و ظاهرتان میشود گلهای محمدی و اشک شما گلابی است که از گل محمدی وجود شما میچکد ، باطن خودت هستی و ظاهرت میشود امام حسین علیهالسلام .
آیا اگر این پیوند نبود میشد آنقدر اشک داشت و گریه کرد .
شب جمعهشب زیارت امام حسین علیهالسلام است .
اجر و مزد گریه برای آن حضرت بسیار عظیم و بزرگ است و خداوند خود ضامن آن میباشد.
گریه برای آن حضرت سختیهای زمان احتضار را از بین میبرد زیرا امام صادق علیهالسلام به مسمع بن عبدالملك که از دوستان و محبان ایشان بود فرمودند:
آیا به زیارت قبر جدم می روی ؟
مسمع گفت آقا خطرناک است و مرا می شناسند و مامورها می فهمند و اموالم را می گیرند و خانواده ام را اذیت می کنند و من نمی توانم به کربلا بروم .
امام فرمودند حال که زیارت نمی روی آیا مصائب جدم را یاد می کنی و گریه می کنی ؟
عرض كرد: بلی والله مصائب ایشان را یاد كرده و گریه میكنم و بعضی وقت ها آنقدر گریه می کنم که نمی توانم غذا بخورم .
حضرت فرمودند: آگاه باش كه خواهی دید در وقت مردن پدران مرا كه به ملك الموت وصیت تو را میكنند كه سبب روشنی چشم تو باشد.
همچنین فرمودند: ای مسمع گریه بر احوالات حسین (علیهالسلام) سبب میشود كه ملك الموت بر تو مهربانتر از مادر گردد.
گریه بر حضرت اباعبدالله الحسین (علیهالسلام) باعث راحتی در قبر، فرحناك و شادان شدن مرده، شادان و پوشیده بودن او در هنگام خروج از قبر است در حالی كه او مسرور است فرشتگان الهی به او بشارت بهشت و ثواب الهی را میدهند.
اجر و مزد هر قطره آن این است كه شخص همیشه در بهشت منزل كند.[1]
گریه كننده بر امام حسین علیهالسلام در بهشت با ایشان و هم درجه ایشان خواهد بود.
ما باید روضه خوان امام حسین علیهالسلام بشویم ،حدیث کسائ بخوان و زیارت عاشورا و روضه ای برای اباعبدالله علیهالسلام را در خلوت شبانه خودت بخوان .
از دشوارترین لحظات تاریخ کربلا، که در عظمت و سنگینى با همه آسمانها و زمین برابرى مىکند، لحظه وداع جانسوز قافله اسیران با بدنهاى پاره پاره شهیدان است .
روز یازدهم – ظاهرا بعد از ظهر – اسرا را حرکت دادند در حالی که شب گذشته شب بسیار سختی بوده است، خیمه های اینها را آتش زده بودند، نه مسکنی، نه مأوایی، نه قافله سالاری، نه غذایی، نه آبی و نه لباسی. مرکبهایی که برای اینها تهیه کرده بودند و شترهایی که آوردند، پالان داشتند ولی جهاز نداشتند یعنی پالانهای چوبی داشتند، مخصوصا برای اینکه این اسرا بیشتر آزار ببینند. چند قدمی بیشتر فاصله نبود. تا اینها را آوردند و چشم اینها به بدنهای مقدس افتاد، همه بی اختیار خودشان را از روی مرکبها به روی زمین پرتاب کردند. هر زنی به سراغ عزیزی از عزیزانش رفت. بدن امام حسین علیهالسلام از همه شلوغ تر بود تمام محارم ایشان در کنار بدن ایشان جمع بودند . سربازان عمر سعد با تازیانه همه را از بدن مطهر شهدا جدا کردند ولی یک نفر بدن مطهر امام حسین علیهالسلام را در آغوش بغل کرده بود و رها نمی کرد و خبر به عمر سعد رسید و او هم به شمر گفت کار ،کار تو است. شمر به طرف گودال رفت و دید دختر کوچک امام حسین علیهالسلام خانم رقیه بدن پدر را رها نمی کند .شمر آمد با تازیانه و …
آقا نزن – کار دارم – یک دقیقه به من فرصت می دهی یک امانتی را باید به بابایم بسپارم .
ملعون ایستاد و خانم به سمت خیمه ها دوید و در پشت خیمه ها بدن مطهر علی اصغر را آورد و او را گذاشت بر روی سینه امام حسین علیهالسلام و از پدر خواست مراقب برادر کوچکش باشد .[2]
تشرف علامه سید محسن امین به محضر حضرت ولیعصر(عج)
درایام موسم حج و عرفات و منی متوجه و متوسل به حضرت ولیعصر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف گشته تا عنایتی نمایند و مرا به فیض لقاء خود بهرهمند سازند چون بنا بر قاعده و استفاده ازاخبارهمه ساله آن حضرت ایام حج مشرف شده و اعمال و مناسک حج را با حجاج انجام میدهند و این موضوع را از خداوند مسئلت نموده و توفیق تشرف را خواسته و اصرار زیاد کردم و لکن ایام حج به اتمام رسیدو این فیض بزرگ نصيبم نگشت پس تصمیم گرفتم یک سال درمکه ماندم و در سال بعد هم این نعمت نصیبم نشد تا سال سوم یا پنجم و یا هفتم را ماندم تا سال هفتم که پس از اداء مناسک یک روز پردهی خانه کعبه را گرفته و از اینکه تاکنون به دیدار ایشان نرسیدم بسیار گریستم و سپس از حرم بیرون آمده و دامنه کوهی از کوههای مکه را گرفته و بالا رفتم و چون به قله کوه رسیدم در آنطرف کوه مکان سبز و خرمی را دیدم که هرگز مثل آن را ندیده بودم به آن مکان سرسبز با تعجب نگاه کردم که در بیابان و وادی لم یرزع مکه این سبزی و چمنزار چیست ؟ از بالای کوه به زیر آمده و در میان آن چمنزار خیمهای را مشاهده نمودم به در آن خیمه آمده تا جویای آن سرزمین شوم دیدم جماعتی در میان خیمه نشسته و شخص بزرگواری برای آنها صحبت میکند همانجا نشسته گوش دادم که چه میگوید شنیدم که میفرمود از کرامت و بزرگواری مادر ما حضرت فاطمه سلامالله علیها این است که اولاد وذریه های او باایمان حقه از دنیا میروند و در موقع مردن تلقین ایمان و ولایت به آنها شده و با دین حق میمیرند.
در این هنگام توجه ای به طراوت و زیبایی آن چمنزار نمودم وقتی برگشتم به خیمه بنگرم از خیمه و افرادی که در آن بودند اثری نبود پس نگاهی به مرتع کردم از آنهم چیزی ندیدم . از کوه بالاآمده و وارد شهر مکه شده اوضاع شهر غیرعادی ،مردم آهسته باهم صحبت میکردند ،پرسیدم چه خبراست؟! گفتند احتضر الشریف مات او سیموت. شتابان بهطرف منزل شریف علی رفتم او در حال سکرات بود ناگهان دیدم همان شخص بزرگواری که در میان آن خیمه برای آن جمعیت صحبت میکرد وارد شد و بالای سر شریف نشست .
و به او فرمود شریف علی قل اشهد ان لا اله الا الله فورا زبان شریف باز شد و گفت. فرمود قل اشهد ان محمدا رسول الله صلیالله علیه و آله و سلم گفت. فرمود قل اشهد ان علیا ولی الله و خلیفة رسوله گفت. فرمود قل اشهد ان الحسن حجَة الله گفت. فرمود بگو اشهد ان الحسین الشهید بکربلا حجة الله گفت و یک یک ائمه علیهم السلام را به وی تلقین نمود و او شهادت می داد تا اینکه فرمود قل اشهد انک حجة بن الحسن حجة الله گفت پس از جا برخاست و بیرون رفت.
و من تا آن ساعت گویا از خود بیخود بودم به خود آمدم دیدم شریف از دنیا رفته پس از عقب آن آقا رفتم و از حاجبها و دربانها پرسیدم گفتند ماکسی را ندیدیم داخل یا خارج شود.
پس من شناختم که آن حضرت بوده و من در آن روز دو بار به فیض زیارتش رسیدم و لو آن را نشناختم.
شب جمعهشب صلوات
رسول اکرم صلیالله علیه و آله فرمودند : هرگاه حاجت بسیار سختی داشتی روز پنجشنبه 4 رکعت بخوان به نيت نماز حاجت روز پنجشنبه قربةً الي الله. بهتر است بين دونماز و همچنين بين نماز دوم و اعمال بعد از نماز فاصله نيفتد و از سخن و عمل اضافي خودداري كنيد. نماز اول: در ركعت اول بعد از نيت، یکبار سورهي حمد را بخوانيد و 11 مرتبه سورهي توحيد(قل هو الله احد) و سپس همانند نمازهاي معمولي به ركوع و سجود برويد. در ركعت دوم يكبار سورهي حمد را بخوانيد و 21 مرتبه سورهي توحيد و بعدازآن قنوت نمازهاي معمولي را بخوانيد و سپس به ركوع و سجود برويد و بعد از سجده دوم، تشهد و سلام بگوييد در دو رکعت بعد ، در ركعت اول بعد از نيت، یکبار سورهي حمد را بخوانيد و “31 مرتبه سورهي توحيد“ و در ركعت دوم، یکبار سورهي حمد را بخوانيد و “41 مرتبه سورهي توحيد“ را تلاوت كنيد و بعد از سلام نماز دوم، اعمال زير را بهجا آوريد: در حالت نشسته“ 51 مرتبه”سوره توحيد را تلاوت كنيد و بعدازآن “ 51 صلوات” بفرستيد و سپس به سجده رفته و در حالت سجده صد مرتبه“يا الله ”بگوييد و بعدازآن در همان حالت سجده، حاجت خود را خداوند متعال بخواهيد. این نماز حجابهای ظلمانی بین شما و خداوند را از بین میبرد و پیامبر (ص) به جان خودم قسم که آنکس نماز بخواند و حاجت طلب نکند خدا او را غضب میکند .
امام سجاد علیهالسلام فرمودند : کسانی در زندگی بین چندراه سرگردان ماندهاند در دو ماه قمری هرروز 1000 صلوات ختم کنند و در طی این دو ماه تکلیف اش با حاجت اش مشخص میشود .
صلوات فرستادن مکانهای دارد .
1 – قبل از ورود به زیارت امام حسین علیهالسلام قبل از دادن کفشهایت به کفش داری درحالیکه کفشهایت زیر بغلت است با گردنکج 100 صلوات بفرست و بعد کفشهایت را به کفش داری بده و داخل حرم شو .
2 – حضرت علی(ع) میفرمایند: «هرگاه از مسجدی عبور کردید، بر پیغمبر(ص) صلوات بفرستید»
هنگامیکه به مسجد وارد میشوید بگویید اللهم صل علی محمد و آل محمد رَبِّ اِغفِرلی ذنوبی و اَفتح اَبوابِ رَحمَتِک – ……. پروردگارا دربهای رحمتت را به رویم بازکن .
و هنگام خروج از مسجد بگو اللهم صل علی محمد و آل محمد رَبِّ اَغفرلی ذنوبی و اَفتَح اَبوابّ فضلِک .
3 – در هنگام وضو گرفتن
رسولالله (ص) به حضرت علی علیهالسلام فرمودند: علی جانم تو را سفارش میکنم در هنگام وضو به این صلوات بسمالله وَ صلوهُ علی رسولُ الله اللهم صل علی محمد و آلّ محمد.
و بعد از وضو هنگامیکه مس پای چپ تمام شد بگو أشْهَدُ أنْ لا الهَ الّا اللَّه و أشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّه و أشْهَدُ أنَّ علی ولی الله .
4 – بعد از نماز صبح تکلم نکن حتی قبل از تسبیحات حضرت زهرا سلامالله علیها 100 با بگو يَا رَبَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَعْتِقْ رَقَبَتِي مِنَ النَّار خدایا صورتم را از آتش دوزخ دور نگه دار .
5 – به محض یاد کردن خدا صلوات بفرست .
امام رضا علیهالسلام فرمودند از این آیه چه می فهمی ؟
هر گاه یاد خدا کردید بگو اللهم صل علی محمد و آل محمد .
چرا یاد خدا کردیم اسماء خدا را صدا نزنیم مثلا نگوئیم یا لطیف یا غفور و….و چرا صلوات بفرستیم ؟
از عالی ترین اسم های خداوند صمد است که زمان آن نصف شب است به عدد 100 مرتبه .
یا لطیف بین نماز ظهر و عصر .
یا واحد بعد از نماز مغرب .
یا هادی وقتی که قرآن می خوانی .
صاد در صلوات از “صمد” است که از اسماء خداوند است. لام در صلوات از “لطيف” است که از اسماء خداوند است.واو در صلوات از “واحد” است که از اسماء خداوند است. هاء در صلوات از “هادي” است که از اسماء خداوند عالم است. پس وقتی صلوات می فرستی این اسماء را صدا می زنی .شب جمعهشب انس با خدا است
چگونه انس بگیرم ؟ با قرآن انس بگیر !!!
امام صادق (ع) فرمودند : در امر مهدی ما غیبتی پیش میآید که دین دارای مشکل میشود مانند اینکه شما در شب تاریک دستت را به درخت خاردار بکشی .
سؤال چرا امام نگفت بهسختی شکستن استخوان سینه و یا بهسختی تکیه شدن گوشت ؟
کنایه از اینکه دینداری سخت است نه آنقدر که نتوانی دینداری بکنی . یک خورده ترک لذت و ترک هوی و ترک شهوات و ترک تکبر و….و ترک شکستن عادات میخواهد اما ممکن است و غیرممکن نیست .[3]
امام صادق علیهالسلام فرمودند قبل از آنکه بچههایتان به بدی عادت کنند شما آنها را بهخوبی عادت دهید تا مجبور نشوید آنها را به ترک عادات مجبور کنید .
در این دوره دو چیز را نگهدارید
1 – عقیده ی خود را محک کنید و نگهدارید .
امام و پیامبرت را خوب بشناس و ایمانت را به خدا و روز حساب و … قوی کن زیرا دزدان عقیده در آخر زمان بسیار هستند .
سؤال از کجا عقیدههایمان را قوی کنیم ؟
با انس با قرآن – قرآن تحدی دارد .
قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَی أَن یَأْتُواْ بِمِثْلِ هَـذَا الْقُرْآنِ لاَ یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ کَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِیرًا
بگو: بهیقین اگر جن و انس گرد آیند برای اینکه مانند این قرآن را بیاورند، نمیتوانند مانند آن را بیاورند، اگرچه بعضی از آنان پشتیبان بعضی دیگر باشند.[4]
چون نمیتوانند میخواهند اعتقاد شمارا ضعیف کنند .
2 – مردم تقویتان را حفظ کنید .
یک معنای تقوی عفت است بیعفتی فقط در حجاب و اندام نیست دروغ گفتن هم بیعفتی دهان است ، غیبت کردن هم بیعفتی است و… هر عضوی از بدن را از اعتدال خارج کنم و به مسیر خلاف ببرم بیعفتی است .
تقوی انس با قرآن است .
نوفل میگوید با علی علیهالسلام در جیی بودیم امام از من پرسید نوفل بیداری یا خوابی ؟
امام ادامه داد در این جهان خوش به حال پرهیزکاران که مشتاق آن جهان هستند . اینان طایفهای هستند که زیراندازشان زمین است و بسترشان خاک است ( یعنی اهل تکلف نیستند ) اینان قرآن را اشار( زیرپوش ) خود قراردادند . یعنی این افراد همانطور که زیرپوش به بدن چسبیده است این افراد به قرآن چسبیدهاند ، تا معانی و معارف آن را جذب کنند و بفهمند و دعا را دِسار ( روپوش ) خود قراردادند و همانطور که لباس رو انسان را از گرما و سرما و ناراحتی حفظ میکند دعا وسیله س حفظ بشر از ناراحتی و گرفتاریها است .
گرفتاریهای بشر به چهار بخش تقسیم میشود :
1 . دنیوی – برای رفع کل گرفتاریهای دنیوی ( اُدعونی استجب لکم و…)
2 . آخرتی – وَمَنْ يَعْمَلْ سُوءًا أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُورًا رَحِيمًا
و هر كس كار بدى كند يا بر خويشتن ستم ورزد سپس از خدا آمرزش بخواهد خدا را آمرزنده مهربان خواهد يافت (۱۱۰)[5]
3 – مالی – …. لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ [6]
……اگر واقعا سپاسگزارى كنيد [نعمت] شما را افزون خواهم كرد و اگر ناسپاسى نماييد قطعا عذاب من سخت خواهد بود.
4 – معنوی – کسانی که از روی جهالت و نادانی بدی کنند اگر به زودی توبه کنند خدای توبه پذیر به دادشان می رسد .
پیامبر صلیالله علیه و آله و سلم فرمودند : خوش به حال کسی که کنار هر بدی یک ذکر استغفار دارد .
[1] 1- بحارالانوار، ج44، ص289 و كامل الزیارات باب32، ص101
[2] برگرفته از کتاب آقای فلسفی و آقای کوکبی
[3] در کتاب غیبت نعمانی
[4] آیه 88 سوره اسراء
[5] آیه 110 سورهی نساء
[6] آیه 7 سورهی ابراهیم