روز یازدهم صفر یکبار دیگر کاروان اسیران حرکت کردهاند و این حرکت با بقیه متفاوت بوده است. روز حرکت کاروان از کربلا، 89 زن و کودک همراه بودهاند و در طول مسیر عدهای آزادشده و حدود 40 نفر به کوفه رسیدهاند از این تعداد تا شام عدهای از دنیا رفتهاند و حدود 10 تا 11 نفر به شام رسیدهاند. امروز که کاروان میخواهد از شام حرکت کند رقیه (س) را همراه ندارند. خدا میداند که خواهران رقیه (س) چه حالی داشتهاند، وقتی سوار محمل شدند، مرتب به پشت سر نگاه میکردند، ناگهان حضرت زینب(س) ایستادند و فرمودند: ما با خاطرات بد از شام میرویم و دختر غریب حسین(ع) را به غریبی ترک میکنیم، نگذارید او غریب بماند.
حدیث
شخصی در ایام زیارتی امام حسین(ع) به نزد امام صادق(ع) آمد، امام فرمودند: اهل کجایی؟ گفت: اهل عراق. امام فرمودند: آیا به زیارت قبر جدم حسین(ع) مشرف میشوی؟ گفت: نه نمیروم زیرا من آدم سرشناسی هستم و حکومت مراقب من است و اگر بفهمد که چند روز نیستم ، متوجه میشوند و زن و فرزندم را به اسارت میبردند و اموالم را مصادره میکنند و خودم را هم اعدام میکنند. امام فرمودند: حال که به کربلا نمیروی، آیا به یاد جدم حسین(ع) گریه و ناله میکنی ؟ گفت: بله آقا، برخی روزها به یاد ایشان میافتم و آنقدر محزون میشوم که آب و غذا از گلویم پایین نمیرود و آنقدر گریه میکنم که پلکهایم میسوزد و خانوادهام متوجه شده و میگویند بازهم حسینی شدهای؟
امام فرمودند: خدا نام تو را جزء کسانی نوشته که در غم ما غمگین و در شادی ما شاد هستند و در ترس ما اهلبیت میترسند و در امنیت ما در آرامش و امنوامان هستند و خدا نامت را در زمرهی کسانی نوشته که، هنگام جان دادنش، اجداد من بر سر بالین او حاضر میشوند و به او تلقین کنند و سفارش او را به مَلَک مرگ میکنند.
حال چرا آنقدر لحظهی مرگ مهم است که کسی در کنار محتضر حاضر باشد و به او تلقین بخواند؟
در لحظهی مرگ، ذهن از هر چیزی خالی میشود و هیبت لحظهی مرگ نمیگذارد که انسان چیزی در ذهنش باقی بماند. یکعمر شنیدهایم که مَلَک مرگ ترسناک است و مردن شربتی ناگوار است. در لحظهی سَکَرات، انسان 14 مَلَک را میبیند که 7 مَلَک رحمت و 7 مَلَک غضب هستند و منتظرند که ندا از جانب خداوند بیاید که کدام دسته جان او را بگیرند، همین یک صحنه کافی است که 90 سال عبادت و لاالهالاالله گفتن و نام اهلبیت فراموش شود به همین جهت لازم است که کسی به انسان تلقین را بگوید. در این لحظه، بالای سر، رسولالله(ص) نشستهاند و در گونهی راست و چپ، امیرالمؤمنین و حضرت زهرا(س) نشستهاند و کنار پهلوها، امام حسن و امام زمان(عج) نشستهاند و پایین پا، امام حسین(ع) نشستهاند بهعوض پاهایی که در کوچهها و خیابانها برای رفتن به مجلس ایشان طی کردهای. ایشان چهارزانو پایین پا نشستهاند. پیامبر(ص) از بالای سر تلقین را میخواند و امام حسین(ع) به ملائک غضب میگویند از سر بالین او بروید که او همهچیزش برای من است و به ملائک رحمت میفرمایند که جان او را به نرمی بگیرید.
حضور در مجالس امام حسین(ع)
در مجلس ایشان ما دو کار را همزمان باهم انجام میدهیم:
1)از مجلس باعظمت ایشان تبرک میجوییم برای دردها و مریضیها و تقویت ایمان و عاقبتبهخیری و سلامت زندگیمان، و در حقیقت به پیشگاه ایشان عرض ادب ارائه میداریم.
2) با نشستن در این مجالس، امر اهلبیت را احیا میکنیم. که یکی از مهمترین وظیفهی یک شیعه همین است.
امام رضا(ع) فرمودند: آنکس که گفتار ما را نشر دهد و دلهای شیعیان مارا بافرهنگ ما استوار سازد( قلبشان را پر از یقین و باور کند و با قرآن آشنا کرده و توحید را در قلب آنان قرار داده و ایمانشان را مستحکم کند) ثواب چنین آدمی از ثواب هزار عابد که عمرشان را در رکوع و سجود گذرانده باشند، بیشتر است.
امام حسین(ع) فرمودند: اگر در یکزمان و یک نقطه من ببینم که جوانی روی زمین افتاده و روی سینهی او نشستهاند و چاقورا کشیده و میخواهند گلویش را ببرند، و آنطرف یک جوان نشسته وعدهای با تلقینات و حرفها و سخنهایی در حال این هستند که دین او را بگیرند، من حسین(ع) به داد جوان دومی میرسم زیرا در جوان اولی فقط جسم او را میگیرند ولی در جوان دومی، عقل و روح او را میکشند و او را به یکمردهی متحرک تبدیل میکنند و یکمردهی متحرک جامعه را به گَند میکشد.
امام صادق (ع)فرمودند: هر عبادتی بدون حضور قلب مثل حمل آب با غربال است.
امام رضا(ع) فرمودند: خدا رحمت کند آنکسی را که امر ما را زنده کند یعنی امر ما را احیاء کند و علوم ما را بشنود و بخواند و یاد بگیرد و عمل کند و بعد به دیگران بیاموزد.
مرحوم خانم مالک میفرمودند: وقتی خدا کسی را رحمت کند یعنی سررشتهی زندگیاش را دست حضرت عباس(ع) میدهد یعنی از این به بعد کارش با ایشان است و حضرت ابوالفضل حواسش به زندگی اوست.
احسنهای قرآنی
در قرآن کریم، خداوند متعال چند چیز را اَحسَن میگوید:
1)در آفرینش، خداوند به خودش فرموده: ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ . (المؤمنون، آیهی: 14)
“آنگاه از آن نطفه ، لخته خونی آفريديم و از آن لخته خون ، پاره گوشتی ، و از آن پاره گوشت ، استخوانها آفريديم و استخوانها را به گوشت پوشانيديم ، بار ديگر او را آفرينشی ديگر داديم درخور تعظيم است خداوند ، از آن بهترين آفرينندگان”.
در میان مذاهب دیگر ما زیباترین خالق راداریم.
2)در آفرینش کتاب، فرموده: اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُتَشَابِهًا مَثَانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَىٰ ذِكْرِ اللَّهِ ۚ ذَٰلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاءُ ۚ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ.(زمر، آیهی :23).
هر چیزی که کلامی را زیبا میکند در قرآن موجود است.
3)در مورد بهترین گفتار فرموده: وَ مَنْ أَحْسنُ قَوْلاً مِّمَّن دَعَا إِلي اللَّهِ وَ عَمِلَ صلِحاً وَ قَالَ إِنَّني مِنَ الْمُسلِمِينَ.
( فصلت، آیهی 33)
“راستي خوشگفتارتر از كسي كه بشر را بهسوی خدا دعوت ميكند و عمل صالح انجام ميدهد و ميگويد : من بهیقین از تسلیمشدگانم، كيست” ؟
مفسران میگویند که اینجا منظور از خوشگفتار ترین، مؤذنی است که اذان میگوید و تو را برای نماز صدا میزند.
4)در مورد بهترین دینها میفرماید: وَ مَنْ أَحْسَنُ دينًا مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ (نساء، 125)
“و دين چه كسى بهتر است از آنکس كه خود را تسليم خدا كرده و نيكوكار است”؟
کدام دین بهتر از دین اسلام است که به تو هم امروز میدهد و هم فردا و هم دنیا و هم آخرت و مهمتر اینکه صورت تو را به تسلیم بهسوی خدا برمیگرداند.
5)در مورد زیباترین خلقت میفرماید: لَقَدْ خَلَقْنَا الانسنَ في أَحْسنِ تَقْوِيمٍ (تین، آیهی 4)
“كه ما انسان را به بهترين نظام خلقت خلق كردیم.”
6)در مورد زیباترین صورتگرها میفرماید: خَلَقَ السمَوَتِ وَ الأَرْض بِالحَْقِّ وَ صوَّرَكمْ فَأَحْسنَ صوَرَكم ْوَ إِلَيْهِ الْمَصِير( تغابن ، آیهی :3)
آسمانها و زمين را بهحق آفريد و شمارا صورتگري كرد و صورتهایتان را زيبا كرد و بازگشت بهسوی او است”
7)در مورد نیکوترین پاداشها میفرماید: لِیَجْزِیَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَیَزِیدَهُم مِّن فَضْلِهِ وَاللَّهُ یَرْزُقُ مَن یَشَاء بِغَیْرِ حِسَابٍ (نور، آیهی 38)
“تا خدا به آنان طبق بهترین عملی که کردهاند سزا بدهد و از فضل خود برای آنان بیفزاید; و خدا به هر که بخواهد بیحساب عطا میکند”.
8)در مورد زیباترین داستانها میفرماید: نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَـذَا الْقُرْآنَ وَإِن كُنتَ مِن قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِينَ (یوسف، آیهی 3)
“ما نيكوترين سرگذشت را بهموجب اين قرآن كه به تو وحى كرديم، بر تو حكايت مىكنيم، و تو قطعاً پيش از آن از بىخبران بودى”.