بسم الله الرحمن الرحیم

یا فاطمه الزهرا اغیثینی

نیزه‌ات را كه زدی باز كشيدی بيرون

می‌زنی باز دوباره نشد آيا نزنی؟

نیزه‌ات را كه زدی باز نمی‌شد حالا

ساقه‌ی نيزه خونين شده را تا نزنی؟

من از اين وادی خون زنده نبايد بروم

شک نكن اينكه پرم را بزنی يا نزنی

دست‌ودل‌باز شو ای دست بيا كاری كن

فرصت خوب پريدن شده! در جا نزنی

عليرضا لک

 روزی که به حضرت رقیه سلام‌الله علیها متوسل می‌شویم مجلس سریع الجواب می‌شود .

 در جلسات قبل گفته شد ما با نشستن در مجلس حسین علیه‌السلام یک سری از کارها را هم‌زمان انجام می‌دهیم که به دین و دنیای ما ، مادیت و معنویت ما ؛ ظاهر و باطن ما مربوط می‌شود و گفته شد این  عزاداری‌ها نوعی احترام گذاشتن به امام حسین علیه‌السلام است . . چون فقط امام را شهید نکردند بلکه در کربلا به حسین علیه‌السلام بی‌حرمتی کردند . و دیگر اینکه با نشستن در مجالس کسب طمأنینه می‌کنیم .

بحث امروز : با این سؤال آغاز می‌شود – آیا تابه‌حال فکر کرده‌اید خلقت ائمه علیه‌السلام برای چه بوده است ؟ امام حسین علیه‌السلام چرا به کربلا آمدند ؟ امام رضا علیه‌السلام چرا به مشهد آمدند ؟ امیر المومنین علیه‌السلام چرا شب قدر به مسجد کوفه رفتند؟ درحالی‌که می‌دانستند ایشان را شهید می‌کنند ؟! امام حسن عسگری علیه‌السلام چرا به سامرا رفتند ؟ حالاسوال خودت را عوض کن – و سؤال دیگری بپرس و آن اینکه اصلاً چرا ائمه علیه‌السلام به دنیا آمدند ؟ درحالی‌که دنیا محل زنگی اهل دنیاست . آیا این بزرگواران اهل دنیا بودند؟ نه ! دنیا برای ما انسان‌ها عادی است . دنیا برای حضرت علی علیه‌السلام چه لذتی داشت که هرگز نان گرم نخورد !!! وقتی امام حسین علیه‌السلام به دنیا آمد ، جبرئیل امام حسین علیه‌السلام را به آسمان برد ، یک آن ، ایشان گم شدند – زهرا سلام‌الله علیها گریه کردند  . پیامبر صلی‌الله علیه واله فرمودند : آرام بگیر او را می‌آورند – وقتی امام حسین علیه‌السلام را آوردند لباسش را عوض کرده بودند حضرت زهرا سلام‌الله علیها فرمود : یا رسول‌الله پیراهن تن پسرم را عوض کرده‌اند ، چرا ؟ جبرئیل گریه‌کنان جواب داد یا رسول‌الله پیراهنی که تن ایشان بود زبر بود و ملائکه طاقت نداشتند لباس زبری بر پوست لطیف حسین علیه‌السلام ببینند ، ملائکه پیراهنش را عوض کردند تا لباس نرمی بر تن ایشان باشد.

پس این‌ها دنیا را برای چه می‌خواستند ؟ چرا دنیا آمدند ؟

جواب را امیر المومنین علی علیه‌السلام می‌دهند – آن حضرت فرمودند : اگر برنامه نجات و هدایت شما مردم نبود خدا ما را به این دنیا سفر نمی‌داد . ما گرداگرد عرش خداوند به حمد و تسبیح خداوند مشغول بودیم ؛ حسن و حسین علیه‌السلام گوشواره‌های عرش خداوند بودند . همسرم رکن عرش خداوند و مهدی عج الله نامش بر ساق عرش خداوند نوشته‌شده است . . جای ما دنیا نبود بلکه خداوند ما را به دنبال شما فرستاد !تا شمارا از لجن‌زار کفر و شرک در عقیده‌تان و از هوی و هوس در اخلاقتان و از غفلت و بی‌خبری در عقلتان برهانیم و شمارا به اوج انسانیت برسانیم.

 ما کاروان مصر وجودیم بر سر چاه ظلمانی دنیا آمده‌ایم ، شما یوسف‌های افتاده به چاه هستید ، ما آمده‌ایم تا شمارا از این ظلمت خارج کنیم ( تو یوسفی ، امام حسین علیه‌السلام آمده طناب انداخته تا ما را بالا بکشد آن‌هایی که طناب را گرفتند و بالا آمدند ؛ شدند : ام سلمه اسماء بنت عمیس ، ام وهب ، عمار ، میثم تمار ، و بانوان کربلایی .. در اوج جوانی و نوجوانی ) حالا که این‌طور است دستتان را در دست ما بگذارید با ما بیعتی صادقانه کنید ، تا شمارا از منجلاب و دریای طوفانی پرتلاطم دنیا به ساحل نجات برسانیم .

 ( یعنی اینکه به خاطر شما 27 سال خون‌دل خوردم ، اگر حسین زهرا سرش بالای نی سنگ‌باران شده است به خاطر من شده است !!!)

رسول اکرم صلی‌الله علیه و اله : ما کشتی نجات شما هستیم هر کس در ما قرار بگیرد نجات پیدا می‌کند و هر کس از ما کناره بگیرد هلاک می‌شود و بعد فرمودند : هر کس از درگاه خداوند درخواستی دارد به‌وسیله ما اهل‌بیت از خداوند درخواست کند که خداوند ناامیدش نمی‌کند.

امام حسن عسگری علیه‌السلام : وقتی حضرت آدم از بهشت برزخی پایین آمد به 3 غصه گرفتار شد :

1-از هم‌نشینی با ملائکه محروم شد.

2- جایگاهش را در بهشت از دست  داد.

3- چون گناه ، تمرد و ترک اولی کرد یک‌دفعه آن لباسی را خداوند بر تنشان کرده بود ، محو و عریان شدند .

ازاین‌جهت آدم به وحشت افتاد و شروع به گریستن کرد . حالا خدا می‌خواهد از او بگذرد : اول جبرئیل به او تعلیم داد سرت و دستت را بالا بیاور و بگو : اللّهُمَ بِجاهِ محمدٍ و علیٍ و فاطمه و الحسن و الحسین و الطیبین مِن آلِهِم لما قَضَیتَهُ بِقَبُولِ توبتی و غفران ذلتی و اِعادتی بِکِرامَتِکَ اِلی مرتَبَتی ( خدایا از تو می خواهم به آن مقامی که محمدعلی و فاطمه و حسن و حسین علیه‌السلام و اولاد پاکیزه‌شان نزد تودارند مرا ببخش و بیامرز ، مرا به‌جایگاهی برگردان که نزد تو داشتم .

امام حسن عسگری علیه‌السلام فرمودند: به جهت این قسمی که آدم خدا را داد ( اسمای که تعلیم گرفته بود ) خداوند او را آمرزید ، او را به‌جایگاهش برگرداند ، و مقام اشرف مخلوقی را برایش نگه‌داشته و اولادش را هم به برکت این اسماء می‌بخشیده . و این راه بهشت را برایشان باز نگه‌داشته  . سپس امام فرمودند : اگر نبود نام خمسه طیبه ، آدم کجا رستگار می‌شد و می‌توانست برگردد . آن‌وقت به همین جهت است هر چیزی در دنیا معادل دارد الا محبت اهل‌بیت علیه‌السلام .

رسول اکرم صلی‌الله علیه و اله : یا علی خداوند تبارک‌وتعالی در قرآنش حج را بر مستطیع واجب کرده است اما اگر مستطع پولش از دست رفت نمی‌تواند به مکه برود و اگر سلامتی‌اش را از دست داد عذرش پذیرفته است و دیگر نمی‌تواند برود ، به اشکال مختلف و عذرهای مختلف این حج که بر او واجب شده بوده است از گردنش ساقط می‌شود اما علی جان هیچ عذری را خداوند در رابطه بامحبت و دوستی تو نمی‌پذیرد ، همه باید در محبت و طرفداری شما بکوشند ( خداوند برای محبت اهل‌بیت علیه‌السلام هیچ بدلی نگذاشته است )

آمد نزد امام صادق علیه‌السلام ، امام فرمود : کجا بودی ؟ گفت :  آقا حج . امام فرمود : می‌دانی حج چقدر ثواب دارد ؟ گفت : نه آقا شما بفرماید . امام فرمود : کسی که مکه می‌رود و هفت دور طواف کند ، پشت مقام نماز بخواند و سعی صفا و مروه‌اش را انجام دهد خداوند برای او شش هزار حسنه نوشته و شش هزار گناه را از او دور می‌کند و شش هزار درجه بهشتی به تو داده . شش هزار حاجت دنیا و آخرتش را برآورده می‌کند . گفت : آقا نگو سکته می‌کنم . یک مکه و این‌همه ثواب ؟! فرمودند : بیشتر بگوییم برایت ؟ گفت : مگر بیشتر هم هست ؟ امام فرمود: حالا اگر دست مؤمنی را بگیری و آبرویی را بخری ده برابر این به تو می‌دهند .

 حالا از خودت بپرس امام حسین علیه‌السلام گره کار چقدر از آدم‌ها را بازکرده است و تا قیام قیامت چقدر بازخواهد کرد !!! حج را نیمه‌کاره گذاشت و به کربلا آمد ! نه تمام کرد حجش را اما در کربلا !!….. حاجی احرام می‌پوشد ، حسین علیه‌السلام آن روز آخر گفت : خواهر پیراهنم را بده می‌خواهم احرام به تن کنم ، لباس‌ها را کند و پیراهن کهنه پوشید ، احرام دوتکه است و برای آقایان درز ندارد ، درزهایش را پاره کرد زیر لباس تنش کرد ، شداحرام آن –وقت دستور است که حاجی اگر در احرامش بمیرد با همان احرام کفنش می‌کنند ؛ اما احرام پسر فاطمه را بعد از شهادت از تنش کندند . حاجی سعی صفا و مروه دارد : هفت مرتبه آمد به خیمه‌گاه و برگشت به میدان و فریاد زد . یک‌دفعه گفت : انا لله و انا الیه راجعون , یک‌دفعه گفت : کمک می خواهم ، یک‌دفعه گفت : کسی نیست از حرم پیامبر صلی‌الله علیه و الع دفاع کند ، یک‌دفعه گفت : أغثنی یل غیاث المستغیثین ، یک‌مرتبه گفت : العطش ! برای بچه هایم آب می خواهم ، یک‌دفعه گفت : هل من ناصر ینصرنی که امام زین العابدین با عصا بیرون آمدند و فرمود: اقا جان بند دلم را پاره کردی بدنِ تب‌دارم به فدایت ، ، یک‌مرتبه دیگر دم خیمه‌ها آمد  از خانواده خداحافظی کرد و فرمود : رخت اسارت تنتان کنید !

واویلا حاجی قربانی می‌کند ، یکی یا دو تا ، اما قربانی کرد حاجی حسین علیه‌السلام 72 تا ، حاجی می‌ماند در منی سه روز ، بدن اطهرش ماند در کربلا سه شبانه‌روز ، حاجی رمی جمره می‌کند ، اینجا شیطان سنگ ‌بر پیشانی او می‌زند ؛ حاجی تقصیر می‌کند ، ناخنش را می‌چیند ، اینجا سر مطهرش را بریدند … اینجا حاجی از احرام درمی‌آید !!

سلام و درود ما بر شرف این امام همام و لعنت بر دشمنان این بزرگواران.

جلسه قبل بحث به اینجا رسانده شد که نماز معجونی است که خداوند برای ما ساخته است.

ادامه بحث

دستت را بده به حضرت زهرا سلام اله علیها ، به کدام سمت ما را می‌برند ؟ به سمت خدا ! به چه طریق !؟ به طریق عبادت . در رأس عبادات نماز است . نماز معجونی است که ساخته‌شده از – ارتباط باخدا از راز و نیاز و انس با خداوند ، بهترین وسیله تکامل بشر ، سیر صعود به آسمان ، کوتاه‌ترین وسیله تقرب به خداست ، معراج آسان مؤمن ناهی از فحشا و منکرات ، چشمه زلالی از سدره المنتهی که برای انسان‌ها به زمین جاری و ساری است تا روزی 5 مرتبه در آن شستشو بکند و گردوغبار بدی را از خودشان دور کنند، امانت بزرگ خدا و میزان قبولی اعمال است . با چنین موادی ساختن یک 4 رکعت ، یک سه رکعت و یک‌ دو رکعت موضوعی به نام نماز .

به این وسیله تمامی انبیاء و اولیا و ائمه ما را به سمت خداوند راهنمایی می‌کنند ولیکن مشروط به اینکه این نماز را که می‌خوانی روح داشته باشد ، روح نماز به ترتیل و قرائتش و ترکیب نیست اگرچه این‌ها کمک می‌کند بلکه روح نماز به حضور قلب است .

 امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند : نمازی که روح ( حضور قلب) ندارد به‌منزله ای آدم مرده‌ای است بر روی زمین .

چه کنم که به نمازم روح بدهم – حضور قلب لازم است – چه کنم تا به نمازم حضور قلب بدهم .

اذان و اقامه ، وضوی درست ، رکوع و سجده کامل و …. همه این‌ها مکم می‌کند و مخصوصاً اذان و اقامه اگر درست گفته شود .

پیامبر صلی اله علیه و اله فرمودند : شبی که را به معراج بردند تا قاب قوسین ادنی فرشته‌ای آمد که تابه‌حال او را ندیده بودم ( در هیچ آسمانی او را ندیده بودم . فرشته آمد و شروع به اذان گفتن کرد الله‌اکبر الله‌اکبر – خداوند به او جواب داد : بنده‌ام راست گفت من بزرگ‌تر از هر چیزی هستم – فرشته گفت : اشهد ان لا اله الا الله – خداوند جواب داد بنده‌ام است گفت منم پروردگار جهانیان ، جز من خدایی نیست ، فرشته گفت : اشهد انَّ محمداً رسول‌الله خداوند جواب داد : بنداه ام راست گفت محمد رسول من است من او را مبعوث و برگزیده‌ام – فرشته گفت : حی علی الصلوه خداوند فرمود : بنده‌ام راست گفت او آمدن را به سمت واجب من یعنی نماز دعوت کرد و هر کس به‌سوی واجب من با میل و اشتیاق قدم بردارد ، به امید ثواب و پاداش ، به اول گام گناهش را می‌بخشم و می‌آمرزم – فرشته گفت : حی علی الفلاح – خداوند گفت : راست گفت بنده من آن شایستگی و آن کامیابی و آن رستگاری است برای بندگان من

بعد پیامبر صلی‌الله علیه واله فرمودند : خداوند فرمود رسول من هر بنده‌ای روی زمین می‌خواهد نماز بخواند این جملات را بگوید به هر جمله همان‌گونه که به این فرشته و ملک جواب دادم  به او جواب می‌دهم بعد پیامبر صلی اله علیه و اله فرمود : من در اسمان ایستادم ، پیش‌نماز شدم و نماز خواندم ، ملائکه با من نماز می‌خواندند سپس خداوند فرمود : رسول من هر کس برای نمازش اذان و اقامه بگوید من بین او و شیطان از مشرق تا مغرب فاصله می‌اندازم.

وقتی حضور قلب در نماز نبود آن موضوعی که باید از نماز حاصل شود ، نمی‌شود از نماز چه چیز باید حاصل شود ؟ منظور نمازخواندن چیست ؟ اقم الصلوه لذکری – نماز بخوان و با این نماز یاد من خدا کن – باید با نماز قلبت یاد خدا کند – وسیله‌ای است که متذکر می‌شوی به هیبت و جلالت خداوند .

دل وقتی غافل است ، فایده‌ای ندارد اینجاست که پیامبر صلی‌الله علیه واله فرمودند : گاهی وقت‌ها آدم به نماز می‌ایستد ، گاه نصف آن قبول است ، گاه ثلث آن ، گاه خمس ، گاه ربع و گاه یک‌دهم آن قبول می‌شود و گاه ذره‌ای از این نماز قبول نیست . نمازی که در آن غیبت است آسمان اول برگردانده می‌شود . ایستگاه اول ایستگاه غیبت است .

 امام صادق علیه‌السلام : در یک وعده که نماز می‌خوانی تا سه مرتبه اگر حواست از نماز پرت شد و دوباره برگردانیدی ، نمازت قبول می‌شود ، اگر بار چهارم حواست پرت شد خداوند می‌گوید تا الآن از تو گذشتم، اکنون من هم از تو روبرمی‌گردانم ای بنده‌ای که در  عبادت از من روبرمی گردانی .

حضرت علی علیه‌السلام : مردم تدارک سفر آخرت ببینید . گفتند : چگونه ؟ فرمود :

1- واجباتت را آن‌گونه که خداوند فرموده است به‌جا بیاور.

2- از هر چه حرم است اجتناب کن .

3- اشتغال علی المکارم – اشتغال به کسب مکارم و کار خیر کن . ( خوبی‌ها را در خودت عادت کن )

حضرت فرمود : این سه کار را بکنید دیگر مهم نیست که عزرائیل چه موقع بیاید .