چهل روز است ياران پر كشيدند سبك بالان دل از دنيا بريدند
چهل شب در مدينه شور و شين است فلك در ماتم مولا حسين است
كجا رفتند آن مردان ميدان همان گلهای باغستان ايمان
كجا رفتند آن گلهای پرپر حسين واکبر و عباس و اصغر
خدايا كوفيان پيمان شكستند بروي آل طاها آب بستند
خدايا دادهام از كف يقينم عزادار گل امالبنینم
چهل شب كودكان بییار و ياور چهل شب در خرابه داغ خواهر
چه شبهایيست شبهای مدينه چهل شب ياد بابا با سكينه
كه هفتادودو گل از ساقه چيده؟ همه گلها به روي نيزه ديده؟
چهل شب عمه با ياد گل ياس چهل شب ياس با دستان عباس
چهل شب اشك زينب بر دو عين است به لبها ذكر ذكرٍ يا حسين (ع) است
شعر از حسين وكيلي زارچ
در روضههای امام حسین علیهالسلام ما جمع میشویم به چند کار :
پرسیدند از بزرگی برای چه در عزاداری امام حسین علیهالسلام اینقدر سینه میزنند و سینه را قرمز میکنند آیا گناه ندارد ؟
فرمودند تو میفهمی چه داری میگویی آیا تو میدانی او برای چه کسی سینه میزند و میدانی این قرمزی چه ثوابی دارد ؟ تو میدانی ریشه در کجا دارد ؟
این سینه زدن به عصر عاشورا برمیگردد آن هنگام که حرمت بدن اباعبدالله را نگه نداشتند و بر بدن مبارک ایشان اسب تازاندند و از آن روزبه بعد شیعیان اباعبدالله علیهالسلام تا قیامت به خاطر آن روز این کار را میکنند .
مرد پرسید چرا بعضیها زنجیر میزنند و چرا بعضیها به زنجیرها تیغ وصل میکنند ؟
آقا عمامه را بر زمین گذاشت و گریه کرد و گفت روز یازدهم که اسرا را گرفتند و روانه کوفه کردند با شلاقهای چرمی آنها را میزدند ولی این شلاقها نرم بود و آنها چرمهای خشک را با این چرمهای نرم بافتند و مانند تیغ شد و با این شلاقها اسرا را میزدند و از بدن آنها خون میزد بیرون و شیعیان به این خاطر زنجیر میزنند .
این پیادهروی اربعین اشاره به پیادهروی اسرا دارد .
معاویه بن وهب میگوید آمد نزد امام جعفر صادق علیهالسلام پیرمردی با عصا و دولا و خمیده دست امام را بوسید و بهشدت گریه کرد .
امام پرسید چرا اینقدر ناراحتی و پریشان هستی ؟
پیرمرد گفت حدود 100 سال از سنم میگذرد و من از ابتدا شیعه بودم و از پدر و مادر شیعه به دنیا آمدم و خدا به من معرفتی نسبت به شما داده است و من میدانم یکی از شما قیام خواهد کرد و حکومت جهانی را میگیرد و پس آن مهدی شما کی قیام خواهد کرد ؟ من که دارم میمیرم .
امام فرمودند : گریه نکن اگر زنده ماندی و آن اتفاق افتاد و حکومت عدل الهی را دیدی ، خداوند مینویسد تو را در زمره ائمه اطهار که با آنها همراهی کردی و اگر اجل به تو مهلت نداد قیامت حشرت با ماست و درصحنه قیامت دوشادوش ما هستی و ما تو را تنها نمیگذاریم .
پیرمرد پرسید : یا بن رسولالله آیا واقعاً حشر من با شما است با این اعتقاد و آرزویم .
امام فرمودند : به خدا قسم تو با ما محشور میشوی .
پیرمرد گفت : دیگر برایم مهم نیست که کی میمیرم و خاطر من جمع شد .
امام از او پرسید آیا به کوفه و قبر امام حسین علیهالسلام نزدیک هستی ؟
پیرمرد گفت : آری و در هر فرصتی به کربلا میروم .
امام فرمودند : ای شیخ خون حسین علیهالسلام خونی است که خدا از آن نمیگذرد و خون ایشان را در همین دنیا خدا انتقام میگیرند .و چون روز قیامت میشود جدم رسولالله (ص) وارد محشر میشوند و دست حسین بن علی را به یکدستشان گرفتند و حسین بن علی علیهالسلام با دست دیگر خودسر خود را در دست گرفتهاند درحالیکه از رگهایشان خون میریزد .
پیامبر (ص) ندا میدهند : از امت من بپرس به چه جرمی حسین من را کشتند ؟ و به چه جرمی اهلبیت مرا اسیر کردند ؟
ای شیخ گریه بر هر چیز مکروه است الا در مصیبت امام حسین علیهالسلام .
ای شیخ به آن خدای که جانم در دست اوست اگر کسی بر مظلومیت امام حسین علیهالسلام قطره اشکی بریزد خداوند گناهان او را میآمرزد . آن روز جدم در پای میزان میایستد و میفرمایند به عزتم قسم قدم از قدم برنمیدارم و وارد بهشت نمیشوم تا که خداوند زوار و محبان و گریه کنندگان امام حسین علیهالسلام را ببخشد .
اگر شده به رشته باریکی خود را به امام حسین علیهالسلام وصل کن .
امام باقر علیهالسلام فرمودند : ما اهلبیت راه و مسیریم و آن صراط مستقیمی هستیم که خدا به خودش کشیده است و هر کس در مسیر ما قرار بگیرد لاجرم به خداوند خواهد رسید.
چرا ائمه اطهار علیهالسلام راه و صراط هستند ؟
دلیل اول : اهلبیت علیهالسلام شناختشان نسبت به پروردگار جامع و کامل است .
یک کَس را بیاور که خدا را از علی علیهالسلام بهتر بشناسد .
پيامبر اعظم(ص) خطاب به علي(ع) فرمودند: «يا علي ما عرف الله حق معرفته غيري و غيرک و ما عرفک حق معرفتک غير الله و غيري؛[1]
اي علي! خداوند متعال را نشناخت به حقيقت شناختش جز من و تو، و تو را نشناخت آن گونه که حق شناخت توست، جز خدا و من.»
و در جاي ديگر فرمود: «يا علي لايعرف الله تعالي الّا انا و انت و لايعرفني الّا الله و انت و لا يعرفک الّا الله و انا .[2]
اي علي! خدا را نشناخت جز من و تو، و مرا نشناخت جز خدا و تو و تو را نشناخت مگر خدا و من.»
چه کسی بهاندازهی من و امام زمان عجل الله فرجه شریف میداند که خدا چه میخواهد ؟
دلیل دوم : ائمه ما تمام کسانی هستند که بهکل آیات قرآن و رموز قرآن« آشنا هستند و قرآن را برای ما رمزگشایی میکنند .
آیا از خودت پرسیدی که خدا ما را برای چه خلق کرده است ؟
هر فیلسوف و جامعهشناس مسلمان و غیرمسلمان یک تعریف کردهاند .
آمد و از امام حسین علیهالسلام پرسید خداوند چرا انسان را خلق کرده است ؟
امام فرمودند : خدا میخواست شناخته شود و هیچ موجودی بهجز تو نتوانست خدا را بشناسد و بعدازاین که شناختی عبادتش کنی و تسلیم اش باشی .
حالا شناختم و اطاعت کردم که چه بشود ؟
امام جواب دادند تا در سایهی بندگی خدا از بندگی غیر خدا رها شوی .
( از بندگی جاه و مقام و تکبر و….و هر غیر خدای آزاد شوی )
پرسید : چه جوری این مسیر را طی کنم ؟
امام پاسخ دادند : اینیک راه بیشتر ندارد ، راهش معرفت پیدا کردن به امام زمانت است و تنها راه ، مسیر امامت است .
وقتی امامت را شناختی یکییکی به طریق بندگی میرسی و از بندگی غیر خدا آزاد میشوی .
دلیل سوم : ائمه باقدرت معنوی خود انسان را هدایت میکنند و با اطاعت آنها به بندگی خدا میرسند.
دلیل چهارم : تنها بهوسیلهی ائمه است که به عظمت و معرفت خدا میرسیم و در سایه آنها از تاریکیها نجات مییابیم .
امام علی علیهالسلام در خطبه 189 نهجالبلاغه میفرمایند: «اي مردم! بيش از آنکه مرا نيابيد، آنچه میخواهید از من بپرسيد، که من راههای آسمان را بهتر از راههای زمين میشناسم. بپرسيد قبل از آنکه فتنهها چونان شتري بیصاحب حرکت کند و مهار خود را پايمال نمايد و مردم را بکوبد و بيازارد و عقلها را سرگردان کند.»
خدایی که هفتطبقه آسمان آفرید”.در سوره نبأ آیه دوازدهم میفرماید:”و بنینا فوقکم سبعاً شداداً؛ بر فرازتان هفتآسمان استوار برافراشتهایم”.
در روایتی از بحارالانوار، معاذ بن جبل از پیامبر گرامی حدیث مفصّلی را نقل میکند که به این شرح است:
معاذ بن جبل گوید:حدیثی را از پیامبر(ص) شنیدم که اگر این حدیث را حفظ کنی، به تو نفع خواهد داد. فرمود:
خداوند متعال پیش از خلقت آسمانها هفت فرشته آفرید و پس از خلقت آسمانها که سراسر آنها را پردهای از عظمت و جلال پوشانیده بود در هر یک از آنها ملائکهای قرارداد و بر در هر آسمانی ملکی بهعنوان دربان مقرر داشت و فرشتگان اعمال که تمامی عمل انسان را از صبح تا شب حفظ و ضبط مینمایند و مینویسند عمل بنده را بهطرف عالم بالا میبرند. و این عمل مانند آفتاب میدرخشد هنگامیکه به آسمان اول میرسند از عمل بنده تعریف و تمجید مینمایند. فرشته دربان میگوید توقف کن و عبور ننما و این عمل را بهصورت صاحب بزن. من فرشته موکل به غیبت هستم هر کس غیبت کسی را نموده باشد نمیگذارم عملش ازاینجا عبور نماید این مأموریتی است که پروردگار به من داده است.
فرمود: روز بعد که میشود فرشته نگهبان عمل باز عمل بنده را بالا میبرد و با تزکیه و تمجید عمل را از آسمان اول عبور میدهد و به آسمان دوم میرسد در آن هنگام فرشته دربان اخطار توقف نموده و میگوید این عمل را برگردان و بهصورت صاحبش بزن زیرا منظور صاحب عمل انگیزه دنیوی بوده و من مأمور بازرسی اغراض دنیوی اعمال هستم و نمیگذارم این عمل ازاینجا عبور کند.
حضرت فرمود: سپس مجدداً عمل بعدی را باکمال سرور و خوشحالی بالا میبرد (از قبیل صدقه و انفاق و نماز) و نگهبانان عمل خوشحالاند و میرود تا آسمان سوم. آن فرشته دربان میگوید بایست و این عمل را بر پشت و صورت صاحبش بزن من فرشته مأمور متکبران هستم. این شخص با این عمل بر دیگران تکبر نموده و در مجالس خود را برتر از آنها دید پروردگار من فرمان داده که نگذارم چنین عملی ازاینجا عبور نماید. و فرمود:
حافظان عمل بازهم عمل دیگر بنده را که مانند ستاره درخشان نورانی و روشن است و صدای تسبیح از او میآید و روزه و حجّش پیدا است بالا میبرند تا آسمان چهارم آن فرشته دربان میگوید توقف کن و این عمل را بهصورت و شکم صاحبش بزن. من فرشته عجب و خودبینی هستم این شخص با این عمل به خود خوشبین شده و به خود میبالید پروردگار من دستور داده که مانع از عبور چنین عمل بشوم این عمل را بهصورت صاحبش بزن.
فرمود:ملائکه اعمال عمل بنده را که در کمال آراستگی و زینت است مانند عروسی که آرایش و آراستهشده بالا میبرد با جهاد و نماز و نوافل مابین نمازهای واجب و آثار ناله و تضرع چون ناله شتر از آن عمل پیدا است و مانند آفتاب میدرخشد تا به آسمان پنجم میرسد فرشته دربان فرمان توقف داده و میگوید من مأمور بازرسی اعمال حسودان هستم برگرد و این عمل را بهصورت صاحبش بزن و بر کول اوبار کن که این شخص بر کسانی که علم و دانش فرامیگرفتند و برای خدا اعمال را انجام میدادند حسد ورزیده و رشک میبرد و اگر در کسی امتیاز و فضیلتی در عمل و عبادت میدید ناراحت شده و حسادت مینمود و غیبت و تهمت بر او میزد و این فرشته عمل آن شخص را بر دوش او بازمینماید و همین عمل صاحبش را لعنت میکند. فرمود: باز عمل را بالابرده تا آسمان ششم فرشته دربان میگوید توقف کن من مأمور بررسی رحمت و مهربانی صاحب اعمال هستم این عمل را بهصورت صاحبش بزن و چشمش را نابود کن چون این شخص محبت و رأفتی ندارد اگر بندهای از بندگان خدا در اثر لغزش گناهی را مرتکب میشد و یا اتفاق ناگوار و مصیبت و زیانی برای او رخ میداد این شخص بجای نصیحت و همدردی آنطرف را سرزنش و شماتت مینمود. پروردگار من فرمان و دستور داده که نگذارم عمل چنین اشخاصی ازاینجا عبور کند. فرمود: ملائکه اعمال دیگر را که توأم با فقه و فقاهت و کوشش کامل و توأم با ورع و تقوی است بالا میبرد و این عمل صدایی رعدآسا و نور و روشنایی همچو برق درخشان دارد و سه هزار فرشته همراه او هست و تمام آسمانهای ششگانه و درجات و مراتب را پیموده تا به آسمان هفتم میرسد.
ناگهان فرشته آسمان هفتم اخطار توقف داده و دستور میدهد که این عمل را بهصورت صاحبش بزن من مأمور بازرسی حجاب اعمال هستم هر عملی که بین آن و خدا حجابی باشد و در آن انگیزه غیر خدا باشد برمیگردانم صاحب این عمل منظورش این عمل بود که با این عمل ارتقاء مقامی در نظر فرماندهان به دست آورد و نام بلندی در مجالس و محافل کسب کند و شهره آفاق گردد پروردگار بزرگ به من دستور داده هر عملی که خالص برای او نباشد بازگردانم و مانع از عبور آن شوم. فرمود: سپس ملائکه عمل بنده را از قبیل اخلاق نیک و سکوت و ذکر فراوان (همه گونه عبادت) باکمال خوشحالی بالا میبرد و تمام ملائکه هفتآسمان در مشایعت آن عمل هستند و مراحل هفتگانه را گذر کرده و میپیمایند تا بحریم خداوندی رسیده و همگی آنها به اعمال صالحه و دعاء و مناجات این شخص گواهی میدهند ولی خداوند متعال میفرماید: ملائکه من شما فقط حافظ و نگهبان عمل هستید ولی من به اعماق دل او و خاطرات و نیات پنهان او آگاه و مراقبم در این عمل هدف حقیقی او من نبودهام .
امام باقر علیهالسلام : اگر خیروبرکتی خدا در دنیا به مؤمن بدهد به سه جهت است :
1 – به خاطر امیدی که به خداوند دارد
2 – به خاطر آنکه زبانش را از غیبت دورنگه داشته است .
3 – اخلاق نرم با مردم دارد .
هیچ بندهی را خدا بعد از توبه عذاب نمیکند مگر به سه دلیل :
1 – ناامید از خدا باشد .
2 – زبان غیبت کننده داشته باشد .
3 – اخلاق خشن داشته باشد .
چه کنم جلوی غیبت را بگیرم ؟
با سکوت ، ما نیاید با حرف زدنمان موجب و سبب غیبت دیگران بشویم .
[1] – مناقب ابن شهرآشوب، ج 3، ص 268
[2] – محمدتقی مجلسي، روضةالمتقين، ج 13، ص 273