یک اربعین برای غمت گریه کردهام بیوقفه پای هر علمت گریه کردهام
در آرزوی آن حرمت گریه کردهام با شعرهای محتشمت گریه کردهام
من گریه کردهام که تو را سربریدهاند ققنوس شهر عشق مرا پر بریدهاند
مقتل گرفتهام که بخوانم امان بده آتش گرفت دست و زبانم، امان بده
خون میچکد ز دیده جانم، امان بده تا کی درین خطوط بمانم، امان بده
وقتی لهوف پیش رخم مات میشود این بندها مقطع الابیات میشود
این بیتهای خستهی افتاده از فرس این نالههای ساکت محبوس در نفس
بر نیزه رفتهاند در این قوم بوالهوس در کاروان بیکس افتاده در قفس
در کاروان درد که سالار زینب است آری از این به بعد علمدار زینب است
یک اربعین حدیث تو را گفت خواهرت در زیر سایبان سرت خفت خواهرت
در باغهای یخزده نشکفت خواهرت تا خیزران رسید برافت خواهرت
من گریه میکنم که غمت را کرانه نیستین این واژههای غرق به خون شاعرانه نیست
سید حسن رستگار
آقاي دولابي فرمودند: در كربلا دو چیز ناياب و اصلاً وجود نداشت؛
1) محبت به اهل خيام: در آن روز نسبت به اهل خيام،محبت، انساندوستی، خدادوستي، پيامبر دوستي، علي دوستي و…..اصلاً وجود نداشت. به همين دليل امام حسين(ع) محبت ما را نسبت به خود میخواهد. ایشان سمبل مهربانی هستند به همین دلیل روز قیامت امام سر مطهر حضرت علیاصغر(ع) را بهعنوان شفیع برای تمام امتها میآورد تا تمام انسانها را شفاعت کند که خدایا من میخواهم انسانیت را از جهنم نجات بدهم.
2) آب: همه در کربلا به العطش رسیدند، بااینکه امام حسین(ع) صاحب معجزه بودند اما در مسیر کربلا قرار به معجزه نبود بلکه قرار بود همهچیز بهصورت طبیعی باشد. وقتی اسرا به پشت دروازههای کوفه رسیدند چند روز معطل شدند و گرسنگی به کودکان بسیار فشار آورد. فضه خادمه ی حضرت زهرا(س) رو کرد به حضرت زینب(س) و گفت: بیبی جان شما دختر امیرالمؤمنین هستید یک معجزهای کنید تا غذایی بیاید و این کودکان از گرسنگی هلاک نشوند، حضرت فرمودند: ما باخدا عهدی داریم که در این مسیر از این کارها انجام ندهیم، تو اگر میخواهی دعایی کن تا غذا بیاید. فضه دست به دعا برداشت و طبقی از حریره از آسمان آمد.
حال بهعوض این قحطی آب در کربلا، میلیون شیعه در طول تاریخ، اشکهای خود را به امام حسین(ع) عرضه کرده و میکنند. در دلها چشمهای است بنام عین المحبت که به چشمها کشیده شده، وقتی برای امام گریه میکنیم گویی همهی ما کار سقایی حضرت عباس(ع) را انجام میدهیم و این قلب ما همچنان آب دلش را تقدیم امام میکند.
از بعدازظهر عاشورا کسی دیگر اشک حضرت زینب(س) را ندیده، نه در شام غریبان و نه در روز وداع و نه در کوفه و شام، بلکه زانوهای ایشان برکنار قتلگاه خم شد و یک فریاد یا حسینی کشیده که تا قیام قیامت زمین و آسمان و نسل به نسل شیعیان از آن فریاد گریه میکنند.
و اینیکی از هنرهای امام حسین(ع) است که دلها را زود شکن کرده است.دلی که شکسته شود رحمت خدا را شامل میشود و نگاه مهربان خدا به آن دل میافتد که هر نگاه رحمت خداوند، 70 در رحمت را برای او باز میکند، و شیطان به دلشکسته نزدیک نمیشود بلکه جایگاهش دلهای سخت است. این هنر امام است که کاری کرده که خدا به دلت نگاه کند و شیطان از آن بترسد.
هنر دیگر امام حسین(ع) آن است که در مجلس ایشان با گریه بر ایشان، قوای پنچگانه ی ما تحریک میشود. در عالم طبیعت ما 5 حس داریم و مطابق آن 5 حس معنوی نیز داریم که شامل بصیرت معنوی، بویایی معنوی، شنوایی معنوی، لامسهی معنوی و چشایی معنوی
تحریک قوای لامسه معنوی
رسول خدا(ع): حسین من کشته میشود و هرکسی که در مجلس مصیبت او شرکت کند، هر نفر را 4 مَلَک احاطه میکنند و وقتی او گریه میکند، ملک روی سر او دست میگذارد و میگوید اکنون هر چه میخواهی از خدا بخواه.
امام صادق(ع): در مجلس امام حسین(ع)، وقتی گریه میکنی ملائک صورت تو را لمس میکنند و اشکهایت را به آسمان میبرند.
امام صادق(ع): وقتی از مجلس امام حسین(ع) بلند میشوید که بروید، دانهدانه ملائک حاضر با شما مصافحه میکند و به شما خوشآمد میگویند.
و اگر من در این مجالس اینها را حس نمیکنم دلیل بر نبودن این مسائل نیست.
تحریک قوای شنوایی معنوی
هر بار که شما یا حسین میگویید یا میشنوید و یا یک جمله از عاشورا خوانده و یا شنیده میشود، حجابهای گناه از دل ما برداشته میشود.
نمیشود که صدای ما به ناله بالا برود مگر اینکه یک از ائمه در عالم بالا فریاد و ناله میزند و این فریادها را گوش جان میشنود.
تحریک قوای بویایی معنوی
یکی از هنرهای امام حسین(ع) این است که شامهی معنوی انسان را قوی میکند و در این روضهها است که شامهی معنوی انسان باز میشود. قدم رسول خدا(ص) بوی گل سرخ میدهد و قدم فاطمهی زهرا(س) بوی گل یاس میدهد و قدم امام حسن(ع) بوی به تازه و قدم امام حسین(ع) بوی سیب سرخ میدهد.
تحریک قوای چشایی معنوی
مزهی تربت سید الشهداء چیز دیگری است. در قیامت امام علی(ع) در کنار حوض کوثر ایستاده درحالیکه چوبی در دست دارند و به عدهای اشاره میکنند که شما جلو بیایید و با کاسههایی که اسمشان روی آنها نوشتهشده، آب بنوشید و به عدهای اشاره میکند که جلو نیایند، اینان اعتراض میکنند که ما هم تشنه هستیم و آب میخواهیم، امام به آنان میگوید که مگر شما در دنیا بر تشنگی پسرم حسین(ع) اشک ریختهاید که اکنون از این آب میخواهید. و به هر کس بهاندازهی محبت و گریهای که برای امام حسین(ع) داشته، از آن آب مینوشد.
تحریک قوای بینایی معنوی
در روایت داریم که: غبار خاک کف پای زائر حسین(ع)، اگر بر صورت کسی بنشیند، آن صورت را خداوند در روز قیامت نمیسوزاند.
مرحوم آقای دولابی فرمودند: کنار حرم امام علی(ع) نشسته بودم، دیدم در ضریح مطهر، یک حوض آب است و امام علی(ع) لب آن نشسته بودند و ملائکه که بال و همدست داشتند به اشارهی امام از این آب پر میکنند و بهصورت زوار میپاشند و مردمی که کم و یا زیاد از این آب به صورتشان خورده ناگهان همه باهم صلوات میفرستند و باز امام اشاره میکند به ملک و او یککاسه پر آب سر یک نفر میریزد و برخی را به اشارهی امام، ملائک داخل ضریح میآورند و به او آنقدر آب میدهند و آن زائر آنقدر یا علی یا علی میگوید و تا آسمان میرود و ساکن ملکوت اعلی میشود.