چـه زود عهـد خدا و رسول رفت ز یاد
چه زود خرمن دینِ صحابه رفت به باد
دو مـاه و نیـم هنـوز از غدیر نگذشته
اساس فتنه، درون سقیفه شـد بنیـاد
چگونه دست ز آیین و دین خود شستند
علی کـه دست خدا بود، دست او بستند
****
پس از سقیفه لگدکـوب گشت دینِ خدا
پس از سقیفه چه سرها ز تن شدند جدا
شکست پهلوی زهرا، شکافت فرق علی
بـه نیـزه رفـت سـرِ پـاکِ سیـدالشهـدا
ز دست فتنهگران، خون به قلب یاران شد
جنـازۀ حسـن از کینـه، تیربــاران شد
****
سقیفه سنگـرِ خصـمِ خـدای قهار است
سقیفه قاتل مقداد و حجر و عمار است
سقیفه شعله شد و سوخت بیت مولا را
سقیفه مرکزِ بیداد و ظلم و پیکار است
هزار فتنـۀ نـاگفته، ننگِ دامن اوست
گناه دائم اهل زمین، به گردن اوست
غلامرضا سازگار
هنگامیکه حضرت زینب سلامالله علیها و دیگر بانوان و خانواده امام حسین علیهالسلام به مدینه رسیدند به خانه امام حسین علیهالسلام نرفتند ، به خانه امام سجاد علیهالسلام نرفتند ؛ بلکه به حرم حضرت رسول اکرم صلیالله علیه و اله رفتند. دستها را به آستانه درب گذاشتند و گفتند یا رسولالله فقط حال حسین علیهالسلام را از من نپرس و سپس فرمودند بریم درب خانه مادرم فاطمه سلامالله علیها و از میخ درب بپرسیم آیا از سینه زخمی فاطمه خبر دارد یا نه ؟!
نویسنده کتاب روضه الشهداء( ملا حسین کاشفی که کتابهای زیادی دارند و این کتاب ، کربلا را زیر بنایی نوشته است و کتاب قطوری است ) سؤالی در ذهنشان آمد که :
آیا حسین علیهالسلام جگرشان بیشتر برای علیاکبر علیهالسلام سوخته است یا حضرت عباس علیهالسلام ؟!
بعد از توسلات و گشتنهای زیادی، به کربلا رفتن در خواب امام حسین علیهالسلام را در خواب دیدن و ایشان فرمودند : برو از آیتالله دربندی بپرس. و خود حضرت جواب ندادند. ایشان را پیدا کردم و گفتم من مأمورم و امام حسین علیهالسلام به من مأموریت داده تا این سؤال را از شما بپرسم . سؤال را پرسیدم . ایشان عمامه را برداشتند و دودستی به سرشان زدند و شروع به سینهزنی کردند . و منبری در گوشه حیاط بود رفتند روی آن ایستادند و گفتند: آی مردم ! امام حسین علیهالسلام بعد از شهادت حضرت عباس علیهالسلام کمرشان شکست و دو لا دو لا راه میرفتند. اما برای حضرت علیاکبر ، جان حسین 5 دفعه به حلقومش رسیده است و دفعه آخرش زمانی بوده که جنازه حضرت قاسم را آوردند و کنار علیاکبر گذاشتند ؛ در بین آنها نشسته و میگفتند جانم ولدی اکبر؛ ولدی قاسم .
برای مهمترین حاجتت نذر روضه حضرت علیاکبر علیهالسلام کن .
آن روز در صحن حسین علیهالسلام زمانی که آیتالله دربندی درروی منبر آن روضه را خواندن، مردم تا بعدازظهر گریه میکردند . تحقیق کردند بیش از صد نفر حاجت گرفته بودند .امام حسین علیهالسلام خودشان جواب ندادن به آقای کاشفی چون؛ دوست داشتند روضه پسرشان در صحن خوانده شود و مردم گریه کنند .
امام حسین علیهالسلام روضه ابوالفضل العباس علیه اسلام را بسیار دوست دارند .
اعتقاد من این است که هنگامیکه بر حسین علیهالسلام گریه کردی شک نکن که کربلا رفتهای و برگشتهای و تمامی فضایل را بردهای و بهرهمند شدهای . به هم زیارات قبول بگوید .
زمانی که بر حسین علیهالسلام گریه میکنی : قدمهایت و خاک چادرت و غبار پایت برکت دارد . این را باور کن !!! چون کربلا رفته ، برگشتهای .
شروع بحث :
نتیجه این آمدوشدها به مجلس حسین علیهالسلام چیست ؟ نتیجه این گریه کردنها چیست ؟
سمت حسین علیهالسلام باید رفت !!!
1-مجلس نشین امام حسین علیهالسلام باید از ایشان درس زندگی را بیاموزد .
امام حسین علیهالسلام تنها کسی بودند که تن به مرگ دادن تا زندگی کردن بیاموزند » درس بدهند و هدایت کنند . درس زندگی را بعد از شهادت دادن .
2- درس زندگی انسانی بدهد اصول زندگی یک انسان بدون در نظر گرفتن عقاید و بدون در نظر گرفتن اینکه طرف مقابل کیست ، نوع زندگی کردن را در کربلا آموختن .
3- تن به مرگ دادن تا نحوه زندگی مسلمانی را یاد بدهند . نوع زندگی اسلامی را بیاموزد . یک مسلمان چه باید بخورد ، چه بپوشد ، چگونه رفتار کند ، چگونه حرف بزند و چهارچوبهای زندگیاش چیست ؟و …..
4- تا نوع زندگی معنوی را بیاموزد . آن زندگی که معنویات بر مادیات حاکم است و آدمهایش بین دنیا و آخرت، آخرت را انتخاب میکند . هم دنیا و هم آخرت اما مسیری را انتخاب میکند که به زندگی آخرت او لطمه نزند .
5- تن به مرگ داد تا اصول زندگی اجتماعی را یاد بدهد . در عروسی در پارک و مهمانی و در اجتماع چگونه باید رفتار کنی و ….
امام صادق علیهالسلام سپاس خدا را که دلهای مردم را به سمت ما متمایل کرد ، دستهدسته بهسوی ما میآیند و از علم و دانش ما میگیرند . ( اصول و فروع دین و دانش زندگی ) مدح ما میکنند و سلام و درود بر ما فرستاده و مرثیه و مدح ما کنند . سپاس خدایی را که هر مقدار دوستان بیشتر به سمت ما میآیند ، دشمنان ما خطایشان و نادانیشان بیشتر میشود .
این زندگی کردن را از کجا باید یاد بگیریم ؟
از زیارت عاشورا
از ابتدا تا آخر زیارت عاشورا یک هدف دنبال میشود . امام باقر علیهالسلام با این زیارت یک آرزو را در ما تبلور میدهد . آرزوها ما را حرکت میدهد .
در رأس آرزوهای معنوی این است : در زیارت امام زمان با این عنوان که در مفاتیح هم هست » سلامالله کامل التام الشامل العام …… میخوانی تا میرسی به اینکه میگویی … یک آرزو دارم : میدانم که شما شفاعت مقبوله و مقام محمود دارید . و این من را به سمت شما کشانده است . مقام محمود دارید برای اینکه در این مقام با شما باشم من به شما نیاز دارم که کنار شما ایستاده و بقیه را شفاعت کنم .و برای رسیدن به آن مقام به اشاره شما نیاز دارم و من آن صدایتان را میخواهم ، که بر هر کس اشارهکنید خدا رد نمیکند ، میخواهم یکبار اسم مرا صدا بزنید . تمام عمر پیامبر نماز شب خواندن تا به مقام محمود برسد . در دنیا شفاعتم کنید که من در قیامت کنار شما ایستاده و بقیه را شفاعت کنم . اینیک آرزوی جلیل و بالاتر از کوثر ، فراتر از لوای حمد است و فراتر از شفاعت حضرت زهرا در قیامت است . این شفاعت باید در دنیا شامل حالت شود .هر کس به این مقام برسد در قیامت شفاعت نمیخواهد ، خودش مقام شفاعت دارد و دستکم 100 نفر را شفاعت میکند .
در زیارت عاشورا دنبال این آرزو هستی .
برای رسیدن به این مقام موانعی است که باید برداشته شود
امام باقر علیهالسلام : اگر شما 4چیز را در خودت نهادینه کنی خداوند 5 چیز بهت میدهد :
1- همت کن تمام حقوقی را که خدا بر تو واجب کرده را انجام دهی – حقوق پدر و مادر و همسایه و شوهر و معلم و دوست و همنشین و … اینها چه حقوقی بر گردن تودارند . اندازه وسعت بر گردنت است .
2 – صدق السان با تمامی مردم ( دروغگو ، دروغ میشنود و دروغ عمل میکند ) طلاق 6 درصد اضافهشده و بیشتر سر دروغهای هنگام خواستگاری است . که نمیگویند مثلاً این دختر مریض است یا پسر معتاد است …. مگر زن داروی ترک اعتیاد است . !!
3- حیاء جلوی مردم داشتن – که این حیا انواع مختلف دارد . در خوردن و حیا در مجلس در پوشش ، و صحبت کردن و ….. – امام صادق علیها السلام : اگر چشم مردم جامعه حیا نداشته باشد روح ایمان از کل جامعه میرود .
انسانها : 1- عدهای ضعیفالنفس(وسوسه میکند اینها را شیطان) 2- عدهای اسیر شیطان 3-عدهای شریک شیطان( مثل شیطان مردم را فریب میدهند – یک عدهای از اینها کسانی هستند که برایشان مهم نیست مردم دربارهشان چه میگویند .
4- حسن خلق با اهل خانواده ابتدا ( وسایل راحتی را فراهم کردن ) و سپس با مردم .
5- امام صادق علیهالسلام : وای بر آن مردی که آنقدر در خانهبر رفتاری و بداخلاقی کند که زنش در دل بگوید : خوشحال به حال دیگری که شوهرش مهربان است . و وای بر حال زنی که آنقدر بداخلاقی کند که شوهرش بگوید خوش به حال فلانی که زنش مهربان است .
هدایت هیچکس با بداخلاقی نیست – با منطق است .