این روزها کاروان اُسرا باز ناقه نشین شدهاند، یا سوار ناقهها شده و از کربلا به سمت مدینه حرکت کردهاند و یا از شام به سمت مدینه حرکت کردهاند، اما به مدینه هنوز نرسیدهاند زیرا کاروان آهسته حرکت میکند و در طول مسیر به شهرها و آبادیها میرسند و تبلیغ و سخنرانی میکنند.
حال در طول حادثهی کربلا تا آخر صفر، دو مسئله دلهای شیعیان را بسیار به درد آورده است: یکی مسئلهی حضرت علیاکبر(ع) است و دیگری مسئلهی ناقه سوارشدن حضرت زینب کبری(س) است.
در مقاتل میخوانیم که دو بار امام حسین(ع) در روز عاشورا، آنقدر گریه کردهاند که اشکهایشان را با آستین لباسشان پاککردهاند؛ حسینی که پسر فاطمهی زهرا(س) و امیرالمؤمنین(ع) است، ایشان ولیالله و اسماءالحسنی است و پیامبر در مورد ایشان فرموده: الحسینُ منّی یعنی ایشان بخشی از وجود پربرکت رسولالله بودهاند و امام معصومی بوده که جبرئیل گهوارهجنبانش بوده و از وجود مطهر فاطمهی زهرا(س) شیر خوردهاند و از صلب مطهر امیرالمؤمنین(ع) بوده و خلقت نوری ایشان دوازده هزار سال قبل از خلقت حضرت آدم ابوالبشر بوده است، حال چه حادثهی مهمی باید رخداده باشد که آقا را به یک چنین گریهای وادار کرده باشد؛ یکی از این حوادث، به میدان رفتن حضرت علیاکبر(ع) بود. وقتی آقا، جوانش را بدرقهی میدان کرد و گردوغبار میدان اجازه نمیداد که امام جوانش را ببیند میگویند امام آنقدر گریه کرد که و آنقدر اشکها بیمهابا میآمد که امام اشکانش را با لبهی آستین پاک میکردند و مرتب به سمت میدان دعا میخواندند و بزرگان میگویند که امام به سمت خیمهی مادر حضرت علیاکبر(ع) رفتند و پردهی خیمه را بالا زدند و فرمودند: دعای مادر در حق اولاد درگیر است دعا کن یکبار دیگر جوانم برگردد و من او را ببینم و بعد به میدان برای شهادت برود.
و یکی دیگر از مسائلی که بسیار جانسوز است مسئلهی ناقه سواری حضرت زینب(س) است، اینکه امام سجاد(ع) که غیرت الله اعظم است و هیبت محمدی و عصمت فاطمی و شجاعت حسینی و صولت علوی دارند، چگونه تحمل کردند که خواهران و دختران اهلبیت در میان هزار سرباز، هزار کیلومتر و چهل منزل را ناقه سواری کنند، اینان میخواستند تجدید وضو کنند و آبی به سروصورت خود بزنندو چقدر برای آنان و امام سجاد(ع) سخت بوده است.
عبدالله کوفی نقل میکند که نامههای کوفیان را که با امام حسین(ع) بیعت کرده بودند را خدمت امام آوردم و امام تصمیم به حرکت گرفتند و همه سوارشدن اما خبری از حضرت زینب کبری(س) نبود، امام حسین(ع) کاروان را به در خانهی حضرت زینب(س) بردند و تا ایشان به میدان شهر برای سوارشدن نیایند، جوانان بنیهاشم کوچه را غرق کردند و حضرت زینب(س) از خانه خارج شدند و حضرت ابوالفضل(ع) زانو را خم کردند، ایشان پا روی زانوی حضرت عباس(ع) گذاشتند و امام حسین(ع) یکدست ایشان را گرفت و حضرت علیاکبر(ع) دست دیگر حضرت زینب(س) را گرفتند و ایشان را سوار کردند و پرده را انداختند، ناگهان دیدند که امام بهشدت گریه کردند، عبدالله میگوید که من نفهمیدم که چرا امام گریه کردند و من همراه امام آمدم تا کربلا( ایشان در سپاه عمر سعد بوده است) با روز یازدهم که خانم خواستند سوار ناقه شوند، ایشان بار اول سوارشدن و زمین خوردند و بار دوم نیز زمین خوردند و بار سوم ایشان که افتادند رو کردند به سمت علقمه و فریاد زدند ابوالفضل؛ و حتی اسبان و حیوانات نیز به این حال زینب گریه میکردند و اکنون فهمیدم که امام حسین(ع) در مدینه این صحنه را دیدهاند و آنچنان گریه کردند.
خداوند در قرآن فرموده: (و لله الا سماء الحسني فادعوه به)
خداوند دارای اسماء حسنی است و خدا را با آن اسماء بخوانید.
حال این اسماء حسنی در قرآن آمده و در دعای جوشن کبیر نیز آمده است، لفظ این اسماء کریم و رحمان و رحیم و….. است اما تجلی آنان ائمه معصومین هستند، یکی از این اسماء (رحمان) و تجلی آن وجود مبارک رسولالله(ص) است و یکی از این اسماء رئوف است و تجلی آن وجود حضرت رضا(ع) است و یکی از آن اسماء کریم است و تجلی آن وجود پربرکت امام حسن(ع) است.
حال تفاوت اسماء رحمان و رئوف و کریم چیست؟
رحمان یعنی مهربان و بخشنده و رئوف نیز به همان معنای مهربان و بخشنده و مشکلگشا است. بزرگان میگویند: رحمت را هزار برابر کن و عصارهاش میشود رئوف. مهربانی پیامبر(ص) را هزار برابر کنیم میشود وجود مبارک حضرت رضا(ع)، و عصارهی تمام مهربانی و رحمت پیامبر(ص) وجود امام رضا(ع) است. آن مقداری که خداوند رحمت در وجود پیامبر(ص) قرار دادهاند:
1) باعث خلق عظیم ایشان شده است.
2) باعث رقت قلب پیامبر(ص) شده است.
3) ایشان محل درد و دل مردم بودند.
4) باعث گرهگشایی برای مردم بودند.
حال اگر این صفات را هزار برابر کنیم ببینید رقت قلب و گرهگشایی و نرمخویی و مهماننوازی امام رضا(ع) چقدر است.
از پیامبر(ص) سؤال کردند که : یا رسولالله شما رحمت العالمین هستید و اگر شما از میان ما بروید چه کسی با ما مهربان خواهد بود و برای ما دعا میکند چه کسی رقت به حال ما کند. پیامبر(ص) فرمودند: من از میان شما میروم اما مزارم و اهلبیتم و صلوات را میان شما میگذارم که همان کاری را که من برای شما میکنم، این سه نیز برای شما میکند.قبرم در مدینه قرار میگیرد و هرکس به من سلام دهد من دنیا و آخرت شفاعت او را میکنم، من اولادم رابین شما میگذارم و هر کس به سیدی خدمت کند من دنیا و آخرت دست او را میگیرم، من صلواتم رابین شما میگذارم که هم رحمت و گرهگشایی و بخشش گناهان است که هم هنگام بیکسی و درماندگی به داد شما میرسد هم نامهی عملت را پاک و هم کفهی حسناتت را سنگین میکند.
امام جعفر صادق(ع) فرمودند: آی مردم! روزی میرسد که اگر حافظ قرآن هم که باشی همهچیز یادت میرود و آن زمانی است که جان به حلقومت رسیده و مرگ هم شیرینِ شیرین آن تلخ است و باید به مرگتان، عسل و شیرینی بزنید با صلواتهایی که در طول عمرتان بر جدم پیامبر(ص) و اهلبیت میفرستید.
معصوم(ع): پیامبر اکرم(ص) در هنگام جان دادن، کسانی که در طول عمرشان عادت به ختم صلوات داشتهاند، بالای سرشان میآیند و به لبهای او بوسهای میزند که با آن بوسه یک رحمت و شیرینی و گوارایی وارد جان او میشود که تمام تلخی مرگ را از او میزداید ، سپس امام (ع) فرمودند مردم، شدیدترین خانهها خانه قبر است وحشتناکترین چیزها دیدن ملک قبر است وقتی در قبرتان تنها میمانید ملک میآید ابتدا تو را بو میکند سپس به همدیگر میگویند او اهل صلوات بر نبی (ع) است بوی محمدی از او به استشمام میرسد ، بگزاریم و برویم .
دو نفر آمدند نزد رسولالله (ص) یک شتر آوردند هر دو ادعا میکردند که شتر برای آنهاست و نفر مقابل دزد است یکی از آنها هشت شاهد آورد و همگی گواهی دادند که شتر برای اوست و دیگری دزد است پیامبر (ص) فرمودند تو هم گواه بیاور که برای توست او گفت من اینجا غریب هستم و اینها میخواهند با ترفند شتر مرا از دستم درآورند پیامبر (ص) فرمودند او هشت شاهد دارد و تو نداری من ظاهراً باید حکم به دزد بودن تو و بریدن دستتو بدهم ، فردا روز جمعه است به مسجد بیایید و پس از نماز حکم را اجرا میکنیم . شب رفتند و پس از نماز مردم حلقه زدند مدعی و دزد و شاهدان همگی آمدند ، دست را روی چوب قراردادند و آماده برای بریدن شدند که ناگهان صدای بلندی به گوش همه رسید برگشتند دیدند که شتر سرش را بالا آورده و داد میزند با زبان فصیح که : یا رسولالله دست را نبرید من برای او بینوایم اینها همگی میخواهند به جبر و کلک مرا از دست او درآورند . پیامبر (ص) رو کردند به آن مرد و فرمودند که چه کردی که خداوند شتر را برای گواهی تو گویا کرده است ؟ او گفت : من غریب بودم و گواهی و شاهدی نداشتم از دیروز که شما فرمودید فردا حکم را اجرا میکنید من فقط صلوات بر شما فرستادم اینگونه :
اللهم صلِ علی محمد و آل محمد حتی لا یَبقی مِن صَلَواتِکَ شَیٌ اللهم ارحَم مُحمداً وَ آل محمد حَـتی لا یَبقی مِن رَحمَتِکَ شَیٍ الهم بارِک علی مُحَمدٍ وَ آل محمد حتی لا یَبقی مِن بَرَکاتِکَ شَیٍ وَ سَلَّمُ عَلی محمد وَ آلِ محمد حَتی لا یَبقی مِن سَلامِکَ شَیٌ.
پیامبر (ص) فرمودند به برکت همین صلوات شتر را برای تو گویا کرد .
مرحوم آقای ابو ترابی هم میفرمودند که من با این صلوات اعدامی بیگناه را بعدازاینکه حکم اعدامش آمده بود از پای طناب دار رها کردم .
پیامبرِ رحمه للعالمین، اینهمه وسیله برای ما قرار دادهاند حال این رحمت را هزار برابر کنیم ” رئوف ” میشود که امام رضا (ع) هستند ؛ از همین صفت ایشان است که بزرگان فرمودهاند زیارتنامه ایشان را نشسته بخوانید اما برای پیامبر (ص) و ائمه (ع) باید حتیالمقدور ایستاده خواند اما مستحب است که در حرم ایشان بنشینی و بخوانی زیرا ایشان ” انیس النفوس ” هستند ، بنشین و با ایشان انس بگیر و سپس حاجاتت را یکبهیک بگو.
البته اگر میخواهید لذت زیارت امام رضا (ع) را بچشی قبل از به زیارت رفتن ، کار خیری کن و سپس به زیارت برو .
تمام عبادتها لذتی دارند هرکدام مخصوص به خود ؛ از رحمت خداوند این است که مزه عبادتها را به انسان میچشاند مخصوصاً لذت نماز را .
چگونه میشود لذت نماز را چشید ؟ با پاک کردن عبادت .
در جلسات گذشته گفتیم که رابطه عملی انسان با خداوند با نماز شروع میشود ؛ آن نماز پاکیزه و تصفیهشده ، که گفتیم طبق حدیث پیامبر (ص) که در آسمان اول نماز بررسی میشود ازنظر غیبت که اگر همراه نماز باشد از آسمان اول اجازه بالا رفتن پیدا نمیکند .
امام صادق (ع) فرمودند : مردم عدهای فریب شیطان را میخورند ، عدهای اسیر شیطان میشوند وعدهای شریک شیطان میشوند ؛ سؤال کردند یا بن رسولالله شرکای شیطان چه کسانی هستند ؟
امام (ع) فرمودند : 1) کسانی که اهمیت نمیدهند چه چیزی از دهانشان درمیآید.
(امام علی فرمودند : ای مردم شخصیت آدمها به لباسهایشان نیست بلکه به زبانهایشان است که چه میگویند . )
2) و کسی که برایش مهم نیست مردم او را در چه حالی و جه وضعی و چه لباسی ببینند و درباره او چه بگویند .
( اما م حسن عسگری فرمودند : اگر در اطراف شما آدمی هست که برایش مهم نیست مردم در موردش چه میگویند ، این آدم خطرناک است اندازه مغرب تا مشرق از او دوریکنید . )
حدیث داریم که تا وقتی کسی گناه کند در پنهان و بترسد از آشکار شدن آن ، خداوند در توبه را برایش میگشاید اما اگر کسی نترسد و آشکارا گناه کند خداوند میفرماید توفیق توبه را از او میگیرم به خاطر پردهدری و جرئتش به گناه .
3) آن آدمی که بدون داشتن جواز شرعی غیبت کند .
(جواز شرعی یعنی اینکه مورد ظلم قرارگرفتهای و به نزد قاضی یا وکیل یا مشاور کارآمد میروی برای حل مشکل )
4)کسی که دل به لذتهای حرام دنیا ببندد به حدی که نتواند آن را ترک کند .
امام رضا (ع) فرمودند : سه دسته از مردم هستند که اسیر شیطان هستند و فرارو گریزی ندارند.
1)کسانی که خودپسند و خودبزرگبین هستند .
( در آسمان چهارم که نماز و عبادت بالا میرود بررسی میشود ازلحاظ تکبر که خداوند عبادت آدم خودپسند را نمیپذیرد و آن را بر میگرداند)
پیامبر (ص) فرمودند : هر کس دچار خودپسندی و عجب شود نه تنها شیطان به او چیره شده و نه تنها عبادتش قبول نمیشود ، که خداوند او را در دنیا به خواری می کشاند .
پیامبر (ص) فرمودند : خداوند زمین را آفرید ، زمین به خودش بالید از اینهمه برکت و نعمت . سؤال کرد چه چیزی از من بهتر است . خداوند کوهها را آفرید ،کوهها بالیدند که من به این کوهها غالب هستم چه از ما محکمتر است خداوند آهن را آفرید که میشکند آنها را . آنها بالیدند که چه محکمیم ، خداوند آتش را آفرید آنها بالیدند که ما بر آهن حریف هستیم خداوند آب را آفرید که بر آتش حریف است آب بر خودش بالید که چه از من بهتر است خداوند باد را آفرید که آتش را پراکنده میکند بادبر خودش بالید که چه میتواند مرا مسخر کند خداوند انسان را آفرید آدم به خودش بالید که من چه علمی و چه سوادی و چه زیبایی و … دارم خداوند مرگ را آفرید انسان اسیر مرگ شد مرگ بر خودش بالید که چه از من قویتر هستم که ندا میآید از جانب خداوند که من از تو قویتر هستم ؛ بین بهشت و جهنم سر او را میبرد که من بر تو غالب هستم تو همه را میراندی و من همه را زنده کردم و تو را میراندم .
امام رضا (ع) فرمودند : موسی کلیم (ع) شیطان را خواست و سؤال کرد چه آدمی را اسیر میکنی و بر او چیره میشوی او گفت سه دسته از آدمها :
1) آدمهای خودبزرگبین 2) آدمی که عمل کم خودش را زیاد ببیند 3) آدمهایی که گناه میکنند و گناه خود را ناچیز میشمارند .
که هر سه خصلت شیطان است.