شرر زهر جفا سوخته پا تا سر من آب گردید چو شمعی همهی پیکر من
این نه اشک است که بسته ره دیدار به من دل من سوخته ریزد ز دو چشم تر من
شیون ناله بلند است به غمخانه ما یا حسن گوید و بر سر بزند خواهر من
یکطرف قاسم و عباس به خود میپیچند یکطرف نیز حسین اشکفشان در بر من
جگرم در دل تشت است و همه میبینند که چه آورده غم کوچه و سیلی سر من
کی رود یاد من آن روز که آن شوم پلید بست در کوچه غم راه من و مادر من
مادر از ضربت سیلی چو گل افتاد به خاک از همان لحظه شکسته همه بالوپر من
سید محمدجوادی
پیامبر اکرم صلیالله علیه اله فرمودند : هرگاه به حسن نگاه میکنم نگران میشوم و دلم میگیرد، به خاطر محنت و ظلمی که بر او وارد میشود. او را به زهر مسموم میکنند ؛ که فرشتگان هم برای او گریه میکنند . هر موجودی بر او گریه میکند حتی ماهیان دریا ، هر چشمی که بگرید بر حسن مجتبی در روزی که همه چشمها نابینا است غیر از چشمی که بر امام حسن علیهالسلام گربه کرده است که بینا است و هرکس قلبش بر حسن علیهالسلام محزون شود در روزی که تمامی قلبها محزون است قلب او محزون وارد نخواهد شد . هر کس قدم برای زیارت او بردارد در روزی که تمامی قدمها بر صراط بلرزد ؛ قدم او نخواهد لرزید .
به نقل صریح تاریخ 7 مرتبه بهطور گوناگون ایشان را مسموم کردهاند ، سم آخری که : خودشان فرمودند : هر زمان که مرا مسموم میکردند به حرم پیامبر میرفتم و در آنجا استشفاء میجستم ولی این بار آخر آنقدر زهر قوی بود که فرصت اسشتفاء جستن برای ایشان نبود .
سمی که به ایشان دادند بسیار قوی و معروف به سوده الماس بود .
بزرگترین معجزه را امام حسن علیهالسلام هنگام مرگشان نشان دادهاند:
ازنظر علمی و پزشکی کسی که تکههای جگرش بیرون آمده است نمیتواند حرف بزند زیرا سخن گفتن ارتباط مستقیم با جگر و کبد دارد و زمانی که کار نکرد سخن گفتن ممکن نخواهد بود . اما ایشان در آن زمان نصیحت و موعظه و وصیت کردهاند .
سم را معاویه از پادشاه روم گرفت است و پادشاه به او گفته بود ما این سم را فقط به دشمنان خطرناک خود میدهیم . و معاویه لعنت الله گفته بود که به کسی میخواهیم بدهیم که در میان ما دشمنی ایجاد میکند . سم را پادشاه نداده اما پارچهای را به آن آغشته کرده و به او داده بود . و او جعده همسر امام حسن علیهالسلام را ترغیب و وعدههای بسیار به او داده و تشویق به کشتن همسرش امام حسن علیهالسلام کرد و او ظرف آب امام را مسموم کردند .
امام حسن علیهالسلام به خاطر مسمومیتهای که درگذشته برای او ایجاد کرده بودند مرتب آب میخوردند . ظرف آبی پیش او میگذاشتند تا آب بخورد که جعده آن آب را مسموم کرد .
سم خیلی زود در بدن ایشان اثر کرده و حالشان بد شد . رختخواب ایشان را به فرموده خودشان در حیاط انداختند و در آن حالت ایشان سر به آسمان و از گوشه چشم اشک میریختند و میفرمودند :
الَّلهم اِنّیِ أحتَسَبتَ انَّک َعن نفسی فأنها الاَعزّ…. علیها…. اللَّهم اِرحم سمعتی و آنس فی القبر وحدتی ( خدایا من در این حالت نفس خودم را حساب رسی میکنم ای خدایی که عزیزترین ها نزد من تو هستی – خدایا بر این ناتوانی من رحم کن و در تنها های من انیس من باش شروع به گریه کردند)
و به امام حسین علیهالسلام وصیت کردند : در تشییعجنازه من دوست و دشمن میآیند اگر نگذاشتند در حرم پیامبر دفن شوم بهاندازه خونی که از حجامت میریزد، خونی ریخته نشود . و مرا در بقیع دفن کنید .
عایشه سوار بر قاطر شده و گفت : من از کسی که از پدرش و مادرش را دوست ندارم و خودش را دوست ندارم را اگر در اتاق من و در کنار شوهر من دفن کنید موهایم را پریشان میکنم و در مدینه بلوا میکنم و بنیامیه شروع به تیراندازی کردند . 70 تیر را از بدن مبارک ایشان درآوردند و سپس ایشان را در بقیع دفن کردند
آخرین کار امام حسن علیهالسلام گریه بر امام حسین علیهالسلام بوده است که به ایشان فرمودند : برای من گریه نکن که همه عالم باید برای تو گریه کنند .
امام حسن علیهالسلام دو تا روضهخوان دارد : 1- رسول خدا صلیالله علیه و اله -2- فاطمه الزهرا سلامالله علیها
وصال شیرازی شاعر معروف مبتلابه چشمدرد شد و سپس نابینا شدند و دست به دیوار راه میرفتند -دست به دامن رسول خدا شدند و ایشان را در خواب دیدند و حضرت به ایشان گفتند : چشمهایت را شفا میدهیم- یک مرثیه برای حسنم بگویی . سپس فاطمه زهرا را دیدند که ایشان هم فرمودند : اول باید یک مرثیه برای پسرم حسن بگویی، مگر حسن پسر من نیست ؟ سپس چشمهایت شفا خواهد گرفت .
شروع به سرودن کرد و گفت : در تاب رفت و تشت طلب کرد و ناله کرد
آن تشت را از خون باغ لاله کرد هرچه کرد نتوانست بیت بعدی را بگوید – حضرت زهرا را در خواب دیدند که به ایشان فرمودند : یک بیت برای پسرم مرثیه گفتی ؟ وصال گفت : نمیتوانم ، بلد نیستم – حضرت زهرا فرمودن بقیهاش را من میگویم :
در تاب رفت و تشت طلب کرد و ناله کرد آن تشت را از خون باغ لاله کرد
خونی که خورد در همه عمر از گلو بریخت خود را تهی ز خوندل چندساله کرد
ایشان یک پسر به نام قاسم علیهالسلام به میدان کربلا فرستادن .
در زمان بنیامیه اجازه نمیدادند که مناقب امام حسن علیهالسلام بیان شود .
مسئله امامت
حذیفه یمانی گفت: همراه عدهای با پیامبر به کوه احد میرفتیم که دیدم حسن علیهالسلام از پشت سر ما میآمد پسربچهای 4 یا 5 ساله و من گفتم انگار یک نفر نیست و چند نفر هستند . حضرت فرمودند : جبرئیل او را همراهی میکند و میکائیل او را همراهی میکند و او فرزند من است او یکی از اضلاع من است و نور چشم من است و پدر و مادرم به فدای او باد . در زیر سایه درخت نشسته و او را روی پای خود نشاندن و فرمودند: و شروع به تعریف کردن از او کردن که : میوه قلب و میوه دلم و شادمانی دلم است و بعد از من این حسن هدایتگر مسلمانان هست و او را خدا به من هدیه کرده است ، آثار و سنت مرا زنده و با رفتارش امت مرا سرپرستی میکند او را خدا به من هدیه کرده است . خدا به او نظر رحمت دارد . هر کس بر او به خاطر من سلاموصلوات بفرستد و محبت کند و احترام کند خدا رحمتش کند .سپس حضرت فرمودند : نگاه کنید مردی دارد میآید که زبانتیزی دارد و حرفهای میزند که مو بر تنتان صاف میشود اما حرفی نزنید و گوش کنید . مرد آمد و گفت : محمد تویی؟ گفتند آری – گفت : از تو متنفرم و حالا که تو را دیدم بیشتر از تو بدم آمد و متنفر شدم – حضرت فرمودند : چرا ؟ گفت زیرا که تو کذابی و دروغ میگویی . و بهدروغ ادعای نبوت میکنی درحالیکه دلیل و برهان نداری .
حضرت فرمود : اگر برهان و دلیل بیاورم چه ؟ حضرت فرمودند : اکنون یکی از اعضای من به تو جواب میدهد ( تکهای از وجود من به تو جواب میدهد)
و به امام حسن علیهالسلام فرمودند : پاشو برهان اقامه کن ! و جواب بده مرد گفت : خودت از عهده من برنمیآیی بچهای 4-5 ساله را با من طرف میکنی ؟ امام حسن علیهالسلام فرمودند : ای کودن فرزند کودن اینکه در مقابل تو ایستاده دانشمند فقیهی است اگر در مورد مسائلی نادان هستی بدان شفای بیماری جهل و نادانی دست من است و شفای هر جهلی و نادانی دست من است و هر کس جاهل به خدا و زمین و زمان است سراغ من بیاید . به شرطی که پرسشگر باشد و پرسش و تحقیق کند . تو از علم و دانشی گفتی که سطلها قادر نیستند علم و دانش مرا بکشند . و من این علم و دانش را از پیامبر آموختهام . ای مرد زباندرازی کردی و فریب نفس خودت را خوردی اما امیدوارم از نزد ما هدایتشده از نزد ما بازگردی ! مرد گفت : تو میخواهی مرا هدایت کنی بچه ! امام حسن علیهالسلام فرمودند: آیا میخواهی بگویم از کجا آمدهای ، دیشب کجا بودی و قبیلهات کجاست و چه اتفاقی رخداده چه جلسهای داشتهاید چه نقشهای میکشیدی و ریزریز را به او فرمودند. مرد گفت : از کجا فهمیدی، آیا علم غیب داری انگار همراه من بودهای !! و از دل من خبر میدهی ،اعرابی از جا پرید و گفت چگونه میتوان و مسلمان شد و رفت و قوم خود را آورد و مسلمان شدند .
امام کیست ؟
ضلع نبوت ؛ کانون علم نبی ؛ نبوت بدون امامت کامل نیست و نه امامت بدون نبوت کامل است . امام: عضوی از اعضای پیامبر !
حدیث بسیار نورانی که اگر بخوانی چشمت نورانی و اگر بنویسی دستت نورانی و بفهمی قلب تو نوارنی خواهد شد و بخوانی زبانت نورانی است :
امام حسن علیهالسلام در پاسخ مردی که در مدینه به ایشان گفتند : معجزهای آسمانی نشان بده و ایشان به آسمان نگاه کردند ، شکافت ، طبقه بعدی و طبقه بعدی ، و نوری آمد و مردم مدینه از شدت نور جلوی صورتشان گرفته و نور آنقدر زیاد شد که مردم گفتند : حسن بن علی این نور را برگردان تا همگی نمردهایم . !!
سپس امام حسن علیهالسلام فرمودند : ما اول و آخر هستیم ( آغاز خلقت با نور ما شروع و پایان دنیا با ماست و ما آخرین کسانی هستیم که میمیریم ) خدا ما را تکویناً فرمانده جهان قرار داده و تمام جهان تحت فرمانبردای ماست ، ما نوری هستیم که ملائکه آسمان از ما نورانی شدند و ما به اینها بشارت دادیم خداوند تبارکوتعالی را، ما جایگاه و معدن نور خدا هستیم ، نور خدا از ما به سمت دیگران تقسیم میشود . آخر ما مهدی ، مثل اول ما علی و اول ما علی مثل آخر ما مهدی است . هر نوری به هر جانب بتابد از جانب ماست زیرا معدن آن هستیم .و زمین و آسمان تحت امر ما هستند .
این امام را باید شناخت و معنای امامت را درک کرد.
امام حسن علیهالسلام به کریم اهلبیت معروف هستند . این کریم بودن از کجا معلوم میشود ؟!!
یکذره و اندازه یک ارزن امشب و امروز با خودت فکر نکن که نگاهت نمیکنند .
کریم بودن از کجا معلوم میشود ؟
1- سائلی از درب خانهایشان دستخالی برنگشته است . حتی میدهند به کسی که سؤال نمیکند . پرسیدند چطور است که کسی را دستخالی برنمیگردانید ؟ فرمودند : زیرا میترسم اگر کسی را دستخالی برگردانم خدا هم به من جواب ندهد و دستخالی مرا برگرداند.( ما حقی نداریم سائلی را دستخالی برگردانم هر مقدار میتوانی باید رفع حوائج کنی )
2- میترسم نعمتی را که خدا به من داده است بین مردم تقسیم نکنم و خدا هم نعمتش را از من قطع کند . و دنباله نعمتش را از من برگرداند.
3- باید شکر نعمتی را که خدا به من داده است را بهجا بیاورم . و شکرانه نعمت خدا را باید بجا بیاورم و هم برای اضافه شدن نعمت که فرمودند: لئن شکرتم لاَزیّدَنَکُم.
امام حسن علیهالسلام 60 هزار خانواده را مخفیانه زیر نظر داشتند .
بارها شد امام حسن علیهالسلام خانهای میخرید زمانی که صاحبخانه محتاج میشد خانه را بدون اینکه پولش را بگیرد خانه را به او برمیگرداند .
امام حسن تنها امامی هستند که : ده سال تمام تمامی فضایل اسلام را عملاً به مردم نشان دادند . و تنها امامی هستند که زمینه انجام این کار را یافتند .
نصیحتهای امام حسن علیهالسلام :
آی مردم خدا شمارا عبس نیافریده است ، و شمارا فراموش نکرده است و از یاد نبرده است و برای شما زندگی معینی معلوم کرده و مرگ را برای شما در زمان خاصی معین کرده است ، و عموم معیشت را تقسیم کرده است ؛ مقدار و ارزش هر کس را مشخص کرده است ؛ اگر میبینی چیزی از روزگار به تو نرسیده همانا بدان مقدر تو این بوده است .
آی مردم مونه دنیا که برای شما به حد کافی باشد خدا به شما میرساند ؛ اگر زیاده خواستید دنیا شمارا از عبادت خدا دور میکند . (ما زیاده میخواهیم و برج ما زیاد است ) ( پس مجبوری دنبالش بروی و این تو را از عبادت خدا دور میکند.
و شمارا از شکر نعمت خدا محروم میکند ( همیشه ناراحت و بیشتر میخواهی )
درحالیکه خدا عبادت خودش را به شما واجب کرده است !!!
سخاوتمند کیست ؟ کسی است که واجبات خدا را کامل ادا کند .
بخیل کیست ؟ کسی که سختش است که واجبات خدا را ادا کند.
سیاستمدار کیست ؟ سیاست حقوق الله و حقوق رحم و حقوق اموات است . سیاستمدار کسی است که حقوق این سه دسته را ادا کند.
مردم زیادهطلبیها شمارا از عبادت خدا بازمیدارد. آخر خدا حقوقی برای شما واجب کرده است .
منتهای رضایت خدا از شما به درجه تقوای شماست.
بندگان پرهیزگار باشید بدانید هرکه پرهیزگار باشد بدانید خداوند موجبات رستگاری او را فراهم میآورد و صورتشان را نورانی میکند بهواسطه آنچه در نامه عملشان دارند در دنیا و قیامت .
هر که پرهیزگار باشد و اَدای واجبات کند خدا علاقه و میل و عشق به همسفر گشتن با 4 دسته را در دل شما میاندازد :
1- انبیاء 2- شهدا 3-صدیقین 4- صُلَحا
اینها در دنیا خدمت گذاران به بندگان خدا و سالکان قیامت و عبادت و نور… و مرگشان درنهایت راحتی و برزخشان در آسمان چهارم در بهشت خداوند نهایت آسایش و راحتی است .
دنیاطلبی تو را از تقوا دور میکند.
توسل به امام حسن علیهالسلام 1000 تا یا کریم و سپس 1000 تا صلوات فرستاده شود .
عالمی به نام حکمت نیا که در حرم امام رضا علیهالسلام بین کفشداری 10 و 9 دفن هستند . به ایشان عمر خضر پیشنهاد شد . اما قبول نکردند و گفتند سخت است و بسیار راحت جان دادند از خواب بیدار شدند وضو و چند اللهاکبر گفته و سپس جان دادند .