بسم‌الله الرحمن الرحیم

یا فاطمه الزهراء أغثینی

دارد دل و دین می‌برد از شهر شمیمی            افتاده  نخ  چادر  او  دست   نسیمی

تسبیح  دلم  پاره  شد آن  دم  که  شنیدم             با دست خودش داده اناری به  یتیمی

حتی  اثر  وضعی  تسبیح  و  دعا  را              بخشیده به همسایه،چه قران کریمی

در خانه‌ی  زهرا  همه  معراج  نشینند            آنجا که به‌جز چادر او نیست گلیمی

ای‌کاش در این بیت بسوزم که شنیدم             می‌سوخت حریم دل مولا چه حریمی

آتش مزن  آتش درودیوار دلش  را             جز فاطمه در قلب علی نیست مقیمی

 حالا   نکند  پنجره  را  وا‌بگذاریم               پرپر شود آن  لاله زخمی  به نسیمی

امروز خدا را قسم می‌دهیم به آن لحظاتی که حضرت علی علیه‌السلام سر در چاه می‌کردند ، خدا خنده و شادی را در همه خانه‌ها وارد کند . و دردهای مگوی در دل‌های ما را برطرف کند . هم چنان‌که از این سال کهنه خارج می‌شویم خداوند ما را به خیروبرکت وارد کند .

یک‌لحظه  چشم‌هایت را ببند برو خانه حضرت زهرا سلام‌الله علیها خدا نکند در خانه‌ای دو سه ماه مریض باشد و بسترش یک‌دفعه خالی شود ، خواهرش می‌آید جمع کند مادرش می‌آید جمع کند و همسایه‌های می‌آیند تا جانماز او و رختخواب و لباس‌های او را جمع می‌کنند تا بچه‌هایش نبیند بمیرم برای علی که بلند شده و به منزل آمده تا وسایل ایشان را جمع کنند. زمانی که حضرت علی علیه‌السلام می‌خواستند رختخواب ایشان را جمع کنند و جانماز ایشان را جمع ،کنند این برای ایشان بسیار سخت بوده است و زمانی که اسماء سفره می‌انداختند هیچ‌کس سر سفره نمی‌نشست و اشتهای به غذا نداشتند .و اسماء می‌گفتند : علی جان شما بیاید تا بچه‌ها هم بیایند و زمانی که حضرت علی علیه‌السلام می‌آمدند و جای خالی حضرت زهرا را می‌دیدند حالشان بد می‌شد و گفت : چه‌بسا می‌شد آن‌قدر گریه می‌کردند که حالشان بد می‌شد و بچه‌ها ، شانه‌های ایشان را ماساژ می‌داد که حالشان جا بیاد .

خدا را حمد و ثنا می‌گویم که امسال در این آخرین روزهای سال سفره‌نشین حضرت زهرا سلام‌الله علیها هستیم .

 ائمه علیه‌السلام به نام مادرشان حضرت زهرا سلام‌الله علیها حساسیت ویژه‌ای و خاصی دارند :

1-     امام رضا علیه‌السلام – که شباهت‌های ویژه‌ای هم با مادرشان دارند .زمانی که پایت را در حرم امام گذاشتی بعد از سلام، بهر حاجتی که داری دست روی سینه بگذار  سه مرتبه قسم بده ایشان را به نام مادرشان ،شمارا به مادرتان حضرت زهرا ، شمارا به مادرتان حضرت زهرا سلام‌الله ، شمارا به مادرتان فاطمه سلام‌الله – که فرموده‌اند هر کس مرا به مادرم زهرا قسم دهد  از حرم من بیرون نمی‌رود مگر حاجت خود را گرفته است و دست عنایت ربانی به فریاد او می‌رسد  .

این داستان معروف است و من  هم‌بارها بهتان گفته‌ام در قدیم کاروانی به‌قصد زیارت حرم امام رضا علیه‌السلام از یزد داشتند دو برادر هم در کاروان بودن یکی نمازخوان و مؤمن و دیگری لات و لاابالی وبی بند بار مردم اذیت کن که او هم گفت منهم می‌خواهم به این زیارت بیایم که برادر دیگر گفت تو اگر بخواهی بیایی من دیگر نمی‌توانم بیایم چون خجالت می‌کشم می‌ترسم  لاابالی کنی و مردم اذیت و مردم‌دوست دارند آسایش و آرامش داشته باشند . برادر گفت : قول می‌دهم به کسی کاری نداشته باشم و گفت : امام رضا که فقط برای شما نیست منهم می‌خواهم بیایم و بالاخره اسم نوشتند و در زمان قدیم  بود دریکی از این کاروانسراها او مُرد و مردم شاید گفته باشند خدایا شکر و او را غسل دادند و گفتند او را در همین‌جا دفن کنیم ولی برادر گفت : نه تا اینجا که آمده است باید او را ببرم و در حرم امام رضا علیه‌السلام طواف بدهم و در حرم او را طواف دادند و در اطراف در قبرستانی او را دفن کردن ، دو سه روزی گذشت عالم و روحانی کاروان خوای دید این آقا در برزخ در باغی و متنعم به نعمت‌های بهشتی است . عالم با تعجب از او پرسید تو و اینجا ، آدمی که لاابالی و بی‌نمازی تو کجا و اینجا کجا ، گفت : فلانی مردن بسیار سخت است خیلی سخت است ملک مرگ با پنجه‌های آتشین جان مرا گرفتند ، سوختم و جان دادم ، مرا به غسال‌خانه بردند و هر آبی که روی من می‌ریختند آتش بود و مرا می‌سوزاند کفن و تابوت من یکپارچه آتش بود . هم چنان‌که مرا می‌بردند سگی عجیبی هم رو جنازه من بود پس مرا به داخل حرم آقا بردند و سگ از  من فاصله گرفت و بیرون ماند و آتش من خاموش شد و مرا طواف دادند دور اول را زدم و دور دوم هم مرا طواف دادند ندای آمد که‌ای بیچاره علی بن موسی‌الرضا را به مادرش صدا بزن که اگر تو را بیرون ببرند همان آتش و عذاب است . پس داد زدم آقاجان به مادرت فاطمه ، به مادرت فاطمه نزار مرا به آتش و جهنم ببرند و دیدم آقا در بالای ضریح پیدا شدند یک اشاره به من کردند و فرمودند : چه کنم با تو ، با این کارهایی که کردی ،اگر مرا به مادرم زهرا قسم نمی‌دادی هیچ کاری نمی‌توانستم برایت بکنم به مادرم زهرا مرا قسم دادی تو را شفاعت کردم  در برزخ تا قیامت که تکلیف تو روشن شود

2-     امام جواد علیه‌السلام که به نام مادرشان حساس هستند اگر کسی گرفتار است و مشکل دارد ایشان را به مادرشان قسم دهد من خودم که عادت دارم هرگاه ترسی و گرفتاری پیش می‌آید نذر روضه حضرت زهرا سلام‌الله علیها نذر ایشان می‌کنم . که از آن روضه‌های مجرب و جواب دهنده است – پس ثواب این گریه‌هایت را هدیه به امام جواد علیه‌السلام کن .ایشان طاقت شنیدن روضه‌های مادرشان را نداشتند و هرگاه هم که  روضه خانم خوانده شود ایشان کم‌طاقت می‌شوند .

3-     سومین کس که به نام مادرش حساس است ابوالفضل العباس علیه‌السلام است . برای همین می‌گویند روز آخر روضه‌های مواظب باش که آقایتان ایستاده تا بهتان مرحمتی بدهند .

4-     سفره غذا را حضرت ام‌البنین می‌انداختند و همه بچه و حضرت علی علیه‌السلام بودند یک روز رو به ابوالفضل کردند و گفتند : بپرس از برادرت از پدرت ،علی علیه‌السلام سؤال کن . او خجالت کشید و سربه‌زیر انداخت، همه به هم نگاه کردند، حسن و حسین علیه‌السلام فرمودند : چه می‌خواهی بپرسی سؤال کن. حضرت ام‌البنین فرمود : مدام دامن مرا می‌گیرد و می‌پرسد ، درب خانه ما چرا نیمه‌سوخته است ؟ ! این دیوار پشت درب چرا این‌گونه است ؟ !! حضرت علی علیه‌السلام از عمد درب را تعمیر نکرده بودند ، همه از غذا خوردن دست کشیدند و کنار کشیدند و ناراحت و یاد آن روز افتادند ، جواب بچه مرا بدهید . علی علیه‌السلام فرمود: روزی درب خانه ما هجمه آوردند چنین کردند و چنان کردند ، فاطمه را آزرده و مجروح کردند و در کوچه باز جلوی او را گرفتند و لگد به ایشان زدند و اهانت به ایشان کردند. ابوالفضل یک‌باره برخاستند و فرمود : کاش من بودم ، کاش من بودم و رو به حسین علیه‌السلام کردند و پرسید شما نبودی حسین جان ؟! ایشان فرمود : چرا بودم و یک لگد به‌پای آن ملعون زدم امام  برادرم حسن علیه‌السلام مرا کنار کشید و گفت : که باید صبر کنی. چرا من بودم !  اما برادرم گفت که ما مأمور به صبر هستیم کافی است یک‌بار بگویی  شمارا به مظلومیت مادرتان فاطمه زهرا سلام‌الله

مرثیه حضرت زهرا چیزی نبوده است که همان‌جا تمام شود بلکه ادامه داشته است تا کربلای حسین علیه‌السلام

شاعر می‌گوید : آیا میدانید چرا درب خانه فاطمه را سوزاندند ؟ زیرا می‌خواستند نور فاطمه را خاموش کنند

آیا میدانی با سینه حضرت زهرا چه کردند ؟ در اینجا آدرس می‌دهد اگر نمی‌دانی از میخ در بپرس که با سینه حضرت چه کردند ؟ !!!

این میدانی جنین فاطمه سقط شد و چشم فاطمه سرخ شد

آیا میدانی براثر سیلی که به ایشان زدند گوشواره‌های ایشان پراکنده شد

آیا میدانی روزی مادر را زدند و روزی دختر را .

ما لااقل در 4 مسئله زندگی باید از ایشان( حضرت زهرا سلام‌الله‌علیه )  الگوبرداری کنیم .

بشر برای ادامه زندگی به 4 چیز نیازمند است :

1-     نیاز فیزیکی – و بدن ما است که نیازهای دارد ، به شب ، روز، غذا ، خواب ، لباس ، دارو ، …. نیاز دارد .

2-     نیازهای امنیتی – هیچ مسلمان حق ندارد امنیت کسی را به هم بزند . بابیان امنیت روحی و روانی خانواده را نباید از بین ببریم ، ممکن است پول و امکانات باشد اما امنیت نباشد . و احساس رضایت نداشته باشد .

3-     نیازهای رشدی – باید زمینه رشد معنوی ما فراهم شود –باید تلاش کنیم به سمت انسانیت و رشد معنوی در وجود خودمان

امام صادق علیه‌السلام : انسانی که در سن 18 سالگی از دنیا برود ملائکه از طرف خداوند به او می‌گویند : من به تو آن‌قدر فرصت دادم که هدایت شوی و جهان آخرت خودت را آباد کنی .

4-     نیازهای عاطفی – بخشی را اولاد و بخشی را همسر و بخشی را در جامعه باید برآورده کنیم – ما باید انیس داشته باشیم ، ما نیاز به مونس داریم .

در این زمینه‌ها که بیان شد چه خوب است حضرت زهرا سلام‌الله علیها الگوی ما باشند .

نیازهای فیزیکی – دستور اسلام در این زمینه این است که نیازهای فیزیکی‌تان را سبک بگیرید

 امام رضا علیه‌السلام فرمودند : هیچ دوایی نیست که در شما دردی را معالجه و دردی دیگر ایجاد نکند . پس چه کنیم ؟ فرمودند: راه سالم زندگی کردن پرهیز از پرخوری است .

نیازهای زندگی را سبک و به‌قدر کفایت در نظر بگیرید . در زندگی تعادل داشته باشید . در این زندگی متعادل الگویی بهتر از حضرت زهرا سلام‌الله علیها نمی‌توانید پیدا کنید .

امسال متأسفانه عید نوروز با قمر در عقرب مصادف شده است ( یعنی باید خیلی دعا کنید و در کنار سفره هفت‌سین در شب نماز امام زمان عج الله را بخوانید و بعضی از خواسته‌های معنویتان را بیشتر در نظر بگیرید) .

دعای دارند پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و اله : خدایا به محمد آل محمد و هر کس دوست ایشان است را دو چیز بده :  1- عفت ( عفت نفس ، چشم گوش ، فرج ، کلام ، به دامنه وسیع عفاف ، عفاف مگر فقط چادر است ؟ نه؟ عفاف شکم به این است که به خاطر شکم دست و تن به هر کاری ندهم  2- کفاف ( اندازه کفایت – آنقدرکه لازم داریم ) و روزی بده به دشمنان آل محمد فراوان مال و اولاد بده که درگیر آن شوند ، آن‌قدر بده که نتواند بخورد ، و بپوش ، آنقدردارند که نمی تواند استفاده کنند.

رسول اکرم فرمودند : خدا گفته از بهترین بندگان من که مابقی باید حسرت او را بخورند آن مومنی است که از نیکی و خو بی های اخلاق بهره برده است (مؤمن قانع و صبور  کم‌سخن و گزیده گو و مردم نیازار و بردبار و به داد مردم برس) و به عبادت پروردگار مشغول است – نماز و روزه‌اش قضا نمی‌شود و سهم امام را می‌دهد و در میان مردم گمنام است و تظاهر ندارد .

در خیابان او را نمی‌شناسند تا به او التماس دعا بگویند .و به هیچ‌چیز حسابش نمی‌کنند .

هالو اصفهانی در میدان اصفهان بار می‌برد درحالی‌که از یاران درجه‌یک امام زمان عج الله بود .

ابو راجح حمامی در حمام دلاک بود ،از یاران امام زمان عج الله بود

مقدس اردبیلی که قصه او مشهور است

در کوچه‌های نجف می‌رفت و روی قبر علی علیه‌السلام نامه می‌گذاشت و حضرت علی علیه‌السلام جواب می‌داد و حضرت به او فرموده بودند تو هر وقت بخواهی می‌توانی پسرم مهدی را ببینی !!

چنان ساده می‌پوشید که زائری او را دید ( دید ژنده‌پوش است) از او پرسید رخت‌های مرا می‌شوری گفت : اره چرا نمی‌شورم ! زائری ؟ گفت : بله ،رخت چرک دارم گفت : بده بشورم

لباس‌ها را شست و خشک کرده و تاکرده و در سبد گذاشته مردی رد شد و پرسید لباس‌هایت را این مرد شست گفت : بله مگر او کیست ؟ گفت : او جناب مقدس اردبیلی است . عذرخواهی کرد ایشان فرمود : چرا این‌گونه می‌کنی تو زائر و مهمان علی هستی کاری توانستم برایت انجام دهم .

خلاق نیکو ،عبادت به‌جا ،و درمیان مردم گمنام به‌طوری‌که مردم با انگشت به او اشاره نمی‌کنند ( نه به مومنی اش ، نه به عبادتش؛ ) و روز اش به‌قدر کفاف و به‌گونه‌ای که محتاج مردم نیست و در مقابل مشکلات شکیبا و زمانی که مرگش فرابرسد ارزشی ندارد و گریه‌ای برایش نمی‌کنند  کسی او را نمی‌شناسد و تشییع‌کننده‌ای ندارد پس خدا 70 هزار ملک را می‌آفریند سر قبرش تا برایش طلب آمرزش کنند .

رسول اکرم صلی‌الله علیه و اله فرمودند : تعجب می‌کنم از آن بنده‌ای که می‌داند در حال نماز دستش را به‌سوی کی دراز کرده است اما بی‌حال است و خمیازه می‌کشد و بدن اینجا و  دل غافل است و تعجب می‌کنم از آن بنده‌ای که غذای یک وعده ا ش را دارد اما باز ناراحت است .

امام صادق علیه‌السلام : خدا به پیامبرانش بزرگواری‌های داده و مرحمت‌های کرده است شما مردم خودتان را با انبیاء خدا و دوستان خدا بسنجید اگر آنچه آن‌ها دارند و شما هم دارید شکر کنید و آنچه آن‌ها دارند و شما ندارید سعی کنید در خودتان به وجود بیاورید .

یکی از آن‌ها داشتن باور بالا است – باور کن خدا روزی‌رسان است – و از جایی که گمان نداری روزی تو را می‌فرستد .( از اخلاق حضرت زهرا سلام‌الله علیها بوده است )2- قانع بودن – سبک گرفتن معونه زندگی و قناعت کردن 3- صبر – در بلا – مصیبت- معصیت 4- شکر (روایت : می‌ترسم ، می‌ترسم که وقتی در مقابل مشکل کوچکی ناشکری کنید خدا به مشکل بزرگ‌تری دچارتان کند و گرفتارتان کند) 5- حلم و خوش‌خلقی 6- غیرت و شجاعت 7- راست‌گویی 8- امنت داری 9- مردانگی

هرکدام را نداری برو در خودت ایجاد کن و آنچه راداری شکرش را به‌جا بیاور .

حضرت زهرا سلام‌الله لباسی از پشم بز داشتند ( یک‌بار دست بکش ببین چگونه است و چادر ایشان 11 تا وصله داشته و سفره خالی، که به‌جای رسید  حضرت رسول اکرم صلی‌الله علیه و اله به خدا فرمود : خدایا آن‌قدر به سلیمان دادی ، آن‌قدر به یوسف دادی ولی تنها دختر من از گرسنگی بمیرد !؟ .سپس مائده از آسمان آمد .

حضرت رسول آمدند و دسته آسیاب را دیدند که از خون دست حضرت زهرا سلام‌الله علیها خونی شده است . به او فرمودند :

دختر بچش سختی دنیا را که اگر بچشد سختی آخرت ندارد و برعکس هر کس در دنیا سختی نکشد سختی او در آخرت است .

خداوند فرموده است : ای پسر آدم اگر از دنیا چیزی می‌خواهی به‌قدر کفایت اندکی از آن چیزها تو را بس ( لباس و غذا به‌قدر کفایت و چادر به‌قدر کفایت ) اگر بنا داری از چیزهای که تو را کفایت نکند تمام دنیا تو را بس نمی‌شود.

الگوی امنیت برای ما خانه حضرت زهرا سلام‌الله علیها است

شب عید در پیش است و آخر شب در کنار سفره دو رکعت نماز امام زمان وزندگی‌تان را مدد از امام زمان عج الله بخواهید .

عادت کنید در سال جدید که بعد از هر نماز به سجده رفته و 14 مرتبه می‌گویی : یا واسعُ یا وَهاب  ( که آبرو  و خیرات فراوان دارد و ذکر عجیب‌وغریبی است )

هرگاه در تنگناها قرار گرفتید :وضوی نیکو و نمازی نیکو که عجله‌ای نباشد ، رکوع و سجده نیکو انجام دهید و بعد از نماز بگوید :

یا ماجِدُ یا واحدُ یا دائم ُ أتوجهُ الیک َ به مُحَمدٍ نَبیِّکَ نَبیِّ الرحمه صلی الله علیه واله ، یا مُحَمَدُ یا رسول الله ، إنِّی أتوجَهُ بِکَ الی الله رَبِکَّ وَ رَبِّی وَ رَبِّ کُلِّ شی ، وَ اَن تُصَلی علی محمدٍ و اهل بیته وَ أسئلُکَ نفحة ً کریمهً مِن نفحاتِکَ و فتحاً یسیراًًو رزقاً واسعاً

آقای بیدآبادی در قبرستان تخت فولاد که اگر به اصفهان رفتید حتماً سر قبر ایشان نیز بروید – کسانی به سر قبر ایشان رفته و فاتحه‌ای هدیه کرده‌اند در عالم ملکوت دیده‌اند که از قبر بیرون آمده و به ایشان هدیه‌ای می‌دهد .