1) جهت راحتی و سهولت در امر خریدوفروش، جهت فروش ملک یا ماشین و جهت درمان اضطراب و ناراحتی آیهی 28 سورهی فاطر ،هرروز بعد از نمازهای واجب یکبار خوانده شود.
2) جهت دور ماندن از آفات دوران آخرالزمان، خواندن چند آیهی اول سورهی کهف بسیار نافع است.
3) جهت کربلا رفتن، چهل روز سورهی ” هل اتی “ را بخوانید و به پنجتن هدیه کنید.
امروز روز ورود اهلبیت عصمت و طهارت به کاخ یزید ملعون است، روزی که برای حضرت زینب (س) بهسختی روز عاشورا و چهبسا سختتر از آن است.
این ایام که زائران جهت رفتن به زیارت اربعین آماده میشوند باید به چند نکته توجه داشته باشند. امام صادق(ع) فرمودهاند: همه به دنبال نگاه خدا میگردند اما خدا دنبال زائر حسین(ع) میگردد که به او نگاه رحمت کند.
از علماء بنام است که فرمود از کرمانشاه دستهی عزاداران به کربلا آمدند و دور ضریح امام حسین (ع) میچرخیدند و عزاداری میکردند و نام امام حسین (ع) را فریاد میزدند و من میشنیدم که از ضریح مقدس جواب میآمد ” جانم حسین”
نزد امام صادق(ع) آمد و گفت: آقا من پنهانی و سینهخیز و در سحرگاهان به زیارت امام حسین(ع) رفتم، مردی گفت: الآن نمیشود که به زیارت بروی . من پرسیدم: چرا نمیشود؟ من از راه دور آمدهام و از مردم عراق و مأموران بنیامیه میترسم. مرد جواب داد: الآن نمیشود به زیارت بروی برو و سحر بیا زیرا الآن نوبت زیارت موسی بن عمران است. ( ای زائر حسین(ع) بدان جایی برای زیارت میروی که انبیاء در نوبت زیارت آن ایستادهاند)
این را بدان که هرروز امام حسین(ع) ما را به مجلس خودشان و خواندن زیارت عاشورا دعوت میکنند. هر کلمهی زیارت عاشورا یک دنیا معرفت به خداوند است و هر کلمهی آن برای انسان دری از زمین تا ملکوت باز میکند . در فرازی از زیارت عاشورا داریم که “ اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ ، وَآخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِكَ ” این لعن، لعن جامع است که از اولین نفر که به ایشان ظلم کرده و تا آخرالزمان که به امام حسین( ع) و شیعیان ایشان ظلم کند را لعن کرده است.
در زمان پیامبر(ص)، ایشان خالد بن ولید ملعون را که بعدها یکی از حملهکنندگان به خانهی حضرت فاطمه(س) است را به مأموریتی فرستاد تا روسای یکی از قبایل را خدمت پیامبر(ص) بیاورد اما چون او با آنها لج بود شمشیر کشید و آنان را کشت وقتی به خدمت پیامبر(ص) آمد و ایشان ماجرا را شنیدند بسیار ناراحت شده و خالد را بهشدت توبیخ کردند و بعد به امام علی (ع) فرمودند که برو به آن قبیله و دیهی مردان را بپرداز. وقتی امام به خدمت پیامبر(ص) رسیدند فرمودند: من با آن پول دیهی مردان را پرداخت کردم و باقیماندهی پولها را به زنان و کودکان مقتولین دادم زیرا فکر کردم که پدران و برادران آنها را جلوی چشمان آنان کشتهاند و این زنان و کودکان دیدهاند و لرزیده و ترسیدهاند و با آن پول خواستم تا دل آنان را شاد کنم. حضرت بلند شدند و پیشانی امام را بوسیدند و فرمودند: جانم به فدای تو.
این فرهنگ علی (ع) است. اما فرهنگ مخالفان اینگونه بود که بدنهای شهدای کربلا را بیرون آوردند و جلوی چشم زنان و کودکان، سرها را از بدنها جدا کردند و بر بدنها اسب تاختند و سرها را به نیزه زدند.
امام صادق(ع) فرمودند: خداوند در روز قیامت ملکی می فر ستد تا در صحرای محشر فریاد بزند آیا در دنیا قاتلان حسین(ع) را لعن کردید یا نه؟ منادی ندا میدهد ای کسانی که در دنیا بر قاتلان حسین(ع) لعن کردید اکنون شمارا به غرفههایی از بهشت وارد میکنم که در آن غرفهها همنشین پیامبر و آل پیامبر(ص) باشید.
روز اول صفر اهلبیت(س) را وارد شام کردند و شب آنان را کنج مسجد اموی یا یکی از اتاقهای کاخ قرار دادهاند و امشب اولین شب خرابه نشینی اهلبیت و حضرت رقیه و سکینه و زینب (س) است. اولین کاخ ساختهشده در اسلام توسط معاویه در شام ساختهشده که محققین تاریخی میگویند در مقایسه با کاخ سفید در آمریکا، کاخ سفید مثل حیاط خلوت کاخ بنیامیه است . از مقاتل برمیآید که دستکم چهار روز پیدرپی اهلبیت (س) را به کاخ بردهاند تا روز شهادت حضرت رقیه (س).امام سجاد(ع) فرمودند: وقت ورودِ ما به کاخ زنجیر را از دست و پای ما باز کردند و طناب را به دست و گردن من بستند و پشت من به گردن عمهام امکلثوم و پشت او به دستها و کتف و شانهی عمه جانم زینب(س) بستند و به همین ترتیب به دستهای بقیه طناب بسته بود. سالنی که ما باید میرفتیم در انتها بود و راه درازی را باید میرفتیم و دو طرف هم سربازها بودند و در این میان اگر کودکی میافتاد جواب آنها با نوک نیزه و سنان بود. روز اول وقتی ما را داخل کاخ بردند عدهای روی صندلی نشسته بودند و زن و بچهی یزید پشت سر او نشسته بودند که ما را وارد کردند و دایرهوار ما را نشاندند من دیدم یکی از دختران ( که مقاتل مینویسند رقیه(س) بوده است) چنان طناب به دور گردنش پیچیده شده که گویی الآن خفه میشود و من جلو رفتم و در مقابل یزید ملعون قرار گرفتم و گفتم: اگر اکنون رسول اکرم(ص) و فاطمهی زهرا(س) اینجا بودند و ما را در این وضع و تو را میدیدند چه میگفتند که آن ملعون دستور داد طنابها را پاره کنند. اول کسی که سخن گفت خواهر ملعونه ی یزید بود که گفت: دختر علی اینجا است که امکلثوم(ص) بلند شد و فرمود: بله من دختر علی بن ابیطالب وصی پیامبر(ص) داماد پیامبر(ص) همسفر معراج پیامبر(ص) یدالله اسدالله عینالله اُذُنُ الله اسدالله الغالب و آنکسی که لافتی الاعلی لا سیف الا ذوالفقار در شان او نازلشده با من چهکار داری؟ آن ملعونه گفت: میخواستم بگویم که خدا را شکر که با برادر تو چه کرد و با ما؟
زن یزید گفت: آیا شاهزادهی ایرانی که همسر حسین است اینجاست ؟ گفتند: خیر او فوت کرده. رباب(س) گفت: من همسر حسین(ع) هستم چهکار داری؟ زن ملعونه ی یزید آمد که مفاخره کند رباب گفت: چه عجب است که شتر به اسب فخر میفروشد و ظلمات به نور فخرفروشی میکند.
دختر ملعونه ی یزید گفت: آیا دختر حسین هست؟ سکینه (س) گفت: بله من دختر حسین (ع) هستم آن حسینی که گهوارهجنبانش جبرائیل و میکائیل بوده است آن حسینی که سرش بر سینهی پیامبر(ص) بوده است بر زانوی امیرالمؤمنین(ع) بوده است با من چهکار دارد؟ که او شروع کرد به شماتت کردن و سکینه(س) جوابهای دندانشکن داد.
ملعون دید که هر جور که بخواهد امام حسین(ع) را کوچک کند او بیشتر بلند میشود به همین جهت آن ملعون چوب خیزران را برداشت و به سربریدهی امام حسین (ع) اهانت کرد.
خرابهی شام مثل یک زندان موقت بود که اگر کسی را دستگیر میکردند آنجا نگه میداشتند و چند خصوصیت داشت:
1) مخروبه بوده و دیوارها ترکخورده و اگر سقفی داشته در حال ریزش بوده و این زندان هیچ وسیلهی محافظِ گرما و سرما نداشته است.
2) محیط این خرابه و زندان موقت بسیار آلوده و کثیف بوده بهطوریکه اُسرا پنج روز بیشتر در آنجا نبودند اما بدنها تاولزده و زخم شد و امام سجاد (ع) میفرماید: این آلودگی در حدی بود که پوستها درمیآمد و ما هیچ زیراندازی نداشتیم هم خرابه نشین بودیم و هم خاکنشین.
3) محل شکنجهی روحی اهلبیت(س) بود. امام سجاد(ع) میفرمودند: هیچ امکانات غذایی و ….. نداشتیم. بعضی از دمشقیها نان و خرمای نذری میدادند و ما با آن روزگار میگذراندیم.
4) این خرابه در معرض شدید نور خورشید بود.
حال این اوضاع خرابه بود. اما اوضاع سرها: امشب یا فردا رأس تمام شهدا را به امام سجاد(ع ) تحویل دادهاند که در گورستانی در سوریه بنام رئوس الشهدا دفن کردهاند و یک سر را نگهداشتهاند و آن سر امام حسین(ع) بود که در تشت طلا بود.
همه ، ما را به سمت امام حسین(ع) سوق میدهند و ایشان ما را به سمت قرآن سوق میدهند.
3 چیز روز قیامت از ما شکایت میکند که یکی از آنان قرآن است.
1) تکرار آیات قرآن موجب ازدیاد ایمان انسان میشود .
کسانی که ایمان مستقر ندارند و گاهی خوبی و گاهی بدی میکنند اگر قرآن زیاد بخوانند ایمانشان زیاد میشود.
خودبهخود خواندن قرآن به نیت قربه الی الله موجب ازدیاد ایمان انسان میشود .
2) موجب توکل انسان به خدا میشود.
سمبل قرآن امام حسین(ع) است وقتی دخترش دامنش را گرفت و پرسید پدر جان بعد از خودت ما را به چه کسی میسپاری؟ ایشان فرمودند: من شمارا به وکیلم می سپرم که سکینه (س) سر به آسمان کردند و فرمودند پدر جان برو.
3) موجب تواضع و به خاک افتادگی میشود.
میگویند شیطان سه قلم لوازمآرایش دارد: سرمهدان، انفیهدان، عطردان.
سرمه چشمش دروغِ دروغگوها است که چشم او را قوت میدهد. انفیهدان که بو میکشد و لذت میبرد خبرچینی و نمامی بین مردم است. و عطر دان شیطان ، غرور و تکبر انسانهاست.
امام صادق(ع) از رسول اکرم(ص) فرمودند: وای وای وای بر آنکسانی که از حلال دنیا حرام دنیا و مال مردم را از راه ظلم و ستم جمع میکنند آوازه بلند میکنند خانههای رنگین مرکبهای راهوار با حبس حقوق مردم برای وارث میگذارند این کار نَه احسان به خودشان است و نَه احسان به بچهها و نسلشان و بازماندگانشان است زیرا خداوند جهنم را برای چند دسته آفریده است: 1) کافران 2) آنان که از حرام مال جمع میکنند 3) آنانی که آقِ والدین شدهاند چه در زندگی یا بعد از مردنشان.
4) قرآن خواندن گریه از خوف خدا را در انسان تقویت میکند زیرا انسان را با عذاب و قهر خدا آشنا میکند.
رسول اکرم(ص) فرمودند: من تعجب میکنم از اینکه قرآن میخوانم و از ترس پیر نمیشوم.
قهر خدا از عذاب اش بدتر است، در دنیا اگر خداوند از ما قهر کند لذت معنوی را از ما میگیرد .پیامبر(ص) : دشمن خدا هرچه در دنیا بخواهد خدا به او میدهد. لذیذترین لذتهای معنوی، معرفت به خدا است و معرفت به خدا از طریق فهم آیات قرآن است.
امام صادق(ع) فرمودند: خداوند اگر در دنیا باکسی قهر کند بین او و فهمیدن قرآن پرده میکشد.
این عدم فهم ربطی به میزان سواد آدمها ندارد. حبیب عجمی که عرب نبود یک سال تمام از تفسیر آیه : ” قل هو الله احد” گفت، از او سؤال کردند که تو عجم هستی و اینهمه فهم قرآنِ عربی از کجاست؟ گفت: حبیب عجم است اما دلش عرب است.
لذیذترین لذتها خداشناسی است. از لذیذترین لذت بهشتی معرفت به خداوند است.
امام سجاد(ع) سر به سجده گذاشته و با گریه میفرمودند:
” الهی فَاَلهِمنا ذِکرَک ” خدایا به من یاد خودت را الهام کن ( این ذکر قرآن و عبادت خدا است.)
” فِی الخَلاءِ وَ المَلَا ” در خلوت و وقتی با مردم هستم
” وَالَیل و النهار” در تمام شبها و تمامروزها
” فِی الاَعلان وَ الاَسرار ” در پنهان و آشکار
” فِی السَّراءِ وَ الضَّراء ” در سختیها و راحتیها
” وَ آنِسً بِذِکرِکَ الخَفی” خدایا مرا مأنوس کن به آن یاد پنهان در دلم
” وَ استَعمِلنا بِالعَمَلِ الزَکی” خدایا مرا کمک کن تمام اعمالم پاکیزه باشد
” وَ السَعیِ المَرضا” و به من پیمانهای پر بده.