امام صادق (ع) فرمودند: ذکری از اسماء خدا و اسمی از اسامی ما را انتخاب کنید و مدام ما را و خدا را با آنها صدا بزنید .
در میان اسماء خداوند ” یا حبیب “ از همه زیباتر است به معنای ” ای بهترین دوست عالم “.
ذکر تکبیر و تهلیل و تحمید و تسبیح و تقدیس ، ذکر امام حسین (ع) در خلقت نوری ایشان بوده است . در آن عالمِ سیر نوری ، وقتی خداوند نور ایشان را آفرید ، تسبیح خدا را میگفتند به این اذکار : اللهاکبر ، لا اله الا الله ، الحمدالله ، سبحانالله ، قدوسٌ قدوس .
بعد از نمازهای واجب در سجده ، بعد از نماز صبح صدبار اللهاکبر ، بعد از نماز ظهر و عصر صدبار لا اله الا الله ، و بعد از نمازمغرب الحمدالله ، و بعد از نماز عشاء صدبار سبحانالله ، و پس از نافلههای شب صدبار قدوسٌ قدوس بگویید ملائکه نام شمارا از صبح تا شب ذاکر مینویسند . و اگر زمانی به حرم ائمه (ع) مشرف شدی و موفق به نافله شب شدی پشت هر نافلهات از هرکدام از ذکرها صدبار بگو بخصوص بعد از نماز وتر صدبار ” قدوسٌ قدوس ” بگو .
در میان نام ائمه (س) هم یکی را برای خودت انتخاب کن و با آن اُنس بگیر . تا میتوانی این ذکر را ورد خودت کن ” یا علی فُک اَلباب ” هر وقت پشت هر دربستهای چه مادی و چه معنوی ماندی این ذکر را بگو که از اذکار مجرب و بسیار نورانی است و ختم آنهم به این صورت است که هزار و صد و ده مرتبه بین نماز ظهر و عصر میگویی.
صدام چند سالی بود که زیارت اربعین امام حسین (ع) را ممنوع کرده بود که زیارت اربعین ایشان زیارت ممتاز و ویژهای است. سالی مردم دستهدسته از اقصی نقاط آمدند اما همهی درهای حرم را بسته بودند و سربازان مسلح ایستاده بودند. دستهی علمای نجف رسیدند و دیدند درها بسته است و مردم پشت درها ازدحام کردهاند ناگهان از میان دستهی علما عالمی فریاد زد “ یا علی فک الباب “ جمعیت هم این ذکر را دم گرفتند ناگهان زنجیرهای درها شکسته شد و سربازان از ترس فرار کردند و مردم به زیارت رفتند. خبر به صدام رسید و او گفت: کاری نکنید که خبر پخش میشود.
سه موضوع را باید در باب امام حسین (ع) باورمان را بالا ببریم و این هر سه فقط اختصاص به امام حسین (ع) دارد.
1) گفتهاند و باور این جمله ” يا ليتني کنت معکم فافوز فوزا عظيم” یعنی حسین جان وای بر من ، کاش من بودم و در آن فوز عظیم شرکت میکردم.
ثواب این باور این است که امام صادق(ع) فرمودند: بهمحض اینکه این جمله را میگویی نام تو را در دفتر شهدای کربلا مینویسند.
زیرا این جمله را که میگوییم یعنی باورمان شده که کشته شدن در رکاب امام حسین (ع) فوز عظیم است. میشود باور را آنچنان بالا برد که در هزار و چهارصد سال بعد، آمد اما همنام با شهدای کربلا شد.
2) دربارهی باور دیگر این حدیث از امام صادق(ع) که فرمودند: هر کس به هر دلیلی که نمیتواند به کربلا برود بالای بلندی بایستد دستش را به سینهاش بگذارد و سه بار بگوید” صَلَّ اللهُ عَلَیکَ یا اباعبدالله ” دفعهی اول که میگوید به آسمان نگاه کند بار دوم به سمت راست نگاه کند و کران تا کران را ببیند و بگوید و دفعهی سوم سمت چپ را کران تا کران نگاه کند و بگوید، تا که ببینی آسمان بالا و شرق و غرب عالم از سلام تو پرشده است.
عالم بزرگوار گفت: روزی به حرم امام رضا(ع) مشرف شدم حرم مملو بود از آدمها داخل حرم رفتم و گفتم: ” السلام علیک یا علی بن موسی الرضا” بعد با خودم فکر کردم که اینهمه آدم بااینهمه دردها و مشکلات، چگونه امام (ع) به همهی آنها جواب میدهد ناگهان مکاشفهای رخ داد و دیدم به تعداد همهی زوار کنار هرکدام از آنها یک امام رضا(ع) ایستاده است و با هرکدام سخن میگوید و به هرکدام گوش میدهد.
پس باید به این باور برسیم که هرکدام از ما هم یک امام حسین (ع) داریم که باید آن را بشناسیم و همهچیزمان را از او بخواهیم.
3) باور سوم اینکه امام صادق(ع) و از خود امام حسین (ع) هم نقلشده است که فرمودند: قبر حسین(ع) در قلوب دوستانش است.
این را باید باور کرد و اگر باور کنیم هیچوقت قلب شیعهای را نمیشکنیم این باور ما باید در عملکرد و اخلاق و رفتار ما مشخص شود که چه اندازه مراقب هستیم که دل کسی را حتی بچهای را نشکنیم. با این باور میفهمیم که چقدر آدم صبور و بااخلاقی خواهیم شد. با این باور که اسم امام حسین (ع) و برادرش امام حسن (ع) زینت عرش خداست و دل مؤمن که عرش خداست زینتش نام امام حسین (ع) و امام حسن(ع) است ، آیا میتوانیم دل کسی را بشکنیم .
راوی نقل میکند که به خدا با دو گوش خودم از دو لب امام حسین (ع) شنیدم که فرمودند: هر کس در مصیبت من اشکی از چشمش خارج و به گونهاش روان شود خدا برایش دیهای در نظر گرفته است، راوی بلند شد و گفت: یا بن رسولالله، آن دیه چیست؟ امام حسین (ع) دست مبارک را بالا آوردند و به سینهشان زدند و فرمودند: من دیهی آن آدم هستم و زود باشد این گریه کن با من خواهد نشست و همنشینی که انقطاع ندارد.
گفتند یوسف صدیق مریض شد و اطرافیانش تصمیم گرفتند او را به تفریح ببرند و او را به کنار رود نیل بردند اما خداوند به یوسف مهلت نداد و روی تخت دراز کشید و از دنیا رفت، گفتند چه کنیم باخبر به زلیخا؟
همه گفتند که ما نمیرویم تا اینکه یک نفر که پختهتر بود گفت: من او را میآورم. نزد زلیخا رفت و گفت که کنار رود نیل بیایید که یوسف با شما کار دارد. زلیخا آمد و دید که یوسف روی تخت دراز کشیده و ملحفهی روی او را کنار زد و همینکه صورت بدون رنگ و روح او را دید خودش را روی سینهای او انداخت و فریاد یا یوسفی کشید که چشمهایش از حدقه بیرون افتاد .
زینب (س) که عاشق امام حسین (ع) بود چه کشید وقتیکه برادرش را یکبار بیحال از تشنگی بار دیگر کشته و بار دیگر عریان دیدند.
خوشا به حال کسانی که با گریه بر امام حسین (ع) قدم در وادی شاگردی ایشان میگذارند. در جلسهی دیروز گفتیم که برای رفتن به سمت قرآن و امام حسین (ع) چهار شرط لازم است و شرط اول را گفتیم تفریق و کم کردن و آن یعنی از هر چیزی که ما را از خدا دور میکند جدا شویم مثل دنیا ،جوانی، مال…. و هر چه بین ما و خدا حجاب است. باید خودمان را بشناسیم و حجابهایمان را هم بشناسیم و آن را برطرف کنیم. مهمترین حجاب بین ما و خدا رذایل اخلاقیمان است.
رسول اکرم(ص) فرمودند: ای مردم اسلام بهخودیخود برهنه است و پوشش اسلام حیا است.
حیا در پوشیدن، گفتن، شنیدن ، نگاه کردن، راه رفتن، خوردن و حتی نوشتن و ……
رسول اکرم(ص) فرمودند: شما اگر چهار خصلت داشته باشید خداوند تمام گناهان گذشتهتان را به حسنات تبدیل میکند.
1) راستگویی که هرگز دروغ نگویید.
2) حیا
3) خوشخلقی
4) شکرگزاری
علامه مجلسی در تفسیر آن فرمودند: اینکه کسی این چهار خصلت را داشت باشد خدا گناهان گذشتهاش را به حسنات تبدیل میکند یعنی:
1) گناهان گذشتهاش را به سبب توبه میبخشد.
2) روحیهی گناهکاری را از او میگیرد و روحیهی ثواب کاری به او میدهد.
3) توفیق کارهای خوب به او میدهد و بجای کیفرهای گذشته به او ثواب میدهد.
رسول اکرم(ص) فرمودند: اگر کسی گناه پیدرپی انجام دهد و توبه نکند خداوند ریشهی چند چیز را در او میخشکاند:
1) ریشهی حیا را در او میخشکاند که خشم و غضب خدا را به دنبال دارد.
2) حالت امانتداری را از او میگیرد و خائن به امانات مردم میشود.
3) درهای رحمت خود را به او میبندد.
4) قید و اعتقاد به دین را از دور گردنش باز میکند و آنگاه این بنده را خدا تبدیل به شیطان ملعون میکند.
امشب هزار صلوات هدیه به نرجس خاتون داریم.