توسل به حضرت عباس علیهالسلام
فیها خالدون در مجلس امام حسین علیهالسلام
چهار باب توسل برای همه
چرا تأکید به گریه بر امام حسین علیهالسلام
دوری از معصیت برای ثبتنام در مکتب امام حسین علیهالسلام
امروز روزمزد است. از اول صفر عزاداری کردهایم و امروز مزد دهۀ اول ماه صفر را به ما میدهند. وقتی برای شما مهمانی میآید، اگر او از شما درخواست آب بکند، آب را داخل سینی میگذارید و به او تعارف میکنید. وقتی برایش میوه میآورید، داخل ظرفی مرتب میچینید و جلو او میگیرید.
به یقیناً همۀ ما مهمان امام حسین هستیم. دلتان میخواهد وقتی امام حسین از شما پذیرایی میکنند داخل چه ظرفی به شما تعارف کنند، معنویت را به چه شکل به شما بدهند، شفای مریضتان را چگونه به شما بدهند. وقتی این پذیرایی به اوج لذت میرسد که امام حسین با دستان مبارک حضرت عباس از ما پذیرایی کنند. اگر حاجت فوری دارید، یکراه دارد و آن اینکه بگویید: یا ابوالفضل.
عالم بزرگواری نقل میکند در حرم حضرت عباس بودم. ناگهان صدای جیغ خانمها بلند شد. دیدم خانمهای عرب بچۀ مردهای را میآورند. بچه را مادر او میآورد و به دنبال او مادربزرگ بچه و خالهها و عمههایش بودند. مادربزرگ و خالهها، مادر را سرزنش میکردند که بچهات مرده او را چرا اینجا آوردی؟! مادر بچه را به ضریح زد و با انگشت اشاره کرد و گفت: ابو فاضل شوهرم کارگر است، برای روزی حلال رفته، الآن خسته برمیگردد، من هنوز غذا درست نکردم، نان را خمیر کردم، الآن خراب میشود، باید بروم، بچهام زنده شود میروم. بار دوم همین جمله را تکرار کرد. برای بار سوم گفت: اخازینب، نکند نمیخواهی جوابم را بدهی دستخالی باید بروم، ناگهان طوفانی بلند شد. گردوخاک شد. بعد از لحظهای بچه لرز کرد و بلند شد، گفت مادر حالم خوب است. همه دور بچه را گرفتند. خادمها آمدند گفتند به دفتر برویم برای ثبت کردن معجزه. زن گفت به من چهکار دارید؟! کاری با ابو فاضل داشتم آمدم حل کرد، حال میروم.
مجلس امام حسین، بهشت است. در قرآن در وصف بهشت آمده است: هم فیها خالدون. مجلس امام حسین هم به همین شکل است. وقتی به مجلس دعوت شدی، دیگرکسی نمیتواند تو را از سر سفره بلند کند. جایت را امام به کسی نمیدهد. در روایت آمده است: وقتی از دنیا میروید، خداوند ملکی را خلق میکند بهجای شما که عزادار بودید، سینهزنی و عزاداری میکند. بهجای چایی ریز امام حسین، ملکی خلق میشود که چای میریزد و … .
یکی از چیزهایی که ما را به مجلس امام حسین میکشد، توسل به این بزرگواران است.
دیروز چهارراه توسل که عمومی است و همه میتوانند به این چهار وسیله متوسل شوند، را گفتیم. اولین توسل، استغفار است. خداوند در قرآن دربارۀ استغفار میگوید: اگر توبه کنید، باران فراوان از آسمان میریزد. در جای دیگر میفرماید: دربهای رحمت الهی باز میشود و در جای دیگر: شمارا با اموال و فرزندان فراوان مدد میدهم. در حقیقت وقتی بندهای رو به خدا کند، خدا هم رو به او میکند.
4 رکعت نماز که امام حسین وقتی مضطرب میشدند، این نماز را میخواندند:
دو تا نماز دورکعتی به نیت حاجت بخوان به این صورت:
در رکعت اول نماز اول بعد از سوره حمد، 25 مرتبه بگو؛ اُفَوِضُ اَمری اِلی الله إنَ الله بَصیرٌ بِالعِباد.
[ظاهر امر اینکه کارها را به خدا واگذار کردهای. با این ذکر، خدا را در هر کاری در رودربایستی میاندازی. همانطور که وقتی مادر شوهری که وضع مالی خوبی دارد با عروسش برای خرید حلقه میروند، عروس به مادر شوهر بگوید هر چه را شما بپسندید، همان زیبا است، مادر شوهر، زیباترین را انتخاب میکند. وقتی تو هم کارها را به خدا واگذار کردی، بهترینها را خداوند برایت رقم میزند.]
در رکعت دوم بعد از سوره حمد، 25 مرتبه بگو؛ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی کُنْتُ مِنَ الظّالِمینَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَنَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَکَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنینَ.
در رکعت اول دو رکعت دومی، بعد از سوره حمد، 25 مرتبه بگو؛ حَسبیَ الله وَ نِعمَ الوَکیل.
در رکعت دوم بعد از سوره حمد، 25 مرتبه بگو؛ لا حَولَ ولا قُوّةَ إلاّ باللّهِ العَلیِ العَظیم.
بعد از نماز هم 25 مرتبه صلوات بفرست و حاجت خود را بخواه.
دومین راه توسل، صلوات بود. خانمهایی که مریض دارند یا مریض هستند، وسواس دارند، اضطراب دارند یا افسردگی دارند به این حدیث عمل کنند.
امام صادق میفرمایند: هر کس مریض است، خودش یا دیگری، 225 مرتبه سوره تک اثر را بخواند و بعد هزار مرتبه صلوات بفرستند. یا اگر دیگری مریض است، کنار تختش بخواند و به او بدمد یا اگر از او دور است، بخواند و به آبی بدمد و برایش بفرستد. امام میفرمایند اگر شفا نگرفت یقیناً بداند که عمری به دنیا ندارد، با این توسل فقط مرگ را نمیشود برطرف کرد.
سومین راه توسل، صدقه است. صدقه یعنی از کار کسی گره باز کردن. گاهی گرههایی که با خرجهای میلیونی برطرف نمیشوند، با سیرکردن چند گرسنه باز میشوند.
زن یهودی در صحرا غذا میخورد که گرسنهای را دید، یک قرص نانی را که داشت با او نصف کرد. به کشاورزی مشغول شد و بچهاش در قنداق کناری بود. گرگ آمد و بچه را برد. زن دید و گفت: خدایا. هاتفی ندا داد لقمهای در عوض لقمهای. بچه سالم از دهان گرگ بیرون گذاشته شد.
امام صادق میفرمایند: هر مؤمنی که بتواند مشکل کسی را با دست خودش برطرف کند، یا اگر خودش قدرت ندارد، میتواند به دیگری بگوید تا او حل کند، اگر نکند، روز قیامت با چهره سیاه و با چشمانی کبود و درحالیکه دستش به گردنش بسته است، وارد محشر میشود. ندا میآید این خائن به خداوند است.
قیامت سایه ندارد، چند چیز برای ما سایهدارند، یکی از آنها صدقه است. رسول اکرم میفرمایند: بهوقت هر نماز ملکی نگاه میکند و قبر میگوید من خانه تنهاییام، من خانه تاریکیام، من خانه خاکیام، من خانه وحشتام و من خانه مار و مورها هستم و صدقه دهندگان نهتنها میمانند، نه تاریکی دارند، فرش دارند، نه ترسی دارند و نه مار و موری دارند.
اگر سؤال کنید به زیارت امام حسین تأکید بیشتری شده است یا به گریه؟ جواب گریه بر امام حسین است. اگر سؤال کنید به طعام دادن تأکید بیشتری شده است یا به گریه؟ من میگویم به گریه.
چرا اینهمه تأکید بر گریه: در علم روانشناسی امروزه به اثبات رسیده است که گریه و خنده، دو نمود قوی احساسات بشر هستند. اگر غم و شادی به ته دلت برسد، آن هنگام شما گریه میکنید و یا قهقهه میزنید. اگر کسی بتواند اختیار گریه و خنده مردم را به دست بگیرد، درواقع مالک قلبهایشان شده است. آنهایی که میگویند چرا گریه بر امام حسین، در حقیقت، امام حسین از آنها دلبری نکرده است. گاهی احساسات با دست بروز داده میشود و گاهی با نگاه. اینکه کجا احساسمان را خرج کنیم، باید از ائمه یاد بگیریم:
هنگامیکه رسول خدا به دنیا آمدند، به بغل هرکسی میدادند چشمباز نمیکردند. در بغل مادرشان و عموها چشمباز نکردند. تا اینکه حضرت ابوطالب او را در آغوش گرفتند، پیامبر چشمان مبارکشان را باز کردند و لبخندی زدند، چراکه او پدر امیرالمؤمنین است. امام علی هم هنگامیکه به دنیا آمدند چشمباز نکردند، تا پیامبر او را در آغوش گرفتند. امام حسن و امام حسین هم در آغوش امام علی چشمباز کردند. حضرت زینب هم خیلی گریه میکردند و چشمباز نکردند تا اینکه در صورت امام حسین چشمباز کردند. هنگامی هم که حضرت عباس به دنیا آمدند چشمباز نکردند تا اینکه در صورت امام حسین چشمباز کردند.
امام صادق میفرمایند: کاملترین مؤمن از جهت ایمان آنکسی است که خلق او نیکوتر باشد و رقت قلب او و گریه او بر ما بیشتر باشد و دوستی و مودتش با ما از همه بیشتر و دل او در مصیبت ما اندوهگین باشد. به این درجه نمیرسیم مگر در مکتب امام حسین ثبتنام کنیم.
یکی از راههای ثبتنام در مکتب امام حسین دوری از معصیت است. یعنی از هر چیزی که ما را از خدا دور میکند، پرهیز کنیم. آخر شعبان بود و پیامبر در مسجد سخنرانی میکردند، سخن از خوبیها بود و پیامبر خوبیها را یکبهیک شمردند. امام علی بلند شدند و پرسیدند چه کنیم تا رستگار شویم؟ پیامبر فرمودند: گناه نکنید.
سه چیز ما را به معصیت میاندازند: شیطان، نفس و دنیا.
دلهای مردم سه مدل است: 1ـ آنهایی که دلشان رو به دنیا است. این افراد ضرر کردهاند. در زمان امام صادق افرادی بودند که قیامت را نفی میکردند. روزی یکی از این افراد با امام برخورد کرد و از امام پرسید: از کجا بدانیم قیامتی هست؟ چه کسی گفته؟ امام فرمودند: خیلیها گفتهاند و خیلیها خبر دادهاند، اما من یک جمله میگویم، اگر قیامتی نبود که ما ضرر نکردهایم. (خوشیمان را کردهایم ، شما با تخمه شکستن خوش هستید و ما لذت مناجات راداریم) اما اگر قیامتی باشد شما چه میکنید؟! انسان باانصافی بود، به خانه رفت و روی حرف امام فکر کرد و از ترس مرد.
2ـ دلهایی که به آخرت رو کردهاند. زندگی میکنند و آخرتشان را هم آباد میکنند. از رابعه پرسیدند چه میکنی؟ گفت نان دنیا میخورم، کار آخرت میکنم.
3ـ کسانی که دلشان رو به سمت خدا است. میگویند: ای خدایی که من دل دادی صاحب اول و آخر این دل خودت هستی. یک شعار دارند و اینکه ما راضی به آنچه خدا میپسندد.در دعای عرفه آمده: خدایا من را به جایگاه مقربین برسان، آنهایی که جذب کردی. مقام آنکسانی که به تو میگویند تو انتخاب کن ما به انتخاب تو خوش هستیم. یکی از حسرتهای قیامت این است که میگویند ایوای بر من در دنیا خدا در کنارم بود و من دل به دیگری دادم.