ختم صلوات و ختم قرآن به نیابت حضرت علیاکبر علیهالسلام برای برآورده شدن حوائج بسیار مفید است و همچنین بزرگان ما گفتند که ختم 5 قرآن برای حضرت علیاکبر علیهالسلام بسیار زود جواب میدهد.
مرحوم شوشتری میگوید که امام حسین علیهالسلام یک شهادت داشتند و یک مردن که مرگ حضرت در کنار بدن علیاکبر بود.
روضهی علیاکبر را وقتی میخوانند و از بدن اربا اربا سخن میگویند و در لحظه آخر که امام حسین (ع) بالاس سر علیاکبر آمد و دید پسرش تقلا میکند چیزی بگوید و دست کرد و لختهی خون از گلوی علیاکبر درآورد و ایشان فریاد زد ای پدر جان خداحافظ این جدم رسولالله است كه تو را سلام میرساند و میفرماید شتاب كن و نزد ما بیا كه جامی هم برای شما در دست دارد سپس فریادی زد و به شهادت رسید امام بر بالین فرزندش رسید و صورت خود را بر صورت فرزندش گذاشت و دندانهای علیاکبر را بوسید و…
شب جمعه است و شب زیارتی امام حسین علیهالسلام و در این شب شیعیان یا کربلا هستند و یا دعا میکنند که ثواب زیارت امام حسین علیهالسلام نصیبشان شود.
از بدترین زیارتها زیارت بدون وداع است .
زائر وقتی میرود زیارت سه چیز را باید بداند :
1 . چرا دارم میروم زیارت ؟ آیا به دنبال ثوابم دنبال بلند کردن پرچم امام حسین (ع) هستم و…..
2 . سلامش را معلوم کند که چگونه سلامی میدهد آیا سلام تهیت است و یا سلام تسلیم و یا سلام وفا و یا سلام آشتی و…. است.
3 . وداع اش را هم معلوم کند .
دو امام طرید الفجره هستند در روايات، از حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) با لقب طريد یادشده است. «طريد» به معناي طرد شده از سوي مردم است. وازالقاب حضرت ولیعصر (عج) به شمار میآید. اين عبارت در زبان امامان معصوم (ع) نيز بهکاررفته، و معناي آن کنار زده و راندهشده است. و در معناي ميگويند: «راندهشده از مردمي که آن حضرت را نشناختند و قدر وجود نعمت او را ندانستند و در مقام شکرگزاری و مقام حقش برنیامدند؛ بلکه پس از اينکه از دست يافتن بر او نااميد شدند، به قتل و قمع ذرّيه طاهره ايشان پرداختند و به کمک زبان و قلم، سعي بر بيرون راندن نام و ياد او، از قلوب و اذهان مردم کردند و یکی امام حسین علیهالسلام که ایشان هم به این لقب یادشدهاند امام از مدینه آمد به مکه و ازآنجا و….. و هر چه امام گفتند که بگذارند امام بروند به مصر ، بحرین و… ولی قبول نکردند و امام فرمودند اگر مانند روباه فرزندانم را به دندان بگیرم از این سوراخ به سوراخ دیگر بروم من را میگیرند و میکشند. امام در روز عاشورا چگونه طرد شد و وقتی میآمدند نصیحت کنند هلهله میکردند و تیر میزدند و درنهایت به قتل صبر ایشان را شهید کردند.
قتل صبر آن است که انساني يا حيواني را بسته نگهدارند و بکشند.در حديث است که پيامبر (ص) فرمودند: کسي را اینگونه نکشید و ازاینگونه کشتن چهار پايان نهي شده است، يعني اينکه جانداري را زنده نگهدارند و آنقدر به او ضربه بزنند تا بميرد.
از مظلوميت سيدالشهدا (ع) و قساوت کوفيان يکي هم آن بود که حسين بن علي (ع) را درحالیکه هنوز رمق در بدن داشت، مورد ضربههای شمشير و نيزه قراردادند. امام سجاد (ع) بهعنوان افشاگري از ستم يزيديان، در خطبهای که در کوفه در حال اسارت خواند و خود را به مردمفریب خورده معرفي کرد، ازجمله فرمود: «انا ابن من قتل صبرا و کفي بذلک فخرا» من پسر کسي هستم که به «قتل صبر» کشته شد و همين افتخار مرا بس!
بعضی از خانمها سؤالاتی را مطرح میکنند که دراینباره مطلبی را باید بگویم ما همانطور که در همهچیز میتوانیم فکر کنیم ولی دربارهی ذات خداوند حق فکر کردن نداریم چون مغزمان نمیکشد در باب کربلا ما یک منطقهی ممنوعه داریم که نباید به آن فکر کنیم امام حسین علیهالسلام میگویند دربارهی شهادت من اگر بفهمی و دوستم داری باید دیوانه شوی .
از مصائب زینب لحظهی اسارت است .
عمر سعد به سپاهش فرمانبر گشتن میدهد و عدهای را هم مأمور سوار کردن کودکان وزنان میکند که خانم زینب (س) با تمام غیرت مرتضویات فریاد میکشد:هیچکس دست به زنان و کودکان نمیزند! خودم همه را سوار میکنم. و او باخانم کلثوم (س) همه را دستهای کودکان را با طناب میبندند و همه را سوار میکنند و در آخر میمانند خودشان که چگونه سوار بر ناقه شوند و….
ما هنوز یکهزارم ثواب زیارت امام حسین علیهالسلام را نمیدانیم.
حضرت امام صادق علیهالسلام فرمودند : كسى كه از منزلش بيرون آيد و قصدش زيارت قبر حضرت حسين بن على علیهالسلام باشد ، اگر پياده رود خداوند منّان به هر قدمى كه برمیدارد يك حسنه برايش نوشته و يك گناه از او محو میفرماید . تا زمانى كه به حائر برسد و پس از رسيدن به آن مكان شريف حق تبارکوتعالی او را از رستگاران قرار میدهد ، تا وقتیکه مراسم و اعمال زيارت را به پايان برساند ، كه در اين هنگام او را از فائزين محسوب میفرماید ، تا زمانى كه اراده مراجعت نمايد ، در اين وقت فرشتهای نزد او آمده و میگوید : رسول خدا صلیالله علیه و آله سلام رسانده و به تو میفرماید : از ابتدا عمل را شروع كن ، تمام گناهان گذشتهات آمرزيده شد .[1][1]
تقديس و تنزيه
حضرت ابیعبدالله علیهالسلام فرمودند : شخصى كه به زيارت قبر حضرت حسين بن على علیهالسلام میرود ، زمانى كه از اهلش جدا شد با اولين گامى كه برمیدارد تمام گناهانش آمرزيده میشود . سپس با هر قدمى كه برمیدارد پيوسته تقديس و تنزيه شده تا به قبر برسد و هنگامیکه به آنجا رسيد ، حقتعالی او را خوانده و با او مناجات نموده و میفرماید : بنده من ! از من بخواه تا به تو عنايت كنم ، من را بخوان اجابتت نمايم ، از من طلب كن به تو بدهم ، حاجتت را از من بخواه تا برايت روا سازم . راوى میگوید ، امام علیهالسلام فرمودند : و بر خداوند متعال حق و ثابت است آنچه را كه بذل نموده اعطاء فرمايد . [2][2]
ذکر مال جن و انس است و ملائک تسبیح میگویند و تنزیه مال خداوند است.
دوست خدا
حضرت ابیعبدالله علیهالسلام فرمودند : خداوند متعال فرشتگانى دارد كه موكّل قبر حضرت امام حسين علیهالسلام میباشند ، هنگامیکه شخص قصد زيارت آن حضرت را مینماید حقتعالی گناهان او را در اختيار اين فرشتگان قرار میدهد و زمانى كه وى قدم برداشت فرشتگان تمام گناهانش را محو میکنند . سپس قدم دوّم را كه برداشت حسناتش مضاعف میگردد ، تا به حدّى میرسد كه بهشت برايش واجب و ثابت میگردد ، سپس اطرافش را گرفته و تقديسش میکنند و فرشتگان آسمان ندا داده و میگویند : زوّار دوست خداست ، دوست خدا را تقديس نمایید . و وقتى زوّار غسل كردند ، حضرت محمد صلیالله علیه و آله ايشان را مورد ندا قرار داده و میفرماید : اى مسافران خدا! بشارت بادبر شما كه در بهشت با من هستيد . سپس امیرالمؤمنین علیهالسلام به ايشان ندا نموده و میفرماید : من ضامنم كه حوائج شمارا برآورده نموده و بلاء را در دنيا و آخرت از شما دفع كنم ، سپس پيامبر اكرم صلیالله علیه و آله با ايشان از طرف راست و چپ ملاقات فرموده تا بالاخره به اهل خود بازگردند .
کاش بدونیم برای چه به زیارت میرویم؟ میرویم که آمرزیده شویم و یک زندگی جدید را شروع کنیم معنی وداع یعنی من خودم را جا بگذارم و یک حسین با خود بیاورم .
از امام صادق علیهالسلام پرسید : ثواب زیارت امام حسین علیهالسلام چقدر است ؟
حضرت فرمودند: زیارت حسین بن على (علیهالسلام) را ترک مکن ویاران و اصحابت را به آن امر فرما،
شیعیان ما را امر کنید به زیارت آن حضرت ،زیرا حقتعالی بهواسطه آن عمر تو را طولانى کرده و روزى و رزقت را واسع میفرماید و امورى که بدى و شر را جلب میکند دفع مینماید.
در حال حیات سعید و سعادتمند نموده و نخواهى مرد مگر سعید و تو را در زمره سعداء مینویسد و زیارت آن حضرت بر هر مؤمنی که اقرار به امامت حضرتش از طرف خدا دارد واجب است .[3][3]
شب جمعه است و شب صلوات
پیامبر (ص) به علی علیهالسلام فرمودند: علی جان میخواهم مژدهی بدهم و بشارتی ؟ جبرئیل آمد و مرا به امر عجیبی خبر داد ، که هر کس از امت تو بر تو صلوات بفرستد و اهلبیت تو را هم اضافه کند درهای آسمان برایش گشوده میشود و رحمت خدا بر او نازل میشود و ملائک بر او صلوات میفرستند و خداوند گناهان او را میریزد و خدا او را مورد مخاطب قرار میدهد و بهمحض اینکه او صلوات میفرستد میگوید لبیک یا عبدی و سَعدَیک و ملائک بر او هفتاد بار صلوات میفرستند و هر کس صلوات بدون آل بفرستد درهای آسمان بسته میشود.
رسول اکرم (ص) : هر کس بر من 100 صلوات بفرستد خدا بر او هزار صلوات میفرستد و هر کس بر من هزار صلوات بفرستد خدا برای او ده هزار نماز مقبول مینویسد و او را از چشمهی سلسبیل سیراب میکند.
بعضی از صلواتها مشکلگشا هستند .
رسول خدا – صلى الله عليه و آله – فرمودند:
هرگاه حس کردی در غرقابهای زندگی داری غرق میشود یک دور تسبیح این دعا را بخوان که خیرات جاریه است و اگر کسی این صلوات را مداومت داشته باشد.
اللهم صَلّ عَلي سَيّدنا محمد صلواة تُنجينا بِها مِن جَميع الحاجات وَ تُطَهّرنا بِها مِن جَميعِ السَّيِئات وَ تَرفَعُنا بِها اَعلي الدَّرَجاتوَ تَبلُغُنا بِها اَقصَي الغايات مِن جَميعِ الخَيراتِ فِي الحَيوةِ وَ بَعدَ المَمات.
شب جمعهشب توبه و گشوده شدن درهای رحمت خداوند است . درها یا با کلید باز میشوند و یا با رمز ، اما در رحمت و در خیروبرکت و در بخشش و نگاه خدا با در زدن باز نمیشود این در با رمز باز میشود . حتی درهای بوده که انبیاء به دعایشان باز نشده و رمز را گفتند تا درباز شده.
سیوطی نقل میکند که حضرت آدم به درگاه خداوند چنین استغاثه میکرد: اللهمّ إنّی أسألک بحقّ محمد وآل محمد سبحانک لا إله إلا أنت، عملت سوءً، وظلمت نفسی فاغفر لی إنّک أنت الغفور الرحیم، فهؤلاء الکلمات التی تلقی آدم؛ «بار خدایا، از تو درخواست میکنم به حق محمد و آل محمد که تو پاک و منزهی و غیر از تو خدایی نیست، من به خود ظلم نمودم؛ پس مرا ببخش که تو بخشنده و مهربانی.»
امام صادق (ع) فرمود: همان کلماتی است که آدم (ع) آنها را از خدا دریافت نمود و بهوسیله آنها توبه کرده و توبهاش پذیرفته شد، و آن این بود که به خدا عرض کرد: « یا ربّ اسئلک بحق محمّدٍ و علیٍّ و فاطمة و الحسن و الحسین الّا تبت علیّ ؛پروردگارا! بهحق محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین (ع) از درگاهت مسئلت دارم که توبهام را بپذیر.»
سوگواری برای حسین (ع) از زمان حضرت آدم هنگامیکه حضرت آدم از بهشت به زمین هبوط کرد، بین او و حوا فاصله افتاد. آدم همینطور در زمین میگشت تا به سراغ حوا برود. به کربلا رسید و همینکه پایش به آنجا رسید، دلش به حزن افتاد بدون اینکه علتش را بداند، درست در آن نقطه که سیدالشهدا (ع) به شهادت رسیده است، آدم پایش لغزید و از پایش خون آمد.
آدم گفت: خدایا باز از من گناهی سر زد که این عقوبت به سراغ من آمد؟ ندا آمد که به خاطر گناه نیست. اینجا فرزند تو حسین(ع) را به ظلم میکشند. خون تو هم جریان پیدا کرد تا همگام با خون حسین (ع) باشد.
از آدم که میگذریم به حضرت نوح میرسیم. شیخالانبیاء هم میبایست در این غم شریک میشد. وقتی کشتی نوح به کربلا رسید، زمین کشتی را به اضطراب انداخت و نوح هم به اضطراب افتاد و دعا کرد و گفت: خدایا، این خوف و اضطرابی که اینجا پیش آمد، قبل از این بر من وارد نشده بود، جریان چیست؟ جبرئیل آمد و گفت کهای نوح (ع) اینجا فرزند محمد (ص) خاتم انبیاء و فرزند خاتم اوصیا به قتل میرسد و کسی که لعین آسمانها و زمین است، او را به قتل میرساند. نوح هم قاتل سیدالشهدا (ع) را لعن کرد. پس نوح هم شریک حزن شد.
خون ابراهیم (ع) با خون حسین (ع) همراه شد ابراهیم (ع) سوار بر مرکبی از کربلا میگذشت. ازآنجاکه میگذشت پای اسبش لغزید و ابراهیم (ع) به زمین افتاد. سرش شکست و خونش جاری شد. ابراهیم شروع به استغفار کرد. گفت: خدایا چه از من سرزده است؟ جبرئیل آمد گفت: از تو گناهی سر نزده است. اینجا سبط خاتمالانبیاء و فرزند خاتم اوصیا به قتل میرسد. خون تو جریان پیدا کرد تا با خون او همگام باشد. ابراهیم(ع) از جریانات کربلا سؤال کرد و متوجه شد که شخصی به نام یزید او را به قتل میرساند، ابراهیم (ع) او را لعن کرد.
حضرت موسی (ع) نیز با یوشع درحرکت بود که به کربلا رسیدند. آنجا کفشاش پاره شد و خاری به پایش فرورفت. خون پاهایش جریان پیدا کرد. گفت که خدایا چه چیزی از من سرزده است؟ جواب آمد که اینجا، حسین (ع) کشته میشود و خونش ریخته میشود. این خون تو هم باید آمیخته با خون حسین (ع) باشد. بعد سؤالاتی در خصوص حسین (ع) پرسید. جواب آمد که سبط محمد مصطفی(ص) و پسر علی مرتضی(ع) است. از قاتلش پرسید که گفته شد، لعین در همه حالت. موسی(ع) متأثر شد و قاتلین را لعن کرد.
عیسی (ع) سوگوار حسین (ع) بود راه عیسی (ع) با حواریون به کربلا افتاد. دید که آهوان بیابان آنجا جمع شدهاند و میگریند. عیسی(ع) گریه کرد و حواریون هم گریستند؛ ولی نمیدانستند عیسی (ع) برای چه گریه میکند. پرسیدند؛ ای روحالله! چه چیز شمارا به گریه انداخت. عیسی (ع) گفت؛ میدانید این چه زمینی است؟ اینجا جایی است که فرزند رسولالله احمد در آن کشته میشود و فرزند طاهره بتول به قتل میرسد.
و کسی که راه نجات میخواهد برای من و شما این اسم رمز را گفتند:
اللهمّ إنّی أسألک بحقّ محمد وآل محمد سبحانک لا إله إلا أنت، عملت سوءً، وظلمت نفسی و تَتوب علیه ان الله تواب الرحیم .
شب جمعه شب نمازهای مستحبی است .
یکی از نمازها برای توسل به امام حسین علیهالسلام که در رساندن انسان به مطلوب خود، به تجربه ثابتشده است.
خواندن چهار رکعت نماز است به این طریق که این نماز به دو سلام ختم شود.
در رکعت اول پس از سوره حمد، صد مرتبه افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد خوانده شود.
در رکعت دوم، پس از سوره حمد، صد مرتبه نصر من الله و فتح قریب خوانده شد.
در رکعت سوم پس از سوره حمد صد مرتبه الا الی الله تصیر الامور خوانده شود .
و در رکعت چهارم پس از سوره حمد صد مرتبه انا فتحنا لک فتحا مبینا خوانده شود .
و پس از خواندن نماز به سجده رود و صد مرتبه بگوید:
غفرانک ربنا و الیک المصیر و صد مرتبه استغفرالله و اتوب الیه را بر زبان جاری کند.