بسم الله الرحمن الرحیم

یا فاطمه الزهرا اغیثینی  

امروز، روز اربعین روز گرفتن اجر و مزد از مادر حسین علیه‌السلام فاطمه الزهرا سلام‌الله علیها است . در روز اول محرم که فاطمه لباس پاره حسین را به‌سوی زمین تکانده بودند .

امروز غروب فاطمه سلام‌الله علیها پیراهن حسین را از آسمان اول جمع می‌کند و به عرش اعلی می‌برد.

آن‌های که قریب به پنجاه روز لباس مشکی برای حسین فاطمه به تن کرده‌اند بعد از نماز مغرب و عشاء برای خودت روضه‌ای بخوان و نیت کن و لباس مشکیت را در بیار با حضرت حرف بزن و بگو 50 روز است ناز فرزندانت را کشیده و با حسین رفتیم ، با اسرا تا شام رفتیم و روضه اربعین خواندیم و امروز شما هم کمی ناز ما را بخر…..

نیت کن ، خانم‌جان تنها برای تو و فرزندانت لباس مشکی بپوشم و داغ نبینم و ایشان را قسم بده به آن بچه از کاروان جامانده ….. دستم را بگیرید و شفاعتم کنید.

مهم‌ترین حاجتی که امروز داری را نیت کن ، تا اربعین باید رشد کرده باشی و تنها فرج آقایت را بخواهی !

اسرا که به کربلا رفتند خود را از ناقه‌ها به زمین انداختند و هر کس به‌سوی قبری رفت ، دختری به‌سوی علقمه رفت و مشک را پر از آب کرد ، سپس کنار نهر علقمه رفت و داد زد عمو جان عباس ! آب آزادشده و دیگر خجالت نکش !و به خیمه برگرد.

امسال برای حسین هر چه خرج کردی و هر چه دویدی و به روضه ‌ایشان رفتی ، به این خاطر بود که وقتی مادرشان حضرت زهرا سلام‌الله علیها مهمان دعوت می‌کردند به مجلس عزای حسین جایی هم  برای تو در نظر گرفته بودند  و ما را هم فراموش نکردند .زیرا می‌دانیم که هیچ‌کس خودش به مجلس حسین علیه‌السلام نمی‌رود بلکه شمارا دعوت کرده‌اند تا توانستی بیایی. در روز اربعین مداح‌ها و مصیبت‌خوان‌ها ته تمه روضه‌ها را می‌خوانند .

ائمه علیها السلام یک وفات داشتند و یک شهادت پس ما تنها با شهادت ایشان آشنا هستیم و وفات ایشان آشنایی نداریم !

وفات امام حسن علیه‌السلام درزمانی بوده است که تشت را در مقابل ایشان گذاشتند و تشت مانند باغ لاله پر از تکه‌های قرمز شد و امام حسن علیه‌السلام امتحان کردند و به حسین فرمودند : این دیگر سم نیست بلکه تکه‌های جگر من است ، کار من تمام است و از طبیب چیزی برنمی‌آید .حسین جان این مال زمانی است که من مُردم ، حسن جان کی مُردی ؟ گفت زمانی که داخل کوچه مادرم را زدند !! در روضه‌ها دست‌هایت را باز بگذار تا مادرشان به تو هم عنایتی بکنند .علی علیه‌السلام یک وفات داشتند و آن درزمانی بود که از اتاق بیرون آمدند و دیدند حضرت زهرا سلام علیه بین درب و دیوار قرارگرفته و خواست که او را بیرون بکشد که علی را کشیدند و به کوچه بردند !!! و لحظه وفات ایشان زمانی بود که صورت کبود حضرت زهرا سلام‌الله را دیدند . وفات حسین علیه‌السلام در کنار علی‌اکبر بوده است ، وفات حسین زمانی بوده است که برای وداع به داخل خیمه آمدند و با حضرت سکینه وداع می‌کردند ، وفات زینب سلام‌الله علیها در کربلا بوده است .

حسین جان من فقط هم‌سفرت گشته‌ام

سوخته‌ام دور سرت گشته‌ام ،

 سلسله گردید النگوی دست ،

 خار به‌پای همه خلخال بود ،

سینه ما داغ روی داغ داشت ،

 خال لب ما همه خلخال بود ،

 همراه ما تار و نی و چنگ بود ،

 دسته‌گل محمل ما سنگ بود ،

 خیز و زجا ای پسر مادرم

من نه مگر اینکه تو را خوانده‌ام

 معجر نو بر سرخود کرده‌ام ؛

بس که به سر ریخته خاکسترم

تو در مدینه وسط آفتاب عبا کشیده‌ای به روی پیکرم

 گر پی این غصه گمانم نبود

کی از سر نی سایه کنی بر سرم ،

حضرت زهرا سلام‌الله علیها خودشان در مجالس پسرشان پذیرایی می‌کنند ، خودشان فرمودند زمانی که به چشمانت اشک آمد من سینی پذیرایی را جلوی تو گرفته‌ام پس‌دستت را دراز کن !!! امروز روز اربعین تنها بگو اللهم ارنی الطلعه الرشیده ، چون‌که 100 آمد نود هم پیش ماست ، یک اربعین حسین حسین کرده‌ای ، فهم و کمالت بالا رفته است ، آرزوها معنوی‌تر شده است .

روز اربعین بحث زیارت حسین علیه‌السلام گل می‌اندازد در کتاب کامل الزیارات ثواب زیارت امام حسین علیه‌السلام در همه ایام را توضیح داده است .

چرا روز اربعین این‌همه گُل می‌کند و همه جمع می‌شوند در کربلا ؟

روز اربعین از ابتدا مرسوم بوده است که به زیارت حسین علیه‌السلام می‌رفتند ، با مکافات و همه‌جوره خودشان را به کربلا می‌رسانند .

یکی از فلسفه‌های زیارت اربعین حسین علیه‌السلام که از علامت‌های مؤمن است ،این است که؛  اسلام حدوثش با پیامبر اکرم صلوات الله بوده است و دلیل مُبقیه و باقی ماندش با حسین علیه‌السلام است . علت باقی ماندن و ماندگاری دین اسلام حسین علیه‌السلام است پس ما باید این وجود مقدس را ماند شعائر دینی خود گرامی بداریم ، سپس با این گرامی داشتن به‌سوی سعادت و به‌سوی شناخت و معرفت و کمال و مرام حسینی و اخلاق حسینی و ایده‌های حسینی و سلیقه‌های حسینی حرکت کنیم که لازمه آن داشتن تشکُلات عظیم است،و در اسلام تشکُلی مانند روز اربعین حسین علیه‌السلام تشکیل نمی‌شود .

 و همه ما می‌دانیم که تنها امامی که اجازه داریم برای او چهلم بگیریم امام حسین علیه‌السلام و برای مابقی ائمه هم‌چین چیزی را نداریم این‌یکی از شصت خصلت ویژه امام حسین علیه‌السلام است .

همه می‌دانیم که در اربعین اول ، امام حسین علیه‌السلام دو تا زائر داشته است ، عطیه و جابر و الآن شده است بیست میلیون زائر! و اگر عراق کشش داشت بیشتر از این می‌رفتند و کسانی که نرفته‌اند می‌سوزند ، حالا باید بیایند بررسی کند انسانی را که می‌خواستند اثری از او روی زمین باقی نماند ، حالا هرساله مرد و زن و جوان به زیارت آن می‌روند و این‌همه دل عاشق او است  ، امروز این حدیث پیامبر صلوات‌الله‌علیه بروز و ظهور پیداکرده است که فرموده‌اند : خدا آتشی در دل محبان حسین گذاشته است که هرساله شعله‌ور‌تر می‌شود ( این عشق و محبت با هیچ منطقی نمی‌گنجد !!

جابر پدرشان در جنگ بدر یا احد به شهادت رسیدند ، او را تکه‌تکه کردند پس حضرت رسول صلوات‌الله‌علیه فرمودند او را زود دفن کنید تا پسرش او را نبیند ، شاگرد پیامبر و از اصحاب او بودند و از شاگردان امام علی و امام حسن علیه‌السلام و حسین علیه‌السلام و چون نابینا بود به کربلا نرفته بود . حضرت رسول اکرم صلوات‌الله‌علیه به ام سلمه  شیشه‌ای دادند که در آن خاک بود پس هرروز به خانه‌ام سلمه می‌رفت آن شیشه‌ای را که به تو داده‌اند خونی نشده است ، پس هرروز می‌گفت نه تا روزی بعدازظهر به فریاد ام سلمه مردم ریختند در مسجد و فرمودند پیامبر را دیدم خاک‌آلوده و آستین‌ها را بالا زده و غبارگرفته پس حسینم را کشتند و من قبر او را آماده می‌کردم ، من دیدم از شیشه خون دارد می‌جوشد حسین کشته شد ، پس جابر عطیه را برداشت و گفت بیا به زیارت حسین در کربلا برویم ، می‌ترسم بمیرم و قبر حسین را زیارت نکنم که پیامبر ثواب‌ها در باب آن گفته است ، خودش زیارت‌نامه ابداع کرد و خواند بعد از جابر امام صادق علیه‌السلام زیارت و عاشورا به صفوان جمال داد و مردم در اربعین و در روزهای دیگر کم‌وبیش به زیارت حسین علیه‌السلام می‌رفتند تا زمان بنی‌عباس که اجتماع شیعیان را ممنوع کردند و کم‌کم شیعیان داشتند همدیگر را گم می‌کردند پس امام حسن عسگری علیه‌السلام فرمودند : شیعیان ما 5 علامت‌دارند 1- 51 رکعت نمازهای واجب و مستحب ؛ فرق بین اهل تسنن و شیعیان است آن‌ها 39 رکعت نماز دارند و شیعیان 51 رکعت ، نماز بهترین داروی است که خداوند بر قلب بیمار گذاشته است . تمام ادیان آسمانی نماز داشته‌اند اما نماز اسلام کوتاه‌تر و جامع‌تر و محکم‌تر و پرمحتواتر و آسان‌تر است ، بنی‌اسرائیل تنها 51 رکعت نماز واجب داشتند . 2- جَهر بسم‌الله الرحمن الرحیم مخصوصاً در نماز؛ حتی در نماز ظهر و عصر که باید یواش خوانده شود بسم‌الله باید بلند گفته شود این سنت حضرت علی علیه‌السلام بود. خلیفه دوم لعنت الله ممنوع کرد و گفت باید به‌طور آهسته گفته شود به‌مرورزمان حرام کردن  آن را ، امروزه تنها شافعی‌ها بسم‌الله می‌گویند آن‌ها به‌صورت آرام و بقیه نمی‌گویند .ما به این صورت می‌گویم زیرا که حضرت علی علیه‌السلام این‌گونه عمل می‌کرده‌اند :پیامبر صلوات‌الله‌علیه فرمودند :  اللهم ادر الحق مع علي حيث ما دار

 حق دور علی می‌گردد تا دنیا دنیا است .آنچه او می‌گوید و دستور می‌دهد و انجام می‌دهد … حق است .

3- انگشتر عقیق به دست راست کردن – چون حضرت علی علیه‌السلام این‌گونه عمل می‌کرده‌اند ابن عسقلانی عالم سنی مذهب می‌گوید : چون علی انگشتر را به دست راست می‌کرده است . اگر انگشتر در دست چپتان نمی‌توانید بکنید در مشتتان بگیرید ولی در دست چپ نکنید . کاری که علی می‌کرده است حرام است .

در جنگ صفین که در ظاهر علی علیه‌السلام شکست خوردند معاویه لعنت الله از خوشحالی انگشتر را از دست راست درآورد و در دست چپ کرد و گفت من‌بعد از این ما با این علامت شناخته می‌شویم .

4- سجده بر خاک کردن و نه بر فرش و فضله و ظرف ، مس و …..کاری که اهل سنت می‌کنند !!!

5- زیارت اربعین – علامتی شد که شیعیان سالی یک‌بار در یک مکان جمع می‌شوند و تجلیل کنند از مقام حسین ، از راه او ، از قساوت کم کنم و به تقوایم اضافه کنم تا راه به قرب و لقای خداوند پیدا کنم .

عرب‌ها در این زمان که به کربلا می ورند تنها یک لبیک یا حسین می‌گویند و خارج می‌شوند از کربلا و این هم سلام آن‌هاست و هم زیارت آن‌ها می‌گویند حسین جان تو گفتی بیا من آمده‌ام حالا اگر 1400 سال هم گذشته باشد .

 امروز هر کس به فراخور حالش زیارت حسین چیزی دریافت می‌کند .

 1- اهل سلوک می‌روند تا حسین دستشان را بگیرد و به درجات معنوی برسند وقتی می‌روند کربلا ؛ سه روزبه حرم نمی‌روند و بعد از سه روز که ریاضت‌ها را به‌طور کامل انجام دادند روزه گرفتند و حیوانی نمی‌خورند آب‌خنک نمی‌خورند ؛ خنده و شوخی ندارند ، بعد که ریاضت‌ها را انجام دادند بعد غسل می‌کنند سپس احرام می‌پوشند و در هر قدم تکبیرات و تهلیلات می‌گویند و سپس نزدیک حرم که رسیدند هفت تکبیر می‌گویند ، وارد حرم می‌شوند و دریافت‌های می‌کنند !

2- گروهی عشقی می‌روند خاک‌آلوده و پابرهنه و غبارگرفته آن‌ها هم چیزی‌های بزرگ دریافت می‌کنند .

اما هر کس که به زیارت می‌رود باید 4 موضوع را رعایت کند :

1- نیت باید معلوم باشد ، چرا به این زیارت می‌روم ؟ !

از این عشقی که به زیارت داری چه می‌خواهی ؟!

این هدف را در زیارت اربعین معلوم کرده‌اند:

 1- یا مولای یا بن مولای لعن الله ُ قاتِلیک و لعن الله ُ ظالِمیک َ ؛  لعن می‌کنم در زیارت تا اعلام کنم تبری خود را از دشمنان اهل‌بیت علیه‌السلام ، بیزارم از کسانی که به تو ظلم کردند یزید و شمر آدم نیستند بلکه آن‌ها یک فرهنگ دارند ، پس هدف اول تبری جستن از فرهنگ بنی‌امیه.

 و اینکه إنی من أتقرب ُ الی الله عاشق این هستم که به خدا نزدیک شوم ، این تقرب را راهش را پیدا کرده‌ام ، راه تقرب دوست داشتن تو حسین است ! در حرم تو دنبال خدا می‌گردم و هدف من معلوم است، خواستن خداوند. 

آی زوار حسین از زیارت ایشان چه می‌خواهی به دست بیاوری ؟!

امام صادق علیه‌السلام فرمودند : هر کس زیارت کند قبر حسین را در نزد شط فرات مانند این است که خدا را زیارت کرده است در عرش ؛ در حرم حسین علیه‌السلام خدا را با عرش او به دست می‌آوری ؛

زیارت قبر حسین زیارت خدا در عرش است حالا زیارت خود حسین کنی چه بهت می‌دهند؟!

تو را از کربلا بالا می‌برند یا عرش را می‌آورند زیر پای تو زوار حسین فرش می‌کنند !!!! ؟؟؟

شرط دوم در زیارت :

 2- سلامی است که ما می‌دهیم ، ظاهرش سلام است ، سلام می‌دهیم تا وارد شویم و ظاهرش اعلام صلح و صفا است ؛

انواع سلام :

 1-سلام تحیت : حسینی که به جهان هستی آبرو دادی سلام بر تو ؛ تمام عالم این روزها نگاهشان به کربلا است ؛ زنی که استرالیا آمده بود گفت 5 سال در نانوایی کارکردم تا پول جمع کنم و به زیارت حسین و به کربلا بیایم و امسال دارم از نجف پیاده به کربلا می‌روم.

 2- سلام تسلیم: حسین جان در مقابل رأی و دستور و دستور و آدابت تسلیم محض هستم نباشد تو چیزی بگویی و من کار دیگری بکنم نکند ته دلم هم آنچه را که تو می‌خواهی من نخواهم من در سایه‌سار راه تو به قلب سلیم رسیدم

 3- سلام اقرار – تو امام منی و تمام حواسم به حرکات تو است ، آیا ما این‌گونه سلام می‌دهیم؟!

اگر نرسم به یاران تو مُهر باطل روی نامه عمل من است 5- سلام تجدیدعهد و پیمان – حسین گفت به خدا : هر چه خدا بخواهی می‌دهم ، و خداداد زد حالا این حسین را کی می‌خواهد و ما داد زدیم ما !!

 6- سلام دعا

 7- سلام صفا – نه من و نه بچه‌هایم و نه خانواده من با تو جنگی نداریم و نهایت صلح و صفا را با توداریم.

 بعد از سلام می‌ماند وداع ، بعضی‌ها می‌گویند ما با حسین وداع نمی‌کنیم !!! حرف درستی نیست!

همه زیارت به وداع آن است یعنی ودیعه وامانت زائر می‌رود زیارت ، خودش را و خودت خود را و بدی‌هایش را و خواسته‌هایش و خوبی‌هایش را می‌گذارد پیش حسین و حسین را با خود برمی‌دارد و به شهر خویش برمی‌گردد ، آنکه که آمدم آن نمی‌روم ،بادلی که حسد دارد ؛ کینه دارد ، خوبی دارد ، بدی دارد ، حقد دارد ،ایمان دارد ، ایمان ندارد ، همه را گذاشتم و دارم صلح و صفا و احسان و خیروبرکت می‌برم .

وداع حسین و زینب ؛ حسین خودش را گذاشت نزد زینب و رفت ؛ زینب شد یک حسین ؛ وداع یعنی  این ، خودت را به من بده ببرم و خودم را نزد تو می‌گذارم ، مرا از خودم بگیر و خودت را در من جا بگذار ،نه ، من ، تو برم ، توِ قد و حد خودم !!!

50 روز است که حسین حسین می‌گویی می‌خواهی که قبول شود ؟ یک شرط دارد

تمام قبول این‌ها یک شرط دارد و آن داشتن تقوا است در قرآن خداوند می‌فرماید وإنّما يتقبّل اللّه من المتقين خدا فقط از اهل تقوا قبول می‌کند

تقوا یعنی چه : ترک گناه و پرهیز کردن از گناه ،

صبح عاشورا امام حسین علیه‌السلام به یارانشان فرمودند : خداوند شهادت را برای ما امضا کرده است ؛ دو سه ساعت بعد همه شما کشته خواهید شد و بعد به دنبال آن می‌گوید : و تقوا الله ؛

 اِ مگر در اینجا و در این زمان اندک گناهی است ؟ در وسط میدان جنگ گناهی بود که امام فرمودند وتقوالله ، اصلاً آن‌ها مگر اهل گناه بودند ، درحالی‌که همه آن‌ها را امتحان کرده بودند ، حواستان باشد ،

 حواسشان به چه باشد ؟

 چه تقوای است ، از چه پرهیز کن ؛ تعبیر من است که منظورشان این بوده است که در این ساعت‌های باقی‌مانده بپرهیزید ، از فکر به غیر من ، فکر کنید که من کی هستم و از شما چه می‌خواهم و قرار است شمارا تا کجا ببرم.

از این دایره بیرون بروید منحرف می‌شوید ،

 چرا ما امروزه گرفتار هستیم ؟!

زیرا کمترین فکر ما این است که  امام زمان ما کیست و از ما چه می‌خواهد و می‌خواهد ما را به کجا ببرد ، گرفتاری ما زائده غفلت و حواس‌پرتی ما است .

چرا تو را مرا خواستی و  به کجا قرار است مرا ببری ؟! تقوای ما ، تقوای بدن و جسم و نفس و قلب است ولی تقوای یاران حسین علیه‌السلام آن‌گونه است .

به خدا رسیدن ممکن نمی‌شود مگر به خیر

حدیث : اصل خیرات اهل عصمت و طهارت هستند .

 امام صادق علیه‌السلام فرمودند :

ما ائمه ریشه همه خوبی‌های هستیم و هر نیکی از شاخه‌های ما چیده می‌شود ، مثل توحید ، نماز ، روزه ؛خرد، و ترحم به فقیر ، رسیدگی به ضعفا ، اعتراف ،گذشت . …. و ریشه تمام بدی‌ها و زشتی‌ها از شاخه دشمنان ما چیده می‌شود که آن‌ها اصلشان به شر است مثل دروغ گفتن ؛ سخن‌چینی ، حسد ؛ ریا ، و همه بدی‌ها از شاخه‌های ایشان چیده می‌شود . پس دروغ می‌گوید : کسی که می‌گوید با ما است اما به شاخه دشمنان ما چنگ می‌زند و میوه حیاتش را از شاخه‌های دشمنان ما می‌چینند .

کتاب آقا شیخ محمدحسین نجفی این عالِم زمانی که کتابش را دست گرفت نیت کرد که همه مستحباتش را کنار بگذارد و تنها به واجبات عمل کند ، در حج روی الاغ می‌نوشت و می‌رفت ؛ در سر تشیع جنازه پسرش هم مشغول نوشتن بود  محرم آمد داشت نزدیک عاشورا می‌شد و او در هیچ جلسه شرکت نکرده بود . شاگردش آمد گفت آمدم استاد دیشب خوابی دیدم حضرت علی علیه‌السلام فرمودند به شیخ محمدعلی بگو کتاب نوشتن تو این‌قدر واجب است که روز عزای پسرم به کربلا نرفتی ؛ پس به سرش زد و تصمیم گرفت که به کربلا برود ، به یک‌فرسخی کربلا رسیدند ؛ در کلبه آدم بی‌نوایی رسیدند ؛ او گفت حسین جان این‌جوری‌هاست که عده‌ای را با کبه کبه دعوت می‌کنی و من عمری است که به زیارت تو با پای پیاده و بی‌سروصدا می‌آیم و برمی‌گردم و هیچ ندیدم ، پس دیگر حرمت نمی‌آیم ، در عالم رؤیا خواب دید درب می‌زنند ، درب را باز کرد دید آقای رشیدی که دست در بدن ندارد ، گفت فلانی برادرم سلامت رسانده و گفته امروز تو را در حرم نمی‌بینم و حسین دل‌تنگ تو است چرا نیامدی ؟پس بدو بدو به‌سوی کربلا رفت ؛ آقا شیخ محمد زیارت کرد و شب خوابید و حسین علیه‌السلام را در خواب دید که به ایشان فرمود کاری ندارم که به زیارتم بیایی یا نیایی ، همه برای این بود که من مقام زائر پای‌برهنه خودم را نشان بدهم ، فردا از زائر دل‌شکسته من که فردا می‌آید را استقبال کن!!! .

دعای امام حسین علیه‌السلام که تا سال دیگر هرروز بعد از هر نمازت بخوان این دعا را یادگار بگیرید :

 اللهم صل علی محمد ٍ و آل محمد و عجل فَرَجَهم اللهم إنیَّ اَحمَدُک علی کُلِّ نعمهٍ و اَشکُرُکَ علی کُلِّ  حسنهٍ و استغفرُِکَ مِن کُلِّ ذنبٍ و اَسئَلُکَ مِن کُلِّ خیرٍ وَ اَستَعِیذُ بِکَ مِن کُلِّ بلاٍ  و لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم

امام حسین علیه‌السلام فرمودند : من ضمانت می‌کنم برای شما مضمون دعا را .

اربعین تو رسیده است و ز راه آمده است

خواهرت با قد خم گشته و آه آمده است

زینب از وادی شام آمده چشمت روشن

از کجا تا به کجا آمده ؟ چشمت روشن

آه ای یوسف صد تکه‌ی بی پیراهن

پیرهن بافته‌ات را بگرفت از دشمن

به لبش ناله‌ی محزون اخ العطشان است

روضه‌خوان حرم و آن بدن عریان است

مو پریشان شده و سینه‌زن و نالان است

به دلش سوز نهان ، دیده‌ی او گریان است

زینبی که سر بازار معطل شده است

بهر او چشم حرامی است که معضل شده است

ازدحام هلهله‌ها خنده‌ی مردم دیده

ناسزا در همه‌ی راه چقدر بشنیده

سایه‌ی بر سرخود را به روی نی دیده

در کنار سر نورانی او می‌دیده

کوفه با خطبه‌ی خود ، شام چه غوغا می‌کرد

خواهرت در همه‌جا محشری برپا می‌کرد

خطبه‌اش تیغ شد و یک‌تنه یک لشگر شد

گاه چون فاطمه و گاه خود حیدر شد