در جلسات گذشته گفتیم که : چرا ما بااینکه اهل قرآن و روضه هستیم اما معرفت لازم به اهلبیت(س) را نداریم و مانع ما چیست؟
وقتی به قرآن رجوع میکنیم هر معرفتی را باید از قرآن بگیرم، ائمه شناسی، احکام، اخلاق..را باید از قرآن بگیریم و قرآن دان شویم.
پیامبر(ص) فرمودند: در فردای قیامت در بهشت، قرآن دان ها رئیس قبائل بهشت هستند.
هم قرآن را میخواندند و هم میفهمیدند، حال که ما قرآن را میخوانیم اما چرا وقتی سؤال از ائمه (ع) میشود از آیات قرآن نمیتوانیم جواب دهیم؟
خداوند میفرماید: رسول من آن کسانیکه معصیت میکنند، ظرف دلشان را برمیگردانم و بین دل آنها و فهم قرآن پرده میافکنم که آن را درک نکنند و فقط میشنوند.
کسانیکه ترک معصیت نمیکنند لیاقت درک معانی قرآن را پیدا نمیکنند.
حال چه کنیم که بار گناهان سبک شود؟
چهار موضوع کمک میکند که حجابهای ظلمانی گناه کنار رود:
1) پرداخت صدقه که صدقه قلب انسان را رقیق میکند و هفتاد نوع مرگ بد را رفع میکند.
خانمی آمد و گفت: یا رسولالله کیسهای نقره برای صدقه آوردهام. ایشان فرمودند: کیسهی طلا را خالی کن. زن گفت: یا رسولالله نقره است. پیامبر(ص) مجدد فرمودند: طلا است. زن کیسه را خالی کرد و دید که همه طلا است. پرسید: یا رسولالله چه شد؟ ایشان فرمودند: وقتی به زبان من آمد که طلا است تمام نقرهها تبدیل به طلا شد.
این اعجاز کلام رسولالله(ص) است .
پیامبر(ص) در میان جمع نشسته بودند که مردی یهودی آمد و رو کرد به ایشان و گفت: سامُ علیکم (یعنی مرگ برتو) ایشان فرمودند: وَ عَلَیکُم (یعنی مرگ بر خودت باد.) مردم گفتند: یا رسولالله او شمارا نفرین کرد. ایشان فرمودند:غصه نخورید که غروب از صحرا برنمیگردد و جنازهاش را میآورند. همه منتظر اعجاز کلام ایشان بودند اما دیدند که غروب از صحرا برگشت و دویدند و گفتند:یا رسولالله یهودی از صحرا سلام برگشت شما گفتید که برنمیگردد. پیامبر(ص) رو به یهودی کردند و فرمودند: بار هیزمت را زمین بگذار و بازکن. وقتی باز کرد همه دیدند که ماری که چوبی دردهانش بود لابهلای هیزمهای او چنبره زده بود و حضرت فرمودند: تو امروز چه کردی؟ گفت: کاری نکردم. فرمودند: چه خیری کردی؟ او گفت: رفتم صحرا و دیدم که فردی گرسنه است و به او یک نان دادم و یک نان را هم خودم خوردم. حضرت فرمودند: تو نفرین منِ پیامبر را با صدقه دادنت برگرداندی.
و صدقه دادن اینهمه مهم است که این کمترین اثر صدقه است و بیشترین اثر صدقه رفع حُجُب ظلمانی است.
امام علی(ع) فریاد میزدند: نمیدانم شمارا چه شده است که به کمترین خیر به بزرگترین پاداشها را به خودتان نمیرسانید، یک نفر بلند شد و پرسید: یا علی آن چیست؟ ایشان فرمودند: اینکه شما دلی را شاد کنید.
2) توسل
3) اشک بر اهلبیت (س)
این روزها هر گرفتاری را نزد عالمی ببری یا میگوید که حدیث کساء بخوان و یا ختم چهارده هزار صلوات کن و یا خونی بریز.
کسانی که دستتان به دهانتان میرسد قربانی کنید و گوشت آن را به فقرا بدهید و فقط در مناسبتها این کار را نکنید تا خدا دفع بلا کند. گاهی پیامبر(ص) میفرمودند که قربانی بکشید و بگذارید در صحرا تا حیوانات صحرا از آن بخورند.
پیامبر(ص) نزد امام علی(ع) قسم خوردند که یا علی! قسم به خدایی که من را به نبوت مبعوث کرده اگر مؤمنین جمع شوند و حدیث کساء بخوانند یا حاجاتشان برآورده میشود و یا غم و غصهای از آنان برطرف میشود و یا درجهشان بالا میرود و یا مکافاتی از آنان دور میشود یا ملائکهای نازل میشود و برای آنان استغفار میکند و یا همهی این اتفاقات میافتد.
راوی نقل میکند که خدمت امام رضا(ع) که معروف به امام رئوف هستند رفتم ایشان در عرفات بودند و دیدم که ایشان زیر آفتاب دستها را بالابرده بودند و چنان اشک میریزند که احرامی ایشان تَر شده بود. و دیدم ایشان چیزی میگویند. پرسیدم که آقاجان چه میکنید؟ ایشان فرمودند: عدهای را نفرین میکنم. گفتم: چه کسانی را نفرین میکنید؟ حضرت فرمودند: برامکه را نفرین میکند زیرا آنها آنقدر بدگویی پدر من را پیش هارون الرشید کردند که او پدر مظلوم من را از مدینه خارج کرده و آوارهی شهر و دیارها کردند و درنهایت درحالیکه نود کیلو زنجیر به دستوپاهای مبارک ایشان بود به شهادت رساندند.
ائمه (س) فرمودند که اشک ریختن برای ما رحمت و مغفرت میآورد و باب نزول نعمتهای الهی از جانب خداوند است.
4) ذکر استغفار
بین ما و فهم مطالب دینی فقط معصیت مانع است .
امام علی(ع) فرمودند: خداوند چهار چیز را در چهار چیز پنهان کرده است:
غضبش را در گناهان پنهان کرده است و گاهی بنده یک گناه مرتکب میشود و خداوند میفرماید: به عزت و جلالم قسم دیگر تورانمی بخشم. سؤال کردند که آن کدام گناه است؟ حضرت فرمودند: خدا آن گناه را معرفی نکرده تا مردم از همهی گناهان بترسند.
امام صادق(ع) فرمودند: در جامعهای که تکبر و فساد و بَقی( گردنکلفتی) وجود داشته باشد خداوند در این جامعه نعمتهایش را تغییر میدهد. در جامعهای که ظلم در حق مردم زیاد شود خداوند غضبش را نازل میکند و در جامعهای که شرابخواری زیاد شود خداوند پردهدری میکند و در جامعهای که فحشا و زنا باشد و حد حلال و حرام رعایت نشود خداوند روزی را از آن جامعه منع میکند یعنی روزی در جامعه هست اما در خانهها وارد نمیشود و در جامعهای که قطع رحم شود همهی جامعه عمر و مال و اولادشان فانی است و در جامعهای که عقوق والدین شوند آسمان سیاه میشود و ظلمت آسمان را فرامیگیرد و دعا بالا نمیرود.
حِجر اسماعیل ابتدا دیوار نداشت وقتی حضرت هاجر وفات پیدا کردند ایشان را آنجا دفن کردند و حضرت اسماعیل از خداوند اجازه خواست که آجر دیوار بکشد که مردم روی قبر مادرش پا نگذارند.
حضرت فاطمه(س) فرمودند: پاهای مادرت را بغل کن و محکم نگهدار که رضای خداوند در زیر پای اوست.
پیامبر(ص) مادر رضایی داشتند یعنی کسی که پول میگرفت و شیر میداد. این مادر بعد از جنگ حُنِین که مسلمانان در آن غنائم زیادی به دست آورده بودند، خدمت پیامبر(ص) رسیدند. حضرت بلند شدند و عبای خود را پهن کردند و او نشست. حضرت فرمودند: شفاعت کن که قبول میکنم و بخواه هر چه میخواهی از من که انجامش میدهم. گفت: آمدهام بابت شفاعت قبیلهام که آنها ندار هستند. حضرت فرمودند: حق خودم و خانوادهام و بنیهاشم برای تو و قبیلهات. مسلمانان دیگر گفتند: ما هم میدهیم و صد هزار دینار بار شتر او کردند درحالیکه او پیامبر(ص) را به دنیا نیاورده بود.
در جامعهی ما آدمها سه دسته هستند و باید یاد بگیریم که با هر دسته چگونه برخورد کنیم.
1) عدهای بهمنزلهی غذا هستند و نمیتوانی آنها را نخوری و روح و بدن به آنها نیاز دارد و ما برای نفس کشیدن و فعالیت وزنده ماندن به آنها نیاز داریم و اینان پدر و مادر هستند و اگر غذا نخوریم به ضعف میافتیم و در هر شرایطی ما به آنها و دعا و نفسشان نیازمند هستیم.
2) عدهای بهمنزلهی دوا و دارو هستند و گاهی برای درمان آنان را میخوریم بهاندازهای که رفع درد شود. همیشه لازم نیست که با آنان معاشرت کنیم اما گاهی لازم است و این دسته رحم و فامیل هستند و باید بهاندازه با آنان معاشرت کنیم و هر بار که با آنان معاشرت کنید ثواب و اجری میبرید و یکی از دردهای روحی ما معالجه میشود و نیاز به معاشرت دائم نیست.
3) عدهای بهمنزلهی درد هستند و آدم که سراغ درد نمیرود اما درد به سراغ انسان میآید. انسان گاهی سردرد و زانودرد و ……..میگیرد و ما موضع درد را یا درمان میکنیم و یا با آن مدارا میکنیم، اولاد بد بهمنزلهی درد است اما نمیتوان او را بیرون از خانه کرد و یا نفرین کرد و نصیحت میکنیم اگر کمکم درمان شد که هیچ وگرنه با آن مدارا میکنیم. گاهی یک همسایهی بد درد میشود و گاهی عروس و داماد بد یک درد میشود تا جایی که میشود سعی میکنیم درمان کنیم به اخلاق و رفتار و اگر نشد مدارا میکنیم.
حُکما میگویند که انسانهای عالم چهار دسته هستند:
1) گروهی مانند درخت سایهدار هستند اما میوه ندارند و اینان آدمهایی هستند که به درد دنیایت میخورند: آشپز، خیاط، طبیب خوب…….. انسانهایی که فقط در دنیا کمک تو هستند.
2) گروهی که مثل درختانی هستند که میوهدارند اما سایه ندارند و اینان کسانی هستند که در امور اُخروی به ما کمک میکنند. معلم خوبی است برای آخرت اما به دنیای تو نمیتواند کمک کند. راهِ استغفار و ذکر و دعا و خویشتنداری را به تو یاد میدهد و آخرتت را هموار میکند ولی برای دنیای ما نمیتواند کاری بکند.
3) گروهی که مانند درخت سایهدار و میوهدار هستند. در دنیا آبرویت میدهند و مشاور و دوست خوبی است برایت و دستگیر خوبی است برایت و درراه آخرت هم همینگونه هستند مانند ائمه(س)
اینها کبریت احمر و نایاب هستند و اگر در مسیر زندگی کسی خدا به او داده بزرگترین نعمت را خداوند به او داده و قدرش را بدانید.
4) گروهی که مانند درختانی هستند که نه میوهدارند و نه سایه و مانند خار مغیلان هستند و زخمزبان و حسادت و کینه و بخل و ….دارند . مدام در حال پیدا کردن عیب از تو وزندگی تو است. با این افراد باید خیلی بااحتیاط رفتار کرد. متأسفانه از این افراد زیاد هستند هر چه ایمانها ضعیف شود تعداد اینگونه افراد زیادتر میشود و هرچه زیادتر شوند در رحمت خداوند بسته میشود.
ما باید اقدام کنیم که موانع گناهان را برداریم:
1) معاشرتهایمان را درست کنیم.
2) هیچ گناهی را کوچک نشماریم.
امام علی(ع) فرمودند: آن چیزی را که قرار است قیامت به خاطرش سرپا بایستی و جواب دهی، کوچک نیست و هر چیزی را که موجب شود روز قیامت خشنودی خداوند را حاصل کنی نیز کوچک نیست.
سختترین چیز کسب رضای خداوند است که در اطاعت خداوند است. تا وقتیکه شهادتین را به دل باور نکنیم مؤمن نیستیم. تا این باور قلب نشود و بر زبان آید و اشک نشود و به چشم آید و دست نشود که عمل صالح انجام ندهد و پا نشود که به مکان مقدس برود هنوز مؤمن نشدهای و اگر شهادتین به ضمیرت بنشیند و به روح جانت بنشیند تازه بندهای میشوی که دنبال کسب رضای خداوند افتاده است.
مرحوم طبرسی رحمة الله میگوید : حسین بن خالد میگوید : من از مردم ۳۰۰۰۰۰درهم طلبکار
بودم و عدهای نیز ۴۰۰۰۰۰ درهم از من طلب داشتند بدهکاران پولهایم را نمیدادند و طلبکاران
نیز برگرفتن پولهایشان اصرار داشتند تا آنکه در موسم حج مخفیانه به حج رفتم تا به خدمت امام
رضا علیهالسلام عرض حاجت کنم در حج نتوانستم خود را به امام برسانم اما از طریق نامهای
احوالات خویش را بیان کردم حضرتش در حاشیه نامه نوشتند بعد از هر نماز واجب این دعا را سه
مرتبه بخوان :
اللهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ یا لا اِلهَ اِلّا اَنْتَ بِحَقِّ لا اِلهَ اِلّا اَنْتَ اَن تَرحَمَنی بِلا اِلهَ اِلّا اَنْتَ اللهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ یا لا اِلهَ اِلّا اَنْتَ بِحَقِّ لا اِلهَ اِلّا اَنْتَ اَن تَرضِیَ عَنّی بِلا اِلهَ اِلّا اَنْتَ اللهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ یا لا اِلهَ اِلّا اَنْتَ بِحَقِّ لا اِلهَ اِلّا اَنْتَ اَن تَغفِرَلی بِلا اِلهَ اِلّا اَنْتَ
بهدرستی که حاجت تو برآورده خواهد شد
حسین بن خالد میگوید :
من بر این دعا مداومت کردم به خدا قسم که چهار ماه نگذشته بود که پولهایی که در دست مردم
داشتم گرفتم و قرضهای خود را نیز ادا کرده و ۱۰۰۰۰۰ درهم نیز به دست آوردم . این دعا نیز به
تجربه ثابتشده است (مکارم الاخلاق صفحه ۳۴۷)