تشابه زیارت امام حسین و زیارت امام رضا علیهماالسلام
توسل به امام حسن مجتبی علیهالسلام
ادامه بحث، 4 وسیله برای از بین بردن حجاب دل
تقسیمبندی مردم از نگاه قرآن
پیامبر اکرم میفرمایند کسانی که به مدینه میآیند، با زیارت من تنها مانند این است که 14 معصوم را زیارت کردهاند.
امام حسین و امام رضا علیهالسلام، زیارتشان از دو جهت بهمانند هم است و در دو جهت مشترکاند:
1ـ هر کس به هر تعدادی که به زیارت امام رضا رود، امام رضا در عالم قبر به همان تعداد به دیدار آن شخص میرود. در مورد زیارت امام حسین هم مسئله به همین صورت است. عالم قبر گاهی هزاران سال طول میکشد، تا زمانی که به سؤالات نکیر و منکر پاسخ داده شود و در این عالم شفاعت نیست و فقط دو امام میتوانند به قبر قدم گذارند.
2ـ هر کس امام حسین را از راه نزدیک زیارت کند بهمانند این است که خداوند را در عرش زیارت کرده است و هر کس امام رضا را بامعرفت از راه نزدیک زیارت کند، خداوند را در عرش زیارت کرده است.
امام حسن بسیار غریب هستند. معصومین به مرگ طبیعی از دنیا نمیروند یا با ضرب شمشیر از دنیا میروند و یا به مسمومیت. امام حسن به نقلی 40 مرتبه و به قول معتبر 8 مرتبه مسموم شدند. فقط در یک سفر موصل به مدینه سه مرتبه سم به غذای امام ریختند. امام مداوا کردند. بار چهارم معاویه سمی به مروان بن حکم داد و او هنگام افطار امام را مسموم کرد که این بار دوا اثر نکرد و امام فرمودند من را کنار حرم جدم ببرید تا شفایم را بگیرم و امام به زیارت رفتند و شفایشان را گرفتند. بار پنجم امام در موصل سخنرانی میکردند که مرد کوری عصایی که ته آن میخ سمیای را فروکرده بودند، به بهانه اینکه سؤال دارد جلو رفت و عصا را پشت پای مبارک امام فروکرد و فشار داد که امام بیهوش شدند. بعدازاین مداوا امام مرتب تب داشتند. بار هشتم هم معاویه سمی را از پادشاه روم گرفت. ابتدا پادشاه روم سم را به معاویه نمیداد که معاویه دو و یا سه مرتبه به دنبال سم فرستاد که در آخر پادشاه روم از او پرسید برای که میخواهی؟! به هر کس میدهی بیش از یک قطره مده که آهن را از بین میبرد. میگویند برادۀ آهن الماس بود که معده و مری و … همه را از بین میبرد. که همین سم باعث شهادت امام شد.
مرحوم فلسفی در کتاب زندگانی امام حسن مجتبی با 8 دلیل ثابت میکنند که این سم که توسط همسر امام به امام داده شد، جگر امام را به 70 تکهپاره کرد و روز تشییع امام 70 تیر به بدن امام زده شد.
راههای توسل به امام حسن یکی بهوسیله زیارت امام است یکی بهوسیله ختم صلوات، دیگری بهوسیله نمازهای منسوب به امام و یکراه دیگرِ توسل به فرزندش قاسم است.
بزرگی میگوید در شیراز حصبه آمد و از خانواده ما هفت نفر دچار حصبه شدند. کسی که به حصبه دچار میشود غذا بر او ممنوع میشود و بالأخص نان. روزی دکتر به من فهماند که دیگر به دنبال دوا نباشم و به فکر مراسم اینها باشم. دل خیلی گرفته بود و شب هفتم محرم بود به مجلس عزا رفتم و روضه حضرت قاسم را خواندند من هم خیلی گریه کردم و نذر کردم روضهای در خانهام به پا کنم. تمام شب را عزاداری کردیم صبح به خانه رفتم، دیدم دخترم با برادرش نان گرم میکنند و نان میخورند. فریاد زدم نخور آن برای شما خوب نیست. دخترم گفت ما شفا گرفتهایم و همه باهم صبحانه خوردیم. او گفت من خواب دیدم کسی در میزند گویی غلامی بود به خانه ما آمد و همه کارها را کرد و سماور را روشن کرد بعد 5 نفر دیگر آمدند که یکی از آنها خانم بود. آنها قرآن خواندند و بعد یکی از آنها که امام حسن بود روضه خواند و مابقی خیلی گریه کردند و آن خانم فریاد میزد ولدی یا قاسم. روضه که تمام شد من سؤال کردم: کدامین یکی از شماها امام علی هستید، گفتم ما مریض هستیم. امام دستی بر سر همه ما کشیدند اما بر سر مادرم نکشیدند و من گفتم: مادر هم مریض است، امام گفتند: عمر مادرت تمامشده است. من امام را به خدا و به حضرت زهرا و به قاسم بن الحسن قسم دادم و امام همدستش را به سر مادرم هم کشتند و در حال خارج شدن از خانه بودند که من از آنها پرسیدم چرا پابرهنه هستید؟ امام فرمودند محرم است و عزای حسینم است، ما پابرهنه هستیم. امام گفتند تا وقتی میتوانید پلک بزنید شمارا به نماز نماز توصیه میکنم.
کسی که خیلی مضطر است (این نماز را فقط وقتیکه خیلی مضطر هستی بخوان) دستور این نماز از امام حسن مجتبی است: در مکانی خلوت که کسی نباشد وضو بگیر و دو رکعت نماز توسل به این صورت بخوان که در رکعت اول بعد از حمد، آیهالکرسی را بخوان و در رکعت دوم نیز به همین صورت بعد از حمد آیهالکرسی را بخوان و بعد از نماز بایست و سرخود را برهنه کن و باحالت اضطرار سوره یس را بخوان تا آیه «کُن فَیَکون» بعد به سجده برو و 70 مرتبه بگو «فَسُبحانَ الذی بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَیءٍ وَ اِلَیهِ تُرجَعُونَ». آنگاه دعا کن سپس حاجت خود را برآمده از کنار جانماز خود بردار.
محرم و صفر رو به پایان است، ما چه درسی از مکتب امام حسین گرفتیم؟! آیا یکنفس به معرفت ما افزودهشده است؟! اگر معرفتمان افزودهشده است که شکر و اگرنه باید بررسی کنیم که چه حجابی مانع شده است. البته که حجابی جز گناه بین ما و خداوند وجود ندارد. اگر کسی میخواهد از حجاب گناه خارج شود باید 4 مسئله را دائماً مدنظر داشته باشد:
1ـ دست سخاوتمند داشته باشد و اهل صدقه باشد.
دیروز هم گفتیم که صدقه نفرین پیامبر را برمیگرداند. کسی که به زیارت میرود، اگر دل مؤمنی را شاد کند، بهره او صد برابر میشود و دیگر تنها بهره زیارت را نمیبرد، بلکه بهره ملاقات را هم درک میکند. باید این مسئله را بدانیم که محروم به فرمایش قرآن حقی در زندگی ما دارد و ما باید حق سائل را رد کنیم.
2ـ انس با ذکر صلوات.
پیامبر فرمودند جلسات صلوات تشکیل دهید که با تشکیل این جلسات کاروانی از ملائکه از آسمان به زمین میآید که وقتی این کاروان به نزدیکی مجالس میرسند، پیاده میآیند. هنگامیکه وارد مجلس میشوند، به هر دعایی که در مجلس میشود، آمین میگویند و خداوند دعای ملائکه را رد نمیکند. صلوات میدهند و ثواب صلواتشان برای اهل مجلس است و در پایان استغفار برای اهل مجلس میکنند.
امام محمدباقر میفرمایند: کدام گره و مشکل و بلا و حجاب است که مؤمن با این ختم طی یک هفته آن را برطرف نکند: از شنبه باید شروع شود:
شنبه: هزار مرتبه بگو: «یا قاضی الحاجات» و صد مرتبه صلوات بفرست.
یکشنبه: هزار مرتبه بگو: «یا مِفتاحَ الاَبواب» و صد مرتبه صلوات بفرست.
دوشنبه: هزار مرتبه بگو: «یا مُسَبِبَ الاَسباب» و صد مرتبه صلوات بفرست.
سهشنبه: هزار مرتبه بگو: «یا حیُ یا قَیوم بِرَحمَتک اَستَغیثُ» و صد مرتبه صلوات بفرست.
چهارشنبه: هزار مرتبه بگو: «یا بَدیعَ السَماواتِ و الارض» و صد مرتبه صلوات بفرست.
پنجشنبه: هزار مرتبه بگو: «یا ذَالجَلالِ و الاِکرام» و صد مرتبه صلوات بفرست.
جمعه: هزار مرتبه بگو: «لاالهالا انتَ سُبحانَک اِنی کُنتُ مِنَ الظالمین» و صد مرتبه صلوات بفرست.
البته باید آخرین ذکرها را که میگویی بلافاصله صد صلوات را بفرستی. پس اگر بتوانی همهاش را یکجا بگویی بهتر و اگرنه تقسیم کن مثلاً 200 مرتبه، 200 مرتبه ذکر را بگو فقط 200 تای آخری را که میگویی فاصله نینداز و بلافاصله صد مرتبه صلوات را بفرست.
3ـ وسیله دیگر استغفار است.
امام علی میفرمایند خداوند غضب خود را در بین گناهان قراردادِ است. اینکه کدام گناه است معلوم نیست تا ما از هر گناهی بپرهیزیم و هیچ گناهی را کوچک نشماریم. در احادیث آمده است که بعضی از گناهان ریشهاند. شیطان به خود زحمت نمیدهد تو را وسوسه به انجام صد گناه کند، بلکه تو با انجام یک گناه به دنبال آن صد گناه دیگر را انجام میدهی. یک گناه است که با انجام آن حتی مرتکب قتل هم میشوی و آن خوردن مال حرام است، حتی یکلقمه حرام.
حاکم امام محمدباقر را به زندان انداخت. امام غذا حکومتی را نمیخوردند و به اندک لقمهای کفایت میکردند و همین باعث شده بود که امام بسیار ضعیف شوند. خانمی از شیعیان غذایی پخت و به زندانبان داد و به او گفت من میدانم تو ولایت اهلبیت داری. پس این غذا را به امام برسان و امام را قسم بده که از این غذا بخورند و بگو فلانی از محبان شما است و از حلالترین مالش این غذا را تهیهکرده است. زندانبان غذا را به امام رساند و پیغام را به امام داد. امام گریه کردند و گفتند من نمیتوانم از این غذا بخورم. زندانبان علت را جویا شد. امام فرمودند: او درست قسمخورده و این غذا از مال حلال تهیهشده است اما آن را در ظرفی آماده کرده است که مال خودش نبوده است. من میترسم این لقمه را بخورم.
ایوب پیامبر بچهاش را از دست داد، مالش را و سلامتیاش را و صبر کرد بهطوریکه همسرش در خانههای مردم کار میکرد. شیطان برای اینکه او را از خدا برگرداند گفت راهی ندارد جز اینکه لقمه حرامی پیامبر بخورد. شیطان به لباس حکیمی بر سر راه همسر او آمد گفت من میدانم مریضی شوهرت چیست و دوای آن رادارم. دوایش اینکه گوسفندی را بکشید و هنگام کشتن نام خدا را نبرید. زن ماجرا را تعریف کرد، ایوب پیامبر گریه کرد و گفت: زن مؤمنۀ من متوجه نشدی که او شیطان است. امشب از پیش من برو میترسم نالهای من تو را به این کار وادارد. ایوب شب به درگاه الهی نالید و از خداوند خواست که دست شیطان را کوتاه کند که سحر چشمهای جوشید و از آن خورد و شفا گرفت.
امام صادق میفرمایند: یک تکه از پوشش شما حرام باشد تا وقتی آن را به تن داری خداوند هیچ عمل خوبی از شمارا نمیپذیرد. چراکه به همان اندازه از حرام پرهیز نکردهای. و هر کس یکلقمه از حرام را ترک کند، ثوابش بهاندازه دو هزار رکعت نماز مستحبی است و هر کس یکششم از یکدرهم را ترک کند، ثوابش بهاندازه 70 حج مقبول است.
4ـ گریه از خوف الهی و بر مصائب امام حسین علیهالسلام
قرآن موجودات را تقسیمبندی کرده است، یک دسته ملائکه هستند که همه مؤمن به خدا هستند و همه آنها یک دستهاند. یک دسته دیگر جنیان هستند که آنها دودستهاند: مؤمن و کافر. اما انسانها به سه دسته تقسیم میشوند؛ در سوره واقعه این سه دسته را اصحاب یمین و اصحاب شمال و السابقون معرفی میکند. یک دسته مردم نامه اعمالشان به دست راستشان داده میشود و یک دسته به دست چپشان داده میشود و یک دسته شتابان به سمت خیر هستند که اینها مقربان درگاه الهی هستند. در سوره فاطر سه گروه مردم به این صورت معرفیشدهاند: یک کسانی که ظلم به نفس خود میکنند «و منهم ظالم بنفسه». کسی که ظلم میکند بهظاهر به این صورت است که به دیگری ظلم کرده است، نتیجه ظلمش در همین دنیا به خود او برمیگردد.
پیامبر میفرمایند به کسی تهمت نزن چراکه از دنیا نمیروی تا در همین دنیا همان تهمت را به خودت میزنند. البته این مکافات عمل است نه عذاب، عذاب در قیامت است. دسته دوم «و منهم مقتصد» افراد میانهرو هستند. امام علی میفرمایند که محب ما اگر یکپایش بلغزد، پای دیگر او را حفظ میکنیم و نمیگذاریم محب ما هر دوپایش بلغزد. این دسته افرادی هستند که هم خوبی دارند و هم بدی اما خوبیهایشان بیشتر است. و دسته سوم «سابق بالخیرات» شتابان در خیر هستند. سبقت گیرنده در ایمان، سبقت گیرنده در جهاد، سبقت گیرنده در کار خیر و سبقت گیرنده در عبادت خداوند هستند. بهترین خیرات، خیرات به زبان است. بهترین خیر زبانی راهنمایی مردم است. و بدترین شر زبانی در 5 جا است که عبادت 70 سال را به فنا میبرد:
2 . سخن گفتن به هنگام قرائت قرآن
جواب اذان را باید با زبان داد: حق است لاالهالاالله، محمداً رسولالله، علیاً ولیالله و یازده اولادَهُ المعصومینَ حجه الله.
صلوات امشب
هدیه به امام حسن مجتبی علیهالسلام.