بسم الله الرحمن الرحیم

یا فاطمة الزهرا اغیثینی

امروز روز پایان روضه‌های امام حسین علیه‌السلام است بنابراین روضه‌خوان‌ها و مداح‌ها و روضه بروها و مبلغین و…. با کیسه‌های خالی به در خانه‌ی امام حسین علیه‌السلام می‌روند و اجر مزدشان را از درب خانه‌ی حضرت عباس (ع) و یا از درب خانه‌ی حضرت زهرا سلام‌الله علیها می‌گیرند و امروز هیچ‌کس دست‌خالی برنمی‌گردد.

در احادیث آمده است که جبرئیل سه مرتبه فریاد زده و گفته نگذارید این کار اتفاق بیافتد  یک‌بار هنگام به آتش انداختن ابراهیم و بار دوم در هنگامی‌که ابراهیم کارد بر گلوی اسماعیل قرار داده بود و بار آخر زمانی که برادران یوسف می‌خواستند برادرشان را به چاه بیندازند.

پس چرا جبرئیل ، دو جای دیگر فریاد نزدی ؟ یک‌بار زمانی که خانم حضرت زهرا سلام‌الله علیها پشت درب بود و در را با لگد به سینه‌ی حضرت زدند و …

و یک‌بار دیگر در کنار گودال قتلگاه و آن هنگام که شمر داشت سر از بدن اباعبدالله حسین (ع) جدا می‌کرد جای تو و زینب عوض‌شده بود و زینب داد می‌زد نبرید  و تو ساکت بودی.

اهل‌بیت علیهم‌السلام در روز جمعه وارد مدینه شدند و مصائب حسین علیه‌السلام و آنچه را بر او واردشده بود براى مردم بازگو كردند.

داغ‌ها تازه شد و باز حزن و اندوه آنان را فراگرفت و در سوگ شهیدان كربلا نوحه‌سرایی كرده و می‌گریستند و آن روز همانند روز رحلت نبى اكرم صلی‌الله علیه و آله بود كه تمام مردم مدینه اجتماع كرده و به عزادارى پرداختند.

ام كلثوم علیه‌السلام درحالی‌که می‌گریست وارد مسجد پیامبر صلی‌الله علیه و آله شد و روى به قبر پیامبر صلی‌الله علیه و آله كرد و گفت: سلام بر توای جد بزرگوار من، خبر شهادت فرزندت حسین علیه‌السلام را براى تو آورده‌ام!

پس ناله بلندى از قبر مقدس رسول خدا صلی‌الله علیه و آله برخاست! و چون مردم این ناله را شنیدند بشدت گریستند و ناله و شیون همه‌جا را گرفت.

سپس على بن الحسین علیهماالسلام به زیارت قبر پیامبر صلی‌الله علیه و آله آمد و صورت بر روى قبر مطهر نهاده گریست. [1][1]

راوى گوید: زینب علیه‌السلام آمد و دو طرف در مسجد را گرفت و فریاد زد: یا جداه! من خبر مرگ برادرم حسین را آورده‌ام. و اشك زینب هرگز نمی‌ایستاد و گریه و ناله او كاستى نمی‌گرفت و هرگاه نگاه به على بن الحسین علیهماالسلام می‌کرد، حزن و اندوه او تازه و غمش افزوده مى‏شد.[2][2]

بشیر می‌گوید: محمد بن حنفیه از آمدن اهل‌بیت و شهادت برادرش حسین اطلاعى نداشت، پس از شنیدن، صیحه‏ اى زد و گفت: به خدا سوگند كه همانند این زلزله را ندیده‌ام مگر روزى كه رسول خدا از دنیا رفت، این صیحه و شیون چیست؟ !

و چون سخت بیمار بود، كسى را قدرت آن نبود كه ماجرا را به او بگوید، زیرا بر جان او بیمناك بودند.

محمد بن حنفیه در پرسش خود پافشارى كرد، یكى از غلامانش به او گفت: اى فرزند امیر مؤمنان ! برادرت حسین به كوفه رفت و مردم با او نیرنگ كردند و پسرعموی او مسلم بن عقیل را كشتند و هم‌اکنون او و اهل حرم و بازماندگانش بازگشته‏اند!

از آن غلام پرسید: پس چرا به نزد من نمی‌آیند؟ !

گفت: در انتظار تو هستند!

از جاى برخاست و درحالی‌که گاه می‌ایستاد و گاهى می‌افتاد و می‌گفت: «لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم» ، و گویا این مصیبت را احساس كرده بود گفت: به خدا سوگند كه من مصائب آل یعقوب را در این كار می‌بینم. و می‌گفت: «این اخی؟ این ثمرة فؤادی؟ این الحسین؟» «برادرم كجاست؟ میوه دلم كجاست؟ حسین كجاست؟»

به او گفتند كه: برادرت حسین علیه‌السلام در بیرون مدینه و در فلان مكان بار انداخته است، او را بر اسب‌سوار كردند و درحالی‌که خادمان او در جلو حركت می‌کردند او را به بیرون مدینه بردند، چون نگاه كرد و به‌جز پرچم‌های سیاه چیزى راندید، پرسید:

این پرچم‌های سیاه چیست؟ ! به خدا قسم كه فرزندان امیه، حسین را كشتند! !

پس صیحه ‏اى زد و از روى اسب به زمین افتاد و از هوش رفت.

خادم او نزد امام زین‌العابدین علیه‌السلام آمد و گفت: اى مولاى من! عموى خود را دریاب پیش از آن‌که روح از بدن او جدا شود.

امام سجاد علیه‌السلام به راه افتاد درحالی‌که پارچه‌ای سیاه در دست داشت و اشك دیدگان خود را با آن پاك مى‏كرد. امام، بر بالین عمویش محمد بن حنفیه نشست و سر او را به دامن گرفت.

چون محمد بن حنفیه به هوش آمد، به امام گفت: «یا بن اخی! این اخی؟ ! این قرة عینی؟ ! این نور بصری؟» ! این ابوك؟ ! این خلیفة ابی؟ ! این اخی الحسین علیه‌السلام؟ !»«اى پسر برادرم ! برادرم كجاست؟ نور چشمم كجاست؟ پدرت كجاست؟ جانشین پدرم كجاست؟ برادرم حسین كجاست؟» .

امام على بن الحسین علیه‌السلام پاسخ داد: «یا عماه! اتیتك یتیما»«عمو جان! به مدینه یتیم بازگشتم» و بجز كودكان و بانوان حرم كه مصیبت‌دیده و گریانند دیگرکسی را به همراه نیاورده‌ام. اى عمو! اگر برادرت حسین را می‌دیدی چه می‌کردی درحالی‌که طلب كمك می‌کرد ولى كسى به یارى او نمی‌شتافت و با لب‌تشنه شهید شد؟ !

محمد بن حنفیه باز فریادى زد و از هوش رفت.

شب جمعه است و امشب در باب زیارت صحبت می‌کنیم ، این جاذبه‌ای که در وجود امام حسین علیه‌السلام وجود دارد به خاطر اصلیتی است که خداوند در وجود ایشان قرار داده است . در چهارده معصوم دو نفر هستند که خداوند در وجودشان اصلیت قرار داده است :

حضرت زهرا سلام‌الله علیها که وجودشان ام ائمه است و اگر ایشان خلق نمی‌شد ائمه خلق نمی‌شد و ریشه و اساس یازده امام از صدیقه‌ی طاهره است و حتی دوازده امام ، و اگر فاطمه سلام‌الله علیها نبود علی (ع) خلق نمی‌شد( لو لا خلقت افلاک ) و ایشان واسطه‌ی امامت و نبوت هستند و همان‌طور که ایشان در ارتباط با ائمه اصل هستند ، امام حسین علیه‌السلام در امامت 9 امام  دیگر اصل هستند و 9 امام بعد از امام حسین علیه‌السلام اصلشان از وجود امام حسین (ع) است و آخرین آن‌ها حضرت مهدی (عج) است.به همین جهت خدا در وجود امام حسین علیه‌السلام اصلیت گذاشته است .

همه‌ساله واتیکان برای حضرت مسیح مراسمی برگزار می‌کنند و امکانات فراوانی قرار می‌دهند و از کل مسیحیان جهان فقط 1.5 میلیون نفر جمع می‌شوند باآن‌همه امکاناتی که قرار داده‌اند.

در مکه باآن‌همه هتل‌ها و امکاناتی که قراردادند و باآن‌همه سفارش‌هایی که شده برای مراسم حج که اگر حج واجب را ترک کنی یهودی می‌میری بیش از 3 میلیون نفر نتوانستند در این مراسم شرکت کنند. امام رضا (ع) را نگاه کن باآن‌همه هتل‌ها و امکانات سالانه در روزهای خاص بیش از 8 میلیون زائر نبوده است و حالا برو کربلا ، کربلا هتل آن‌چنانی دارد، پذیرایی دارد، امکانات دارد ، بازار خرید دارد ، کربلا چی دارد؟ راحتی دارد خنده و خوشی دارد 20 میلیون رفتند کربلا و از هرکدامشان بپرسید آرزویشان این است که سال دیگر بروند اربعین زیارت.

تازه آنچه من و شما می‌بینیم جسم آدم‌هاست که می‌بینیم .

روایت از امام صادق علیه‌السلام داریم که می‌فرمایند : هرچقدر آدم می‌رود کربلا دو برابرش جنیان می‌روند و هرچقدر آدم وجنیان بروند دو برابرشان ملائک می‌روند کربلا زیارت.

حدیث : ذرات معلق توی هوا می‌روند کربلا زیارت امام حسین (ع).

هر جسمی روحی دارد ما ارواح نورانی داریم ، ارواح موسع داریم ، ارواح شعشعانی داریم ، ارواح ملکوتی داریم ، روح الارواح داریم ، روح لاهوتی داریم ، ارواح عرشی داریم ، ارواح کروبی داریم ، ارواح قدسی داریم ، ارواح الهی داریم ، ارواح غرق در نور خاص خدا داریم ، ارواح غرق در نور خدا داریم ، ارواح غرق در نور پیامبر داریم ، ارواح غرق در نور ائمه داریم ، ارواح غرق در نور قرآن داریم ، ارواح غرق در نور امام زمان (عج) داریم ، ارواح غرق در نور سوره‌ی حمد داریم ، ارواح غرق در نور بسم الله الرحمن الرحیم داریم و… و هر آدمی روحی دارد و تمام آدم‌های که می‌روند کربلا تمام این ارواح جمع می‌شوند در کربلا برای زیارت امام حسین علیه‌السلام.

ما فقط آدم دیدیم ما نمی‌توانیم ببینیم سبز پوشان حرم امام حسین (ع) کیا هستند و آن‌هایی که غرق در نور سرخ هستند کیا هستند؟ و یا آن‌ها که غرق در نور مهتابی هستند کیا هستند؟ کربلا محل زیارت انبیاء و کروبیان نیز هست و هر که می‌رود جسم و روح اش باهم می‌رود. یک دلیل آن اصلیت اباعبدالله (ع) است این‌ها در باب زائری که به زیارت می‌رود کوچک است.

حال برو در باب خاک کربلا ،

امام صادق علیه‌السلام فرمودند :

 کسى که تسبیح تربت امام حسین علیه‌السلام را همراه داشته باشد خداوند او را ذاکر و تسبیح کننده محسوب کند ، گر چه با آن ذکر نگوید .[3][3]

امام صادق علیه‌السلام فرمودند :

 سجده بر تربت حسین علیه‌السلام حجاب‌های هفتگانه را پاره کرده و از بین می‌برد .

امام صادق علیه‌السلام فرمودند :

خاک قبر امام حسین علیه‌السلام شفاى هر دردى است آن تربت بالاترین داروهاست .

امام صادق علیه‌السلام فرمودند :

 کام فرزندانتان را به تربت برگیرید که سبب امنیت و باعث محفوظ ماندن آن‌هاست .

منظور از این تربت خاک‌پای زائر امام حسین علیه‌السلام است که برکت دارد. خاک امام حسین علیه‌السلام 9 متر زیرزمین است کسی جرئت دارد از آن خاک بردارد آن خاک را به‌صورت مرده بزنی زنده می‌شود و می‌نشیند.

این‌که ما استشفاء می‌جوییم این تبرک مال عطر زائر امام حسین علیه‌السلام است تازه زائر معمولی نه زائری که بامعرفت و باکمال برود .

زائر هیچ‌چیز نداشته باشد باید نیت درست داشته باشد، باید بداند اول به کجا و برای چه می‌رود .

نیت از این چند چیز نباید جدا باشد.

1 . اول لوجه الله – غربة الی الله یعنی من برای رضای خدا در این مسیر حرکت می کنم.

2 . انجام تکلیف دینی _ همان تکلیفی که خدا در قرآن گفته و نشانه‌ی آدمی که در دلش تقوی دارد و تعظیم در برابر شعائر الله و هر چه منصوب به خداوند است ما حرمت کنیم آیا کعبه منصوب به خداست و کربلا نیست ؟ مسجد خانه‌ی خداست و حرم امام حسین (ع) نیست ؟ انبیاء شعائر الله است و حسین بن علی شعائر الهی نیست؟

دستور قرآن است که ایمان قلبی‌ات را نشان بده . ایمان قلبی را کسی دارد که در برابر اوامر خدا و منصوبین خدا سر تعظیم فرومی‌آورد.

  1. شاد کردن دل کسی که می‌رویم زیارتش.

آنچه شما از زیارت حرم امام حسین علیه‌السلام ذوق می‌کنید امام حسین (ع) بیشتر ذوق می‌کند .

تو ذوق امام رضا (ع) داری یا او ؟ امام ذوق دیدار شمارا دارد که شمارا طلبید هر چه معرفتت بیشتر امام رضا (ع) بیشتر ذوق دارند ، دوست دارند برویم زیارت ولی دوست ندارند زود برگردیم.

آیت‌الله محمدرضا گلپایگانی به مشهد رفته بودند و دو ماه در مشهد بودند و شب آخر نماز عشاء را خواندند و زیارت وداع را خواندند و می‌خواستند فردا بروند و نزدیکی‌های صبح درب خانه را زدند و یکی از خدام حرم آمد و به آیت‌الله گفت من مأمورم و امام رضا من را فرستادند و گفتند به محمدرضا بگو یک نماز صبح دیگر می‌خواهم در حرمم ببینمت .

یک آدم معمولی را شاد کنی تا قیامت زیر سایه‌ی رحمت خداوند قرار می‌گیری و حالا اگر ائمه را خوش‌حال کنی چه می‌دهند .

  1. احیاء امر اهل‌بیت (ع)

به ما امر کردند ائمه به ذکر و اتحاد ، دعا و یکرنگی و یک سویی و ایثار ، انفاق ومهمان نوازی محبت به هم نوع و دادرسی و…

قدم‌به‌قدم زمین زیر پایت ذکر خدا را گفت و زائر نیت اش باید این باشد که من قدرت معصوم را به دنیا نشان بدهم که بعد از 1400 سال چه   می‌کنند.

زائر وقتی قصد زیارت می‌کند باید نیت خود را مشخص کند و دوم بداند کجا دارد می‌رود و زیارت آن امامی که دارد می‌رود امام را بشناسد و معرفت داشته باشد به مزور.

یکی از رازهای همانندی قرآن و امام این است که ازآنجاکه عقل انسان‌ها را به بطن قرآن راهی نیست، پی بردن به همه حقایق نهفته در وجود امام هم برای انسان‌ها میسر نیست؛ زیرا هیچ موجودی همتای او نیست.

امام رضا (ع) در این زمینه می‌فرمایند: «امام یگانه روزگار خویش است، کسی با او نزدیک و هیچ دانشمندی همسان او نیست. بدیل و مانندی ندارد. کانون همه فضایل است، بدون آن‌که وی درصدد کسب آن‌ها باشد، بلکه این مهم تفضلی از سوی خداوند وهاب است. »

حضرت در ادامه می‌فرمایند: «اگر کسی همتای امام نیست، پس چه کسی به شناخت امام می‌رسد یا اختیار گزینش او را دارد؟ هرگز چنین چیزی شدنی نیست درحالی‌که از بیان وصفی از اوصاف امام یا فضیلتی از فضایل او عقل‌ها به بیراهه می‌روند، حلم‌ها گم‌گشته، مغزها حیران و چشم‌ها خسته و وامانده می‌شوند و بزرگان اظهار کوچکی می‌کنند و حکیمان سرگردان می‌شوند و حس کوتاهی به بردباران دست می‌دهد و خطیبان دربند می‌آیند و هوشمندان، نادان و شاعران به لکنت زبان گرفتار می‌شوند. و ادیبان عاجز و بلیغان ناتوان می‌گردند، درحالی‌که به عجز و ناتوانی خود اعتراف می‌کنند. »

امام مانند ستاره، دور از دسترس افراد و وصف ستایشگران است پس چگونه انتخاب او در دست مردم می‌تواند باشد؟ عقل‌ها چگونه به حقیقت او راه دارند؟ کجا مانند این حقیقت یافت می‌شود؟ [4][4]

بر پایه این بیان جامع و کامل حضرت، همه انسان‌ها از شناخت کنه معصوم عاجزند.

امام علی علیه‌السلام فرمودند : هر فیضی و برکتی که در عالم خلقت نصیب هر موجودی می‌شود و هر موجودی که بهره می‌برد از دامن وجود من علی جاری‌شده است و هیچ پرنده‌ی تیزپرواز به قلعه‌ی وجود من راه نمی‌یابد و اگر هر چه قوی هم بپرد نمی‌تواند مرا بشناسد.آن‌قدر وجودم بلند و بالا است که کسی نمی‌تواند این قلعه را درک کند.

و این را باید بدانم که معرفت خدا و امام هر دو به هم مرتبط‌اند و اگر بخواهم خدا را بشناسم باید امام را بشناسم و برعکس.

روزی امام حسین علیه‌السلام فرمود: «ای مردم! خداوند بندگان را نیافرید، مگر برای اینکه او را بشناسند و هنگامی‌که او را شناختند، بپرستند و آن زمان که او را پرستیدند، از پرستش دیگران بی‌نیاز گردند.» یکی از حاضران پرسید: مقصود از معرفت خدا چیست؟ حضرت فرمود: «یعنی مردم هر عصر باید امامشان را بشناسند؛ امامی که اطاعتش بر آنان واجب است.» در این سخنان کوتاه، گنجینه‌ای از معارف والای الهی نهفته شده است. حضرت در آغاز سخن، تأکید می‌کند فلسفه آفرینش انسان، چیزی جز شناخت خدای متعالی نیست؛ زیرا در پرتو این معرفت است که انسان می‌تواند از یوغ بردگی رها شود و به آزادی واقعی که همان بندگی خداست برسد و نیازهای مادی و معنوی خود را تأمین کند. ایشان در پایان با صراحت تمام می‌فرماید: خداشناسی، امام شناسی است؛ بدین معنا که مردم هر دوره، با رهبری که می‌باید از او فرمان بری کنند، آشنا شوند تا به خداشناسی حقیقی برسند. در نگاه امام حسین علیه‌السلام ، توحید و امامت، پیوند نگسستی دارند و خداشناسی واقعی بدون امام شناسی دقیق ممکن نیست.

و همین‌قدر باید بدانم که ائمه از عالین هستند ، خداوند در قرآن از ابراهیم و اسماعیل، داوود ، عیسی، و طالوت و جالوت ، مریم و آسیه و زلیخا و….را معرفی کرده است ، اما وقتی رسیده به ائمه معصومین سربسته گفته عالین یعنی بلندمرتبگان ، در اینجا شیعه و سنی می‌گویند که منظور از بلندمرتبگان علی و اولاد علی (ع) است.

از میان انبیاء هر که این‌ها را بهتر شناخت شد اولوالعزم و از میان ملائک هر که بهتر شناخت شد ملائک مقرب و در میان ملائک روح القدوس رئیس ملائک است و امام جماعت همه در آسمان‌ها روح القدوس است.و در روایات آمده است که روح القدوس به این خاطر که از باغ کوچک ما ائمه میوه‌ی کال و نارس چیده و خورد به این مقام رسید و حال که میوه شیرین و رسیده‌ی آن از باغ بزرگ ما ائمه برای شیعیان است.

کجا دارم می‌روم زیارت این ائمه با این مقام!!!!

همین‌قدر بشناسم که وجود معصومین آینه‌ی است خدا طلب که باید خدا را در این آینه ببینید.

در آینه جمال حرم علی بن موسی رضا خدا را می‌بینی یا نه ؟ به خدا می‌رسی یا نه ؟ پس چرا می‌روی ؟ خدا را می‌بینی یا نه؟

امام علی علیه‌السلام می‌فرمایند: معرفت من به نورانیت الله است و معرفت الله به نورانیت من است.

گفتیم در جلسات گذشته که برای شناخت خدا باید چهار قدم برداریم :

1 . قدم تفریق یعنی خود را نگه‌داری از غیر خدا.

2 . قدم بر نفس  3 .  قدم ترک خالی کنی خود را از غیر خدا   4 . قدم رفض یعنی هر آنچه از خیرات انجام می‌دهی از عبادات و نماز و روضه‌ات و… از همه‌چیز چشم بپوشان که خدا نیازی به آن ندارد و رحمت خدا را بجوی و این چهار قدم را بردار تا برسی به معرفت الله ، ولایت الله ، صبغة الله ، فناء فی الله ، بغا فی الله .

زیارت امام رضا علیه‌السلام افضل‌ترین زیارت است و دلیل روایتی این‌که :

امام جواد (ع) فرمودند : زيارت پدرم افضل است زيرا حضرت اباعبدالله الحسين علیه‌السلام را همه مردم زيارت می‌کنند؛ اما پدرم را، جز خواص شيعه زيارت نمی‌کنند.

زيرا هر فرقه‌ای از شيعه ، امام حسين علیه‌السلام را از جهات مختلفى از قبيل ، شهادت آن حضرت ، مخصوصاً فرزند بی‌واسطه حضرت زهراعليهاالسلام بودن محترم می‌شمارند و فرق ديگر شيعه ، از قبيل : كیسانيه ، زيديه ، اسماعيليه و واقفيه و…امامت حضرت سيدالشهدا علیه‌السلام را پذیرفته‌اند؛ اما در اين ميان ، حضرت رضا علیه‌السلام داراى ويژگى خاصى است كه اغلب انشعابات تشيع ، قبل از ايشان بوده و باقيمانده از فرق مختلف همين خواص شيعه هستند كه به ولايت حضرت رضا علیه‌السلام معتقدند و شمارشان نسبت به بقيه كمتر است

دلیل ذوقی : این‌که بزرگان می‌گویند در 24 ساعت در عالم معنا در حرم امام رضا علیه‌السلام ملائک روضه‌ی امام حسین علیه‌السلام می‌خوانند و فریاد ملائک به یا حسین بلند است .

امام جواد فرمود: هر كه قبر پدرم ، حضرت رضا علیه‌السلام را در توس زيارت كند خداوند گناهان گذشته و آينده او را می‌بخشد و روز قيامت براى او منبرى در مقابل منبر رسول‌الله صلی‌الله عليه و آله می‌نهد و با آسايش و آرامش بر آن منبر می‌نشیند تا خداوند به اعمال آخرين نفر از بندگان خود رسيدگى نماید.

از مجموع اين روايات در شأن والاى زائر امام رضا استفاده مى‏شود كه گروهى از آن‌ها عبارت است از:

اول: زائر امام رضا در قيامت از موقعيت ويژه‏اى برخوردار است.

 دوم: او در سايه پيامبران و امامان و در برابر على و رسول خدا – صلوات الله علیهم – قرار مى‏گيرد.

 سوم: در طول مدت حساب جايگاهى خاص و راحت دارد.

چهارم: در مقايسه با ديگران زائران ائمه او از بالاترين درجه و بهترين هديه برخوردار است.

منظور از گناهان آینده در این حدیث چیست ؟ ما تا نتوانیم با قرآن جواب بدهیم شیعه نیستیم و محب هستیم و قرآن‌خوان نیستیم در قرآن سوره‌ی فتح داریم :

إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُّبِينًا * لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿۲﴾

ما تو را پيروزى بخشيديم چه پيروزى درخشانى ؟  *  تا خداوند از گناه گذشته و آينده تو درگذرد و نعمت خود را بر تو تمام گرداند و تو را به راهى راست هدايت كند (۲)

منظور خداوند از اينكه به پيامبر می‌فرماید ما گناهان گذشته تو را می‌بخشیم چيست؟ مگر پیامبر گناه می‌کند ؟ مگر درگذشته گناه کرده است ؟

اینجا منظور گناهان امت پیامبر (ص) است .کدام امت؟ شیعیان علی و اولاد علی (ع). چطور گناهان آینده‌ات را می‌بخشد ؟ یعنی اگر بامعرفت قدم برداری دستی زیر بازویت می‌گذارد که دیگر گناه نابخشودنی نکنی .

جناب شيخ طوسى از حضرت رضا – علیه‌السلام – نقل كرده است كه آن حضرت فرمود:

«در خراسان بقعه‏اى است و زمانى خواهد آمد كه آن بقعه همواره محل رفت‌وآمد و مطاف فرشتگان مى‏شود تا روز قيامت كه در صور دميده مى‏شود و قيامت فرامی‌رسد.»

پرسيدند: اى پسر رسول خدا! اين بقعه كدام بقعه است؟ فرمود:

«اين بقعه در سرزمين طوس است، به خدا سوگند! آن زمين باغى از باغ‌های بهشت است. هر كه مرا در این بقعه زيارت كند مانند كسى است كه رسول خدا را زيارت كرده است و براى او پاداش هزار حج مقبول و هزار عمره مقبول نوشته خواهد شد و من و پدرانم روز قيامت شفاعت كننده او خواهيم بود.»[5][5]

در روايتى ديگر بزنطى مى‏ گويد: نامه حضرت رضا – علیه‌السلام – را خواندم، در آن نامه چنين آمده بود:

«به شيعيان من بگو زيارت من به‌اندازه هزار حج پاداش دارد.»

بزنطى مى‏گويد از امام جواد – علیه‌السلام – از روى تعجب پرسيدم: به‌اندازه هزار حج؟ آن حضرت فرمود: «آرى: به خدا سوگند كسى كه او را زيارت كند درحالی‌که حق او را مى‏شناسد، به‌اندازه هزار، هزار حج (یک‌میلیون حج) پاداش دارد.[6][6]

بر طبق آیات قرآن و سخنان معصومان – علیهم‌السلام – قیامت روز دشوارى است؛ روزى است که پرده‌ها کنار می‌رود و خداى متعال چهره واقعى آدمیان را می‌نمایاند و همه باید پاسخ گوى اعمال خود باشند. این روز بسى طولانى است و براى رهایى از دشواری‌های آن باید از مراحل مختلف به‌سلامت عبور کرد. برخى از این مراحل هولناک عبارت است از هنگامی‌که نامه‌های اعمال گناهکاران و صالحان به آنان داده می‌شود و زمانى که این اعمال با ترازوهاى خاص سنجیده و وزن می‌گردد و گاه عبور از پل صراط. بر پایه روایاتى که محدثان بزرگ شیعه و سنى روایت کرده‌اند، در آن شرایط حساس، حضرت رضا – علیه‌السلام – زائرانش را دستگیرى کرده و نجات می‌دهد.

حمدان دیوانى از آن حضرت دراین‌باره این‌گونه نقل کرده است:

«هر کس مرا با دورى سرا و مقبره‌ام زیارت کند، روز قیامت در سه جایگاه او را درمی‌یابم و از هول‌های رستاخیز می‌رهانم. آنگاه‌که نامه‌های اعمال از چپ و راست به انسان‌ها داده شود و به هنگام گذر از صراط و در برابر میزان.»[7][7]

امام موسی کاظم علیه‌السلام فرمودند: روز قیامت تمام زوار ما ائمه مقرب هستند و همه آبرودارند و با ما هستند ولی اقرب از جمیع زوار به خدا ، زوار قبر امام رضا علیه‌السلام هستند و دیگر از آن نزدیک‌تر نمی‌توانی بروی چون امام رضا علیه‌السلام مسئول بردن ما تا خدا هستند.

تمام مفاهیم از آغاز خلقت از حیات و طهارت و عبادت‌ها و قوانین و… به دست امام جعفر صادق علیه‌السلام منتشرشده است و ایشان را رئیس مذهب شیعه می‌گویند. یعنی خداوند تبارک‌وتعالی تمام علم الهی را داد به پیامبر (ص) و ایشان دادند به امام علی علیه‌السلام و امام علی (ع) در دل امام صادق (ع) قراردادند .

امام صادق علیه‌السلام پسرشان امام موسی کاظم را بغل کرد و بوسید و گفت از صلب تو پسری به دنیا می‌آید که عالم آل محمد صلی‌الله علیه و آله است و ای‌کاش من توفیق دیدار او را داشتم .

و این امام رضا (ع) است که بشارت می‌دهد به زائرش که بیا به زیارت من و ثواب ببر.

امام صادق علیه‌السلام فرمودند :

«یکی از فرزندان من در شهر طوس در سرزمین خراسان کشته خواهد شد، هر کس او را زیارت کند و حق او را بشناسد، روز قیامت خودم دست او را خواهم گرفت و روانه بهشت خواهم کرد؛ گر چه از اهل گناه کبیره باشد.»

از امام صادق پرسیدند: شناخت حق آن حضرت یعنی چه؟ حضرت فرمود:

«یعنی بداند که او امام و حجت خداست و اطاعت از او واجب و غریب و شهید است.»

نماز حضرت امام رضا علیه‌السلام

این نماز شش رکعت است (به سه سلام) در هر رکعت یک‌مرتبه حمد و ده مرتبه سوره «هَلْ اَتى عَلَى الاِْنْسانِ». سپس دعاى آن حضرت را پس از پایان شش رکعت نماز می‌خوانی:

يا صاحِبى فى شِدَّتى وَ يا وَلِيّى فى نِعْمَتى وَ يا اِلهى وَ اِلهَ اِبْراهيمَ وَ اِسْماعيلَ وَ اِسْحاقَ وَ يْعقُوبَ يا رَبَّ كهَّيعَّصَّ وَ يسَّ وَ الْقُرْآنِ الْحَكيمِ اَسْئَلُكَ يا اَحْسَنَ مَنْ سُئِلَ وَ يا خَيْرَ مَنْ دُعِىَ وَ يا اَجْوَدَ مَنْ اَعْطى وَ يا خَيْرَ مُرْتَجى اَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ .

اى يار من در سختی‌ها و اى اختيار دارنده‌ام در نعمتم و اى معبود من و معبود ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب اى پروردگار كهيعص و يس و قرآن حکمت‌آموز از تو درخواست می‌کنم اى بهترين كسى كه از او درخواست كنند و اى بهتر كسى كه او را بخوانند و اى بخشنده‌تر كسى كه عطا كند و اى بهترين مايه اميد از تو خواهم كه درود فرستى بر محمد و آل محمد.

توسل به صلوات

از همین امروز یک ساعت از روز با وضوی کامل رو به حرم امام رضا علیه‌السلام و شکم پر نباشد ، خواب‌آلود نباشی ، صدقه کنار بگذاری به مدت چهل روز در ساعت مشخص 110 مرتبه بگویی اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی .

و توسل دیگر این‌که یک سال هر شب جمعه یک یس بخوانی و 1100 مرتبه صلوات هدیه به امام رضا علیه‌السلام بفرستی و این عمل موجب می‌شود درهای معنوی ، فهم قرآن و توفیق عبادت و… به روی ما گشوده شود .و اگر همین عمل را انجام دهی یعنی یک یس و 1100 صلوات ر ا هدیه کنی به مؤمنین در وادی سلام نجف درهای دنیوی به رؤیت باز می‌شود.

[8][1] اللهوف،ص 85.

[9][2] الدمعة الساكبة 5/ 164.

[10][3] بحار ج 85

[11][4] مسند الامام الرضا(ع)، ج1، کتاب الامامه، ص 98

[12][5] بحار الانوار، ج‏101، ص‏367 و33.

[13][6] من لايحضره الفقيه، ج‏2، ص‏349؛

[14][7] بحار الانوار، ج‏101، ص‏40.