با آمدن ماه محرم، هم دوستان و هم دشمنان امام حسین(ع) شروع به فعالیت میکنند.
آیا پول نذر را میشود به فقیر داد؟
کربلای امام حسین(ع) حرکت و سر و صدا دارد.
چرا در عزاداریها به سینه میزنیم؟
ماه محرم، ماه محبت است.
وظایف ما در ماه محرم
علت شروع عزاداریها از روز اول محرم
سه روز اول ماه محرم محل اجابت دعا و ایام روزه گرفتن، نمازهای مخصوص، صدقه دادن، دعا کردن و … است؛ بالأخص روز سوم ماه محرم که روزِ مخصوص اجابت برای دعاهای حبس شده است؛ دعاهایی که طولانی مدت دعا کردهاید، اجابت نشده است. روز اول و دوم و سوم ماه محرم محل اجابت همهی دعاها و برآمدن همهی حوائج و رفع همهی گرفتاریها و شفای همهی مریضهای اسلام بالأخص کودکان بیمار و … است.
همه با هم ذکر میگوییم الهی به درگاهت هزاران بار تکبیر و تهلیل و تحمید و تسبیح و تقدیس عرضه میداریم که امسال محرم هم فرصت مجدد به ما مرحمت شده است و زندهایم و نفس میکشیم و معتقد هستیم و شور و شین حسینی یک بار دیگر ما را از منازل خارج کرده است و توفیق حضور شرکت در مجالس اباعبدالله الحسین (ع) به ما روزی شده است.
جا دارد شکرانه انجام بدهیم و شکرانه صدقه بدهیم و شکرانه سجده بگذاریم و شکرانه روزه بگیریم و شکرانه ذکر بگوییم و شکرانه قرآن بخوانیم و شکرانه از سوز دل بر مصیبتهای امام حسین علیهالسلام اشک بریزیم و گریه کنیم.
ماه محرم، پرماجراترین ماه تاریخ بشریت میباشد؛ نه فقط در تاریخ اسلام. حماسهای که در ماه محرم اتفاق افتاده است در تمام تاریخ بشریت اتفاق نیفتاده است، در تاریخ بنیاسرائیل اتفاق نیفتاده است، در تاریخ اولاد آدم جز برای امام حسین علیهالسلام اتفاق نیفتاده است. بستر به وجود آمدنِ حماسیترین حماسهی طول تاریخ بشریت، در ماه محرم اتفاق افتاده است و دیگر هم تکرار نخواهد شد. ما در ظهور امام زمان (عج) تکرار کربلا نمیبینیم، کربلا ورای این مطالب است. ما در دیگر حماسههایی که در طول تاریخ بشریت اتفاق افتاده است، حتی نمونههایی از واقعهی کربلا را نمیبینیم. کربلا ورای همهی اینها است.
ماه، ماه عظیم است. حماسه، حماسهی بزرگ است. حرکت، حرکت بزرگ است. منش، منش بزرگ است و به بزرگی خود کربلا مطلب دارد و به بزرگی خود واقعهی کربلا دوست دارد و به بزرگی واقعهی کربلا دشمن دارد.
هر ساله با آمدن ماه محرم، دوستان وظیفهشان را بلد هستند و هر ساله این وظیفه به آنها گفته میشود و تکرار میشود و آنها به دفاع از فرهنگ امام حسین علیهالسلام کمر همت را میبندند. دشمنان هم کمر همت را میبندند به مبارزهی با امام حسین علیهالسلام. شاید طول سال برنامهریزی میکنند و مجلس میگذارند و گفتگو میکنند که بتوانند هر ساله در حرکت امام حسین علیهالسلام خلل به وجود آورند و حرکت امام حسین(ع) را کمرنگ کنند.
این اتفاق کنار گودال قتلگاه افتاده است. در کنار گودال قتلگاه، حضرت زینب(س) وظیفهاش معلوم شد؛ به دفاع از امام حسین علیهالسلام. شب شام غریان کسانی که میخواستند به کربلا برسند و دیر رسیدند طُوِیرَجیها تکلیفشان معلوم شد به دفاع از امام حسین علیهالسلام و همچنان ادامه پیدا کرده است. شیطان همه تکلیفش معلوم شد.
وقتی سر امام حسین(ع) بالای نیزه رفت، شیطان فریادی کشید که تمام شیاطین در کربلا جمع شدند؛ و این معنا دارد.
چرا شیطان ناله و صُرخه کشید؟ گفت آنچه نقشه کشیده بودم، سر امام حسین همه را به باد داد. با این سر و این خونی که این جا ریخته شده است و جوشش این خون، هر ساله تمام نقشههای من را به باد میرود. باید کاری کرد. هر کدام کاری پیشنهاد دادند. شیطان گفت اینها غلبه بر خون امام حسین علیهالسلام نمیکند. پرسیدند پس چه کنیم؟ گفت برنامه را من میدهم شما اجرا کنید: باید در حرکت حسین بن علی تشکیک کنیم و در ذهن مردم شک ایجاد کنیم.
از همان روزی که امام حسین(ع) به شهادت رسیدند تا روز ظهور امام زمان(عج)، شیاطین کمر همت بستهاند که در واقعهی کربلا شک ایجاد کنند. این تشکیک، هر زمانی به یک مدل و به یک شکل است و هدفشان این است که در ذهن محبان و شیعیان و مردم دنیا شک ایجاد کنند.
از اول محرم شروع به سؤال و تشکیک میکنند، مخصوصاً در زمان حال که در فضای مجازی این امر بسیار است.کسی که در طول سال، نه نماز میخواند و نه روزه میگیرد و نه قرآن و حدیث بلد است، شبهه شک میکند که چرا لباس مشکی میپوشید و با لباس مشکی نماز میخوانید که کراهت دارد و…؟ دربارهی علت مشکی پوشیدن، انشاءالله فردا بحث میکنیم.
خیر؛ پول نذر حضرت عباس(ع)، برای حضرت عباس(ع) است. چرا پول نذر را میخواهید به فقیر دهید؟! مال خودت را بده. برنج نذر امام حسین(ع) و روغن نذری و …، مال امام حسین(ع) است. چرا به فقیر از مال امام حسین(ع) کمک کنی؟ مهمانیهای تشریفاتی نگیر، پولش را به فقیر کمک کن. لباسی که برای عروسی پسرت پوشیدهای برای عروسی دخترت هم بپوش و لباس جدید نخر، پولش را کمک کن به فقیر. آیا نمیدانیم که هفتاد درصد خرج مجالس امام حسین علیهالسلام را همین فقرا میدهند که عشق و شور امام حسین(ع) دارند. چه لزومی دارد گوشی موبایل ما 5 میلیون باشد؟! گوشی ارزانتر بخر و این پول را کمک به فقیر کن. چرا فقط از پول امام حسین(ع) و پول نذری میخواهی کمک به فقیر کنی؟!
اگر هم پول نذری را کمک کنی و به فقیر بدهی، اجرش برای تو نیست، برای امام حسین علیهالسلام است؛ چرا که پول برای امام حسین علیهالسلام بوده است و تصرف در مال امام حسین(ع) کردهای.
انسان پدرش که فوت میکند، حوصله ندارد از خانه بیرون آید و گوشهنشینی میکند اما غم امام حسین(ع) از اول محرم همه را بیرون میکشد. این چه جور غمی است که تحرک ایجاد میکند؟!
طبل، زنجیر، فریاد یا حسین، صُرخه، ضجه، ناله و غل غل دیگ غذا دارد. دلت نمیخواهد سالی یکبار حضرت زهرا(س) به خانهات بیاید و دیگت را هم بزند؟
چرا میروی سر قبر پدربزرگ یا مادربزرگت به روی سنگ میزنی و بعد فاتحه میخوانی؟ امام حسین علیهالسلام فرمودند در دل هر شیعه یک قبر دارم، وقتی به زیارتم میآید درب میزند تا برایش در را بگشایم. به سینهات که میزنی به روی قبر حسین(ع) میزنی که در دلت است. دیدهاید بعضی به حرم امام رضا(ع) که میروند، حلقه را میگیرند و به درب میزنند؟ خود امام حسین(ع) فرموده است جسم من در کربلا دفن است اما من در دل هر محبم یک حرم دارم. ماه محرم، ماه زیارت امام حسین علیهالسلام است و باید درب بزنیم.
شیاطین ایجاد تشکیک میکنند و وظیفهی ما دفاع است، وظیفهی ما مطالعه و تحقیق و بینش دینی است.
آمدن محرم باید همراه با تحول فکر، اندیشه، بیان، ظاهر و باطن باشد و همرا با تعطیلی زمین و سفر به آسمان و بریدن از زمینیها و اتصال به آسمانیها باشد.
یک نفر کوفی در کربلا به جنگ امام حسین علیهالسلام نیامد بلکه تمام کسانی که با امام حسین(ع) جنگیدند از شام و سربازان شامی بودند.
پس چرا کوفیان نفرین شدهاند؟ چون در مقابل ابن زیاد سکوت کردند و تسلیم شدند و نه جنگیدند و نه دفاع کردند. فقط درب را بستند و به خانه رفتند.
ابن زیاد دستور داد تمام دروازههای کوفه را بستند و نه یک نفر توانست برود و نه یک نفر توانست بیاید.
وقتی امام سجاد(ع) به آنها فرمودند: گریه میکنید برای پدر من؟! پس پدر من را که کشته است؟! به هم نگاه کردند و گفتند ما که نرفته بودیم و ما که در صحنه کربلا نبودیم. آنها نبودند که امام حسین علیهالسلام کشته شدند. چون آنها نبودند شامیها بودند و دشمن قوی شد.
امروز من و تو هم اگر در صحنهی دفاع از امام حسین(ع) نباشیم همین اتفاق میافتد.
آیا از خود پرسیدهاید که در دارالخلافهی کوفه چند نفر بودند؟ وقتی مسلم را گرفتند و به دارالخلافهی کوفه بردند، یازده نفر در دارالخلافه بودند. مابقی بیرون بودند و آنها را به داخل راه نداده بودند. عدهای هم رفته بودند و در خانه بودند و دربها را بسته بودند و کلونها را انداخته بودند که سربازی نتواند به داخل بیاید.
حضرت مسلم غیرت علوی دارد. مگر کسی حریف حضرت مسلم میشد؟ در آخر زیر پایش گودال ایجاد کردند و حضرت داخل گودال افتادند تا توانستند ایشان را دستگیر کنند. مسلم نگاهی کرد و اشکی ریخت و با سوزی فرمود: چه کنم که پسر عمم حسین(ع) دعوتم کرده است به صبر و محبت (وگرنه من شمشیر زمین نمیگذاشتم. گویا امام فرموده بودند مسلم! دلت برای این مردم بسوزد… همه را به جهنم نفرست.)
آنها آنقدر بیمحبت بودند که حضرت مسلم را به بالای دارالاماره بردند و ایشان را برعکس آویزان کردند و سر ایشان را جدا کردند و سر به زمین افتاد و بعد بدن ایشان را به زمین انداختند…
محرم است و برای ما وظیفه آورده است.
1) اولین وظیفهی ما با آمدن ماه محرم، نشان دادن حزن و اندوه است. با آمدن ماه محرم، از صورتمان، خانههایمان، حرف زدنمان، نوع رفتارمان و از مجالسمان باید حزن و اندوه پیدا و معلوم باشد.
سؤال میکنند که مگر امام حسین(ع) دهم محرم شهید نشده است، پس چرا شما از روز اول عزاداری میکنید و چرا مشکی میپوشید؟
اگر به کسی بگویند پدرت را دکترها جواب کردهاند و دوایی ندارد، آیا میرود سیاه میپوشد؟ خیر؛ دعا و صبر میکند. دوا میکند و دکتر میبرد و خدمت میکند اما پیش پیش عزا نمیگیرد. وقتی کسی از دنیا رفت آن وقت سیاه پوشی و عزا و صرخه است، چرا برای امام حسین(ع) از اول محرم و پیش از روز شهادت، عزاداری میکنیم؟
فردی نزد امام جعفر صادق(ع) آمد گویا شیعه هم نبوده است. عرض کرد: یابن رسول الله با شما کار دارم. من چیز عجیبی از شما و شیعیان شما میبینم که برایم قابل هضم نیست. امام فرمودند: چه میبینی؟
گفت: اینکه دهم محرم شهادت حسین بن علی است و شما و پیروانتان از شب اول محرم عزاداری میکنید، لباس و نوع خوردن شما عوض میشود و بنا را بر گریه میگذارید در حالی که این رسم نیست. بعد از مرگ مردهای برایش مراسم عزا میگیرند.
امام صادق(ع) فرمودند: این چه حرفی است که تو میزنی؟! با بروز هلال ماه محرم، دیده میشود که ملائکه پیراهن حسین علیهالسلام را به سمت زمین آویزان میکنند در حالی که پارهپاره از نوک شمشیرها است و در حالی که به خون بدن مقدس امام حسین علیهالسلام خونین است. ما و شیعیانمان این پیراهن را با چشم بصیرت میبینیم، چون میبینیم، رخت عزا تن میکنیم.
امام صادق علیهالسلام همین ابتدا تکلیف ما را روشن کردهاند که محرم بصیرت میخواهد. عزاداری امام حسین علیهالسلام بصیرت میخواهد.
در روایت دیگری داریم که حضرت زهرا(س) همین پیراهن را شب اول محرم رو به زمین به دست میگیرند و تکانی میدهند؛ و ترشح خون امام حسین علیهالسلام به تمام خانهها میچکد و وارد میشود. حضرت زهرا(س) یک صُرخه میکشد که «حسین مظلوم»؛ و این صرخه، ارکان عرش را میلرزاند. از صرخهی حضرت زهرا سلاماللهعلیها ماهیان دریا به سطح آب میجهند، وحوش بیابان فرار میکنند، نباتات شاخه خم میکنند و هر کسی که دلی زنده دارد به نالهی حضرت زهرا(س) ناله بلند میکند.
اگر بصیرت نباشد ما نمیتوانیم سوز داشته باشیم و ناله کنیم. با گوش سر و با شنیدن نمیشود. با گوش سر چقدر باید روضه گفت که شما بسوزید؟ آنقدر در واقعهی کربلای امام حسین علیهالسلام، ظرافتِ در مصیبت نهفته است که آن ظرافتها گفتنی نیست بلکه دیدنی است. گفتن و شنیدن از کربلا بس است؛ بصیرت لازم است. محرم میآید با اشکها، غبار چشمها را بشوید و پاکیزه کند تا قدرت دیدن پیدا کنیم.
این اولین وظیفهی ما است. رخت و مدل ما باید در محرم عوض شود.
2) وظیفهی دوم شرکت در مجالس حسینی.
اصلاً به دنبال ثواب نباشید. به دنبال این باشید که شرکت در مجالس امام حسین(ع) نه تنها یک مهم شرعی و یک مستحب شرعی است بلکه دریافت یک سعادت و توفیق الهی است. شرکت در مجالس امام حسین علیهالسلام استطاعت لازم دارد. توفیق است، توفیق همنشینی با اهلبیت علیهمالسلام. مجالس امام حسین السلام از حضور این بزرگواران خالی نیست. مجالس امام حسین علیهالسلام محل جذب دعای اهلبیت است.
اگر بدانیم که فلان جا محل نگاه و دعای ائمه است آیا فقط نیازمندان به آنجا میروند؟ خیر؛ اکثر مردم پیاده و سواره به آن منطقه میروند.
فضل گفت رفتم خدمت امام صادق علیهالسلام. امام فرمودند دیشب کجا بودی؟ گفتم: یکی از رفقا از حج آمده بود و ولیمه داده بود، آنجا بودیم. شام را خوردیم اما یک نفر از شیعیان آمد و گفت هلال ماه محرم دیده شد. گفتیم ما که دور هم جمع هستیم و ماه محرم آمده است بیایید مجلس را تبدیل کنیم به روضهی امام حسین علیهالسلام . یک نفر شعر خواند، سینه زدیم و گریه کردیم و طول کشید.
امام صادق(ع) گریه کردند و فرمودند: خدا قلب تو را نورانی کند. (این دعا همین الآن شامل حال شما هم هست. متوجه هستید که وقتی امام میفرمایند قلبت نورانی شود، همین الآن قلبت نورانی میشود قلبت نورانی شد و تمام شد. دعای امام صادق که بعداً به اجابت نمیرسد. این دعا برای آن یک نفر و فقط برای آن جمع نبود، برای هر کسی که هلال ماه را ببیند و شروع به گریه کند، هست.)
خدا سینهات را وسیع کند. (خدا انقباض و تنگی و تمام امراض دل را از دلت بیرون کند. یعنی خدا تو را مسلمان کامل کند. چرا که میخوانیم وقتی خداوند به کسی شرح صدر بدهد، اسلام کامل را به دلش میگذارد. شرح صدر دعای حضرت موسی(ع) برای خود است که وقتی به سراغ فرعون میخواهد برود درخواست شرح صدر میکند.)
خدا اجرت بدهد با این معاملهی قشنگ و محبت زیبایی که نسبت به اهلبیت پیامبر داری.
همین دعا را امام زمان(عج) برای گریهکنان امام حسین علیهالسلام میکنند.
امام صادق فرمودند: بیرون میآمدی کسی را ندیدی که عجیب هم باشد؟ گفت عجیب اینکه کسی آمد با اینکه مجلس جا داشت دم در نشست. امام فرمودند: او را شناختی؟ گفت: آقا تاریک بود تشخیص ندادم، اما بلند بلند گریه کرد. امام فرمودند من بودم. گفت: شما که صاحب عزا هستید چرا بالا نیامدید و به صدر مجلس نیامدید و شما بخوانید و ما گریه کنیم؟ امام فرمودند: خواستم بیایم بالا؛ اما دیدم جدم رسول الله(ص) و امام علی(ع) و جدهام زهرا(س) صدر مجلس نشستهاند و با گریه و نالهی شما گریه و ناله میکنند و به حرمت آنها دم درب نشستم.
شما در این ساعت چه جای دیگری میرفتید این مقدار عنایت به شما میکردند؟!
3) در مجالس امام حسین علیهالسلام وقتی نشستی و شرکت کردی وظیفه سوم شما ذکر مصائب امام حسین علیهالسلام است.
ذکر مصیبت امام حسین(ع) یعنی از بزرگترین مصیبت صحبت کردن. بزرگترین مصیبت، مصیبت در دین است. مصیبت در دین، این است که دین وارونه شود. مصیبت بزرگ امام حسین(ع) این بود که در دورهای قیام کردند که دین را بنیامیه وارونه کرده بودند و هر چه امام حسین(ع) میخواستند بفهمانند که این اسلام نیست و این دین نیست، کسی نمیفهمید و اجازهی فهماندن به امام نمیدادند.
امام علی علیهالسلام فرمودند دین شده بود پوستین وارونه. وقتی پوستین را درست بپوشی هم گرما دارد و هم قشنگی اما وارونه که بپوشی گرما ندارد و هر کس ببیند میترسد و درمیرود. مصیبت بزرگ امام حسین علیهالسلام این بود.
4) وظیفهی دیگر ما در مجالس امام حسین علیهالسلام، دعا کردن است؛ دعا برای فرج. تمام دعاهای ما اعم از دعاهای قرآنی و دعاهای صحیفه علوی و صحیفه فاطمی (تمام دعاهایی که در قرآن و اسلام و مکتب شیعه به ما آموزش داده شده است) و قبل از آن تمام دعاهایی که در مکاتب الهی به ما آموزش دادهاند، برای این که به اجابت برسد، یک رمز دارد؛ رمزش در خود قرآن است و آن «أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ» است.
این «امن یجیب» برای دعاهای ما نیست. ما اگر مریضمان شفا پیدا کند مشکل دیگری پیش میآید، آن حل شود دیگر مشکل پیش میآید. اینها گره نیستند بلکه جزو زندگی روزمرهاند. گرفتاری و ناراحتی جزو زندگی روزمره است. رنگش و مدلش عوض میشود وگرنه زندگی بدون اینها نمیشود.
گره چیزِ دیگری است. گره در غیبت بودن امام زمان(عج) است؛ با یک کلید واژه «أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ». هر کدام از ائمه این را خواندند نیتشان فرج امام زمان(عج) بوده است.
امروز دل ما بیشتر برای اسلام میسوزد یا دل امام زمان(عج)؟ ما بیشتر درک مصیبت میکنیم یا امام زمان(عج)؟ ما بیشتر رنج میکشیم یا امام زمان(عج)؟ امام زمان.
خدا خانم مالک را رحمت کند. میفرمودند: حضرت زینب(س) از صبح به امام حسین(ع) نگاه میکردند، دعا میخواندند و آیةالکرسی میخواندند اما امن یجیب نمیخواندند. وقتی سر امام حسین(ع) بالای نیزه رفت، حضرت زینب(س) به سینه میزدند و امن یجیب میخواندند؛ کجا است منتقم این خون؟
گرهی پس پردهی غیبت بودن، فقط به دست خود امام زمان(عج) حل میشود. با همین کلید واژهای که میخوانند.
امام صادق(ع) فرمودند: وقتی مهدی(ع) نفس به گلویش رسید، به کعبه میآید جلوی درب کعبه دو رکعت نماز میخواند و سلام نماز را میدهد و در سجده صد مرتبه با گریه میخوانند: «أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ» صدمین را که میگوید، جبرئیل میآید شانهی ایشان را میگیرد و بلندشان میکند و میگوید خدا امن یجیب تو را اجابت کرد و اذن ظهورت داد. فرمان آمده برخیز و تکیه بزن و خودت را معرفی کن. من اولین کسی هستم که با تو بیعت میکنم، دستت را بده تا بیعت کنم.
از امشب شما هم دو رکعت نماز بخوانید و پس از نماز صد مرتبه در سجده بگویید: أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ. تا یک سال ادامه دهید.
هر جا میروید دعا بکنید. به هر مجلس که میروی 14 مرتبه امن یجیب را برای فرج بخوانید.
***
منتخب از اشعار فؤاد کرمانی
قامتت را چون قضا بهر شهادت آراست / با قضا گفت مشیت که قیامت برخاست
دشمنت کشت ولی نور تو خاموش نگشت / آری آن جلوه که فانی نشود نور خداست
بیرق سلطنت افتاد کیان را ز کیان / سلطنت سلطنت توست که پاینده لواست
نه بقا کرد ستم، نه به جا مانده ستم / ظالم از دست شد و پایه مظلوم به جاست
زنده را زنده نخوانند؛ که مرگ از پی اوست / بلکه زنده است شهیدی که حیاتش ز قفاست
ما فقیریم و گدا بر سر کوی تو ولی / پادشاه است فقیری که در این کوی گداست
رفت بر عرشهی نی؛ تا سرت ای عرش خدا / کرسی و لوح و قلم بهر عزای تو به پاست
منبع: کتاب نکات درخشان، نوشتهی شیخ علی فلسفی، ص 154