بسم الله الرحمن الرحیم

یا فاطمة الزهرا أغیثینی

سوم محرم 1438- 22 شهریور 1397

 

محورهای سخنرانی:

ورود کاروان امام حسین(ع) به کربلا

نماز و صلوات برای شب های جمعه و سه توسل به امام زمان(عج)

محبت امام حسین(ع) یکی از سه نعمت بزرگ خداوند است که باید برای آن‌ها شکر و سجده کنیم و مدام بگوییم الحمدلله.

محبت امام حسین(ع) باید چه شرطی داشته باشد؟ و علامت این محبت چیست؟

دو مورد از آداب زیارت امام حسین(ع)

این حدیث را بارها از من شنیده‌اید که امام صادق علیه‌السلام فرمودند: شیعیان من روزهای پنجشنبه خودشان را خسته نمی‌کنند چون در دل شب با خدای تبارک‌وتعالی وعده‌ی ویژه دارند.

شب، شب زیارتی اباعبدالله الحسین علیه‌السلام است و آن کسانی که بتوانند ان‌شاءالله شب عاشورایی امام حسین علیه‌السلام را در کربلا آن‌طور که باید زیارت کنند، با آداب زیارت، روز قیامت وقتی وارد محشر می‌شوند، بدنشان آغشته به خون بدن امام حسین علیه‌السلام است و بدنشان بوی عطر ابی‌عبدالله(ع) را می‌دهد.

الهی به درگاهت هزاران بار تکبیر و تهلیل و تحمید و تسبیح و تقدیس عرضه می‌داریم که زنده هستیم و یک‌بار دیگر سهمیه‌ی ماه محرم‌الحرام را خداوند تبارک‌وتعالی به دست صدیقه‌ی طاهره فاطمة الزهرا سلام‌الله‌علیها برای ما نوشته و روزی کرده است.

ما در روایات داریم که تمام روزی و برکات شب‌های ماه رمضان شب نیمه‌ی شعبان تقسیم می‌شود؛ اما روزیِ ماه محرم، در شب عید غدیر تقسیم می‌شود؛ حتی دانه‌دانه یا حسینی که قرار است شما بگویید، فاطمه‌ی زهرا (س) از خدا گرفته و به نامتان نوشته‌اند؛ قطره‌قطره اشکتان، جرعه‌جرعه شربت تبرکی‌تان، لقمه‌لقمه غذای تبرکی و … تمامش شب عید غدیر برایتان سهمیه شده است.

ورود کاروان امام حسین(ع) به کربلا

از امروز به بعد، بازار گریه تا عصر عاشورا داغ است. شام غریبان کسی حال گریه ندارد چون در شام غریبان هیچ‌کس در کربلا گریه نمی‌کرد همه ساکت نشسته و متحیر و مبهوت بودند و صدا از کسی در نمی‌آمد.

وقتی ابی‌عبدالله(ع) شهید می‌شوند، از حزن و اندوه دنیا راحت می‌شوند، شیعیانشان هم آرام می‌گیرند. آرامش امام حسین علیه‌السلام آرامشان می‌کند؛ اما از امروز ایام اشک و اندوه است زیرا بعضی مقاتل دوم محرم و بعضی دیگر، روز سوم محرم را روز ورود کاروان به کربلا می‌دانند که کسانی که سوم را می‌نویسند نقل و قولشان قوی‌تر است.

وقتی کاروان رسید به کربلا و حضرت نام آنجا را پرسیدند، فرمودند کربلا. امام تلفظ را درست کردند و فرمودند کرب و بلا. بلا یعنی آزمایش و سختی دیدن و کرب یعنی غصه خوردن یعنی رنج و گریه. حضرت جمله‌ای دارند، شمشیرشان را کشیدند به روی زمین و نوشتند کرب و بلا؛ بلایش برای من و کربش برای شیعیان و محبان من.

وقتی امام حسین علیه‌السلام را کشتند و پامال سم اسب‌ها کردند، رفتند خیمه‌ی عمر سعد. او پرسید از بدن چیزی باقی‌مانده بود؟ گفتند بله معلوم است و دستور داد که بیست نفر دیگر بر بدن بتازند تا از بدن هیچ‌چیز معلوم نشود و کسی نتواند امام را بشناسد. یک حسین و یک کربلا، هزار و چهارصد و اندی سال است که از آن واقعه گذشته و فردا 45 کشور بزرگ دنیا مسلمان و غیرمسلمان علی‌اصغر به میدان می‌آورند و این غیر از کار خداوند است؟

ایام، ایام تکثّر امام حسین علیه‌السلام است؛ امام حسین علیه‌السلام یک‌دانه‌اش کم است و باید تکثیر بشود و پخش شود.

با ورود کاروان به کربلا، طوفان شنی آمد که چشم شترها بسته شد. کاروان را نگه داشتند و ناگهان از هودج زینب سلام‌الله‌علیها صدا آمد: برادرم ابوالفضل.

حضرت آمدند و پرده‌ی هودج را بالا زدند. خانم پرسید برادرم از حسین بپرس ما کجا آمده‌ایم؟ حضرت رفتند پرسیدند و امام حسین علیه‌السلام آمدند و فرمودند: اینجا کربلا است. بلافاصله حضرت زینب سلام‌الله‌علیها پرسیدند همان کربلا؟ امام فرمودند: بله همان کربلا. خانم گفتند: برادر می شود ما را برگردانی مدینه؟ حضرت گریه کردند و سکوت کردند و چیزی نفرمودند.

من نمی‌دانم این کربلا چه کرد که وقتی خیمه‌ها را زدند، اولین خیمه که زدند خیمه‌ی حضرت زینب سلام‌الله‌علیها بود. وقتی خانم را خواستند پایین بیاورند حضرت ابوالفضل علیه‌السلام زانو خم کردند و برادرزاده‌ها دور عمه را گرفتند تا عمه را از هودج پایین بیاورند چون با ورود به کربلا زانوهای زینب سلام‌الله‌علیها خم شدند؛ روز رفتن از کربلا در عصر یازدهم خانم چه حالی داشتند؟

خانم وقتی وارد خیمه شدند به برادر عرضه داشتند: حسینم! این چند روزی که اینجا هستیم خواهش می‌کنم خیمه‌تان را جوری بزنید که من شما را مدام ببینم. می‌خواهم چشم‌هایم پُر شوند از هیکل تو حسین. این‌ها همه حرف دارد. خیمه‌ی امام حسین علیه‌السلام خوابید؛ اما تا وقتی خیمه‌ی زینب سلام‌الله‌علیها سرپا بود، خیمه‌ی امام حسین علیه‌السلام سر پا است. بعد از عاشورا محور، حضرت زینب سلام‌الله‌علیها هستند.

عصر امروز این ساعت‌ها حضرت به ابوالفضل علیه‌السلام فرمودند اهل‌بیت را جمع کن. اهل‌بیت ابی‌عبدالله(ع) از خانم‌ها تا مردها و کوچک و بزرگ مجموعاً می‌شدند 120 نفر که از این تعداد 60 نفر بانو بودند. از این تعداد، 50 نفر از مردان روز عاشورا شهید شدند و تمامی شام غریبان، سرهایشان بالای نیزه بود. آن ده نفر باقی‌مانده بزرگ‌ترینشان امام سجاد علیه‌السلام بودند که 21 سال داشتند و مابقی بچه‌های نوجوان مجروح و زخمی بودند و محمدباقر پنج‌ساله که وقتی رسیدند خرابه‌ی شام از این ده نفر فقط چهار نفر مانده بودند که یکی امام سجاد علیه‌السلام و سه نفر دیگر؛ و مابقی در راه، زیر شکنجه‌ها و کتک‌ها از دنیا رفته بودند. از این 60 نفر زن و بچه، وقتی برگشتند مدینه، بعضی مقاتل می‌نویسند 19 نفر برگشتند و مابقی همه در بین راه از بین رفته بودند.

امروز عصر حضرت فرمودند که همه‌ی اهل‌بیت در خیمه جمع شوند. حضرت فرمودند: که قنداقه‌ی علی‌اصغر علیه‌السلام را هم بیاورند. آقا نشستند و به صورت تک‌تکشان نگاه کردند و سپس یک ساعت گریه کردند و این غلو و تعارف نیست؛ تمام مقاتل نوشتند که حضرت یک ساعت گریه کردند. گریه‌ای که صدایش پیچید.

حضرت چرا گریه کردند؟

آیا گریه کردند که آمدند کربلا؟ این که انتخاب خودشان بوده است. در روز الست که ندا آمد بشریت را چه کسی نجات می‌دهد؟ ابراهیم(ع) و نوح(ع) و موسی(ع) و … بلند شدند و هنگامی که راه نجات بشریت را دیدند، همه عقب کشیدند. رسول‌الله (ص) بلند شدند؛ ایشان هم عقب کشیدند. امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام بلند شدند و وقتی راه را نشانشان دادند کنار کشیدند. امام حسین علیه‌السلام بلند شدند و فرمودند: من هستم. مسیر و راه را نشانش دادند و حضرت فرمودند: هستم.

ندا آمد به چه نجات می‌دهی؟ حضرت فرمودند: مردهایشان را به خون رگ‌های بدنم. بچه‌هایشان را با بچه‌های کوچکم و زنانشان را با اسارت دخترها و خواهرانم.

از مکه که امام حسین علیه‌السلام راه افتادند، گاهی سوار شتر و گاهی سوار اسب می‌شدند. سوار اسب که بودند تنها بودند ولی هنگامی که سوار شتر می‌شدند یک طرف زینب سلام‌الله‌علیها و طرف دیگر امام حسین علیه‌السلام سوار می‌شدند و سمت خانم زینب(س) سبک‌تر بود. برای اینکه دو طرف مساوی بشود خانم رقیه(س) را می‌گذاشتند بغل حضرت زینب(س). این رمز است یک رقیه و یک زینب مساوی است با حسین خدا.

حالا برای چه حضرت یک ساعت گریه می‌کنند؟

ارباب مقاتل می‌نویسند که گریه‌ی امام حسین علیه‌السلام یک دلیل داشت و اینکه واویلا این مردمی که آمدند و الآن در بیرون دارند حسین حسین می‌کنند، دو سه روز دیگر وقتی جنگ را مغلوبه ببینند دیگر حسین نمی‌شناسند و حسین را می‌گذارند و می‌روند! گریه‌ی امام حسین علیه‌السلام گریه‌ی تأسف برای سست عنصرانی بود که همراهشان بودند.

از امشب که یقین کردند که اینجا جنگ قرار است اتفاق بیفتد، کم‌کم پنهانی می‌رفتند تا شب عاشورا که 72 نفر ماندند. اشک امام حسین(ع) برای شهادت و اسارت اهل‌بیت و یارانشان نیست. امام قرارشان را گذاشته است، اشک امام برای این است که چرا مردان زمانش ثبات ندارند؟

شب‌های جمعه، شب نمازها و دعاهای مخصوص است که اگر این‌ها را جمع کنید و با اعتقاد قوی به آن‌ها عمل کنید به احدالناسی در زندگی‌تان محتاج نخواهید شد.

نماز و صلوات برای شب های جمعه

آقا رسول‌الله(ص) فرمودند سفارش می‌کنم امتم را به این نماز به عنوان یک گنج و به عنوان نقشه‌ی گنج. این نماز را شب‌های جمعه مرور داشته باشید. هر شب جمعه غفلت از اين نماز نكنید؛ و نشسته، ايستاده، حتی خوابيده اين نماز را بخوانید:

دو ركعت نماز، هر ركعت یک مرتبه حمد، یک مرتبه آية الكرسی، ١٥ مرتبه توحيد.

بعد از سلام نماز، ١٠٠ مرتبه صلوات بفرستيد و تسبيح به دست، دعا كنيد. حضرت فرمودند بعد از اين نماز، از خدا كم نخواهید (چیزی یخواهیم که در شأن نماز و صلوات باشد).

شاه کلید ارتباط بین زمین و آسمان صلوات است؛ صلواتی که هم عبادت است و هم ذکر است. تنها عبادتی که خداوند با بندگانش شریک می‌شود و او هم انجام می‌دهد صلوات است: «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا».

این صلوات، صلواتی برای برآورده شدن همه‌ی حوائج است و مخصوص امشب و فردا است. اين صلوات را در پنج‌شنبه و جمعه حداقل ١٠٠ بار بخوانید. خدا در مال، جان و معنويت شما بركت قرار می‌دهد.

«اللهمَّ صلِّ علي محمدٍ و آل محمد اَلْمُسطَفينَ بِاَفضلِ صَلواتِك و بارِك عليهِم بِاَفضلِ بَرَكاتِك وَ السَّلام ُ علٰي اَرواحِهِم و اَجسادِهِم و رَحمةُ اللِه و بَركاتُه».

اين صلوات خاص را پيامبر(ص) و مولا علی(ع) و امام صادق(ع) و امام رضا(ع) ضامن حوایج قرار داده‌اند.

سه توسل به امام زمان (عج)

ما مأمور هستیم در زمان غیبت امام زمان(عج) توسل به ایشان بگیریم. شما دو هزار بار بگو «یا زهرا» خانم می‌دهند به امام زمان(عج) تا ایشان حاجتتان را برآورده کنند؛ چون وسیله برای ما مهدی (عج) است. بنابراین به ما فرمودند وقتی گرفتار و حاجتمند هستید اگر درِ خانه‌ی غیر از امام زمان(عج) رفتی و جواب نگرفتی خودت مقصر هستی.

توسلات ما به ایشان به سه طریق است:

1- به دعای فرج؛ آن دعای فرجی که به عدد اسم مهدی(عج) 59 مرتبه خوانده شود و دیگر برای آن حاجت لازم نیست دعا بکنی دعای؛ «اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَ فی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً» است.

چرا این دعا بالاترین دعا است؟

به خاطر جمله‌ی آخر: «وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً»؛ که بعد از دعای فرج، از خداوند می‌خواهی که خدایا عمر ایشان را طولانی کن تا عالم، طعم حکومت ایشان را بچشند.

به ما گفتند که هر حاجتی که در آن ماندی و نذرهایت را کردی و هر کجا و هر زمان به هر چیزی که به هم ریخته شدی نذر کن «اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ…» به عدد نام حضرت، 59 مرتبه بخوانی.

2- دادن صدقه که دو جور است. یکی هر روز برای سلامتی حضرت صدقه می‌دهی که جوابت را می‌گیری و دوم اینکه اگر کسی بیمار لاعلاج دارد و اگر کسی درد دل مگو دارد و آرزویی دارد که می‌خواهد به آن برسد، نذر کند برای امام زمان (عج) صدقه بدهد. این صدقه نذر است با صدقه‌ی روزانه‌ی ما فرق دارد.

3- اگر به هر گرفتاری‌ای گرفتار هستی، یک گوسفند قربانی برای امام زمان(عج) بکش و گوشت آن را 59 قسمت کن و بین 59 فقیر تقسیم کن که بخورند و برای امام زمان(عج) دعا بکنند.

محبت امام حسین(ع) یکی از سه نعمت بزرگ خداوند است که باید برای آن‌ها شکر و سجده کنیم و مدام بگوییم الحمدلله.

در روایات داریم که برای سه نعمت خداوند را شکر کن و سجده کن و مدام بگو الحمدلله. این سه نعمت، یکی محبت امام حسین علیه‌السلام است که خدا در دل‌هایتان گذاشته است. برای آن ذوق و شوقی که خدا برای زیارت امام حسین علیه‌السلام در دل‌هایتان گذاشته است. به خاطر گریه‌ای که برای امام حسین علیه‌السلام می‌کنی.

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: اگر خدا برای بنده‌ای خیر بخواهد و این بنده، قابلیت تمامی خیرات را از جانب خداوند پیدا کند، خداوند در قلب او با دست خودش، محبت امام حسین علیه‌السلام را قرار می‌دهد. و این محبت، زمینه‌ای به او می‌دهد گسترده و وسیع که می‌تواند تمام خیراتی که در ذهن بشر متصور می‌شود و نمی‌شود دریافت کند را بگیرد.

آیا فقط خیر دنیا؟ نه؛ تمام خیر دنیا و خیر آخرت. بهشت یکی از خیرات آخرت است. اگر کسی بخواهد قابلیت دریافت بهشت را بگیرد، خداوند باید سینه‌اش را وسیع کند و وسعت آن سینه به این است که خود خدا محبت امام حسین علیه‌السلام را در آن سینه بگذارد. وقتی این محبت آمد و خیرات جمع شد در ظرف وجود من، تمام شرور و آفت‌ها و تمام بدی‌ها از من دفع می‌شود به خاطر محبتی که از امام حسین علیه‌السلام در دل من است.

یکی از چیزهایی که بشر از آن می‌ترسد مرگ است که تمام انبیا به خاطر آن گریه کردند و از آن وحشتناک‌تر، بعد از مرگ است.

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: کسی که محبت و مودت امام حسین علیه‌السلام در دلش است، با این محبت، مرگ برایش به منزله‌ی خواب هر شب می‌شود و تمام سختی‌هایش به خاطر آن محبت می‌رود. کسی که به اندازه‌ی یک تار مو با مودت حسین علیه‌السلام بمیرد، این مودت، تمام سختی‌های بعد مرگ او را کفایت می‌کند.

این محبت باید چه شرطی داشته باشد؟

باید صادقانه باشد. علامت محبت صادقانه این است که کنار محبت امام حسین علیه‌السلام، محبت دشمنان امام حسین علیه‌السلام را نداشته باشم.

این محبت و ارادت را نباید ارزان از دست بدهم و قدر این محبت را باید بدانم.

مردم کوفه که به دروغ برای امام حسین علیه‌السلام نامه ننوشته بودند. آن‌ها واقعاً می‌خواستند که امام به کوفه بیایند ولی اسیر جوسازی‌های بنی‌امیه شدند.

عمر سعد، دوست صمیمی دوران کودکی امام حسین علیه‌السلام بود، امام را فروخت و قیمت گذاشت، به قیمت حکومت ری! شمر ذی‌الجوشن قیمت گذاشت. وقتی سر امام حسین علیه‌السلام را آورد و زانو زد مقابل عمر سعد، گفت دستور بده تا سینه‌ی اسب من را طلا بریزند که من سر امام حسین علیه‌السلام را بریدم. وقتی خولی ملعون سر ابی‌عبدالله الحسین علیه‌السلام را برد دارالخلافه و گذاشت جلوی ابن زیاد، گفت: دستور بده تا رکاب اسب من را طلا بریزند تا من بگویم چه آوردم.

می‌خواهم بپرسم حسین ما امروز چقدر می‌ارزد؟ بیا این شب جمعه‌ برای حسینت قیمت بگذار.

آیه‌ی قرآن است: خدا می‌فرماید به عرب‌ها بگو اگر قدر تو را ندانستند محبت و ولایت تو را از آن‌ها می‌گیرم و می‌دهم به بهتر از شما. پیامبر (ص) آیه را خواندند و آمدند پایین منبر نشستند. پرسیدند یا رسول‌الله! این‌ها که هستند که اگر ما بد کنیم و عهد بشکنیم خدا محبت شما و اولادتان را از ما می‌گیرد و به آن‌ها می‌دهد؟ پیامبر (ص) دستشان را گذاشتند روی ران پای سلمان فارسی و فرمودند خداوند محبت من و اهل‌بیتم را می‌اندازد به دل عجم‌ها.

می‌خواهم بگویم وای از آن روزی که خدا بخواهد این محبت را از من عجم بگیرد، آن‌وقت به که می‌دهد؟

علامت این محبت چیست؟

کسانی که این محبت را دارند، برای امام حسین علیه‌السلام بی‌تاب می‌شوند و زندگی‌شان را وقف امام حسین علیه‌السلام می‌کنند. بی‌تابی برای امام حسین علیه‌السلام بر اثر مودت است و این بی‌تابی، تحرک عظیمی در انسان به وجود می‌آورد و انسان را هنرمند می‌کند، هنر حسین شناسی پیدا می‌کند. هنر اینکه وقتش را، زمان و ظرفیتش را و دانش و علم و بیان و سلامتی و آبرویش را برای حسین بن علی(ع) مدیریت کند. قدرت این مدیریت را خدا به او می‌دهد.

پیامبر(ص) می‌فرمایند: اگر چیزی از کسی می‌خواهی از جوانمرد بخواه، اگر جوانمرد پیدا نکردی از کسی بخواه که صورت زیبا داشته باشد.

امام حسین علیه‌السلام هر دو را دارند هم صورت زیبا و هم سیرت زیبا. آقا بزرگ‌زاده هستند و نجیب‌زاده؛ به همین خاطر غش در معامله نمی‌کنند و خوب قیمت می‌دهند. به همین خاطر اگر کسی یک قدم برای ایشان بردارد به هفته نمی‌رسد که به صد قدم جبران می‌کنند.

منبری بود. حق منبری ایشان را در پاکتی گذاشتند و پر و پیمان دادند. آقا پاکت را باز نکردند و گذاشتند جیب بغلشان و رفتند کربلا. در کربلا پاکت را درآوردند و به خانمشان دادند و گفتند برو بازار سوغات بخر. من نمی‌دانم چقدر است. خودشان رفتند دیدن یکی از علما. برای حسینیه‌ای که می‌خواستند بسازند کمک جمع می‌کردند. نقل می‌کنند: من پول نداشتم بدهم. تمام پول را داده بودم به خانمم. آمدم خانه برای حاج‌خانم ماجرا را تعریف کردم و گفتم کاش مقداری داشتم و کمک می‌کردم. خانم گفت من در پاکت را باز نکردم و پاکت را داد به من. من هم پاکت را بردم و به آن‌ها دادم. شب پدربزرگم را خواب دیدم که داشتند تسبیح می‌انداختند و گفتند وقتی آمدم اینجا چیزهایی دیدم و به چیزهایی رسیدم که الآن حسرت می‌خورم که ای‌کاش این تسبیح را هم خرج امام حسن علیه‌السلام کرده بودم. تو نمی‌دانی امام اینجا چگونه جبران می‌کند.

این بی‌تابی در دنیا، عطش دیدار ایجاد می‌کند. بی‌تاب امام زمان (عج) بشوی، بی‌تاب ملاقاتش می‌شوی. بی‌تاب امام حسین علیه‌السلام بشوی، مشتاق ملاقاتش می‌شوی و می‌روی به زیارت ایشان.

این عطش دیدار را چند چیز آرام می‌کند:

– سلام دادن به امام حسین علیه‌السلام.

– تغییر ساختار رفتاری و شبیه شدن به امام حسین علیه‌السلام.

– توسل به قرآن و رجوع به قرآن. نگاه به قرآن، نگاه به امام حسین علیه‌السلام است؛ چون امام حسین علیه‌السلام شریک قرآن است.

– زیارت امام حسین علیه‌السلام.

دو مورد از آداب زیارت امام حسین(ع)

زیارت آدابی دارد که به ذکر دو مورد آن بسنده می‌کنیم:

1- حمد و ثنا برای نعمت زیارت امام حسین علیه‌السلام.

2- توبه‌ی از گناهان و اقرار به بدی‌ها. من بدانم که امام حسین علیه‌السلام کشته شد تا معصیت خداوند نشود.

اگر با گناه به کربلا بروم، نَفسم مرا به کربلا برده، امام حسین علیه‌السلام نبردهاست. امام حسین علیه‌السلام لوح فشرده‌ی خداوند است. اگر این‌طور به زیارت امام حسین علیه‌السلام بروم، خداوند ثواب زیارت هزار حج مقبول، هزار عمره مقبول، هزار صدقه در راه خداوند، هزار بنده‌ی آزادشده‌ی در راه خداوند و هزار و هزار و… که خداوند همه را در لوح فشرده برای زیارت امام حسین علیه‌السلام قرار داده است، به تو می‌دهد. خداوند محافظ برایت می‌گذارد در آن سال و اگر از دنیا بروی، خداوند ملائک را می‌فرستد برای کفن‌ودفن و استغفار؛ و قیامت نامه‌ی عملت را به دست راستت می‌دهد و نوری بر پیشانی‌ات می‌درخشد که نشان‌دهنده‌ی این است که تو زائر امام حسین علیه‌السلام هستی و در قیامت دیگران بر تو حسرت می‌خورند که ای‌کاش ما هم حسین علیه‌السلام را زیارت کرده بودیم این‌جور و با شرایط.

غروب پنج‌شنبه است و در آستانه‌ی شب جمعه. امام حسین علیه‌السلام خیلی گریه کرده‌اند، دیگر نگذاریم امام از دست ما هم گریه کنند. 

*** 

بی‌شک گدای خانه‌ات آقا شود، حسین / هر قطره زود پیش تو دریا شود، حسین!

فیض گدایی تو به هر کس نمی‌رسد / باید که زیر نامه‌اش امضا شود: «حسین»

هر کس شنید کار گنهکار با شماست / خواهد که رو سیاه دو دنیا شود، حسین

وقتی‌که درب خانه‌ی لطف تو در، دل ‌است / ما سینه می‌زنیم که در وا شود، حسین!

در روضه‌ها به قرب خداوند می‌رسیم / شب‌های هیئتت شب احیا شود، حسین

آقا! جوانِ سینه زنت حاجتش شده: / در کاروان کرب و بلا جا شود، حسین

از کودکیم تا دم مرگم به روی لب / تنها حسین بوده و تنها شود: حسین

ای کاش وقت مردن من، وقت احتضار / ذکر مدام بر لبم آنجا شود: «حسین»