بسم‌الله الرحمن الرحیم

یا فاطمة الزهرا أغیثینی

دهم محرم 1440- 29 شهریور 1397

 

محورهای سخنرانی:

شب عاشورا، شب سکوت، تفکر و تعقل است

شباهت‌های ابی‌عبدالله(ع) به آیات قرآن

زیارت امام حسین(ع) در عاشورا مانند زیارت خداوند در عرش است

توضیحاتی در باب اشک بر امام حسین(ع)

چرا اشک بر امام حسین(ع) آتش جهنم را خاموش می‌کند؟

کربلا زمینه‌ساز آمدن مصلح جهانی است

شب عاشورا، شب سکوت، تفکر و تعقل است

امشب، شب سکوت، تفکر و تعقل است. امشب هر کس از خودش بپرسد واقعاً چرا این کار را کردند و چه نتیجه‌ای گرفتند.

امیرالمؤمنین علی(ع) می‌فرمایند: انسانیت انسان به سه چیز است. به: 1- نگاه 2- گفتن 3- سکوت کردن.

کدام نگاه؟ آن نگاهی که عبرت در آن باشد نه هر نگاه معمولی. اگر آدم جنگ را می‌بیند، کربلا را، صفین را، فاطمه(س) را بین در و دیوار می‌بیند، به دید عبرت نگاه کند.

شخصیت انسان ساخته می‌شود در سایه‌ی گفتن. کدام گفتن؟ آن سخنی که از دهان بیرون می‌آید، ذکر خدای تبارک‌وتعالی باشد. سخن حق و درست باشد، سخن منطقی باشد، سخنی که وقتی شنونده می‌شنود بهره‌ای از آن سخن بگیرد. دعا و مناجات باشد، راهنمایی و محبت باشد، سخنی که سخن حق باشد و سخن حق، ذکر خداوند است.

و سکوت؛ کدام سکوت؟ سکوتی که از روی تفکر باشد.

امشب شب سکوت است، شب نگاه است و شب ذکر.

امشب شب چه ذکری است؟

ای علم افراشته در مشأتین     اِکشفُ یا کاشفَ کرب الحسین

به عدد 133 مرتبه و توسل به قمر بنی‌هاشم ابوالفضل عباس(ع) اگر توانستی به دنبالش یک یا اباالفضل هم بگو.

برای اینکه امام سجاد(ع) زنده بمانند، به شدت بیمار بودند به طوری که حضرت زینب(س) می‌نشستند و ایشان را بغل می‌کردند و پشت ایشان را به سینه‌ی خود می‌چسباندند تا بتوانند لحظه‌ای بنشینند.

امام حسین(ع) آمدند به خیمه‌ی امام سجاد(ع) و به اذن امامت دستی به سینه‌ی امام سجاد(ع) کشیدند و ایشان بلند شدند. امام حسین(ع) فرمودند: آمده‌ام ودایع امامت را به تو بسپارم، انگشتر امامت را دادند، شمشیر امیرالمؤمنین علی(ع) را دادند و ایشان را به سینه گرفتند و لحظاتی در گوش ایشان حرف‌هایی فرمودند و امامت را تفویض کردند و سپس فرمودند: فرزند عزیزم! ساعتی بعد، سر من از بدن جدا می‌شود و به محض اینکه سر از بدن من جدا شد، امامت را به تو می‌سپارند.

امام سجاد(ع) می‌فرمایند که: پدرم انگشتشان را به سمت من گرفتند و فرمودند به محض اینکه تو امام شوی، به جز خداوند، تمام کائنات تحت فرمان تو قرار می‌گیرند. اگر چه تو را اسیر می‌کنند و به اسارت می‌برند اما تمام کائنات روی سرانگشت تو می‌چرخد و هر چیزی در تمام کُرات و منظومه‌ها و در تمام دریاها و خشکی‌ها و هر چیزی که وجود دارد غیر از خداوند تبارک‌وتعالی، هر کجا مشکلی داشته باشند به تو پناه می‌آورند چون تو امام زمانشان هستی؛ اما تو هر کجا مشکل داشتی پناه به عمه جانت زینب(س) ببر. سر ایشان را به سینه چسباندند و دعایی به ایشان دادند و فرمودند صبح و شب این دعا را بخوان که خدای تبارک‌وتعالی تو را از شر دیگران در امان بدارد.

امشب شب ذکر است و اگر کسی توانست این ذکر را امشب 12 هزار مرتبه بگوید که خوشا به حالش و اگر نه دانه‌دانه‌ی آن را 128 مرتبه بگوید:

الهی به درگاهت هزاران بار تکبیر و تهلیل و تحمید و تسبیح و تقدیس عرضه می‌داریم که امسال هم زنده و مهمان مجالس امام حسین (ع) هستیم که ادامه‌ی مجالس ملکوتی است و حالا به ما رسیده است. این ذکر را که ما روزانه می‌گوییم، ذکر مخصوص امام حسین (ع) است. ایشان 12 هزار سال در عالم نور که خلقت نوری ایشان بوده، با این ذکر، خداوند را ذکر می‌گفتند. تکبیر یعنی الله‌اکبر، تحمید یعنی الحمدلله، تهلیل یعنی لا اله الا الله، تسبیح یعنی سبحان‌الله و تقدیس یعنی قدوسٌ قدوس.

اگر کسی وقت دارد و می‌تواند و می‌خواهد که فتح بابی در عالم معنا برایش بشود، 12 هزار مرتبه گفتن این ذکر به این ترتیب: الله‌اکبر الحمدلله لا اله الا الله سبحان‌الله قدوسٌ قدوس؛ که می‌شود یک مرتبه، از عالی‌ترین کارهای سلوکی است.

اگر کسی وقتش را ندارد هر کدام از این اذکار را 128 مرتبه بگوید و هدیه کند به وجود امام حسین (ع). این ذکر نه تنها برای امشب بلکه برای شب و روز جمعه و حرم‌هایی که مشرف می‌شوید و فرصت دارید سفارش شده است.

امروز صبح، اولین تیر را عمر سعد به خیمه‌های ابی‌عبدالله(ع) انداخت و جنگ را شروع کرد و تا قبل از ظهر، تعدادی از یاران امام حسین(ع) در تیراندازی‌های جمعی به شهادت رسیدند؛ اما اوج جنگ از بعد از نماز ظهر بود که جنگ تک‌به‌تک شروع شد و بعد از جنگ تک‌به‌تک نوبت به بنی‌هاشم شد. جنگ بنی‌هاشم که تمام شد، نوبت به جنگ حضرت ابوالفضل(ع) شد و بعد حضرت علی‌اصغر(ع) و در آخر، نوبت خود امام حسین(ع) شد که ایشان ساعتی را جنگ کرده‌اند و وقتی مانند پروانه در میدان دور می‌زدند و می‌فرمودند: «لا فتی الّا علی لا سیف الّا ذو الفقار» لشکر کوفه تا چندین کیلومتر فرار می‌کردند و جرئت نزدیک شدن به ابی‌عبدالله(ع) را نداشتند و آن‌قدر تیر زدند که راوی می‌گوید که دو طرف بدن امام مانند بال پرندگان شده بود و در چنین حالتی امام بر اثر خونریزی، ضعف کردند و دیگر توان جنگیدن نداشتند. ندا از بالا آمد که حسین جان قرار نبود که همه کشته بشوند و ابی‌عبدالله(ع) با این ندای ربانی تسلیم مرگ شدند و آمدند به سمت گودال قتلگاه.

کربلا با گفتن و خواندن، معرفی نمی‌شود. روی منبر اگر من حدیث بگویم و روضه خوانده بشود و اگر تمام مقاتل را که نوشتند جمع کنیم و در مجالس بخوانیم، به اندازه‌ی قطره‌ای از کربلا بیشتر عنوان نکرده‌ایم. انسان باید کاری کند و خصوصیتی پیدا کند که گاهی وقت‌ها حجاب کنار برود و یک‌ چیزهایی را ببیند.

شیخ شوشتری عالم بزرگ می‌گوید: من مقتل می‌خواندم و منبر می‌رفتم. یک بار گفتم حسین جان! چقدر مقتل بخوانم و بروم منبر؟ آقا جان! یک ذره نشانم بده تا ببینم در کربلا چه اتفاق افتاده است. ایشان می‌گوید ریاضت‌ها کشیدم و کارها کردم. یک شب خواب دیدم که من کربلا هستم و رفتم خیمه‌ی امام حسین(ع) که مثل خورشید می‌درخشید و سلام کردم. ندا آمد که داخل شو یا شیخ. پرده را کنار زدم و داخل شدم و دیدم حبیب مظاهر و امام حسین(ع) داخل خیمه هستند.

امام فرمودند بنشین. آب نداریم که با شربتی از تو پذیرایی کنیم. حبیب! آن بشقاب شیرینی را بیاور. حبیب بشقاب را آورد و من یک شیرینی برداشتم و گذاشتم در دهانم و خجالت کشیدم بیشتر بردارم؛ و از خوشمزگی شیرینی بیدار شدم و فریاد زدم یا حسین! دیدم کربلا هستم و تمام کربلا را دیدم و از آن به بعد شیخ شوشتری کربلا را می‌دید و روضه می‌خواند.

شیخ شوشتری می‌فرماید: عصر عاشورا قرآن در میدان کربلا ورق‌ورق شد؛ که امام زمانِ هر دوران، قرآن ناطق آن زمان است. ایشان می‌گفتند عصر عاشورا بدن امام حسین(ع) ورق‌ورق کردند؛ و شباهت‌های قرآن را با امام حسین(ع) می‌گوید:

شباهت‌های ابی‌عبدالله(ع) به آیات قرآن

حسین بن علی(ع) به آیات قرآن شباهت دارند و اما به چند آیه شباهت بیشتر دارند:

قرآن، آیة‌الکرسی دارد و امام حسین(ع)، آیة‌الکرسی قرآن است. قرآن، آیه‌ی نور دارد و امام حسین(ع) آیه‌ی نورِ قرآن است. قرآن، آیه‌ی شفا دارد و امام حسین(ع) آیه‌ی شفای قرآن است. قرآن، چهار آیه‌ی سجده‌دار دارد و حسین بن علی(ع) در روز عاشورا، آیات سجده‌ی قرآن است.

چرا امام حسین(ع) آیه‌ی سجده‌دار است؟ چهار ضربه روز عاشورا به ابی‌عبدالله(ع) وارد شده است که شیعه وقتی شنید، نباید در سر بزند و گریه کند بلکه باید مثل آیه‌ی سجده‌دار که به سجده می‌افتد، باید مُچاله شود و به زمین بیفتد در عزا و مصیبت امام حسین(ع).

چرا امام حسین(ع) آیة‌الکرسی است؟ در آیة‌الکرسی آمده است که اگر کسی از ظلمات خارج شود و به نور وارد شود، منِ خدا می‌شوم سرپرست او؛ و زندگی و دنیا و آخرتش را به دست می‌گیرم و وجودش را من به دست می‌گیرم. می‌فرمایند: حسین بن علی(ع) مصباح الهدی و کشتی نجات است و هر کسی به نور ولایت امام حسین(ع) آشنا شود و این نور به او بخورد، خداوند ولی و سرپرست او می‌شود.

چرا امام حسین(ع) آیه‌ی نور است؟ امام حسین(ع) آیه نور است در دو جا:

– وقتی سرها را بردند به کوفه، زید بن ارقم که بی‌سعادت بود و با امام نرفته بود می‌گوید: در خانه‌ام نشسته بودم و به خاطر سر و صدا و پای‌کوبی درها را بسته و پرده را انداخته بودم. ناگهان دیدم خورشید از جلوی پنجره‌ی من رد شد و چنان نوری زد که من ناخودآگاه جهیدم و پرده را کنار زدم و دیدم سر امام حسین(ع) بر بالای نیزه است و از جلوی پنجره‌ی من عبور دادند.

– وقتی سرها را بردند، بدن امام حسین(ع) سه روز زیر سه تیغ آفتاب کربلا مانده بود. بنی اسد می‌گویند که ما می‌آمدیم و دنبال غنائم می‌گشتیم و می‌دیدیم از یک نقطه، نور به آسمان می‌رود. آمدیم جلو و بدن بی‌سری را دیدیم که نمی‌دانستیم برای چه کسی است. روزی که امام سجاد(ع) آمدند برای دفن بدن‌ها، ما فهمیدیم که بدن امام حسین(ع) است.

چرا امام حسین(ع) آیه‌ی شفای قرآن است؟

امام حسین (ع) آیه‌ی شفای قرآن است؛ «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لاَ يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إَلاَّ خَسَارًا»[1]. گریه، محبت و مجلس و … امام حسین(ع) درمان تمام بیماری‌های باطن است؛ برای امراض بیرونی، خداوند شفا را در تربت امام حسین(ع) قرار داده است. اگر با آداب بردارد و با اعتقاد استفاده کند خداوند شفای امراض بیرون را در آن قرار داده است.

زیارت امام حسین(ع) در عاشورا مانند زیارت خداوند در عرش است

هر شب جمعه باید برویم کربلا. کتاب‌ها و روایات ما، اصول کافی، وسایل شیعه و… مملو از ثواب زیارت و گریه بر امام حسین(ع) است. گاهی وقت‌ها آدم می‌گوید چرا این‌قدر احادیث که از ائمه روایت‌شده است ما را به زیارت و گریه بر امام حسین(ع) سوق می‌دهد. این‌ها برای چیست؟ آیا برای این است که من آمرزیده بشوم؟

ثواب گریه و زیارت امام حسین (ع) مذخور است؛ یعنی ذخیره‌ شده است و هیچ کس نمی‌داند چقدر است؟ ثوابش در ملکوت نزد خداوند ذخیره‌ شده است.

چرا ذخیره ‌شده است؟ خداوند ذخیره می‌کند تا وقتی فرد، انسان خاصی بشود یا وقت خاص و یا در مکان خاص و یا در یک موقعیت خاصی قرار بگیرد، پروردگار آن ذخیره را در اختیارش قرار دهد. تا در آن شرایط و موقعیت خاص قرار نگیرم، خداوند ثواب زیارت امام حسین(ع) را در اختیار من قرار نمی‌دهد.

امام صادق(ع) می‌فرمایند: هر کس شب و روز عاشورا، امام حسین(ع) را زیارت کند، مثل اینکه خدا را در عرش خدا زیارت کرده است.

من از این حدیث چه می‌فهمم؟ عرش خدا کجاست؟ مگر خدا حرم دارد و یک جا ساکن است؟ مگر من عرشی هستم؟ معنای این حدیث چیست؟ هر چقدر هم من بفهمم به اندازه‌ی عقل و ذهن خودم است.

روی خداوند و وجه و جلوه‌ی خداوند، جمال امام حسین(ع) است. کسی که می‌رود کربلا و امام حسین (ع) را زیارت می‌کند، چون امام حسین(ع)، جمال خداوند است، مثل اینکه به عرش رفته و جمال خداوند را زیارت کرده است.

باز این کم است.

شیخ رجبعلی خیاط می‌گوید: شبی در ایام محرم آمدم زیر آسمان و نگاه کردم به آسمان. دیدم تمام آسمان پر از امام حسین(ع) است. داشتم سکته می‌کردم. ندا آمد که خدای تبارک‌وتعالی امام حسین(ع) را آینه‌ی تمام نمای وجه خود قرار داده است و عاشق امام حسین(ع) هر طرف را نگاه کند، امام حسین(ع) را می‌بیند.

شاید معنایش این باشد که کربلا آن‌قدر عظیم است که امام حسین(ع) وجه خداست؛ و زائر که می‌رود به زیارتش، خداوند عرشش را زیر پای او قرار می‌دهد. تو را بالا نمی‌برند بلکه عرش خدا را زیر پای تو در کربلا قرار می‌دهند و از تو یک وجود عرشی می‌سازند.

امام حسین(ع) خودشان می‌فرمایند: اینجا نمی‌توانی بفهمی؛ وقتی از این دنیا می‌روی، حجاب کنار می‌رود تازه می‌فهمی کربلا و روضه چیست.

حاج حسینعلی راشد فرزند آیت‌الله تربتی تعریف می‌کند که پدرم یک هفته در حال احتضار بودند و گفته بودند ملحفه را رویشان بکشیم. از صبح، نور سبز می‌آمد می‌رفت زیر ملحفه و می‌آمد بیرون، نور قرمز می‌رفت زیر ملحفه و بیرون می‌آمد، نور زرد می‌آمد و انوار می‌آمدند و می‌رفتند. روز آخر که نفس به شماره افتاده بود، یک نور مخصوصی آمده بود که تا به آن روز نیامده بود. پدرم نیم‌خیز شدند و نشستند و عرضه داشتند: السلام علیک یا زینب کبری. خانم! خیلی در دنیا برایتان گریه کردم و از مردم گریه گرفتم. می‌دانستم خانمی می‌کنید اما گمان نمی‌کردم تا این حد به من افتخار بدهید و بیایید ملاقاتم. نور مدتی بود و رفت. من صدا زدم پدر جان این قضیه چیست؟ جواب ندادند. بار سوم که پرسیدم، پدرم گفتند: حسینعلی! رهایم کن. این‌ها گفتنی نیست و هر کس باید وقتش بشود و خودش ببیند.

امام صادق(ع) از قول امام حسین(ع) فرمودند: هر کس منِ حسین را در شب و روز عاشورا زیارت کند، روز قیامت به خون خودش آغشته وارد محشر می‌شود (او را جزو شهدای کربلا حساب می‌کنند).

روایت داریم تمام شهدا همان جور که شهید شدند وارد محشر می‌شوند. امام حسین(ع) وارد محشر می‌شوند در حالی که سر مبارکشان در دستشان است و حضرت خدیجه(س) می‌آیند در حالی که در یک دست قنداق علی‌اصغر(ع) را به دست دارند و در دست دیگر سر ایشان را به دست دارند.

روایت داریم که کسی که عاشقانه شب و روز عاشورا دست‌به‌سینه و با معرفت امام حسین(ع) را زیارت کند به محشر وارد می‌شود در حالی که آغشته به خون امام حسین(ع) است.

توضیحاتی در باب اشک بر امام حسین(ع)

گریه بر امام حسین(ع) اذن دخول است و وقتی اشک ریختی، خداوند می‌فرماید بیا بنشین بر سر سفره‌ی رحمت واسعه‌ی من؛ این به معنای اذن دخول است نه اینکه بیا در حرم، این معنای ظاهری‌اش است. امام حسین(ع) فرمودند: کسی که بر عزای من گریه کند و بر غربت من گریه کند در حالی که دارد اشک می‌ریزد، منِ حسین با او مستقیم در حال صحبت هستم و به او می‌گویم اگر می‌دانستی پشت این گریه‌ها چه خوابیده است، خوشحالی‌ات از گریه‌هایت بیشتر می‌شد.

امام صادق(ع) فرمودند: گریه کننده‌ی بر امام حسین(ع) در زمان دولت حقه‌ی ما (یعنی ظهور امام زمان(عج)) به اذن امام زمان رجعت می‌کند در کنار اهل‌بیت(ع) و بر امام حسین(ع) گریه می‌کند.

حاج آقا دولابی می‌گفتند: آن پرچم سرخی که بالای گنبد ابی‌عبدالله(ع) است، علامت این است که جنگ تمام نشده است؛ آتش‌بس است و زمان داده‌اند که زینب‌ها و سکینه‌ها و… تربیت شوند و یزید و شمر و خولی و… دوباره تربیت شوند و در جامعه بیایند.

پرچم قرمز یعنی در اینجا سؤال درباره‌ی امام حسین(ع) ممنوع است و اینجا باید امام را دوست داشت و «چرا» نباید کرد. باید عاشق امام حسین(ع)شد و «چرا» نباید کرد. سؤال درباره‌ی امام حسین (ع) ممنوع است. حسین است و باب عشق؛ و تلاقی عقل و عشق است؛ و عاقلِ عاشق می‌فهمد.

چرا اشک بر امام حسین(ع) آتش جهنم را خاموش می‌کند؟

چگونه می‌شود یک قطره اشک، آتش جهنم را خاموش کند؟

علامه میرجهانی کتابی دارند به نام بکاء الحسین. در این کتاب ایشان جواب دادند:

اولاً: مگر برای خدا سخت است؟ برای خدایی که آتش را برای ابراهیم(ع) گلستان کرد، سخت است که به اشک برای امام حسین(ع) برکت بدهد؟ اگر بگویی نه؛ که جواب خود را داده‌ای و اگر بگویی آری؛ پس خدا را نشناخته‌ای. اگر بگویی خدا قدرت دارد ولی برای امام حسین(ع) نمی‌کند، از کجا می‌دانی؟ امام حسین(ع) که هستی‌اش را برای خدا داد.

ثانیاً: چرا این اشک را قطره می‌بینی؟ هر چیزی که منصوب بشود به امام حسین(ع) بزرگ می‌شود؛ چون وصل می‌شود به دریای وجود امام حسین(ع). چون به نام امام حسین(ع) است، می‌چکد در دریای وجود ابی‌عبدالله(ع). وجود ابی‌عبدالله(ع) دریای رحمت است و رحمت با سوزاندن سازگاری ندارد. در دریای غضب خداوند که نمی‌ریزی تا بسوزاند بلکه در دریای رحمت خداوند می‌ریزی که سوزاندن ندارد.

وانگهی خداوند هر چه می‌خواهد، برای امام حسین(ع) می‌خواهد. چرا؟ چون امام حسین(ع) کاری در کربلا کرده که هیچ کس نکرده است. امام حسین(ع) کاری کرد که حتی پیامبر(ص) هم نکرد، امام حسین(ع) کاری کرد که حضرت زهرا(س) و امام علی(ع) هم نکردند…. پیامبر(ص) داغ جوانی مانند علی‌اکبر (ع) را ندیدند.

بعد از پیامبر(ص)، زره ایشان را امیرالمؤمنین علی(ع) پوشیدند. بلند و گشاد بود. امام حسن(ع) در جنگ سابات پوشیدند. اندازه‌ی ایشان نبود و آن را درآوردند. امام حسین(ع) امروز صبح در کربلا پوشیدند. گشاد بود و آن را درآوردند. امروز بعدازظهر تن علی‌اکبر(ع) کردند میزان بود و اندازه. امام حسین(ع) فرمودند: کلاه‌خود را بگذار آن‌هم اندازه بود. شمشیر پیامبر(ص) را هم به دست علی‌اکبر(ع) دادند. ماند اسب پیامبر(ص) که بعد از پیامبر(ص) به احدی سواری نداده بود. در کربلا رکاب گرفتند و علی‌اکبر(ع) سوار شد و اسب رام و مطیع به میدان رفت.

امام صادق(ع) می‌فرمایند دلم می‌خواهد در زمان مهدی موعود(عج) باشم و خدمت‌گزاری ایشان را کنم.

امام حسین(ع) می‌فرمایند: اگر من درک کنم ظهورش را، خدمت‌گزاری مهدی موعود را می‌کنم.

امام زمان(عج) وقتی می‌خواهند در زیارت ناحیه سلام بدهند می‌گویند: «السَّلام عَلَی الحُسین» و پشت‌بند آن بلافاصله می‌گویند «وَ عَلی علی بنِ الحُسین».

در زیارت ناحیه امام می‌گویند: سلام بر تو ای اول شهید بنی‌هاشم. سلام بر تو ای از هر کسی به پیامبر(ص) شبیه‌تر. خدایا از تو می‌خواهم که همواره توفیق زیارت قبر علی‌اکبر(ع) را به من قسمت کنی. خدایا از تو می‌خواهم روز قیامت، من را هم‌نشین علی‌اکبر(ع) کنی و سپس می‌گویند خدایا قاتلانش را لعنت کن.

چقدر شما لغت ارباً اربا را شنیده‌اید؟ چرا هیچ کس نمی‌پرسد چرا علی‌اکبر (ع) را ارباً اربا کردند؟

حضرت علی‌اکبر(ع) وقتی به میدان رفت، جنگ نمایانی کرد و وقتی آقا را دوره کردند و با عمود آهنی بر سر مبارک زدند، علی‌اکبر(ع) سوار بر اسب پیامبر(ص) بود. اسب پیامبر(ص) را فرس می‌نامیدند یعنی اسب زیرکی که راه گم نمی‌کرد و تربیت شده بود. وقتی آقا بر یال اسب افتادند، ملعونی از دشمن افسار اسب را گرفت و به میان دشمن برد و گفت بیایید پسر حسین را آوردم…

چرا خدا به یک اشک بر امام حسین(ع) آتش جهنم را خاموش نکند؟ امام حسین(ع) عزتی نزد خداوند به‌واسطه‌ی این‌ها پیدا کرده است و فانی شده است در خدا؛ و همه ‌کس خود را برای خداوند به فنا رسانده است؛ و باقی شده است به فنای خداوند تبارک‌وتعالی؛ و خداوند تمام لطف و قدرتش را داده است به امام حسین(ع)؛ و هر کس هر جور به امام حسین(ع) منصوب شود؛ می‌شود عزیز خداوند.

خداوند همه‌ی عزتش را به امام حسین(ع) داده است چون امام همه‌ چیزش را برای خداوند داد. بنابراین هر چیز از وجودت، مالت، یک قطره اشکت و ناله‌ات مرتبط بشود به امام حسین(ع)، نزد خداوند تبارک و تعالی قدرت می‌گیرد و زیاد می‌شود و بالا می‌رود.

مرحوم خانم مالک می‌فرمودند: آنچه را خداوند به مؤمنین از خوشی‌ها، نعمت‌ها، از سفره‌ها و… وعده داده است، مَثَل عینی‌اش را در دنیا در روضه‌ی امام حسین(ع) و در گریه‌هایت قرار داده است.

خداوند در قرآن توصیف بهشت می‌کند و می‌فرمایند «بِاَکواب و اَباریق». اِبریق یعنی مشربه. خانم مالک می‌فرمودند: آن اکواب و اباریق که به نامت در بهشت مُهر خورده است، استکان و نعلبکی روضه‌ی امام حسین(ع) در دنیا است.

آن «شراباً طهورا»، چای روضه‌ی امام حسین (ع) است.

آن «رَحیق مَختوم» آن شرابی که ناب است و خدا وعده کرده است که به تو زن مؤمنه در روز قیامت در بهشت بدهد، عرفای ما می‌گویند: همین اشکی است که در روضه‌ی امام حسین(ع) می‌ریزی.

حضرت فاطمة الزهرا(س) خدمت رسول‌الله(ص) آمدند و عرضه داشتند: یک دعای قنوت می‌خواهم که خیر دنیا و آخرتم تمامی در این دعای قنوت باشد. حضرت فرمودند: بگو: «رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ»

آن‌وقت در عالم معنا، عرفا می‌گویند: «رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً» یعنی توفیقم بده حسینی بشوم و مجلس نشین امام حسین(ع) بشوم. «وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً» خدایا نماز و روزه‌ام واجب است، حج و خمسم واجب است، خدایا در آخرت از تو حسنه می‌خواهم، بهشتی می‌خواهم که مزد گریه‌هایم برای امام حسین(ع) باشد. «وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ» به وسیله‌ی محبت و ولایت امام حسین(ع) من را از آتش جهنم نجات بده.

دو بزرگوار با هم در کربلا رفیق بودند. یکی از آن‌ها از دنیا رفت. دوستش خوابش را دید و از او پرسید چه وسیله‌ای آنجا احتیاج است که من با خودم بیاورم؟ جواب نداد. دفعه‌ی سوم گفت اگر جواب را بدهی امروز می‌روم حرم حضرت ابوالفضل(ع) به نیابتت زیارت می‌کنم. تا این را گفت خوشحال شد و انگشتش را بالا آورد و گفت: در بازار برزخ و قیامت سه چیز را خوب می‌خرند: یکی زیارت امام حسین(ع) یکی اشک امام حسین(ع) و یکی مدارا با مردم.

کربلا، زمینه‌ساز آمدن مصلح جهانی است

چرا این‌قدر به زیارت امام حسین(ع) سفارش شده است؟

حضرت آدم(ع) را بردند کربلا. یک‌تکه زمین بود. روضه‌ی امام حسین(ع) را برایش خواندند. نوح(ع) و موسی(ع) و عیسی(ع) را بردند کربلا و در آن سرزمین دلشان شکست. گفتند اینجا چه خبر است؟ جبرئیل آمد و گفت اینجا کربلا است. بنی‌اسرائیل از کربلا می‌دانستند از بس که جبرئیل برای موسی(ع) گفته بود.

چرا این طور بود؟

برای اینکه از آمدن حضرت آدم(ع) زمینه‌سازی بشود برای ظهور امام حسین(ع) در کربلا؛ و بعد از واقعه‌ی عاشورا آن‌وقت گفتند برو زیارت و گریه کن.

همه‌ی جهان را آماده کرد که کربلا بشود و کربلا ما را آماده می‌کند تا مهدی(عج) بیاید. شعار زبانی ما که عالم باید بشنود «لبیک یا حسین» است و شعار عملی‌مان که مدارا با مردم است «لبیک یا مهدی» است.

کربلا زمینه‌ساز مصلح جهانی است، همان‌طور که همه‌ی ادیان زمینه‌ساز کربلای امام حسین(ع) بودند.

چرا بروم کربلا؟

برو کربلا و خودت را برسان آنجا و دعا کن.

در زیارت چهارم امیرالمؤمنین علی(ع) در آخر زیارت می‌خوانیم:

«اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي عَقْلاً كَامِلاً وَ لُبّاً رَاجِحاً وَ قَلْباً زَكِيّاً وَ عَمَلاً كَثِيراً وَ أَدَباً بَارِعاً وَ اجْعَلْ ذَلِكَ كُلَّهُ لِي وَ لاَ تَجْعَلْهُ عَلَيَّ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ»

«بارالها مرا عقل كامل نصيب گردان و مغز ممتاز و قلب پاك با تزكيه و تهذيب و عمل صالح بسيار و ادب عالى عطا فرما و تمام اين نعم را به نفع من مقرر دار نه بر ضررم به حق رحمت [بى‌‏انتهايت] اى مهربانترين مهربانان عالم».

می‌روم کربلا که عقلم کامل شود. امام حسین(ع) با حُر چه کار کرد؟ نامه‌ی خصوصی نوشت؟ امام حسین(ع) با حر هیچ کاری نکرد. امروز صبح، حر نیم ساعت عقلش را به کار انداخت. حر از امام حسین(ع) مُسن‌تر بود و نزدیک 70 سالش بود. نزدیک 50 سال بود که با عمر و عثمان و معاویه‌ای‌ها بود و از این‌طرف امام حسین(ع) و حضرت فاطمه(س) را هم می‌شناخت اما نمی‌توانست بِکَند. تا امروز صبح در سپاه عمر سعد است و شاهد بستن آب به روی اولاد زهرا(س) است.

زاییده‌ی عقل، فکر است؛ و زاییده‌ی فکر، همت است. این فکر، از عقل است.

زهیر، عثمانی مذهب بود و با امام علی(ع) و امام حس (ع) نبود. همه جا از امام حسین(ع) فرار می‌کرد. تا هنگامی که امام به خیمه‌اش رفت و یک نگاهش کرد و یاد ماجرایی افتاد که در جنگی که از پیروزی خوش‌حال بود کسی به او گفت خوشحالی‌ات باشد برای روزی که پسر فاطمه(س) دعوتت می‌کند. فکرش را به کار انداخت و با امام حسین(ع) رفت.

دیشب که امام(ع) اصحاب را جمع کردند و به آن‌ها فرمودند که بروید، شما کارتان را کردید و مسئول هم نیستید و من از شما راضی هستم، زهیر بلند شد و گفت: آقا جان! دنیا فانی است و ما هم فانی، حتی اگر دنیا ابدی می‌شد و خدا به من عمر ابد می‌داد، ترجیح می‌دادم صبح در رکاب تو بمیرم؛ آقا عقلم به من این را می‌گوید که تو بر حقی.

عزیزم وقتی به ما می‌گویند بیا کربلا، برای اینکه می‌خواهند ما را به اندیشه و خردورزی دعوت کنند.

امام کاظم(ع) فرمودند: خدا عقل را از نور ذخیره کرده در علم ازلی خودش آفرید.

امام صادق(ع) فرمودند: آن عاقلی که با عقلش خدا را بندگی می‌کند، می‌تواند نتیجه‌ی عبادتش را در بهشت بگیرد.

امام صادق(ع) فرمودند: عقل، ستون انسانیت است و پایه‌های شخصیت آدم است.

سرچشمه‌ی هوش، فهم، حافظه و دانش، عقل است. کمال انسان به عقل است و راهنمای انسان به عقل است. بینایی انسان به عقل است. کلید کارهای انسان به عقل است. کسی که عقلش به نور الهی تأیید شده باشد، می‌فهمد کیست و می‌فهمد چرا خلق‌شده و می‌فهمد خیر خواهش کیست و به او ملحق می‌شود؛ و می‌فهمد روش سلوکی چیست و به آن مسیر می‌رود. می‌فهمد به چه کسانی باید مرتبط بشود و از چه کسانی باید جدا شود و می‌فهمد که باید خدای یگانه را مخلصانه بندگی کند و شریکی برایش قرار ندهد. در این صورت اعمال و رفتار شایسته انجام می‌دهد که می‌تواند گذشته‌ی خود را جبران کند؛ مثل حر بن یزید ریاحی.

دعايي که امام حسین علیه‌السلام بعد از ذكر ركوع می‌خواندند:

«اللهم صل علي محمدٍ و آل محمدٍ و تَرَحَّم عليٰ عَجْزِنا وَ اَغِثنا بِحَقِّهم».

امام فرمودند گنجینه‌های فراوانی در این ذکر دعا است.

حرز آقا امام حسين علیه‌السلام:

امروز غروب با وضو بنويسيد و همراه خود داشته باشید.

امام فرمودند: هر جا همراهت باشد نفس امام حسين(ع) همراه و كنارت هست.

بسم‌الله الرحمن الرحيم

يا دائمُ يا دَيمومُ يا حَيُّ يا قَيّوم يا كاشِفَ الغَمِّ يا فارجَ الهَمِّ يا باعِثَ الرُّسُل يا صادِقَ الْوَعدِ اَللهُمَّ اِن كانَ لِي عِندَكَ رضوانٌ وَ وُدُّ فَاغْفِرلِي و مَن التَبَعَني مِن اَخوانِي وَ شيعَتي و طَيِّبْ ما فِي صُلبي بِرحَمتك يا اَرحم الراحمین وَ صَّلی اللُّه عليٰ سیّدنا محمد و آله اَجمَعين.

[1] آیه 82 سوره‌ی اسرا