بسم الله الرحمن الرحیم

یا فاطمة الزهرا اغیثینی

شانزدهم محرم، 4 مهر 1397

 

محورهای سخنرانی:

وعده‌ی خداوند متعال به امام حسین(ع) در مورد حفظ اهل حرم

مقایسه‌ی قرآن صامت و قرآن ناطق؛ توضیح در خصوص آیه‌ی «وَ لَا رَطْبٍ وَ لَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ»

برخی اثرات اشک بر امام حسین(ع)

شروط دریافت مواهب اشک بر امام حسین(ع)

وعده‌ی خداوند متعال به امام حسین(ع) در مورد حفظ اهل حرم

خداوند متعال به امام حسین(ع) وعده داده بود که اهل‌بیت عصمت و طهارت(ع) را حفظ کند؛ و خداوند متعال بر روی قول خود پابرجا ماند و آنان را کاملاً حفظ فرمود. حال وعده‌ی خداوند چه بود و این حفظ کردن چگونه صورت پذیرفت؟

در وداع آخر، زمانی که امام حسین(ع) از حضرت زینب(س) وداع کردند (امام حسین(ع) هفت مرتبه از حضرت زینب(س) وداع کرده‌اند) حضرت زینب(س) داخل خیمه، دامان امام حسین(ع) را گرفتند و عرضه داشتند: شما امام زمان هستی و اکنون به سوی شهادت رهسپار می‌شوی، من می‌مانم و امام بعد از شما که بنا به مصلحت خداوند متعال بیمار است، من می‌مانم و عده‌ای زن و کودک (هشتاد زن و کودکِ غم‌دیده و شهید داده، گرسنگی و تشنگی کشیده، ترسیده) و اهل کوفه عده‌ای از رجّالگان هستند. برادر جان شما ما را به چه کسی می‌سپاری؟ (آنان به خداوند و دین و پیامبر(ص) اعتقادی نداشتند و آنچه ادعا می‌کردند جهت عوام‌فریبی بود. آنان انسان‌های عادی نبودند زیرا انسان عادی، سر انسان دیگر را از قفا نمی‌بُرَد! انسان عادی بر بدن شهیدی که از دنیا رفته و سرش را بریده‌اند اسب نمی‌تازانَد! و…)

امام حسین(ع) به حضرت زینب(س) نگاهی کردند و دست مبارک را بر روی قلب حضرت قرار دادند. وقتی امام، دست را از روی قلب بی‌بی برداشتند، حضرت زینب(س) دیگر آرام شده بودند و عرضه داشتند: برادر جان! آن می‌کنم که تو دوست داری و می‌خواهی.

شهادت و سرهای بریده، اسارت حضرت زینب(س) و بانوان، مجلس کوفه و شام، کتک خوردن و صدمه دیدن و سرشکسته شدن و بازارها رفتن، از روز اَزَل جزء برنامه‌ی کربلا بود.

حضرت زینب(س) آن‌قدر در نزد خانواده احترام داشتند که اگر ده مرتبه وارد می‌شدند، برادران بزرگوارش به پای ایشان بلند می‌شدند حتی یک مرتبه که حضرت زینب(س) وارد اتاق شدند و امام حسین(ع) مشغول قرائت قرآن بودند، امام قرآن را بستند و به پای خواهر جان بلند شدند و وقتی حضرت زینب(س) نشستند امام مجدداً مشغول خواندن قرآن شدند.

شب بیست و یکم ماه رمضان که امام علی(ع) در حال شهادت بودند و نفس‌های آخر را در این دنیا می‌کشیدند، حضرت زینب(س) بیرون اتاق بودند و وارد اتاق شدند درحالی‌که تمام برادران و خواهران در اتاق در محضر امام علی(ع) نشسته بودند، همه به حرمت حضرت زینب(س) بلند شدند و امام علی(ع) شروع کردند به گریه کردن و صدای هق‌هق گریه‌ی ایشان بلند شد و پسران ایشان علت گریه‌ی امام را جویا شدند. امام فرمودند: به خاطر زینب(س) گریه کردم زیرا یاد روزی افتادم که این بانو وارد کوفه می‌شود و انگشت‌نمای کوفیان می‌شود؛ و جمعیت دور بستر امام علی(ع) نیز به حال آن روز حضرت زینب(س) گریه کردند…

پس خداوند متعال از چه چیزی آنان را حفظ فرمودند؟ قبل از جواب دادن به این سؤال، این نکته را باید گفت که کربلا یک منطقه‌ی ممنوعه دارد. از مناطق ممنوعه‌ی کربلا، روضه‌خوانی این روزها است. وقتی رأس مطهر امام حسین(ع) را به کوفه به نزد ابن زیاد ملعون بردند، او کارهایی کرده است و اهانت‌هایی به رأس مطهر کرده است که منطقه‌ی ممنوعه است و هیچ‌کس نباید آن‌ها را به زبان بیاورد و بازگو کند، زیرا اگر گفته شود فریاد زمین و زمان به آسمان می‌رود و شیعه‌ی امام حسین(ع) نباید خود را زنده بگذارد. حضرت رباب چیزهایی در ماجرای رأس مطهر دیدند که تا یک سال بعد که زنده بودند فقط فریاد می‌زد «وا حسیناه» که از این فریاد حضرت رباب(س)، همه گریه می‌کردند و دست بر سر و سینه می‌زدند.

آنچه خداوند وعده داد که: من اهل‌بیت تو را حفظ می‌کنم، این بود که اهل‌بیتِ تو در معیّت این لجارگان از کربلا به کوفه و از کوفه چهل منزل تا شام، می‌روند اما آنان جرئت نمی‌کنند نگاه حرامی به اهل‌بیت تو بکنند زیرا ناموس تو، ناموس من است. من نمی‌گذارم کسی نگاه حرامی به دختران و خواهران و همسران تو بیاندازد.

بانوان ناراحت بودند از اینکه چگونه در میان این لجارگان حرکت کنند، امام حسین(ع) به آنان فرمود: نگران نباشید خداوند متعال شما را در پناه خود حفظ خواهد کرد.

وقتی اُسرا به کوفه آمدند و حضرت زینب(س) متوجه شدند که ایشان را نشان می‌دهند، ابتدا فریاد زدند که چشمانتان را پایین بیندازید ما آل الله هستیم و ناموس خداوند متعال هستیم، کسی جرئت نکرد که نگاه حرامی بکند؛ زیرا در میان اُسرا، حضرت سکینه(ع) بودند که مانند حضرت فاطمه(س) است، لُبابه همسر حضرت عباس(ع)، رباب و خواهران و دختران دیگر امام حسین(ع) در میان این زنان بودند.

آن مداح جوانی که می‌خواند: زینب و نگاه حرامی! خدا به او رحم کند چطور جرئت می‌کند این حرف ناصواب و نادرست را در مورد اهل حرم امام حسین(ع) بگوید؟

هر سال که محرم می‌آید و به اِتمام می‌رسد، انسان باید حسرت‌مند شود که چرا از این واقعه آن گونه که باید، شناخت پیدا نکرده است.

مقایسه‌ی قرآن صامت و قرآن ناطق؛ توضیح در خصوص آیه‌ی وَ لَا رَطْبٍ وَ لَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ

خداوند متعال را شاکر هستیم که روزیِ ذکر، اشک، زیارت عاشورا، دعای علقمه، توسل و سوز دل ما به داده است و ما هنوز از دریای رحمت خداوند دور نشده‌ایم و هنوز بر سر این سفره‌ی پر نعمت نشسته‌ایم.

ما دو قرآن داریم: قرآن صامت و قرآن ناطق. قرآن صامت، همان قرآنی است که از طرف خداوند متعال به پیامبر اکرم(ص) نازل شد و اکنون در دسترس ما قرار دارد و ما وضو می‌گیریم و طاهر به سراغ آن می‌رویم و آن را تلاوت می‌کنیم و گاهی ترجمه و تفسیر آن را می‌خوانیم و سعی می‌کنیم که به دستورات آن عمل کنیم. قرآن ناطق، همانا ائمه‌ی معصوم هستند که همان قرآنِ سخنگو هستند، با ما حرف می‌زند و ما را به سمت خود جذب می‌کنند و ما را نصیحت می‌نمایند.

در آیه‌ی 59 سوره‌ی انعامِ قرآن صامت، خداوند متعال می‌فرماید: «وَ لَا رَطْبٍ وَ لَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ»؛ هیچ تَر و خشکی نیست مگر اینکه حکم آن در قرآن آمده است.

وقتی امام علی(ع) این آیه را تلاوت کردند یکی از یاران، خدمت ایشان عرض کرد: یا علی! درمان همه‌ی دردها و مشکلات و کلید همه‌ی گرفتاری‌ها در قرآن است؟ امام فرمودند: بلی وجود دارد.

پس اصحاب یکی‌یکی بلند شدند و مشکلاتشان را عنوان کردند و امام(ع) با قرآن آنان را راهنمایی کردند. یکی گفت: من در فلان نقطه‌ی بدنم درد دارم، امام فرمودند این آیه را بخوان. کسی گفت: من بچه‌دار نمی‌شوم، امام فرمودند: فلان آیه را بخوان. کسی گفت آب چاه من خشک شده است، امام فرمودند: فلان آیه را بخوان… . حتی یکی گفت: آقاجان! اسب من چموش است و راحت سواری نمی‌دهد. حضرت فرمودند: فلان آیه را در گوش اسب بخوان تا رام شود. سپس حضرت فرمودند: در سوره‌ی یس یک آیه وجود دارد و در آن آیه، ‌یک حرف وجود دارد که دوای هفتاد درد لاعلاج است.

* حال اگر قرآن صامت این‌گونه است پس نام امام حسین(ع) که قرآن ناطق است نیز این‌گونه است؛ و دردی نیست مگر اینکه دوای آن، در نام امام حسین(ع) و مجلس ایشان و گریه بر ایشان و حتی غذای نذری ایشان و خاک کربلای ایشان موجود است، حتی پرچم سیاهی که برای امام حسین(ع) به دیوار زده می‌شود حکم این آیه «وَ لَا رَطْبٍ وَ لَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ» را دارد.

حکایت

دوای تمام دردها در تربت ایشان وجود دارد. مرحوم جناب آقای تولیت؛ که تولیت آستان مقدس حضرت معصومه(س) را داشت، پسربچه‌ای را سرپرستی کرده بود که شاگرد خانه شده بود. او بزرگ شد و به سن ازدواج رسید. مرحوم آقای تولیت روزی او را فراخواند و گفت: پسرم! به من اختیار می‌دهی که برای تو همسری انتخاب کنم؟ برایت همسری خوب و مؤمن می‌گیرم و حقوق تو را نیز افزایش می‌دهم و اینجا به تو خانه می‌دهم تا مانند دیگر بچه‌های من، همراه ما زندگی کنید. پسر بسیار تشکر کرد و قبول کرد. آقای تولیت گفت: من یکی از کلفت‌های خود را برای تو در نظر گرفته‌ام. پسر، جا خورد زیرا او سیاه پوست و درشت هیکل بود و صورت زیبایی نداشت. پسر هر چه تلاش کرد که آقای تولیت را منصرف کند موفق نشد و شبانه از خانه فرار کرد و هر چه جستجو کردند او را نیافتند تا اینکه چهار ماه بعد او را یافتند. وقتی آقای تولیت علت فرار او را جویا شد، پسر گفت: آقا! هر چه شما تلاش کنید من با این دختر ازدواج نمی‌کنم! آقای تولیت خانم خانه را صدا زد و کمی تربت امام حسین(ع) به ایشان داد و گفت: به آن دختر بگو که این تربت را با آب مخلوط کند و با آن وضو بگیرد و هر زمان که گفتم او داخل شود. دختر چنین کرد. آقای تولیت پسر را راضی کرد که یک بار دیگر دختر را ببیند. وقتی دختر به داخل اتاق آمد، پسر بسیار جا خورد از اینکه آن‌قدر آن دختر در نظرش زیبا شده بود. آقای تولیت گفت: جانم به قربان تربت امام حسین(ع) وقتی ظاهر را این‌گونه تغییر می‌دهد پس با باطن انسان چه می‌کند؟

اگر بین شما و همسرتان اختلاف است، اگر در خانه‌تان آشوب است، اگر احساس ناامنی می‌کنید، کمی تربت امام حسین(ع) با آب مخلوط کنید و همه از آن آب بخورید. اگر در جامعه‌ای امنیت پایین است، در احادیث آمده است که اگر تربت امام حسین(ع) با شما همراه باشد از شرّ شیاطین، حادثه، بلای ناگهانی، شرّ دشمن، وسوسه‌ی بدخواه و کینه‌توز، آفت، دزد و هر خطر دیگری در امان خواهید بود.

حکایت

کشتی روی دریا بود و جمعیت زیادی در آن سوار شده بودند. دریا طوفانی شد. ملاح فریاد زد: هر کس می‌تواند کاری بکند، همه اکنون غرق می‌شویم. آیا مرد خدایی نیست که دست به دعا بردارد؟ عارفی همراه جمیعت بود. از داخل جیب چیزی درآورد و در دریا ریخت و دریا آرام شد. از او پرسیدند که چه چیزی داخل آب ریختی؟ عارف گفت: مُهر نمازم تربت امام حسین(ع) بود، مقداری از آن را داخل دریا ریختم و تلاطم دریا آرام شد.

* امام حسین(ع) «وَ لَا رَطْبٍ وَ لَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ» است، هر چه در قرآن موجود است در روضه و مجلس امام حسین(ع) نیز وجود دارد:

در آیه‌ی 82 سوره‌ی اسراء، آیه‌ی شفا وجود دارد: «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ»؛ و بی‌شمار شفای بیمار در مجلس امام حسین(ع) صورت گرفته و همچنان صورت می‌گیرد.

حکایت

در زمان شیخ عبدالکریم حائری در مدرسه‌ی فیضیه‌ی قم، روضه‌ی دهه‌ی اول محرم برقرار بود. سید جمال هژیر از کمر به پایین فلج بود. او را بر دوش می‌کشیدند و به مجلس می‌آوردند. یک روز او را دیر به مجلس آوردند و در مجلس جا برای دراز کشیدن او نبود. سید جمال مرتب می‌گفت این بنده‌ی خدا من را کجا بگذارد؟ خادم مدرسه عصبانی شد و گفت: آیا تو سیّد هستی؟ آیا تو مجلس نشین و گریه کُن امام حسین(ع) هستی؟ اگر عاشق حسین هستی و عُرضه داری، شفایت را از امام حسین(ع) بگیر! تو دروغ می‌گویی! نه سیّد هستی و نه گریه کُن امام حسین(ع)! دل این سیّد خیلی شکست و اشک در چشمانش جمع شد. گفت: من را برگردانید. به او گفتند: ناراحت نشو، او عصبانی شد. سیّد گفت: من را برگردانید اما به خانه نبرید بلکه مرا به حرم حضرت معصومه (س) ببرید. امروز تکلیفم را مشخص می‌کنم یا عرضه دارم و گریه کُن امام حسین(ع) هستم و مجلس امام حسین(ع) شفا می‌دهد یا خیر!

او به حرم که رسید، عمامه‌ی خود را از سر باز کرد و یک طرف آن را به کمر و طرف دیگر را به ضریح بست و رو به ضریح کرد و عرضه داشت: بی‌بی جان! به حسین(ع) قسم تا سرپا نشوم از اینجا نمی‌روم. بسیار گریه و التماس کرد و خوابش برد. در خواب دید سه بانوی مجلله آمدند. حضرت زهرا(س) رو به او کردند و فرمودند: بلند شو! می‌خواستم مردم ببینند عرضه‌ی گریه کن حسین(ع) چقدر است. کاغذی نیز در دستان او نهادند و فرمودند: این کاغذ را به آقای علوی بده.

نقل کرد: ناگهان بیدار شدم و مشاهده کردم که کاغذ در دستانم است. شروع کردم به سمت خانه‌ی آقای علوی دویدن. آقای علوی در را گشود. گفتم: این کاغذ را حضرت زهرا(س) به شما داده‌اند. آقای علوی با تعجب مرا نگاه کرد و گفت: تو سرپا هستی؟ من تازه متوجه شدم که شفا گرفته‌ام. وقتی همه از ماجرا باخبر شدند آقای حائری فرمودند: او را بیاورید. ایشان خم شدند و زانوان سید جمال هژیر را بوسیدند و فرمودند: من آن زانوانی که نگاه حضرت زهرا(س) به آن افتاده است را می‌بوسم.

پس هرچه در قرآن است در مجلس امام حسین(ع) نیز وجود دارد و این مسئله نیاز به امتحان مجدد ندارد زیرا امتحان خود را پس داده است.

حکایت

در زمان شیخ رجبعلی خیاط مردی آمد و گفت: آقا درشکه به پسرم برخورد کرده است و او را به بیمارستان برده‌ام و دکترها او را جواب کرده‌اند و یقین کرده‌ام که پسرم رفتی است. حال چه کنم؟ شیخ گفت: روضه‌خوان دعوت کن، گوسفندی را قربانی کن و آبگوشت بپز و چهل فقیر را به خانه‌ات بیاور. روضه‌خوان که روضه خواند برای شفای پسرت دعا کند و آن‌ها آمین بگویند و بعد غذا تناول کنند و بروند. هنوز خانه‌ات را ترک نکرده‌اند خداوند متعال پسرت را شفا می‌دهد. مرد گفت: من چنین کردم و پسرم شفا گرفت و بعد از آن به هر کس برای هر حاجتی گفتم، انجام دادند و نتیجه گرفتند.

* هر چه در قرآن از «وَ لَا رَطْبٍ وَ لَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ» موجود است در اشک بر امام حسین(ع) نیز وجود دارد:

برخی اثرات اشک بر امام حسین(ع)

در آیه‌ی 82 سوره‌ی توبه خداوند می‌فرماید: «فَلیضحَکوا قَلیلاً و لیَبکوا کَثیرًا». مفسرین این آیه را در باب امام حسین(ع) آورده‌اند که در باب ایشان زیاد شادی و شادمانی نکنید بلکه بسیار گریه کنید.

  1. طبق فرموده‌ی امام صادق(ع)، هرگاه در زندگی‌تان مشکلی پیش آمد و شما را به گریه انداخت، بلافاصله نیّت کربلای امام حسین(ع) را بکنید و اشک را بریزد؛ پس خداوند متعال اشک‌هایتان را نورانی می‌کند. این اشک را که به این شکل نثار امام حسین(ع) کردید در تمام بحران‌ها و دوراهی‌ها و تاریکی‌ها و شب‌های تاریکِ آخرالزمانی چراغ راهتان می‌شود و همیشه همراهتان خواهد بود و به بیراهه نخواهید رفت.

اگر به خیابان رفتید و دزد کیف شما را برد و بسیار ناراحت شدید، بلافاصله به یاد غارت خیمه‌های امام حسین(ع) بیفتید؛ که پیراهن تن امام حسین(ع) را هم غارت کردند تا اشکی که بر روی گونه‌های شما آمد، به یاد کربلای امام حسین(ع) آمده باشد.

اگر فرزندتان از شما دور شد، به یاد حضرت علی‌اکبر (ع) بیفتید و اشکی بریزید. اگر زمین خوردید و دست ‌و پایتان زخمی شد، به یاد شانه‌های زخمی حضرت زینب(س) بیفتید.

  1. تلاش کنید گریه‌هایتان برای امام حسین(ع) خالص باشد. وقتی نیت گریه بر امام حسین(ع) کردید، دیگر حاجات دنیوی را با آن همراه نکنید. فقط برای ایشان گریه کنید و لاغیر؛ گویا اصلاً مشکل و گرفتاری ندارید.

مرحوم آیت‌الله گلپایگانی چشم‌درد داشتند و باید سر ساعت، دارو در چشمشان می‌ریختند. روزی مجلس روضه داشتند، روضه‌خوان می‌خواند و آقا گریه می‌کردند. پسرشان آمد که مانند هر روز، قطره را در چشم آقا بریزد. آقا ممانعت کردند. فرزندشان عرض کرد: به فتوای خودتان، قطره پاک است، پس چرا اجازه نمی‌دهید که آن را در چشمتان بریزم؟! آقا فرمودند: قطره را الآن نریز زیرا نمی‌خواهم چیزی با اشک‌هایم بر امام حسین(ع) مخلوط شود.

اثر اشکِ خالص برای امام حسین(ع) این است که حب و بغض، تولّی و تبرّی را در انسان تقویت می‌کند؛ آنگاه انسان، دوست می‌دارد محبوب‌های خداوند را؛ و دشمن می‌دارد آنچه خداوند با آن‌ها دشمنی دارد. آن‌هایی که در دلشان می‌گذرد که چرا باید لعن کرد؟ این‌ها اشک خالصانه برای امام حسین(ع) نریخته‌اند که چنین خواطری از ذهنشان می‌گذرد. از امام صادق(ع) پرسیدند: دین چیست؟ ایشان پاسخ دادند: دین، چیزی جز حبّ نیست.

وقتی حبّ دوستان دین و بغض دشمنان دین، در ما قوی شد، ستون‌های ایمانمان به حد یقین می‌رسد و باورهای دینی در ما تقویت می‌شود؛ پس هیچ شیطان و هیچ دشمن و هیچ وسوسه گری، پایه‌های دینی ما را نمی‌تواند متزلزل کند. دینِ قوی را کسی دارد که قویاً پیامبر(ص) و اولاد ایشان را دوست بدارد و از دشمنان آنان بیزاری بجوید؛ چه دشمنان آن‌ها زنده باشند و چه مرده، چه اکنون باشند و چه در آینده.

  1. اشک خالصانه بر امام حسین(ع) انسان را سخاوتمند و ایثارگر می‌کند. گریه‌کنان امام حسین(ع)، حبّ مال و جاه ندارند، بخشنده و اهل گذشت هستند.

برخی از گناهان انسان را زمین‌گیر می‌کند. یکی از آن گناهان، سوء استفاده کردن از احوال مردم است. مانند مایحتاج مردم را گران‌فروشی کردن.

به پیش‌نماز مسجدی گفتند: کمر فلان تاجر بازار، گرفته است و بسیار درد می‌کشد. پیش‌نماز به ملاقات ایشان رفت و احوال او را جویا شد و پرسید: چرا این‌گونه شدی؟ آیا وسیله‌ی سنگینی بلند کردی و…؟! او گفت: خیر، من نوکر دارم و او همه‌ی کارهای سنگین را انجام می‌دهد. نیمه‌شب بیدار شده بودم که نماز شب بخوانم، ناگهان کمرم گرفت. آقا لبخندی زدند و فرمودند: تو و نماز شب؟! تو بهتر است ابتدا اجناست را گران نفروشی آنگاه به فکر نماز شب خواندن بیفتی؛ آیا گمان می‌کنی که اگر در روز، به مردم اجحاف کنی، خداوند به تو اجازه می‌دهد که نیمه‌شب، نماز شب بخوانی؟! (وای از آن روزی که انسان بخواهد کارِ نیکی را انجام دهد اما خداوند نخواهد! وای از آن روزی که انسان بخواهد در مجالس امام حسین(ع) شرکت کند و اشک بریزد اما امام حسین(ع) نخواهد!)

گریه کنِ امام حسین(ع) آن مردی است که ورشکسته شد و دیگر نتوانست مانند هر سال، مجلس روضه برقرار کند، پس با همسرش نشستند به گریه کردن و افسوس خوردن. ناگهان فکری به ذهنشان رسید. پسرشان را صدا زدند و گفتند: می‌خواهیم تو را در بازار برده‌فروش‌ها ببریم و بفروشیم و با پول آن، مجلس روضه برقرار کنیم، آیا راضی هستی؟ پسر گفت: اگر برای امام حسین(ع) می‌خواهید این کار را انجام دهید، من راضی هستم. پسر را بردند درحالی‌که بسیار ناراحت بودند. قیمت بالایی گذاشتند. آخر شب، اسب‌سواری آمد و پسر را به بردگی خرید. مرد به او گفت: پسرم ارباب‌زاده بوده است و کارگری نکرده است. شما را به خدا قسم می‌دهم که کار سنگین به او ندهید تا به کارگری عادت کند.آقا پذیرفت. مرد، پول را به خانه آورد و به همسرش گفت از فردا مجالس روضه را برقرار می‌کنیم. ناگهان نیمه‌شب درب خانه را زدند، پسرش بود. پدر با تعجب گفت: آیا بی‌ادبی یا تنبلی کردی که تو را بازگرداندند؟! پسر گفت: خیر، آقایی که مرا خریده بود، گفت: به خانه‌ات بازگرد و به پدرت بگو، حسین(ع) فرزندت را خرید و به تو بازگرداند…

گریه کنِ امام حسین(ع) برای خویشاوندان، همسایگان، آشنایان، فقرا و… سخاوتمند است زیرا امام حسین(ع) این‌گونه بودند.

گریه کنِ امام حسین(ع) خیرخواه مردم است.

امام صادق(ع) فرمودند: همانا هرکس که به برادر و خواهر دینی خودش، حسادت کند، از ما نیست و ما هم از او نیستیم (ما با او کاری نداریم، او شیعه‌ی ما نیست) سوگند به خداوند، اگر شما درباره‌ی مسئله‌ای به مؤمنی حسادت کنید (بر اثر حسودی، غیبت او را کنید، آه حسرتی بکشید، یا برای او بدخواهی کنید، یا آبروی او را بریزید و…) اگر به‌اندازه‌ی همه‌ی زمین، طلا انفاق کنید و به خداوند تقدیم کنید تا خداوند از شما بگذرد، خداوند از شما نخواهد گذشت و شما را داخل دوزخ می‌کند و به صورت به جهنم می‌اندازد.

برخی از گناهان وقتی از انسان سر می‌زند، خداوند انسان را از دایره‌ی ولایت خود، خارج می‌کند «یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ»، وقتی خداوند ولایت خود را بردارد، شیطان ولایت او را می‌پذیرد؛ اما یک گناه هست که وقتی از کسی سر زد، او از ولایت خداوند خارج می‌شود و حتی شیطان هم او را طرد می‌کند و می‌گوید: من هم از تو بیزار هستم. آن گناه :

امام صادق(ع) فرمودند: اگر کسی سخنی علیه مؤمنی نقل کند و قصدش این باشد که وجهه‌ی او را خراب کند و چهره‌ی او را زشت کند و او را از اجتماع، خارج کند و از چشم مردم بیندازد، خداوند او را از ولایت خودش خارج می‌کند و شیطان هم ولایت او را نمی‌پذیرد.

متأسفانه این نوع آدم‌ها در جامعه‌مان زیاد شده‌اند که می‌خواهند به قول ما، زیرآب‌زنی کنند.

  1. کسی که خالصانه بر امام حسین(ع) گریه کند و در کنار گریه‌اش، توسل هم بگیرد (گریه کند و «یا اباالفضل»، «یا زینب کبری»، «یا علی‌اصغر» و… بگوید)، خداوند با اتمام اسماءاش، در اشکی که از چهره‌ی این انسان به گونه‌اش می‌ریزد، جلوه می‌کند. (این اشک، آینه‌ی تمام‌نمای خداوند تبارک و تعالی می‌شود. در این اشک، جلوه‌های پروردگار را می‌بیند).

در حدیث فرمودند: هر گناهی که انسان انجام می‌دهد، بدون استثناء (چه گناه، عمدی باشد یا سهوی؛ چه زبانی، چشمی، شنیداری، قلبی، فکری و… باشد) اثری در درون انسان می‌گذارد. برخی از این اثرات با توبه، برخی با ریاضت مانند روزه، بیداری شب و …، برخی با صدقه، برخی با حلالیت طلبیدن از بین می‌روند اما اثرات برخی از گناهان با هزار آبِ توبه از بین نمی‌رود (او را جهنم نمی‌برند اما اثرات آن گناه در قلب او باقی است پس، از برخی معنویات، بی‌بهره می‌ماند و توفیق انجام برخی از معنویات را پیدا نمی‌کند و اگر هم پیدا کند، حالِ مناسب در انجام آن معنویات را ندارد) مگر اینکه بر امام حسین(ع) اشک بریزد. آن اثرات فقط با گریه بر امام حسین(ع) از بین می‌رود.

  1. یکی از آیات قرآن، آیه‌ی صلوات است: «اِنَّ اللهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِىِّ یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلیما». خداوند در این آیه می‌فرماید: الله و ملائکه، بر پیامبر صلوات می‌فرستند؛ ای مؤمنان شما هم بر او صلوات فرستید.

از طرفی پیامبر(ص) می‌فرمایند: «اَلا وَ صَلَّی اللّهُ عَلَی الْباکینَ عَلَی الْحُسَین(ع) وَ رَحْمَة وَ شَفَقَة» ای مردم! خداوند از روی رحمت و شفقتش، بر گریه کنندگان بر حسین ابن علی(ع) صلوات می‌فرستد (آن خدایی که به پیامبر خاتم(ص)، صلوات فرستاده است، همان خدا بر گریه کنندگان بر حسین(ع) صلوات می‌فرستد).

معنای اول حدیث: صلوات بر پیامبر(ص) باعث بالا بردن درجه‌ی پیامبر(ص) است و صلوات خداوند بر ما، باعث پاک کردن گناهان ما است و اگر گناه نداشته باشیم، باعث بالا بردن رتبه و درجه‌مان در آسمان و بالا بردن مقام‌های بهشتی‌مان است.

معنای دیگر حدیث: ای مردم! بدانید منِ پیامبر هم به همراه خداوند بر گریه کنندگان بر حسین(ع) صلوات و درود می‌فرستم.

امام صادق(ع) فرمودند: خداوند به ملائکه‌اش امر می‌فرماید که بروید و گریه کنندگان بر حسین(ع) را در آغوش بگیرید و به محبت بر پشت آن‌ها بزنید (آن‌ها را با محبت، در آغوش بگیرید).

ملائکه در چند کار به ما تأسی می‌کنند: 1) نماز شب. وقتی انسانی به نماز شب می‌ایستد، هفت صف از ملائکه که هر صف، هزار نفر هستند، در پشت او به نماز می‌ایستند و نماز می‌خوانند. 2) در نماز جماعت هم پشت انسان‌ها صف می‌بندند. 3) در صلوات فرستادن انسان‌ها بر پیامبر(ص)، با آن‌ها همراه می‌شوند. 4) وقتی انسان‌ها به کربلا می‌روند، با آن‌ها همراه می‌شوند. 5) انسان‌ها که در مجالس امام حسین(ع) گریه می‌کنند، آن‌ها هم گریه می‌کنند و ثواب اشک ریختن آن‌ها در نامه‌ی عمل گریه کنندگان، نوشته می‌شود.

شروط دریافت مواهب اشک بر امام حسین(ع)

اما دریافت مواهب اشک بر امام حسین(ع)، دو شرط دارد:

شرط اول: پیدا کردن سنخیت با امام حسین(ع) و کربلاییان. زینبِ کربلا، منتظر امام زمان(عج) بود. رباب(س)، امام سجاد(ع) و… همگی انتظار آمدن مهدی موعود(ع) را می‌کشیدند.

منتظر امام زمان(ع) باید شرایط زیر را آن‌قدر داشته باشد که مشخص باشد:

1) صبوری و بردباری. این روزها حضرت زینب(س) و اهل‌بیت(ع) در زندان کوفه هستند که سقفی نداشت، زیر آفتاب سوزان. خانم زینب(س) می‌فرمایند: بیمارِ کربلا را در سایه می‌گذاشتم اما آن‌ها می‌آمدند و او را از زیر سایه بیرون می‌کشیدند و دوباره در آفتاب قرار می‌دادند؛ پس ما بانوان به صورت نوبتی با چادرهایمان سایبان درست می‌کردیم برای بیمارِ کربلا.

سرباز بنی‌امیه است که برخی می‌گویند همان شمر ملعون است که گفت: هرچه دختر کوچک حسین(ع) را زدم که او تسلیم شود، او گفت: بزن که ما از حسین(ع) دست نمی‌کشیم…

2) گشاده‌رویی. سر مطهر بر بالای نیزه، بشّاش بود. راهب نصرانی می‌گوید: نگاهی مهربان‌تر از نگاه این سر بریده، ندیده بودم!

اما متأسفانه این روزها اکثر مردم، صبح که از خواب برمی‌خیزند، رواج نگرانی و سخنان تلخ می‌کنند. ابن زیاد وقتی به کوفه آمد، مأمورانی را فرستاد در سطح شهر که اضطراب و نگرانی در دل مردم ایجاد کنند و به قولی دلِ مردم را خالی کنند با این سخنان که: سربازان شام در راه هستند، همه‌ی آن‌ها تا بُن دندان مسلح هستند، رحم ندارند، کوفه را فتح می‌کنند و شما را بیچاره می‌کنن و… . امروز هم دشمنان، با همین روش، در دل ما اضطراب انداخته‌اند…؛ و ما یادمان رفته است این خداوند است که قرار است روزی ما را بدهد همان‌طور که در آن هشت سال جنگ تحمیلی داد…

3) همسایه داری.

4) خوش‌رفتاری.

5) ترویج کارهای نیک، همدلی و هم دردی.

6) خودداری از آزار و اذیت دیگران. همه‌ی ما در زمان غیبت امام زمان(عج)، یتیم هستیم؛ و کسی حق ندارد دل یتیمی را بشکند.

7) خیرخواهی برای همه. با خوشی مردم، خوشحال شدن.

شرط دوم: کاری نکرده باشم که دلم زنگار گرفته و عایق کاری شده باشد. جریان کربلای امام حسین(ع) و دلِ ما، مانند آهن و آهن‌ربا است اگر آهنِ دلِ ما زنگ‌زده و عایق شده باشد، آهن‌ربای گریه بر امام حسین(ع)، نمی‌تواند دل ما را جذب کند؛ باید مراقب بود که دل ما از پلیدی و زشتی و بدخواهی زنگ نزده باشد وگرنه مجالس امام حسین(ع) در ما اثری نمی‌گذارد.

* امام حسین(ع) «وَ لَا رَطْبٍ وَ لَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ» است، هر چه در قرآن موجود است در روضه و مجلس امام حسین(ع) نیز وجود دارد:

در قرآن مجید دعا است و در مجالس امام حسین(ع) هم دعا هست. یکی دیگر از مواهب مجالس امام حسین(ع) دعاهایی است که در این مجالس می‌کنیم و یاد می‌گیریم. جهان، جهانِ بیماری‌های ناشناخته است. دو بیماری بیداد می‌کند: آلزایمر، وسواس خاطر:

امام رضا(ع) فرمودند: من در تعجب هستم که چرا شیعیان ما، این دعا را در قنوت نمازهایشان نمی‌خوانند؛ که این دعا باعث از بین رفتن سوء ظن، شک و دودلی می‌شود. مداومت بر این دعا، درمان وسواس خاطر است:

«یَا رَحْمَانَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ وَ رَحِیمَهُمَا، صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ».

رسول اکرم(ص) فرمودند: اگر کسی ده بار بعد از نماز صبح بگوید:

«سُبْحَانَ اللَّهِ الْعَظِيمِ وَ بِحَمْدِهِ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَظِيم»

من ضمانت می‌کنم که دچار فراموشی، کم عقلی، جنون و کوری در دوران پیری نشود.

* امام حسین(ع) «وَ لَا رَطْبٍ وَ لَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ» است، هر چه در قرآن موجود است در روضه و مجلس امام حسین(ع) نیز وجود دارد:

خداوند در قرآن می‌فرماید: «ای مؤمنان! برای اینکه به خداوند نزدیک شوید به دنبال وسیله بروید.» در مجالس امام حسین(ع)، یاد گرفتن توسلات به اهل‌بیت(ع) است که وسیله هستند به درگاه خداوند:

توسل به حضرت عباس(ع) برای رفع همه‌ی مشکلات، خصوصاً مشکلات خانوادگی:

پس از رحلت آیت‌الله محمدرضا گلپایگانی، دفترچه‌ای به خط ایشان پیدا کردند که ایشان در آن نوشته بودند: مشکل خانوادگی داشتم که هر کاری کردم، اصلاح نشد، هر طرفی را می‌گرفتم، می‌ترسیدم که نزد خداوند مسئول باشم. به دنبال توسلی می‌گشتم تا از طریق آن، مشکل را حل کنم طوری که خداوند از من راضی باشد؛ راهنمایی شدم و به من گفته شد:

12 روز قبل از نماز صبح (به طوری که به وقتِ اذان صبح، تمام شود) هر روز 133 مرتبه بخوان:

ای ماه بنی‌هاشم، خورشیدِ لقا، عباس

ای نور دل حیدر، شمع شهدا، عباس

از دست غمِ دوران، ما رو به تو آوردیم

دستِ من بی‌کس گیر از بهر خدا، عباس

فرمودند: من این ختم را گرفتم و مشکلم حل شد. برای هر مشکلی این ختم را گرفتم، حل شد.

***

پس ز جان بر خواهر استقبال کرد / تا رخش بوسد، الف را دال کرد

همچو جان خود در آغوشش کشید / این سخن آهسته بر گوشش کشید:

کای عنان گیر من! آیا زینبی؟ / یا که آه دردمندان در شبی؟

پیش پای شوق زنجیری مکن / راه عشق‌ست این عنانگیری مکن

با تو هستم جان خواهر، همسفر / تو به پا این راه کوبی من به سر

خانه سوزان را تو صاحبخانه باش / با زنان در همرهی مردانه باش

جان خواهر در غمم زاری مکن / با صدا بهرم عزاداری مکن

معجراز سر، پرده از رخ، وا مکن / آفتاب و ماه را رسوا مکن

هست بر من ناگوار و ناپسند / از تو زینب گر صدا گردد بلند

هرچه باشد تو علی را دختری / ماده شیرا! کی کم از شیر نری؟!

با زبان زینبی شاه آنچه گفت / با حسینی گوش، زینب می‌شنفت

با حسینی لب هر آنچ‌او گفت راز / شه به گوش زینبی بشنید باز

گوش عشق، آری زبان خواهد ز عشق / فهم عشق آری بیان خواهد ز عشق

با زبان دیگر این آواز نیست / گوش دیگر، محرم اسرار نیست

ای سخنگو! لحظه‌ای خاموش باش / ای زبان! از پای تا سر گوش باش

تا ببینم از سر صدق و صواب / شاه را، زینب چه می‌گو‌ید جواب

گفت زینب در جواب آن شاه را: / کای فروزان کرده مهر و ماه را

عشق را، از یک مشیمه زاده‌ایم / لب به یک پستان غم بنهاده‌ایم

تربیت بوده‌ست بر یک دوشمان / پرورش در جیب یک آغوشمان

تا کنیم این راه را مستانه طی / هر دو از یک جام خوردستیم می

هر دو در انجام طاعت کاملیم / هر یکی امر دگر را حاملیم

تو شهادت جستی ای سبط رسول! / من اسیری را به جان کردم قبول