بسم الله الرحمن الرحیم

یا فاطمة الزهرا اغیثینی

بیست و سوم محرم، 11 مهر 97

 

محورهای سخنرانی:

مجالس امام حسین(ع)، مجالس ذکر و از باغ‌های بهشت هستند

شرایط استجابت دعا

ثمرات اشک بر امام حسین(ع) و لزوم حفظ مجالس ایشان

چند دسته که شیطان به وجودشان راه ندارد

نتایج صبر از منظر آیات قرآن

مجالس امام حسین(ع)، مجالس ذکر و از باغ‌های بهشت هستند

در توسلات به ائمه اطهار(ع) به منظور به استجابت رسیدن دعاها، حضور قلب لازم است و حضور قلب زمانی است که انسان اشک بریزد. در مجلس امام حسین(ع) زمانی حضور قلب ایجاد می‌شود که شما بگویید «یا حسین» و اشکتان جاری شود و بعد از آن لحظه، هر کدام از ائمه که به ایشان متوسل شده‌اید را صدا کنید و بلافاصله جواب توسل را بگیرید.

محرم در حال پایان است. سعی کنید در این روزهای انتهایی، به جهت شکرانه‌ی دعوت شدن به مجالس امام حسین(ع)، فراوان ذکر الله اکبر، لا اله الا الله، الحمدلله، سبحان الله، قدوسٌ قدوس را بگویید؛ زیرا در روز قیامت اولین چیزی که در مورد انسان گواهی می‌دهد زمین است. تکه‌های زمین گواهی می‌دهد که این بنده بر روی من گناه و معصیت و بدی و ظلم کرده است، یا تکه‌های زمین گواهی می‌دهد که این بنده بر روی من نشسته است و بر امام حسین(ع) گریه کرده است.

امام علی(ع) در نقاط مختلف مسجد کوفه نماز می‌خواندند. از ایشان علت این کار را جویا شدند. ایشان فرمودند: من می‌خواهم جای‌جای مسجد کوفه در روز قیامت گواهی دهد که علی(ع) بر روی این زمین نماز خوانده و سجده کرده و از خوف خداوند گریه کرده است.

در زمان‌های گذشته، بسیاری از افراد تا اربعین امام حسین(ع)، چهل منبر و چهل مجلس روضه می‌رفتند و هر کجا که پرچم روضه بالا بود به آنجا می‌رفتند تا جای‌جای مختلف زمین در روز قیامت گواهی دهد که آن‌ها بر روی آن‌ نقاط بر امام حسین(ع) گریه کرده‌اند.

عالم بزرگوار که از پیرغلامان اهل‌بیت(ع) است نقل می‌کند که در زمان جوانی درحالی‌که طلبه بودم، یک سال از اول محرم تا انتهای ماه صفر شصت شبانه‌روز، روزی چهار منبر رفتم و بر امام حسین(ع) گریه کردم و هر لحظه رقت قلبم بیشتر می‌شد. ماه صفر به انتها رسید و در ذهن خود فکر می‌کردم که بابت این کار امام حسین(ع) می‌خواهد به من چه چیزی بدهد؟ آیا بهشت می‌دهد؟ آیا مقام یا آبروی دنیوی می‌دهد؟

شبی در عالم رؤیا پسربچه‌ای آمد و به من گفت که امام حسین(ع) تو را فرا می‌خواند. من با این پسر همراه شدم و متوجه شدم که در مدینه در کنار حرم رسول‌الله(ص) هستم و متوجه شدم که امام حسین(ع) روبه روی پنجره‌ی خانه‌ی حضرت زهرا(س) چهار زانو نشسته‌اند. من ادب کردم و دور ایستادم.

آقا رو به من کردند و فرمودند: جلو بیا و بنشین. من جلو رفتم و در کنار ایشان نشستم. حضرت فرمودند: این شب‌ها و روزها چه می‌گویی که حسین(ع) می‌خواهد به من چه چیزی بدهد؟! گویا ایشان از من ناراحت بودند و بعد ادامه دادند: همین‌که شصت روز و شب، تو را دعوت کردم که به مجلس من بیایی همه چیز به تو داده‌ام، منتظر چه چیزی هستی؟! اما چون فرزند امام علی(ع) و حضرت زهرا(س) هستم برای تو چیزهای دیگری نیز اضافه می‌کنم و اینکه این شصت روز و شب تو را قبول کردم.

او می‌گوید: از رؤیا بیدار شدم و سجده‌های شکر کردم که عنایت امام حسین(ع) شامل حال من شده است.

رسول اکرم(ص) فرمودند: شما را نمی‌بینم که در باغ‌های بهشت بخرامید و گردش کنید. اصحاب سؤال کردند: درحالی‌که ما در دنیا هستیم چگونه در باغ‌های بهشت گردش کنیم؟ ایشان فرمودند: منظورم آن بهشت نیست بلکه منظورم بهشت دنیا است و آن مجالسی است که در آن ذکر خداوند متعال گفته شود.

مجالس امام حسین(ع) مکانی است که در آن، قرآن و صلوات و ذکر خداوند متعال و زیارت عاشورا و دعای علقمه و مانند این‌ها خوانده می‌شود و مجالس این‌چنین باغ بهشت است و خداوند کسی را که داخل در بهشت کند، دیگر خارج نمی‌کند. در این مجالس، امام حسین(ع) به ما جلوه می‌کنند و اگر بخواهیم گناهی کنیم به یاد پیشانی شکسته‌ی خواهر بزرگوار ایشان، از ارتکاب به آن گناه حیا می‌کنیم.

شرایط استجابت دعا

دلیل اهمیت مجالس امام حسین(ع) این است که این مجالس، مجالس ذکر خداوند متعال و مجالس اجابت دعا است. برای اینکه آیه‌ی «اُدْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ» شامل حال ما شود و دعا به استجابت برسد، باید شرایطی رعایت شود. از جمله اینکه:

– دعاکننده باید قلبی محزون داشته باشد، قلبی که در آن رگه‌های حزن و اندوه باشد.

رسول اکرم(ص) فرمودند: زمانی که خداوند متعال بنده‌ای را دوست داشته باشد، در دلش رشته‌ای از حزن می‌گذارد زیرا این حزن، وسیله‌ی اجابت دعا است زیرا خداوند دل محزون را دوست دارد و دل محزون وسیله‌ای است برای گریستن؛ و به‌راستی کسی که از روی حزن دل و از ترس خداوند و برای رضا و خشنودی خداوند اشک بریزد داخل آتش نمی‌شود تا زمانی که شیری که سینه‌ی مادر درآمده است به آن بازگردد.

این حزن به این شکل است که گویا همیشه انسان احساس می‌کند که غریب است و گویا عیش او کامل نیست؛ زیرا خداوند می‌فرماید که من سوزی از حسین(ع) در دل بنده‌ی مؤمن خود می‌گذارم و این سوز از حسین(ع) که در دل او می‌آید حزن نیز همراه آن می‌آید.

به کربلا که می‌روید، در آنجا همه چیز وجود دارد اما دلتان آرام نیست و هرچه بیشتر بمانید این حزن بیشتر می‌شود. در بین‌الحرمین یا حرم حضرت عباس(ع) یا کف العباس یا تل زینبیه و یا حتی به هتل که می‌آیید این حزن بیشتر می‌شود.

سپس رسول خدا(ص) فرمودند: عبادت‌کنندگان به مزد و پاداشی به‌اندازه‌ی مزد و پاداشی که قلب محزون، اشک بر گونه جاری می‌کند دست پیدا نخواهد کرد و آنان در رفیق اعلی خواهند بود.

خداوند بهشت را توصیف کرده است که عدن یا جنت یا فردوس و یا خُلد چه ویژگی‌هایی دارد اما رفیق اعلی جایی است که هیچ کس از کیفیت آن باخبر نیست.

رسول اکرم(ص) فرمودند: بین بهشت و جهنم گردنه‌هایی وجود دارد. از این گردنه‌ها عبور نمی‌کنند مگر انسان‌هایی که اشک چشم برای رضا و خشنودی خداوند متعال دارند.

– شرط دیگر استجابت دعا این است که دعا باید بعد از دعا برای فرج امام زمان(عج) باشد.

اگر می‌خواهید خداوند متعال دعایتان را اجابت کند، ابتدا برای فرج امام زمان(عج) دعا کنید زیرا پشتوانه‌ی اجابت دعای شما این است.

– شرط دیگر استجابت دعا این است که دعا بعد از صلوات بر پیامبر(ص) باشد.

فرمودند: دعای شما باید این توانایی را داشته باشد که تا عرش الهی برود و در عرش الهی به اجابت برسد. صلوات قبل از دعا و بعد از دعا، دو بالی است که موجب بالا رفتن دعای شما تا عرش الهی می‌شود.

– شرط دیگر استجابت دعا این است که قبل از دعا برای خود، باید برای دیگران دعا کنید.

– شرط دیگر استجابت دعا این است که باید قبل از دعا توبه و استغفار کنید.

– شرط دیگر استجابت دعا این است که قبل از دعا، نیمه‌ شب از خواب برخیزید و آنگاه دعا کنید.

– شرط دیگر استجابت دعا این است که قبل از دعا، بر وجود نازنین امام حسین(ع) گریه کنید.

– شرط دیگر استجابت دعا این است که قبل از دعا، دل‌سوخته‌ای را ببینید و او را دعوت به صبر کنید و سپس با آن دل‌سوخته دعا کنید.

حال این روزها دل‌سوخته‌تر از حضرت ام‌البنین(س) یا حضرت زینب(س) چه کسی است؟ چه چیزی سخت‌تر از اینکه با قاتل برادر همسفر شوید؟ این روزها کاروان‌سالار اُسرا، شمر ملعون است؛ و حضرت زینب(س) شبانه‌روز صدای این لجّاره را می‌شنود و قیافه‌ی او را می‌بیند. آنان با قاتل علی‌اکبر(ع) و علی‌اصغر(ع) همسفر هستند.

– شرط دیگر استجابت دعا این است که قبل از دعا، کنار مرقد مطهر امام حسین(ع) بروید و در آنجا دعا کنید.

امام حسین(ع) فرمودند: قبر من در دل دوستانم است هر کس با دل شکسته‌اش به درگاه خداوند متعال دعا کند، گویا کنار مرقد من آمده است و دعا می‌کند. اینجا است که این نکته معنا پیدا می‌کند که حضور قلب یعنی گریه بر امام حسین(ع).

دستی که شما از روی عشق به سینه می‌زنید گویا دست به ضریح مطهر امام حسین(ع) زده‌اید.

دعای امام علی(ع)

امشب شب دعا و ذکر است و این دعا از امام علی(ع) نقل شده است و از آن دعاهای عجیب است که جا دارد انسان این دعا را بر روی چشمان خود بگذارد.

امام علی(ع) فرمودند: هر زمان که در مال یا زندگی یا اولاد شما مشکلی پیش آمد، یا اگر به دنبال فرزنددار شدن هستید، این دعا را بخوانید تا در همه‌ی امور زندگی شما گشایش بشود.

سعی کنید بعد از هر نماز، تسبیحات حضرت زهرا(س) را بگویید و بعد این دعا را بخوانید: «اللَّهُمَ إِنّی اَتَوَجَّهُ إِلَیْکَ بِنَبیِّکَ نَبیِّ الرَحمةِ وَ اهل‌بیتهِ الَّذِینَ اخْتَرْتَهُمْ عَلی عِلْمٍ عَلَی الْعالَمِینَ اللَّهُمَ ذَلِّلْ لِی صُعُوبَتَهَا وَ اکْفِنِی شَرَّهَا فَإِنَّکَ الْکَافِی الْمُعَافِی وَ الْغَالِب وَ الْقَاهِر».

امام علی(ع) در انتها می‌فرماید این دعا حرز است. می‌توانید همراه خود نگه دارید تا از بلاها شما را حفظ کند.

ثمرات اشک بر امام حسین(ع) و لزوم حفظ مجالس ایشان

شما در مجلس امام حسین(ع)، راه به فضایل ایشان پیدا می‌کنید.

مرحوم آیت‌الله گلپایگانی می‌فرماید که این عزاداری‌ها مرام و مسلک مردم و جزء دین و عقیده‌ی مردم شده است و با گوشت و پوست و خون آنان ممزوج شده است و اگر این‌ها نباشد جلوی بسیاری از دستورات اسلام هم گرفته می‌شود و از میان مردم می‌رود. مردم، احکام دین و واجبات دین را فراموش می‌کنند و تلاوت قرآن را از یاد می‌برند.

به همین جهت مرحوم امام خمینی(ره) می‌فرمایند: اگر روشنفکران تأثیر سیاسی و اجتماعی و اخلاقی و دینی مجالس و روضه و گریه بر امام حسین(ع) را می‌فهمیدند هرگز به این مجالس با دیده‌ی تردید نگاه نمی‌کردند.

مقام معظم رهبری می‌فرمایند که امام حسین(ع) آتشی در کربلا برافروخته است و ما با گریه‌ها و عزاداری‌ها و برگزاری مجالس ایشان، جلوی سرد شدن این آتش را باید بگیریم.

رسول اکرم(ص) فرمودند: جبرئیل آمد و عرض کرد: یا رسول‌الله! حق، شما را سلام می‌رساند و می‌فرماید: به‌اندازه‌ی هر درهمی که برای حسینِ تو خرج کنند، هفتاد حسنه به اضافه‌ی قصری در بهشت به آن‌ها می‌دهد؛ و اگر اشکی بریزند، اشکشان را در قواریر (شیشه‌های سبز) جمع می‌کنند و روز قیامت به او می‌دهند و می‌گویند: آن را بگیر و از آتش فاصله بگیر؛ آتش از آن‌ها پانصد سال راه، فاصله می‌گیرد. حضرت رسول(ص) خندیدند و فرمودند: بشارتِ کمی نیست برای محبان حسین(ع).

امام محمدباقر(ع) فرمودند: هر مؤمنی که برای شهادت حسین(ع) اشک بریزد و اشکش بر گونه‌اش جاری شود، خداوند او را در بهشت ساکن می‌کند. هر مؤمنی که یاد کند آزارهایی که ما ائمه(ع) در دنیا تحمل کردیم و اشکش بر گونه‌اش جاری شود، خداوند تبارک و تعالی به بهانه‌ی این اشک، او را در قیامت با صدّیقین همراه می‌کند؛ و اگر کسی در مسیر ما آزار ببیند و اشک بر صورتش جاری شود، خداوند قسم خورده است که تمام ناراحتی‌های قیامت را از او دور کند.

ما مجالس امام حسین(ع) را تشکیل می‌دهیم تا علاوه بر اشک ریختن، از فضایل ایشان و یاران ایشان بگوییم تا فضیلت و کرامت و راه درست زندگی کردن را بیاموزیم؛ اگر بد هستیم، خوب شویم و اگر خوب هستیم، خوب‌تر شویم و به سمت بدی نرویم.

چند دسته که شیطان به وجودشان راه ندارد:

به ما گفته‌اند که شیطان می‌گوید: پنج دسته هستند که منِ شیطان هیچ راهی به وجودشان ندارم و نمی‌توانم مانعِ فضایل، تقوا و کوشش آن‌ها در درست شدن، شوم:

  1. کسانی که در انجام اعمالشان، نیت صادق دارند و توکل آن‌ها بر خداوند است.

توضیح این مورد را در جلسات گذشته دادیم. هر صبح، یک فرشته و یک شیطان، نزد انسان می‌آیند که بسته به اعمال بنده، یکی از آن‌ها همراه او می‌شود؛ اگر بنده‌ای روزِ خود را با نیتِ صادق و توکل بر خداوند آغاز کند، آن شیطان، رانده می‌شود و بنده در معیت ملَک ربّانی، ایام خود را می‌گذراند.

  1. کسانی که ذکر مدام و تسبیحات را در وجود خود، نهادینه و دائمی می‌کنند، شیطان را عاجز می‌کند.

شیطان به سراغ حضرت عیسی(ع) آمد که او را فریب دهد. به او گفت: تو بدون پدر به دنیا آمده‌ای، تو مرده را زنده می‌کنی، تو در پرنده‌ی گِلی، روح می‌دمی، تو بیماران لاعلاج را شفا می‌دهی، پس تو حتماً خدا یا پسرِ خداوند هستی. هرچه عیسی(ع) را وسوسه می‌کرد، او فرار می‌کرد تا اینکه جبرئیل(ع) آمد و به عیسی(ع) فرمود: این بار که شیطان به سراغت آمد، بگو: «سُبحانَ اللهِ سُبحانَ اللهِ سُبحانَ الله» که او می‌گریزد و دیگر به سراغ تو نمی‌آید.

  1. کسانی که فضیلتی را در خودشان نهادینه کنند و صفتِ آن‌ها شود.

ما عمل داریم و صفت؛ که دو مقوله‌ی متفاوت هستند. عمل را گاهی انجام می‌دهیم و گاهی انجام نمی‌دهیم اما صفت، عملی است که در انسان، نهادینه شده است که اگر آن را انجام ندهد، غمگین می‌شود. مثلاً کسی که سخاوت در وجودش نهادینه شده باشد و صفتِ او شده باشد، جستجو می‌کند تا شخص گرفتاری را پیدا کند و به او بخشش کند و اگر کسی را پیدا نکند، غمگین می‌شود. انسانی خوش‌اخلاق است که خوش‌اخلاقی، جزء صفات او شده باشد و نتواند آن را ترک کند. فضیلت‌ها اگر جزء صفات نشده باشند، بعد از مدتی ترک می‌شوند.

امام حسین(ع) یا حضرت زینب(س) و یا اولیای خداوند، اگر هزاران سال هم زندگی کنند، باز هم همان‌گونه رفتار می‌کنند که در طول عمر خود، رفتار کرده‌اند زیرا فضایل اخلاقی، جزئی از صفات آن‌ها شده است.

توکل به خداوند باید جزئی از صفات شده باشد. کسی که توکل، جزء صفات او شده است، هنگامِ داشتن و یا نداشتن، به خداوند تکیه می‌زند که خداوند فرموده است: وقتی نداشته باشی و بر من توکل کنی، من هم از جایی که فکرش را نمی‌کنی، روزی‌ات می‌رسانم. خدایی که روزیِ پرندگان کوچک را در لابه‌لای دندان‌های نهنگ‌های بزرگِ دریا قرار داده است، آیا ما انسان‌ها را نمی‌بیند که به ما روزی دهد؟!

پیامبر(ص) فرمودند: پرنده‌ای کور را دیدم که ذکر خداوند را می‌گفت. خداوند، پرنده‌ای دیگر را مأمور کرده بود که با نوکش برای او ذره‌ذره غذا و آب بیاورد و او را سیر کند. پرنده‌ی کور پس از سیر شدن، دوباره مشغول به ذکر خداوند شد و این بار این ذکر را می‌گفت که: ای خدایی که پرنده‌ی کوری را فراموش نکردی، بندگانت را فراموش نکن.

کسی که بر خداوند توکل دارد، از نداشتنِ روزی، نمی‌ترسد زیرا زمانی باید بترسد که خداوند بمیرد یا فراموش کند یا غافل شود و یا خزانه‌هایش تمام شود؛ و هیچ کدام از این‌ها در خداوند راه ندارد.

وقتی ذکر، صفتِ انسان شود، انسان حتی در خواب هم ذکر می‌گوید. خداوند رحمت کند خانم مالک را. ایشان در خواب با هر با از این پهلو به آن پهلو غلتیدن، ذکر «الله جَلَّ جَلالَهُ رَبّی» می‌گفتند درحالی‌که کاملاً خواب بودند. یکی از صفات انبیا(ع) است که چشمشان خواب است اما دلشان بیدار است؛ و دل، وقتی بیدار است که به ذکر خداوند مشغول باشد.

  1. صبر هم یکی از مواردی است که اگر در انسان نهادینه شود و جزئی از صفت انسان شود، شیطان نمی‌تواند در آن انسان راه یابد؛ صبر در مقابل مصائب.

قرآن کتابی است جامع برای تمام بشریت که شش هزار و اندی آیه دارد و چون بعد از آن، دیگر کتاب آسمانی نازل نمی‌شود، پس خداوند باید تمام لوازمات مورد نیاز زندگی بشر را در آن می‌گنجاند و از طرفی نباید بسیار طولانی می‌شد زیرا باید قابل حمل و نقل و استفاده‌ی روزانه باشد، بنابراین آیات، در آن به اختصار بیان شده است. خداوند باید ریشه‌ی مسائل را بگوید و پیامبر(ص) آن‌ها را بسط دهد و امام هم، زمینه‌ی عملی آن‌ها را فراهم کند.

حال، یک مسئله چقدر باید مهم باشد که خداوند در این کتابی که بنایش بر اختصار است، صد مرتبه بر آن مسئله تأکید کرده باشد؛ خداوند در قرآن مجید صد مرتبه بر «صبر» تأکید فرموده است، چه آشکارا و چه در لفافه. اهمیت صبر، انواع صبر، خصوصیات صابران، اجر صابران، نتایج صبر، بدبختی‌هایی که در جامعه‌ای که مردم آن صبر ندارند، به وجود می‌آید و …

نتایج صبر از منظر آیات قرآن

1) محبت خداوند: «وَ اللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ»؛ خداوند صابران را دوست دارد.

این اولین نتیجه‌ی صبر است. تمام اعمال و مجاهدات و تلاش و کوشش ما برای این است که خداوند ما را دوست داشته باشد؛ و خداوند می‌فرماید صبر کنی، تو را دوست دارم.

خداوند در روز قیامت وقتی خوبان را جمع می‌کند، آن‌ها را به اسم صدا می‌زند و می‌فرماید: منِ خدا از تو عذر می‌خواهم که در دنیا دعا کردی و من اجابت نکردم و تو صبر کردی! امام صادق(ع) در اینجا می‌فرماید: صابر، بهشت را دیگر برای چه می‌خواهد؟! بهشتِ صابر این است که خداوند در نزد همه، به او می‌گوید: من از تو عذر می‌خواهم! صابر می‌گوید: خدای من، اگر می‌دانستم که تو به من این‌گونه می‌گویی و از من عذر می‌خواهی، ای کاش بدنم را تکه‌تکه می‌کردند و من صبر می‌کردم.

2) نصرت و پیروزی: «إِنَّ اللّه مَعَ الصَّابِرِینَ»؛ خداوند با صابران است.

نتیجه‌ی صبر این است که صابر، هم‌قدم با خداوند و در معیت خداوند قرار می‌گیرد. زینب(س) ظاهراً شکست خورده است اما خداوند با زینب(س) است. امام حسین(ع) ظاهراً شکست خورده است و سرش بر بالای نیزه رفته است اما کجا سر مطهر حسین(ع) بود که خداوند نبود؟!

3) به دست آوردن بهشت: «أُوْلئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِما صَبَرُوا»؛ خداوند می‌فرماید: در بهشت، غرفه‌ی مخصوص برای صبرشان به آن‌ها می‌دهم. ثواب صبر با همه‌ی عبادت‌های دیگر متفاوت است.

4) پاداش بی‌حساب: «إِنَّما يُوَفَّي الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ»؛ خداوند می‌فرماید من برای صابران اجری بی‌حساب در نظر گرفته‌ام. تمام عبادت‌ها، میزانِ مشخصی، اجر دارند اما چند عبادت است که اجرش بی‌حساب است، یکی از آن‌ها صبر است.

5) بشارت: «وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ»؛ خداوند می‌فرماید بشارت بده به صابران که آن‌ها پیروز هستند.

6) موهبت و لطف خصوصی: «وَ مَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ»، اجر آن صبری که در زندگی می‌کنی، فقط با خداوند است که با تو چه کند و به تو چه بدهد، هیچ کس از مزد و اجرت خبر ندارد جز خداوند.

7) صبر باید فقط برای خداوند باشد نه برای خوشنام شدن نزد دیگران: «وَ لِرَبِّکَ فَاصْبِرْ»، دنیا نمی‌ارزد که برای جلب نظر کسی صبر کنی، باید فقط برای خداوند صبر کنی زیرا صبر کردن، کار سخت و مشکلی است که نمی‌ارزد کس دیگری را در آن دخیل قرار دهی.

8) صبر از صفات تمام انبیا است: «كُلٌّ مِنَ الصَّابِرِينَ»، تمام انبیای الهی بر بلاها و آزارها صابر بودند.

9) صبر، کلید بهشت است. کسانی که در دنیا صبر ندارند، درهای بهشت بر روی آن‌ها باز نمی‌شود.

10) صبر بر بلاها و آزمایش‌های الهی، محک و ملاک ایمان است: «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّىٰ نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِينَ مِنْكُمْ وَ الصَّابِرِينَ»؛ ما شما را امتحان می‌کنیم تا ببینیم مجاهد و غیر مجاهد کیست و صابر و با تحمل کیست.

همه، ادعای دین و جانفشانی در راه قرآن و اسلام می‌کنند اما با امتحان است که مشخص می‌شود چه کسی ادعای درست دارد و تلاشگر است و چه کسی خیر.

11) صبر باعث می‌شود که شما صلوات خداوند را دریافت کنید: «أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ»، در هر زمینه‌ای که صبر کنید، خداوند، درجه و مقامی را که برای پیامبر آخرالزمان اختصاص داده؛ یعنی بر ایشان صلوات فرستاده است را برای صابر هم در نظر می‌گیرد.

12) می‌گویند شاید یکی از علت‌هایی که خداوند در قرآن، صلوات فرستادن بر پیامبر(ص) و اهل‌بیت ایشان را واجب فرموده است، صبر پیامبر(ص) و اولاد ایشان بوده است. هر صابری که صبوری کند، خداوند این مقام را هم برای او در نظر می‌گیرد اما با این تفاوت که در مورد پیامبر(ص) می‌فرماید «خداوند و ملائکه و همه‌ی مؤمنین بر او صلوات می‌دهند»؛ و برای صابران می‌فرماید «خداوند» بر آن‌ها صلوات می‌دهد.

13) صبر برای ایمان به منزله‌ی سر برای بدن است. اگر سر را از بدن جدا کنند، هم سر و هم بدن، کارایی خود را از دست می‌دهند. انسان هم اگر صبر نداشته باشد، زندگی‌اش هرگز روبه‌راه نخواهد بود.

14) صبر، میزانِ درجات بهشت است.

کنار دروازه‌ی بهشت، از جانب خداوند ندا می‌آید: «سَلامٌ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ»؛ سلام بر شما ای بهشتیان به خاطر صبری که در دنیا کردید. «أُوْلئِکَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِما صَبَرُوا»، خداوند برای شما غرفه‌هایی را در نظر گرفته است به خاطر صبری که کردید. «وَ جَزاهُمْ بِما صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَريراً»، باغ‌های بهشت و لباس‌های حریر، جزای صبر شما در دنیا است.

15) اما صبر دارای درجاتی است.

* در حدیث آمده است صبر بر مصیبت، سیصد درجه دارد. مصیبت زده، گریه می‌کند، اشک می‌ریزد، دل‌تنگی می‌کند اما کفر نمی‌گوید و ناشکری نمی‌کند.

* صبر بر طاعت و صبر بر ادامه‌ی صراط مستقیم، ششصد درجه دارد. صبر در روزه‌داری، استقامت در حفظ حجاب، استقامت در به دست آوردن مال حلال؛ کسی که درآمدش کم است اما برای بیشتر کردنش، خود را به حرام آلوده نمی‌کند و… . اطاعت خداوند امر آسانی نیست زیرا انسان مدام در حال جنگ با شیطان و با نفس خود است.

* صبر در مقابل معصیت، نهصد درجه ثواب دارد. از خوف و هیبت خداوند؛ و به خاطر دین و عقیده؛ و به خاطر عزت نفس خود که آدمیزاد هستم، معصیت خداوند را نکردن، خصوصاً در آخرالزمان.

از درجات صبر، متوجه می‌شویم که چقدر خداوند دوست دارد که انسان، کفّ نفس (جلوی نفس خود را گرفتن) داشته باشد. صبر در مقابل گناه، سرچشمه‌ی تمام کمالات است و عقل انسان را کامل می‌کند و انسان را در دایره‌ی اولوا الالباب قرار می‌دهد.

عجیب است که در قرآن، صبر و شکر با هم آمده است «لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ»، هر آدمِ صبوری، شکور هم هست. صبر، شکر می‌آورد؛ شکر که توانستم از این ورطه‌ی بلا عبور کنم.

امام حسین(ع) در روز عاشورا پسرش را در بغل گرفت و فرمود «يَا بُنَيَّ اِصْبِرْ عَلَى اَلْحَقِّ وَ إِنْ كَانَ مُرّاً»؛ پسرم بر حق، ایستادگی و صبر کن اگرچه حق، تلخ و سخت است.