بسم‌الله الرحمن الرحیم

یا فاطمة الزهرا اغیثینی

هشتم صفر، 26 مهر 97

 

محورهای سخنرانی:

شب جمعه، شب ذکر، دعا، باز شدن درهای رحمت و شب زیارت امام حسین(ع)

باز شدن درهای اجابت خداوند با صلوات بر حضرت محمد(ص) و آل ایشان

نتایج اطاعت و ذکر خداوند

اهمیت دعا کردن در شب‌های جمعه

طلب صلوات، رحمت، مغفرت و ثبات قدم در زیارت عاشورا

 

شب جمعه، شب ذکر، دعا، باز شدن درهای رحمت و شب زیارت امام حسین(ع)

شب‌های جمعه هزار درِ رحمتِ خداوند به روی بندگانش باز است؛ برای شب‌زنده‌داران، گنه‌کاران، بیماران، فقرا، بیماران، درماندگان و در راه ماندگان از غروب آفتاب تا فردا، هزار در رحمت باز است و ملائکه دسته‌دسته صدا می‌کنند که گنه‌کاری هست که بخواهد توبه کند؟ خدا منتظرش است. دردمندی می‌خواهد شفا بگیرد؟ خدا منتظرش است، حاجتمندی می‌خواهد حاجت بگیرد؟ خدا منتظرش است. تا سحر ملائکه صدا می‌کنند و هزار در رحمت خدا یکسره به روی بندگان خدا گشوده و باز است.

خدا رحمت کند خانم مالک را، می‌فرمودند: شب‌های جمعه که در مجلس می‌نشینی، صاف بنشین و تکان نخور زیرا ممکن است بانوی پهلو شکسته در کنارت نشسته باشد شما صورت ایشان را نمی‌شناسی و نمی‌دانی به چه شکل و شمایلی وارد می‌شوند.

مجلس امام حسین(ع) است و شب جمعه، یقین بدان امام حسین(ع) همین اطراف هستند و نگاهتان می‌کنند و صدایتان را می‌شنوند؛ چون حدیث داریم که امام حسین(ع) مستقیم از عرش به گریه کنندگانشان نگاه می‌کنند.

الهی به درگاهت هزاران بار تکبیر و تهلیل و تحمید و تسبیح و تقدیس عرضه می‌داریم که زنده هستیم و مهمان سفره‌ی بابرکت خامس آل عبا ابی‌عبدالله الحسین(ع) هستیم و هر روز ابی‌عبدالله از ما پذیرایی می‌کنند به لقمه‌های پنهان معنوی که الآن نمی‌بینیم و فقط احساسشان می‌کنیم و می‌چشیم؛ و به لقمه‌های زیاد مادی؛ روزانه برای دنیا و آخرتمان و برای رشد عقلمان و رونق زندگی‌مان و… از مکتب ابی‌عبدالله الحسین(ع) واحد به واحد و کلاس به کلاس می‌گذرانیم و ان‌شاءالله که اربعین پایان‌نامه‌ی ما را اباعبدالله(ع) امضا خواهند کرد.

امام جعفر صادق(ع) فرمودند: همه‌ی شب‌ها و بالأخص شب‌های جمعه، هنگام غروب آفتاب من سفارش می‌کنم که شیعیان من حتماً و حتماً از این دعا برای یک هفته‌ی خودشان نتیجه بگیرند:

«یا مَن یَختِمُ النَبُوَّةَ بِمُحَمدٍ صَلی الله علیه و آله اِختِم لِی یَومِی هذا بِخَیر شَهری بِخیرٍ وَ سَنَة بِخیرٍ وَ عُمرِی بِخیرٍ اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیر»

ای خدایی که ختم کردی نبوت صد و بیست و چهار هزار پیامبر را به نبوت پیامبر اکرم(ص) و اهل‌بیت ایشان، خدایا امروزِ من را ختم به خیر کن، خدایا این ماه را برای من به خیر تمام کن، خدایا امسال و عمر من را ختم به خیر کن، به‌درستی که تو بر همه‌چیز قادر هستی.

باز شدن درهای اجابتِ خداوند با صلوات بر حضرت محمد(ص) و آل ایشان

شرایط اجابت دعا چیست؟

امام جعفر صادق(ع) فرمودند: دعا محجوب است و مستجاب نمی‌شود مگر اینکه بر پیامبر و اهل‌بیت پیامبر(ص) صلوات فرستاده شود.

اگر خدا را به قرآن قسم بدهی، به امام حسین(ع) قسم بدهی و هر دعایی که می‌خواهی بخوانی؛ طبق فرموده‌ی حضرت، این دعای شما محجوب است؛ اگر می‌خواهی در رحمت خدا برایت باز شود و دعایت مستجاب شود، این امر با صلوات و درود بر پیامبر(ص) و اهل‌بیت صورت می‌گیرد، در غیر این صورت، این در باز نمی‌شود.

چرا این‌طور است؟

در حدیث قدسی، خداوند می‌فرماید: من بر خودم واجب کردم هیچ بنده‌ای، من را به حق پیامبر آخرالزمان و آلش نخواند مگر اینکه گناهانی که بین من و او وجود دارد را پاک کنم؛ و هر کس من را به آبروی پیامبر صدا کند، من گناهانی را که بین او و خودم در این هفته و این ماه و… حجاب شده و جمع شده است، بر او می‌بخشم.

مانع اجابت دعای ما، معصیت ماست؛ که نمی‌گذارد دعای ما به آن نقطه‌ی اجابت برسد. وقتی صلوات و درود بر پیامبر(ص) فرستادم و خدا گناه بین من و خودش را پاک کرد، آن مانعِ اجابتِ دعای من، برطرف شده و بنابراین در‌های رحمت الهی برای من گشوده و باز می‌شود.

طبق فرموده‌ی امام صادق(ع) کسی که شب و روز در کنار شما است، امین شماست، کارهای شما را می‌کند و فرمانتان را می‌برد به مرور زمان او مانند اهل‌بیت شما می‌شود. حتی شما ممکن است کلید گاوصندوق خانه‌تان را به او بدهید. از القاب حضرت فاطمه‌ی زهرا(س) «اَمَة الله» است یعنی کنیز خدا؛ یعنی حضرت زهرا(س) آنقدر دور اسم خدا و جلال و جبروت خدا چرخیده‌اند و اطاعت خدای تبارک‌وتعالی را کرده‌اند که به منزله‌ی امین و خانواده‌ی خدا هستند و خداوند کلید رحمتش را در دستان فاطمه(س) گذاشته است. امام علی(ع) و آل پیامبر(ص) آن‌قدر در قرب و نزدیکی خداوند بودند و برای خدا گفتند و نوشتند و برای خدا جنگیدند و جان دادند و برای خدا صبر کردند و هدایت کردند و از بس که برای خدا بودند، خدا همه‌ی قدرتش را برای آن‌ها قرار داده است.

سید بحرُالعلوم می‌گوید: سوار مرکبم بودم و به کربلا می‌رفتم و با خود فکر می‌کردم که چرا این همه ثواب برای زیارت کربلا گفته‌اند؟

در راه، بزرگواری با من همسفر شد و به من گفت: سید! در فکر هستی. به چه فکر می‌کنی؟ گفتم: گویا خدا برای امام حسین(ع) خیلی حساب ویژه بازکرده است و نمی‌دانم چرا.

بزرگوار گفت: پادشاهی در بیابان لشگرش را گم کرد و تشنه و گرسنه شد. به خیمه‌ی پیرزنی رفت و به او گفت گرسنه‌ام. پیرزن یک بز داشت آن را کشت و برایش کباب درست کرد که بخورد. گفت: تشنه‌ام. پیرزن تنها آب خنکی که داشت را برایش آورد و از او پذیرایی کرد. پادشاه به شهرش برگشت و همه‌ی وزرایش را جمع کرد و گفت: می‌خواهم برای پیرزن جبران کنم چگونه جبران کنم؟ هر کس چیزی می‌گفت و پادشاه می‌گفت نه خیلی کم است. وزرا گفتند: پس چه چیز خوب است؟ پادشاه گفت: او هر چه که داشت برای من گذاشت پس من هر چه دارم برای او می‌گذارم.

چون امام حسین(ع) هر چه داشت برای خدا گذاشت، خدا هم همه چیز غیر از خداییِ خودش را برای امام حسین(ع) وسط آورده است. امام حسین(ع) نگفت فقط برادرم را می‌دهم، گفت بچه‌ی شش ماهه‌ام را هم می‌دهم، جانم را می‌دهم خانواده‌ام را هم به اسیری می‌دهم و… . چه کسی مانند امام حسین(ع) کرده است؟

این خیلی درکش آسان است. چرا وقتی دعا می‌کنم و از خدا چیزی می‌خواهم، باید درود بر پیامبر(ص) و اهل‌بیت پیامبر(ص) را قید بیاورم؟ چون خداوند، کلید رحمتش را به آن‌ها سپرده است و هیچ‌کس مانند اهل‌بیت(ع) به خداوند نزدیک نیستند و هیچ کس به اندازه‌ی آن‌ها فرمان خداوند را نبرده و اطاعت خدا را نکرده است.

نتایج اطاعت و ذکر خداوند

اگر ما خدا را اطاعت کنیم، سه اتفاق قشنگ برایمان می‌افتد:

  1. بر اساس اطاعت و بندگی خداوند، قلب ما ظرف مشیت خداوند می‌شود و به هر چه که مشیت خدا است، راضی می‌شویم.

خانم مالک از دو ساعت قبل از اذان صبح عبادت می‌کرد و به درگاه خداوند ناله می‌زد و نماز صبح که می‌خواند، ذکر آخرش این بود: «ماشاءالله»؛ هر چه تو بخواهی یعنی بر اثر آن بندگی نیمه‌شب، قلبش می‌شد ظرف مشیت خداوند؛ و دعای آخرشان این بود: «اُفَوِّضُ اَمری اِلی الله اِنَّ اللهَ بَصیرٌ بِالعِباد».

  1. اعضا و جوارح بدنم را به خدمت خدا بگیرم.
  2. زبان را بگشایم به ذکر خداوند.

روزی چهار مرتبه بگویم: «اَلحَمدُ لله عَلی کُلِّ نعمَة و عَلی کُلِّ حالٍ» برای همه‌ی نعمت‌ها در هر حالی سپاس.

اگر آن مشیت و آن اطاعت از خداوند تبارک‌وتعالی و این شکری که توفیقش را خدا به تو ارزانی داده است را یک‌جا جمع کنی، دیگر تو را به نامت صدا نمی‌زنند بلکه یک اسمی نزد خداوند داری؛ خدا از آسمان به تو می‌گوید تو «مهمان» من هستی. حدیث قدسی است: «اَهلُ طاعَتی فی ضیافَتی». این سه تا را تو جمع کن، خدا می‌گوید من سفره‌ی مهمانی برایت می‌گذارم. بنده‌ی خدا، مهمان خداست و پایان مهمانی، کلید بهشتش را دستش می‌گذارد تا هر جا که بخواهد در بهشت ساکن شود.

اما «اَهلُ ذکری فی نِعمَتی» درباره‌ی اهل ذکر و دوستان و بندگان خدا، آن‌هایی که مدام اعضا و جوارحشان در ذکر خدای تبارک‌وتعالی است، خداوند می‌فرماید که آن‌ها در نعمت من هستند و سر سفره‌ی نعمت من نشسته‌اند.

معنای این نعمت:

عالی‌ترین نعمت خداوند، رشد فکری و باز بودن راه تکامل است. کسی که می‌خواهد در تمام مراحل زندگی با چراغ عقلش حرکت کند، یکی از راه‌های آن، ذکر خداوند تبارک‌وتعالی است.

بالاترین نعمتی که خداوند به ذاکر خود می‌دهد کدام است؟ «فَاذکُروُنی اَذکُرکُم» صدایم کن، صدایت کنم. چقدر خوشحال می‌شوی خداوند فوق عرش تو را یاد کند؟ من به خدا محتاجم اما چرا خداوند من را صدا می‌کند؟ خداوند می‌فرماید: من دوست دارم که صدایت کنم. تو بر اساس «نیازت» من را صدا می‌کنی، من بر اساس «محبتم» تو را صدا می‌کنم. اکسیر اعظمی که انسان را به قرب خداوند می‌رساند، یاد خدای تبارک‌وتعالی است که رشد و توفیق عبادت و طاعت می‌آورد. آنچه انس با قرآن، فهم قرآن و معرفت اولیا خدا را می‌آورد ذکر خدای تبارک‌وتعالی است.

برای همین است که می‌فرماید: «اِنِّی اَنا الله لا اِلهَ الا انا فَاعبُدنِی وَ اَقِم الصَّلوةَ لِذِکری» همانا بدانید من خدا هستم و هیچ معبودی به جز من نیست. فرمان من را ببر و من را عبادت کن و نماز بخوان که من را یاد کنی و من تو را یاد کنم.

چگونه این ذکر، من را می‌برد که در نعمت خداوند غرق بشوم؟ چگونه آن طاعت، من را مهمان خدا می‌کند؟

آمد خدمت آیت‌الله بهجت و پرسید: آقا! آدم‌هایی که اراده‌ی ضعیفی دارند و تصمیم می‌گیرند و عملی نمی‌کنند، آدم‌هایی که ایمانشان ضعیف است و اعتقاد با ثباتی ندارند، این آدم‌ها چه‌کار کنند که درست شوند؟ آیا راهی است؟ آقا فرمودند: بله راهش این است که آنچه را که خدا تحت اختیار او قرار داده است، اختیاراً خرج راه معصیتش نکند. این کار به مرور زمان موجب می‌شود که اراده‌ات قوی شود (به مرور زمان باعث می‌شود که تو وقتی با دستت ستم نکردی و کسی را نترساندی و مال کسی را نبردی، این دست تربیت شود).

شخص دیگری آمد و پرسید: آقا جان! می‌خواهم به قرب خدا راه پیدا کنم و دوست و رفیق خداوند بشوم، چه‌کار باید بکنم و راهش چیست؟

آقا نگاهی کردند و فرمودند: اگر طالب صادق هستی و می‌خواهی به قرب خدا برسی، فقط و فقط ترک معصیت کافی و وافی است؛ اگرچه هزار سال عمر کنی. (عملی را که خدا دوست ندارد انجام نده وگرنه اگر تو روزی هزار رکعت نماز هم بخوانی، آن عمل تو را جایی نمی‌برد؛ به شرطی که ترک گناه کنی شما را به جایی می‌رساند) اگر آدم ترک گناه کند، به درک حقایق خدا می‌رسد؛ حقیقت زیارت امام حسین(ع)، حقیقت وجود خودش، حقیقت زیارت عاشورا، حقیقت امام زمان(عج)، حقیقت انسانیت و حق‌گویی، حقیقت اخلاق و …

چرا به اینجا نمی‌رسیم؟

پیامبر(ص) فرمودند: اگر چهل روز خودت را برای خدا خالص کنی، چشمه‌های حکمت در دلت می‌جوشد.

چند روز است که عاشورا می‌خوانیم و حسین حسین می‌کنیم و گریه می‌کنیم؟ باید یک ذره حقیقت درک کنم یا نه؟ باید این سؤال در ذهنم ایجاد بشود که من که هر روز عاشورا را می‌خوانم باید راه رسیدن به این‌ها را هم پیدا کنم یا نه؟ ماه محرم دارد تمام می‌شود. پس چرا درک حقیقت نمی‌کنم؟

به جهت اینکه معصیت، حجاب است. حجاب چه؟ حجاب یاد خدا.

فکر و ذکر باید باهم باشد تا حقایق روشن شود.

حالا چرا ذکر هم که می‌گویم، حقایق روشن نمی‌شود؟

به جهت اینکه دیدگاه‌هایمان، دیدگاه‌های مادی و دنیوی شده و حب دنیا در جلوی چشممان پرده شده است. اگر حقیقت بیاید اینجا بایستد، من نمی‌شناسمش! مگر امام حسین(ع) جلوی شمر نایستاده بود؟ امام حسین(ع) حق بود یا ناحق؟ پس چرا شمر حق را تشخیص نمی‌داد؟ مگر امام حسین(ع) جلوی عمر سعد نایستاده بود؟ مگر از بچگی باهم هم‌بازی نبودند؟ مگر صدای امام حسین(ع) را نمی‌شنید؟ مگر غربتش را نمی‌دید؟ پس چرا تشخیص نمی‌داد؟ زیرا در سر عمر سعد، وعده‌ی حکومت ری بود.

یک‌سونگری و فقط دنیا را در نظر گرفتن، نمی‌گذارد که آدم حقیقت را ببیند. تمام حقیقت جلوی عمر سعد ایستاده بود. وقتی شمر شمشیر می‌کشید، رویش را برگرداند اما مانع نشد چون به نظرش حکومت ری نقد بود. حجاب مادی‌گرایی چشمان حقیقت‌بینشان را نابینا کرده بود.

دنیا جلوه دارد؛ قشنگی‌های دنیا آن‌قدر جلوه دارد که خداوند در قرآن به پیامبر(ص) می‌فرمایند به قشنگی‌های دنیا چشمانت را ندوز.

اگر برای کسی دنیا جلوه کرد چه می‌شود؟

– اولین اثرش این است که تشخیص حقیقت نمی‌دهد اگرچه این حقیقت مقابل چشمش باشد.

– دومین اثرش این است که مدام دچار خطورات نفسانی می‌شود و حتی یک لحظه شیطان رهایش نمی‌کند. حتی اگر در حرم امام حسین(ع) باشد، حتی اگر در نماز باشد.

پیامبر(ص) فرمودند: کسانی که سر نماز حواسشان را به غیر نماز می‌دهند نمی‌ترسند که نماز را تمام کنند و خودشان را نگاه کنند و ببیند که چهره‌شان چهره‌ی الاغ است؟ (نادانی را در صورت خودش نمی‌بیند، حماقت و جهالت را نمی‌بیند).

اگر انسان بخواهد فکر و ذکرش را از خطورات دور کند و خودش را خلاص کند یک راه بیشتر ندارد و آن، اینکه ذاکر به ذکر خدا بشود؛ منظور، ذکر با اعضاء بدن است:

  1. چشمی که در دل شب از خوف خداوند گریه کند، مشغول ذکر خدا است. چشمی که در مقابل نامحرم پلکش روی هم بیاید، مشغول ذکر خدا است.
  2. زبانی که راست بگوید و محبت کند به اطرافیان و فرزندانش، در ذکر خدا است.
  3. دست آن کسی که به کار حلال است و نان حلال بیاورد در ذکر خدا است.
  4. دست آن خانمی که در آشپزخانه است، می‌پزد و می‌شوید و به خانواده خدمت می‌کند و کانون خانواده را گرم می‌کند تا در کنار هم باشند، این دست در ذکر خدا است.
  5. قلبی که پر از محبت خدا باشد در ذکر خدا است.

ذکر دل این است که دلت یک سر سوزن جای خالی برای غیر خدا نداشته باشد؛ و چنان عشق و محبت خدا آن را پر کرده باشد که جا برای کسی نداشته باشد.

موسی(ع) به کور طور می‌رفت. مرد عریانی گفت: سلام من را هم به خدا برسان و بگو یک لباس به من نمی‌دهی؟ موسی(ع) رفت و پیام مرد را نرساند خجالت کشید. خدا گفت: سلام من را به مرد برسان و بگو یک‌ذره‌ از آن محبتی که در دلت گذاشتم و قلبت را سرشار از عشق خودم کردم را بده تا دنیا را به تو بدهم. حضرت موسی(ع) برگشت و پیام خداوند را به مرد رساند. مرد سرش را بالا آورد و گفت: خدایا خودت می‌دانی که یک ‌ذره‌اش را هم نخواهم داد.

عشق علامت دارد؛ علامت عشق چیست؟

عاشق عشقش این است که معشوقش به او فرمان بدهد و او بگوید چشم و معشوق از او کار بخواهد. عاشق خدا، از ترس خدا حجاب نمی‌کند بلکه خدا می‌گوید من این‌طور دوست دارم و او انجام می‌دهد.

شب جمعه است و می‌خواهم ذکر زبانی بگویم. کدام ذکر اولی است؟ «استغفر الله ربّی و اتوب الیه»

ما دو نوع گناه و گناهکار داریم:

– یک‌ نوع گنه‌کار، صد در صد جهنمی است؛ آن کسی که گناه را از روی لذت انجام می‌دهد. این شخص معاند با خداست و بر سر لج با خدا است و عمل او عمل شیطان است. ممکن است توبه کند ولی خیلی سخت است. چرا سخت است؟ چون روایت داریم: آدم‌هایی که گناه می‌کنند و لذت می‌برند، تکرار این عمل موجب می‌شود از چشمان خدا بیفتند و خدا توفیق توبه ندهد. خداوند در سوره‌ی انعام می‌فرماید: «اگر یک دفعه جانت را گرفتم چه می‌کنی؟»

– نوع دوم آن گناهی که آدم انجام می‌دهد و بعدش وجدانش درد می‌گیرد و غصه می‌خورد و خودش را ملامت می‌کند، «وَ لَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ»[1] خداوند در قرآن به این حال گنه‌کار قسم می‌خورد. چرا به ما می‌گویند هر دوشنبه و پنج‌شنبه نامه‌ی عملت نزد امام زمان(عج) برده می‌شود؟ یک دلیلش این است که لااقل ما هفته‌ای دو مرتبه این نامه را زیر و رو کنیم و ببینیم چه داریم می‌فرستیم.

برای کسانی که گناهی کردند ولی نادم هستند و پشیمان؛ امام زمان(عج) دستانشان را بالا می‌برند و از خدا می‌خواهند‌ که خدایا! او را ببخش و توفیق توبه به او بده. برای کسی که مریض و دردمند است دعا می‌کنند که خدایا شفایش بده. برای آنکه مظلوم است و گرفتار شیاطین است دعا می‌کنند. برای آنکه متحیر است دعا می‌کنند؛ اما امام برای آن دو نفری که کینه‌ی هم دیگر را به دل دارند و بغض هم را دارند دعا نمی‌کنند و پرونده‌اشان نزد امام معلق می‌ماند!

امیرالمؤمنین علی(ع) می‌فرمایند: به خودت رحم کن و به مخلوقات خدا رحم کن تا خدای تبارک‌وتعالی به تو رحم کند.

امام جعفر صادق(ع) از قول پیامبر(ص) می‌فرمایند: یک‌دهم درهم حق مردم گردنت باشد روز قیامت به هر یک‌دهم درهم، هفتصد رکعت نماز قبولت را خدا می‌گیرد.

خداوند در سوره‌ی مریم می‌فرمایند: «وَ يَزِيدُ اللَّهُ الَّذِينَ اهْتَدَوْا هُدًى وَ الْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَ خَيْرٌ مَرَدًّا»[2]؛ و خداوند كسانى را كه هدايت‏ یافته‌اند بر هدايتشان می‌افزاید و نیکی‌های ماندگار نزد پروردگارت از حيث پاداش بهتر و خوش‏فرجام‏تر است.

این خیر چیست؟ حدیث جواب می‌دهد: می‌خواهی اهل باقیات و صالحات بشوی، تسبیحات اربعه را زیاد بگو. امام جعفر صادق(ع) فرمودند: زیاد ذکر «سبحان اللّٰه و الحمد للّٰه و لا إله إلاّ اللّٰه و اللّٰه أکبر.» را بگویید زیرا این ذکر روز قیامت تجسم پیدا می‌کند و این ذکر می‌آید در حالی که فرشته‌ای جلو و فرشته‌ای عقب و یکی سمت راست و یکی سمت چپ است و فریاد می‌زنند باقیات و صالحات فلانی را می‌آوریم.

اهمیت دعا کردن در شب‌های جمعه

شب جمعه، شب دعا است.

امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند: نمی‌دانم چرا پیروان ما هنگام مغرب و هنگام صبح یا در نماز مغرب و یا نماز صبح، آیات 17 و 18 سوره روم را سه مرتبه نمی‌خوانند؟ اگر بخوانند خداوند خیر تمام شب و روز را به آن‌ها می‌دهد و شر تمام شب و روز را از آن‌ها دور می‌کند:

«فَسبحان ‌الله حِينَ تُمْسُونَ وَ حِينَ تُصْبِحُونَ * وَ لَهُ الْحَمْدُ فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ عَشِيًّا وَ حِينَ تُظْهِرُونَ»؛ خدا را بستایید بدان هنگام که به شب درمی‌آیید و بدان هنگام که به صبح درمی‌آیید. سپاس او راست در آسمان‌ها و زمین، به هنگام شب و به هنگامی‌که به نیمروز می‌رسید.

طبق فرمایش امام صادق(ع): خداوند تبارک‌وتعالی برای بندگانش هدایایی را بسته‌بندی کرده است که باید شب جمعه بشود و در دل شب بیدار شوند و خدا را صدا کنند تا خدا آن هدیه‌ را به آن‌ها بدهد.

کسانی که شب جمعه را تا صبح می‌خوابند متوجه هستند که چه هدایایی نزد خدا به نام و اسم آن‌ها بوده و به آن‌ها نداده‌اند؟ اگر شب‌های جمعه حال نماز خواندن و سجده کردن نداری، بلند شو و وضویی بگیر و تسبیح و تقدیس و تهلیل بگو و بسیار صلوات بر پیامبر(ص) بفرست، بلند شو برای امام زمان(عج) دعا کن.

دعای در دل شب برای امام زمان (عج) چه بسا موجب می‌شود چشم گنه‌کار من جمال دل‌آرای یوسف زهرا را ببیند. غصه بخوریم که چرا همه چیز و همه کس را می‌بینیم و امام زمان(عج) را نمی‌بینیم؟

نیروهای حزب‌الله لبنان رفتند قم خدمت آیت‌الله بهجت(ره) و پرسیدند: آیا می‌شود به خدمت امام زمان(عج) رسید؟ راه رسیدنش چیست؟ آقا فرمودند: راهش این است که دائم به آقا فکر کنید. این تمرکز، زمینه‌ی شرفیابی را برای انسان فراهم می‌کند. گفتند: آقا خیلی سخت است! آقا فرمودند: نه؛ این تمرکز و دعا برای امام زمان(عج) کار مشکلی نیست؛ آن‌قدر راحت است که حتی از تنفس فیزیکی برای بدن راحت‌تر است. فقط یک چیز می‌خواهد و آن یک چیز «همت» است. تو تمرکز کنی حضرت هم تمرکز می‌کند (امروزه علم روانشناسی می‌گوید می‌خواهید به چیزی برسید، روی آن موضوع تمرکز کنید).

عالم بزرگوار می‌گوید: در مسجد کوفه می‌خواستم نماز بخوانم که آقایی آمد و گفت با هم برویم مسجد سهله؟ گفتم راه دور است و من امشب حال مسجد سهله ندارم. فرمود: دور نیست خیلی زود می‌رویم. بهانه آوردم و گفتم: امشب نه.

فرمود: امشب من دوست دارم که با تو به مسجد سهله بروم و با هم دعا کنیم و ذکر بگوییم.

در صدایش نمکی بود که قبول کردم. آستین من را گرفت و من دیدم جلوی مسجد سهله هستیم. درِ مسجد بسته بود. از بیرون صدا زد: یا خضر یا خضر. از داخل صدا آمد: بله مولایم. خضر در را باز کرد و ما داخل شدیم و همچنان که گوشه‌ی آستین من در دستشان بود رفتیم آنجا که مقام امام صادق(ع) است و آنجا نمازی که تا الآن نخوانده بودم با ایشان خواندم و هر گوشه‌ی مسجد با هم نماز و دعا خواندیم. در مقام امام زمان(عج) دعا خواند و اشک ریخت من هم خواندم. صبح شد و اذان شد. فرمود با من نماز بخوان و من هم نماز خواندم. نگاهم کرد و گفت: خسته شدی برو. خداحافظی کردم و آمدم دم در دیدم در مسجد بسته است. خادم را صدا کردم و پرسیدم در را چرا بستی؟

گفت: من هنوز در را باز نکردم. من دیشب در را بستم هنوز باز نکردم. تو که هستی و از کجا آمدی؟ جریان را تعریف کردم. گفت: او را شناختی؟ گفتم: نه. گفت: برو که مولای عالم است، برو تا نرفته دامنش را بگیر؛ که آقا دیشب میلش کشیده که با تو سهله بیاید. دویدم اما رفته بودند و نیافتمشان.

چگونه به دیدار امام زمان(عج) راه پیدا کنم؟

ببین که آقا چه چیزی را دوست دارد. راه نزدیک است، سوراخ دعا را گم نکن. رسیدن به رضایت امام زمان(عج) گاهی به یک قاشق غذا در دهان مادر شوهر مریض گذاشتن است.

آیت‌الله بهاءالدینی(ره) می‌گوید: در مکه شخصی امام زمان(عج) را دید، امام فرمودند: من از این افراد راضی هستم و نام بردند؛ که یکی از آن‌ها آقا فخر تهرانی بود. رفت خدمت آقا فخر و سلام رساند و ماجرا را تعریف کرد که امام زمان (عج) از تو راضی است. پرسید: آقا نفرمودند که برای چه راضی هستند؟ من کاری نمی‌کنم فقط یک کار می‌کنم این که مادری دارم که زمین‌گیر است و تمام کارهایش را خودم انجام می‌دهم و بداخلاقی‌هایش را تحمل می‌کنم و نمی‌گذارم مادرم برای کسی زحمت داشته باشد و خودم کارهایش را می‌کنم.

شب جمعه است و شب زیارت ابی‌عبدالله(ع)

از امام صادق(ع) پرسید: آقا می‌خواهم پیاده به کربلا بروم. آقا فرمودند: برو. آیا آداب می‌خواهی؟ گفت: بله آقا چگونه بروم؟ امام فرمودند: با خضوع و خشوع دل و با جگر کباب و با چشم پر از اشک و با شکم گرسنه و لب تشنه و پای‌برهنه و زبان ذاکر و با قدم‌های آرام‌آرام و با طمأنینه و غبارآلود و بدون بقچه‌ی غذا و با ذکر سبحان‌الله و الله‌اکبر و با ذکر صلوات (و با ذکر دعای فرج)، با تسبیحات فاطمة الزهرا(س).

امام حسین(ع) کسانی را به استقبال زائرانش می‌فرستند، برای بعضی‌ها زهیر را، برای بعضی‌ها بُریر را، برای بعضی‌ها علی‌اکبر و ابوالفضل(ع) را با هم و برای بعضی‌ها خودشان می‌آیند. بسته به اینکه شما که باشی و چطور بروی.

حاج آقا دولابی می‌گویند: رفتم کربلا، یک‌دفعه پرده کنار رفت و دیدم دارند فرش‌ها را می‌تکانند و شیشه‌ها را پاک می‌کنند و گل و گل‌کاری می‌کنند. پرسیدم مگر عید است؟ صدایی آمد که حسین(ع) زوار دارد و ایام زواری است.

طلب صلوات، رحمت، مغفرت و ثبات قدم در زیارت عاشورا

باید با انگیزه بروم و بدانم برای چه می‌روم و به دنبال چه هستم. من دارم می‌روم کربلا که چه بگیرم؟همان که هر روز در زیارت عاشورا التماسش می‌کنی التماس می‌کنی و چه می‌خواهی؟

هر روز در زیارت عاشورا سه موضوع را می‌خواهی: «اَللّهُمَّ اجْعَلْنی فی مَقامی هذا مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْکَ صَلَواتٌ وَ رَحْمَةٌ وَ مَغْفِرَةٌ»؛ خدایا چنانم کن در اینجا که ایستاده‌ام از کسانی باشم که به او از ناحیه‌ی تو درود و رحمت و آمرزش و بخشش برسد. اول درود می‌فرستد که زمینه آماده شود برای رحمت خداوند؛ و رحمت که آمد، مغفرت می‌آید که گویی هیچ بدی در نامه‌ی عملم نداشته‌ام.

کسانی که به دنبال صلوات هستند:

  1. صلوات بر پیامبر(ص) موجب می‌شود خدا صلواتت بفرستد و این یک راهش است. «هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَ مَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ۚ وَ كَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا»[3]؛ اوست خدایی که هم او و هم فرشتگانش بر شما بندگان صلوات می‌فرستند تا شما را از تاریکی‌های جهل و نقص و گمراهی بیرون آورد و به عالم نور (علم و ایمان) رساند و او بر اهل ایمان بسیار مهربان است.
  2. راه دوم صبر است. «الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ * أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ»[4]؛ [همان] كسانى كه چون مصيبتى به آنان برسد مى‏‌گويند ما از آن خدا هستيم و به سوى او باز مى‌‌گرديم* بر ايشان درودها و رحمتى از پروردگارشان و راه‏يافتگان [هم] خود ايشانند.

این رحمت باعث می‌شود که زمینه‌هایت بالا برود و رشد کنی.

هر روز بعد از خواندن زیارت عاشورا می‌روی سجده و می‌گویی: «اَللّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشّاکِرینَ لَکَ عَلی مُصابِهِم»؛ خدایا تو را حمد می‌کنم به دلیل مصیبتی که به آن‌ها نازل کردی. آیا می‌شود؟ خدایا امام حسین(ع) را مصیبت‌زده کردی و من شکر می‌کنم و می‌گویم الحمدالله. آن‌ها مصیبت دیده‌اند و من شکر می‌کنم؟ سپس یک درجه بالا می‌روی و می‌گویی: «اَلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلی عَظیمِ رَزِیَّتی» آیا «مصیبت» با «رزیت» فرق می‌کند؟ «مصیبت» اتفاقی است که می‌افتد و «رزیت» آن دردی است که مصیبت‌زده می‌کشد. حالا می‌گویی: خدا را شکر به خاطر دردی که من به خاطر آن مصیبت کشیدم.

در سایه‌ی زیارت امام حسین(ع) می‌گویی: حسین جان! با تو قاطی شدم؛ درد زینب(س) شد درد من، رنج زینب شد رنج من. من دارم می‌کشم درد زینب را. زینب داغ دید گویا من دیدم. من قاطی شدم با خانم رباب انگار بچه‌ی شش ماهه‌ی خودم روی دست خودم گوش تا گوش‌بریده شد…

من در قبال زیارت کردن و زیارت خواندن، آن‌قدر به این بزرگواران نزدیک شدم که از دوستی‌شان در آمدم و شدم جزء خانواده و اهل‌بیتشان؛ و حالا دردشان، درد من است. من در سایه‌ی زیارت عاشورا به این دید ملکوتی رسیدم که آنچه آدم در راه خدا می‌کشد ظاهرش مصیبت است، باطنش نعمت است؛ و با این دید ملکوتی، خدا را حمد و شکر می‌کنم.

من با عاشورا خواندن و با روضه نشستن و با سجده‌ی زیارت عاشورا رسیدم به اینجا که دیدم شد دید زینب(س) که فرمود: «ما رایتُ الّا جمیلا» حالا مصیبت‌ها را زیبا می‌بینم و سجده می‌کنم و شکر می‌کنم.

و جلو می‌روی و می‌گویی: «وَ ثَبِّتْ لی قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَکَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَ اَصْحابِ الْحُسَیْنِ»؛ خدایا من را از ثابت قدم‌ها قرار بده.

ثبات قدم برای ایمان قوی است. پیروزی‌ها و اخلاقیات، برای ثبات قدم است. شایستگی‌ها و به نتیجه رسیدن ها برای ثبات قدم است. انسان شدن‌ها و توسعه پیدا کردن در تمام مراحل زندگی برای ثبات قد است. آدمی که ثبات قدم ندارد توسعه و رشد ندارد.

هنگامی که وضو می‌گیری و می‌خواهی مسح بکشی می‌گویی: «اَللّهُمَّ ثَبِّتْنى عَلَى الصِّراطِ يَوْمَ تَزِلُّ فيهِ الاَقْدامُ وَ اجْعَلْ سَعْيى فيما يُرْضيكَ عنّى يا ذَاالْجَلالِ وَالاْكْرامِ»؛ خدايا مرا بر صراط، ثابت بدار، روزى كه قدم‌ها می‌لغزد؛ و كوششم را در آنچه تو را از من خشنود می‌کند قرار ده، اى داراى بزرگى و اكرام.

این ثبات قدم خواستن برای این است که خدایا:

  1. به خودم اعتماد ندارم.

«رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَ ثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَ انْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ.»[5]

سه جمله دعا است که از من یاد بگیرید و هر کجا رفتید خصوصاً در حرم‌ها بخوانید:

«لا تَنْزع مِنِّا صَالِحاً مَا أَعْطَيْناهُ فَلا تُسلِب مِنِّی ما اَنا فِیه»؛ خدایا خوبی‌ها و عمل صالحی که به من دادی هیچ وقت از من نگیر. خدایا از تو می‌خواهم آنچه الآن بر آن هستم از عقیده و ایمان و این سوز و آه و این اتصال به اولاد زهرا(س) را از من نگیر.

خانم مالک(ره) در حرم حضرت معصومه(س) تسبیح می‌گرفتند و می‌گفتند: «فَلا تَسلُب مِنِّی ما اَنا فِیه» می‌فرمودند: حضرت معصومه را شفیع قرار بده و بگو از تو می‌خواهم بار پروردگارا که آنچه الآن هستم و آن حالی که دارم را از من نگیر.

چه کنم که ثبات قدم بماند؟

انجام به واجبات و ترک گناه باعث می‌شود که فرد، مؤمن بمیرد.

می‌خواهم مؤمن بمیرم و قدم‌هایم ثابت باشد؛ می‌گویند هر جا رفتی از حرم‌های ائمه دعای عدیله را بخوان.

مرحوم آیت‌الله بهجت(ره) می‌فرمایند: الآن به تو بگویند که همه چیزت را می‌گیرند اما به تو قول می‌دهند که صد در صد با یک باریکه ایمان بمیری آیا می‌دهی یا نه؟ در روایات آمده است که روز قیامت خدا می‌گوید: اگر الآن تو را به دنیا برگردانم و به تو بگویم حالا همه‌ی دنیا را بده تا از جهنم نجاتت بدهم می‌دهی یا نه؟ داد می‌زنند خدایا می‌دهم. خدا می‌گوید: من که یک‌پنجم آن را در دنیا خواسته بودم، چرا ندادی؟ من که یک‌دهم از تو خواستم چرا ندادی؟

ثبات قدم هنگام عبور از صراط:

امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: صراط، باریک، برنده و تاریک است. حضرت فرمودند: عده‌ای مانند برق از آن عبور می‌کنند، عده‌ای سوار بر مرکب، عده‌ای پیاده و عده‌ای هم آویزان به این آتش. کسانی که در دنیا تلاش می‌کنند صفات بدشان را دور کنند و صفات خوب را جایگزین کنند، این گروه مانند برق و باد می‌روند و سختی صراط را ندارند. آن‌هایی که در دنیا گاهی مؤمن هستند، گاهی جاهل هستند، گاهی خوب هستند و گاهی بد، این‌ها سوار بر مرکب هستند، ‌کمی آسیب می‌بینند و رد می‌شوند. آن‌هایی که گاهی خوب و گاهی بد هستند اما بدی‌هایشان بیشتر است، این گروه پیاده هستند و با کفش آتشین در پا باید بروند. آن‌‌هایی که آویزان هستند در میان آتش، می‌خواهند رد شوند، آتش زبانه می‌کشد و نصفشان را می‌کَند و نصفش می‌رود، این گروه کسانی هستند که تمام عمرشان را به غفلت گذراندند.

علامه طباطبایی(ره) سفارش می‌کردند: عاشورا را صبح بخوان، از صبح تا شب صد لعن و صد سلام را پخش کن و در طول روز بگو برای اینکه از صبح تا غروب یاد امام حسین(ع) باشی.

توسل به امام حسین(ع):

این توسل را کسانی که دارند به پیاده‌روی اربعین می‌روند در طول سفر بخوانند.

این توسل را شب‌های جمعه و روز جمعه بعد از نماز و… بخوانید و یقین بدانید خداوند درهایی را از پشت پرده برای شما بازگشایی خواهد کرد.

بسم‌الله الرحمن الرحیم. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ صَلِّ عَلَى الْحُسَيْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِيدِ قَتِيلِ الْعَبَرَاتِ وَ أَسِيرِ الْكُرُبَاتِ صَلاةً نَامِيَةً زَاكِيَةً مُبَارَكَةً. یا مَوْلایَ یا اباعبدالله، اَنا ضَیْفُ اللَّهِ وَ ضَیْفُکَ، وَ جارُ اللَّهِ وَ جارُکَ، وَ لِکُلِّ ضَیْفٍ وَ جارٍ قِرا وَ قِرایَ فی هذَا الْوَقْتِ وَ فِی کُلِّ الْوَقْتِ أَنْ تَسْاَلُ اللَّهَ سُبْحانَهُ وَ تَعالی أَنْ یُدخِلَنِی فِی کُلِّ خَیرٍ اَدخَلَ فِیهِ محمداً و آل محمد وَ اَن تخرِجَنی مِن کُلِّ سوُءٍ اَخرَج مِنهُ مُحمداً وَ آل مُحمد وَ اَن یَرزُقَنِی المَقامَ المَحمُود لَکُم عِندَه فَاشفَع اَیُّها السَیِّدُ الطاهِر عِندَ رَبِّک فِی حَطِّ الاثقالِ غَفلَة و المَعصیة عَن ظَهری و تَخفیفِها عَنِّی یا اباعبدالله.

[1] آیه ی 2 سوره قیامت

[2] آیه ی 76 سوره ی مریم

[3] آیه ی 43 سوره ی احزاب

[4] آیات 157 و 157 سوره ی بقره

[5] آیه ی 250 سوره ی بقره