محورهای سخنرانی:
پاسخ به چند سؤال
ادامهی بحث دعا؛ اهمیت دعا کردن
در باب مقام شفاعت کبریِ امام حسین(ع) در قیامت
دعای توسل به چهارده معصوم(ع) و اثرات آن
در مجالس امام حسین(ع) هر روز لقمههای معنوی و سلوکی را تناول میکنیم، انشاءالله باعث ایجاد انرژی برای دنیا و آخرتمان بشود.
مسئلهی عاشورا و واقعهی کربلا، مسئلهای نیست که انسان بخواهد با عقل معاش و یا تنها با احساس، آن را بررسی کند و از آن سؤال دربیاورد. مسئلهی امام حسین(ع)، مسئلهای است که خداوند متعال از میان تمام انبیا و پیامبران، بزرگانشان را به کربلا سیر داده است و تمام آنان، زمینه را برای بروز این حادثهی مهم مهیا کردهاند. حضرت آدم، نوح، ابراهیم، موسی و حضرت عیسی علیهمالسلام، رسول اکرم(ص)، امام علی(ع) و امام حسن(ع) زمینه چیدهاند تا واقعهی کربلا اتفاق بیفتد؛ و نهتنها اسلام بلکه دین خدا اعم از دین حضرت موسی و عیسی و داوود علیهمالسلام و هر دینی که الهی است، بیمه شود. در غیر این صورت به چه دلیل خداوند متعال به حضرت موسی(ع) امر میکند که گوسفندان خود را به رود فرات ببرد تا در آنجا سیراب شوند؛ و گوسفندان آب نخوردند و دلیل آب نخوردن را حضرت موسی(ع) جویا شود و خداوند ماجرای بسته شدن آب به روی امام حسین(ع) و یارانش را نقل کند و موسی به این ماجرا گریه کند.
امام علی(ع) وقتی بعد از جنگ صفین به کوفه برمیگشتند، مسیر را تغییر دادند تا به کربلا بروند و به محض اینکه به کربلا رسیدند، مشتی خاک برداشتند و بوییدند و مکانهای مختلفی را نشان دادند و فرمودند: حسین و یارانش در این نقطه چادر میزنند، اینجا جنگ میکنند، در این نقطه خیمهها برپا میشود، در این نقطه میدان نبرد است، در این نقطه دشمنان هستند. سپس ایشان به فرات نگاهی کردند و بسیار گریه کردند که سر پسرم را بین دو نهر آب، با لبتشنه از بدنش جدا میکنند.
آیا آیات صبر قرآن برای ما است که صبور باشیم؟ مگر ما در زندگی چه مشکلی داریم که نتوانیم صبوری کنیم؟ مفسّر آیات صبر و تسلیم و توکل و عبادات در قرآن مجید، کربلا است؛ و کربلا رخ داده است تا زمینهسازی برای ظهور حضرت مهدی(عج) بشود.
در زمان ظهور، هیچکس جایی را قفل نمیکند و همه جا باز است حتی وجوهاتی که مردم میآورند، امام میفرمایند که در گوشهای بریزید و اگر کسی بیاید و خمس به او تعلق بگیرد، امام به او میفرماید که هر چه قدر میخواهی و نیاز داری بردار.
اکنون در فضای مجازی منتشر است که شخصی به سفر اربعین رفته است و مغازهاش را باز گذاشته و بر روی پارچهای نوشته است که من به سفر اربعین رفتم و قیمت اجناس بر روی آنان است. کارت خوان نیز وجود دارد، نیاز خود را برطرف کنید و پول آن را واریز کنید. این، زمینهساز ظهور امام زمان(عج) است.
در زمان ظهور حضرت مهدی(عج)، یهودی و کلیمی و صُبّی و مؤمن و فاسق و فاجر بینماز و نمازخوان و… همه یک حکومت واحد را میطلبند، حال به ما ربطی ندارد که سؤال کنیم آیا همهی آن کسانی که به کربلا میروند، نماز میخوانند؟! یا سؤال کنیم که آیا تمام این کسانی که به کربلا میروند، ثواب زیارت امام حسین(ع) را میدانند؟! خیر؛ ممکن است خیلی افراد ثواب زیارت را ندانند. آن صُبّیهایی که در مسیر پیادهروی اربعین، موکب زدهاند، نمیدانند که ثواب پیادهروی و زیارت امام حسین(ع) چقدر است. آنان به دنبال ثواب نیستند بلکه عشق امام حسین(ع) شوق این کار را به آنان داده است. پس آیا ما با کسی که امام حسین(ع) را دوست دارد مشکل داریم؟!
خود حضرت فرمودند: اگر میدانستند که ثواب زیارت کربلای من چقدر است، یک نفر هم به کربلا نمیرسید بلکه همه در بین راه، از شوق از دنیا میرفتند.
ما نباید در مسئلهی کربلا «چرا» بیاوریم، اینکه سؤال کنیم: چرا در زیارت عاشورا نامی از حرمله نیامده است و او را لعن نکردهاند و… . زیارت عاشورا، حدیث قدسی است. آیا ما به خداوند میگوییم که چرا در زیارت عاشورا حرمله را لعن نکردهای؟! علما و عرفا اگر قصد میکردند که زیارت عاشورا را بخوانند، به حُرمت نام امام حسین(ع)، ایستاده میخواندند. حال من بگویم که چرا در این زیارت، حرمله لعن نشده است؟! و یا سؤال کنم که چرا در زیارت عاشورا لعن آمده است؟ یعنی دل ما برای یزید، آنقدر سوخته است که خداوند دلش نسوخته است که اشکال میگیریم که چرا خداوند یزید را لعن کرده است؟!
کربلا دو بُعد دارد و دو گروه «حق» و «باطل» در مقابل هم هستند. نمیشود که انسان دو گروه را در عین حال دوست داشته باشد و بگوید سلام بر تو حسین اما لعنت بر قاتلت، خیر؛ سلام بر گلوی پارهات اما لعنت بر قاتلت، خیر!
شخصی سؤال میکند که چرا در روز عاشورا باران نیامد؟ سناریوی کربلا را خداوند نوشته است و نقشآفرینان آن نیز مشخص شدهاند و اسامیشان در تاریخ آمده است، اینکه چه کسانی باید باشند و چه کسانی نباید باشند، چه کسانی باید کشته شوند. آن چیزی که کربلا را کربلا کرد و ظلم ظالم را آشکار کرد، عطش کربلا و عطش لبهای امام حسین(ع) است؛ وگرنه اگر کربلا را چند متر حفر کنند به آب میرسند؛ اما امام حسین(ع) اذن کندن نداشت. اگر امام حسین(ع) این کار را انجام میداد، امروز بالای بیستوپنج میلیون زائر به کربلا نمیرفت و کربلا چیز دیگری میشد.
آنقدر که امام حسین(ع) تسلیم خداوند متعال بود، اگر بهاندازهی ذرهای از آن، ما تسلیم خداوند باشیم، باید بدانیم که به ما گفتهاند که زیارت عاشورا را «بخوانید» اما به ما نگفتهاند که آن را «نقد کنید»!
ما عاشورا میخوانیم تا زنده شویم و حرکت کنیم و به فهم برسیم نه اینکه زیارت عاشورا یا قرآن بخوانیم که آن را نقد کنیم. این، کار هیچ بشری نیست!
حال همین چراها و نقدها را در مورد امام زمان(عج) مطرح میکنند که چرا ایشان ظهور نمیکند؟! چرا دعاها جواب نمیدهد؟! آیا در میان این خیل عظیم جمعیت که پیاده به کربلا میروند 313 نفر خالص نیستند؟! وقتی بخواهی علامت سؤال اینجا کنی همه چیز را زیر سؤال میبری.
در مورد کربلا، سؤال میکنند که چرا امام(ع) خانواده را همراه خود به کربلا بردند؟ چرا همسر حضرت زینب(س) با ایشان همراه نشد؟ چرا محمد حنفیه نیامد؟ چرا امام(ع)، امالبنین(س) را همراه خود نیاورد؟
انسان در حرکت امام معصوم «چرا» و سؤال نمیکند مگر اینکه من عصمت ایشان را قبول نداشته باشم؛ که در این صورت، عقیدهی من زیر سؤال میرود و من از دایره خارج شدهام. ایشان معصوم است و معصوم، خطا ندارد و معصو،م تسلیم امر خداوند است.
در طول تاریخ بعد از واقعهی عاشورا، فراوان فلج به کربلا رفتهاند و شفا گرفتهاند. چند سال پیش، یکی از کودکان بغداد که فلج بوده است را هر سال در مسیر پیادهروی اربعین مینشاندند و او سینی بر روی سر میگرفت و از زوّار پذیرایی میکرد. سالی حالش بد میشود و خانواده اجازه نمیدهند که او بیاید اما گریه میکند که سینی را روی سر من بگذارید تا من پذیرایی کنم، با اصرار خودش او را میبرند اما حالش بد میشود و خانواده او را برمیگردانند.
چند روز که از او پرستاری کردند، او بسیار گریه کرد که مرا به بینالحرمین ببرید من فقط با زبانم به زائران کربلا خوشآمد میگویم. او را در بینالحرمین نزدیک صحن حضرت عباس(ع) و روبروی حرم مطهر امام حسین(ع) نشاندند. در آن شلوغی، کودک گریه میکند که تا سال گذشته، بر روی سرش سینی پذیرایی بوده است اما امسال نمیتواند پذیرایی کند و میگوید: حسین جان! فلج هستم و توان ندارم فقط زبان دارم که با آن فقط به میهمانانت خوشآمد بگویم.
خود کودک نقل میکند که ناگهان دیدم که درب حرم امام حسین(ع) بسیار بزرگ شد و تمام بینالحرمین را گرفت و ضریح باز شد و آقا به من نزدیک شدند. من فریاد زدم «یا حسین»و از خود بیخود شدم. ناگهان جمعیت دیدند که کودک فلج روی پا بین جمعیت میدود و فریاد «یا حسین» سر میدهد.
خود امام حسین(ع) دختری فلج در مدینه داشت. آیا میتوان سؤال کرد که چرا ایشان فرزند خود را شفا نداد؟! و هرکس جوابی بدهد که مرا بیشتر گیج کند!
باید در مقابل امر خداوند متعال و امام معصوم تسلیم بود مانند میت در دستان غسال؛ زیرا عقل ما عقل معاش است و حتی اگر عقل علمی و معرفتی و سلوکی هم داشته باشیم، تا عقل تسلیمی نداشته باشیم، فهم ما در کربلا لنگ خواهد زد و نمیتوانیم آن را بفهمیم.
شخصی پیامبر اکرم(ص) را به زمین زد تا ایشان را بکشد. پیامبر(ص) سر به آسمان بلند کردند، دستان آن فرد خشک شد. آیا خداوند نمیتوانست دستان حرمله را خشک کند؟! پس ماجرای دیگری است که خداوند متعال میخواهد اعلام کند که اگر سرتان به لاک زندگی خودتان رفت و هیچکس اعتراضی نکرد، یزیدیانی بر جامعهی بشری حاکم میشوند که به کودک ششماهه هم رحم نمیکنند که اکنون نیز چنین است!
گریه بر امام حسین(ع) لذت بسیار زیادی دارد و انسان را تا رفیع اعلی میبرد. گاهی با خودت روضه زمزمه کن. خود امام فرمودند که اگر غریب دیدی مرا یاد کن، آب خوردی مرا یاد کن. از آن روضههای داغ این است که هفتاد و دو شهید کربلا از یاران و حدود هجده یا بیستویک نفر شهید از بنیهاشم همگی وقتی بر روی زمین افتادند و جان به حلقومشان رسید، سرشان بر روی دامن امام حسین(ع) بود. این عقیدهی ما است که هر زمان انسان بخواهد از دنیا برود، امام زمان(عج) بالای سر انسان میآید. به همین دلیل میگویند که مستحب است که در تشییع جنازهی میت پابرهنه بروید زیرا امام زمان(عج) در میان تشییعکنندگان هستند و به حرمت ایشان پابرهنه بروید؛ و البته بالای سر هر مسلمان شیعهای در لحظهی مرگ، پنج تن به همراه امام زمان(عج) حاضر هستند و به همین دلیل است که حضرت زهرا(س) در کنار گودال قتلگاه حاضر است زیرا حسین(ع) کشته میشود.
خود امام حسین(ع) فرمودند که جان که به حلقومت رسید، چشمانت را که باز میکنی، من را در کنار خود، آن گونه که دوست داری ببینی، میبینی و مادرم فاطمه(س) به ملک مرگ میگوید که این عزادار حسینم است با او مدارا کنید و ملک مرگ، جانت را میگیرد مانند مویی که از خمیر بیرون میکشند؛ که این از برکات حسینی بودن و در مجالس ایشان بودن است.
کار ما در مجلس امام حسین(ع) ابتدا گریستن است و دوم دعا کردن است، بالأخص دعای جمعی.
امام هفتم(ع) فرمودند: خوشا به حال شیعیان ما (در این روایت چهار مرتبه ایشان فرمودند خوشا به حال شیعیان ما)، آنان که رشتهی اتصال ما را در زمان غیبتِ مهدی ما، چنگ زدند و بر موالات و محبت ما ایستادگی کردند؛ و از دشمنان ما بیزاری جستند (همانطور که به ما سلام دادند، دشمنان ما را لعن کردند)؛ ایشان از ما هستند و ما از ایشان هستیم؛ آنها در حقیقت به امامت ما ائمه(ع)، راضی شدند (آنها فخر میکنند به اینکه ما امامشان هستیم؛ و فخر میکنند به اینکه منتظر امام زمان(عج) هستند) و ما هم از ایشان راضی هستیم؛ پس خوشا به احوال آنها؛ به خداوند سوگند! اینان روز قیامت در درجهی ما هستند (ما آنها را رها نمیکنیم).
علمای ربانی میفرمایند: وقتی این حدیث را شنیدید، دستهای خود را بالا بیاورید و بگویید: «اَللّهُمَّ ثَبِّتنا عَلي دِینِکَ وَ مُوالاةِ اَوْلِيائِکَ فِی الغَیبَة»؛ خدایا! ما را بر این دین، ثابتقدم بدار. خدایا! ما را به دوستی اولیا و ائمهی معصوم در زمان غیبت، ثابتقدم بدار.
از عالیترین و اساسیترین وظایف در زمان غیبت، دعا کردن است.
متأسفانه رابطهی دعایی نسل جوانِ ما با خداوند، در حال قطع شدن است؛ زیرا هرچه خواستند، برای آنها مهیا کردهایم پس آنها احساس میکنند که دیگر به خداوند و به دعا کردن احتیاج ندارند!
در سالهای گذشته، مردی همسر خود را از دست داده بود. مجبور بود که کودک خود را تنها در خانه بگذارد و به دنبال کار برود. به کودک خود یاد داده بود که هر وقت گرسنه شدی، نگو «بابا گرسنه یا تشنه هستم»، بگو «خدایا گرسنه و تشنه هستم»؛ و هر نیازی داشتی بگو «خدایا فلان نیاز را دارم.» کودکش هم یاد گرفته بود که هر نیازی داشت، میگفت «خدایا فلان چیز را نیاز دارم»؛ پدر هم که میشنید، نیاز او را برطرف میکرد. روزی کار پدر طول کشید، هنگام غروب، دواندوان درحالیکه بسیار نگران گرسنگی فرزند کوچک خود بود، به خانه آمد. دید که طبقی پر از غذا کنار کودکش است و کودک، مقداری از آن را خورده و به خواب رفته است. وقتی کودک بیدار شد، پدر از او عذرخواهی کرد و پرسید: کدام یک از همسایهها برای تو غذا آوردند؟ کودک گفت: همسایه آنها را نیاورده است؛ من گرسنه و تشنه بودم، پس مثل همیشه گفتم «خدایا گرسنه و تشنه هستم» ناگهان دیدم سینی غذا کنارم است، از آن خوردم و سیر شدم.
باید به فرزندان خود یاد دهیم که خدایی هم هست. در قرآن در آیات گوناگون 160 دعا داریم؛ نَه آیه در مورد دعا کردن، بلکه 160 دعا در آیات قرآن آمده است؛ که این مسئله، نشاندهندهی ضروری بودن دعا در زندگی است. خداوند در قرآن، این همه دعا در قالب آیات، بیان فرموده است تا ما به اهمیت دعا کردن پی ببریم.
حضرت علی(ع) در یکی از خطبههای نماز جمعهی خود فرمودند: من از هفت چیز به خداوند پناه میبرم (که ما دو مورد را بیان میکنیم):
عالِمِ قرآنخوان، عالِمِ قرآندان و اسلامشناسی که مردم را به سوی خداوند دعوت میکند اما خودش میلغزد و گناه میکند.
اینکه حضرت علی(ع) از او به خداوند پناه میبرد، به این دلیل است که لغزشِ عالِم، دیگران و جامعه را میلغزاند. لغزش او آنچنان خطری برای جامعه ایجاد میکند که شخصیت بزرگی مانند حضرت علی(ع) از لغزش او به خداوند پناه میبرد. جاهل اگر بلغزد، مقصر است و در آخرت، جواب خداوند را باید بدهد که چرا جاهل مانده است. او در آخرت، عذاب خواهد کشید که چرا جاهل مانده است؛ اما آن عالِمی که میلغزد، بر عقیدهی گروه زیادی از مردم تأثیر خواهد گذاشت و گروه زیادی را به گمراهی میکشاند؛ که تا همهی آنها را هدایت نکند، آمرزیده نخواهد شد. کفرِ یک نفر، به منزلهی کفر عالَم است؛ و هدایت یک نفر هم، همینگونه است.
اینکه بگوید من اجابت ندیدم، پس دیگر دعا نمیکنم! یکی از دلایل دعا نکردن این است که او از خداوند مأیوس شده است و وقتی انسان از خداوند مأیوس شد، به درجهای از کفر میرسد. یأس، کار شیطان است.
ما دو نقطهی پناه داریم: یکی خداوند که با دعا، استغاثه، شبزندهداری، کلمه و ذکر، عبادت و تقاضا به او پناه میبریم؛ حال، اگر به اینجا پناه نبردیم، آغوش دیگری برای پناه بردن باز میشود و آن، آغوشِ شیطان است. یأس و ناامیدی از خداوند یعنی کفر، انزوا، بیماری عصبی و خودکشی. یأس از خداوند یعنی به غیر از خداوند، پناه بردن یعنی به شیطان پناه بردن.
حضرت علی(ع) فرمودند: ای مردم! بین دعای موسی(ع) و هارون که گفتند: «خدایا فرعون را نابود کن؛ و خداوند بلافاصله فرمود: او را نابود کردم»؛ تا نابودی فرعون، چهل سال طول کشید. (اتفاقِ ظاهری اجابتِ آن، چهل سال بعد رخ داد. خداوند دعاها را به اجابت میرساند اما برای برخی از دعاها باید منتظر شد تا زمان آن برسد که اجابت را به چشم ببینیم.)
شخصی از امام صادق(ع) پرسید: ممکن است اجابت دعاها چقدر طول بکشد؟ حضرت فرمودند: ممکن است تا بیست سال، اجابت دعاها طول بکشد. مرد، سرش را با ناراحتی تکان داد. امام(ع) به او فرمودند: ناراحت نباش؛ رسول خدا(ص) فرموده است: ای مردم! در سه چیز، ضرری وجود ندارد و هر چه هست، سراسر منفعت است:
به ما فرمودهاند: علاوه بر خودتان، به پدر و مادر یا معلمتان بگویید که برای شما استغفار کنند.)
رسول اکرم(ص) بر منبر رفتند و فرمودند: هرگاه برای کسی، سختی، مصیبت و مشکلی پیش بیاید و او بگوید «الحمدلله رب العالمین»، خداوند به زودی بالاتر از آن اتفاقِ بد، اتفاق خوب در زندگی او پیش میآورد. این سخن را همسرِ اُمسلمه شنید (در آن زمان، زنان به مسجد نمیرفتند)، به خانه آمد و برای اُمسلمه نقل کرد. اُمسلمه این سخن را آویزهی گوش خود کرد. یکی دو سال بعد، جنگ شد و همسرش در جنگ شهید شد. وقتی خبر شهادت او را آوردند، اُمسلمه با اینکه مصیبتش سنگین بود و چهار یتیم از همسرش باقی مانده بود، دست به آسمان بلند کرد و گفت: «الحمدلله رب العالمین». زمان گذشت و عُدّهاش سر آمد. پیامبر(ص) به خواستگاری او فرستادند؛ و او همسر پیامبر(ص) شد. اُمسلمه، زنی قدکوتاه و سیهچرده بود که هیکل کمی درشتی داشت (عایشه و حفصه، همیشه او را مسخره میکردند؛ که خداوند در آیاتی از سورهی حجرات که فرستاد، آنان را بابت تمسخر او، سرزنش کرد)؛ شبی در خلوت، اُمسلمه به پیامبر(ص) نگاه کرد و عرض کرد: یا رسولالله! شما کجا و من کجا؟! من با این ظاهر و با چهار بچهی یتیم؛ و شما «رحمة للعالمین» با این همه زیبایی؛ من چه تناسبی با شما دارم؟! حضرت رسول(ص) گریه کردند و فرمودند: میدانی من، پاسخ چه چیزی هستم برای تو؟ عرض کرد: نمیدانم. فرمود: من پاسخ آن ذکر «الحمدلله رب العالمین» هستم که هنگام دریافت خبر شهادت شوهرت، بر زبان آوردی (من، پاداشِ باورِ آن سخنی هستم که بر منبر گفتم: اگر در هر سختی خداوند را شکر کنید، خداوند به بهترین وجه برایتان جبران میکند).
امام صادق(ع) فرمودند: هر کس روزی ۷ مرتبه بگوید: «اَلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى كُلِّ نِعْمَةٍ كانَتْ اَوْ هِىَ كائِنَةٌ»؛ ستايش خداى را بر هر نعمتى كه بوده يا خواهد بود، خداوند نام او را در زمرهی شکرگزاران برای تمام نعمتهایی که قبلاً به او داده است و بعداً به او خواهد داد، قرار میدهد.
امام باقر(ع) فرمودند: آن لحظهای که جدم حسین(ع)، قنداقهی حضرت علیاصغر(ع) را روی دست گرفتند و سپس آن اتفاق افتاد، مشت خود را زیر حلقوم علیاصغر(ع) گرفتند؛ یا اینطور نقل میکنند که ایشان را به دست حضرت زینب(س) دادند و به خیمه آوردند، سپس دستهای خود را زیر گلوی ایشان بردند و تمام خونها را جمع کردند و به آسمان پاشیدند، به طوری که یک قطره خون بر زمین نیامد. (علما، چهل نظر دادهاند که چرا قطرهای از خون بر زمین نیامد؛ و آنها متفقاً میگویند: اگر قطرهای از آن خون، بر زمین میریخت، زمین، الیالابد به خشکی مینشست. امام حسین(ع) دلش برای مردم سوخت و همهی خونها را جمع کردند، به آسمان پاشیدند و ملائکه همهی آن را جمع کردند)، سپس امام حسین(ع) دستهای خونین خود را بالا آوردند و عرض کردند: خدایا! اگر در دنیا، پیروزی را از ما گرفتی (ایشان، ظاهراً پیروز نشدند)، بهتر از آن را در آخرت نصیب ما بفرما.
خداوند پذیرفت؛ آن بهتر، که خداوند در آخرت به امام حسین(ع) میدهد، مقام شفاعت کبری است و نه شفاعت معمولی.
مقام شفاعت، شامل گنهکاران میشود. پیامبر(ص) فرمودند: من شفاعت خودم را برای کبائرِ (گناهان بزرگ) امتم ذخیره کردهام. اما شفاعت کبری امام حسین(ع)، برای گنهکاران و من و شما نیست، بلکه ما را یک روضهخوانِ خالص امام حسین(ع) هم میتواند شفاعت کند. شفاعت کبری، شفاعت از انبیای مرسل است؛ شفاعت از ابراهیم و موسی و عیسی علیهمالسلام است.
در اینجا سؤال پیش میآید که: مگر انبیای مرسل به جهنم میروند؟! خیر. شفاعت کبری برای نجات از جهنم نیست، بلکه برای کسب درجات بالاتر است. مقام شفاعت کبریِ امام حسین(ع)، نردبان ترقی پیامبران در روز قیامت است. ایشان ارتقادهندهی درجه و مقام پیامبرانی هستند که میخواهند «عِندَ مَلیکٍ مُقتَدِر» قرار بگیرند.
ادامهی دعای امام حسین(ع): و انتقام ما را از ستمکاران و گنهکارانی که اینجا جمع هستند، بگیر.
ستمکاران، کسانی بودند که به میدان جنگ آمدند و امام حسین(ع) و یارانش را کشتند؛ و گنهکاران کسانی بودند که دور ایستادند، سنگ نزدند، شمشیر نزدند، تیری نینداختند، حتی غنیمتی هم نبردند و غارت نکردند؛ اما اعتراضی هم نکردند، آمدنِ آنها به بنیامیه جرئت داد و روحیهی بنیامیه را تقویت کرد و به تعداد سربازان دشمن اضافه کرد؛ و این، گناهِ کمی نیست!
اینکه ما هم در مجالس امام حسین(ع) مینشینیم، حتی اگر به معلومات و خداترسیمان اضافه نشود، همینکه سیاهی لشگر مجلس امام حسین(ع) هستیم، چیز کمی نیست! دشمنان از این مجالس و حرکت اربعین، بسیار ترسان هستند، به همین دلیل در تمام رسانههایشان، این حرکت عظیم را بایکوت کردهاند، گویی اصلاً هر ساله اتفاقی به این عظمت رخ نمیدهد! به همین دلیل است که امام(ع) میفرمایند: مردم را امر و تشویق به کربلا رفتن، کنید. حتی اگر خودتان نمیتوانید بروید، دیگران را کمک و مجهز کنید که به کربلا بروند.
ادامهی دعای امام حسین(ع): و آنچه که در دنیا بر ما نازل شده است (بلاها)، همه را ذخیرهی آخرت ما قرار بده.
در این لحظه، امام(ع)، قنداقه را در خاک قرار میدهد و میفرماید: خدایا! تو گواه هستی که این قوم، شبیهترین مردم به پیغمبر(ص) را به شهادت رساندند.
بنابراین شکر کردن باعث افزون نعمت میشود و همچنین نشاندهندهی ادبِ بنده در مقابل خداوند است.
در زمان غیبت، چند دعا است که پر منفعت هستند. از پرمنفعتترین دعاهایی که در احادیث و روایت آمده است، دعای توسل به چهارده معصوم(ع) است که در مفاتیح آمده است.
آمد نزد امام محمد باقر(ع) و پرسید: آیهی «وَ يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَ يَزِيدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ؛ (خداوند) اجابت میکند دعای مؤمنان و آنهایی را که عمل صالح انجام میدهند؛ و از فضلش برای آنها اضافه میکند»؛ را برای من معنا کنید. امام(ع) فرمودند: اینکه «خداوند دعای مؤمنان را اجابت میکند و از فضلش بر آنها میافزاید و ثوابها را چندین برابر میکند»، یعنی خداوند ثواب آن دعایی را که مؤمنی در غیابِ مؤمن دیگر، میکند را، برای دعاکننده، از فضلش، چندین برابر میکند. (به محض اینکه از دهان مؤمنی برای مؤمنان دیگر، همهی گرفتاران، همهی جوانان، همهی مریضهایی که نمیشناسد و… دعا بیرون آمد، فرشتگان، «آمین» میگویند. سپس خداوند هم میفرماید: من از فضل خودم، آنچه را که او درخواست کرد، دو برابر به خودش میدهم).
بنابراین اضافه کردن از فضل، زمانی اتفاق میافتد که دعا برای «غیر» باشد. حال اگر این غیر، مؤمن معمولی نباشد و برای آن «غائبِ معصوم» دعا کنیم، فضل خداوند برای ما چندین برابر خواهد شد؟! بهحساب نمیآید.
یکی از زیباترین دعاها، دعای توسل است. علامه مجلسی(ره)، مرحوم شیخ مفید، مرحوم شیخ صدوق و علمای حاضر میگویند: دعای توسل به چهارده معصوم(ع) که در مفاتیح آمده است، ریسمان محکم خداوند بین مردم است که هرکس بگیرد، هم به حاجت خود میرسد و هم به سعادت!
مرحوم علامه مجلسی(ره) از ابنبابویه نقل میکند که ایشان فرمودند: به خداوند قسم! این دعا را در هیچ امری نخواندم مگر به اجابت رسیدم.
مرحوم آیتالله شاهآبادی بزرگ که معلم اخلاق و عرفان امام خمینی(ره) بودند، فرمودند: ای مردم! اگر میخواهید اثر حقیقی دعا را بفهمید، هر روز دعای توسل بخوانید. سپس میفرماید: کسی که هر روز دعای توسل بخواند:
بدانید دعای توسل بهترین واسطه بین خداوند و بندهی اوست.
دو ختم مجربِ دعای توسل:
ختم اول: 15 روز، روزی یک مرتبه بین نماز ظهر و عصر، دعای توسل خوانده و هدیه به امام حسن مجتبی(ع) کنیم؛ سپس پایان 15 روز، به قدر وسع حتماً صدقه دهیم.
البته شرط این ختم، مراقبه داشتن (پرهیز از گناهان) است. این ختم به جهت رفع انواع گرفتاریها بسیار مجرب است. شایسته است که یک 15 روز، به نیت فرج امام زمان(عج) این ختم را برداریم که خودشان فرمودند: فرج ایشان، فرج ما است.
ختم دوم: 9 روز، روزی 9 مرتبه تلاوت دعای توسل هدیه به امام جواد(ع). (میتوان در طول روز تقسیم کرد: مثلاً سه مرتبه بعد از نماز صبح، سه مرتبه بعد از نماز عصر و سه مرتبه بعد از نماز عشا خواند.)